صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مروری سریع بر اسلام شناسی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مروری سریع بر اسلام شناسی




    هو الحق
    طی یک سوال خصوصی که از استاد محراب پرسیده بودم، تشخیص دادند که نیاز به مطالعات عمیق دین شناسی دارم. قسمتی از جوابی که داده بودند را اینجا می آورم:
    احکام یک سوم از دین را تشکیل می دهد در کنار عقاید و اخلاقاحکام بر خلاف عقاید و اخلاق امورات تعبدی هستند و در مرتبه پذیرش توسط مسلمان در مرتبه بعد از عقاید است اخلاق اما قبل از عقاید است
    زیرا امورات فطری هستند و به دین ربطی ندارند یعنی هر انسانی به صرف انسان بودن باید امورات اخلاقی را رعایت نماید چه دین بگوید و چه دین نگوید ولی دین ان ها را تایید می کند.
    واما عقاید مولفه هایی که انسان ها برای پذیرش دین باید از طریق عقلی روی انها بحث نمایند و با دلایل عقلی توحید و نبوت و معاد را که اصول دین است را ثابت نمایند و دین را بپذیرند همان مرحله ای که قران از ان به لااکراه فی الدین تعبیر می کند که انسان می تواند در این مرحله دین را بپذیرد یا نپذیردپس ابتدا فطریات سپس عقاید و سپس احکام
    خب بزرگوار وقتی انسان از طریق عقلی خدا و پیامبرش را ثابت کرد و فهمید که خدایی حیکم و علیم و قادر و.....انسان را خلق کرده است پیامبر فرستاده است تا برنامه جامع سعادت بشر را توسط رسولان به انسان ابلاغ نماید ما این برنامه جامع را دین می نامیم که احکام جز ان استاز انجایی که همه مسایل احکام از طریق وحی بر انسان نازل شده است و پیامبر و امام معصومی هم در بین ما نیست تا حکمت و فلسفه ان رابیان نماید و از طرفی ما 1400سال از زمان نزول این احکام فاصله داریم و برخی حکمت هایی هم که بیان شده است بعضا ناقص به دست ما رسیده است و لذا ناچاریم به احکام دیدی متعبدانه داشته باشیم و البته با پشتوانه عقلی.
    با این توضیح که ما به عقل می گوییم به طرف قبله بایست و هر روز 17رکعت نماز بخوان و ..... عقل می پرسد چرا باید این کار را بکنم می گوییم چون خدا این را گفته عقل می گوید خدا کیست می گوییم همان خدایی که قبل از ورود به دین او را اثبات کردی و حکمت و وحدانیت و قدرت و علم و.....را اثبات کردی عقل می گوید بله اکر از طرف این موجود باشد جون او عالم و خالق و قادر و.....است هر چه بگوید سمعا و طاعتا قبول دارمزیرا او موجود حکیمی است که عملی را بدون حکمت انجام نمی دهد هر چند الان دلیل را نمی دانم ولی به اعتماد به وحی ان را قبول دارم;فقط باید اثبات شود که از طرف وحی است
    می دانم که طبق این روند باید از اخلاق شروع کنم. ولی ترجیح میدهم که از آخر به اول بیایم چون نمود بیشتری در اعمال و زندگی شخصی ام دارد.
    زیرا او موجود حکیمی است که عملی را بدون حکمت انجام نمی دهد هر چند الان دلیل را نمی دانم ولی به اعتماد به وحی ان را قبول دارم;فقط باید اثبات شود که از طرف وحی است.
    خواهش می کنم همین قسمت را ادامه دهید. نحوه استخراج احکام چگونه است؟ چطور ثابت می کنید که همه مسائل، حتی جزئی ترین مسائلی که در زندگی امروز کاربرد دارد و مختص عصر حاضر است، از طرف وحی است؟ چرا در تقلید فتوای مراجع همچون وحی منزل گرفته می شود و کوچکترین تخطی از آن مگر در مواردی که مجتهد حکم به احتیاط داده جایز نیست؟

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۳/۱۸ در ساعت ۰۶:۳۴


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,616
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    794 پست
    حضور
    118 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    مروری سریع بر اسلام شناسی







    کارشناس بحث: استاد محراب



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    خواهش می کنم همین قسمت را ادامه دهید. نحوه استخراج احکام چگونه است؟ چطور ثابت می کنید که همه مسائل، حتی جزئی ترین مسائلی که در زندگی امروز کاربرد دارد و مختص عصر حاضر است، از طرف وحی است؟ چرا در تقلید فتوای مراجع همچون وحی منزل گرفته می شود و کوچکترین تخطی از آن مگر در مواردی که مجتهد حکم به احتیاط داده جایز نیست؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    ابتدا تشکر می کنم از شما بزرگوار به علت ادامه بحث و اوردن بحث به فضای عمومی سایت و انشاء الله که مطالب مطرح شده مورد استفاده دیگر دوستان قرار گیرد.

    ابتدا اجازه بفرمایید بنده توضیحاتی در مورد احکام و تاریخچه ان به طور مجمل ارایه دهم بعد شما بزرگوار سوالات خودتان را بپرسید
    ذکر چند نکته

    1-احکام دستورات الهی است که از طرف خداوند بر پیامبر نازل می شود و انسان ها ملزم به رعایت انها هستند و این قوانین و دستورات الهی بسته به شرایط زمانی ومکانی و توانایی و استعداد انسان ها و ..... دلایل دیکر که بر ما پوشیده است قابل تغییر است
    مثلا قبله مسلمین ابتدا به طرف بیت المقدس بود ولی بعدا به مکه تغییر یافت یا احکام نماز در اقوام گذشته به صورت دیکری انجام می گرفت و در امت محمد(ص) به صورت متفاوتی است


    2- احکام الهی از انجایی که از طرف خدای حکیم نازل می شود و انسان حکمت و عدل و علم و......الهی را از طریق عقل خود اثبات می کند و لذا احکام الهی را انجام می دهند هر چند حکمت و علت ان را الان نداند این مطالب و احکام در قران کریم با عنوان حدود الهی مطرح شده است یعنی خداوند می فرمایید این احکام حدود و قوانین خداست و مردم فقط ملزم به رعایت ان هستند نمونه ان را در احکام طلاق و ارث و....می توان یافت که خداوند پس از تبیین مسایل احکام می فرمایید تلک حدودالله

    3-تا زمان حضور پیامبر مردم احکام خود را از طریق روایات به دست می اوردند مثلا پیامبر به مردم می فرمود نماز را این گونه خوانید و به سمت کعبه و ....مسلمین می رفتند و نماز را می خواندند و برای کسی مساله ی پیش می امد که اکر بین رکعت دوم و سوم شک کنیم چه باید بکنیم و می امدند محضر پیامبر و سوال می کردند و پیامبر حکم الهی را صادر می فرمودند و این می شد احکام مردم و حکم الهی
    این فرد وقتی این سخن را از پیامبر می شنید ان را برای دیگران هم نقل می کرد
    و لذا در صدر اسلام خبری از رساله نبود و احکام همان روایات پیامبر بود و البته برای شیعیان بعد از پیامبر امامان نیز صاحب شریعت بودند و تا زمان غیبت امام زمان(عج) شیعیان علاوه بر روایات پیامبر به روایات ائمه هم عمل می کردند.

    با انحراف در مسیر اصلی دین اسلام و غصب خلافت توسط خلفای سه گانه و با نزدیک شدن به زمان عصر غیبت امامان علما را به اجتهاد در احکام شرعی ترغیب کردند و استارت این مساله در زمان امامان باقر(ع) و صادق(ع) زده شد و ایشان با تربیت شاکردان اجتهاد در احکام شرعی را به ایشان آموختند تا با اغاز عصر غیبت و شیعیان دچار سردرگمی نشوند.

    ادامه دارد....


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز سلام

    با اغاز عصر غیبت علما به اجتهاد روی اوردند و البته گذشت که در زمان امامان هم برای تربیت علما اجتهاد اغاز شده بود

    1- مهمترین مساله در اجتهاد منبع ان است یعنی این که این احکام از چه منابعی استخراج می شود همان طور که همه می دانیم قران و روایات و عقل سه منبع مهم استخراج احکام شرعی است
    قران که خب همه می دانیم کتابی است در برگیرنده وحی الهی بدون تحریف و تغییر.

    روایات همان فرموده های پیامبر و ائمه معصومین در مورد احکام شرعی که با وسواس و حساسیت زیادی از طرف علما دنبال می شود و برای این که روایات و راویان جعلی وارد چرخه روایات شیعیان نشوند علما علم رجال و درایه را اختراع کردند و راویان و روایات را در مسیر علمی و عقلی پالایش می کنند که کسانی که خواهان مطالعه بیشتر اند می توانند به علم رجال و درایه مراجعه نمایند.

    عقل: عقل انسانی هم که بزرگترین ودیعه الهی است انسان به سبب ان دین را می فهمد و خدا را می شناسد و به کمک عقل زندگی می کند
    علما به سبب اصول عقلانی که اختراع و ابداع کرده اند احکام الهی را از منابع استخراج می کنند که نام ان علم اصول فقه است. باز کسانی که اهل مطالعه بیشتر اند می توانند مراجعه نمایند.


    2- این روش یعنی اجتهاد در احکام شرعی یعنی به روز بودن و تطبیق مسایل مستحدثه مسلمین با احکام و قوانین و اصول ثابت تا بدین صورت قوانین اسلام ثابت بماند و در فروع اجتهاد نمایند.

    یک نکته بسیار مهم در این جا است که بدان اشاره می نمایم و در اینده نیز در مورد ان شاید بیشتر حرف خواهیم زد و ان تطبیق مسایل جدید و استخراج احکام جدید است

    برخی از دوستان و یا کسانی که این مسایل را می شنوند یعنی اجتهاد در احکام را به این سوال رهنمون می شوند که خب حالا که اسلام اجازه داده علما اجتهاد نمایند و مسایل جدیدی را بیان نمایند چه بهتر خیلی از مشکلات ما حل شده است و به این فکر می افتند که علما باید در این زمان هم مسایل جدیدی استخراج نمایند
    مثلا بیان می کنند ان زمان عرب جاهلی چون دست صورت خود را نمی شست و کثیف بود و......پیامبر فرموده اند وضو بگیرید و یا غسل نمایید حالا که با این امکانات و مردم همه تمیزاند و بعد از هر عمل زناشویی به حمام می روند و .....دیگر چه نیازی به غسل است چرا باید سر و سمت راست و چپ را بشوییم همین که بدنمان را می شویم کافی است و اصلا علما بیایند اجتهاد بکنند و بی خیال غسل شوند و بگویند همین که بدنتان تمیز است برای نماز کافی است و سمت راست و چپ نکنند

    یا مثلا می گویند ان زمان که مردم عرب به زن ارزش قایل نبودند پیامبر و خدا فرمودند الرجال قوامون علی النسا و یا نفقه زن بر مرد واجب است و یا طلاق دست مرد است و یا دیه ارث و شهادت ......زن با مرد فرق بکند الان که دیکر زن ها کار می کنند و شکر خدا بالغ هم هستند دیگر نیازی به این مطالب نیست و قرن 21 است و باید مرد و زن یکی باشند در همه احکام.
    و سوالاتی است از این دست که شاید دیکر دوستان هم با انها کم وبیش سرو کار دارند


    ادامه دارد...



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    بزرگوار دقت نمایید

    احکام شرع ثابت دارد و غیر ثابت اصول دارد و فروع
    ان چه که در مورد اجتهاد مطرح می شود مسایل فرعی است و نه اصلی

    به عبارتی مجتهد حق ندارد بگوید چون هوا گرم است و تابستان من اجتهاد می کنم که در زمستان روزه بگیرد یا چون عربستان دست وهابی هاست و به یمن حمله کرده اند به طرف دیگری نماز بخوانیم و یا از این دست احکام

    نخیر بزرگوار
    در مواردی که نص صریح حکم از جانب خدا و ائمه وارد شده است اجتهاد جایی ندارد و بدان اجتهاد در مقابل نص می گویند که از نظر علمای شیعه مردود است

    شما احکام جدید هابی ها را ببیند که چه حکم هایی صادر می کنند
    جهاد نکاح برای زنان
    اخیرا در جایی خواندم احکام جهاد لواط هم برای مردان صادر کرده اند و ......
    خب این موارد خارج از دین است زیرا دین ازدواج یک زن را برای یک مرد جایز می داند و بس و تحت هیچ شرایطی رابطه زن با مرد دیکر را تا زمانی که در نکاح مردی است جایز نمی داند
    ولذا نمی شود در مقابل نص صریح اجتهاد کرد

    احکامی چون خمس و زکات و نماز و روزه و حج و دیه و ارث و شهادت و.......که نص صریح به بیان ان از طرف شارع داریم نه می شود و نه می توان اجتهاد کرد که اگر این گونه بود که دیگر خبری از اسلام نبود و هر فردی هر طور که دلش می خواست حکم در مورد اسلام صادر می کرد

    تا اینجا مطالبی بود که بیان شد و البته چند نکته دیکر هم مانده است که به مرور گفته خواهد شد
    ویرایش توسط محراب : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۸:۵۴


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باز سلام
    واما نکته مهمی که باید بدان اشاره کنیم
    خود عالم است
    به علت سختی مسیر و داشتن استعداد و علاقه خاصی به این راه و هر کسی نمی تواند به اجتهاد بپردازد و اجتهاد نماید و از میان کسانی هم که به ملکه اجتهاد دست می یابند نمی توانند مرجع تقلید شوند
    طبق روایت وارده در مورد شرایط مرجع تقلید که به روایت حوادث واقعه معروف است شرایط خاصی را به علمایی که مرجع مسلمین هستند
    أمّا الحوادث الواقعه، فارجعوا فيها إلي رواه أحاديثنا


    این انسانها افرادی عالم و عادل و ....که می توانید به رساله مراجعه مراجعه نمایید که مشخصه هایی را برای مرجع بیان نموده است.

    پس اولا همه نمی توانند مجتهد شوند
    و ثانیا از میان کسانی که به مقام اجتهاد رسیده اند انگشت شماری مرجع تقلید می شوند
    و لذا ضروری است که اعتماد به گفته های چنین افرادی بکنیم




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    چرا در تقلید فتوای مراجع همچون وحی منزل گرفته می شود و کوچکترین تخطی از آن مگر در مواردی که مجتهد حکم به احتیاط داده جایز نیست؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار به هیچ وجه نظر مجتهد وحی منزل گرفته نمی شود
    و اصلا هم این گونه نیست
    شما به نظرات مراجع نگاه بکنید می بینید که چقدر احتیاط دارند و چقدر فرموده اند والله اعلم

    ولی خوب برای این که انسان حیران و سرگردان نباشد به تکلیفی عمل بکنند مرجع باید اجتهاد بکند و حکمی صادر نماید تا مکلفین از سرگردانی درایند
    و اگر هم اشتباه بکند باز عندالله ماجوراند
    چون عقل حکم می کند و دستور الهی است که عده ای احکام دین را بیاموزند و مردم هم از ایشان تبعیت نمایند و چاره دیگری نیست

    خب این مساله از مشکلات زمان غیبت است
    و با حضور امام و در عصر معصوم حل خواهد شد





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    164
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    تشکر می کنم به خاطر پاسخ مبسوطتون
    روی کاغذ همه چیز خوب به نظر می رسه، اما پای عمل که می رسیم مشکلات یکی یکی نمود پیدا می کنند.
    فکر کنم اولین مساله ای که میشه مطرح کرد این باشه که چه کسی قابل اعتماده؟
    دیگران رو نمیدونم، اما شخصا حجتی ندارم برای اینکه عالم بزرگواری که ازشون تقلید می کنم نسبت به دیگران اعلم و اتقی و اورع هستند.
    بنابراین پای اختلافات بین مراجع که به میان میاد، به خصوص مسائلی که خیلی زندگی رو تحت تاثیر قرار میدن، همیشه این سوال وجود داره که نکنه مرجع دیگه درست بگه.
    اینجا نمیشه به سادگی از کنار مساله گذشت که اگر مرجع ما اشتباه کرده باشه چیزی رو از دست ندادیم و اگر مرجع دیگه اشتباه کرده باشه ان شاءالله مقلدانش ماجورند چون همین زندگی دنیایی به شدت برامون سخت میشه.

    گاهی برای حل یک مشکل راهکاری ارائه میشه و خیلی از نظر علمی روی اون مانور داده میشه و هم به عنوان راه حل اون مشکل بهش فکر می کنن، ولی پای عمل که میرسه تازه میفهمن که از نظر شرعی پذیرفته نیست. اینجا هم پذیرش مساله خیلی مشکل میشه چون ارتباط دادن این احکام با آیه و حدیث خیلی مشکله (نمیدونم لازم هست روی مسائل مثال هم بزنم یا نه)

    یا اینکه یک سری مسائل هستن که به خاطر غیر اخلاقی بودن یا ضرر جانی که برای خود فرد یا اطرافیان داره انتظار داریم که مرجع اون مسائل رو جایز ندونه، که این طور نمیشه. این درحالیه که برای مسائلی مثل استفاده از فیلترشکن یا بستن کمربند ایمنی یا رایتل حکم داریم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    برخی از دوستان و یا کسانی که این مسایل را می شنوند یعنی اجتهاد در احکام را به این سوال رهنمون می شوند که خب حالا که اسلام اجازه داده علما اجتهاد نمایند و مسایل جدیدی را بیان نمایند چه بهتر خیلی از مشکلات ما حل شده است و به این فکر می افتند که علما باید در این زمان هم مسایل جدیدی استخراج نمایند
    مثلا بیان می کنند ان زمان عرب جاهلی چون دست صورت خود را نمی شست و کثیف بود و......پیامبر فرموده اند وضو بگیرید و یا غسل نمایید حالا که با این امکانات و مردم همه تمیزاند و بعد از هر عمل زناشویی به حمام می روند و .....دیگر چه نیازی به غسل است چرا باید سر و سمت راست و چپ را بشوییم همین که بدنمان را می شویم کافی است و اصلا علما بیایند اجتهاد بکنند و بی خیال غسل شوند و بگویند همین که بدنتان تمیز است برای نماز کافی است و سمت راست و چپ نکنند
    لطفا درباره این قسمت بیشتر توضیح بدید.


    یک سوال دیگر هم به ذهنم رسید. مراجع همه احکام و مسائل را خودشون استخراج می کنند یا فقط مسائل محل اختلاف را؟
    ویرایش توسط shmg : ۱۳۹۴/۰۳/۲۴ در ساعت ۰۹:۳۰


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    فکر کنم اولین مساله ای که میشه مطرح کرد این باشه که چه کسی قابل اعتماده؟
    دیگران رو نمیدونم، اما شخصا حجتی ندارم برای اینکه عالم بزرگواری که ازشون تقلید می کنم نسبت به دیگران اعلم و اتقی و اورع هستند.
    بنابراین پای اختلافات بین مراجع که به میان میاد، به خصوص مسائلی که خیلی زندگی رو تحت تاثیر قرار میدن، همیشه این سوال وجود داره که نکنه مرجع دیگه درست بگه.
    اینجا نمیشه به سادگی از کنار مساله گذشت که اگر مرجع ما اشتباه کرده باشه چیزی رو از دست ندادیم و اگر مرجع دیگه اشتباه کرده باشه ان شاءالله مقلدانش ماجورند چون همین زندگی دنیایی به شدت برامون سخت میشه.

    با سلام
    ببینید بزرگوار این مساله عقلی است
    عقل انسان راههایی را برای اعتماد انسان به علم دیگران پیش بینی کرده است
    شما می خواین برین دکتر باید اعتماد به علم دکتر داشته باشین یا نه؟
    عقل چه راههایی را به شما توصیه می کند؟؟


    -یا خودتان عالم باشید و از علم دکتر سردربیاورید
    -یا چند نفر که عالم هستند و شما به ایشان اعتماد دارید و از نزدیک ایشان را می شناسید تایید بکنند علم این دکتر را
    - یا کسانی که با دکتر سروکار داشته اند بگویند من رفتم پیش دکتر و کارش خوب است


    خب بزرگوار این مسایل در مورد علم مجتهد هم هست و راههای جلب اعتماد این راههاست
    مطالبی که در رساله مراجع هم بدان اشاره شده است (مساله 5به بعد رساله مراجع)


    عقل شما می گوید اگر شما راههای عقلی را طی بکنید حتی اگر به شکست هم منجر شود و یا اشتباه هم بکنید باز خودتان را ملامت نخواهید کرد
    در ادامه مثال بالا شما خدای ناکرده مریضی دارید و دنبال دکتر هستید به یکی از سه مسیر بالا به دکتری رسیدید و مریض خودتان را دست او سپردید و او عمل کرد و مریض مرد
    ایا باید خودتان را ملامت نمایید؟؟
    عقل می گوید نه
    چون طبق راهکار عقلی عمل کردید و اگر مریض درست نشد دیگر شما اشتباه نکرده اید و نه عندالله ونه عندالناس گناهکار نیستید


    خب مساله تقلید هم همین است
    شما از راههای عقلی به این مساله رسیده اید و در این مورد حتی اگر اشتباه هم بکنید عندالله ماجورید و فردای قیامت خداوند از شما بازخواست کرد که چرا به حرف این عالم کوش دادید می توانید دلیل بیاورید که راههای عقلی را طی کرده ام و راه دیگری نبود.

    بزرگوار
    مساله تقلید خیلی از مشکلات مردم را حل کرده است
    برعکس عده ای جاهل که مردم مقلد را میمون و...می دانند
    بحث تقلید تکلیف را از عهده مکلف خارج می نماید و به راحی عندالله پاسخگو خواهد بود که خدایا فرموده بودی به علم عالم عمل بکنید من هم عمل نداشتم و گشتم این عالم بهتر ازهمه بود به علم او عمل کرده ام


  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shmg نمایش پست
    گاهی برای حل یک مشکل راهکاری ارائه میشه و خیلی از نظر علمی روی اون مانور داده میشه و هم به عنوان راه حل اون مشکل بهش فکر می کنن، ولی پای عمل که میرسه تازه میفهمن که از نظر شرعی پذیرفته نیست. اینجا هم پذیرش مساله خیلی مشکل میشه چون ارتباط دادن این احکام با آیه و حدیث خیلی مشکله (نمیدونم لازم هست روی مسائل مثال هم بزنم یا نه)

    با سلام
    ببنیید بزرگوار
    این مطلب را بارها عرض کردم خدمت دوستان و در پست بالا هم گذشت
    شما در این مسایل یا باید مجتهد باشید ویا مقلد
    همچنین که در مورد علم دکتر یا باید دکتر باشید و یا به حرف دکتر کوش دهید
    نمی شود که علم نداشته باشید و در برخی موارد بگویید اقای دکتر این را نه ان را بکو این بد است و ان خوب است و این زشت است و ان زیباست
    جواب دکتر قطعا این خواهد بود که اگر علم دارید بفرمایید و اکر ندارید بروید کنار


    مثال رابیشتر توضیح بدهم
    انسان در مساله ای اکر علم نداشته باشد هرکاری که به علم ناقص اش برسد را بد خواهد دانست
    دکتری چاقو به دست است و در اتاق عمل می خواهد جراحی نماید کسی که علم ندارد و از بیرون نگاه می کند چون علم ندارد فکر میکند دکتر دارد ضرری به مریض می رساند و از بیرون شاکی می شود که ای وای دکتر مریض من را کشت و دارد پاره می کند شکم مریض را و......

    اجتهاد هم دقیقا این گونه است کسانی که علم ندارند به فعل مرجع نگاه می کنند و می گویند ای وای ایشان برخلاف حدیث نظر داد و عقل را زیر سوال برد و روایت را نمی داند و......

    ببینید این فرد جاهل انجا هم به دکتر ایراد می گرفت که مکر تو عقل نداری چرا شکم مریض را پاره می نمایی و تو علم نداری و ......
    دکتر در این حالت فقط خنده می زند و می گوید چون علم نداری این گونه می گویی بیا بنشین برایت توضیح بدهم که چرا با چاقو می برم.

    مجتهد هم دقیقا این گونه است
    چون برخی علم ندارند و از علم مجتهد سردر نمی اورند به ایشان اشکال می نمایند که چرا این روایت را نادیده گرفته و چرا ان ایه را نمی فهمد؟؟؟
    در صورتی که ایشان با مبانی خود انها را فهمیده است ولی راه اجتهاد و استدلال این است




  13. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود