صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقدی بر هدف خلقت

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقدی بر هدف خلقت




    سلام....آیا امکان دارد که خدا ما را خلق کرده و ما در این دنیا هستیم و عقل داریم و مورد آزمایش قرار می گیریم و فرد پیروز در این آزمایش آن کسی است که با خرد خود پی ببرد که بر خلاف تمام نشانه های ظاهری احتمالی و در ورای نمام ادله هایی که مذهبیون و بعضی فلاسفه می آورند که به فرض اشتباست حقیقت این است که در این دنیا خدایی وجود ندارد و اصلا خدا وجود ندارد...و مثلا اگر آخرتی باشد خدا به آن کس که با قدرت عقل و خرد خود به خدا ایمان نیاورد...احسنت و آفرین گوید؟احسنت و آفرین گوید که اسیر ظواهر و بهشت و جهنم و وعده های پوشالی نشده و با عقل و خرد خود پی برده که خدایی وجود ندارد؟؟؟

    با تشــــــــکر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    808 پست
    حضور
    118 روز 20 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    نقدی بر هدف خلقت







    کارشناس بحث: استاد طاها

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    نقدی بر هدف خلقت


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    سوال شما دچار نوعی پارادوکس و تناقض گویی است.

    از طرفی، فرض را بر این میگذارید که «خدایی وجود دارد» که منشأ خلقت انسان و عقل اوست و این خدا برای انسان برنامه یک آزمایش را چیده و در آخرت آدمی را طبق نتیجه ای که در این آزمایش و امتحان کسب نموده تشویق یا تنیبیه میکند

    از طرف دیگر، فرض را بر این میگذارید که حقیقتی وجود دارد به نام «عدم وجود خدا» که عقل انسان در سایه تلاش خود به این حقیقت میرسد.

    اگر بخواهید به هر دو فرض پایبند باشید، باید در پاسخ سوال شما عرض کنیم: خیر امکان ندارد؛ زیرا عقل قبل از هر معرفت و حکمی، به یک اصل بدیهی قایل است و آن اینکه، تناقض محال است.

    در پناه حق

    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۴/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۵:۳۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    847 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    و آفرین گوید که اسیر ظواهر و بهشت و جهنم و وعده های پوشالی نشده و با عقل و خرد خود پی برده که خدایی وجود ندارد؟؟؟
    سلام

    خدا در دستان تو وقتی که نگاه می کنی و با دقت و مرتب و بافاصله چیده شده اند حس می شود نه دیده شود!

    خدا در چشمان توست که کف پایت درست نشده که مرتب گردوغبارش را بگیری!!

    خدایی را شکرکن که انسان آفریدت!اگر خدای ناکرده شتروسوسک(بادخترهاچه می کردی؟!وقتی مواجه می شدی؟!)و جانوری بی زبان خلق می کرد چه می شد؟!

    خداراشکرکن که خلیفة الله نامیدت و زمانی که به خلقت تو نگریست گفت:فتبارک الله احسن الخالقین!چه زیبا آفریدم

    چه دردنیا بی وفایی دیدی و جفاکردی و خدا مهربانی کرد و بداخلاقی ات را باصبرجواب داد تا بازهم ببخشد...

    ناشکر نباش بنده ی خاکی

    نقدی بر هدف خلقت

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاریس نمایش پست
    حقیقت این است که در این دنیا خدایی وجود ندارد و اصلا خدا وجود ندارد...
    يكي از راههاي اثبات خدا از طريق روان و فطرت است به اين بيان كه از راه وجود خود انسان، خدا را اثبات كردهاند به اين معنا كه گفتهاند وجود خدا در انسان هست يعني در فطرت و در خلقت هر كسي يك احساسي و يك تمايلي وجود دارد كه اين احساس و تمايل خود به خود انسان را به سوي خدا ميكشاند. از اين جهت مثل خدا و انسان مثل مغناطيس و آهن است. اين راه فقط اين را ميگويد كه يك چنين جاذبه اي را من احساس ميكنم (چون راه دروني و رواني است)، يك چنين جاذبه اي ميان انسان و ميان آن حقيقتي كه نامش خداست وجود دارد.

    ما شواهدي داريم مبني بر اينكه خداشناسي بدون نياز به هيچ مقدمه اي در سرشت آدمي به وديعت گذاشته شده از جمله:
    1. حس حقيقت جويي يا گرايش به درك حقيقت موجود
    2. گرايش به فضايل انساني و كارهاي خير
    3. تمايل به زيبايي
    4. گرايش به كمال مطلق يا ذات واحدي كه مبدء و همة وجود است و منبع همة كمالات است.
    به هر حال از ابتداي خلقت بشر اين سه غريزة‌ «خداجويي» و «خداخواهي» و «خداپرستي» در نهاد آدمي وجود داشته است، گرچه برخي از انسانها در تعيين اين مصداق خداپرستي به خطا رفتهاند. از جملة آياتي كه دلالت بر فطري بودن «خداشناسي» ميكند اين آيه است: «هنگامي كه در كشتي سوار ميشوند. خدا را با اخلاص ميخوانند، ولي آنگاه كه (خدا) آنها را به خشكي رساند، (و از غرق و هلاك ) نجات بخشيد ناگهان به پروردگار خود شرك ميورزند».
    (1)
    در حديثي بسيار زيبا در شرح اين آيه آمده است: شخصي به حضرت صادق ـ عليه السلام ـ عرض كرد: مرا به خدا راهنمايي كن. فرمود: هيچ گاه سوار كشتي شدهاي؟ گفت:‌ آري. فرمود: هيچ اتفاق افتاده است كه كشتي تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشي و چارهاي براي نجات نيابي؟ گفت: آري. فرمود: آيا دل تو تعلق گرفت به اينكه موجودي هست كه قادر به خلاصي تو باشد، گفت: آري. فرمود: « فذلك الشيء هُو الله القادرُ عَلَي الانجاءِ حَيثُ لا مُنجيَ و علَي الاغاثَه لا مُغيث»
    (2​) پس آن موجود همانا خداي قادر متعالي است.
    ---------------
    1. عنکبوت :65.
    2. نور الثقلين، ج 1، ص 13..

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,636
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف . نمایش پست
    در حديثي بسيار زيبا در شرح اين آيه آمده است: شخصي به حضرت صادق ـ عليه السلام ـ عرض كرد: مرا به خدا راهنمايي كن. فرمود: هيچ گاه سوار كشتي شدهاي؟ گفت:‌ آري. فرمود: هيچ اتفاق افتاده است كه كشتي تو بشكند و به حالت اضطراب افتاده باشي و چارهاي براي نجات نيابي؟ گفت: آري. فرمود: آيا دل تو تعلق گرفت به اينكه موجودي هست كه قادر به خلاصي تو باشد، گفت: آري. فرمود: « فذلك الشيء هُو الله القادرُ عَلَي الانجاءِ حَيثُ لا مُنجيَ و علَي الاغاثَه لا مُغيث»(2​) پس آن موجود همانا خداي قادر متعالي است.
    این موضوع چقدر عمومیت داره؟ اگر دل کسی تعلق نگرفت چه نتیجه ای باید بگیره؟
       
    مطلبی که در یک وبلاگ خواندم
    دیروز دوست بسیار عزیزی داشت برایم از تجربه پروازش در تعطیلات می گفت. پروازی که به خاطر شرایط جوی و نقص فنی هواپیما، دچار مشکل شده بود و هواپیما چند ثانیه ای هم به حالت سقوط درآمده بود و بالاخره خلبان جمعش کرده و به مقصد رسانده بودش. از حال و هوا و استرس آن لحظات و جیغ هایی که مسافران می کشیدند و گریه هایی که خودش کرده بود و... .
    بعد گفت: اون موقع یادم افتاد که میگن خدا رو توی این لحظات پیدا می کنی. ولی من هرچی گشتم چیزی پیدا نکردم.
    گفتم: یعنی ته دلت هم نمی خواست کسی باشه که ازش بخواهی نجاتت بده؟
    گفت: چرا دلم می خواست ولی نبود. به خودم گفتم خیلی احمقی. قوانین فیزیکی به خاطر تو تغییر نخواهد کرد.



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    262
    مورد تشکر
    55 پست
    حضور
    4 روز 10 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    12



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    سلام علیکم

    این موضوع چقدر عمومیت داره؟ اگر دل کسی تعلق نگرفت چه نتیجه ای باید بگیره؟
       
    مطلبی که در یک وبلاگ خواندم
    تاپیک جاری بحث اثبات خداوند متعال از عقلی است بنا بر این نقل قول و شاهد مثال از یک روایت شاید مناسب بحث نباشد
    و گرنه در آیات قرآن کریم هم به این برهان بالفطره بودن شناخت خداوند متعال آمده است
    همچنین در روایتی از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، در مورد نقش تربیت فرموده‌اند:
    « كُلُّ مَولودٍ يُولَدُ على الفِطرَةِ ، و إنّما أبَواهُ يُهَوِّدانِهِ و يُنَصِّرانِهِ »(شرح نهج البلاغة‌: 4/114)
    ترجمه: هر مولودى بر فطرت (توحيد) زاده مى شود و اين پدر و مادر او هستند كه وى را يهودى و نصرانى بار مى‌آورند.
    و یا در جای دیگری فرمودند
    « ألا إنّ خِيارَكُم أبناءُ المُشرِكينَ .ثُمّ قالَ : ألا لا تَقْتُلوا ذُرِّيَّةً ، كُلُّ مَولودٍ يُولَدُ على الفِطرَةِ ، فما يَزالُ علَيها حتّى يُعْرِبَ عَنها لِسانُهُ ، فأبَواهُ يُهَوِّدانِهِ أو يُنَصِّرانِهِ أو يُمَجِّسانِهِ » (كنز العمّال : 11730)
    ترجمه: بدانيد كه بهترين افراد شما، فرزندان همان مشركان هستند. سپس فرمود: هان! نسل كشى مكنيد، هر مولودى بر اساس فطرت (توحيد) به دنيا مى آيد و پيوسته بر آن است تا آن كه زبانش از آن پرده بر مى‌دارد، اما پدر و مادرش او را يهودى يا نصرانى و يا مجوسى بار مى‌آورند.
    بنا بر این شاید این آقای خلبان بر اثر تربیت های ناصحیح خدا شناسی به گرایش های مادی کشیده شد تا جایی که فطرت او در لحظات حساس زندگی بیدار نشد
    بنا بر این بهترین مثالی که اینجا می شود زد این است که
    گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست ؟؟



  11. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    74
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 19 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست

    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    سوال شما دچار نوعی پارادوکس و تناقض گویی است.

    از طرفی، فرض را بر این میگذارید که «خدایی وجود دارد» که منشأ خلقت انسان و عقل اوست و این خدا برای انسان برنامه یک آزمایش را چیده و در آخرت آدمی را طبق نتیجه ای که در این آزمایش و امتحان کسب نموده تشویق یا تنیبیه میکند

    از طرف دیگر، فرض را بر این میگذارید که حقیقتی وجود دارد به نام «عدم وجود خدا» که عقل انسان در سایه تلاش خود به این حقیقت میرسد.

    اگر بخواهید به هر دو فرض پایبند باشید، باید در پاسخ سوال شما عرض کنیم: خیر امکان ندارد؛ زیرا عقل قبل از هر معرفت و حکمی، به یک اصل بدیهی قایل است و آن اینکه، تناقض محال است.

    در پناه حق
    سپاس...خوب من سوالم را اینگونه تصحیح می کنم...آیا امکان دارد که خدا این دنیا را خلق رده و عقلی داده و ما را مورد آزمایش قرار داده و کسی در این آزمایش پیروز می شود که فردا روز بگوید که دلایل کافی وجود نداشت که خدا وجود دارد یا خیر....پس نه ردش کرده و نه قبولش کرده..خدا هم بگوید...احسنت که اینگونه نظر دادی که چون در دنیایی که من آفریدم نه دلایل و شواهد و قرائن کافی بر ابطال خدا بود و نه در وجود او دلایل کافی بود...اینجا دیگر من مثل سوال قبل نپرسیدم که برنده آن است که بفهمد با عقلش که خدایی وجود ندارد ...بلکه برنده آن است که نه رد کند خدا را و نه قبول. و خدا هم به این فرد آفرین بگوید.و من می گویم آیا همچین امری ممکن است باشد یا نه...نظرتان در مورد منطقی بودن این مورد چیست؟؟
    سپاس
    ویرایش توسط پاریس : ۱۳۹۴/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۴۲


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,636
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    خوب ببینید برداشتی که من همیشه از این روایت داشتم اینه که کسی که در اون شرایط قرار بگیره و این اتفاق براش بیفته خدا رو با تمام وجودش درک می کنه، ولی دلیلی نداره برای همه این اتفاق بیفته
    ضمن اینکه مگه برای چند نفر پیش میاد که قبل از مرگ چنین شرایطی رو تجربه کنن و بعد از اون فرصت زندگی با ایمان محکم به خدا رو داشته باشن؟
    پس باید راهی برای بیدار کردن فطرت همه آدما باشه، قبل از اینکه مرگ رو جلوی چشمشون ببینن


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    این موضوع چقدر عمومیت داره؟ اگر دل کسی تعلق نگرفت چه نتیجه ای باید بگیره؟
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    میان فطرت از طرفی، و اندیشه و رفتار از طرف دیگر، رابطه تنگاتنگی وجود دارد همانطور که میان غریزه و طبیعت انسانی از طرفی و اندیشه و رفتار از طرف دیگر چنین رابطه ای را شاهدیم؛

    مثلا گرچه طبیعت و غریزه انسان وی را به ازدواج با جنس مخالف به منظور تولید مثل، سوق میدهد اما برخی از انسانها اندیشه و رفتار همجنس بازی را در خود تقویت میکنند و حتی در برخی از جوامع به آن صورت قانونی و عقلایی هم میدهند.

    همین داستان درباره فطرت نیز مطرح است. بدون شک انسان بصورت طبیعی در وجود خود حقیقتی به نام کمالجویی را می یابد و در مواقع خطرخیز امید به رسیدن نجات از ناحیه نجات بخشی ما فوق منجیان طبیعی را انتظار میکشد اما گاه اندیشه و رفتار پیشین او به قدری در او تاثیر میگذارد که بر خلاف مسیر این خواستهای طبیعی و فطری خود عمل میکند؛ بجای تلاش برای کمال، به خودکشی و نابودی و نهیلیسم گرایش می یابد یا در مواقع خطرخیز به خود (یعنی به فطرت و نهاد خود) اجازه نمیدهد به نجات بخشی فراطبیعی اقبال جوید.

    بنابراین در پاسخ به سوال شما باید گفت:

    اولا اندیشه و رفتار پیشین ما در بروز و ظهور فطریات انسان در مواقع خطرخیز نقشی مهم ایفا میکند و عمومیت یا عدم عمومیت این فطریات تا حد زیادی وابسته به اندیشه و رفتار پیشین خود فرد است.

    ثانیا بر اساس نکته اول این نیز روشن میشود که اگر فردی در مواقع خطرخیز چنین حالتی را در خود نیافت (مانند موردی که اشاره کردید) این را نمیتوان به معنای نادرستی فطرت خداجویی دانست.

    البته سخن درباره فطرت و فطریات بسیار است ولی در این تاپیک بیش از این نمیتوانیم به آن بپردازیم.

    در پناه حق

  14. تشکرها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود