صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا ازدواج با خانمی که گذشته جالبی نداشته است را مصلحت میدانید؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا ازدواج با خانمی که گذشته جالبی نداشته است را مصلحت میدانید؟




    باسلام؛
    مدتی است که در محل کارم با خانومی27ساله اشنا شده ام و نیت ام از این اشنایی مطلقا ازدواج است ولی با گذشت زمان از ارتباطمان،متوجه مواردی در زندگی خانم شده ام که خودش برایم تعریف کرده و دلیلش از بیان گذشته خود به من را اینطور بیان میکند که "نمیخوام چیز نگفته ای از زندگی پشت سرم بمونه تا وجدانم راحت باشه و مدیونت نباشم" لازم میدانم بدانید که ایشان به مدت هفت سال با پسر دایی خود رابطه داشته و پسر داییش قول ازدواج به ایشان داده بوده که بعدا زیر حرفش زده است،به گفته خودش بعد از قطع ارتباط یک طرفه از سمت پسر دایی اش،ایشان برای فراموش کردن وی،طی سه سال با چهار پسر دیگر رابطه(اغلب جنسی)برقرار کرده است،بنا به گفته خودش از کرده هایش پشیمان است و میگوید دیگر به گذشته بر نخواهد گشت،ومیگوید که توبه کرده و نماز میخواند و محجبه شده است،خواهشمندم راهنمایی بفرمایید..


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,619
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    795 پست
    حضور
    118 روز 8 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    ایا ازدواج با خانمی که گذشته جالبی نداشته است را مصلحت میدانید؟







    کارشناس بحث: استاد امین

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    ایا ازدواج با خانمی که گذشته جالبی نداشته است را مصلحت میدانید؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    3 روز 10 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    با وجود چنین شرایطی، این گونه ازدواج خالی از ریسک نیست؛ چون حتی اگر ایشان توبه نصوح هم کرده باشند و دیگر به هیچ وجه به گذشته بر نگردند، ممکن است ذهنیتی که شما از ایشان پیدا کرده اید، بعد از ازدواج و فروکش کردن علاقه ای که الان نسبت به ایشان دارید، برایتان دردسر ساز شود و نتوانید تحمل کنید و همین مسئله موجب بدبینی و سوء ظن و در نتیجه سردی رابطه شود؛ مگر اینکه از این جهت به خودتان اطمینان داشته باشید.

    البته اگر ایشان گذشته اش را برای شما بازگو نمیکرد و به گناهانش اعتراف نمی کرد (اعتراف به گناه خود گناه است) و این مسئله را بین خودش و خدای خودش حل می کرد، قطعا مشکل شما کمتر بود.

    بنابراین در شرایط فعلی، تصمیم ابتدایی دوری کردن از چنین ازدواجی است. اما اگر به هر دلیلی می خواهید با ایشان ازدواج کنید می توانید با برداشتن موانعی که عرض کردم، ریسک این ازدواج را کم کنید؛ یعنی:

    1- ابتدا باید این مسئله را با خود حل کنید که ایشان چنین اشتباهی را مرتکب شده و اگر قصد ازدواج با او را دارید باید او را با تمام شرایطی که دارد بپذیرید و در آینده تحت هیچ شرایطی، نه تنها این مسائل را بازگو نکنید؛ بلکه به آن فکر هم نباید بکنید و اگر زمانی فکرش به ذهنتان آمد با خود بگویید گناه او به من ربطی ندارد؛ بلکه مسئله ای است که بین او و خدایش بوده و اگر بخشش یا عقابی هم در کار باشد از جانب خداست؛ نه من.

    2- باید از وجود تناسب های لازم بین خودتان و ایشان اطمینان حاصل کنید؛ چون نبودن این تناسب ها، جدای از اینکه اصل ازدواج را خدشه دار می کند، احتمال بازگشت ایشان به گذشته تاریکش را نیز تقویت خواهد کرد. در حالی که اگر بین شما تناسب های لازم فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری و ... حاکم باشد، عشق و علاقه شما به همدیگر پایدار خواهد بود و وقتی ایشان از زندگیش راضی باشد، قطعا احتمال لغزشش هم کم خواهد شد. البته این مسئله در مورد تمام افراد حتی آنهایی که تجربه رابطه قبلی را ندارند هم صادق است. یکی از علت های اصلی گرایش زنان به خیانت، جدای از ضعف اعتقادی، راضی نبود از همسر و زندگی است.

    3- بعد از شناخت ایشان در موارد که عرض کردم (البته نباید به شناخت فعلی اکتفا کنید؛ بلکه باید به طور رسمی از ایشان خواستگاری کنید و به کمک خانواده با معیارهای واقعی ایشان را مورد ارزیابی قرار دهید)، پروسه ای را برای اطمینان حاصل کردن از پشیمانی و توبه ایشان در نظر بگیرید(البته بدون اینکه ایشان متوجه قصد و منظور شما شود. مثلا میتوانید به بهانه شناخت بیشتر این کار را انجام دهید). این زمان می تواند با توجه به شرایط خانواده دو طرف متفاوت باشد. اما بهترین حالتش عقد موقت است.
    نوع رفتار و برخورد ایشان با نامحرم؛ میزان تقید ایشان به اعتقادات دینی؛ صداقت در رفتار و گفتار و ... نشانه هایی است که می تواند به شما اطمینان دهد که ایشان واقعا پشیمان است و توبه کرده.


    4- مهمترین بازدارنده از لغزش و خطا، تقویت ایمان در خود و خانواده است. لذا بعد از ازدواج نباید از این مسئله غافل شوید.

    پیروز و سربلند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    754
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 روز 23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط valdigerano نمایش پست
    باسلام؛
    مدتی است که در محل کارم با خانومی27ساله اشنا شده ام و نیت ام از این اشنایی مطلقا ازدواج است ولی با گذشت زمان از ارتباطمان،متوجه مواردی در زندگی خانم شده ام که خودش برایم تعریف کرده و دلیلش از بیان گذشته خود به من را اینطور بیان میکند که "نمیخوام چیز نگفته ای از زندگی پشت سرم بمونه تا وجدانم راحت باشه و مدیونت نباشم" لازم میدانم بدانید که ایشان به مدت هفت سال با پسر دایی خود رابطه داشته و پسر داییش قول ازدواج به ایشان داده بوده که بعدا زیر حرفش زده است،به گفته خودش بعد از قطع ارتباط یک طرفه از سمت پسر دایی اش،ایشان برای فراموش کردن وی،طی سه سال با چهار پسر دیگر رابطه(اغلب جنسی)برقرار کرده است،بنا به گفته خودش از کرده هایش پشیمان است و میگوید دیگر به گذشته بر نخواهد گشت،ومیگوید که توبه کرده و نماز میخواند و محجبه شده است،خواهشمندم راهنمایی بفرمایید..

    سلام و عرض ادب

    من فقط نظرمو مینویسم

    ببینید هرکسی ممکنه گذشته ی تلخ و اشتباهات کرده و ناکرده داشته باشه و نمیتونیم به همین راحتی قاضی بشیم حکم برای این خانوم صادر کنیم

    که بله این خانوم گناهکاره و محکوم به اینه که دیگه هرگز ازدواج نکنه نه این درست نیست اون هم یک زنه و سرشار از احساس بوده مثل خیلی های

    دیگه خب یک عمر دلشو خوش به یک نفر کرده که بعد ها درحقش نامردی شده حالا این خانوم برای خلاعاطفی و احساسی و به خیال خود که

    میتونه با اینکار آروم بگیره رفته با افراد دیگه بوده تا شاید آروم بشه که کاملا کارش اشتباه بوده خب دیگه احساسه چون بدتر میشده

    اما در مورد ازدواج کردن با این خانوم یا ازدواج نکردن یکی از اساتید مشاور توی حوزه بهمون گفت اگه تو خاستگاری یا توی مراحلش دید طرف یهو

    اومد یه حرفی رو روک و راست بهت گفت بدون این یه جای کارش میلنگه

    نه نمیخوام بگم نه فکر کردن در مورد این خانوم صحیح نیست اما همونطور که کارشناس محترم فرمودند ریسکه از کجا معلوم این خانوم بعدها بخاطر

    خلاهایی که تو زندگی با شما میبینه و البته فقط یک نظره نره سراغ کسی دیگه

    بنظر من رابطه برای آشنایی برقرار کردن شما رو روز به روز شکاک تر میکنه که البته مسلمه در آینده شکاک هم خواهید شد اون زن هر اشتباهیی

    هم کرده مال گذشتش بوده و نباید اینا رو به شما میگفته

    و حالا که گفته شما بهتره اگه واقعا خواهان این خانوم هستید توی مراحل خاستگاری و نامزدی اون رو بشناسید و بهش فرصت بدید

    باورش کنید گرچه به این راحتیم نیست ولی شدنیه نظرم اینه رابطه ی بیشتر شما رو شکاک تر میکنه تصمیمیم سختیه

    ان شاالله خدا کمکتون کنه



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام؛
    از راهنمایی تون بسیار ممنون و سپاسگذارم،با این اوصاف به نظرم این ازدواج سر نگیرد بهتر است و به مثال روزه شک دار گرفتن است..


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    502
    صلوات
    86
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    7 روز 5 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7



    نقل قول نوشته اصلی توسط valdigerano نمایش پست
    باسلام؛
    مدتی است که در محل کارم با خانومی27ساله اشنا شده ام و نیت ام از این اشنایی مطلقا ازدواج است ولی با گذشت زمان از ارتباطمان،متوجه مواردی در زندگی خانم شده ام که خودش برایم تعریف کرده و دلیلش از بیان گذشته خود به من را اینطور بیان میکند که "نمیخوام چیز نگفته ای از زندگی پشت سرم بمونه تا وجدانم راحت باشه و مدیونت نباشم" لازم میدانم بدانید که ایشان به مدت هفت سال با پسر دایی خود رابطه داشته و پسر داییش قول ازدواج به ایشان داده بوده که بعدا زیر حرفش زده است،به گفته خودش بعد از قطع ارتباط یک طرفه از سمت پسر دایی اش،ایشان برای فراموش کردن وی،طی سه سال با چهار پسر دیگر رابطه(اغلب جنسی)برقرار کرده است،بنا به گفته خودش از کرده هایش پشیمان است و میگوید دیگر به گذشته بر نخواهد گشت،ومیگوید که توبه کرده و نماز میخواند و محجبه شده است،خواهشمندم راهنمایی بفرمایید..
    با اجزه ریس اینا
    تف به اون پسر دایی اصن باس این دایی و پسرش رو گذاش لای جرز دیفال گل گرف مردیکه نا لوتیه لانتوری
    چن وخت پیشا اینجا یه تاپیک وا کردن بودن میگفتن دوس پسر و دوس دختر خوبه یا بد؟
    بفرما داش شاهد از غیب رسید دوستی اونم با پسر دایی آخر عاقبتش این شده دوزاری کجت افتاد!! یا هنو شک داری دوس دختر و دوس دختر جیزه ،بده!!

    داش شوما چن سالته؟زن دیگه داری؟ نری؟

    اون قِدیم نِدیما رسم بو طرفو میبردن امام رضا یه آب توبه میریختن سرش باش ازدواج میکردن ولی الان لاکردار بد زمونه ایی شده نمیش اعتماد کرد
    ممکنه دختره برات کیسه دوخته باشه
    اگه مجردی بیتره نگیری ارتباطتتم دورش خیط بکشی داش
    یه وخت شیطون گولت میزنه میوفتی تو گناه و از اون کارا
    یه وخت دیدیی طرف خدایی نکرده بخاطر اون داستانای گذشته مریضی داره خدایی نکرده منتقل میکنه به تو حالا خر بیا رو باقالی بار کن
    نکن داش مگر اینکه خاطر خواه و دیونش باشی که در این صورت هر چی ما بگیم نکن میری کار خودت میکنی
    زت زیاد


    ویرایش توسط داش غلام : ۱۳۹۴/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۴:۰۸

    زِ درد حسرت و دردِ جدایی/قسم دادم خدا را بر خدایی
    دل هر عاشق دلبسته چون من/شود یک روز عمری کربلایی
    بیا جانا بیا همراه ما شو / بیا با ما گدای نینوا شو
    دم هرچی رفیقه گرم ، کمر هرچی نا رفیقه خم
    روی هرچی بی مرامه کم ، برای دشمنات آرزوی زلزله بم
    زیر چشم دشمنات نم ، ایشالا هیچوقت نبینی غم . .
    تاپیک داشتونه کلیک کنید به مولا ضرر مرر نره
    : حاجی جمالتو عشقه.... کوتاه بیا





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    نوشته
    682
    صلوات
    4500
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط valdigerano نمایش پست
    باسلام؛
    مدتی است که در محل کارم با خانومی27ساله اشنا شده ام و نیت ام از این اشنایی مطلقا ازدواج است ولی با گذشت زمان از ارتباطمان،متوجه مواردی در زندگی خانم شده ام که خودش برایم تعریف کرده و دلیلش از بیان گذشته خود به من را اینطور بیان میکند که "نمیخوام چیز نگفته ای از زندگی پشت سرم بمونه تا وجدانم راحت باشه و مدیونت نباشم" لازم میدانم بدانید که ایشان به مدت هفت سال با پسر دایی خود رابطه داشته و پسر داییش قول ازدواج به ایشان داده بوده که بعدا زیر حرفش زده است،به گفته خودش بعد از قطع ارتباط یک طرفه از سمت پسر دایی اش،ایشان برای فراموش کردن وی،طی سه سال با چهار پسر دیگر رابطه(اغلب جنسی)برقرار کرده است،بنا به گفته خودش از کرده هایش پشیمان است و میگوید دیگر به گذشته بر نخواهد گشت،ومیگوید که توبه کرده و نماز میخواند و محجبه شده است،خواهشمندم راهنمایی بفرمایید..
    سلام
    با احازه من هم نظر خودم رو به عنوان یه خانوم میگم
    ببینید من خودم عقیده دارم گذشته ی هرکس به خودش مربوطه
    این داستانی که شما تعریف فرمودید رو وقتی از بالا بهش نگاه میکنیم... بله... مشکل داره و ریسکه!!!
    اما در نهایت این خود شما هستین که ریسک بودن یا نبودنش رو باید تعیین کنید...
    چون شما داخل این بازی هستید! شما باید تعیین کنید! کسی اون خانوم رو نمیشناسه
    اما درمورد وفاداری ایشون بگم... اشتباه کردن درست...
    ولی به یه چیز توجه کنید... این خانوم 7سال با پسری رابطه داشته که شوهرش نبوده و هیچ تعهدی در قبالش نداشته... اما 7سال باهاش بوده به امید ازدواج!!
    همین که میگم 7سال بوده یعنی ایشون بدون هیچ تعهدی وفاداری خودش رو به اون پسر ثابت کرده ... حالا اگه تعهدی مثل ازدواج این وسط باشه بنظر شما چیکار میکنه؟ وفادار نمیمونه؟!
    ایشون اشتباه بزرگی کرده و بزرگتر از اون اینکه اومده اعتراف کرده!!
    ولی درمورد اشتباهات بعدش که با چند نفر رابطه ی اینقدر نزدیک برقرار کرده میتونم بگم عامل اصلیش همون خلائی بوده که حس کرده!!
    همون ضربه ای بوده که خورده!!
    خیلی ها وقتی ضربه میخورند اونقدر عاجز میشند که دست به اشتباهات بزرگتری میزنند
    اما وقتی به خودشون میان و پی به اشتباهاتشون میبرن براشون یه درس عبرت بزرگ میشه...
    من معتقدم هیچ کس حق نداره درباره ی آینده ی کسی قضاوت کنه... ولو اینکه این آینده مربوط به 1ساعت بعد باشه!!
    بنظرم اگر این خانوم برای شما خیلی مهمه و واقعا ایشون رو با معیار های خودتون ( از نظر شخصیتی ) مناسب می بینید سعی کنید رفتار هاش رو زیر نظر بگیرید و تا زمانی که به این یقین نرسیدید که ایشون دیگه کاملا تغییر کرده ریسک ازدواج رو نکنید
    اما اگر هم خیلی مهم نیست از این ازدواج صرف نظر کنید تا نگران این رسک و شک هم نباشید
    مطمئنا برای اون خانوم هم درس عبرتی میشه تا دیگه به اتفاقات گذشته ش اعتراف نکنه
    ولی باز هم در آخر شما هستید که باید تعیین کنید ایشون عوض شده یا خیر

    نیا نیا گل نرگس ، جهان که جای تو نیست
    دو صد ترانه به لب ها ، یکی برای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، تو را به خاک بقیع
    که شهر ما ، نَه مهیای گامهای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس ، دعای عهد کجاست؟
    نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، به مادرت زهرا
    کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

    نیا نیا گل نرگس، فدا شوی مولا

    برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    234
    صلوات
    6100
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    5 روز 14 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    23



    نقل قول نوشته اصلی توسط valdigerano نمایش پست
    باسلام؛
    مدتی است که در محل کارم با خانومی27ساله اشنا شده ام و نیت ام از این اشنایی مطلقا ازدواج است ولی با گذشت زمان از ارتباطمان،متوجه مواردی در زندگی خانم شده ام که خودش برایم تعریف کرده و دلیلش از بیان گذشته خود به من را اینطور بیان میکند که "نمیخوام چیز نگفته ای از زندگی پشت سرم بمونه تا وجدانم راحت باشه و مدیونت نباشم" لازم میدانم بدانید که ایشان به مدت هفت سال با پسر دایی خود رابطه داشته و پسر داییش قول ازدواج به ایشان داده بوده که بعدا زیر حرفش زده است،به گفته خودش بعد از قطع ارتباط یک طرفه از سمت پسر دایی اش،ایشان برای فراموش کردن وی،طی سه سال با چهار پسر دیگر رابطه(اغلب جنسی)برقرار کرده است،بنا به گفته خودش از کرده هایش پشیمان است و میگوید دیگر به گذشته بر نخواهد گشت،ومیگوید که توبه کرده و نماز میخواند و محجبه شده است،خواهشمندم راهنمایی بفرمایید..
    سلام الان شاید علاقه زیاد به اون خانوم گذشتش زیاد مهم نباشه ولی درطول زندگی بدبینی و هزار فکر سراغتون میاد ولی خب کاریه که شده وبه نظرم با یه مرد که ازدواج کرده بره عروسی کنه تا یک مجرد که دیگه مثل هم باشن ولی خب اگه که مثل تجاوز واینا باشه خب مگه چه گناهی کرده بنده خدا که اینجوری بشه وخدا الهی باعث و بانی این کارارو اگه هدایت نمیشه نابود کنه الهی امین که با عابروی بعضیا بازی نشه


    خوشا روزی که مهدی باز گردد
    اناالمهدی طنین انداز گردد
    به حق مادرش زهرای اطهر
    به حق فرق اکبر، حلق اصغر
    خداوندا ظهورش دیر گردید
    بسی عاشق دراین ره پیرگردید
    مهیاکن تواسباب ظهورش
    منورکن توگیتی را زنورش
    اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    بیاید بگید بلاخره چه تصمیمی گرفتید؟

    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینکه گفتید با چهار پسر ارتباط جنسی داشته اصلا قابل هضم نیست.یه خانوم چ جور میتونه اینجور به حیا و عفت خودش چوب حراج بزنه


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود