صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه ی شما با خدا چگونه است؟ آیا اثری در زندگی خود میبینید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رابطه ی شما با خدا چگونه است؟ آیا اثری در زندگی خود میبینید؟




    سلام
    دیروز با یکی از دوستان خوب و جوان و مذهبی حرف میزدم و سوالی ازم پرسید که برام جالب شد اینجا مطرح کنم و نظرات شما رو هم بدونم.

    گفت: فرض کن یک دانه داری و اون رو توی زمین میکاری. روز اول بهش آب میدی. روز دوم آب میدی. روز سوم آب میدی. روز چهارم .......... ولی هیچ خبری از گیاه و جوانه و اینها نیست!
    چند روز حاظری که همچنان آب بدی و همچنان هیچ اثری نبینی؟
    رابطه من و خدا هم اینطوری بوده از اول! من همیشه خدارو قبول داشتم و همیشه سعی میکردم طبق دستورات و خواست او زندگی کنم. ولی هیچوقت هیچ اثر و تاثیر خاصی از او در زندگیم مشاهده نکردم! چه وقتی خودم را با بقیه که هیچ اعتقادی به خدا ندارند مقایسه میکنم و چه حتی وفتی خودم را در برهه های زمانی که فاصله ام از خدا بیشتر میشه یا باهاش قهرم با برهه هایی که رابطه ام باهاش خوبه و شور و حال معنوی دارم مقایسه میکنم میبینم انگار فرق خاصی با هم نمیکنند!
    چه من با خدا قهر باشم و چه آشتی، و چه آدم ایمان داشته باشد یا بی امیان، انگار هیچکدوم اثری در زندگیش ندارد و یا حداقل من که تاثیرش رو نمیبینم و نمیفهمم! دیگه خسته شدم و بریده ام. نمیدونم چکار کنم؟

    من هم در جوابش داستان حضرت نوح رو مثال زدم که او هم سالیان دراز در وسط یک دشت کشتی میساخت و بقیه مسخره اش میکردند که آخه کشتی رو چرا اینجا داری میسازی و چطور میخوای به آب بندازی و .... و ...... شاید این ایمان بو هم حکم همان کشتی رو داره که در سالیان عمرت باید بسازی تا بعد از پایان رسیدن عمرت تو رو از پرتگاه های آخرتی رد کنه!

    که بعد گفت یعنی میگی که دین هیچ خاصیت دنیوی نداره؟ فقط به درد آخرت میخوره؟
    گفتم نه! ولی نباید توقع معجزه هم داشته باشی!! بیا فکر کن مثلا دین اینطوری باشه که هرکس دین رو میپذیره و واجبات رو انجام میده دیگه هیچ مشکلی برایش در زندگی پیش نیاد و همه چیزش خوب و خوش و شاد باشه! خب معلومه بعد از گذشت یک مدت که مردم دیگر این فرد رو میبینن و دلیل زندگی خوب و شادش رو متوجه میشوند، صرفا برای راحتی در دنیا هم که شده میروند دیندار میشوند و دیگه دین ارزش واقعیش کم میشه و همچنین هدف آفرینش که امتحان انسان بوده کمرنگ و یا بی رنگ میشه!

    گفت پس اینکه میگن ذین باعث سعادت دنیوی و اخروی میشه یعنی چی پس؟
    گفتم خب فرض کن یک مشکل برای یک دیندار پیش اومده و مشکل مشابه برای یک فرد بی دین! فرد بی دین هیچ چاره و اسبابی جز چیزهای دنیایی نداره ولی فرد دیندار علاوه بر رابطه روحی و معنوی با خدا و پیامبر و ائمه و احتمال دریافت کمک از ایشان، حداقل اگر طبق توصیه های دین با مشکلات برخورد کنه و امید به دنیای باقی داشته باشه تحمل درد و رنج برایش خیلی راحتتر میشه به نسبت کسی که تنها خوشی رو در دنیا میدانه و حالا دنیا بهش روی ناخوش نشون میده! اون فرد که امید به جهان باقی هم نداره زیر بار مشکلات خیلی بیشتر زجر میکشه!
    یا مثلا فرد دیندار، دین بهش اجازه نمیده که برای حل مشکلش دست به هرکار و پذیرش هر خفتی بده و بعدا که حالش خوب شد و مشکلش حل شد سرش بلند و عزتش حفظ شده ولی فرد بی دین برای رفع مشکلش ممکنه دست به دامن هرکار و یا هرکسی بشه و بعد از اینکه مشکلش حل میشه و به خودش میاد حالا یک مشکل جدید داره و اونم کارهای اشتباهی که ممکنه برای حل مشکلش انجام داده باشه!

    خلاصه تا یک حدودی تونستم آرومش کتم.... ولی همچنان این دوست من دلش میخواد یک حس و یا درک و یا اثری از خدا در زندگیش ببینه! میگه شما جلوی کوهم صدا بزنی، بازخوردشو میشنوی ولی من هرچی با خدا حرف میزنم انگار که با دیوار حرف زده باشم! باز دیوار هم یک نمود فیزیکی داره و میشه اونو دید و یا لمسش کرد ولی خدا همینم نداره!

    حالا نظر شما دوستان در اینباره چیه؟
    هم نظرات و هم تجربیاتتون رو بیان کنید تا منم به دوستم انتقال بدم و مشکل اونم ان شاءالله حل بشه.
    پیشاپیش ممنون از همه ی شما


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منتظر نظرات دوستان عزیز هستیم همچنان


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    رابطه ی شما با خدا چگونه است؟ آیا اثری در زندگی خود میبینید؟







    کارشناس بحث: استاد سمیع



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,915
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    860 پست
    حضور
    98 روز 7 ساعت نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    چه من با خدا قهر باشم و چه آشتی، و چه آدم ایمان داشته باشد یا بی امیان، انگار هیچکدوم اثری در زندگیش ندارد و یا حداقل من که تاثیرش رو نمیبینم و نمیفهمم! دیگه خسته شدم و بریده ام. نمیدونم چکار کنم؟
    سلام با کسب اجازه ازمحضراستاد

    این قبیل آدمهاکه خسته هستند و از جواب گرفتن و عبادت کردن و صدقه دادن و خوبی کردن ناامید شده اندکم نیستند و متاسفانه روز به روز هم زیادمی شوند.

    دلی که به نورخدا وصل باشد هیچ وقت این فکرهای ناراحت کننده و مایوس کننده که به کفر و بی ایمانی هم بی ارتباط نیست نمی اندیشد انسان باخدا که اوایل صبحدم یک روز با کاروتلاش شروع می کند به آسمان نگاه می کند باسم الله توکلت علی الله و لاحول و لاقوة الا بالله می گوید سنگی سرراه است برمی دارد مسافر خسته ای که مسیرش هست سوارمی کند باخوشرویی سلام وصبح به خیرمی گوید اینها را خدا برای اوخواسته است یا نه؟!

    یکی ازترفندهای شیطان ایجاد یاس و ناامیدی است.

    هرانسانی این دامهای رنگین دربرابرش گسترده شده است خواه پیامبر باشد خواه مردم عادی.

    این دیگر به خود فرد وابسته است که انتخاب کند چگونه برخوردکند چه افکاری داشته باشد چه اعمالی انجام دهد و چه نتیجه ای برداشت کند وظیفه ی ما امربه معروف ونهی از منکراست و گاهی گذشتن
    چون:نرود میخ آهنین درسنگ

    و:

    چندین چراغ دارد و بیراهه می رود

    بگذار تا بیفتدو بیند سزای خویش

    والله اعلم

    رابطه ی شما با خدا چگونه است؟ آیا اثری در زندگی خود میبینید؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایق نمایش پست


    سلام با کسب اجازه ازمحضراستاد

    این قبیل آدمهاکه خسته هستند و از جواب گرفتن و عبادت کردن و صدقه دادن و خوبی کردن ناامید شده اندکم نیستند و متاسفانه روز به روز هم زیادمی شوند.

    دلی که به نورخدا وصل باشد هیچ وقت این فکرهای ناراحت کننده و مایوس کننده که به کفر و بی ایمانی هم بی ارتباط نیست نمی اندیشد انسان باخدا که اوایل صبحدم یک روز با کاروتلاش شروع می کند به آسمان نگاه می کند باسم الله توکلت علی الله و لاحول و لاقوة الا بالله می گوید سنگی سرراه است برمی دارد مسافر خسته ای که مسیرش هست سوارمی کند باخوشرویی سلام وصبح به خیرمی گوید اینها را خدا برای اوخواسته است یا نه؟!

    یکی ازترفندهای شیطان ایجاد یاس و ناامیدی است.

    هرانسانی این دامهای رنگین دربرابرش گسترده شده است خواه پیامبر باشد خواه مردم عادی.

    این دیگر به خود فرد وابسته است که انتخاب کند چگونه برخوردکند چه افکاری داشته باشد چه اعمالی انجام دهد و چه نتیجه ای برداشت کند وظیفه ی ما امربه معروف ونهی از منکراست و گاهی گذشتن
    چون:نرود میخ آهنین درسنگ

    و:

    چندین چراغ دارد و بیراهه می رود

    بگذار تا بیفتدو بیند سزای خویش

    والله اعلم

    به نظر من اینجور آدما باید فکرشون رو درست کنند.
    اگه حوصله خوندن نداشتید قسمتای قرمز رو بخونید.
    مثلا من چون تو تیزهوشانم به وفور از ما امتحان میگیرند و منم همیشه مجبورم حجم زیادی درس رو شب بخونم(امسال یکم تنبل شدم)
    معمولا هم باید 4 صبح بیدار شم یا تا 3 بامداد درس بخونم.
    راستش من شاگرد 20 کلاسم و اگه نمره ام پایین بیاد بشدت اف داره،مخصوصا که همه ازت میپرسند چند شدی و...بنابراین خیلی تحت فشار قرار میگرفتم.
    راه حل من اینا بود:
    بعد نماز مغرب عشا گریه و زاری که خدایا من به تو توکل میکنم فقط زیر 18 نشم(حالا نمره ها عوض میشد)
    یا گاهی اوقات سر نماز صبح دعا میکردم خدایا من اول کارم به تو توکل کردم هر نمره که خودت دادی اگه کمتر از 19/5 شدم که حتما دلیلی داشته و به نفع ام بوده و اگه نمره کامل گرفتم که خدا شکرت.
    خلاصه مطلب اینکه به هر چی خدا میداد راضی میشدم.
    شاید شما براتون نمره درسی مسئله ساده و خنده داری باشه اما تو تیزهوشان بحث فرق داره!!!
    من مثل یک دانش اموزی که 15 تا 17 میگیره میخوندم(چون از رو بیخیالی دیر شروع میکرم به خوندن حدم همین میشد)ولی بخدا تو نمراتم معجزه بود!معجزه!!
    به حدی که کارنامه ترم اول (که به خدا هم توکل خوبی داشتم) به خودم گفتم: فاطمه تو که این کارنامه رو گند زدی و حتما 18 میشی و خودتو بخدا بسپار هر چه باد آ باد.
    کارنامه اولم 20 شد!!!!!!!!!!شاید نتونید خوب منو درک کنید ولی باور کنید بخدا معجزه بود.
    نمرات من به هیچ عنوان در حد 20 نبود.
    خلاصه باید به داده های خدا راضی بود.


    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    سلام
    دیروز با یکی از دوستان خوب و جوان و مذهبی حرف میزدم و سوالی ازم پرسید که برام جالب شد اینجا مطرح کنم و نظرات شما رو هم بدونم.

    گفت: فرض کن یک دانه داری و اون رو توی زمین میکاری. روز اول بهش آب میدی. روز دوم آب میدی. روز سوم آب میدی. روز چهارم .......... ولی هیچ خبری از گیاه و جوانه و اینها نیست!
    چند روز حاظری که همچنان آب بدی و همچنان هیچ اثری نبینی؟
    رابطه من و خدا هم اینطوری بوده از اول! من همیشه خدارو قبول داشتم و همیشه سعی میکردم طبق دستورات و خواست او زندگی کنم. ولی هیچوقت هیچ اثر و تاثیر خاصی از او در زندگیم مشاهده نکردم! چه وقتی خودم را با بقیه که هیچ اعتقادی به خدا ندارند مقایسه میکنم و چه حتی وفتی خودم را در برهه های زمانی که فاصله ام از خدا بیشتر میشه یا باهاش قهرم با برهه هایی که رابطه ام باهاش خوبه و شور و حال معنوی دارم مقایسه میکنم میبینم انگار فرق خاصی با هم نمیکنند!
    چه من با خدا قهر باشم و چه آشتی، و چه آدم ایمان داشته باشد یا بی امیان، انگار هیچکدوم اثری در زندگیش ندارد و یا حداقل من که تاثیرش رو نمیبینم و نمیفهمم! دیگه خسته شدم و بریده ام. نمیدونم چکار کنم؟

    من هم در جوابش داستان حضرت نوح رو مثال زدم که او هم سالیان دراز در وسط یک دشت کشتی میساخت و بقیه مسخره اش میکردند که آخه کشتی رو چرا اینجا داری میسازی و چطور میخوای به آب بندازی و .... و ...... شاید این ایمان بو هم حکم همان کشتی رو داره که در سالیان عمرت باید بسازی تا بعد از پایان رسیدن عمرت تو رو از پرتگاه های آخرتی رد کنه!

    که بعد گفت یعنی میگی که دین هیچ خاصیت دنیوی نداره؟ فقط به درد آخرت میخوره؟
    گفتم نه! ولی نباید توقع معجزه هم داشته باشی!! بیا فکر کن مثلا دین اینطوری باشه که هرکس دین رو میپذیره و واجبات رو انجام میده دیگه هیچ مشکلی برایش در زندگی پیش نیاد و همه چیزش خوب و خوش و شاد باشه! خب معلومه بعد از گذشت یک مدت که مردم دیگر این فرد رو میبینن و دلیل زندگی خوب و شادش رو متوجه میشوند، صرفا برای راحتی در دنیا هم که شده میروند دیندار میشوند و دیگه دین ارزش واقعیش کم میشه و همچنین هدف آفرینش که امتحان انسان بوده کمرنگ و یا بی رنگ میشه!

    گفت پس اینکه میگن ذین باعث سعادت دنیوی و اخروی میشه یعنی چی پس؟
    گفتم خب فرض کن یک مشکل برای یک دیندار پیش اومده و مشکل مشابه برای یک فرد بی دین! فرد بی دین هیچ چاره و اسبابی جز چیزهای دنیایی نداره ولی فرد دیندار علاوه بر رابطه روحی و معنوی با خدا و پیامبر و ائمه و احتمال دریافت کمک از ایشان، حداقل اگر طبق توصیه های دین با مشکلات برخورد کنه و امید به دنیای باقی داشته باشه تحمل درد و رنج برایش خیلی راحتتر میشه به نسبت کسی که تنها خوشی رو در دنیا میدانه و حالا دنیا بهش روی ناخوش نشون میده! اون فرد که امید به جهان باقی هم نداره زیر بار مشکلات خیلی بیشتر زجر میکشه!
    یا مثلا فرد دیندار، دین بهش اجازه نمیده که برای حل مشکلش دست به هرکار و پذیرش هر خفتی بده و بعدا که حالش خوب شد و مشکلش حل شد سرش بلند و عزتش حفظ شده ولی فرد بی دین برای رفع مشکلش ممکنه دست به دامن هرکار و یا هرکسی بشه و بعد از اینکه مشکلش حل میشه و به خودش میاد حالا یک مشکل جدید داره و اونم کارهای اشتباهی که ممکنه برای حل مشکلش انجام داده باشه!

    خلاصه تا یک حدودی تونستم آرومش کتم.... ولی همچنان این دوست من دلش میخواد یک حس و یا درک و یا اثری از خدا در زندگیش ببینه! میگه شما جلوی کوهم صدا بزنی، بازخوردشو میشنوی ولی من هرچی با خدا حرف میزنم انگار که با دیوار حرف زده باشم! باز دیوار هم یک نمود فیزیکی داره و میشه اونو دید و یا لمسش کرد ولی خدا همینم نداره!

    حالا نظر شما دوستان در اینباره چیه؟
    هم نظرات و هم تجربیاتتون رو بیان کنید تا منم به دوستم انتقال بدم و مشکل اونم ان شاءالله حل بشه.
    پیشاپیش ممنون از همه ی شما

    من تو مدرسه ای که هستم به ولله اگه امید و توکلم به خدا نبود دیوانه میشدم!!دیوانه به معنای واقعی!!!
    اگه وقتیاز حد نا امیدی به قرآن رجوع نمیکردم روانی میشدم.
    من اخلاق خاصی رو درس خوندن دارم که:
    یا کامل و فوق العاده میخونی و 20 میشی.
    یا نمی خونی و صفر میشی.
    یا نمیری مدرسه.
    (من با توجه به اینکه تو دوره نوجوانی قرار دارم )اگه گزینه سوم عملی نشه تناقص 2 مورد بالاییش در مدت زمان کوتاه برای درس خوندن فوث العاده من رو عصبانی میکنه.
    در حدی که شاید یکی منو تو خلوتم تو این جور مواقع ببینه بگه این دیوانست که برای درس اینطوری میشه!
    خدا رو هزار مرتبه شکر همیشه از امید بستن تنها فقط فقط به خدا نتیجه گرفتم.
    در ضمن درباره بند آخر :
    اگه واقعا واقعا بدونی داری با خدا حرف میزنی و بدونی داری با چه کسی حرف میزنی به این فکر نمی افتی که خدا بهت جوابی نمیده!
    خدا تو قرآن گفته بخوان تا تو را اجابت کنم!
    من وقتی حس میکنم خدا جوابم رو نمیده یا نکنه صدام رو نشنوه قرآن رو (معمولا با دلی شکسته)باز میکنم و جوابم رو پیدا میکنم یا اگه چیزی که برای امید میخواستم تو معنای صفحه پیدا نکردم با چند صفحه قرآن خودم و تلقین کردن صفات خدا به خودم(که خدا شنوای دانای حکیمه و درخواست های بنده های خودشو بی پاسخ نمیذاره )از درون شاد میشم و لااقل امید پیدا میکنم .
    باید بدونی داری با کی حرف میزنی!
    ببخشید دیگه خیلی سرتون رو درد آوردم...

    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۰:۳۳ دلیل: تصحیح متن
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    همه دوست دارند، هرگاه دعا می‌کنند به سرعت به آرزو و خواسته خود برسند و دعایشان مستجاب شود. منتها تحقق هر معلولی، مهیا شدن علت خاص خود را می‌طلبد.
    از زبان حجت خدا و معصوم علیه السلام اموری به عنوان دلایل عدم استجابت متعلق دعا ذکر شده است:
    الف: در دعای کمیل از زبان امام معصوم می خوانیم:
    اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا. پس معلوم است که برخی گناهان مانع استجابت دعاست.

    ب:امام سجاد(ع) مي‌فرمايد: «دعاي مؤمن يكي از سه فايده را دارد:
    براي او ذخيره مي‌گردد،
    يا در دنيا برآورده مي‌شود،
    يا بلايي را كه مي‌خواست به او برسد، ‌از وي دفع می کند».[1]

    ج: اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايد:
    «دير اجابت نمودن خدا، ‌تو را نااميد نكند كه بخشش، ‌بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولاني‌تر گردد و بخشش خدا كامل‌تر شود. چه بسا چيزي را خواسته‌اي به تو نداده ،ولي بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا داده و يا بهتر آن بوده كه آن را از تو باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو مي‌داد، ‌تباهي دين و دنياي خود را در آن مي‌ديدي».[2]
    و ازاین نوع روایت ما فراوان داریم .

    بله خداوند می توانست آن مصالح را با قدرت خود ایجاد بکند. منتها باید بدانیم که این نظام، نظام اسباب و مسببات است و قرار است هر چیز به طور طبیعی مسیر خود را طی کند که در غیر این صورت پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم این همه با کفار و مشرکین جنگ نمی کرد و یا در جنگ احد شکست نمی خورد و یا خود در جنگ خندق از فرط گرسنگی سنگ به شکم مبارک نمی بست. یا در جنگ خیبر یک ماه پشت قلعه های خیبر معطل نمی ماند و... بلکه درخانه خود می نشست و دعا می کرد که همه چیز یک روزه به نفع اسلام رقم بخود.
    هر امری باید روی اسباب و علل طبیعی خود جلو برود.
    «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ...[3]؛ «خداوند ابا دارد که اشیاء را جاری کند به جز به وسیله اسباب»

    دعا هم مانند امور دیگر برای استجابت، شرایطی دارد. و یکی از آن شرایط، که بسیار هم مهم است ، یقین به اجابت دعاست.
    الف:نبى اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مى فـرماید:
    "ادعوا الله وانتم موقنون بالاجابه[4] خدا را بخوانید و یـقـیـن بـه اجـابت داشته باشید."
    ب:امام صادق(علیه السلام) نیز مى فرماید:
    "اذا دعـوت فـظن ان حاجتک بالباب[5] در وقت دعا یقین کن که حاجت تو بر در خانه آمده است."
    ج: آن حضرت دربیانی دیگر می‌فرمایند
    : «دعا پایگاه اجابت است چنانچه ابر پایگاه باران است».[6]


    ب: علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام در دعای معروف ابوحمزه که امید و اطمینان در آن موج می‏زند و آن‏ حضرت در سحر ماه مبارک رمضان می‏‌خوانده است(دعای ابو حمزه ثمالی) اینچنین به خدای خود می‏گوید :

    "
    « اللهم ‏إنی أجد سبل المطالب ‏إلیک مشرعة ، و مناهل الرجاء لدیک‏ مترعة ، و الاستعانة بفضلک لمن أملک مباحة ، و أبواب الدعاءإلیک‏ للصارخین مفتوحة ، و أعلم أنک للراجین بموضع‏إجابة و للملهوفین بمرصدإغاثة ، و أن فی اللهف‏إلی جودک و الرضا بقضائک عوضا من منع‏ الباخلین ، و مندوحة عما فی أیدی المستأثرین ، و أن الراحل‏إلیک قریب‏ المسافة ، و أنک لا تحتجب عن خلقک ‏إلا أن تحجبهم الامال دونک» "

    یعنی بار الها ! من جاده‏‌های طلب را به سوی تو باز و صاف ، و آبشخورهای‏ امید به تو را مالامال می‌‏بینم . کمک خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز ، و درهای دعا را به روی آنان که تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده می‏بینم ، و به یقین می‏دانم که تو آماده اجابت دعای دعا کنندگان و در کمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی ، و نیز یقین دارم که به پناه‏ بخشندگی تو رفتن و به قضای تو رضا دادن ، کمبودهای بخل و امساک بخل‏
    کنندگان و ظلم و تعدی ستمکاران را جبران می‏کند .
    و هم یقین دارم که آن کس که به سوی تو کوچ کند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد . و یقین دارم چهره تو در پرده نیست ، این آمال و اعمال ناشایست‏ بندگان است که حجاب دیده آنها می‏گردد .

    و این یقین در گرو اموری است:
    یقین به رحمت بی منتهای ذات احدیت.
    یقین به اینکه از ناحیه او هیچ منعی از فیض نیست
    یقین به اینکه درب رحمت الهی هیچ گاه به روی بنده‌ا ی بسته نیست
    یقین به اینکه نقص و قصور همه از ناحیه بنده است
    یقین به اینکه حق تعالی حکیم علی الاطلاق است و کار غیر حکیمانه و خلاف تدبیر عبد نمی کند.
    یقین به قدرت بی زوال باری تعالی.
    و برای رسیدن این امور یقینی، باید بُعد معرفتی خود را نسبت به حق‌تعالی بالا ببریم.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ما نهایت سعی و تلاش مادی و معنوی خود را به نحو احسن انجام دهیم و به خدا اعتماد کنیم. فقط همین
    چون او پشت پرده را می‌بیند و ما نمی بینیم.
    «حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس/در بند آن مباش که نشنید یا شنید»
    ما از باطن هستی و مصالح حقیقی بی خبریم.
    به علت عدم آگاهی از باطن هستی و حقیقت غیبی، گاهی می پنداریم كه خیر ومصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع مشكل و مانعی است، در حالی كه اگر حجاب حقیقت كنار رود و آینده برای ما حاضر و روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف می شویم.
    قرآن كریم می فرماید:«عسی أن تكرهوا شیئا و هو خیر لكم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لكم؛ چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی كه برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید كه برای شما بد است».[1]
    و این را بدانیم ملازمه ای بین انسان خوب بودن و فوری حاجت روا شدن نیست. مرحوم ملا حسینقلی همدانی رحمة الله علیه 22 سال سیر و سلوک انجام داد تا بالاخره دربی به سوی او باز شد و حاجت روا گردید
    در حدیث است كه خداوند استجابت دعا بنده مؤمن خود را به تأخیر می اندازد، به خاطر آن كه صدای او را دوست دارد و می خواهد بنده بیش تر به درگاهش الحاح و اصرار كند.[2]
    چون تأخیر در اجابت سبب تكرار دعا می شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا كننده می گردد. اما فاسق را چون دوست ندارد، فورا اجابت می كند تا دعا را تكرار نكند و ضمنا حجت تمام می شود و در قیامت نتواند احتیاجی نماید.

    «ناله مؤمن همی داریم دوست/ گو تضرّع كن كه این اعززاوست
    حاجت آوردش زغفلت سوی من/ آن كشیدش، موكشان تا كوی من
    گر بر آرم حاجتش او را وارهد/ هم در آن بازیچه مستغرق شود»[3]

    امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «بنده ای كه دوست خداست، وقتی حادثه ای برایش رخ می دهد، به درگاه خدا دعا می كند. خداوند به فرشته ای كه موكل بر اجابت اوست می فرماید: حاجت بنده ام را برآور، ولی در آن شتاب مكن كه من میل دارم صدا و آواز را بشنوم. اما بنده دشمن خدا وقتی دعا ، خداوند بر فرشته موكل به آن حاجت دستور می دهد: حاجتش را زود برآورید و در برآوردن آن شتاب كنید. كه من خوش ندارم صدا و آواز او را بشنوم.»[4]

    بنده خودم در یک حادثه‌ای بعد از 12 سال حاجت روا شدم.

    نتیجه: شرایط دعا را کاملا رعایت کنیم و در نهایت همه چیز را و نتیجه را به خودش واگذار کنیم.
    پی‌نوشت»
    [1]. بقره،216
    [2].اصول كافی ، ج 4، ص 247
    [3].مولوی
    [4]. سید هاشم رسولی محلاتی، كیفر گناه ، ص 137.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یه سوال:
    (اما فاسق را چون دوست ندارد، فورا اجابت می كند تا دعا را تكرار نكند و ضمنا حجت تمام می شود و در قیامت نتواند احتیاجی نماید.)
    من که الان تقریبا تمام دعا هام برآورده میشه فاسقم؟؟؟
    این حدیث استسنائی نداشت؟؟

    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۳/۰۲ در ساعت ۱۰:۵۶
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...


  11. تشکرها 2


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به همه دوستان و تشکر از نظرات
    راستش یکمی از فضای اصلی سوال دور شدیم بنظرم. بحث اصلا سر دعا و اجابت نبود. بحث سر این بود که ، بذارید یک تیکه دیگه از حرفشو بگم:

    میگفت: کاش حداقل یه امکانی داشتیم، هروقت که هرچی میگردیم و انگار خدارو پیدا نمیکنیم، یه ذکری یا یک وردی چیزی بگیم و مثلا یک سنگ از آسمون بیاد بخوره تو کلمون! بعدش از ته دل بگیم آخیش! دیدی خدا هست! خب حالا دیگه آروم باش که خدا باماست و هیچ چیز دیگه ای مهم نیست! بابا حضرت ابراهیم نبی خدا بود، گفت خدایا من میخوام زنده شدن مرده هارو ببینم تا یقین پیدا کنم! خدا بهش نشون داد! حالا ما فقط میخوایم یقین کنیم که کلا خدایی هست و مارو میبینه و میشنوه یا نه؟ آیا خواسته و توقع زیادیه؟ چطور پیامبر خدا میتونه این درخواست رو بکنه؟ چطور مردم قدیم هروقت که کم میاوردن یک پیامبری بود که بهش مراجعه کنند و بالاخره جوابی بگیرند که دلشون رو آروم کنه ولی ما هیچکدوم رو نداریم!

    واقعا هم راست میگفت! انصافا برای منم سواله! دوست دارم منم یک بازخورد(فیدبک) از خدا بگیرم! به قول قدیمی ها عشق یه سره مایه دردسره!
    یکجوری بشه حداقل ما هم یقین پیدا کنیم که دیده و شنیده میشویم توسط خدا !


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود