جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی مسئله تحریف در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بررسی مسئله تحریف در قرآن




    بحثى در باره مسئله تحريف قرآن


    معانى و اقسام تحريف عقيده مسلمانان در مسئله تحريف قرآن نسخ تلاوت در قرآن دلايل عدم تحريف قرآن تحريف از نظر قرآن تحريف از نظر سنت و احاديث قرائت سوره‏هاى قرآن در نماز عدم تحريف قرآن به وسيله خلفا عدم تحريف قرآن در دوران عثمان عدم تحريف قرآن در دوران‏هاى بعد از خلفا دلايل طرفداران تحريف قرآن و پاسخ آن:


    تحريف تورات و انجيل قرآن امير مؤمنان (ع) روايات تحريف قرآن چگونه جمع آورى شد؟


    معانى و اقسام تحريف


    يكى از مسائل مهم و حساسى كه در باره قرآن پيش مى‏آيد مسئله «تحريف قرآن مجيد» است ولى قبل از بررسى اين مطلب مسائلى را به عنوان مقدمه مطرح مى‏كنيم و سپس به اصل مطلب مى‏پردازيم:


    تحريف چيست؟


    لغت «تحريف» به چند معنى استعمال مى‏شود كه نسبت به بعضى از معانيش در قرآن واقع شده، نسبت به بعضى معانى ديگرش راهى به قرآن ندارد و نسبت به بعضى از معانى ديگرش راه يافتن آن به قرآن، مورد اختلاف است. اينك به تفصيل آن مى‏پردازيم:


    1- تحريف در معنا: اگر چيزى يا كلمه‏اى از مورد خود تغيير داده شود و در غير مورد و معناى واقعى‏اش استعمال شود، اين عمل را نوعى تحريف مى‏نامند چنان كه تحريف در آيه شريفه ذيل به همين معنا آمده است:


    مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ. نساء 46


    گروهى از يهوديان گفتار خدا را از معانى حقيقى آن به معناها و مواردى ديگر تغيير داده و تحريف مى‏كنند.


    تحريف به اين معنا بدون ترديد و اختلاف در تفسير قرآن مجيد واقع شده است زيرا تفسير كردن آيات قرآن به معانيى كه هدف و مقصود قرآن نيست، بسيار ديده شده است و بيش‏تر بدعت گذاران و صاحبان عقايد فاسد و مذاهب باطل، در قرآن مجيد به چنين تفسير و تحريفى مرتكب شده‏اند و آيات آن را بر طبق نظريات و تمايلات نفسانى خود تأويل نموده و با افكار و عقايدشان تطبيق داده‏اند، در صورتى كه پيشوايان مذهبى و ائمه هدى (ع) از چنين تفسير و تحريفى شديدا منع نموده، مرتكب آن را سخت مورد ملامت و نكوهش قرار داده‏اند چنان كه در كتاب كافى آمده است كه امام باقر (ع) طى نامه‏اى به سعد خير چنين نگاشت: «آنان قرآن را پشت سر انداخته‏اند و حروف و الفاظ آن را حفظ نموده، معانى و قوانينش را تحريف مى‏كنند. قرآن را مى‏خوانند ولى حقوق و حدود آن را رعايت نمى‏كنند. كوته نظران از قرآن به خواندن ظاهر آن مسرور و خوشحالند ولى دانشمندان از اين كه حقوق و احكام قرآن رعايت نمى‏شود بسيار غمگين و محزونند.»


    2- تحريف در حروف و حركات: اگر حروف و يا حركات بعضى از كلمه‏هاى قرآن تغيير داده شود به طورى كه معناى آن هيچ گونه تغيير پيدا نكند، اين عمل نيز يك نوع تحريف محسوب مى‏شود.


    اين گونه تحريف نيز مانند تحريف به معناى اول در قرآن واقع شده است، زيرا ما در بحث قرائت ثابت نموديم كه قرائت‏هاى ده گانه به طور متواتر ثابت نشده است و برگشت اين مطلب بر اين است كه قرآن تنها با يكى از اين قرائت‏هاى ده گانه مطابقت دارد و بقيه قرائت‏ها به جز زيادت و يا نقصانى نمى‏توانند باشند.


    3- تحريف در كلمات قرآن: اگر كلمه و يا كلماتى از قرآن برداشته شود و يا بر قرآن افزوده شود به طورى كه حقيقت قرآن تغيير نيابد و همان گونه كه فرود آمده است، محفوظ بماند، اين عمل را نيز «تحريف» مى‏نامند.


    تحريف بدين معنى نيز در صدر اسلام بدون ترديد به قرآن راه يافته است زيرا:


    اولا: به گواه تاريخ، عثمان در دوران خلافتش يك قسمت از قرآن‏هاى موجود را سوزاند و به استاندارانش نيز در شهرهاى اسلامى دستور داد، تمام قرآن‏ها را به جز آن چه كه خودش جمع آورى نموده است، بسوزانند. اين مطلب مى‏رساند كه قرآن‏هاى سوزانده شده، با قرآنى كه خود عثمان جمع آورى نموده بود، اختلاف و مغايرت داشته است و گر نه علتى براى سوزاندن و از بين بردن آن‏ها نبود.


    و ثانيا: عده‏اى از علما و دانشمندان موارد اختلاف آن قرآن‏ها را معين نموده‏اند، از جمله ابو داود سجستانى- صاحب سنن معروف- در اين موضوع كتابى نوشته، آن را كتاب المصاحف ناميده است.


    از اين گفتار دو مطلب استفاده مى‏شود:


    يكى اين كه: قرآن‏هاى دوران عثمان با يكديگر متفاوت بوده‏اند و تحريف به معناى زيادت و يا نقصان كلمه و كلمات به آن‏ها راه يافته است و تنها يكى از آن‏ها مطابق با واقع و از هر گونه زيادت و نقصان محفوظ بوده است و به عقيده ما قرآنى كه عثمان جمع آورى نموده، همان قرآن متداول و معمول در ميان مسلمانان صدر اسلام مى‏باشد كه از هر جهت مطابق با واقع بوده، از خود رسول اكرم (ص) گرفته شده است.


    دوم اين كه: به عقيده ما و به عقيده تمام كسانى كه تنها قرآن موجود را قطعى و متواتر مى‏دانند، تحريف به معناى زيادت يا نقصان كلمه در بعضى از قرآن‏هاى صدر اسلام راه داشته است ولى در عصر عثمان كه قرآن‏هاى تحريف يافته سوزانده شده، قهرا تحريف به آن معنى نيز از ميان رفت و تنها قرآنى كه از زيادت و نقصان خالى و محفوظ بود، در دست مسلمانان باقى ماند.


    ولى كسانى كه تمام قرآن‏هاى صدر اسلام را قطعى و متواتر مى‏دانند، مجبورند كه در قرآن موجود نيز تحريف را بپذيرند و كم و زياد بودن بعضى از كلمات آن را قبول نمايند زيرا اين گروه، مانند طبرى و بعضى از مفسرين ديگر مى‏گويند كه قرآن به هفت گونه نازل شده است و تا دوران عثمان نيز با همان هفت گونه خوانده مى‏شد ولى عثمان همه آن قرآن‏ها را از بين برد و تنها قرآن خود را كه با يكى از آن لغات و گونه‏هاى هفت‏گانه نگارش يافته بود، باقى گذاشت و از آن زمان به بعد روش‏ها و لغت‏هاى شش گانه ديگر كه در واقع همه آن‏ها نيز از قرآن بوده است، از بين رفت .


    4- تحريف در آيات: اگر آيه و يا سوره‏اى از قرآن، كم و يا بر آن اضافه شود ولى اين زيادت و نقصان تغييرى در حقيقت قرآن و كتاب خدا بودن آن به وجود نياورد و رسول خدا (ص) نيز آن سوره و يا آن آيه را به طور مسلم در قرآن خوانده باشد، اين عمل با اين شرايط و خصوصيات يكى از معناهاى تحريف مى‏باشد و تحريف به اين معنا قطعا در قرآن واقع شده است.


    مثلا «بسم اللّه» از جمله آياتى است كه پيامبر اسلام به اتفاق مسلمانان، پيش از هر سوره به جز سوره «توبه» آن را قرائت مى‏نمود ولى با اين حال از قرآن بودن آن مورد اختلاف است.


    زيرا عده‏اى از علماى اهل سنت «بسم اللّه» را جزء قرآن نمى‏دانند و حتى به عقيده پيروان مالك خواندن آن در نمازهاى واجب قبل از سوره حمد جز در موارد مخصوص مكروه مى‏باشد ولى عده ديگر از آنان «بسم اللّه» را جزئى از قرآن مى‏دانند.


    بايد توجه داشت كه اين اختلاف نظر تنها در ميان علماى اهل سنت است، اما علما و دانشمندان شيعه متفقا و بدون اختلاف مى‏گويند: «بسم اللّه» به استثناى سوره توبه جزء تمام سوره‏هاى قرآن مى‏باشد، چنان كه در تفسير سوره حمد در اين باره مشروحا بحث خواهيم نمود.


    5- تحريف با زياد كردن: اگر زيادتى در قرآن به وجود آيد به طورى كه حقيقت، ماهيت و واقعيت قرآن را تغيير دهد و گفته شود كه قسمتى از قرآن موجود كلام خدا نيست، اين گونه تغيير و زيادت نيز «تحريف» ناميده مى‏شود و تحريف بدين معنا اصلا راهى به قرآن نيافته است و بطلان آن در ميان تمام مسلمانان مسلم و از ضروريات و بديهيات مى‏باشد.


    6- تحريف با كم نمودن: يكى ديگر از معانى «تحريف» تنقيص و كم نمودن است، بدين معنى كه بگوييم: قرآن موجود بر تمام آن چه از آسمان نازل شده است مشتمل نيست و قسمتى از آن در موقع تدوين و يا در دوران‏هاى بعدى از بين رفته است تحريف به اين معنى است كه در اين جا موضوع بحث ما مى‏باشد.


    راه يافتن اين گونه تحريف به قرآن مجيد مورد اختلاف است، عده معدودى از علما آن را پذيرفته‏اند و اكثر علما آن را مردود مى‏دانند و ما نيز آن را شديدا مردود مى‏دانيم و خالى از حقيقت مى‏شناسيم .


    عقيده مسلمانان در مسئله تحريف قرآن


    معروف و مشهور در ميان مسلمانان اين است كه تحريف به معناى اخير كه در فصل پيش توضيح داده شد يعنى تحريف به معناى كم شدن قسمتى از آيات قرآن هرگز رخ نداده است. قرآنى كه فعلا در دست مسلمين است، عينا همان قرآن است كه بر پيامبر (ص) نازل شده است.


    عده زيادى از علما و دانشمندان بر اين واقعيت تصريح نكرده‏اند، مانند پيشواى محدثين شيخ صدوق (ره) كه عدم تحريف را جزو عقايد اماميه مى‏داند و مانند شيخ الطائفه ابو جعفر طوسى كه در اول تفسير خود تبيان به صراحت بر اين مطلب تأكيد مى‏كند و اين نظريه را از استاد خود سيد مرتضى علم الهدى نيز نقل مى‏كند و آن گاه دليل او را كه در اين مورد بهترين و محكم‏ترين دلايل مى‏باشد، بازگو مى‏كند.


    باز از كسانى كه تحريف به معناى تنقيص را در قرآن نمى‏پذيرند، مفسر معروف طبرسى است كه در مقدمه تفسير خود مجمع البيان به رد آن صراحت دارد.


    باز از منكرين تحريف، شيخ الفقها شيخ جعفر است كه در كشف الغطا بر عدم تحريف در قرآن ادعاى اجماع مى‏نمايد و از آن‏هاست علامه بزرگ شهشهانى كه در كتاب خود عروة الوثقى قول به عدم تحريف را به اكثريت قاطع مجتهدين نسبت مى‏دهد و باز از آن‏هاست، محدث مشهور، مرحوم ملا محسن فيض در وافى و علم اليقين و مجاهد بزرگ و قهرمان علم و دانش شيخ محمد جواد بلاغى در مقدمه تفسير خود آلاء الرحمن .


    عده‏اى از علما نيز عقيده عدم تحريف را به اكثر دانشمندان بزرگ نسبت داده‏اند، مانند شيخ بزرگوار شيخ مفيد و جامع علوم مختلف مرحوم شيخ بهايى و محقق دانشمند قاضى نور اللّه شوشترى.


    و مى‏توان گفت كه: تمام دانشمندان و علماى شيعه كه در باره امامت كتابى تأليف نموده، به مطاعن خلفا وارد شده‏اند همان نظريه و عقيده به عدم تحريف را داشته‏اند زيرا در طعن و ايراد بر خلفا، به سوزاندن قرآن‏هاى موجود در آن عصر كه به وسيله خليفه سوم انجام گرفت و اعمالى مانند آن استناد كرده‏اند ولى از مسئله تحريف هرگز اسم و سخنى به ميان نياورده‏اند، در صورتى كه اگر تحريف واقع مى‏شد، بيش‏تر از سوزاندن قرآن‏ها عامل طعن و انتقاد بود و مطرح مى‏شد.


    خلاصه اين كه: نظريه مشهور در ميان دانشمندان و محققين شيعه، همان نظريه عدم تحريف است بلكه اين نظريه مورد اتفاق در ميان آنان مى‏باشد تنها افراد معدودى از محدثين شيعه و عده‏اى نيز از علماى اهل سنت نظريه وقوع تحريف را پذيرفته‏اند.


    رافعى در اين باره مى‏گويد: عده‏اى از علماى «كلام» كه رأى و ابتكارى از خود نداشته و به جز ظن و حدس دانشى نيندوخته‏اند و به جز راه جدال و لجاجت روشى در پيش نگرفته‏اند، قائل به تحريف مى‏باشند و با طرح مطالب واهى از پيش خودشان در جمع آورى و تدوين قرآن، به حذف شدن بخشى از آيات قرآن، تفوّه مى‏كنند.


    مرحوم طبرسى در مجمع البيان قول به تحريف را به حشويّه و افراد بى‏اطلاع و ظاهربين اهل سنت نسبت داده است.


    مؤلف: در فصل آينده روشن خواهد شد كه عقيده به نسخ تلاوت عينا همان عقيده به تحريف مى‏باشد.


    در اين صورت اعتقاد به نسخ در تلاوت كه در ميان علماى اهل سنت مشهور است، مستلزم مشهور بودن اعتقاد به تحريف نيز در ميان آنان خواهد بود نه در ميان شيعه!


    منبع: سایت نیو حرف

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود