صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: « من عرف نفسه فقد عرف ربه »

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3

    « من عرف نفسه فقد عرف ربه »




    بسم الله الرحمن ارحیم

    روايت «من عرف نفسه فقد عرف ربه» که به سندهاي متعدد از طرق شيعه و سني نقل شده است مؤيد ملازمه بين خودشناسي و خداشناسي است و البته عکس آن نيز صادق است؛ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ. وقتي خود را بشناسيد، خدا را مي‌‌شناسيد و وقتي خدا را فراموش کنيد، خودتان را هم فراموش مي‌کنيد.

    بدترين غفلت‌ها اين است که انسان نفهمد خودش کيست، کجاست و چه کاره است. با توجه به اين مقدمات، جا دارد که درباره خودمان بيشتر فکر کنيم که چه موجودي هستيم و از جهات متعددي خودمان را بشناسيم.

    فکر کردن در اين زمينه، از يک سو خودشناسي و از سوي ديگر خداشناسي است.


    در اين صورت مي‌‌توانيم بفهميم که خدا چه حکمت‌هايي به کار برده و انسان را چگونه آفريده است و مسيرش را چگونه قرار داده است.

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...

    جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صـــلـــوات



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    « من عرف نفسه فقد عرف ربه »

    آنچه از روايات استفاده مي شود اين است كه
    شناخت خود (معرفت نفس ) يكي از بهترين راههاي شناخت حق است :

    شخصي نزد پيامبر گرامي اسلام (ص ) آمد و عرض كرد كه راه شناخت حق چيست ؟

    فرمود: شناخت خود. «فقال يا رسول الله كيف الطريق الي معرفه الحق ؟» فقال (ص ) :«معرفه النفس », (مستدرك الوسائل , ج 11, ص 138).

    جمله من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر كس خود را شناخت خدا را شناخته است , (بحارالانوار, ج 2, ص 32) كه از پيامبر اسلام و اميرمومنان و ديگر ائمه اطهار(ع ) نقل شده است , بسيار معروف است و شيعه و سني آن را نقل كرده اند.

    چون انسان مخلوق خداست و به تعبير قرآن نشانه و آيت الهي است (فصلت , آيه 53) و شئون و حالات نفس بهره اي از صفات الهي را داراست . اگر به نفس و ويژگي هاي آن شناخت پيدا كند, امكان اين كه معرفت نسبي به خداوند و صفات او حاصل شود نيز وجود دارد. البته علم به كنه ذات حق محال است «ولايحيطون به علما» (طه , آيه 110). عنقا شكار كس نشود دام پس گير». شناخت صفات و افعال الهي نيز در حد علم محدود انساني امكان پذير است . اما چرا اين شناخت نسبي و محدود است ؟ پاسخ روشن است .

    زيرا هر آفريده اي در حد خود و به ميزان عظمت و پيچيدگي و حكمتي كه در آن به كار رفته است , مي تواند پرده اي از عظمت و حكمت خالق هستي بخش را نشان دهد. در حقيقت هر موجودي همانند آينه كوچكي است كه كه تنها بخش كوچكي از عظمت و حكمت و قدرت »رب العالمين « را در خود منعكس مي كند.


    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...

    جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صـــلـــوات



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نكته :

    1- شناخت نفس و روح نزديكترين راه ها براي شناخت حق است . زيرا انسان بزرگترين و جامعترين مظهر وجودي حق تعالي است . اما شناخت نفس با تصفيه باطن و تزكيه دل حاصل مي شود و اگر انسان به اين مهم رسيد, به بهترين شناخت يعني شناخت شهودي از حق مي رسد. »لم اعبد ربا لم اره «, (نهج البلاغه , خطبه 178).

    2- مقصود از »من عرف نفسه « عمدتا" شناخت جنبه و بعد روحاني انسان است ; يعني , هر كس حقيقت روح و نفس خود را بشناسد, به همان ميزان معرفت به حضرت حق پيدا خواهد كرد. چرا كه روح انسان از بزرگترين مظاهر وجود خداوند است . هر چند شناخت بعد جسماني انسان نيز همانند ساير مظاهر طبيعت , در شناخت خداوند موئثر است . ليكن شناخت نفس و روح كه از طريق تصفيه باطن و تزكيه روح حاصل مي شود, شناختي حضوري و شهودي است كه بهترين نوع شناخت است .

    3- آنچه كه در روايات بيان شده , ناظر به رابطه معرفت نفس و رسيدن از آن به معرفت خداوند است نه بالعكس . هر چند شناخت خداوند نيز ما را به مرتبه اي از شناخت مخلوقات او كه تجلي و مظهر وجودي او هستند, رهنمون مي سازد.

    4- از آنجا كه معرفت خداوند به شكل كامل ممكن نيست پس معرفت نفس هم به شكل كامل ممكن نيست «, بايد گفت هيچ تلازمي ميان اين دو نيست . اين كه معرفت خداوند به عنوان موجود لايتناهي و نامحدود براي موجود محدود به نام انسان ممكن نيست , لازمه اش اين نيست كه انسان نتواند به وجود محدود خودش نيز شناخت كامل پيدا كند.

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...

    جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صـــلـــوات



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    754 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسئله خودشناسی انسان و معرفت النفس از مسایل عمیق است که در آموزه‌های وحیانی، عرفانی، فلسفی مورد توجه خاص قرار گرفته ، و حتى بر اساس روایات معرفت و شناخت نفس مقدمه و یا شرط خداشناسی تلقی شده و فرمود: «مَن عرف نفسه فقد عرف ربّه،‌ هر کس که خود را شناخت خدا را شناخته است».
    اما این معرفت چگونه و در چه اندازه‌ برای آدمی حاصل می گردد جای سخن بسیار است. استاد حسن‌زاده آملی در این باب به تفصیل بحث کرده است و در تحلیل حدیث یاد شده مطالبی سودمندی بیان داشته از جمله گفته: برخی حدیث یاد شده را از باب تعلیق به محال دانسته اند مثلاً سنائی گفته است:
    ای شده از شناخت خود عاجز کی شناسی خدای را هرگز
    چون تو در علم خود زبون باشی عارف گردگار چون باشی
    نیز شیخ بهایی می گوید: عقل ها و خرد در حقیقت شناخت نفس متحیر مانده‌اند و بسیاری از آنها اعتراف به عجز از معرفت نفس کرده‌اند. برخی دیگر آن حدیث را نه از باب تعلیق به محال بلکه بدین معنا تلقی کرده که آدمی می تواند خود را بشناسد و شناخت خود را مقدمه شناخت خدا قرار دهد و از رهگذر خودشناسی به خداشناسی برسد، مثلاً اگر کسی بفهمد که بدن او آینه روح اوست و نور روح همه قوای نفسی و جسمی او را پر کرده و روح آینه بدن اوست، از این طریق به خداشناسی نایل می شود که خداوند نسبت به جز خود چنین است . در آموزه‌های دینی آمده:
    «یا من ملأ کلّ شیء نوره، ای کسی که همه چیز نور او را پر نموده است».مثلاً اگر کسی نحوة ارتباط روح و بدنش را و این که نفس مدیر بدن است و بدن با تمام قوای خود تحت تدبیر بدن عمل می کند بخوبی درک نماید و بشناسد، از این راه (1) طبق این بیان معلوم می شود که گرچه خودشناسی دشوار است ولی کار ممکن و شدنی است و آدمی می تواند از طریق معرفت نفس به شناخت خالق خویش دست یابد.

    1. تفصیل این بحث را در کتاب «انسان‌شناسی در اندیشه امام خمینی» نشر مؤسسه آثار امام، 1385ش جویا شوید و نیز کلمه 330 و 331، هزار و یک کلمه استاد حسن‌زاده در این خصوص بسیار مفید است.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    852 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب المهدی نمایش پست
    خدا چه حکمت‌هايي به کار برده و انسان را چگونه آفريده است و مسيرش را چگونه قرار داده است.
    سلام ایشالا مولانای روم می شی یا حکیم گرانبهایی که سرزنده و سرحال پرید بیرون که :یافتم یافتم!!

    در کارخدا نمی شود نظرداد!نمی شود فکرکرد که خدا این برگهای سرسبز را چگونه زرد و نارنجی کرده و این هوای نیمه گرم بهاری جنوب را چگونه سرد و نیمه یخبندان می سازد؟!

    نمی شود فکرکرد چگونه از دکتری که تا لقب دکتر6ماه بیشترفاصله ندارد استادشاعرعاشق شهرآشوبی چون شهریاربرمی خیزد و این که کی چرا و چگونه موسیقی دان می شود واگر یک نفرآفرین به اونمی گفت همان جا می ماند و سرآشپزمی شد؟!

    خداکشتی آن جا که خواهد برد

    اگر ناخدا جامه برتن درد!

    بکوش حرکت داشته باشی که درگودال ماندن درد بزرگتری است ها کاکو!

    به قول مولانا:

    کوشش بیهوده به از خفتگی است!


    « من عرف نفسه فقد عرف ربه »


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست
    سلام ایشالا مولانای روم می شی یا حکیم گرانبهایی که سرزنده و سرحال پرید بیرون که :یافتم یافتم!!

    در کارخدا نمی شود نظرداد!نمی شود فکرکرد که خدا این برگهای سرسبز را چگونه زرد و نارنجی کرده و این هوای نیمه گرم بهاری جنوب را چگونه سرد و نیمه یخبندان می سازد؟!
    سلام علیکم
    خواهر گرامی اگر به دقت مطالب را مطالعه می کردید اینطور بی حساب و کتاب پاسخ نمی دادید و مطالب بنده را به باد تمسخر نمی گرفتید.خوب است انسان قبل از گفتن هر حرفی کمی در مورد آن اندیشه کند.بنده در کار خدا و حکمت او دخالت نکرده ام بلکه در حال تفسیر حدیث شریف من عرف نفسه فقد عرف ربه می باشم.لطفا زین پس مطالب را به دقت مطالعه کنید سپس نظر خود را بیان فرمایید.ان شا الله خدا همه ما را به راه راست هدایت فرماید.
    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...

    جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صـــلـــوات



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    283
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    3



    اهمیت خودشناسی به سبب نقشی است که خودشناسی در تحقق کمال انسان دارد. در اینجا برخی از روایاتی را که اهمیت خودشناسی را بیان کرده‏ اند نقل می‏کنیم.


    از امیر المومنین(ع) در این باره نقل شده است که فرمودند:
    معرفه النفس انفع المعارف؛
    خودشناسی سودمندترین دانشهاست.

    همچنین فرمودند
    :

    غایه المعرفه ان یعرف المرء نفسه؛
    نهایت معرفت آن است که انسان خود بشناسد.

    و نیز فرمودند
    :

    نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفه النفس؛
    کسی که به شناخت خود دست یابد به بزرگترین رستگاری وپیروزی رسیده است.

    افضل الحکمه معرفه الانسان نفسه؛

    بزرگترین حکمت آن است که انسان خود را بشناسد.

    نقطه مقابلِ خودشناسی، خود ناشناسی است که به عقیدهامیر المومنین(ع) بالاترین و بزرگترین جهل است.

    چنانکه فرمود
    ند

    اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه؛
    بزرگ‏ترین نادانی خود ناشناسیِ انسان است

    و نیز فرمودند:
    کفی بالمرء جهلاً ان یجهل نفسه؛
    در جهل انسان همین بس که خود را نشناسد.

    ادامه دارد...

    مــــولاي غريبــــــم!

    اشتياقــــــي که به ديــــدار تـــو دارد دل مــــن

    دل مـــــن دانـــد

    و مـــــــن دانــــــم و

    تنــــها دل مــــــن ...

    جهت تعجیل در فرج امام زمان (عج) صـــلـــوات



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,913
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    852 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب المهدی نمایش پست
    و مطالب بنده را به باد تمسخر نمی گرفتید.خوب است انسان قبل از گفتن هر حرفی کمی در مورد آن اندیشه کند.ب
    سلام خوبین شما؟

    تمسخرنبودکه این هم یک روایت بود که درنشانه های خداوند فکرکنید در خودخدافکرنکنید که مجنون و متحیر خواهیدشد همان طورکه پیامبر خدا(ص)درمناجات فرمودند:ماعرفناک حق معرفتک

    خدایا معرفت تورا آن چنان که شایسته ی توست نشناختیم

    آرومترحساس نشوحساس نشو...!!

    « من عرف نفسه فقد عرف ربه »


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    146
    صلوات
    5
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    23 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در روایت است موسی علی نبینا واله وعلیه السلام روزی به کوه طور می رفت برای مناجات با حق تبارک وتعالی
    جوانی جاهل عرض کرد موسی به خدادت (نه خدا ) بگو که من نه دوست دارم نه روزی ت رو می خام
    بعد از تمام شدن مناجات
    خداوند متعال فرمود : موسی ؛ پیام بنده ما را به ما نرسوندی
    عرض کرد : حیاء کردم
    فرمود جل جلاله وعم نواله : بهش بگو ؛ اگه تو ما رو دوست نداری ما که دوست ت داریم . اگر تو روزی ما نمی خای ما خود رو موظف می دونیم یه تو رو روزی بدیم .
    در بازگشت موسی ؛
    ان جوان پرسید ؛ پیام م رو روسون دی
    فرمود بله
    خدا فرمود بهش بگو اگه تو مارو دوست نداری ماکه دوست داریم
    اگه تو روزی نمی خای ما خود رو موظف می دونیم روزین بدیم
    اون جوان سعادتمند شد از خجالت اهی کشید ومرد
    وطبق نقلی دیگر از زهاد وعباد شد
    در جواهر السنیه شیخ حر و.....
    وقتی فرعون ادعای خدائی کرد وانا ربکم الاعلی گفت
    موسی عرض کرد بار پروردگار هنوز می خای به فرعون روزی بدی ؟؟!!
    خطاب شد یا موسی : فرعون ترک عبودیت وبندگی کرده ؛
    من که نمی تونم ترک ربوبیت کنم نمی تونم دست از خدائیم بکشم
    وقتی فرعون استغاثه کرد موسی اعتناء کرد
    خطاب شد:چون تو خلقش نکرده بودی
    قارون استغاثه کرد به موسی 70مرتبه و.....
    خطاب کرد حق تعالی : اگر یکبار مرا صدا زده بود جوابش می دادم
    گفته شده نام نوح عبدالجبار بود وکوزه گری می کرد
    بعد طوفان ؛
    ملکی به شگل بشر کوزه هاش رو می خرید وروبروش می شکست
    نوح اعتراض کرد
    گفت پولش رو می دم
    گفت می دونم اما من ساختمش
    گفت دلت نمی اد
    چطور دلت اومد خدا خلقش را عذاب کنه
    شروع به گریه کرد
    وانشالله یاتی یا ارحم الراحمین ویا اکرم الاکرمین


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    146
    صلوات
    5
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    23 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هنگامی که میتران در سال 1981 زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود.
    هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد
    تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
    رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود
    که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،
    او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ فرعون بود.تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد..
    بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است
    و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آنرا مومیایی کرده اند.
    اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالیکه این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
    پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید(مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا بود)
    که یکی از حضار در گوشی به او یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند،
    چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.
    ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست.او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
    در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جسد او بعد از مرگ را خبر داده است.
    حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال میکرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی تقریبا در حدود دویست سال قبل کشف شده است،در حالیکه قرآن مسلمانان قبل از 1400سال پیدا شده است؟
    چگونه با عقل جور در می آید در حالیکه هیچ انسانی از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
    موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان در مورد نجات جسد بعد از غرق سخن میگوید
    و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟
    و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
    پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر به کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند.
    یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:
    {فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]
    امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد.
    هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند...

    این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
    من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.
    موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه به فرانسه بازگشت و ده ها سال پیرامون تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن، تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.و بر ایمان او به کلام الله فزوده شد.
    حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود