صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا ما با امام زمان مقابله خواهیم کرد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا ما با امام زمان مقابله خواهیم کرد؟




    سلام
    بله درست خوانده اید!
    تا جایی که من میدانم، علت اصلی ظهور نکردن حضرت، نداشتن یاران خالص و مخلص است! همان دیندارهای واقعی! و برای همین حضرت نمیتوانند ظهور کنند. چون به امثال ما نمیتوانند اعتماد و اتکا کنند!

    خب حال بیایم از خود بپرسیم که چرا حضرت نمیتوانند به امید ما ظهور کنند؟
    و بیاید سوال مهمتری را مطرح کنیم! آیا ما که امروز گناهانی داریم که حاضر نیستیم آنها را رها کنیم(چون اگر کرده بودیم الان یار حضرت شده بودیم و ایشان ظهور میکردند) بعد از ظهور حضرت، چگونه همین عادت های گناه ما را در مقابل ایشان قرار میدهد؟ همانگونه که در طول تاریخ خیلی ها را مقابل ائمه معصومین قرار داده است؟


    نکند فکر میکنیم حضرت یک دعا میخوانند و بعد ما میل به گناه از سرمان می افتد و همه بندگان خالص خداوند میشویم؟ ولی شاید هم برعکس بشود! و ما نیز مثل خیلی از مسلمانان در طول تاریخ، توان و تحمل حق را نداشته باشیم و همین امر ما را در مقابل حضرت قرار دهد (البته جرآت مقابله رو در رو که نداریم، ولی همینکه حرف شنوی نداشته باشیم و غر بزنیم و درست کار نکنیم و دائم ایراد بگیریم و ..................... حتی میترسم پشت حضرت هم غیبت کنیم! از من که بعید نیست!!)

    به نظر شما ما امروز گرفتار چه گناهانی هستیم که فردا ممکن است بین ما و اطاعت احسن از ایشان فاصله بیندازد؟
    ویرایش توسط alamdar : ۱۳۹۴/۰۳/۱۱ در ساعت ۰۶:۳۳
    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,635
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    813 پست
    حضور
    119 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا ما با امام زمان مقابله خواهیم کرد؟







    کارشناس بحث: استاد سینا



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با امام عصر بودن و یاری کردن ایشان در زمان ظهور قطعا نیازمند زمینه هایی است که باید پیش از ظهور عملی شوند. بنابراین شیعیان در زمان غیبت وظایف و تکالیفی را برعهده دارند که هرچقدر نسبت به انجام آن تکالیف کوشاتر باشند بیشترخود را در دایره ی دفاع از حضرت قرار داده اند و به هر نسبت که از آن تکالیف فاصله بگیرند به همان نسبت از دایره ی مدافعان خارج می شوند.

    یکی از مهمترین وظایف ما در عصر غیبت شناخت وجود مقدس حضرت حجت میباشد بر ما لازم است که شناخت خود را از آن وجود مقدس بیشتر و بیشتر نماییم چرا که هرچقدر انسان نسبت به معصوم علیه السلام و فلسفه ی وجودی او معرفت بیشتری داشته باشد قطعا کمتر گناه می کند در واقع می توان گفت بین کسب معرفت و میزان گناه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد هرچقدر امروز امام زمان را بهتر بشناسیم در زمان ظهور نیز احتمال قرار گرفتن ما در لشکر مدافع حضرت بیشتر خواهد شد.و بر عکس عدم معرفت و شناخت نسبت به ایشان منجر به فاصله ودوری ما از ایشان شده و نهایتا در زمان ظهور وقتی جنس ما جنس گناه بوده و مملو از ظلمت دیگر امیدی برای یاری رساندن به نور در ما وجود ندارد.

    حال باید این معرفت در رفتار ما تجلی پیدا کند چرا که منظور از معرفت صرفا آگاهی و علم پیدا کردن به قضیه نیست والبته از حیث تعداد زیادند عالمان بی عمل.
    بنابراین تجلی معرفت صحیح باید در رفتار ما نمود پیدا کند به گونه ای که خود را از بدیها پیراسته و به خوبیها آراسته نماییم.

    امروزه متاسفانه بی تقوایی در جامعه و در متن زندگی خانوادگی به حدی است که قبح گناهان براحتی ریخته می شود و همین امر منجر می شود که ما از امام فاصله بگیریم.بنابراین بی تقوایی و ریخته شدن قبح گناه یکی از عوامل اصلی تاخیر در فرج آقا می باشد.

    یکی از اموری که امروز در بین برخی از قشرها کم رنگ شده است عدم توجه به تکالیف شرعی و رجوع به فقها و مراجع تقلید است .مهمترین وظیفه ی ما در زمان غیبت رجوع به فقهاست و سبک شمردن این امر در زمان غیبت منجر به فاصله گرفتن ما از امام در زمان ظهور خواهد بود.

    حب دنیا با تمام مصادیقش اعم از حب جاه و مقام و نفس و منصب و ... مهمترین عامل غفلت انسان است و غفلت برای انسان بدترین عامل ضربه زننده به اعتقاد است ونهایتا منجر به دوری ما از صاحبمان خواهد شد.

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ممنون از نظر شما
    ولی بگذارید یک سوال سخت بپرسم

    برای منی که ذاتا منفعت طلب آفریده شده ام، و اصلا هیچ چیز جز منفعت خود را نمیبینم و نمیشناسم، و خدا را نیز برای منافعم میپرستم، و وقتی اندکی زندگی به وفق مرادم نباشد و با منافع من جور درنیاید، دیگر خدا را نیز درست و حسابی نمیپرستم، حال چطور باید پا در رکاب کسی باشم و بمانم که جایگاهش از خدا هم خیلی پایینتر است!

    شاید این سوالم جا داشت که یک تاپیک دیگر میداشت، ولی چون اصل و آخرش منتهی به همین مسئله اطاعت از ولی خدا میشود، ترجیح میدهم همینجا بحث کنیم!

    به نظر من از آن ابلیس تا من، همه خدا را برای منافعمان میپرستیم، و وقتی حس یا فکر میکنیم که این پرستش خیلی دارد با منافع ما ناجور می آید، دیگه میبریم و پس میزنیم! میگیم خدایا بسه دیگه ، من تا یک حدی میتونم از منافعم به خاطر عبادت و رضای تو بگذرم، ولی از این حد که بگذره دیگه نمیتونم!! چون دیگه فکر میکنم اگر بنا باشه همه منافعم رو در پرستش تو بدم اصلا دیگه چرا تورو بپرستم؟

    البته آدم اگر یکم زرنگ باشه و خدارو عقلانی پذیرفته باشه با خودش میگه بالاخره او خداست و همه کاره ی ماست و نمیشود با او جنگید، پس مجبوری هم که شده واجبات رو انجام میدهد (شاید مثل خیلی از ما) ولی دیگه وقتی حرف از مستحبات و یا حتی واجبات سخت و سنگین میشود، دیگر کم می آورد و نسبت به خدا احساس دافعه پیدا میکند!

    حالا ولی خدا که به مراتب جایگاهش نزد ما (و در حقیقت) پایین تر است، یقینا وقتی چیزی بگوید یا بخواهد که با منافع ما تضاد زیادی داشته باشد و از محدوده ی تحمل ما بگذرد، مقابلش می ایستیم! یا حداقل پشتش را خالی میکنیم، کما اینکه در طول تاریخ هزاران بار این اتفاق برای اولیای خدا افتاده است!


    حال چطور این انسان منفعت طلب، در آستانه ی ظهور، خدا طلب میشود که امامش به پشتوانه ی او ظهور میکند (البته شاید اینقدر سختی و بدبختی اش زیاد شود که دیگر اصلا منافعی(حداقل مقطعی) برایش بماند که بخواهد آن را بطلبد) به کنار، چطور پس از ظهور پای او می ایستد و ادامه میدهد برایم جای سوال است.

    یک فرضیه این است که به فرموده روایت که امام زمان دست بر عقول مردم میکشند و عقل کامل میشود، همان معرفت بصورت معجزه وار در مردم افزوده گردد و خدا را بر منافعشان ترجیخ دهند، و فرضیه دیگر اینکه اینقدر رفاه و سطح زندگی بالا رود که همان مردم برای منافع دنیوی شان با حضرت همکاری کنند تا روز به روز آسایش و ثروتشان افزون گردد؟ (که البته این فرض یکمی سخت است پذیرفتنش چون یکجور تنبلی و تن پروری را القا میکند و فکر نمیکنم این با اصل دین جور دربیاید! خصوصا برای ملتی که ۲۰ دقیقه در روز کار مفید میکند سخت خواهد بود که روزی ۷-۸ ساعت کار مفید و سطح بالا کنند تا جامعه پیشرفت کند(مثل کشورهای توسعه یافته)) پس احتمالا این مردم بازم مقابل حضرت بایستند (شبیه آن مسلمانان گدا و گشته ای که بعد از چنتا جنگ و بدست آوردن عنایم و ثرونمند شدن دیگر حال جهاد رفتن نداشتند، مردم هم شاید چند سال اول از روی بدبختی و گرسنگی و جوگیری خوب کار کنن و بعد از اینکه به سطح مطلوب رسیدن بیخیال کار بشوند و مشکلات از همینجا شروع شود....آخه ما سر مسئله تحریم های نفتی و وصل و قطع شدنش روحیه کاری خود را بخوبی نشان داده ایم)

    البته همه دنیا ایران نیست و امام برای کل بشر هستند. ولی حتما هر ملت و فرهنگی همچین مشکلات و مسائلی به شکل های گوناگون دارد و بعدا با حضرت به مشکل برمیخورند! (مثلا شاید یکی سر دیسکو رفتن و مشروب خوردن، یکی دیگر سر آزادی بیان و اینکه حتی دین را هم باید بشود مسخره کرد، یکی سر حجاب ، یکی سر روابط جنس مخالف و ..........)

    واقعا من نمیدانم چطور میشود اینهمه مشکل را حل کرد! هرکس از بشر خودش را میبیند و به منافع خودش می اندیشد، و چطور ایشان میخواهد همه را در یک امت واحد جمع کند ، خیلی عجیب است!

    ولی حالا اصلا من کار به بقیه ندارم! سوالم این است که خود من منفعت طلب (که هرطور حساب و کتاب میکنم منافعم برایم از همه چیز مهمتر است) را میخواهد به راه بیاورد؟ با زور و تهدید؟ با افزودن معرفت و آگاهی؟ با چی؟

    پس چطور اینمهمه پیامبر و ائمه پیشین نتوانستند مردم را به راه بیاورند؟ امام میخواهد معجزه کند؟ چون فکر نکنم با سخنرانی تعداد زیادی به راه آیند (کما اینکه همه قرآن خوانده و حدیث شنیده و نهح البلاغه خوانده ایم! تازه سرکرده مان ابلیس خدا را هم زیارت میکرد! ولی نتوانست جلوی منافع شخصی اش(همان حس خوشایند تکبر) بایستد و عالمانه سرنوشتی را انتخاب کرد که شاید تنها برای خودش قابل درک باشد!!!! )


    من نمیدانم امام با این حس منفعت طلبی من چکار میخواهد بکند؟؟؟؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جا دارد من حس منفعت طلبی را بیشتر توضیح دهم
    منفعت طلبی یعنی آن چیزی که من دلم میخواهد! یعنی الان خدا را دوست دارم چون یک نذری کرده بودم و جواب داده و الان خوشحالم! یا الان خدا را دوست ندارم چون فلان کاری که دوست داشتم بشود، نشده و از خدا ناراحتم!

    یعنی اگر خدا را میپرستم چون دلم الان خدا پرستی میخواهد، و اگر نمیپرستم و حتی مخالفت میکند چون الان دلم ازش پر است و ناراحتم!

    کلا ایمان من با دل من هماهنگ است!

    و من به شخصه که هرچه تلاش در طول زندگی کردم که این دلم میخواهد ها را تبدیل به خدا میخواهد ها بکنم، واقعا نتوانستم! یعنی بازم اون ته ته دلم هنوز دل من چه میخواهد مهم است و بس!

    و بنظرم اگر کسی این حرفهارا قبول نکند یا اصلا متوجه منظور من نشده، و یا هیچوقت زندگی خود و حالات گوتاگونش را در نظر نگرفته! همیشه که آدم نباید با خدا دعوا کند! همین که فردی مثلا هر روز نافله میخوانده ولی امروز حالش را ندارد و دلش نمیخواهد، نشان میدهد که برای دلش میخوانده نه برای خدا ! و یا کسی که همیشه اول وقت میخوانده ولی امروز برایش مهم نبوده که چه موقع بخواند، چون امروز دلش نمیخواسته !

    من فکر کتم شاید این مهمترین مسئله در ایمان و بعدش هم در حمایت از ولی خدا باشد!



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به قول آقای پناهیان، ابلیس هم وقتی خدا بهش گفت به انسان سجده کن گفت نمیکنم! ولی به جایش ۲ هزار سال برایت نماز میخوانم!
    چون ابلیس میخواست آنطور که دلش میخواهد خدا را پرستش کند و نه آنطور که خدا میخواهد! و خدا هم همین نکته را به او میگوید!

    و ترسناکتر ماجرا اینجاست که من فکر میکنم ابلیس هم ایمانش از خیلی از ما قویتر بوده و حتی هست! و هم علمش از خیلی علمای ما نیز بیشتر و بالاتر است. ولی باز هم زیر بار نرفت و از کارش توبه هم نکرد! این خیـــــــــــــــــــــــ ـلی حرف است!

    از کجا معلوم فردا حضرت هم ظهور کردن، خود ما بایستیم و بگیم، ببینید آقا جان، ما قبلا از شما تصور دیگری داشتیم، و فکر میکردیم شما آنطور که ما دلمان میخواهد(البته میگوییم آنطور که ما معرفت یافته بودیم!!) عمل خواهید کرد، اما گویا شما نظرتان متفاوت است! خب ببینید ما زیاد با شما موافق نیستیم! (باز هم نمیگیم چون دلمان نمیخواهد) و فکر میکنیم عقلا و منطقا اینطوری هم درست باشد(یعنی طوری غیر از طوری که ایشان فرموده).

    و در نهایت بگیم .... آقاجان ما گفتیم شما بیای دنیا آنطور بشود که من دلم میخواهد(و از قبل تصورش را کرده بودم)! نه اینکه بازم چیزی باشد که دل من نخواهد! اصلا نخواستیم!



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و یا مسئله ی بعدی که در امتداد مسئله قبلی هست و خیلی مهمه این هست که این دلم میخواهد ها را چه کسی برای من درست کرده است؟ یعنی برایم ذائقه سازی کرده است؟ یعنی الان شاید از من بپرسند تعریف تو از خوشبختی چیست اولین چیز که در ذهنم بیاید یک خانه ی ویلایی با استخر و تشکیلات (که اصلش غربی است) باشد و یک خودروی شاسی بلند و لوکس، یا مثلا تعریف من از خوشتیپی یک کت و شلوار باشد که این هم اصلش از غرب می آید!
    یا من دوست داشته باشم توی ماشینم موسیقی گوش بدهم، یا ورزشی را انجام دهم که شاید بعد ظهور کلا لغو شود! یا همیشه خودم را جای یک خواننده ی مشهور و یا یک بازیگر معروف فرض کنیم و ...............

    یعنی همه ی تعاریف من از زندگی خوب و خوشبختی غربی و بعضا ضد دینی یا حداقل از لحاظ دینی بی ارزش باشند!

    حتی من یک مورد در همین سایت نوشتم که متاسفانه پاک شد! آنهم در مورد انیمیشن ضد اسراییلی که طرف ساحته، ولی توش یک زن مجری-خبرنگار دارد وقایع را مستقیم گزارش میکند! دقیقا چیزی که همیشه در فیلم های آمریکایی-هالیوودی میبینیم!

    یعنی قشنگ این تفکر و ذائقه را ساخته اند، و دلم میخواهد هایمان را نیز تنظیم کرده اند، و این مشکل را دوتا میکند! یعنی اول باید دلم میخواهد هایم را اصلاح کنم، بعد کلا ازشان بگذرم! برای من که شبیه رویا میماند .........
    (نمیدونم واقعا چرا من اینقدر آدم بدیم)


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    603
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    25 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    منی که ذاتا منفعت طلب آفریده شده ام،
    به نظر من هیچ کس داتا منفعت طلب افریده نشده است و اون تصمیم خود ماست که خدا رو چطور و برای چی بپرستیم



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    اصلا هیچ چیز جز منفعت خود را نمیبینم و نمیشناسم، و خدا را نیز برای منافعم میپرستم
    این که خدا رو برای منافع میپرستیم به نظر بنده به دلیل کم بودن تقوای و ایمان خودمون هست و نداشتن شناخت کافی از پروردگارمون
    مثلما کسی که ذاتا خدا رو بشناسه مسائل دنیوی اون رو در انجام اعمالش سست نمیکنه...
    توی یکی از سخنرانی های شهد مطهری که درباره خدا شناسی بود این مطلب رو شنید بنظرم خوب باشه:میگفتن که خدا شناسی از دو طریق حاصل باید بشه؛یکی از راه عقل و یکی از راه احساس...
    بنظر من کسایی که نماز و روزه شون و سایر اعمالشون رو بخاطر منفعت میخونن اینطور استنباط میکنم که خداوند رو فقط از طریق احساس شناختند
    و باید این رو در نظر داشت که شناخت ما از خداوند و میزان ایمانمون هست که میتونه نشون بده که ما در برابر سختی ها و مشکلات دنیا چطور عمل میکنیم



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    میگیم خدایا بسه دیگه ، من تا یک حدی میتونم از منافعم به خاطر عبادت و رضای تو بگذرم، ولی از این حد که بگذره دیگه نمیتونم!! چون دیگه فکر میکنم اگر بنا باشه همه منافعم رو در پرستش تو بدم اصلا دیگه چرا تورو بپرستم؟

    و مسئله بعدی این که کسی که به وجود خدا ایمان دارد و اون رو صاحب همه چیز میدونه چطور میتونه بگه که از منافعم؟؟؟؟مگر ما انسان ها از خودمان منافعی داریم که حالا بخواهیم بخاطر مشکلات دنیایی اونها رو در راه پرستش خداوند دریغ کنیم؟؟؟؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    البته آدم اگر یکم زرنگ باشه و خدارو عقلانی پذیرفته باشه با خودش میگه بالاخره او خداست و همه کاره ی ماست و نمیشود با او جنگید، پس مجبوری هم که شده واجبات رو انجام میدهد
    مسلما کسی که اهل کمالات هست و خداوند رو قبول داره و تا حدودی ایمان اورده مطمئنا به این پی میبره که خداوند صلاح اون رو میخواهد...و خداوند رو به چشم یک ارباب زورگو نگاه نمیکنه...بلکه به چشم یک دوست که مسیر رو داره نشون میده نگاه میکنه...کی در راستای اون به جای اینکه به خودش بگه که مجبورم میگه که واجبات رو انجام میدم نه بخاطر زور و اجبار بلکه به صلاح من هست


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط lost1 نمایش پست
    به نظر من هیچ کس داتا منفعت طلب افریده نشده است و اون تصمیم خود ماست که خدا رو چطور و برای چی بپرستیم





    این که خدا رو برای منافع میپرستیم به نظر بنده به دلیل کم بودن تقوای و ایمان خودمون هست و نداشتن شناخت کافی از پروردگارمون
    مثلما کسی که ذاتا خدا رو بشناسه مسائل دنیوی اون رو در انجام اعمالش سست نمیکنه...
    توی یکی از سخنرانی های شهد مطهری که درباره خدا شناسی بود این مطلب رو شنید بنظرم خوب باشه:میگفتن که خدا شناسی از دو طریق حاصل باید بشه؛یکی از راه عقل و یکی از راه احساس...
    بنظر من کسایی که نماز و روزه شون و سایر اعمالشون رو بخاطر منفعت میخونن اینطور استنباط میکنم که خداوند رو فقط از طریق احساس شناختند
    و باید این رو در نظر داشت که شناخت ما از خداوند و میزان ایمانمون هست که میتونه نشون بده که ما در برابر سختی ها و مشکلات دنیا چطور عمل میکنیم





    و مسئله بعدی این که کسی که به وجود خدا ایمان دارد و اون رو صاحب همه چیز میدونه چطور میتونه بگه که از منافعم؟؟؟؟مگر ما انسان ها از خودمان منافعی داریم که حالا بخواهیم بخاطر مشکلات دنیایی اونها رو در راه پرستش خداوند دریغ کنیم؟؟؟؟






    مسلما کسی که اهل کمالات هست و خداوند رو قبول داره و تا حدودی ایمان اورده مطمئنا به این پی میبره که خداوند صلاح اون رو میخواهد...و خداوند رو به چشم یک ارباب زورگو نگاه نمیکنه...بلکه به چشم یک دوست که مسیر رو داره نشون میده نگاه میکنه...کی در راستای اون به جای اینکه به خودش بگه که مجبورم میگه که واجبات رو انجام میدم نه بخاطر زور و اجبار بلکه به صلاح من هست

    سلام
    حرفهای شما همگی صحیح و درست.... ولی روی کاغذ!

    یعنی شما هیچوقت از اینکه یک کاری که دوست داشتی بشه و نشده، ناراحت نشدی؟ لبخند زدی و گفتی آخ جون به صلاحم نبوده که نشده؟
    حالا این هیچی! میشه باهاش کنار اومد، فکر کن یک کاری شده که تو اصلا دوست هم نداشتی! یک بلایی سرت نازل شده که خودتم نمیدونی واسه چی بوده؟ حکمتش چیه؟ و هرطور حساب میکنی میبینی نه ! این با عقل تو که هیچ منفعتی برات نداشته! ولی بازم باید بگی خب مصلحت بوده .... شاد باشیم!(فکر کن بخاطر گناهت نبوده باشه چون بحث الکی گسترده و پیچیده میشه)
    حالا باز اینم هیچی! از اون بدتر فکر کن یک سلسله اتفاق و حوادث برات میفته که اصلا دوستشون نداری و هیچ تحلیل و توجیهی هم براش نداری که دلتو راضی کنی! و فکر کن اینقدر این بازه بزرگ و طولانی باشه که حتی به اندازه ی مثلا نصف عمرت بشه! یا به اندازه ی عوض کردن و تغییر دادن همیشگی مسیر زندگیت!

    من حس میکنم خدا از قصد میخواد آدمو اینقدر بچلونه که دیگه هیچ دل بخواهی واسش نمونه! هرچی دل بخواهه ازش میگیره و یا نمیذاره که بهش برسه(حتی اگر دلبخواه کسی شهادت باشه!!! دیگه بالاتر از این؟) . و اینو هرکسی نمیتونه تحمل کنه! چون شاید اکثر ما خدارو واسه خدا نمیخوایم، خدارو واسه دل خودمون میخوایم! و یکجایی بالاخره این رو لو میدیم و نقاب از چهره ی مقدس مآب جانماز آبکش برمیداریم!

    اصلا خودش تو قرآن میگه. میگه من تورو آفریدم که منو عبادت کنی! یعنی عبادت هر چیز دیگه ای (زن-خونه-ماشین-شغل-تفریح و .......) رو بریز از سرت بیرون! که اگر نریزی خودم میریزمشون بیرون! و هیچ راه دیگه ای هم نداری!

    و این که این یقینا به سعادت ماست شکی توش نیست(خود من سر ثابت کردن این مسئله دو-سه شب پیش فکر کنم بیش از ۱۰ پست نوشتم)، ولی اینها فقط روی کاعذه! یا بهتره بگم روی زبانه! تو دل من یکی که نیست!

    یعنی عقلم میگه منطقا این داستانی که بالانوشتم درسته، ولی دلم هنوز ساز خودشو میزنه! اون اصلا نمیفهمه این حرفا چیه و هرموقع چیزی که میخواد رو بهش نرسه منو بیچاره میکنه، و هروقتم برسه آنچنان حال باخالی میده که من فکر کنم نکنه بخاطر عبادت های بی ریا و خالصانه امه؟(درحالیکه فقط به خاطر رسیدن به خواسته های دلم بوده که حالم الان خوبه و با از بین رفتنشون سریعا حالم دگرگون میشه)

    بابا مگر قرآن نمیگه نگید مومن شدید. بگید اسلام آوردیم. مومن کسیه که اسلام تو قلبش رفته باشه!

    حالا همه ی بحث سر اینه که آقا تو قلب من که نرفته! و هرکارم که میکنم نمیره! و فکر میکنم اگر بقیه هم شبیه من باشن، آقا چطور و به پشتوانه چه کسی میخواد ظهور کنه؟ اصلا فرضا ظهور هم کرد، فردا با ماها چکار میخواد بکنه؟؟!!

    حداقل من اگر بفهمم اون کار چی خواهد بود، شاید الان خودم روی خودم اجرا کردم و تونستم ایمان رو فرو کنم در قلبم!!


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    603
    صلوات
    200
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    25 روز 5 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    یعنی شما هیچوقت از اینکه یک کاری که دوست داشتی بشه و نشده، ناراحت نشدی؟ لبخند زدی و گفتی آخ جون به صلاحم نبوده که نشده؟
    حالا این هیچی! میشه باهاش کنار اومد، فکر کن یک کاری شده که تو اصلا دوست هم نداشتی! یک بلایی سرت نازل شده که خودتم نمیدونی واسه چی بوده؟ حکمتش چیه؟ و هرطور حساب میکنی میبینی نه ! این با عقل تو که هیچ منفعتی برات نداشته! ولی بازم باید بگی خب مصلحت بوده .... شاد باشیم!(فکر کن بخاطر گناهت نبوده باشه چون بحث الکی گسترده و پیچیده میشه)
    حالا باز اینم هیچی! از اون بدتر فکر کن یک سلسله اتفاق و حوادث برات میفته که اصلا دوستشون نداری و هیچ تحلیل و توجیهی هم براش نداری که دلتو راضی کنی! و فکر کن اینقدر این بازه بزرگ و طولانی باشه که حتی به اندازه ی مثلا نصف عمرت بشه! یا به اندازه ی عوض کردن و تغییر دادن همیشگی مسیر زندگیت!
    تمام حرفهای شما هم درست هست...خب مسلما من هم اتفاقاتی در زندگی ام افتاده که ناراحت شدم....دلخور شدم و گاهی دلسرد شدم...و این دلسردی من از کم بودن تقوای خودم هست
    چون وقتی به طرز دیگه ای به این مسئله نگاه میکنم میبینم که یکی از دوستام که چندین سال پیش پدرش فوت کرده...اول امسال مادر بزرگش...بعد از اون مادر خودش فوت کرده...بعد خودش با ماشینش چب کرده...با این حالا بازم میگم خدایا شکرت بازم وقتی بهش میگم این اتفاقات میگه خدا خواسته...چرا؟چه دلیلی داره اخه که باتمام این مشقت ها و سختی های زندگیش اونم تو سن نوجوانی باید بگه خدا خواسته...نه فقط دوست من بسیار بسیاز از این موارد هست که تو جامعه به خوبی دیده میشه...چه خانواده هایی که نون شب ندارن بخورن اما هنوز با شرافت زندگی میکنن و ذره ای از ایمانشون کم نمیشه....

    و تمام اینها بر میگرده باز هم به ایمان و تقوای ماها....
    هر وقت تونستیم با جان و دل خودمون رو به خداوند بسپاریم...اگر ما انسان ها خودمون رو خالص و مخلص کنیم برای خداوند مسلما خداوند رو لمس میکنیم...


    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن/ که خواجه خود روش بنده‌پروری دارد

    یه مطلبی رو از حجت الاسلام ماندگاری شنیدم جالب بود که عرض میکنم خدمت شما...
    شما به بانک میرید و تقاضای وام میکنید...برای این که یک وام به شما بدهند ده ها فرم جلوی شما میذارند و از شما میخواهند پر کنید تا وام رو به شما بدهند و حتی با وجود پر کردن فرم ها ضامن هم از شما میخواهند...و تا مادامی تمام این شرایط فراهم نشود به شما
    پولی داده نخواهد شد

    حالا در زندگی ما ایا ما تمام دستورات خداوند رو عمل کردیم که خداوند تمام نعمات رو برای ما فراهم بکنه و تمام اون چیزایی رو که میخوایم به ما بدهد؟؟؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    من حس میکنم خدا از قصد میخواد آدمو اینقدر بچلونه که دیگه هیچ دل بخواهی واسش نمونه! هرچی دل بخواهه ازش میگیره و یا نمیذاره که بهش برسه(حتی اگر دلبخواه کسی شهادت باشه!!! دیگه بالاتر از این؟) . و اینو هرکسی نمیتونه تحمل کنه! چون شاید اکثر ما خدارو واسه خدا نمیخوایم، خدارو واسه دل خودمون میخوایم! و یکجایی بالاخره این رو لو میدیم و نقاب از چهره ی مقدس مآب جانماز آبکش برمیداریم!
    این باز هم بر میگرده به این که ما خداوند رو به چشم ارباب زورگو ببینیم یا یک دوست که صلاح ما رو میخواد
    باز هم سخن شهید مطهری: تو فقط درباره بندگی خود بیاندیش اونوقت تو ببین اون خدایی خودش رو درباره تو چجور انجام میدهد


    البته در رابطه با مسائلی که درباره امام زمان گفتید من حرفی نمیزنم چون اگاهای و اطلاعاتی ندارم و میسپاریم به دست کارشناس محترم
    ویرایش توسط یا ابا صالح* : ۱۳۹۴/۰۳/۱۱ در ساعت ۲۰:۲۲

  12. تشکرها 4


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود