جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پرگشایم....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    پرگشایم....




    پرگشایم....


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161




    وای از زمانی که شهوت بر انسان غلبه نماید و آدمی فرمان عقل را زیرپا گذارد و تسلیم لذت زودگذر گردد.


    وقتی میل به لذتی در انسان قدرت می گیرد، اندیشه ضعیف می شود و قدرت کنترل انسان کاهش می یابد. در چنین موقعی یکی از سوالات اساسی و مهمی که برای جوانان علاقمند به سرنوشت خود، پیش می آید این است که چاره چیست؟ و چه باید کرد؟

    پاسخ این است که در آموزه های الهی راههای عمیق و برجسته ای شمرده شده است، اما یکی از راههائی که فورا نتیجه میدهد، این است که در آن لحظات حساس، انسان به یاد محبوب حقیقی، آن موجود دوست داشتنی که دائما به او محبت میکند، بیفتد... که در دم چشمش باز می شود و بصیرت می یابد و عقل ضعیف شده او برمیگردد.

    نگاه کنید:
    إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ (اعراف آیه 201)
    كسانى كه پرهيزگارى میكنند، چون از شيطان وسوسه‏ اى به آنها برسد، خدا را ياد میکنند، و در دم بصيرت می يابند.

    پرگشایم....



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    سلسله بحث های سلوک عارفانه
    یکی از سوالاتی که ذهن رهروان راه عرفان را به خود مشغول میکند، این است که چرا دلبستگی به دنیا پدید می آید و چگونه میتوان به معنویات علاقه پیدا کرد؟

    اگر برای پاسخ به این سوال ببینیم چگونه محبت و دلبستگی ایجاد میشود، به مقصود رسیده ایم.
    در مباحث اخلاقی و بحث‌های روانی، عوامل و اسبابی برای ایجاد محبت مطرح شده که به مهمترین آنها اشاره می‌کنیم:
    1- التذاذ و لذت بردن
    یکی از عوامل ایجاد محبت در انسان، مسئله «التذاذ و لذت بردن» است. انسان از هر چیزی که لذت ببرد، آن را دوست می‌دارد، و این لذت بردن، موجب می‌شود که رابطه‌ای براساس محبت با آن شی برقرار کند، هر چه سطح این التذاذ بالا باشد، این محبت نیز در انسان ریشه‌دارتر و عمیق‌تر می‌شود. یعنی بالا رفتن سطح التذاذ در انسان، موجب عمیق‌تر شدن محبت در او می‌گردد.

    حال اگر انسان لذت خود را در شکم چرانی و خوردن غذاهای لذیذ و خوشگذرانی و شهوترانی و..... قرار دهد، شیفته دنیا میشود ولی اگر لذت خود را در ارتباط عاشقانه با زیباترین موجود هستی، یاری ستمدیدگان، جهاد و مبارزه در راه تحقق آرمانهای بلند انسانی و..... قرار دهد، یک نوع عشق و شیفتگی در او شکل میگیرد که لذتش بسیار برتر از لذت های مادی است.

    2- مؤانست و همراهی
    عامل دوم موانست و همراهی است. اگر انسان با موجودی به صورت تنگاتنگ همراه شود، اجتماع و همراهی او با آن موجود، برای مدت طولانی، موجب ایجاد «انس» نسبت به آن می‌گردد. این عامل آن قدر مهم است که برخی می‌گویند: ریشه انسان از «انس» است و موانست نیز «الفت و محبت» را به همراه دارد. یعنی بر اثر مؤانست، با آن شیئ الفت پیدا می‌شود و این انس و الفت نیز محبت نسبت به آن را درپی خواهد داشت. مثلاً حتی اگر کسی یک حیوان در خانه داشته باشد و با آن موانست پیدا کند، همین برخورد روزمره، کم‌کم موجب ایجاد الفت و محبت به آن می‌شود.

    حال باید ببینیم برای انس گرفتن چه چیزی را انتخاب میکنیم.

    3- زیبایی و جمال
    عامل سوم محبت در انسان مسئله «زیبایی» است. یعنی چون انسان، زیباپسند است، اگر با یکی از مظاهر آن برخورد داشته باشد، محب آن شده و آن شیئ را دوست می‌دارد. مثلاً زیبایی‌های ظاهریه‌ای که انسان با حواسش ادارک می‌کند، مانند زیورآلات زینتی و حتی اگر بدلی هم باشد، نظر آدمی را به خود جلب کرده و انسان از آن خوشش می‌آید و محب آن می‌گردد. یعنی وقتی یک شیئ به لحاظ زیبایی توجه انسان را به خود جلب کند، انسان کم‌کم به او میل پیدا کرده و همین سبب محبت نسبت به آن شیئ می‌شود.

    اکنون فرد مختار است که به کدام زیبائی بنگرد؛ به جمال ظاهر یا باطن؟ به زیبائی زمینی یا آسمانی؟ زیبائی عشق به آفریننده جمال را ببیند یا زیبائی یار؟

    پرگشایم....



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    بسم_الله_الرحمن_الرحیم
    بخشی از مناجات شعبانیه

    خدایا،حاجتم را برمگردان،و طمعم را قرین نومیدی مساز، و امید و آرزویم را از خود مبر.خدایا،اگر خواری‏ام را می‏خواستی،هدایتم نمی‏نمودی،و اگر رسوایی‏ام را خواسته‏ بودی عافیتم نمی‏بخشیدی،خدایا،این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در طلبش سپری کرده ‏ام،از درگاهت بازگردانی.

    خدایا تو را سپاس،سپاسی ابدی و جاودانه،همیشگی و بی‏پایان،سپاسی که افزون شود و نابود نگردد،آنگونه که پسندی و خشنود گردی،خدایا اگر مرا بر جرمم‏ بگیری،من نیز تو را به عفوت بگیرم،و اگر به گناهانم بنگری،جز به آمرزشت ننگرم،و اگر مرا وارد دوزخ کنی، به اهل آن آگاهی دهم که تو را دوست دارم.

    خدایا اگر عملم در برابر طاعتت کوچک بوده،همانا از سر امید به تو آرزویم بزرگ است.خدایا چگونه از بارگاهت با نومیدی و محرومیت بازگردم،درحالی‏که خوش‏گمانی‏ام‏ به بخشش وجودت این بوده که مرا نجات‏ یافته و بخشیده باز می‏گردانی.

    خدایا عمرم را در آزمندی غفلت از تو نابود ساختم، و جوانی‏ام را در مستی دوری از تو پیر نمودم.خدایا در روزگار غرور نسبت به تو،بیدار نشدم و گاه تمایلم‏ به سوی خشم تو آگاه نگشتم.
    .
    .
    إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَهٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی إِلَهِی کَیْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَهِ مَحْرُوما وَ قَدْ کَانَ حُسْنُ ظَنِّی بِجُودِکَ أَنْ تَقْلِبَنِی بِالنَّجَاهِ مَرْحُوما إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّهِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَهِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِکَ وَ رُکُونِی إِلَی سَبِیلِ سَخَطپن


    پرگشایم....



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    دستخط رهبر انقلاب: فرازی از مناجات شعبانیه

    سه نقطه کلیدی در یک فقره کوتاه مناجات شریف شعبانیه:
    إِلَهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شَوقُهُ و لِساناً یُرفَعُ إِلَیکَ صِدقُهُ و نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّهُ
    [خدای من] به من عطـا کن دلی که شـوق، او را به تـو نزدیک کند. آلودگی ما به مادیات وگناه این شـوق را در دل می‌میراند، اُنس ما با قـرآن، دعـا، نوافـل و درست به‌جا آوردن فرائـض این شـوق را در دل برمی‌انگیزد.
    زبانِ صادق، سخن باصداقت حرفی که در آن شائبه‌ای از مادّیت و خودخواهی و هواپرستی نباشد، این سخنی است که به سمت خدا بالا می‌رود.
    نگاهِ حقیقت‌آمیز؛ نگاهِ حقانی به مسائل، نه نگاهِ جانبدارانه، هوسگرانه و کاسبکارانه. مسائل را با نگاه طرفداری از حق، دنباله‌ی حق بودن، با این نظر نگاه کنیم. آن‌وقت این نگاه به خدا نزدیک میشود.
    رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۰۳/۰۶
    farsi.khamenei.ir/ph


    پرگشایم....



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    تنها از آفریدگارت شرم بدار نه از آفریده هایش ...

    هر که درد دارد روزها کوکو می کند و شب ها هوهو.
    گاهی در نماز و نیاز است و گاهی در سوز و گداز....

    چاره ای جز زیستن با مردم و راهی جز ساختن با آنان نیست، ولی دل را به دست دلدار ده و آزاد باش و سر را به پای دوست نه و شاد باش.

    آن چه را که داور خرد دستور داد به جا آر و پاسخ درست برای پرسش خدایت فراهم کن.
    تنها از آفریدگارت شرم بدار نه از آفریده هایش.
    بگذار تا دیگران از تو رنگ بگیرند نه تو از آنان.

    هر کس در هر پایه ای که هست اگر رهزن است، ارزش پشیزی ناچیز ندارد، بی پرده بگویم: مگسانند گرد شیرینی.

    پیمانت را با خدا و پیامبر(ص) و أهل بیتش(ع) سخت استوار کن و از ته دل بگو خدایا آمدم، گر کام تو بر نیامد آن گه گله کن، کوتاهی سخن، خود را باش....

    (کتاب شریف نامه ها برنامه ها / ابوالفضائل حضرت علاّمه حسن زاده ی آملی حفظه الله/ ص 48 تا50) .


    پرگشایم....



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    در حلال و حرام وسواس بشوید!


    پرگشایم....



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    خدایا!.....

    پرگشایم....



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    عقل چیست؟ نشانه های انسان عاقل

    حضرت صادق علیه السلام فرمود با عقل ترین مردم خوش خلق‏ترین آنها است.

    شخصی از امام ششم علیه السلام پرسید عقل چیست؟ فرمود چیزی است که بوسیله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آید.
    آن شخص گوید: گفتم پس آنچه معاویه داشت چه بود؟ فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است، آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.

    اصبغ بن نباته از علی علیه السلام روایت می‏کند که جبرئیل بر آدم نازل شد و گفت: ای آدم من مأمور شده ‏ام که ترا در انتخاب یکی از سه چیز مخیر سازم پس یکی را بر گزین و دو تا را واگذار.

    آدم گفت :چیست آن سه چیز؟ گفت: عقل و حیاء و دین آدم گفت :عقل را برگزیدم، جبرئیل به حیاء و دین گفت شما باز گردید و او را واگذارید، آن دو گفتند ای جبرئیل ما مأموریم هر جا که عقل باشد با او باشیم. گفت خود دانید و بالا رفت.

    از این روایت چنین استفاده میشود که عقل باحیاء و دین لازم و ملزومند و از یکدیگر جدا نمی شوند. پس خداوند بهر کس عقل عنایت کند حیاء و دین هم عنایت کرده است و کسی را که باحیاء و متدین یافتیم باید او را عاقل هم بدانیم.

    پرگشایم....






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود