جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر آیه ی مباهله در کتب تفسیری اهل سنت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر آیه ی مباهله در کتب تفسیری اهل سنت




    تفسیر سوره ال عمران آیه 61 از کتب اهل سنت بیان کنید

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    تفسیر آیه ی مباهله در کتب تفسیری اهل سنت







    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. تشکرها 2


  6. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    تفسیر سوره آل عمران آیه 61 از کتب اهل سنت بیان کنید

    پاسخ:
    الف) یکی از مناقب اختصاصی عترت علیهم السلام همراهی آنان با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در جریان مباهله می باشد.

    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ»؛
    هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.(1)

    «مسلم» در کتاب حدیثی صحیح خود (که دومین کتاب معتبر و صحیح اهل سنت می باشد)، در باب مناقب امام علی علیه السلام حدیث مباهله را روایت نموده است.(2)
    وی از سعد بن ابی الوقاص روایت می کند:

    معاويه (لعنه الله) به سعدبن ابی وقاص امر کرد که چه چيزی مانع شده است که تو ابوتراب علی (عليه‏ السلام) را دشنام نمی ‏دهی؟ سعد در جواب معاويه سه چيز را ذکر می‏ کند که اگر یکی از آنها را می داشت برای وی از شتران سرخ مو بهتر می بود.

    1) حدیث منزلت در حق او.
    2) او خدا و رسولش را دوست می دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند. (حدیث رایت).
    3)
    «وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ ( فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم عَلِيًّا وَ فَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَ حُسَيْنًا فَقَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلِى»؛ هنگامی که آیه مباهله نازل گردید، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را فرا خواند و فرمود: پروردگارا این افراد اهل من می باشند.(3)

    ب) بسیاری از مفسرین و بزرگان اهل سنت؛ همچون: ابن جریر طبری؛(4)
    ابن المنذر؛(5) سمعانی؛(6) بغوی؛(7) ابن الجوزی؛(8) فخر رازی؛(9) ابن ابی حاتم رازی؛(10) سیوطی؛(11) شوکانی؛(12) و... به این امر تصریح و یا اشاره نموده اند؛ هرچند که در این میان برخی نیز با اجتهاد در مقابل نص خواسته اند در تطبیق انحصاری این آیه ی شریفه بر خمسه ی طیبه تشکیک وارد سازند؟!(13)

    ج) ‌جلال الدين سيوطى (م:911هـ)، در تفسير الدر المنثور نقل می کند: ابن ابى شِيبه، سعيد بن منصور، عبد بن حميد، ابن جرير و ابونعيم نقل كرده ‏اند كه شَعْبى مى ‏گويد: اعتقاد مسيحيان نجران درباره ی حضرت عيسى‏ (عليه السلام)‏، از گفته ديگر مسيحيان مبالغه‏ آميزتر بود.

    آنان همواره با پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله‏) درباره او مجادله مى ‏كردند و از اين رو خداوند اين آيات را در سوره آل عمران نازل فرمود: «إِنَّ مَثَلَ عيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ ... فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ». پس از اين رسول خدا (صلى اللَّه عليه وآله‏) آن‏ها را به مباهله و ملاعنه فرا خواند. آنان بر اين كار فرداى آن روز را وعده كردند. بامداد فردا پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله)‏ به همراه على، فاطمه، حسن و حسين‏ (عليهم السلام)‏ به سوى وعده ‏گاه رهسپار شدند.

    پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله)‏ فرمود: «لقد أتاني البشير بهلكة أهل نجران حتّى الطير على الشجر لو تمّوا على الملاعنة»؛ بشارت دهنده ‏اى نزد من آمد و اعلام كرد: اگر نجرانيان به ملاعنه مبادرت مى‏ كردند، همه آنان حتّى پرندگان روى درختان نابود مى ‏شدند.

    سيوطى در ادامه مى‏ نويسد: مسلم، تِرمذى، ابن منذر، حاكم نيشابورى و بيهقى- در السنن الكبرى‏- نقل كرده ‏اند كه سعد بن ابى وَقّاص مى ‏گويد: هنگامى كه آيه: «قُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ» نازل شد، پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله‏) على، فاطمه، حسن و حسين‏ (عليهم السلام‏) را فرا خواند و فرمود:«اللهمّ هؤلاء أهلي»؛ بارالها! اينان خاندان من هستند.

    وى در ادامه مى‏ نويسد: در اين باره حاكم نيشابورى حديثى نقل كرده و آنرا صحيح دانسته است. ابونعيم اصفهانى در دلائل النبوه‏ هم‏چنين ابن مردويه نقل كرده ‏اند كه جابر مى ‏گويد: عاقب و سيد از بزرگان مسيحى نزد پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله‏) آمدند ... رسول خدا (صلى اللَّه عليه وآله‏) بامدادان در حالى كه دست على، فاطمه، حسن و حسين‏ (عليهم السلام‏) را گرفته بود به وعدگاه روانه شد. آن گاه كسى را در پى عاقب و سيد فرستاد؛ ولى آن‏ها از حضور در اين محفل خوددارى كرده و در مقابل ايشان تسليم شدند. پيامبر خدا (صلى اللَّه عليه وآله)‏ فرمود: «والّذي بعثني بالحقّ لو فعلا لأمطر الوادي عليهما ناراً»؛ سوگند به كسى كه مرا به حقّ به پيامبرى مبعوث كرد! اگر اين كار را انجام مى ‏دادند، اين سرزمين بر آن دو آتش مى‏ باريد.

    جابر در ادامه مى‏ گويد: اين آيه درباره اهل بيت‏ (عليهم السلام‏) نازل شد كه: «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ ...». جابر مى‏ گويد: منظور از«أَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ»، رسول خدا ‏ و على‏ (عليهما السلام)‏، منظور از«أَبْناءَنا»، حسن و حسين‏ (عليهما السلام)‏ و منظور از «نِساءَنا»، فاطمه‏ (عليها السلام‏) هستند.
    (14)

    جلال الدين سيوطى در ادامه نقل می کند: ابن جرير، از علباء بن احمر اليشكرى اين گونه نقل كرده است: وقتى اين آيه نازل شد كه‏ «قُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ ...»، رسول خدا (صلى اللَّه عليه وآله)‏ در پى على، فاطمه و دو پسر آنان، حسن‏ جوانى از يهود گفت: واى بر شما! آيا گذشته را به خاطر نداريد كه برادرانتان به بوزينه و خوك مسخ شدند! ملاعنه را رها كنيد! آنان نيز از ملاعنه خوددارى كردند.
    (15)

    ________
    (1) آل عمران/ 61.
    (2) صحیح مسلم،‌ ابوالحسین مسلم بن الحجاج القشیری،‌ کتاب فضائل الصحابة،‌ باب من فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام، ح:6114، دارلفکر، بیروت.
    (3) «عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِى وَقَّاصٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِى سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُ ثَلاَثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه(وآله) وسلم) فَلَنْ أَسُبَّهُ لأَنْ تَكُونَ لِى وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(صلى الله عليه وسلم) يَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِى بَعْضِ مَغَازِيهِ فَقَالَ لَهُ عَلِىٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِى مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه(وآله)وسلم):«أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نُبُوَّةَ بَعْدِى». وَسَمِعْتُهُ يَقُولُ يَوْمَ خَيْبَرَ:«لأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ ». قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ « ادْعُوا لِى عَلِيًّا ». فَأُتِىَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِى عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إِلَيْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ. وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ ( فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ) دَعَا رَسُولُ اللَّهِ(صلى الله عليه وسلم) عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ:«اللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلِى».
    (4) تفسير الطبري = جامع البيان عن تأويل آي القرآن، محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)،ج5، ص471، دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان:« حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: ثنا عِيسَى بْنُ فَرْقَدٍ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ، عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ، فِي قَوْلِهِ: {تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ} [آل عمران: 61] الْآيَةَ، قَالَ: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(وآله)وَسَلَّمَ وَعَلِيٌّ فَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ».
    (5) كتاب تفسير القرآن، أبو بكر محمد بن إبراهيم بن المنذر النيسابوري (المتوفى: 319هـ)،ج1،ص229، دار المآثر - المدينة النبوية.
    (6) تفسير القرآن، أبو المظفر، منصور بن محمد بن عبد الجبار ابن أحمد المروزى السمعاني التميمي الحنفي ثم الشافعي (المتوفى: 489هـ)،ج1،ص327، دار الوطن، الرياض – السعودية:« فَقَوله: {نَدع أبناءنا} أَرَادَ بِهِ: الْحسن وَالْحُسَيْن، وَقَوله: {وَنِسَاءَنَا} يَعْنِي: فَاطِمَة، وأنفسنا يَعْنِي: نَفسه وعَلى، فَإِن قَالَ قَائِل: كَيفَ قَالَ: {وأنفسنا} وَعلي - رَضِي الله عَنهُ - غَيره؟ قيل: الْعَرَب تسمى ابْن عَم الرجل نَفسه، وَعلي كَانَ ابْن عَمه...».
    (7) معالم التنزيل في تفسير القرآن = تفسير البغوي، محيي السنة، أبو محمد الحسين بن مسعود البغوي (المتوفى: 510هـ)، ج2، ص48، دار طيبة للنشر والتوزيع:« {أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ} قِيلَ: أَبْنَاءَنَا أَرَادَ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ، وَنِسَاءَنَا فَاطِمَةَ. وَأَنْفُسَنَا عَنَى نَفْسَهُ وَعَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ وَالْعَرَبُ تُسَمِّي ابْنَ عَمِّ الرَّجُلِ نَفْسَهُ، كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ ».
    (8) زاد المسير في علم التفسير، جمال الدين أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي (المتوفى: 597هـ)، ج1، ص289،دار الكتاب العربي – بيروت:« قال المفسرون: أراد بأبنائنا: فاطمة، والحسن، والحسين. وروى مسلم في «صحيحه» من حديث سعد بن أبي وقاص قال: لما نزلت هذه الآية تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ دعا رسول الله صلّى الله عليه(وآله)وسلّم علياً وفاطمة وحسناً وحسيناً فقال: «اللهم هؤلاء أهلي» .قوله تعالى: وَأَنْفُسَنا فيه خمسة أقوال: أحدها: أراد علي بن أبي طالب، قاله الشعبي».
    (9) مفاتيح الغيب = التفسير الكبير، أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي خطيب الري (المتوفى: 606هـ)، ج8، ص245، دار إحياء التراث العربي – بيروت:« وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ، وَكَانَ قَدِ احْتَضَنَ الْحُسَيْنَ وَأَخَذَ بِيَدِ الْحَسَنِ، وَفَاطِمَةُ تَمْشِي خَلْفَهُ، وَعَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ خَلْفَهَا...».
    (10) تفسير القرآن العظيم لابن أبي حاتم، أبو محمد عبد الرحمن بن محمد بن إدريس بن المنذر التميمي، الحنظلي، الرازي ابن أبي حاتم (المتوفى: 327هـ)،ج2، ص667، أسعد محمد الطيب، مكتبة نزار مصطفى الباز - المملكة العربية السعودية:«قوله تَعَالَى: وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ: حَدَّثَنَا الأَحْمَسِيُّ، ثنا وَكِيعٌ، عَنْ مُبَارَكٍ، عَنِ الْحَسَنِ فِي قَوْلِهِ: تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ قَرَأَهَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَيْهِمَا وَدَعَاهُمَا إِلَى الْمُبَاهَلَةِ وَأَخَذَ بِيَدِ فَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ: اصْعَدِ الْجَبَلَ وَلا تُبَاهِلُهُ فَإِنَّكَ إِنْ بَاهَلْتَهُ بُؤْتَ بِاللَّعْنِ قَالَ: فَمَا ترى؟ قال: أرى أن تعطيه الْخَرَاجَ وَلا نُبَاهِلُهُ. قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ: وَرُوِيَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ بْنِ عَلِيٍّ نَحْوُ ذَلِكَ.
    قوله تَعَالَى: وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ حَكِيمٍ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ، ثنا أَسْبَاطٌ، عَنِ السُّدِّيِّ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ فَأَخَذَ بِيَدِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَفَاطِمَةَ وَقَالَ لِعَلِيٍّ: اتْبَعْنَا، فَخَرَجَ مَعَهُمْ وَلَمْ يَخْرُجْ يَوْمَئِذٍ النَّصَارَى قَالُوا: إِنَّا نَخَافُ أَنْ يَكُونَ هَذَا هُوَ النَّبِيُّ وَلَيْسَ دَعْوَةُ الأَنْبِيَاءِ كَغَيرِهِمْ فَتَخَلَّفُوا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ: لَوْ خَرَجُوا إلا احترقوا، فَصَالَحُوهُ عَلَى صُلْحٍ عَلَى أَنَّ لَهُ عَلَيْهِمْ ثمانين ألفا».
    (11) الدر المنثور، عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)،ج2، ص231، دار الفكر – بيروت.
    (12) فتح القدير،‌محمد بن علي بن محمد بن عبد الله الشوكاني اليمني (المتوفى: 125هـ)،ج1،ص399، دار ابن كثير، دار الكلم الطيب - دمشق، بيروت:« وَأَخْرَجَ مُسْلِمٌ، وَالتِّرْمِذِيُّ. وَابْنُ الْمُنْذِرِ، وَالْحَاكِمُ، وَالْبَيْهَقِيُّ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ: قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآية: فَقُلْ تَعالَوْا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا، فَقَالَ: اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي».
    (13) تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، محمد رشيد بن علي رضا بن محمد شمس الدين بن محمد بهاء الدين بن منلا علي خليفة القلموني الحسيني (المتوفى: 1354هـ)،ج3، ص265، الهيئة المصرية العامة للكتاب:«قَالَ الْأُسْتَاذُ الْإِمَامُ: الرِّوَايَاتُ مُتَّفِقَةٌ عَلَى أَنَّ النَّبِيَّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - اخْتَارَ لِلْمُبَاهَلَةِ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَوَلَدَيْهِمَا وَيَحْمِلُونَ كَلِمَةَ وَنِسَاءَنَا عَلَى فَاطِمَةَ وَكَلِمَةَ وَأَنْفُسَنَا عَلَى عَلِيٍّ فَقَطْ، وَمَصَادِرُ هَذِهِ الرِّوَايَاتِ الشِّيعَةُ وَمَقْصِدُهُمْ مِنْهَا مَعْرُوفٌ...».
    (14) الدر المنثور، عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)،ج2، ص231، دار الفكر – بيروت:« قَالَ جَابر: أَنْفُسنَا وَأَنْفُسكُمْ رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ(وآله) وَسلم وَعلي وَأَبْنَاءَنَا الْحسن وَالْحُسَيْن وَنِسَاءَنَا فَاطِمَة».
    (15)
    همان، ص:233: «وَأخرج ابْن جرير عَن علْبَاء بن أَحْمَر الْيَشْكُرِي قَالَ لما نزلت هَذِه الْآيَة {فَقل تَعَالَوْا نَدع أبناءنا وأبناءكم} الْآيَة أرسل رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ(وآله)وَسلم إِلَى عَليّ وَفَاطِمَة وابنيهما الْحسن وَالْحُسَيْن ودعا الْيَهُود ليلاعنهم فَقَالَ شَاب من الْيَهُود: وَيحكم أَلَيْسَ عهدكم بالْأَمْس إخْوَانكُمْ الَّذين مسخوا قردة وَخَنَازِير لَا تلاعنوا».

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۹/۰۴ در ساعت ۰۹:۴۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود