جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگی نامه*شهید محسن دین شعاری*

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زندگی نامه*شهید محسن دین شعاری*




    شهید محسن دین شعاری

    بسم رب المجاهدين فی سبيل الله

    محسن در يکي از روزهاي زيباي سال 1338 در جمع گرم و صميمي خانواده دين‌شعاري به دنيا آمد، روزهاي پرنشاط کودکي را زير سايه تعاليم پدر و مادر گرامي و در پناه تعاليم دين اسلام گذراند.او از همان اوايل نوجواني علاقه عجيبي به اهل‌بيت (ع) داشت و در 13 يا 14 سالگي بود که هيئتي به نام شهداي کربلا تأسيس نمود و خود به تنهايي مسئوليت آن را بر عهده گرفت.با شروع امواج خروشان انقلاب به صف مجاهدين راه حق پيوست و همواره در تظاهرات‌هاي سال 1357 حضوري فعال داشت در همان ايام به همراه برادرش به خدمت در پزشکي قانوني پرداخت و مدت 6 ماه به صورت شبانه‌روزي در کار جابجايي و تحويل اجساد مطهر شهدا شرکت داشت محسن جزء اولين سربازاني بود که به فرمان امام خميني (ره) به پادگانها برگشتند و خودشان را معرفي کردند او همواره فريضه مقدس امر به معروف و نهي از منکر را انجام مي‌داد و براي سربازان پادگان به خصوص آنهايي که در انجام فرائض تعلل مي‌کردند برنامه شناخت ايدئولوژي گذاشته بود.او حدود 5/1 سال در سالهاي 57 و 1358 خدمت مقدس سربازي را انجام داد و پس از آن در سال 1360 به خيل سبزپوشان سپاهي پيوست. با شروع جنگ تحميلي عاشقانه به جبهه‌هاي نبرد شتافت و به عنوان مسئول گردان تخريب لشگر27 محمدرسول‌الله (ص) مشغول به خدمت شد و در سال 1363 به سفر حج رفت.در عمليات‌هاي طريق‌القدس و کربلاي1 يادآور دلاوريها و رشادت‌هاي خالصانه او در راه دفاع از ميهن است زمانيکه قرار بود براي بار دوم به سفر حج مشرف شود و به خاطر مسئوليت‌هايي که در جبهه داشت از تشرف به حج منصرف شد اما در همان سال در روز پانزدهم مردادماه سال 1366 درست مصادف با روز عيد قربان به مسلخ عشق رفت و اسماعيل‌وار جان خويش را در حين خنثي‌سازي مين ضد تانک در قربانگاه سردشت فداي معبود ساخت و نام خويش را براي هميشه در قلب تاريخ زنده نگه داشت مزار مطهر او در قطعه 29 بهشت‌زهراي تهران قرار دارد.
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهید محسن دین شعاری 2
    بسم رب الشهدا
    حاج محسن همواره مجروحيت خود را از ما مخفي مي‌کرد و هربار هم که به علت شدت جراحت به بيمارستان منتقل مي‌شد مي‌خواست هرچه سريعتر به جبهه بازگردد حتي يادم هست که يکبار که به علت مجروحيت از ناحيه پا در بيمارستان امام رضا (ع) مشهد بستري بود مرتب به دکتر اصرار مي‌کرد که بايد برگردد دکتر به من گفت که زخم‌هاي برادرتان عميق است و هرچه ما به او اصرار مي‌کنيم که بايد مدتي استراحت کند تا زخم‌هايش عفوني نشوند توجهي نمي‌کند، شما خودتان به او تذکر دهيد حاجي که حرفهاي ما را شنيده بود سريع از روي تخت بلند شد و در راهرو شروع کرد به قدم زدن و گفت:«زخم من عميق نيست و من بايد برگردم» سرم مجروح هم‌تخت او در حال تمام شدن بود محسن پرستارها را صدا زد و از او خواست که سرم را جدا کند اما پرستار گفت که شيفت من تمام شده و نوبت پرستار بعدي است محسن با ناراحتي گفت:«شيفت انسانيت شما که تمام نشده» بعد هم سرم را از دست آن مجروح باز کرد تا با هم به منطقه اعزام شوند. در کربلاي 1 هم که از ناحيه شکم مجروح شده بود ما اطلاعي نداشتيم تا زمانيکه به بيمارستان مشهد منتقل شد و ما متوجه جراحت شديد ايشان شديم يکبار ديگر هم در والفجر8 هنگامي که بچه‌ها مشغول کندن کانال در فاو بودند کلنگ به پاي او اصابت کرده وزخمي شد اما علي‌رغم اصرار زياد بچه‌ها راضي نشد به عقب بازگردد و با همان پاي مجروح 40 روز در خط مقدم ماند او مي‌گفت:«درست است پايم مجروح شده صحبت که مي‌توانم بکنم» اگر بچه‌ها مرا با اين وضعيت ببيند روحيه مي‌گيرند و اين جراحت‌ها براي من مجروحيت نيست تا جان در بدن دارم به جبهه مي‌روم.

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهید محسن دین شعاری 3
    امین بیت المال
    يکبار که محسن به مرخصي آمده بود يک شب جمعه به دعاي کميل رفتيم، آن شب تا نزديکي صبح در مراسم بوديم پس از به جا آوردن نماز صبح به او پيشنهاد دادم که صبح به بهشت زهرا برويم، قبول کرد من سوئيچ ماشين تويوتا را از او گرفتم تا ماشين را آماده کنم اما به من گفت:«مگر خودت اتومبيل نداري؟» با ماشين تو به بهشت‌زهرا مي‌رويم ، تعجب کردم محسن ادامه داد اين ماشين جهت آمدن از جبهه به خانه به من داده شده و من موقعي آن را روشن مي‌کنم که عازم جبهه باشم. محسن به حفظ اموال بيت‌المال خيلي مقيد بود و هيچ وقت سمت و عنوان خود را براي ما نمي‌گفت.

    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۴:۱۵
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهید محسن دین شعاری 4
    امر به معروف در حج
    من علاقه زيادي به محسن داشتم و دوست داشتم حداقل کار کوچکي براي او انجام دهم چون مي‌دانستم او اصلاً به دنيا اهميت نمي‌دهد سال 1363 براي تشرف به سفر روحاني حج اسم محسن را هم نوشتم و ما با هم به زيارت خانه خدا رفتيم در آنجا مي‌ديدم که اخلاق و روحيات او در ميان ديگر مسلمانان از کشورهاي ديگر نيز تغييري نمي‌کند و همواره سعي در اصلاح و ارشاد آنان دارد يکبار ديدم که او با فرد سياه پوست و درشت هيکلي مشغول به صحبت است و به او اعلاميه امام (ره) را مي‌دهد. نمي‌دانستم چگونه اعلاميه را درون ساک جاسازي کرده بود در حاليکه من خودم ساکها را بسته بودم به ايشان گفتم:«محسن جان قدري احتياط کن اينجا کشور بيگانه است، و با هرکس نمي‌توانيم صحبت کنيم و بايد احتياط کنيم ممکن است با شما برخورد کنند. محسن با لبخند پاسخ داد:«امر به معروف و نهي از منکر غريبه و آشنا نمي‌شناسد من به اينان گفتم که با ما همدست شوند مسلمانان جهان بايد بتوانند با وحدت قدس عزيز را آزاد کنند.

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شهید محسن دین شعاری 5
    شهادت
    زمستان سال 66 بود . سرما صورتها را مي سوزاند . همراه بقيه بچه هاي گردان تخريب ، مشغول پاكسازي معبرهاي ميدان مين در منطقه بوديم . چند روزي بود كه عمليات در غرب كشور شروع شده بود .
    من بودم ، حاج محسن و يكي دوتا ديگر از بچه هاي تخريب . من از سمت چپ شروع كردم و حاج محسن خودش آستينها را بالا زد و از سمت راست وارد ميدان مين شد. مي خواست خودش كنار بچه ها و دوش به دوش آنها توي ميدان باشد و عمل كند .
    ظاهرا پاي راست حاج محسن به خاطر جراحتهاي قبلي خم نمي شد ؛ به همين دليل بود كه نمي توانست راحت هر دو پايش را خم كند و بنشيند زمين . عادتش اين بود ، از كمر كه دولا مي شد ، انگشتانش را باز مي كرد و مي برد لاي شاخكهاي مين والمري . همه مي دانستيم كه الان حاجي چه مي گويد :
    - گوگوري مگوري ... بيا بغل عمو...
    ، شاخك را مي پيچاند ، چاشني مين را درآورده و آن را خنثي مي كرد .
    همه مان مي خنديديم . نگاهم به مينهاي جلوي دستم بود ، ولي گهگاه نگاهي هم به حاج محسن مي انداختم . صداي « گوگوري مگوري » اش همه را مي خنداند . يك مين را از خاك درآوردم و گذاشتم كنار . برگشتم نگاهي به حاج محسن انداختم كه ديدم انگشتانش را برد لاي شاخكهاي يك والمري . خواستم پهلوي خودم با حاج محسن تكرار كنم : گوگوري مگوري ...
    حاجي شروع كرد به گفتن :
    - گوگوري مگو...
    گرومپ
    ناگهان انبوهي از ساچمه فلزي ، آتش و انفجار همه جا را پر كرد . منتظر بودم تا حاجي بقيه حرفش را بزند .
    دود غليظ و سياه كه خوابيد ، چشمم به حاج محسن دين شعاري با آن ريش بلند حنايي رنگ افتاد . اما صورت و ريش حاج محسن رفته بودند .

    .. شادی روح مطهرش صلوات

    روایت از :شهيد مجتبي رضائي

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این هم عکسهایی از شهید محسن دین شعاری سردار بزرگ اسلام و فرمانده گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله
    برای شادی روحش صلوات

    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  3.jpg
مشاهده: 249
حجم:  48.2 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  9.jpg
مشاهده: 482
حجم:  45.7 کیلو بایت   برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  57.jpg
مشاهده: 183
حجم:  40.7 کیلو بایت  
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زندگی نامه*شهید محسن دین شعاری*

    پيش از شروع يکي از حملات، همه مسئولين و فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در جلسه اي توجيهي شرکت داشتند. «حاج محمد کوثري» - فرمانده لشکر- پشت به ديگران، رو به نقشه، مشغول توضيح منطقه عملياتي بود و آنرا شرح مي داد. «حاج محسن دين شعاري» در رديف اول نشسته بود. يکي از نيروها، يک ليوان آب يخ را از پشت سر ريخت توي يقه حاج محسن. حاجي مثل برق گرفته ها از جا پريد و آخش بلند شد. برگشت و به سوي کسي که اين کار را کرده بود، انگشتش را به علامت تهديد تکان داد. بلافاصله يک ليوان آب يخ از پارچ ريخت و به قصد پاشيدن، به طرف او نيم خيز شد. حاج محمد که متوجه سر و صداي حاج محسن و خنده هاي بچه ها شده بود، يک دفعه برگشت و به پشت سرش نگاهي کرد. حاج محسن که ليوان آب يخ را به عقب برده و آماده بود تا آن را به سر و صورت آن برادر بپاشد، با ديدن حاج محمد دستپاچه شد و يک باره ليوان را جلوي دهانش گرفت و سر کشيد. انگار نه انگار که اتفاقي افتاده باشد، گفت:«يا حسين(ع)». با اين کار حاج محسن، صداي انفجار خنده بچه ها سنگر را پر کرد و فرمانده لشگر، بي خبر از آن چه گذشته بود، لبخندي زد و براي حاج محسن سري تکان داد.
    زندگی نامه*شهید محسن دین شعاری*


    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  15. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود