صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** کلاس آشنایی با قران *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** کلاس آشنایی با قران *****







    در ابتدا باید از این جا آغاز نمایم که خدا قرآن مجید را به شصت و شش نام یاد فرموده ، و دوازده نام دیگر از احادیث حضرت نبوى- صلى اللّه علیه و آله و سلم- مستفاد شده، کثرت اسما دلیلى است بر شرافت قرآن.

    رویت نگرم مه تمامت خوانم قد بینم و سر و خوش خرامت خوانم‏
    نام تو بسى و چون به نامت خوانم از مهر ندانم که کدامت خوانم‏
    1.اما از کلام الهى، اول همه نامها قرآن است :« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی». یعنى کتابى است به وقت حاجت و به مقدار حاجت فرو آمده اما اگر بى همزه باشد مأخوذ از قران باشد، که به معنى پیوستن است و مقصود سوره ها و آیات نزدیک به یکدیگراست یا آنکه هر آیه و سوره قرینه آیه و سوره دیگر است یا از قرى به معنی مهمانى است: «القرآن مأدبة اللّه »، و عرب طعام مهمانى را «مأدبه » گوید. مراد میهمانى بهترین امت به انواع کرامت و کرم است.
    اما نزد بعضى این اسم مشتق‏نیست بلکه علم کلام اللّه است چون تورات و انجیل که هر یک علم کتابى است. در بصائر الکلمات آورده که قرآن اکمل و اجمل اسامى این کتاب است، و بدین اسم در ملکوت آسمان میان ملائکه ، و در زمین نزد خواص و عوام اشتهار یافته است.

    -2 فرقان : «تَبارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقانَ، ». فارق یعنى جدا کننده حق و باطل، نیز عدل،و گفته‏اند فرقان به معنى نجات است و گشایش یافتن :« إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانا»ً. مراد آن است که قرآن سبب نجات و خلاص ، و واسطه گشایش شماست .
    گفته‏اند اسمى است مشتق از فرقه، که به معنى پراکندگى است ؛یعنى کتابى است که متفرق نازل شده و در مدتى معین.
    -3 کتاب :« کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ». کتاب و کتابت در لغت نوشتن است، و این جا به معنى مکتوب است، چون حساب به معنى محسوب
    -4 آیات بیّنات یعنى نشانه‏هاى روشن:« یُنَزِّلُ عَلى‏ عَبْدِهِ آیاتٍ بَیِّناتٍ». هر یک از آیت هاى قرآن نشانه‏اى است از سرّ وحدت، و علامتى است بر صحت نبوت.
    -5بصایر :« قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ». که به معنى بینایى دل باشد . در تفسیر کبیر آورده که مراد از بصایر، دلیل ها است که دل هاى مؤمنان بدان بینا گردد، و راه حق و روش حقیقت برایشان ظاهر شود.
    -6 برهان :« قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ» و معنى آن حجت روشن است .
    -7بیان :« هذا بَیانٌ من ربّکم للنّاس » و بیان دلیلى را گویند که چیزى دیگر بدان روشن گردد. معنى آن است که احکام الهى بدین کتاب ظاهر و پیدا و واضح و هویدا شده.
    -8بشرى :« وَ بُشْرى‏ لِلْمُؤْمِنِین»َ یعنى بشارت مؤمنان است به نجات در دنیا و آخرت.
    -9بشیر.
    -10نذیر :« بَشِیراً وَ نَذِیراً فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُم»ْ. قرآن بشارت دهنده آشنایان است به نعمت، و بیم کننده بیگانگان است به جهنم.
    -11بلاغ :« هذا بَلاغٌ» که به معنى اعلام و تبلیغ است ؛ یعنى قرآن در آگاهی دادن کافى است ، نیز اعلام نمودن هر کس به شناخت مقصد و مرام.
    -12 تبیان :« تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء»ٍ. به معنى پدید شدن و پدیدار کردن کننده احکام و اخبار، و ظاهر سازنده معانى و اسرار .
    -13تنزیل :« وَ إِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعالَمِینَ».مصدر است به معنى مفعول یعنى فرستاده شده از نزد پروردگار عالمیان به سیّد و سرور آدمیان.
    -14 تذکره :« وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ». یعنى قرآن متقیان را در راه صلاح کمک می کند.
    -15 تفصیل :« وَ تَفْصِیلًا لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ» یعنى جداکننده حقایق اشیاست.
    -16 تبصره :« تَبْصِرَةً وَ ذِکْرى»‏. تبصره بینایى دل را گویند، و قرآن دل را واسطه بینایى است و رابطه حضور و شهود .
    -17احسن الحدیث :« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ». یعنى نیکوترین همه سخنان قرآن است.

    -18حکمت :« حِکْمَةٌ بالِغَة»ٌ. حکمت دانستن چیزهاست چنانچه باید، و در عمل آوردن بر وجهى که شاید، و به حقیقت جواهر این علم و عمل جز از معدن پاکیزه قرآن بیرون نیاید.
    -19 امر :« أَمْراً مِنْ عِنْدِنا» فرمان قرآن بر همه کس روان است، و اطاعت آن عین اسلام و محض ایمان.
    -20 حکم :« ذلِکُمْ حُکْمُ اللَّه»ِ. قرآن دربردارنده حکم و فرمان خداوند جهان‏ است .
    -21 حبل :« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه»ِ. معنى حبل ریسمان است، و آن سبب خلاصى از چاه می باشد ، یعنى هر که دست اعتصام در حبل متین کلام خدا زند، از چاه تیره گمراهی خلاص یافته، به عرصه دلگشاى هدایت می رسد.
    از چاه شور این جهان در حبل قرآن زن دو دست اى یوسف آخر بهر توست این دلو در چاه آمده‏

    حق از آن حبل خواند قرآن را تا بگیرى بسان حبل آن را
    بدر آیى ز چاه نفس و هوى کنى آهنگ عالم بالا
    رسن آمد کزین نشیمن پست بدر آیى در آن رسن زده دست‏
    تو بدان دست و پاى خود بستى و اندرین تنگ جاى بنشستى‏
    22- حکیم :« وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیم»ِ. این کلام منبع حکمت است و حکماى الهى را منشأ دلیل و حجت.
    -23 حق :« قَدْ جاءَکُمُ الْحَقُّ»و معنى آن راست است. مجموع راستی ها کلام خداست، که جامع صفات خدا است.
    -24ذکرى :« وَ ذِکْرى‏ لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ». ذکرى در لغت پند است، و قرآن همه بندگان را پندى سودمند است.
    -25 ذکر :« هذا ذِکْر»ُ. بهترین همه ذکرها قرآن است. در کتاب ینابیع ذکر را به معنى شرف دانسته :« وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ»یعنی «شرف. »
    -26 رحمت :« وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ». قرآن را رحمت فرموده ، و حضرت رسالت را نیز به همین صفت خوانده:« وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ». و چون هر دو رحمت نصیب این امت شده امید هست که سر انجام کار به ناامیدى نکشد .

    - 27 روح :« أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحا»ً. چون قرآن سبب حیات دلها است.
    چنانچه زندگى تن به صحبت جان است بدان که زندگى جان به نور قرآن است‏
    -28 شفا : «ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ». هر مرضى که باشد، قرآن آن را شفا است و هر دردى که روى نماید، دواى آن هم از قرآن است.
    رنج اگر بسیار شد کى غم خورم چون شفاى جان بیمارم تویى‏
    29 و 30- صدق و عدل یعنى صادق و عادل:« وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا». یعنى قرآن راست گو و دربردارنده احکام عادلانه است .
    -31 صراط مستقیم، یعنى راهى به فردوس برین، :« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ».
    -32 طیّب یعنى پاکیزه: «وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ». قرآن از همه عیبها و نقصانها پاک است.
    -33عزیز یعنى غالب و توانا:« وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیز»ٌ. از نزد خداوند عزیز بر پیغمبر عزیز نازل شده ، به برکت این همه عزت ها منشور عزت برای امّت نوشته آمد است.

    - 34علىّ :« لَدَیْنا لَعَلِیّ»ٌ. علو مرتبه قرآن ظاهر است.
    -35 عظیم :« لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیم»ٌ.
    -36عجب: «قُرْآناً عَجَباً.» یعنى عجب شگفت و د عزیز و نادر و با قیمت است.

    - 37عربى:« قُرْآناً عَرَبِیًّا». کتابى است با بهترین لغت و فصیح ترین لهجه‏ . زبان ایشان گفته‏اند کلام بهشتیان است.
    -38 فصل :« إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل»ٌ. به معنى جدا کننده حق از باطل .
    در مفاتیح الغیب آورده که فصل به معنى قضاست، یعنی حکم کننده به راستى، و منع کننده از کجى و کاستى.
    -39عروة الوثقى. به قول انس «1» دستاویز اهل ایمان است.
    -40 قصص الحق :« هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَق»ُّ. قصه‏هاى راست دارد.
    -41قسم،:« وَ إِنَّهُ لَقَسَم»ٌ. .
    -42 قیّم :« قَیِّماً لِیُنْذِر»َ. راست و راستکار می باشد.
    -43کلام :« حَتَّى یَسْمَعَ کَلامَ اللَّه»ِ.
    -44 کوثر :« إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَر»َ قرآن را به جهت احکام و اخبار و قصص و آثار بسیار کوثر مى‏خوانند.
    45- کریم :« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ». کرم قرآن به نسبت خواننده و شنونده، نهایت پذیر نیست .

    - 46مثانى :« مَثانِیَ تَقْشَعِر»ُّ. و معنى آن دوباره می باشد. به جهت تکرار قصص آن را مثانى فرمود .
    در عین المعانى مذکور است که قرآن را بدان واسطه مثانى نام نهاد که آیاتش بر مزدوجات مشتمل است، چون: امر و نهى، وعد و وعید، بیم و امید، ثواب و عقاب، عدل و فضل ، فرض و نقل، تکلیف و تشریف، علم و عمل، تفصیل و اجمال، صفت مؤمن و کافر، شیمه مخلص و منافق، بهشت و دوزخ.

    -47موعظه :« قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَة»ٌ. و الحق موعظه‏اى است نافع، و نصیحتى سودمند.

    -48 مفصّل :« أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلًا». یعنى تفصیل یافته ، یعنى امر و نهى و حلال و حرام او از یکدیگر جدا است.
    -49 مکنون :« فِی کِتابٍ مَکْنُون»ٍ. یعنى پوشیده، و خداى او را مستور داشته، و محفوظ ساخته از آنکه باطل بر وى چیره شود .
    گفته‏اند حقیقت وى مخفى است از نظر اغیار.
    -50منادى:« إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی». بهترین خواننده به راه حق قرآن است.
    -51مهیمن یعنى گواه راست:« وَ مُهَیْمِناً عَلَیْه»ِ. قرآن گواه کتابهاى گذشته است.
    -52مصدّق یعنى باور دارنده،:« مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ». کتب پیشین را تصدیق کند و به راستى آن حکم فرماید.
    -53 مجید :«بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِید»ٌ. یعنى بزرگوار .
    -54مبین :« وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ». یعنى آشکار و آشکار کننده. قرآن روشن و هویدا است، نیز روشن کننده اسرار ازل و ابد است.
    -55 مبارک :«کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَک»ٌ. برکت و میمنت او را نهایت نیست.
    56 متشابه :« کِتاباً مُتَشابِها»ً. متشابه، مانند را گویند یعنى آیات قرآن در حسن عبارت و بلاغت، یا در وجوه اعجاز و راه های حکمت، متشابه « یکدیگرند ».
    -57 نجوم :« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُوم«ِ. نجوم جمع «نجم» است، . این جا مراد بعضى از قرآن است که به هر وقت نازل شده
    58- نعمت به قول مجاهد،: وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ. کتاب کریم اوست که اعظم نعمتهاى عمیم اوست.
    -59 نور قال- تعالى-: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ. روشنى جان و دل به لمعات انوار اسرار اوست، و روشنایى خانه آب و گل به پرتو آفتاب اخبار و آثار او
    -60 نبا یعنى خبر: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ. قرآن خبرى بزرگ است، هر بیخبرى به سر حد معرفت او پى‏نبرد، بلکه هیچ با خبرى نیز از کنه حقیقت وى خبر نیابد.
    راز تو بر بیخبران بسته در باخبران نیز ز تو بیخبر
    -61وحى قال- تعالى-: إِنَّما أُنْذِرُکُمْ بِالْوَحْیِ. مراد «موحى به» است، و معنى وحى بعد ازین خواهد آمد.
    -62 هدى قال- تعالى-: هُدىً لِلْمُتَّقِینَ. مصدر است به معنى هادى، یعنى راه نماینده سالکان به سر منزل مراد، و رهاننده سرگشتگان از بیابان ضلال و عناد بیت:
    گمشدگانیم درین تنگناى ره تو نمایى که تویى رهنماى‏
    -63تصدیق قال- تعالى-: وَ لکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ. به معنى «مصدّق» است.
    -64 صحف مطهّره یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً. صحیفه‏هاى پاک از نقوش باطل و صورتهاى بى‏حاصل.
    -65 حجت بالغه به قولى، فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ. قرآن در بیان حلال و حرام حجّتى است کافى، و بر صحت وحدانیت احد و رسالت احمد - صلى اللّه علیه و آله و سلم- برهانى وافى.
    -66 قول قال- تعالى-: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ. به معنى «مقول» است ، یعنى گفته شده گفتارى مقرون به راستى، و مقدّس از کجى و کاستى بیت:
    قولى است ز نقش هر خلال پاک و ارباب عمل از او طربناک‏
    و وراى این اسما ، اسماى اقتضائیه بسیار است و در تفسیر احقاق زیاده از پنجاه ذکر مى‏کند، و چون وحى الهى به صورت لفظ آن اسم ناطق نیست متعرض ایراد آن ناشدن اولى است. اما آنچه از متون احادیث و اخبار به نقل صحیح معلوم مى‏شود
    اول، افضل است: «القرآن افضل کلّ شى‏ء دون اللّه» قرآن فاضلترین همه چیزهاست‏
    فرود خداى- تعالى-
    -2 جوامع الکلم به قول بعضى، «اوتیت جوامع الکلم». قرآن را جوامع گفت به جهت آنکه جامع است جمیع آنها را که خلق بدان محتاجند، کما قال- تعالى-: و تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ.
    -3شافع یعنى درخواست کننده قارى.
    -4 مشفّع یعنى شفاعت داده در باره هر که خواهد.
    -5 ماحل یعنى سعى نماینده در خصومت مخالف خود.
    6- مصدّق یعنى باور داشته شده در هر چه گوید.
    و این چهار نام متوالى را یک حدیث که در عنوان فضایل مذکور شده متکفل است.
    -7 متین «القرآن حبل اللّه المتین» دست آویزى استوار که انفصام و انقطاع بدو راه نیابد.
    -8 مأدبة «فانّه مأدبة »، و معنى این گذشت.
    -9 عصمة «و عصمة لمن تمسّک به»، به معنى عاصم است یعنى نگاه دارنده از بلاها.
    -10 منجاة «و منجاة لمن تبعه». «منجاة» جاى نجات باشد، یعنى هر که پناه به قرآن برد از آفتها نجات یابد و به جاى منجاة لفظ نجات نیز وارد است، و مآل هر دو یکى است.
    -11 ثقل: «انّى تارک فیکم الثّقلین». ثقل آن را گویند که او را قدرى باشد، و گران باشد به قیمت نه به وزن.
    -12 سبب و آن رسن باشد: «انّ هذا القرآن سبب، طرفه بید اللّه عزّ و جلّ و طرفه بایدیکم» و معنى این راجع است به همان معنى که در حبل گفته شد.
    قرآن سبب خلاصى ماست زیبا سببى است گفتمت راست‏
    معنى ظاهر هر اسم رقم ذکر یافت، اما در هر یکى اشارتها مندرج است که جز اهل آن بدان‏
    نرسند. آنها که قدم همت از منزل صورت بیرون ننهاده‏اند نظر ایشان جز بر نام نباشد و جمعى که به بال اقبال در فضاى هواى معنى پرواز نموده‏اند، از آینه اسم جمال مسما بر ایشان ظاهر گردد بیت «1»:
    اسم دیدى رو مسمّا را بجوى مه به بالا دان نه اندر آب جوى‏
    درگذر از صورت و از نام خیز وز لقب وز نام در معنى گریز
    ور ز نام و حرف خواهى بگذرى پاک کن خود را ز خود هین یکسرى‏
    1. جواهر التفسیر، ص: 145تاص 156



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از وظایف ما در برابر قرآن تدبر در معناى آن است و خداوند نیزفلسفه نزول قرآن را بر همین محور بیان فرموده است «کتاب انزلناها مبارکاً لیدبروا آیاته و لیتذکروا اولوالالباب».(1) قرآن کتاب مبارکى است که ما آن را نازل کردیم تا همه در آیاتش اندیشه کنند و دانایان از آن پندگیرند.... تدبر در قرآن از امور لازم و ضرورى است وچون در راستاى درک معناى قرآن است زمینه را براى عمل به آن فراهم مى‌سازد.
    و باید دانست که روح والاى قرآن بدون تدبر در آیات بدست نمى‌آید چنانکه حضرت على (ع) فرمودند: «الا لاخیر فى قراته لیس فیها تدبر». (2) قرائت بدون تدبر لقلقه‌اى بیش نیست اگرچه ثواب و بهرة خاص خودش را در بر دارد اما کامل نیست و به هدف منتهى نمى‌شود.چرا که تلاوت، مقدمه درک قرآن است و درک آن نیز بدون اندیشیدن حاصل نمى‌شود. مسئله تدبرنکردن حکایت کسانى است که خداوند درباره آنها مى‌فرماید: «افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها». (3)آیا (منافقان) درآیات قرآن اندیشه نمى کنندیا بردلهایشان خود مهر(جهل و نفاق) زده اند.
    ناگفته نماند اصل برجسته و هدف غایى نزول قرآن و تعلم و قرائت وهمچنین تدبر در آن همه و همه براى عمل است چنانکه خداوند مى‌فرماید: «هذا الکتاب انزلناه مبارکاً فاتبعوه».(4) این کتاب را مبارک نازل نمودیم پس، از آن تبعیت نمائید...و لذا کسانى که به قرآن عمل نمى‌کنند در واقع به شان و مقام والایش بى‌احترامى کرده اند..

    پی نوشت ها:
    1. سوره ص، آیة 29.
    2. اصول کافى، ج 1 ، ص 36.
    3. سوره محمد، آیة‌.
    4. سوره انعام، آیة 155.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن را چگونه بخوانیم ؟

    قران ما را به رعایت حق تلاوت امر کرده و رعایت و ادای حق تلاوت مطابق روایت این گونه است:
    شمرده آیات را تلاوت کنیم، معانی آیات را بفهمیم،به احکام آن عمل کنیم ، به وعده هایش امیدوار باشیم ، از تهدید ها و عذاب هایش بترسیم، قصه هایش را برای خود مجسم کنیم (آنها را جلو چشم خود قرار دهیم)، از مثال هایش عبرت بگیریم، اوامرش را به جا آوریم و از(ارتکاب) نهی هایش دوری جوییم (1) اگر این گونه قرآن را بخوانیم و مسائل بالا را رعایت کنیم ،قران ما را به هدف خلقت خواهد رساند زیرا کتابی است برای هدایت به بهترین و با استوار ترین راه.
    ما که عربی بلد نیستیم شایسته است هنگام خواندن قرآن، ترجمه دقیق و رسای قرآن و تفسیر خلاصه ای از آن را ملاحظه کنیم تا معنای آیات را در یابیم و در سرگذشت اقوام که ذکر می کند اندیشه کنیم و عبرت بگیریم .نیز آیات بشارت را دل ببندیم و آیات جهنم را نصب العین قرار دهیم.این گونه قرائت ما را به مقصد می رساند.

    پی نوشت ها :
    1- میزان الحکمه،ج3،ص2526.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اثرپذیری ازقرآن کریم
    *****  کلاس آشنایی با قران *****
    رسول الله صلى الله عليه و آله :
    أنتَ تَقرَأُ القرآنَ ما نَهاكَ ،
    فإذا لم يَنهَكَ فَلَستَ تَقرَؤهُ .

    *****  کلاس آشنایی با قران *****

    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
    تو تا زمانى قرآن مى خوانى كه تو را [از گناهان] باز دارد.
    پس اگر تو را باز نداشت، [گويى ]قرآن نخوانده اى.



       
    میزان الحکمه ج9






  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    قرآن کتاب انسان سازی است ؛یعنی آن چه برای تربیت افراد لازم است، در آن ذکر شده است. راه عمل کردن به قرآن، تدبر در آن است. قرآن کریم به این دلیل که نامة هدایت و پیک نجات است، مخاطبین خود را به تدبّر در اعماق و مقاصد پیام خویش، و عمل به آنها در عرصة زندگی دعوت می کند (محمد، 24)، زیرا بدون "تدبر در قرآن" نمی توان از ذخایر پرخیر و برکت کلام خدا بهره­ هایی جست، و به عمق آیات و حقایق شگفت آورش پی برد.
    به گفتة قرآن پژوهان، تدبر در قرآن که مقدمه عمل محسوب می شود، دو شرط دارد:
    1. معرفت و ایمان به شأن، مقام قرآن و آیات، از این جهت که قرآن، طبیب فکر و روح بشر به شمار می آید، چرا که بارزترین جلوة طبابت خداوند، از راه کلامش، قرآن و اولیایش، پیامبر و اوصیای پیامبر محقق گشته است: "طبیبٌ دواربطبّه، فقد احکم مراهمه و احمیَ مواسمه یضع ذلک حیث الحاجة الیه؛ رسول خدا، طبیبی است دوره گرد به همراه طبّش، به راستی مرهم ها را محکم کرده، و ابزار داغ را سخت گداخته است؛ آن را هر جایی که نیاز افتد، قرار می دهد و درمان می کند."(نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 108.)
    "انّ فیه شفأ عن اکبر الدأ؛ به راستی در آن، بهبودی از بزرگ ترین امراض وجود دارد."(نهج البلاغه، خطبة 176.)
    2. درک و اعتراف به جایگاه خود در برابر قرآن و آیات، از این حیث که قرآن، طبیب است، و ما بیمار و دردمند هستیم؛ تا به این حقیقت بزرگ آگاه نشویم و به آن معترف نگردیم، از خوان گستردة قرآن بهره مند نخواهیم شد: "...و یستبشرون به دوأَ دائهم؛ و به واسطة تلاوت ترتیلی و محزون کردن خویش، داروی دردشان را در قرآن با زیرو رو کردن جست و جو می کنند."(نهج البلاغه، خطبة 193.)
    دربارة تدبّر در قرآن، دو نکته شایان توجه است:
    اوّل: تدبّر، کلیدهایی معینی لازم دارد:
    1. کلیدهای عام که از آن جمله است:
    الف ـ کلیدهای قبل از تدبّر، مانند مسواک زدن، طهارت داشتن ظاهری و روحی
    ب ـ کلیدهای هنگام تدبّر، مثل رو به قبله بودن، پناهندگی به خدا (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و استمداد از خدا (بسم الله الرحمن الرحیم)
    2. کلیدهای خاص که از آن جمله است:
    الف ـ کلیدهای علمی و پایه ای، مانند: تسلط بر لغت، ادبیات عرب، منطق، فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق، علم حدیث، تاریخ و غیره.
    ب ـ کلیدهای روحی و عملی، مانند طهارت روحی و قلبی بر اساس مفاد آیات: بقره، 282؛ انفال، 29؛ واقعه،77ـ79.
    نکته دوّم: موضوع تدبّر در قرآن و عمل به آن، چند پیش نیاز اساسی دیگر نیز لازم دارد که عبارت است از:
    الف ـ اصول حاکم بر محتوای قرآن و آیات، از آن جمله است:
    1. قابل فهم بودن قرآن، برای مردم؛
    2. عدم جدایی آن از عترت؛ 3
    . تحریف ناپذیری قرآن؛
    4. خدایی بودن لفظ و چیدمان قرآن؛
    5. ابدی و جاودانه بودن پیام قرآن؛
    6. هدایت بشر و تربیت فرد و جامعه.
    ب ـ اصول حاکم بر تدبّر کننده و عامل به قرآن عبارت است از:
    1. صحت اصول اعتقادات؛
    2. احاطه بر آیات و احادیث؛
    3. برخورداری از ترجمه های دقیق و رسا؛
    4. پاک طلبی و حقیقت جویی؛ خلاقیت و ابتکار؛
    6. مشورت با اهل قرآن.
    ابتدا باید به معانی، نظم و چیدمان آیات قرآن، توجه کرد. تا اُنس پیشین با قرآن به دست آید؛ آن گاه، تانّی و تدبّر در آیات، پیش شرط دیگری است که انسان، باید به آن جامة عمل بپوشاند؛ سپس، خود را مخاطب قرآن دیدن و احساس نیاز به آن، شرط دیگری است که از همه مهم تر است، چنان که تحصیل تقوا و طهارت، به نوبة خود، شرط اساسی به شمار می آید.
    اگر قرائت کنندة قرآن، متوجه سه نکتة اساسی دربارة قرآن بشود، هم عمل کننده به قرآن خواهد بود، و هم با روح آن، آشنا خواهد گردید:
    1. موضوع قرآن، انسان است؛
    2. بحث اساسی قرآن، معلومات الهی است؛
    3. هدف آن، دعوت انسان به راه صحیح و حق است.

    (برای آگاهی بیشتر ر.ک: نقی پور فر، ولی الله، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، انتشارات اسوه / مودودی، ابوعلی، مبادی اساسیّه لفهم القران، نشر دارالقلم / کویت بابایی، رضا، قرآن کتاب زندگی، انتشارات هجرت، قم.)


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن کتاب خدا و نور و هدایت است که نگاه کردن به آن و تلاوت آن و گوش دادن به آیاتش و تدبر در معانی آن و عمل به دستور هایش همه عبادت است و این مربوط به کل آیات و سوره های قرآن است و اختصاص به آیات یا سوره هایی ندارد. البته برای بعضی آیات و سوره ها ثواب خاص یا تاثیر خاص وعده داده شد که شک در آن نیست. ولی هر سوره ای فضیلت خاص دارد و ثواب خاص و این گونه نیست که بعضی آیات و سوره ها فضیلت داشته و بعضی نداشته باشد یا تلاوت بعضی ثواب زیاد داشته و تلاوت بعض دیگر ثواب نداشته باشد.
    روایاتی که وارد شده ناظر به ثواب ها و تاثیر های خاص است که در سوره های دیگر غیر آن وجود دارد .
    بنا بر این چون تلاوت همه سوره ها و آیه ها ثواب دارد و همگی اجزای کلام خدا و نور هستند، ذکر این خصوصیات در خود قرآن لازم نیست و ذکر نشدن آنها عیبی ندارد.
    احادیث اگر مربوط به حلال و حرام باشد باید با سند معتبر یعنی توسط افراد شناخته شده و مورد اطمینان به ما رسیده و مضمون آنها هم با ظهور قرآن و مبانی قرآنی و روایی مخالفت نداشته باشد و اگر مربوط به مستحبات باشد، سخت گیری لازم نیست و همین که با قرآن و مبانی مخالفت نداشته باشند، می توان بدان عمل کرد و انتظار ثواب داشت و دقت در سند لازم نیست.
    در روایات وعده داده شده که هر کس بر تلاوت این سوره مداومت داشته باشد از سختی های مرگ و جان کردن در امان بوده و بعد از مرگ در پناه خدا بوده و در امان از هول و هراس های برزخ و قیامت به بهشت می رود و...
    این نجات دادن از نگرانی نجاتی است که برای افراد کوشا و پرتلاش حاصل می شود. انسان مؤمن به طور طبیعی تا در دنیا است در هراس و امید است و باید باشد. هراس از این که مبادا گمراه شود و خدا او را واگذارد و سقوط کند و جهنمی شود و... ، و امید به این که خدا دستگیر و آمرزنده است و بنده اش را کمک می کند و نقایصش را می پوشاند و...
    با تلاوت مؤمنانه قرآن که خود از اعمال صالح است و قلب را نورانی می کند و شوق عمل را بر می انگیزد و...، انسان به اطمینان می رسد و خوف و هراس او با تکیه بر خدا به اطمینان مبدل می شود .
    مؤمن با ایمان و عمل صالح از خوف و هراس رهیده به اطمینان و آرامش می رسد. خوف و هراسی که لازمه ایمان است و در مؤمن وجود دارد و با یاد خدا و عمل به دستور های خدا و تلاوت آیات خدا ، به اطمینان و آرامش مبدل می شود:
    اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هاد(1)
    خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است آياتى مكرّر دارد (با تكرارى شوق‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‏شود( و اطمینان می یابد) اين هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!


    پی نوشت ها:
    1. زمر (39) آیه 23.


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چراقرآن نیاز به تفسیر دارد ؟
    در ابتدا باید گفت «تفسیر» یعنى برگرفتن نقاب از چهره .
    مگر قرآن که «نور» و «کلام مبین» است نقابى بر چهره دارد که از آن برگیریم؟!
    نقابى بر چهره قرآن نیست، این ما هستیم که باید نقاب از چهره جان برگیریم و پرده از دیده عقل و هوش خود کنار زنیم تا مفاهیم قرآن را دریابیم تا روح آن را درک کنیم.
    از سوى دیگر: قرآن تنها یک چهره ندارد، یک چهره عمومى دارد که براى همه گشوده است، و نور مبین است و رمز هدایت خلق! اما چهره، بلکه چهره‏هاى دیگر دارد که آن را تنها به اندیشمندان( آنها که تشنه حقند و پوینده راهند و خواهان بیشتر) نشان مى‏دهد، و به هر یک به اندازه پیمانه وجود و کوشش و تلاش آمیخته با اخلاصش، سهمى مى‏بخشد.
    این چهره‏ها که در احادیث «بطون» قرآن نامیده شده، بر همه کس تجلى نمی کند، و یا همه چشم ها قدرت دید آن را ندارند. تفسیر، به چشم ها قدرت می بخشد و حجاب ها را کنار می زند و به ما شایستگى دید آنها را تا آنجا که براى ما امکان دارد می دهد.
    قرآن چهره‏هایى نیز دارد که گذشت زمان، و پرورش نبوغ ها و استعدادها از آن پرده بر مى گیرد، که در سخن معروف «ابن عباس» ( شاگرد هوشمند مکتب على علیه السّلام) به آن اشاره رفته است:« القرآن یفسره الزمان».
    از همه اینها گذشته قرآن به مضمون کلام معروف «القرآن یفسر بعضه بعضا» خود را تفسیر می کند، و آیاتش پرده از چهره یکدیگر بر مى‏گیرند و این هرگز با نور و کلام مبین بودنش منافات ندارد که قرآن «یک واحد به هم پیوسته» و «مجموعه از هم ناگسسته» است، و مجموعا نور است و کلام مبین.



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیه الله جوادی آملی در باره لزوم تفسیر می گوید:
    تفسیر به معناى روشن کردن و پرده بردارى از چهره کلمه یا کلامى است که بر اساس قانون محاوره و فرهنگ مفاهمه ایراد شده باشد و معناى آن آشکار و واضح نباشد . قهرا لفظى که معناى آن بدیهى است بى نیاز از تفسیر است ؛ چنان که کلمه یا کلامى که با تعمیه و الغاز (کنایه)ادا شده و از سنخ معما و الغاز باشد بر محور فرهنگ محاوره و تفاهم ایراد نشده است و حکم ویژه خود را دارد . بنابراین ، لفظ یا جمله اى که با تدبر و تاءمل خردمندانه در آن ، مبادى تصورى و تصدیقى روشنى پیدا مى کند، نیازمند به تفسیر است و تفسیر آن عبارت است از: تحلیل مبادى مزبور و رسیدن به مقصود متکلم و مدلول بسیط و مرکب لفظ . تفسیر به این معنا اختصاصى به متون دینى مانند قرآن کریم ندارد . گر چه شرح خصوص قرآن به فن تفسیر معروف شده است .
    تفسیر قرآن گر چه شرایط و آداب متعددى دارد، لیکن مهم ترین شرط محورى آن لزوم روشن بودن قرآن از یک سو ست، تا براى مراجعه کننده قابل دیدن و فهمیدن باشد ،نیز بصیر و بینا بودن مفسر از سوى دیگر ، تا لایق دیدن و فهمیدن معارف آن باشد؛ زیرا گر چه مثلا خورشید تابان روشن است ، اما کور،یا اصلا آن را نمى بیند و یا آن را چنان که هست مشاهده نمى کند .
    قرآن کریم نور است :« یا اءیها الناس قد جاء کم برهان من ربکم و اءنزلنا الیکم نورا مبینا (1)، فامنوا بالله و رسوله و النور الذى اءنزلنا (2)، ( و اتبعوا النور الذى اءنزل معه ) (3)، قد جاء کم من الله نور و کتاب مبین (4)» اما نورى است ثقیل و وزین ، نه خفیف و سخیف : « انا سنلقى علیک قولا ثقیلا » (5) . از این رو براى دیدن چنین نور وزینى چاره اى جز تحصیل بصر حدید(بصیرت) و بینش ‍عمیق علمى نیست .
    درباره قرآن گفته اند: قرآن طلبکارى است که هرگز وام او پرداخت نمى شود و غریبى است که هیچ گاه حق او ادا نخواهد شد: «القرآن غریم لا یقضى دینه و غریب لا یؤ دى حقه» ؛ زیرا اوج معارف آن و عمق مطالب آن فقط در اختیار اندیشه تابناک معصومین (علیهم السلام ) است :« انه لقرآن کریمَ فى کتاب مکنونَ لا یمسه الا المطهرون» (6) . از این جهت در تعریف مفهوم تفسیر قرآن ، قید به قدر طاقت و توان بشرى اخذ شده است . بنابراین ، ضمن لزوم بصیر و بینا بودن مفسر لازم است براى بهره ورى بیشتر از معارف قرآن کریم به مطهرون که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) هستند رجوع شود .

    پاورقی :
    1- نساء(4) آیه 174 .
    2- تغابن (64) آیه 8.
    3- اعراف (7) آیه 157 .
    4- مائده (5) آیه 15 .
    5- مزمل (73) آیه 5.
    6- واقعه (56)آیات 77 79 .


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن کریمغیر از این که تفسیرپذیر است تفسیر آن ضرورى است . تفسیر پذیرى قرآن بدین جهت است که از گزند تفریط بداهت پیراسته می باشد و از آسیب افراط کنایه گویی مصون است ؛ نه آن قدر ساده است که نیازى به تحلیل مبادى تصورى و تصدیقى نداشته باشد و نه چنان پیچیده و مبهم است که نظیر معما از قانون مفاهمه و فرهنگ گفتگو خارج باشد و در دسترس تفسیر قرار نگیرد .
    قرآن کریم در عین نور بودن معارف بلند و ژرفى دارد که آن را تفسیرپذیر مى کند؛ زیرا نور بودن قرآن در مقابل ظلمت ابهام است ، نه در برابر نظرى و ژرف بودن به معناى بدیهى بودن آن باشد و نیازى به تفسیر نداشته باشد .
    اما این که تفسیر آن ضرورى و لازم است و بدون تفسیر براى عموم قابل ادراک نیست ، براى آن است که اشاره شده و راز آن را خود قرآن بازگو مى کند؛ قرآن کریم از یک سو براى خود اوصافى یاد مى کند که ضرورت تفسیر آن را به همراه دارد و از سوى دیگر علومى را طرح مى کند که بدون تفسیر ادراک نمى شود؛ زیرا از طرفى خود را به عنوان سخن استوار و گفتار وزین و پر مغز مى ستاید: « انا سنلقى علیک قولا ثقیلا » (1) نیز کوه ها را در پیشگاه چیرگی و سیطره خود خاضع و خاشع و متلاشى مى داند:
    «لو اءنزلنا هذا القران على جبل لراءیته خاشعا متصدعا من خشیة الله و تلک الاءمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون» (2)

    1- مزمل ، آیه 5 .
    2- حشر(59) آیه 21 .


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    756 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از امام حسن عسگری علیه السلام روایت شده:«هرکسی یک آیه از قرآن گوش کند و به آن اعتقاد داشته باشد،اجرش بالاتر و بیش تر از انبار طلایی است که در راه خدا انفاق کند...(1)
    در عین حال در روایات آمده:
    «النَّظَرُ فِي الْمُصْحَفِ يَعْنِي صَحِيفَةَ الْقُرْآنِ عِبَادَة؛نگاه کردن به نوشته های قران عبادت است».(2)
    شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید:قربانت گردم . قرآن را حفظ دارم. آن را از حفظ بخوانم بهتر است يا از روى قرآن؟ فرمود: آن را بخوان و نگاه به قرآن كن (و از روى آن بخوان) كه بهتر است، آيا ندانسته‏اى كه نگاه كردن به قرآن عبادت است؟(3)
    پس گرچه گوش دادن ثواب زیادی دارد اما فقط گوش دادن کافی نیست، بلکه از روی قرآن خواندن بهتر است و ثواب بیش تری
    دارد.
    اما در مورد گوش دادن به سخنرانی ها؛بعضی از علما از روایات استفاده کرده و گفته اند:حق گوش آن است که به شنيدن قرآن و حديث و مسائل شرعى و مدح انبيا و اوصيا و امثال اين‏ها، مشغول باشد . از شنيدن لغو و هجو و خبث و غيبت و كذب، دور باشد.(4) اگر چنین باشد ،گوش دادن به چنین سخنرانی هایی که در مورد دین است، ثواب دارد.

    پی نوشت ها:
    1.حسین احسانی فر،اخلاق و تربیت،زمینه سازان ظهور امام عصر(عج)،ص123،قم،1389ش.به نقل از جامع احادیث الشیعه،ج15،ص23.
    2.شیخ کلینی،کافی ج2ص613،دارالکتب الاسلامیه،تهران،1365ش
    3.همان.
    4. عبد الرزاق گيلانى، ترجمه مصباح الشريعة،ص63،پيام حق‏،تهران‏، 1377 ش‏.


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی دلیل حرام بودن خودارضایی
    توسط عبد آبق در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۷/۲۷, ۰۵:۲۲
  2. پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۴, ۱۱:۲۶
  3. ادعایی غیر علمی درباره حجاب
    توسط monemizadeh در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۲, ۱۳:۳۲
  4. دعاهایی برای تقویت قدرت سخنوری
    توسط monemizadeh در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۲, ۱۳:۰۱
  5. امام رضا(ع) با چه دعایی افطار می‌کرد؟
    توسط دايي حسن در انجمن ماه مبارک رمضان
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۱۲, ۱۲:۴۴

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود