صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چندتا عشق داریم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما چندتا عشق داریم؟




    بعضی ها می گویند که عشق فقط یکی یکدانه است واونهم عشق به خداوندواهل بیت(ع).
    آخه مگه امکان داره که عشق فقط اینطور معنا بشه؟اگر اینطوره پس این همه عشق های بین دختر وپسر ،زن ومرد و ... چی میشه؟


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    بعضی مواقع مقوله عشق با محبت خلط می شود، مثل همین موردی که شما بیان کردید .
    انسان ها در طول زندگیشان و در موقعیت های سنی مختلف نیاز به محبت اشخاص متفاوت در وجودشان ظهور پیدا میکند و این یک امر کاملا طبیعی است . در سنین کودکی نیاز به محبت والدین و خانواده در سنین جوانی نیاز به محبت همسر و در سنین بالاتر نیاز به محبت فرزند ظهور پیدا میکند . ممکن است برای بعضیها یکی از این محبت ها خیلی شدیدتر باشد به نحوی که ما اصطلاحا واژه عشق را برای بیان آن انتخاب می کنیم مثل همین موررد محبت دو جوان به یکدیگر یا دو همسر نسبت به هم . اما آیا این علاقه شدیدی که ما نام عشق را بر آن می نهیم حقیقتا در دایره تعریف عشق هم وارد می شود ؟
    جایی خوانده بودم که در روایات به ندرت از کلمه عشق یا عشاق استفاده شده است شاید به دلیل این باشد که عشق حقیقی به ندرت تحقق می یابد . مثلا در روایتی از حضرت امیر (ع) – اگر اشتباه نکنم – در مورد واقعه کربلا و اصحاب سید الشهدا (ع) واژه عشاق بکار رفته است . یا در حدیثی قدسی وارد شده که (( ... و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته )) یعنی کسی که عاش من شود عاشق او میشوم و کسی که عاشقش شوم او را میکشم و کسی که او را بکشم دیه او بر من است و کس که دیه او بر من است من خود دیه او هستم .
    واقعا کشتن در مقوله عشق الهی به چه معناست ؟ آیا به معنی کشتن و قربانی نمودن نفس در راه معشوق حقیقی است ؟ یا معنای دیگری دارد ؟
    بهر حال من فکر میکنم بسیار سخت است که انسان در راه عشق الهی قدم بگذارد و صادقانه بگوید :
    عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد بو العجب من عاشق این هر دو ضد
    زمانی که سختی های این راه خود را نشان می دهد آنگاه معلوم می شود که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها یعنی چه .
    مرد می خواهد تا صادقانه تمام فراز های دعای کمیل را بخواند :... صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک ...فبعزتک یا سیدی و مولای اقسم صادقا لئن ترکتنی ناطقا لاضجن الیک بین اهلها....این کنتیا ولی المومنین...یا حبیب قلوب الصادقین
    این ها گفتگو های عاشقانه ساده ای نیست که از میان فراز ها و مطالبش هر کسی توان عبور داشته باشد. عشق الهی که در راستای همان محبت و عشق به اهل بیت (ع) است ،تنها از راه پیروی عملی از این خاندان حاصل خواهد شد : (( قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله... )) ( بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد ...) آل عمران/31
    این تبعیت هم درتمام مراحل زندگی باید باشد : در دوستی ها ، ابراز محبتها ، دوست داشتنها ، انتخاب برای ازدواج و ...
    به نظر می رسد تنها در این صورت این دو موردی که در سوال شماست با هم قابل جمع است و در غیر این صورت تنها در تعریف عشق های مجازی داخل خواهد شد .


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    در حقيقت همان قدر که انسان از لحاظ عقلي رشد مي کند، عشق ورزي او نيز متحول شده و به فراز بالاتري صعودخواهد كرد، البته اين علاقه در همه افراد يكسان نيست؛ برخي در همان سطح ابتدايي باقي مي‏مانند و برخي نيزصعود را ادامه مي‏دهند.
    روزي كمال را در چهره‏اي مي‏بينيم كه شايد هم هرگز تصورات ما درباره آن فرد با واقعيت منطبق نباشد، ولي اون شخص به ايده‏هاي خود عشق مي‏ورزد؛ يعني، بيشتر اسير آرمان‏ها و خيالات خود است تا شخص خارجي.
    بهتر است براي تفسير اين پديده از آيات قرآن مدد بگيريم.
    راستي!تا حالا چند بار اين آيه شريفه رو تلاوت كردي؟!:« انا جعلنا ما علي الارض زينة لها لنبلوهم ايّهم احسن عملاً »(كهف7) آنچه در زمين است، مازينت آن قرار داديم تا آدميان را بيازماييم كه كدام يك عمل نيكوتري دارند.
    جاذبه‏ها و كشش‏هاي مختلف حيات، همگي براي به حركت درآوردن آدمي است تا او وارد صحنه عمل شود ودر اين سير از «بودن» به «شدن» برسد. گرچه برخي در همين جاذبه‏ها مي‏مانند و حركتي به جانب بالا نمي‏كنند؛ ولي برخي نيز خسته دل در تمناي محبتي عميق هستند و تا آن را پيدا نکنند آرام نمي‏شوند.
    دل‏باختگي‏هاي گذراي زندگي، پلي است تا انسان ظرفيت دل‏باختن به حقيقت هستي را دريابد و آن گاه است كه آرام خواهد گرفت: الا بذكر اللّه‏ تطمئن القلوب .
    چرا در اين مقطع مانده يم؟اين هم براي آن است كه ازيک سوبه ضعف خود واقف شويم و از سوي ديگر به مجازي بودن همه اين تعلقات پي‏برده. و آن گاه راه به معشوق ازلي و ابدي گشوده گردد. همان معشوقي كه:«اللّه‏ لا اله الا هو له الاسماء الحسني ».(طه ،آيه)

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    نظامي گنجوي در پايان ماجراي ليلي و مجنون سخن حكيمانه‏اي را آورده كه در واقع تمام داستان را براي هميننكته سروده است. مي گويد: وقتي ليلي در بستر مرگ افتاد وصيتي براي مجنون به مادر خود كرد و گفت: به او بگو عاشقچيزي باش كه جاودان و ماندگار است، نه شيفته و دلباخته كسي چون من كه هيچ چيزش در اختيار خود نمي‏باشد وهمواره در معرض مرگ و زوال و دستخوش تحوّل و بي‏قراري است.
    در همين هيجانات و بينش‏هاست كه گوهر اصلي وجود خود را نشان مي دهد.
    به گفته اقبال لاهوري::
    نعره زد عشق كه خونين جگري پيدا شد حسن لرزيد كه صاحب نظري پيدا شد
    و به گفته حافظ :
    يك قصه بيش نيست غم عشق وين عجب كز هر زبان كه مي‏شنوم نامكررست
    عرضه كردم دو جهان بر دل كار افتاده به جز از عشق تو باقي همه فاني دانست
    سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد تا روي در اين منزل ويرانه نهاديم
    اي دل مباش يكدم خالي زعشق و مستي وانگه برو كه رستي از نيستي و هستي
    و بالاخره :
    با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي تا بي‏خبر بميرد در درد خودپرستي
    عاشق شو ارنه روزي كار جهان سرآيد ناخوانده نقش مقصود از كارگاه هستي
    قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز وراي حد تقريرست شرح آرزومندي

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    اگر من بخوام نظر خودم رو بگم این طور بیان میکنم:
    به طور کلی عشق دونوعه:
    1.حقیقی
    2.مجازی

    اما عشق مجازی دونوعه:
    1.عشقی که در طول عشق خداونده
    2.عشقی که در عرض و هم پای عشق خداوند است


    نا پسند ترین و مذموم ترین عشق هم همین آخریه است

    ببخشید من علمم زیاد نیست
    یا علی مددی


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و تشکر از این که دوستان موضوع جالبی رو طرح کردند
    به طور کلی اگر بخواهیم نظر قرآن را در مورد واژه عشق بررسی کنیم اولا این واژه در قرآن نیومده و شاید بتوان گفت همین واژه ای که در آیه " والذین آمنوا اشد حبا لله " اشد حبا لله معادل همان حب مفرط یا عشق به خدا است اما در روایات اهل بیت علیهم السلام واقع امر این است که این واژه در معنای دیگری به کار رفته است در جواب کابر عزیزی که پرسیدند ما چند نوع عشق داریم خواهیم گفت عشق یا حقیقی است و یا مجازی و فی الواقع عشق مجازی عشق نیست
    اما آنچه در روایات آمده برخورد منفی با این واژه کرده اند مثلا در روایتی آمده است :
    من عشق شیئا اعشی بصره یعنی کسی که عاشق چیزی شد دیدگانش کور می شود چطور کسی که عینک سبز بر دیدگانش می زند همه چیز را سبز می بیند کسی هم که حب مفرط نسبت به چیزی پیدا کرد همینطور می شود و تنها او و خوبی های او را می بیند و بس ولی دیگر بدی های او را نمی تواند ببیند چون حب مفرطی نسبت به او پیدا کرده است و تنها یک چیز را می بیند
    البته یک نکته هست و آن هم روایتی است که به نام حدیث قدسی نقل می کنند اگراین روایت سندش صحیح باشدمی توان گفت تنها یک مورد در روایات هست که در مورد عشق مثبت و خوب سخن گفته است متن روایت این است:
    من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فانا دیته ، کسی که عاشق من شود من هم عاشق او می شوم و هر کس من عاشق او شوم او را می کشم و خودم دیه او خواهم بود
    که دراین روایت قدسی خداوند از عشق حقیقی سخن گفته است
    ویرایش توسط saeed623 : ۱۳۸۶/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۸:۳۸
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیم نمایش پست
    بعضی ها می گویند که عشق فقط یکی یکدانه است واونهم عشق به خداوندواهل بیت(ع).
    آخه مگه امکان داره که عشق فقط اینطور معنا بشه؟اگر اینطوره پس این همه عشق های بین دختر وپسر ،زن ومرد و ... چی میشه؟
    با توضیحاتی که دوستان دادند باید گفت این علاقه بین دختر و پسرها خانواده ها همسران وووو این ها هم می تواند عشق باشد منتهی اگر در عرض عشق حقیقی که عشق به همه خوبی ها عشق به خدا قرار گیرد اولا حقیقتا نمی توان به آن عشق گفت تا چه رسد به این که خوب است یا بد مجازا به آن عشق می گویند اما اگر در طول عشق به خدا باشد یعنی به خاطر خدا و به خدا ختم شود این هم پسندیده است و هم شمایی از عشق است که فعلا اینگونه جلوه گرشده است
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  15. تشکرها 3


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    45
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیم نمایش پست
    بعضی ها می گویند که عشق فقط یکی یکدانه است واونهم عشق به خداوندواهل بیت(ع).


    آخه مگه امکان داره که عشق فقط اینطور معنا بشه؟اگر اینطوره پس این همه عشق های بین دختر وپسر ،زن ومرد و ... چی میشه؟
    عشق كلمه اي است مقدس ونشانه حب مفرط وعلا قه مندي زياد را نسبت به چيزي يا كسي را مي رساند .وكسي يا چيزي را سزا وار اين عشق است كه براي هميشه ماندگار باشد تا آن عشق هم ماندگار بماند وچون كسي جز خدا ابدي نيست پس سزاوار اين عشق نيست وفقط عشق در حق خدا معني دارد .وچون اين كلمه در زمان نزول قرآن در جاي بدي استعمال مي شده لذا در قرآن هم از ان نامي برده نشده .ولي به جاي آن از «حب» استفاده شده .«اشد حبا لله».
    در ضمت بايد عرض كنم اگر همه محبتها در مسير خدا باشذ همان عشق حقيقي است .وگر نه اون عشق نيست بلكه هوس است.وهوس بازي مذموم است

  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۵
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    بسم الله الرحمن الرحيم

    والذين آمنوا اشد حبا لله

    امام صادق(عليه السلام): عاشق بى قرار نه به غذا ميل پيدا مى كند و نه از نوشيدنى گوارا لذت مى برد . نه خواب آسوده دارد نه با دوستى انس مى گيرد و نه در خانه اى آرام خواهد داشت .. . ; بلكه شب و روز خدا را بندگى مى كند ; به اين اميد كه به محبوبش «اللّه » برسد.. . ; آنچنان كه خداوند از موسى بن عمران(عليه السلام) درباره ميعاد پروردگار نقل مى كند «و عجلت إليك ربّ لترضى»•بنابراين ، آنچه كه برخى آن را عشق مجازى مى نامند ، در واقع عشق نيست ; بلكه يك تمايل نفسانى و شهوانى است و به گفته مولوي :
    عشقهايي كز پي رنگي بود
    عشق نبود عاقبت ننگي بود

    هر كه را جامه ز عشقي چاك شد **** او ز حرص و عيب، كلي پاك شد

    شاد باش اي عشق خوش سوداي ما **** اي طبيب جمله علتهاي ما

    اي دواي نخوت و ناموس ما **** اي تو افلاطون و جالينوس ما

    جسم خاك از عشق بر افلاك شد **** كوه در رقص آمد و چالاك شد

    عشق، جان طور آمد عاشقا **** طور مست و خرّ موسي صاعقا


    چگونه مي توانيم عاشق را بشناسيم :

    عاشقي پيداست از زاري دل **** نيست بيماري چو بيماري دل‏
    علت عاشق ز علتها جداست **** عشق اصطرلاب اسرار خداست‏
    عاشقي گر زين سر و گر زان سر است **** عاقبت ما را بدان شه رهبر است‏
    هر چه گويم عشق را شرح و بيان **** چون به عشق آيم خجل گردم از آن‏
    گر چه تفسير زبان روشنگر است **** ليك عشق بي‏زبان روشنتر است
    چون قلم اندر نوشتن مي‏شتافت **** چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت
    چون سخن در وصف اين حالت رسيد **** هم قلم بشکست و هم کاغذ دريد *

    عقل در شرحش چو خر در گل بخفت **** شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت‏
    آفتاب آمد دليل آفتاب **** گر دليلت بايد از وي رو متاب‏
    ویرایش توسط alii1346 : ۱۳۸۶/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۹:۰۶

  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10

    راهنما نقل قول : چندتا عشق داریم؟




    به قسمتي از پيام نوروزي رهبري در سال 1385 توجه فرماييد .فكر مي كنم مناسب تاپيك شما باشد.
    .البته عامل پيشرفت در اين راه،(خودسازي) محبت است؛ محبت به خدا، محبت به پيامبر، محبت به اين راه، محبت به آموزگاران اخلاق - يعني پيامبران و ائمه‏ي معصومين (عليهم‏السّلام) - اين عشق است كه انسان را در اين راه با سرعت پيش مى‏برد؛ اين عشق را بايد در خودمان روزبه‏روز بيشتر كنيم. «الّلهم ارزقني حبّك و حبّ من يحبّك و حبّ كلّ عمل يوصلني الي قربك»؛ محبت خدا، محبت محبوبان الهي و محبت كارهايي كه محبوب الهي است؛ اين عشقها را در دل خود برويانيم. اين يك قلم از تعليمات پيامبر، در سال پيامبر اعظم است.:wink:


  21. تشکرها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود