جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همه چیز شده منفعت خودمون....این منو آزار می ده....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    همه چیز شده منفعت خودمون....این منو آزار می ده....




    سلام.....
    من از وقتی که خودم رو شناختم...هدف و قصد و تلاشم این بود که هر کاری که می کنم در رضای خدا باشه و نه در سود و منفعت خودم و یا هر کاری که می کنم، کاری که باشه که باید انجام بدم...وضیفه هم هست...خارج و بی ربط به سود و منفعتی که برایم داره.... و فکر می کردم...انسانی که در این مسیر و تفکر گام بر نداره...انسان کاملی نیست و حداقل در منظر اسلام مشکل داره....
    ولی حالا می بینیم که در عمل در واقع ما هر کاری می کنیم به قصد سود و منفعتی که برای خودمون داره اون کار رو انجام می دیم...و این خیلی منو آزار می ده....
    مثلا ما خدا رو پرستش می کنیم....چرا؟؟
    اول می گفتم که خوب این وظیفه ماست و این کاریست عقلانی که باید انجام داد....ولی حالا می بینیم...ما پرستش رو تنها برای سود و منفعت خودمون انجام می دیم....
    مثلا عبادت می کنیم که بهشت نصیبمون بشه = منفعت خودمون
    مثلا عبادت می کنیم که خدا رو خشنود کنیم! که در نتیجه با خشنودی خدا ما هم حس خوبی پیدا می کنیم...اون حس خوب رو در نظر داشته باشید = منفعت خودمون
    یا حتی می ریم و برای کشورمون خودمون ره به زحمت می اندازیم و نبرد می کنیم و حتی ممکنه کشته بشیم، که اگر نریم عذاب وجدان سراغمون می آد و حس پوچی می کنیم پس می ریم نبرد = منفعت خودمون

    می بینید...همه چیز شد منفعت خودمون....این منو آزار می ده....
    انسان سراسر منفعت طلب و تنها خودشو می بینه و همه کاراش تنها به منفعت خود انجام می ده و در این راه هیچکس براش مهم نیست....

    گفته می شود قانون انسان همان قانون جنگل نیست...ولی فکر می کنم قانون انسان هم به مانند قانون جنگل است و هیچ فرقی نمی کند...شاید در ظاهر تفاوت را ببینیم ولی در باطن عین همند...حیوانات هم تنها به منفعت خود می اندیشند...شیر بره را می خورد و از خوردنش عذاب وجدان ندارد و برعکس دلی از غذا در می آورد و اینگونه خوش است پس بره را می خورد = منفعت خود
    و انسان هم در نهایت به منفعت خود گام بر می دارد هر چند در ابتدای گامش سختی ببینید ولی افقش منفعت خودش است
    نظر کارشناس و دوستان را می خواستم جویا بشوم که آیا با نظرات بنده موافقند؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 13 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    همه چیز شده منفعت خودمون....این منو آزار می ده....







    کارشناس بحث: استادسمیع



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط |فاتح| نمایش پست
    سلام.....
    من از وقتی که خودم رو شناختم...هدف و قصد و تلاشم این بود که هر کاری که می کنم در رضای خدا باشه و نه در سود و منفعت خودم و یا هر کاری که می کنم، کاری که باشه که باید انجام بدم...وضیفه هم هست...خارج و بی ربط به سود و منفعتی که برایم داره.... و فکر می کردم...انسانی که در این مسیر و تفکر گام بر نداره...انسان کاملی نیست و حداقل در منظر اسلام مشکل داره....
    ولی حالا می بینیم که در عمل در واقع ما هر کاری می کنیم به قصد سود و منفعتی که برای خودمون داره اون کار رو انجام می دیم...و این خیلی منو آزار می ده....
    مثلا ما خدا رو پرستش می کنیم....چرا؟؟
    اول می گفتم که خوب این وظیفه ماست و این کاریست عقلانی که باید انجام داد....ولی حالا می بینیم...ما پرستش رو تنها برای سود و منفعت خودمون انجام می دیم....
    مثلا عبادت می کنیم که بهشت نصیبمون بشه = منفعت خودمون
    مثلا عبادت می کنیم که خدا رو خشنود کنیم! که در نتیجه با خشنودی خدا ما هم حس خوبی پیدا می کنیم...اون حس خوب رو در نظر داشته باشید = منفعت خودمون
    یا حتی می ریم و برای کشورمون خودمون ره به زحمت می اندازیم و نبرد می کنیم و حتی ممکنه کشته بشیم، که اگر نریم عذاب وجدان سراغمون می آد و حس پوچی می کنیم پس می ریم نبرد = منفعت خودمون

    می بینید...همه چیز شد منفعت خودمون....این منو آزار می ده....
    انسان سراسر منفعت طلب و تنها خودشو می بینه و همه کاراش تنها به منفعت خود انجام می ده و در این راه هیچکس براش مهم نیست....

    گفته می شود قانون انسان همان قانون جنگل نیست...ولی فکر می کنم قانون انسان هم به مانند قانون جنگل است و هیچ فرقی نمی کند...شاید در ظاهر تفاوت را ببینیم ولی در باطن عین همند...حیوانات هم تنها به منفعت خود می اندیشند...شیر بره را می خورد و از خوردنش عذاب وجدان ندارد و برعکس دلی از غذا در می آورد و اینگونه خوش است پس بره را می خورد = منفعت خود
    و انسان هم در نهایت به منفعت خود گام بر می دارد هر چند در ابتدای گامش سختی ببینید ولی افقش منفعت خودش است
    نظر کارشناس و دوستان را می خواستم جویا بشوم که آیا با نظرات بنده موافقند؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    «قبله ومحراب من ابروی دلدار است و بس/ این دل شوریده را با این چه و با آن چه کار
    چون که اندر هر دو عالم یار می‌باید مرا/با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه کار»[1]

    بله اخلاص و کار را برای خدا انجام دادن کار سختی است. منتها باید بدانیم که اخلاص مراتبی دارد:
    مرتبه اول: عمل به جهت ترس از جهنم و مقام و دادگاه الهی.
    مرتبه دوم: عمل به جهت ثواب و پاداش الهی.
    مرتبه سوم: عمل به جهت تشكر از نعمت های الهی.
    مرتبه چهارم: عمل به جهت حیا (از عظمت پروردگار و حاضر بودن او)
    مرتبه پنجم: عمل به جهت محبت به پروردگار و عشق ورزیدن به او.
    مرتبه ششم: عمل به جهت سزاوار بودن پرستش برای او.

    در روايتى امام صادق(عليه السلام) عبادت كنندگان را به سه دسته تقسيم مى‌كنند:

    «قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ»
    دسته اول: خداوند را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند، اين عبادت بردگان است.(كسانى كه خدا را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند، به مانند بردگانى هستند كه از ترس تازيانه و شلاق صاحبشان، از او اطاعت مى‌كنند).

    «وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى طَلَباً لِلثَّوابِ فَتِلْكَ عِبادَةُ الاُْجَراءِ»
    دسته دوم: خداوند را به اميد ثواب و پاداش عبادت مى‌كنند، اين عبادت اجيران (و تجارت پيشه گان) است.اين دسته به مانند كسانى هستند كه در مقابل مزد و پاداش كار مى‌كنند، به مانند بازرگانى كه براى رسيدن به سود و مزد به معامله و داد و ستد مى‌پردازد، براى رسيدن به پاداش اخروى و حورالعين عبادت مى‌كنند؛ در واقع با خدا داد و ستد مى‌كنند.

    «وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ حُبّاً لَهُ فِتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ، وَ هِىَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ»[2]
    دسته سوم: كسانى كه از روى عشق و محبت به خداوند او را عبادت مى‌كنند، اين عبادت
    آزادگان و برترين عبادتهاست.

    البته ناگفته نماند که همین که وظیفه را به دور از افت رضای خلق و خوش آمد مردم اگر چه به انگیزه ورود به بهشت و ترس از جهنم انجام دهیم در جای خود صحیح است. اگر چه مرتبه نازله اخلاص می‌‌باشد. مرتبه عالیه همان است که انسان، وظیفه را برای خود خدا بدون هیچ انگیزه دیگری انجام دهد.

    چنان‌چه على(عليه السلام) مى‌فرمايد:
    «اِلهى ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقابِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ وَ لكِنْ وَجَدْتُكَ اَهْلا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ»[3]خدايا، تو را به جهت ترس از عذابت و طمع در بهشت، عبادت نكردم، بلكه تو را شايسته عبادت يافتم و آنگاه به عبادت تو بر خاستم.

    «نان و حلوا چیست؟ ای نیکو سرشت
    این عبادتهای تو بهر بهشت
    نزد اهل حق، بود دین کاستن
    در عبادت، مزد از حق خواستن
    رو حدیث ما عبدتک، ای فقیر
    از کلام شاه مردان، یاد گیر
    چشم بر اجر عمل، از کوری است
    طاعت از بهر طمع، مزدوری است»[4]

    .................................................. ...........


    پی‌نوشت:
    [1].حافظ
    [2].
    كافی، ج 2، ص 84

    [3].بحارالأنوار، ج 41 ، ص 14
    [4].شیخ بهایی

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۵:۲۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    35
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا سوال من از کارشناس محترم اینه که چطور از مراتب پایین تر عبادت به مراتب بالاتر برسیم؟؟؟؟
    شاید عبادت خودش به تدریج باعث صافی و علو نیت و درجه عبادت بشه(قرآن:واعبد ربک حتی یاتیک الیقین) شاید هم با افزایش معرفت!!!!
    از شما خواهش میکنم لطف کنید به ما در این زمینه هم جواب بدید



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط m.a.g نمایش پست
    حالا سوال من از کارشناس محترم اینه که چطور از مراتب پایین تر عبادت به مراتب بالاتر برسیم؟؟؟؟
    شاید عبادت خودش به تدریج باعث صافی و علو نیت و درجه عبادت بشه(قرآن:واعبد ربک حتی یاتیک الیقین) شاید هم با افزایش معرفت!!!!
    از شما خواهش میکنم لطف کنید به ما در این زمینه هم جواب بدید
    باسمه تعالی
    نام احمد نام جمله انبیاست/چون که صد آمد نود هم پیش ماست
    بله افزایش معرفت در این امر موثر خوادهد بود که بزرگان فرموده اند
    « اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین که شیرین تر است» ما باید همت خود را بالا ببریم و این را بدانیم که اگر ما خدا را برای ذات خودش بندگی کنیم،قطعا رسیدن به بهشت و دوری از جهنم هم نصیب ما خواهد شد.

    وراهکار دیگر اینکه:
    برای رسیدن به این مقام عالیه و بالا ، انسان باید به مقام تسلیم که فوق مقام صبر، رضا و توکل است برسد.وقتي هيچ چيز و هيچ کسي جز خداوند در نظر انسان نباشد و به اطاعت و عبادت محض براي خداوند سبحان بپردازد و به عبارت ديگر بدون هيچ چشم داشت و توقّعي تسليم حق تعالي باشد، به مقام تسليم رسيده است و در پي آن به این مرتبه از اخلاص می رسد.
    برای روشن شدن مقام تسلیم باید عرض کنم که:

    مقامات معنوی مانند صبر ،رضا ،تسلیم ،توکل در یک حد نیستند که به تعبیر حضرت آيت الله جوادى آملى :
    اگر سالك به مرحله رضا برسد، هنوز مقدارى از راه و منازل بين راه مى‏ ماند؛ زيرا در مقام رضا «طبع» سالك محفوظ است؛ يعنى او به جايى رسيده است كه مى‏ گويد: «پسندم آنچه را جانان پسندد» ؛ يعنى، كارى را كه خدا انجام مى‏ دهد، مطابق ميل من است و من ميل خود را بر اساس قضاى الهى تنظيم كرده‏ ام. بنابراين، هنوز طبع و ميلى از او در بين هست و اين با سير تام هماهنگ نيست. پس بايد از اين مرحله، بالاتر رفت كه ديگر خواسته‏ اى براى سالك وجود نداشته باشد و از اين مرحله بالاتر، همان مقام «تسليم» است.
    تسليم هم با «توكل» فرق دارد و هم با «رضا» . در مقام توكل، شخص كارى را مى‏ طلبد؛ ولى چون خودش نمى‏ تواند آن كار را به خوبى انجام دهد وكيل مى‏ گيرد تا به سود او كارهاى وى را انجام دهد و چون هيچ كسى بهتر از خدا كار را نمى‏ داند و نمى ‏تواند انجام دهد، بهتر از همه آن است كه خداوند را وكيل قرار دهد و بر او توكل كند:
    «و على الله فليتوكل المتوكلون» (1)
    چنانكه مؤمنان مأمور شده ‏اند به خدا توكل كنند.

    مقام رضا از مقام توكل بالاتر است؛ زيرا در مقام توكل انسان خواسته خود را اصل قرار مى‏ دهد؛ اما از خدا مى‏ خواهد بر اساس خواسته او كار كند، ولى در مقام رضا خواسته خدا اصل و خواسته عبد سالك، فرع است؛ اما در مقام تسليم، عبد از خود خواسته‏ اى ندارد و به خدا عرض مى‏ كند:
    «حكم آنچه تو انديشى لطف آنچه تو فرمايى» ، نه اين كه بگويد: «پسندم آنچه را جانان پسندد» .(2)
    بنابراین چون کسی که در مقام تسلیم است این گونه است هیچ پیشامدی او را نگران نمی کند.
    گر به تیغت می زند گردن بنه تسلیم را
    که آتش نمرود گلشن گشت ابراهیم را(3)

    پی‌نوشت:
    1- سوره ابراهيم، آيه .12
    2-مراحل اخلاق در قرآن ص 383
    3-فروغی بسطامی

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۴:۲۴


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    جمع بندی
    اخلاص
    پرسش
    آیا انجام دان کارها برای خدا ولی به دنبال منفعت بودن منافات با اخلاص دارد؟
    پاسخ
    «قبله ومحراب من ابروی دلدار است و بس/ این دل شوریده را با این چه و با آن چه کار
    چون که اندر هر دو عالم یار می‌باید مرا/با بهشت و دوزخ و با حور و با غلمان چه کار»[1]

    اخلاص و کار را برای خدا انجام دادن کار سختی است. منتها باید بدانیم که اخلاص مراتبی دارد:
    مرتبه اول: عمل به جهت ترس از جهنم و مقام و دادگاه الهی.
    مرتبه دوم: عمل به جهت ثواب و پاداش الهی.
    مرتبه سوم: عمل به جهت تشكر از نعمت های الهی.
    مرتبه چهارم: عمل به جهت حیا (از عظمت پروردگار و حاضر بودن او)
    مرتبه پنجم: عمل به جهت محبت به پروردگار و عشق ورزیدن به او.
    مرتبه ششم: عمل به جهت سزاوار بودن پرستش برای او.

    در روايتى امام صادق(عليه السلام) عبادت كنندگان را به سه دسته تقسيم مى‌كنند:

    «قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ»
    دسته اول: خداوند را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند، اين عبادت بردگان است.(كسانى كه خدا را از ترس عذاب جهنم عبادت مى‌كنند، به مانند بردگانى هستند كه از ترس تازيانه و شلاق صاحبشان، از او اطاعت مى‌كنند).

    «وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى طَلَباً لِلثَّوابِ فَتِلْكَ عِبادَةُ الاُْجَراءِ»
    دسته دوم: خداوند را به اميد ثواب و پاداش عبادت مى‌كنند، اين عبادت اجيران (و تجارت پيشه گان) است.اين دسته به مانند كسانى هستند كه در مقابل مزد و پاداش كار مى‌كنند، به مانند بازرگانى كه براى رسيدن به سود و مزد به معامله و داد و ستد مى‌پردازد، براى رسيدن به پاداش اخروى و حورالعين عبادت مى‌كنند؛ در واقع با خدا داد و ستد مى‌كنند.

    «وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ حُبّاً لَهُ فِتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ، وَ هِىَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ»[2]
    دسته سوم: كسانى كه از روى عشق و محبت به خداوند او را عبادت مى‌كنند، اين عبادت

    آزادگان و برترين عبادتهاست.

    البته ناگفته نماند که همین که وظیفه را به دور از افت رضای خلق و خوش آمد مردم اگر چه به انگیزه ورود به بهشت و ترس از جهنم انجام دهیم در جای خود صحیح است. اگر چه مرتبه نازله اخلاص می‌‌باشد. مرتبه عالیه همان است که انسان، وظیفه را برای خود خدا بدون هیچ انگیزه دیگری انجام دهد.

    چنان‌چه على(عليه السلام) مى‌فرمايد:
    «اِلهى ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقابِكَ وَ لا طَمَعاً فى جَنَّتِكَ وَ لكِنْ وَجَدْتُكَ اَهْلا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ»[3]خدايا، تو را به جهت ترس از عذابت و طمع در بهشت، عبادت نكردم، بلكه تو را شايسته عبادت يافتم و آنگاه به عبادت تو بر خاستم.

    «نان و حلوا چیست؟ ای نیکو سرشت
    این عبادتهای تو بهر بهشت
    نزد اهل حق، بود دین کاستن
    در عبادت، مزد از حق خواستن
    رو حدیث ما عبدتک، ای فقیر
    از کلام شاه مردان، یاد گیر
    چشم بر اجر عمل، از کوری است
    طاعت از بهر طمع، مزدوری است»[4]
    البته برای رسیدن به آن مرتبه عالیه اخلاص فزایش معرفت موثر خوادهد بود که بزرگان فرموده اند « اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین که شیرین تر است» ما باید همت خود را بالا ببریم و این را بدانیم که اگر ما خدا را برای ذات خودش بندگی کنیم،قطعا رسیدن به بهشت و دوری از جهنم هم نصیب ما خواهد شد.

    وراهکار دیگر اینکه:
    برای رسیدن به این مقام عالیه و بالا ، انسان باید به مقام تسلیم که فوق مقام صبر، رضا و توکل است برسد.وقتي هيچ چيز و هيچ کسي جز خداوند در نظر انسان نباشد و به اطاعت و عبادت محض براي خداوند سبحان بپردازد و به عبارت ديگر بدون هيچ چشم داشت و توقّعي تسليم حق تعالي باشد، به مقام تسليم رسيده است و در پي آن به این مرتبه از اخلاص می رسد.

    .................................................. ...........

    پی‌نوشت:
    [1].حافظ
    [2].
    كافی، ج 2، ص 84

    [3].بحارالأنوار، ج 41 ، ص 14
    [4].شیخ بهایی



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود