جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برخی می خواهند شخصیت امام را تحریف کنند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    27
    صلوات
    14000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    برخی می خواهند شخصیت امام را تحریف کنند




    *برخی می خواهند شخصیت امام را تحریف کنند

    *امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجه قرار داد. بعضی اینجور می‌خواهند.
    امام یک شخصیت محترمی است در تاریخ این کشور، روزگاری بود، فعال بود، مفید بود و بعد هم از میان جمعیت رفت و روزگار او تمام شد. بعضی می خواهند امام را اینجور بشناسند و بشناسانند. این غلط است.

    *اگر راه امام را گم کنیم، یا فراموش کنیم،‌ یا خدائی نکرده عمدا به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.

    *اینجاست که خطر تحریف امام اهمیت می یابد. اگر شخصیت امام تحریف شد، بد معرفی شد، غلط معرفی شد، همه ی این خطرات بزرگ متوجه ملت ایران خواهد شد.

    *در داخل هم بعضی ندانسته و بعضی هم دانسته تحریف می کردند. حتی در زمان حیات خود امام.حرفی که به نظرشان پسندیده بود به امام نسبت می دادند درحالی که ارتباطی به امام نداشت. بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته حتی تا آنجا که بعضی حرفها و اظهارات امام را به صورت یک آدم لیبرال که هیچ قید و شرطی در رفتار او در زمینه های سیاسی حتی در زمینه های فکری و فرهنگی وجود ندارد معرفی می کنند.

    94/3/14 امام خامنه ای
    ویرایش توسط صهبای معرفت : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۷:۲۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    27
    صلوات
    14000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    از مهم ترین بخش های سخنرانی امروز حضرت آقا




    بسم رب الحسین .. .
    امام خامنه ای :
    مسلمانان بازی دشمن را نخورند آن تسننی که آمریکا از آن حمایت می کند و آن تشیعی که از مرکز لندن به دنیا صادر می شود اینها مثل هم و هر دو برادر شیطانند، هر دو دوستان عوامل آمریکا، غرب و استکبار هستند.

    از اصول امام اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر است/ اینکه امام به مستکبرین، هیچ اعتمادی و اعتقادی نداشت، این موجب می‌شد به وعده‌های آنها اعتنایی نکند/ ما در قضایای جاری خود داریم لمس می‌کنیم که نمی‌شود به وعده‌ی مستکبرین و حرف‌های جلسه‌ی خصوصی‌شان اعتماد کرد.

    اگر ملت ایران بخواهد هدف‌ها و راه را ادامه دهد، باید راه و اصول امام بزرگوار را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند که تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف‌کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم، یا فراموش کنیم،‌ یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    27
    صلوات
    14000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    حضرت روح الله اینگونه بود




    حضرت روح الله اینگونه بود (1)
    می نویسم تا بعضی ها امام خودشان را به جای امام واقعی به ما غالب نکنند!

    ۱- عقد را درحرم حضرت عبدالعظیم خواندند و ماه مبارک یک عروسی ساده گرفتند. همان اول به خانم گفت:«هر کاری می‌خواهی بکن، فقط گناه نکن.»

    ۲- زمستان بود. داشتیم با هم می‌رفتیم درس عرفان آیت‌الله شاه‌آبادی. سر راه، زنی نشسته بود لب رودخانه. داشت لباس و کهنه می‌شست. یخ‌ها را می‌شکست، لباس‌ها را می‌شست، دستش را با دمای بدنش گرم می‌کرد و باز … آقا روح‌الله ایستاد. لباس‌ها را دو نفری شستند.آدرسش را هم گرفت. بعد هم گفت:«از این به بعد بیایید منزل ما. می‌گویم آب را برایتان گرم کنند.»

    ۳- شب را تقسیم کرده بودند. دو ساعت آقا می‌خوابید و خانم حواسش به بچه‌ها بود، دو ساعت خانم می‌خوابید و آقا بچه‌داری می‌کرد. روزها هم بعد درس، یک ساعت مخصوص بازی با بچه‌ها بود.

    ۴- اول تبعید که رفت ترکیه، بردنش توی یک منطقه که زهر چشم بگیرند و بترسانندش.اینجا قبر چهل نفر از علمای ترکیه است که با حکومت مخالفت کردند و کشته شدند.
    گفت: «عجب! ای کاش ما هم چنین چیزی داشتیم تا این جور از علمای ترکیه عقب نباشیم»




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    27
    صلوات
    14000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    حضرت روح الله اینگونه بود (2)




    حضرت روح الله اینگونه بود (2)
    می نویسم تا بعضی ها امام خودشان را به جای امام واقعی به ما غالب نکنند!

    5- مصطفی را که کشتند، خانواده‌ی آقا می‌خواستند از بیت آقا تماس بگیرند تهران.
    آقا نگذاشت. «تلفن اینجا از بیت‌المال است و کار شما شخصی است.»

    ۶- سعدون شاکر، رئیس سازمان امنیت عراق آمده بود به خط و نشان ‌کشیدن: حضرتعالی در صورتی می‌توانید در عراق به زندگی عادی خود ادامه دهید که از کارهای سیاسی که روابط ما با ایران را تیره می‌کند، خودداری کنید. در صورت ادامه‌ی کارهای سیاسی باید عراق را ترک کنید. آقا اشاره‌ای کرد به زیلوی اتاق و گفت: «هر جا بروم، اگر این فرش را پهن کنم، همان جا می‌شود منزل من. من از آن روحانیانی نیستم که به خاطر علاقه به زیارت از مبارزه دست بکشم.»

    ۷- مایک والاس، گزارشگر تلویزیون آمریکا در برنامه‌ی کانال چهار تلویزیون آمریکا از خاطرات دوران خبرنگاری‌اش می‌گوید: «او باهوش‌ترین سیاستمداری است که من دیده‌ام. نفوذ خاصی روی مصاحبه‌گران داشت و به جای این که من از ایشان سؤالاتی بکنم، او مرا اداره می‌کرد. من هیچ مطلب تازه‌ای غیر از آن چه خود آیت‌الله می‌خواست بگوید
    ، نتوانستم از او بیرون بکشم ندگی بسیار ساده‌ی رهبر انقلاب اسلامی، او را از همه‌ی رهبران دیگر دنیا متمایز می‌کرد او مرا و همه‌ی رجال دیگر دنیا را که به حضور می­پذیرفت، روی فرش ساده‌ می‌نشانید و ما مجبور بودیم کفش‌های خود را دم در از پادرآوریم و از همان اول کار بفهمیم با مردی متفاوت سر و کار داریم.
    ویرایش توسط صهبای معرفت : ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۸:۳۰


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    27
    صلوات
    14000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    حضرت روح الله اینگونه بود (3)




    حضرت روح الله اینگونه بود (3)
    می نویسم تا بعضی ها امام خودشان را به جای امام واقعی به ما غالب نکنند!

    ۸- خبرنگاران خارجی می‌پرسیدند: «سیب‌زمینی و تخم مرغ برای شما غذای مقدسی است؟»، «شما تخم مرغ را سمبل چیزی می‌دانید؟!» از بس که غذای بیت امام تکراری بود؛ تخم مرغ پخته با سیب‌زمینی یا اشکنه.

    ۹- از خوشحالی بال درآورده بودیم. باید خبر را می رساندیم به آقا. خوشحال و خندان رفتم پیش آقا و صدایم را از حنجره­ام ریختم بیرون: «آقا، شاه رفته. رادیو خبرش را پخش کرده.» آقا گفت: «خب، دیگه چی شده؟»

    ۱۰- از پاریس پیغام دادیم که محل اقامت امام اولاً شمال شهر نباشد، ثانیاً در اماکن خصوصی نباشد و ثالثاً جای پر زرق و برقی هم نباشد. از تهران هم زنگ زدند که ستاد استقبال، برنامه‌ها را چیده؛ فرودگاه مهرآباد فرش می‌شود، شهر چراغانی می‌شود، آقا را با هلی‌کوپتر به بهشت زهرا می‌بریم و ... به امام که گفتم، گفت: «به آقایان بگو مگر کوروش را می‌خواهند وارد ایران کنند؟ یک طلبه از ایران خارج شده، همان هم می خواهد برگردد ...»


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود