جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خواهش میکنم بخونین ارزش خواندن داره به خدا...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    3,762
    صلوات
    522
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    1,376 پست
    حضور
    166 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    6

    خواهش میکنم بخونین ارزش خواندن داره به خدا...




    جوابی که همه را حیرت زده کرد:

    پسر بچه به نزد خانواده اش رفته از آنها خواست که یک معلم برای او حاضرکنند تا به 3سوالی که داشت جواب بدهد.
    بالاخره یک معلم برای ایشان پیدا کردند و بین پسربچه و معلم صحبتهای زیر رد و بدل شد؛
    پسربچه: شما کی هستی؟ و آیا می توانی به سه سوال بنده پاسخ دهی؟
    معلم: من عبدالله، بنده ای از بندگان خدا هستم و به سوالات شما جواب خواهم داد، به امید خدا.
    پسربچه: آیا شما مطمئنی جواب خواهی داد؟ چون اکثر علما نتوانستند به سه سوال من پاسخ بدهند!
    معلم: تمام تلاشم را میکنم و با کمک خدا جواب میدهم.
    پسربچه: سه سوال دارم،
    سؤال اول: آیا در حال حاضر خداوندی وجود دارد؟ اگر وجود دارد شکل و قیافه آن را به من نشان بده؟
    سؤال دوم: قضا و قدر چیست؟
    سؤال سوم: اگر شیطان از آتش خلقت شده است، پس برای چی او در آخرت در آتش انداخته خواهد شد؟ چون بر ایشان تأثیری نخواهد گذاشت!
    معلم کشیده ی محکمی را به صورت پسربچه زد،
    پسربچه گفت: برای چی به من زدی و چه چیزی باعث شد که از من ناراحت و عصبانی شوی؟
    معلم جواب داد: من از دست شما عصبانی نشدم و این ضربه ای که به شما زدم جواب هر سه سوال شماست.
    پسربچه: ولی من هیچی را نفهمیدم.
    معلم: بعد از اینکه شما را زدم چه چیزی حس کردی؟
    پسربچه: حس درد بر صورتم دارم.
    معلم: پس آیا اعتقاد داری که درد موجود است؟
    پسربچه: بله.
    معلم: پس آن را به من نشان بده.
    پسربچه: نمیتوانم.
    معلم: این جواب اول من بود.همگی به وجود خداوند اعتقاد داریم ولی نمیتوانیم او را ببینیم.
    سپس اضافه کرد که آیا دیشب خواب دیدی که من تو را خواهم زد؟
    پسربچه: نه.
    معلم: آیا گاهی به ذهنت آمد که من تو را روزی خواهم زد؟
    پسربچه: نه.
    معلم: این قضا و قدر بود.
    سپس اضافه کرد: دستی که با آن تو را زدم از چه چیزی خلق شده است؟
    پسربچه: از گل.
    معلم: وصورت تو از چی؟
    پسرپجه: باز از گل.
    معلم: جه چیزی حس کردی بعد از اینکه بهت زدم؟
    پسربچه: حس درد داشتم.
    معلم: آفرین، پس دیدی چطور گل بر گل درد وارد میکند، این با اراده خدا انجام میشود،
    پس با اینکه شیطان از آتش خلق شده، اما اگر خدا خواست این آتش مکان دردناکی برای شیطان خواهد بود.

    ارزش خواندن را دارد… این چنین معلمی میتواند نسلها را تربیت کند....

    تمام خنده هایم را نذر کرده ام

    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

    عطر دستهایت،

    دلتنگی ام را به باد می سپارد...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    832
    صلوات
    2600
    تعداد دلنوشته
    5
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سراسیمه سلام هنگام انتظار سلام هنگام رسیدن سلام
    فوق العاده بود
    متشکرم بازم از این متن ها قراره توی این تایپیک بزارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من منتظر بعدیش هستم


    از مرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد به نام انسانیت...



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود