صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قواعد ترجمه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    1,552
    صلوات
    1060
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    16 پست
    حضور
    9 روز 13 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قواعد ترجمه




    قواعد ترجمه
    .
    .
    .
    .چند نكته درباره مبحث ترجمه: در مبحث ترجمه، بايد به نكات زير توجه داشته باشيم

    فعل :زمان فعل،ماضي، مثبت ومنفي بودن (استمراري،بعيد،نقلي) ،مضارع مثبت ومنفي، امر، وصيغه ،لازم ومتعدي بودن ومعلوم ومجهول بودن و... 2- اسم : مفرد مثني وجمع بودن آنها و معرفه ونكره بودن آنها و جامد ومشتق بودن آنهاومذكر ومؤنث بودن آنها و...3- ضماير(متصل ومنفصل وصيغه ومرجع آنها )اسم اشاره واسم موصول (معاني آنها) 4- نقش اسم (مبتدا ،خبر، حال (مفرد وجمله ) إستثناء و.....)بايد توجه داشت . شرح نكات مهم ترجمه درهرمبحث آمده وتوضيح لازمه داده شده است اما در اینجا بعنوان مبحث مستقل بررسی می کنیم. علی فلاح احمدی

  2. تشکرها 2




  3. کانون گفتگوی قرآنی

    کانون گفتگوی قرآنی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

  4. لیست موضوعات تصادفی این انجمن :
  5.  

  6. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    قواعد ترجمه ترجمه : « ترجَمَة » در لغت بر وزن « فَعلَلَة » مصدر رباعى مجرد از ماده ى تَرجَمَ/یُترجِم/ترجَمة و به معناى برگرداندن کلام از زبانى به زبانى دپگر می باشد. ترجمه دراصطلاح عبارت است از یافتن نزدیکترین و دقیق ترین معادل براى واژگان زبان مبدأ به گونه اى که روش وسبک و سیاق گوینده حفظ گردد.
    ~~ترجمه : « ترجَمَة » در لغت بر وزن « فَعلَلَة » مصدر رباعى مجرد از ماده ى تَرجَمَ/یُترجِم/ترجَمة و به معناى برگرداندن کلام از زبانى به زبانى دپگر می باشد. ترجمه دراصطلاح عبارت است از یافتن نزدیکترین و دقیق ترین معادل براى واژگان زبان مبدأ به گونه اى که روش وسبک و سیاق گوینده حفظ گردد.
    انواع ترجمه:
    1- ترجمه واژه به واژه یا تحت اللفظی:که اغلب از نظر ساختار دستوری متأثّر از زبان مبدأ می باشد و در پاره ای از موارد گنگ و رمز ناگشوده است .
    فواید ترجمه تحت اللفظی :1- اهداف آموزشی (تدریس برای مبتدیان)
    2- ترجمه اسناد رسمی ،مدارک تحصیلی وغیره
    3- ترجمه متون دینی که مراعات امانت درآن اهمیّت دارد.
    4- ترجمه نامه های اداری و متون خبری .
    2- ترجمه دقیق و روان : مترجم علاوه بر ترجمه الفاظ به عبارات معنی و مفهوم می بخشد . بدین معنا که اگر در جمله کنایه ، ضرب المثل ، استعاره و ... بکار رفته باشد وآنرا به زبانی قابل فهم برمی گرداند و مراعات امانت نیز می کند .
    آنچه مترجم باید بداند :
    1-آشنایی با موضوع مورد ترجمه
    2- آشنایی با اصطلاحات زبان مبدأ و مقصد
    3-مراعات نگارش دستوری زبان مقصد
    4 - مراعات امانت وپرهیز از هرگونه دخل وتصرف
    5-استفاده از لغت نامه مناسب وپرهیزازاعتماد برحافظه
    6-استفاده از واژگان مأنوس در ترجمه


  7. تشکر


  8. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اسمهای مشترک درفارسی وعربی :
    زبان عربی علاوه برخط ونگارش ارتباط بسیار نزدیکی با فارسی دارد از این رو بسیار اتفاق می افتد که واژگان فارسی وعربی با یک لفظ نوشته می شوند اما این بدان معنا نیست که هر دو واژه ازنظر معنایی مشابه یکدیگر باشند. در چنین حالتی مترجم باید نهایت دقت خود را مبذول دارد تا در انتقال معنا دچار مشکل نشود.به عنوان مثال کلمات «مخابرات،زبون،حوصله،صورت، میمون،رسوم، مجتمع، ملت، برق و...»در عربی وفارسی دارای معنایی متفاوتی می باشند.
    زمانها :
    1- ماضی ساده یا مطلق :الف: مثبت: فعل ماضی ساده در زبان عربی مانند :ذَهَبَ(رفت) ،کَتَبَ (نوشت)
    ب) منفی : ما فعل ماضی/ لم فعل مضارع (کاربرد بیشتری دارد)مانند:ما ذهب علیٌ/لم یذهب علیٌ (علی نرفت)
    2-ماضی نقلی :الف) مثبت: قد فعل ماضی ، /قلّما/طالما/کَثُرَما فعل ماضی.
    قد ذهبَ ( رفته است ) قلّما دخلَ فی الغَپبوبةِ (کمتر بیهوش بوده است) کَثُرما عُدتُ إلی نفسی (فراوان به خودم آمده ام)
    ب)منفی:ماضی منفی بَعدُ/ لماّ فعل مضارع/ لم فعل مضارع بَعدُ
    قد ذهبَ.(رفته است) ما ذَهبَ بعدُ /لّما یذهَبْ/لم یذهَبْ بعدُ ( هنوز نرفته است)
    3-ماضی استمراری : الف مثبت: کان فعل مضارع / عاد فعل مضارع / کان اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: کان یذهبُ/ عاد یذهبُ /کان ذاهباً ( می رفت )
    ب) منفی: کان منفی فعل مضارع / کان فعل مضارع منفی / کان منفی اسم و خبرش که اسم فاعل باشد. مانند: ما کانَ یذهبُ/ کانَ لا یذهبُ /ما کان ذاهباً ( نمی رفت )
    4-ماضی بعید : الف مثبت: کان [ قد] فعل ماضی مانند: کنتُ قد ذهبتُ ( رفته بودم)
    ب) منفی : کان منفی فعل ماضی / کان فعل ماضی منفی. لم یکن ذهبَ / کان لم یذهبْ (نرفته بود)
    5-ماضی التزامی : الف مثبت:یکون قد فعل ماضى مانند : ربّما یکون قد ذهبَ ( شاید رفته باشد)
    ب) منفى) لا یکون قد فعل ماضى مانند: لیته لا یکون قد ذهبَ ( اى کاش نرفته باشد)
    6-مضارع اخباری : الف مثبت: 1- فعل مضارع عربى بدون ادوات ناصبه یا جازمه 2- استفاده از اسم فاعل به عنوان خبر در جمله اسمیه. مانند: یذهب علیٌ / علی ذاهبٌ ( على مى رود )
    ب) منفى) لا / ما / لیس فعل مضارع.مانند: لا یذهبُ علیٌ / ما یذهب علیٌ / لیس علیٌ یذهبُ.(علی نمی رود)
    7- مضارع التزامی: ربّما فعل مضارع / لیتَ اسم فعل مضاع/ادوات ناصبه (أن/کی/لکی/حتّی) فعل مضارع/ ادات جازمه به جز لم و لمّا فعل مضارع: مانند: ربّما یذهبُ (شاید برود)لیته یذهبُ(ای کاش برود)أن یذهبَ(که برود)
    8-مستقبل (خواهد فعل ): الف مثبت: س / سوف فعل مضارع مانند: سأذهبُ / سوف أذهبُ(خواهم رفت)
    ب) منفی: لن فعل مضارع . مانند : لن یذهبَ علیٌ إلی بیتِ صدیقه( علی هرگز به خانه دوستش نخواهد رفت)


  9. تشکر


  10. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    برخی از اسلوبهای کاربردی :
    1- به محض اینکه ... (هنوز نه ... که ...)
    الف ) ماضی :
    1):لم یکد ( ما کاد ) فعل مضارع ... حتى / إذ فعل ماضى
    2): ما إنْ فعل ماضى ... حتى / إذ فعل ماضى
    3): فعل ماضى منفى ( ما فعل ماضى / لم فعل مضارع ) ... حتى / إذ فعل ماضى
    لم أکدْ أدخلُ الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک / ما إنْ دخلتُ الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک / لم أدخل الصفَ حتّى (إذ) رأیتُ الأستاذَ هناک ( به محض اینکه وارد کلاس شدم استاد را آنجا دیدم / هنوز وارد کلاس نشده بودم که استاد را آنجا دیدم )
    ب) مضارع و آینده :
    1) لا یکاد فعل مضارع ... حتی فعل مضارع
    2) لا یوشک فعل مضارع ... حتى فعل مضارع
    مانند : لا یکاد علی یذهب إلى ذلک المکان حتى یشاهد صدیقه هناک ./ لا یوشک علی یذهب إلى ذلک المکان حتى یشاهد صدیقه هناک .( به محض اینکه على به آن مکان برود دوستش را در آنجا خواهد دید .)
    2- دیگر نه ...
    الف : عاد منفی ( ما عاد / لم یَعُد) اسم و خبرش( اسم یا فعل)
    ب): عاد اسم آن فعل منفى
    ج: أصبح منفی ( ما أصبح / لم یُصبِح ) اسم و خبرش( اسم یا فعل)
    د: أصبح اسم آن فعل منفى
    لم یعُد الشعرُ وسیلةً للتکسّب ( شعر دیگر وسیله ای برای کسب درآمد نبود) لم تُصبحْ هناک دولة رومانیة تُسَیْطر على الشرق کما کانت الحال من قبلُ (دیگر حکومتی رومانی مانند گذشته بر شرق تسلط نداشت)
    3- نزدیک بود که ...
    کاد اسم و خبر آن ( فعل مضارع )
    برای اینکه عبارت بر گذشته دلالت کند از کاد( ماضی) و برای اینکه بر مضارع دلالت کند از یکاد (مضارع) استفاده می کنیم. مانند: ﴿کادَ یزیغُ قلوبُ فریقٍ مِنهُم ﴾(توبه/17) (نزدیک بود که دلهاى گروهی از آنها بلغزد) ﴿تکادُ السَّمواتُ یَتفَطَّرن منه﴾(مریم/ 90 )(نزدیک است که آسمان از این گفته زشت از هم فرو ریزد)
    4- گاهی ...
    الف: قد فعل مضارع مانند : قد یخرج هذا الموظَّف من الکلیة فی ساعات الدَّوام ( گاهی این کارمند در ساعات کاری از دانشکده خارج می شود)
    ب: استفاده از قیدهای من حینٍ إلی حین / أحیاناً / فی بعض الأحیان / بعض الأوقات و... مانند: علیٌ یذهبُ إلی الحدیقة العامة من حینٍ إلی حین ( علی گاهی به پارک می رود )
    5- تقریباً نه ...
    الف : زمان مضارع : لا یکاد اسم آن فعل مضارع
    لا یکاد علیٌ یذهبُ إلی تلک المنطقة ( على تقریباً به آن منطقه نمى رود)
    ب: زمان ماضى : لم یکد اسم آن فعل مضارع
    لم یکد ذلک الرجل یعلم شیئاً عن هذا الموضوع ( آن مرد تقریباً چیزى از این موضوع نمى دانست)
    6- دیرى نپائید که ...(فوراً)
    ما لبثَ ( لم یلبثْ) أنْ فعل ماضى
    لم یلبث أن شنّ جیش العدو هجوماً شرساً (دیرى نپائید که(فوراً) ارتش دشمن دست به حمله ی وحشیانه ای زد)
    7-ترکیب هاى وصفى اضافى :
    در زبان فارسی گاهی مضاف علاوه بر مضاف الیه (متمّم) دارای صفت نیز می باشد که این صفت میان مضاف و مضاف الیه قرار می گیرد0اما در زبان عربی هیچ چیز بین مضاف و مضاف الیه فاصله نمی اندازد. مانند : گُلِ زیبایِ علی در زبان فارسی که در عربی به صورتِ « گُلِ علیْ زیبا »( وردةُ علیٍ الجمیلةُ ) بیان می شود.


  11. تشکر


  12. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    مجرورات

    اسم در دو جا مجرور مي شود :
    1 - بعد از حرف جر
    2- اگر مضاف اليه باشد .

    حروف جر
    اقسام حروف جر:3 قسمند
    1- حروف جر مشترک بين اسم ظاهر و ضمير مثل : مِن ( از) ، الي ( به سوي )، عن (از)، علي (بر) ، في
    (در) ، لِِ( براي) ، بِِ( به کمک ) ، عدا( جز) خلا( جز) ،؛ حاشا( جز)

    2- حروف جرمختص اسم ظاهر مثل : رُبَ (چه بسا) مُذ و مُنذُ(از) ، حتي (تا)، کَ(مثل ) ، و (قسم به ) تَ (
    قسم به) ، کي ( براي اينکه )
    3- حروف جر مختص به ضمير: ( لولا )


  13. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    متعلق حروف جر:يا فعل است يا شبه فعل
    موارد واجب الحذف بودن متعلق جارو جرور
    1- متعلق دلالت بر وجود مطلق کند نه بر صفت. التاجر في المکتبه ( التاجرُ موجودٌ في المکتبه )
    2- اسم مجرور به قسم : والله لاضحي به خدا قسم هرچيزگرانبهايي را در راه تو قرباني مي کنم يا ضرب المثل يا شبه ضرب المثل باشد
    مثل : بالرفاء والبنين يعني تعيشان بالرفاء والبنين


    حروفي که احتياج به متعلق ندارند 1- حرف جر زائد مثل : ما جاء من احد
    2- حروف جر شبه زائد : رَبُ لولا لعلٌ
    3- کاف تشبيه


    شباهت حرف جر و ظرف تعلق داشتن به فعل يا شبه فعل


    اضافه
    اضافه يعني نسبت دادن يک اسم به اسم ديگر مثل غلامُ زيدٍ


    انواع اضافه :1. اضافه معنويه 2. اضافه لفظيه
    حکم مضاف : «ال» و تنوين و نون جمع و نون مثني و نون ملحقات به جمع و ملحقات مثني نمي پذيرد
    اعراب مضاف : با توجه به نقش آن در جمله مي باشد
    اعراب مضاف اليه: در همه حالتها مجرور است

    1- اضافه معنويه : نسبت يک اسم به اسم ديگر به شرط تقدير معناي حرف جرّ مثل غلامُ زيدٍ يعني غلامُ لزيدٍ

    2- اضافه لفظيه : اضافه صفت(اسم فاعل، اسم مفعول و..) به معمول خود مثل سارق البيت

    فرق اضافه معنويه و اضافه لفظيه 1.اضافه معنوي کسب تعريف و تخصيص مي کند ولي اضافه لفظي کسب تخفيف مي کند
    2. اضافه معنوي : حروف جرّ «مِن،في،لام»در تقدير است برخلاف اضافه لفظي


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اسمهاي دائم الاضافه: اسمهاي هستند که هرگز از اضافه جدا نمي شوند زيرا به تنهايي معنايشان

    ناقص است اين اسمها عبارتند از:
    کلّ ، بعض،مثل،شبه، غير، سيوي، کل(هر دو)،کلتا(هر دو)نحو(مثل)قُباله(در قبال)،حذاءَ و أزاء و تجاه و تلقاء (در
    برابر، در إزاي)سجان(پاک و منزه دانستن)معاذ(پناه بردن),مع(با)،سائر(بقيه)، لعمر(قسم به جان...)، ذو و ذات
    و أولو(جمع ذو)، اولات(جمع ذات)(داراي، صاحب)، بين، لدي(نزد)،لدن(نزد)عند(نزد)وحد (به تنهايي)،وسط، اول،
    عل(بالا)،
    جهات ششگانه(فوق،تحت،امام،خلف، وراء، يمين، سيار )، دون(در برابر)، قبل ، بعد، أي(کدام،هرکدام)،


    حسب(کافي است، بس است)،جميع(همه).
    هر اسمي بعد از اين اسمهاي دائم الاضافه واقع شود
    مجرور خواهد بود


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    حکم«حسب»و «غير»چيست:

    حسب در هنگام قطع از اضافه: مبني بر ضم

    غير، چون در هنگام قطع از اضافه بعد از ليس و لا مي آيد: بهتر است مبني بر ضم باشد
    البته به ندرت تنوين نصب يا رفع مي پذيرد

    نکته: کلمه ذات نيز مثل ذو مي باشد
    حکم لَدُن:مجرور به اضافه مي باشد بجز غدوة که آنرا بنا بر تميز بودن منصوب گرفته اند و اسم پس از آن هم
    بنابر تبعيت از غدوة منصوب و هم بنابر محل مجرور مي باشد مثل لدن عدوةً و عشيةً يا عشيةٍ

    2.اسمهاي مضاف به جمله :
    اگر ظروف + جمله خبريه شوند : جمله تاويل به مصدر رفته و مضاف اليه مي باشد
    جمله خبريه تاويل به مصدر مي شود زيرا اضافه مفرد به مفرد و در حکم آن مي باشد


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ظروفي که به معناي ماضي است مثل : اذ و ظروفي که به معناي مستقبل هستند مثل اذا محسوب مي شوند

    ظروف زماني مبهم متصرف مي توانند به جمله اضافه شوند : مثل
    اقدَمَت حينَ الحبيشُ منهزم . يعني جئت يوم مجي ء زيدٍ


    نکته :
    ظروفي که به جمله اضافه مي شوند بنا بر اصل معرب بودنشان معرب هستند و بنا بر مضاف به جمله (مبني)
    مبني نيز هستند . در صورت مبني بودن مبني بر فتح هستند تا بين حرکت اعرابي و حرکت بنايي تناسب بر قرار شود .

    علت مبني يا معرب بودن ظروف مضاف اليه به جمله :
    1- نگاه کردن به کل جمله که آنرا بطور مطلق مبني مي گيرند .
    2- نگاه کردن به فعل جمله ( چه در اول جمله فعل بيايد چه در وسط جمله ) فعل اگر مبني بود ظرف مبني و
    اگر معرب بود ظرف معرب گرفته مي شود .



  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    شرط جمله اي که ظرف به آن اضافه مي شود : نداشتن ضميري که به ظرف برگردد .

    نکته :
    1- اگر بعد از ظرف نفي بيايد در اينجا ظرف مضاف به جمله به همان حکم و اعراب خود باقي مي ماند .
    2- اگر بعد از ظرف لاي نفي جنس بيايد اسم بعد از لا : الف ) اسم لاي نفي جنس و مبني بر فتح ب) القاي
    لا يا عمل شبيه به ليس و مرفوع ج ) مجرور شود به خاطر اينکه لاي معترضه بين مضاف و مضاف اليه آمده
    است .
    3- اضافه لفظيه :
    هر گاه مضاف صفت باشد( مشتق ) و مضاف اليه معمول آن صفت باشد اضافه لفظي است . عبارتنداز
    1- اسم فاعل به مفعول خود : جاءَ سارِقُ البيت ( صيغه هاي مبالغه هم همينطور است )
    2- اسم مفعول به نايب فاعل باسد : هذامسروقُ البَيت
    3- صفت مشبه به فاعل باشد : انتَ کريمُ الاصل
    نکته :
    1- دواسم هم معنا نمي تواند اضافه شود ولي جمله اي مثل صلاةٍُالاولي را اگر بتوانيم : صلوة الساعةّ الاولي
    تأويل مي کنيم اضافه مي شود
    2- اگر اسم اول عام و اسم دوم خاص باشد اضافه بيانيه است مثل : مدينةُ مصرَ
    3- اضافه صفت به موصوف زياد رخ مي دهد نظير اضافه چيزي به جنس خود است مثل : کِرامُ الناس.

    شرط حذف مضاف اليه : عطف اسمي به مضاف که مضاف اليه مشابه داشته باشد البته اگر مضاف اليه دوم

    حذف شود و به جاي آن ضمير بيايد بهتر است
    شرط اسم فاعل و اسم مفعول در اضافه لفظيه : بايد به معناي حال يا آينده باشد در غير اينصورت اضافه غير
    لفظيه ميشود .

    نکته :
    "ال" برسر مضاف محال است وارد شود مگر در اضافه لفظيه به شرط :
    1- مضاف اليه داراي "ال" باشد
    2- اسمي که مضاف اليه به آن اضافه شده داراي ال باشد ( انتَ المُکَرمُ غلامُ الأمير )
    3- مضاف به شکل مثني يا جمع مذکر سالم باشد .

    مبادي العربيه ج 4 بخش نحو


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود