صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جوان در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    جوان در قرآن




    جوان در قرآن
    (1)

    جوان در قرآن

    قرآن فصل جوانى را فرصت استثنایى عمر انسان مى ‏داند. این واقعیت در آیات متعدد، با تعبیرات گوناگون مطرح شده است. گفته‏ هاى قرآن در باب شناخت نیرو و استعداد جوانى به دو بخش گزارش و ارزش گذارى، قابل تقسیم است:


    گزارش‏ها
    در بخش گزارش، قرآن از رخدادهاى تاریخى یاد می کند

    كه به دست جوان طرّاحى و اجرا شده است. در این قسمت، هم اتفاقات تلخ و هشداردهنده كه اشاره به آسیب پذیرى فوق‏ العاده این قشر دارد، مطرح مى ‏شود و هم از شاهكارهاى مثبت و سرنوشت‏ ساز آنان سخن به میان مى ‏آید

    اقدام همراه حضرت موسى علیه السلام به نابودى غلامى (یعنى جوانى كه تازه صورتش موى و سبیل در آورده بود)، به این دلیل كه به نیروى تهدید شده نسبت به پدر و مادرش تبدیل شده بود، گواهى است بر آسیب پذیرى جوان. قرآن مى ‏گوید: «فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِیَا غُلاَماً فَقَتَلَهُ» (كهف /74)

    «پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا این كه به نوجوانى برخوردند پس معلم موسى او را كشت».

    همراه حضرت موسى‏ علیه السلام راز و رمز این اقدام به ظاهر ناخوشایند را، این گونه توضیح داد:



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    «وَأَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَاناً وَكُفْراً» (كهف /80)

    «اما آن نوجوان (كه كشتم) پدر و مادر با ایمان داشت و ترسیدیم كه آن دو را به طغیان و كفر بكشاند.

    ماجراى پسر نوح و هلاكت او به دلیل مخالفت با پدرش، نمونه دیگرى است براى آسیب‏ پذیرى جوان؛ چه آن كه تعبیر «بُنَىّ» به معناى جوان است. چنانكه در آیات: یوسف /5 و لقمان /13 و صافات /12 به همین معنا مى ‏باشد. و سیره قوم نوح نیز این بود كه روحیه مخالفت با نوح علیه السلام را در سنین جوانى در فرزندان‏شان پرورش مى ‏دادند. در روایتى آمده است:

    اقدام همراه حضرت موسى علیه السلام به نابودى غلامى (یعنى جوانى كه تازه صورتش موى و سبیل در آورده بود)، به این دلیل كه به نیروى تهدید شده نسبت به پدر و مادرش تبدیل شده بود، گواهى است بر آسیب پذیرى جوان

    «كان الرجل منهم یأتى بابنه و هو صغیر فی قفه على رأس نوح فیقول یا بنى ان بقیت بعدى فلا تطیعن هذا المجنون» 1

    «سیره هر مردى از قوم نوح این بود كه پسرش را در خردسالى مى‏ آورد بالاى سر نوح‏ علیه السلام و مى‏ گفت: اگر بعد از من زنده بودى، از این مرد دیوانه پیروى مكن».



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    سيره تبليغاتى تربيتى قوم نوح چونان جا افتاده بود كه نوح‏عليه السلام در مقام مناجات با پروردگارش عرض كرد:

    (إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلاَ يَلِدُوا إِلَّا فَاجِراً كَفَّاراً) نوح


    27) (همانا اگر آنها را باقى بگذارى بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسل فاجر و كافر به دنيا نمى‏ آورند). موج سيره تبليغاتى مخالفان كنعان پسر نوح را نيز در سنين جوانى به دور از ديد پدرش به كام خود برد، به گونه‏ اى كه ترس از طوفان هم نتوانست او را به همراهى با پدر وا دارد.

    (وَنَادَى نوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِى مَعْزِلٍ يَا بُنَىَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلاَ تُكُن مَعَ الْكَافِرِينَ. قَالَ سَآوِى إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنى مِنَ الْمَاءِ) (هود /43 - 42) (نوح فرزندش را كه در گوشه‏ اى بود، صدا زد: پسرم همراه ما سوار شو و با كافران مباش گفت: به زودى به كوهى پناه مى‏برم تا مرا از آب حفظ كند).

    در بخش گزارش‏هاى مثبت، قرآن به نقل مواردى مى‏ پردازد كه جوان صرفاً به دليل روحيه فضيلت پذيرى ويژه اين مقطع سنى به اقدام تاريخى و آموزنده دست يازيده است:

    نمونه يك:

    حضرت ابراهيم ‏عليه السلام در جوانى به رشد لازم دست يافت و بر اساس آن به سراغ بت شكنى و پى آمد منفى آن شتافت. (وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِى‏أَنْتُم لَهَا عَاكِفُونَ) (انبياء /51 - 52)(ما رشد ابراهيم را از پيش به او داديم و به او آگاه بوديم آن هنگام كه به پدر و قوم او گفت اين مجسمه‏ هاى بى روح چيست كه همواره آنها را مى ‏پرستيد).



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    (فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً إِلَّا كَبِيراً لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ قَالُوا مَن فَعَلَ هذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ قَالُوا سَمِعْنَا فَتىً يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ) (انبياء / 58-60)

    (همه بتها را قطعه قطعه كرد مگر بزرگ آنها را، بدين منظور كه شايد به سراغ آن بيايند. گفتند: كه با بتهاى ما چنين كارى را كرده است؟ بى ترديد او از ستمگران است. گفتند: شنيده ‏ايم كه جوان ابراهيم نام درباره بتها سخن مى ‏گفته است).


    نمونه دوم:

    اسماعيل، در سنين نوجوانى در اوج بردبارى و حلم، قدم نهاد و در پاسخ مشورت خواهى پدرش كه خواب ديده بود وى را سر مى‏برد، گفت: به مأموريتت عمل كن و خواست خداوند را انجام بده مرا ثابت قدم خواهى يافت:

    (فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلاَمٍ حَلِيمٍ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَىَّ إِنِّى أَرَى فِى الْمَنَامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَنَادَيْنَاهُ أَن يَاإِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا كَذلِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ)

    (صافات /101 - 105) (ما به ابراهيم بشارت نوجوان حليم و بردبار را داديم، هنگامى كه آن غلام در عرصه فعاليت، همكار پدرش شد، ابراهيم گفت: پسرم: خواب ديده‏ام كه تو را ذبح مى‏كنم، نظرت در اين باره چيست؟
    گفت: پدرم: دستورى که به تو داده شده اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت. وقتى هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین اسماعیل را بر زمین گذاشت، او را ندا دادیم که‏اى ابراهیم، آن مأموریتى که در عالم خواب به عهده‏ات گذاشته شده بود، انجام دادى ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم».
    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۴/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۷:۴۳


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نمونه سوم:

    حضرت یوسف‏ علیه السلام در سال‏هاى جوانى ظرف وجودش مالامال حکمت و علم شد و در پناه خداوند از آزمون جنسى به بهاى سالها زندگى در زندان، سربلند بیرون آمد،

    «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً وَکَذلِکَ نَجْزِى الْمُحْسِنِینَ وَرَاوَدَتْهُ الَّتِى هُوَ فِى بَیْتِهَا عَن نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبَوْابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّى أَحْسَنَ مَثْوَاىَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ. وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَن رَأى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ» (یوسف /22 - 24)

    «وقتى یوسف به کمال جسمى و روحى رسید، به او حکم و علم دادیم و این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏ دهیم و آن زن که یوسف در خانه‏ اش بود، از او تمناى کام جویى کرد و درها را بست. گفت بشتاب به سوى آنچه براى تو آماده و مهیاست، یوسف گفت: پناه مى‏ برم به خداوند و او پروردگارم است که مقام مرا گرامى داشته است. همانا ستمگران به رستگارى نمى‏ رسند و آن زن قصد او را کرد و او نیز - اگر برهان پروردگار را نمى ‏دید - قصد وى را مى‏ کرد. این گونه کردیم تا بدى و فحشا را از او دور سازیم، زیرا او از بندگان مخلص ما بود».



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نمونه چهارم:

    موسى علیه السلام در جوانى رنگ کاخ نشینى که رفاه زدگى و مسؤولیت ‏نشناسى است، بر خود نگرفت؛ بلکه بر عکس در پى همکارى با مظلومان و ستیز با ستمگران بر آمد:

    «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً وَکَذلِکَ نَجْزِى الْمُحْسِنِینَ. وَدَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلَى حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلاَنِ هذَا مِن شِیعَتِهِ وَهذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِى مِن شِیعَتِهِ عَلَى الَّذِى مِنْ عَدُوِّه فَوَکَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَیْهِ» (قصص /14 - 15)

    «وقتى موسى به کمال جسمى و عقلى رسید، ما به او حکمت و دانش دادیم و این گونه نیکوکاران را پاداش مى ‏دهیم. او موقعى که اهل شهر در غفلت بودند، وارد شهر شده، ناگهان دو مرد را دید که با هم مى‏ جنگیدند، یکى از پیروان او بود و دیگرى از دشمنانش، آن کس که از پیروان او بود، مدد خواست، موسى مشت محکمى بر سینه آن دیگرى زد و به حیات او پایان داد».



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نمونه پنجم:

    موسى‏ علیه السلام پس از بعثت و رسیدن به مقام رسالت، وقتى به مصر بازگشت و مشغول دعوت به دین و مبارزه با دستگاه خودکامه فرعونى شد، با استقبال صادقانه جوانان مواجه گردید و تنها مجموعه ‏اى از کم سن و سال ترهاى قوم بنى اسرائیل راه او را پیش گرفتند. در حالى که ترس شکنجه فرعون و اشراف خودى، بر آنها سایه افکن بود.

    «فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ» (یونس /82)

    «پس به موسى ایمان نیاوردند جز جوانانى از قوم او، در حالى که مى‏ترسیدند از این که در معرض شکنجه فرعون و سران خودشان قرار بگیرند».



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نمونه ششم:

    در ماجراى اصحاب کهف، قابل مطالعه است که تعدادى از کاخ نشینان جوان، به جنگ و مخالفت با محیط آلوده به شرک، بت پرستى و خود کامگى برخاسته و به قصد حفظ ایمان و باورشان به زندگى در آسایش و رفاه پشت پا زده و راه هجرت و آوارگى را در پیش گرفته و با انتخاب زندگى جدید، خواب و مرگ ویژه خود، معجزه یاد ماندنى را در تاریخ به ثبت رساندند:

    «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدىً وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لَن نَدْعُوَا مِن دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً» (کهف /14 - 13)

    «ما داستان آنها را به حق، براى تو بازگو مى‏ کنیم، آنها جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایت شان افزودیم. ما دلهاى آنها را محکم ساختیم، در آن هنگام که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‏ها و زمین است، هرگز غیر او معبودى را نمى ‏پرستیم که [اگر چنین گوییم] سخنى به گزاف گفته ‏ایم».

    تمامى داستان‏هاى بالا بیانگر نوعى رابطه بین سنین جوانى و پاى بندى به ارزش‏ها، پاکى‏ ها و پرخاش بر ضد گرایش‏ها و سنت‏هاى باطل است.

    واژه‏ هاى: «غلام»، «بلغ اشدّه»، «ذریة» و «فتیة» که همه به مقطع سنى معین اشاره دارد، قطعى‏ ترین دلالتش این است که در این فصل از زندگى، انسان‏ها گرایش نیرومندى نسبت به گزاره‏ هاى یاد شده دارند و باید آن را پاس داشت.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ارزيابى و ارزشگذارى

    قرآن در كنار گزارش‏ها از احساس و رفتار جوان، قضاوت صريح‏ترى نيز دارد كه در آن از دوره جوانى به دوره «شدّت» و «قوت» تعبير مى‏كند. دوره‏اى كه از دو طرف در محاصره ضعف و ناتوانى م ى‏باشد و در آن، تمايل به آرمان‏ها و آرزوهاى ارزشمند و ارج گذارى به حقوق والدين تجلى مى‏ يابد:

    «اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ» (روم /54)

    «خدا همان كسى است كه شما را آفريد، در حالى كه ضعيف بوديد، سپس بعد از ناتوانى قوت بخشيد. پس از آن ضعف و پيرى قرار داد، او هر چه بخواهد، مى‏ آفريند و دانا و تواناست».

    «ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً» (حج /5)

    «بعد شما را به صورت كودك بيرون آورديم؛ سپس هدف اين است كه شدّت و نيرومندى خود را به دست آوريد، در اين ميان بعضى از شما مى‏ ميرند و بعضى به پايين‏ ترين مرحله عمر كشانده مى ‏شود تا بعد از داشتن آگاهى چيزى را نداند!»

    «ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَمِنكُم مَن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمّىً» (غافر /67)

    «سپس شما را به صورت طفل بيرون مى‏ آورد، بعد به شدّت و نيرومندى مى‏ رسيد و بعد از آن پير مى ‏شويد - گروهى از شما پيش از اين مرحله مى‏ ميرند - و در نهايت به سر آمد عمر خود مى‏ رسيد».



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,631
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    504 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    «وَمَن نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِى الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ» (يس /68)
    «و كسى را كه عمر طولانى دهيم آفرينشش را واژگون مى ‏كنيم».

    «وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّيَّتِى إِنِّى تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّى مِنَ الْمُسْلِمِينَ»(احقاف /15)

    «ما به انسان سفارش نموديم كه به پدر و مادرش نيكى كند، مادرش او را با ناراحتى حمل مى ‏كند و با ناراحتى بر زمين مى‏ گذارد و دوران حمل و از شير گرفتنش سى ماه است، تا زمانى كه به كمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگى قدم گذارد، مى‏ گويد: پروردگارا! مرا توفيق ده تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم داده‏ اى، قدر دان باشم و كار شايسته انجام دهم كه آن را مى ‏پسندى و مايه خوشنودى تو است و فرزندانم را صالح گردان من به سوى تو بازگشتم و من از مسلمانانم».



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود