صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا این حدیث واقعیت دارد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا این حدیث واقعیت دارد




    یه شخصی هست که میگه تمام احادیث ما جعلی هستند و اینم به عنوان مثال گفته

    "روزی امیرالمومنین در منزل بودند که چندی از اصحاب به دیدن امام آمدند.امام علی به آنها گفت:"ما نه تنها امام انسانها هستیم،بلکه امام اجنه نیز هستیم." سپس فرمود:"شمشیر من را به من بدهید تا به کمک عده ای از جنیان مسلمان بروم."
    یکی از اصحاب شمشیر امام را از کنار خانه برداشت و به امام داد،امام همانطور که نشسته بودند به سمت آسمان بلند شدند و بالا رفتند تا از دید نا پدید شدند،سپس چون باران،خون از آسمان بارید(در بعضی اسناد دیگر گفته شده باران بارید.) سپس امیرالمومنین از همانجایی که بالا رفته بودند برگشتند.اصحاب که متحیر شده بودند از امام سوال کردند که چه شد و امام گفت:"به آسمان رفتم و دیدم عده ای جن کافر و مسلمان در حال مبارزه هستند،سپس دست به شمشیر شدم و تمام آن اجنه ی کافر رو کشتم،و آن خون(در بعضی وایات گفته شده"آن باران")،خون آن اجنه بود که دیدید."
    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۵:۲۷


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,612
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    790 پست
    حضور
    118 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آیا این حدیث واقعیت دارد







    کارشناس بحث: استاد پیام



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اول چند روایت در این باب بیان کنم وسپس جواب "روایت امام باقر(ع)يا سدير انّ لنا خدما من الجنّ فاذا أردنا السرعة بعثناهم. ما پيروانى از جن داريم چنانكه پيروانى از انس داريم، چون اراده كارى كنيم، آنها را می‌فرستيم». الكافي (ط - دارالحديث)، ج‏۲، ص: ۳۱۶


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته اصل ارتباط انسان با جن امری ثابت شده است و حتی قرآن به این واقعیت تصریح می‌کند که: «وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً [سوره جن/ ۶] و اينكه مردانى از بشر به مردانى از جنّ پناه مى‌‏بردند، و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيانشان مى‌‏شدند.» یا در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: «وَ مِنَ الْجِنّ‏ مَن يَعْمَلُ بَينْ‏ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّه [سوره سبا/ ۱۲] گروهى از جنّ پيشِ روى او به اذن پروردگارش كار مى‏‌كردند.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته دیگر اینکه انسان با رعایت تقوا به مرحله‌ای برسد که خداوند جن را مسخّر او کند. وقتی خداوند در قرآن می‌فرماید که ملائکه را بر افراد با ایمان نازل می‌کنیم، پس هیچ اشکالی در تسخیر جن برای انسان وجود ندارد. «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ [فصلت/ ۳۰] به يقين كسانى كه گفتند پروردگار ما خداوند يگانه است، سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‌‏شوند كه نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    54
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 روز 9 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام، مگر جن بدن داره که خون داشته باشه؟


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    511
    تشکر:
    1
    حضور
    12 روز 11 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ایمان نمایش پست
    سلام، مگر جن بدن داره که خون داشته باشه؟
    منظورشماچیست؟


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیام نمایش پست
    پس هیچ اشکالی در تسخیر جن برای انسان وجود ندارد
    سلام
    حاج اقا این حرف تون با صریح فتوی مراجع تناقض نداره؟
    فتوی صریح مراجع حرام بودن تسخیر جن است
    آیا تسخیر حرام است؟


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط با جن به دو صورت تسخیر و احضار یا رابطه عادی ممکن است.
    تسخیر و احضار جن، به فتوای فقها حرام است.
    شهید بزرگوار آیه‌الله دستغیب در کتاب گرانسنگ گناهان کبیره می‌فرمایند: «تسخیرات» استخدام و تسخیر کردن ملک یا جن یا ارواح بشر یا سایر حیوانات و غیره است که تمام اینها حرام و اقسام سحر شمرده می شود و شیخ انصاری در مکاسب می‌فرماید: «تعریف‌هایی که برای سحر شده، شامل تمام انواع تسخیرات می‌شود. حتی شهید اول و ثانی ـ علیهما الرحمه ـ با این که شرط حرام بودن سحر را، ضرر رسانیدن به غیر می‌دانند در عین حال تصریح می‌فرمایند که استخدام ملک یا جن از سحر حرام است و شاید وجه آن(به نظر هر دو) این باشد که آن ملائکه یا جن که مسخر می‌شود، در حقیقت متضرر و اذیت می‌شوند.»
    درموردارتباط «جن» اگر چه برخی فقها آن را به مقدار ضرورت برای دفع برخی بیماری‌ها اجازه دادند, ولی باز هم آن را بدون اشکال ندانستند
    هم چنان که آمد، تسخیر جن و ارتباط، او از نظر شرعی حرام و حداقل خالی از اشکال نیست.
    از این رو بهتر است مسلمان از پی‌گیری این امور پرهیز کند. تنها به اختصار می‌توان گفت: ارتباط با جن به وسیله تمرین وریاضت، اذکار خاص و تزکیه نفس ممکن است. بهترین راه تزکیه نفس است. البته نه به انگیزه ارتباط با جن، بلکه به خاطره رسیدن به کمال انسانی.
    در این صورت ممکن است به خواست خداوند و بر صورت مصلحت برخی جنیان مؤمن با انسان ارتباط بر قرار کنند. چنانکه برخی‌ها ارتباط آیه‌الله بروجردی را با یکی از جنیان به نام زعفر جنّی نقل کرده‌اند.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,043
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    64 پست
    حضور
    125 روز 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل شده است که زمانی که پیامبر(ص) به جنگ با بنی مصطلق تشریف می بردند در نزدیکی محلی به نام وادی که دارای دره های نا هموار و بزرگی بود مجبور شدند به علت تاریکی شب در این مکان بایستند
    در اخر شب فرشته ای نازل شد و به حضرت رسول(ص) شرفیاب شد خبر داد که جنیان دشمن که از طوایف کافران و متمردین هستند در این دره کمین کرده اند تا به لشکر شما اسیب برسانند .. در این حال حضرت فورا حضرت علی(ع) را به حضور پذیرفتند و به ایشان امر کردند که به کمینگاه جنیان که درون دره به کمین ما نشسته اند برو و از قدرت بالایی که خداوند به شما عطا کرده استفاده کن و انها را نابود کن و برگرد
    حضرت علی(ع) به اتفاق ۱۰۰ نفر از شمشیر زنان قابل به سوی دره حرکت کردند حضرت به انها گفته بودند تا زمانی که من دستور ندادم هیچ کس وارد عمل نشود

    حضرت علی (ع) به دره رسیدند و بهترین اسمای الهی را به زبان مبارک اوردند و به سمت دشمن(جنیان) که در وسط دره بود حرکت کردند و به اصحاب و یارانش گفتند که هر کجا که من رفتم به دنبالم حرت کنید وقتی به محل اصلی دره رسیدند حضرت دستور دادند شماها همین جا توقف کنید و دیگر جلوتر نیایید و حضرت شخصا به محل خوفناک دره رفتند و همینکه به محل وادی(مرکز دره) رسیدند باد تند و سیاهی شروع به وزیدن کرد به طوری که اصحاب حضرت علی(ع) قدرت ایستادن بر روی زمین را نداشتند و از ترس این باد تند لشکریان شروع کردن به لرزیدن در همین هنگام حضرت علی(ع) که در محل وادی رسیده بود با صدای بلند فرمودند که ای کفار منم علی ابن ابیطالب وصی رب العالمین اگر قدرت جنگیدن دارید در مقابل من بایستید و از محل فرار نکنید .. اصحاب از دور می دیدند که صداهای شمشیر امام علی(ع) به گوش می رسد انقدر قدرت شمشیر زدن حضرت زیاد بود که انها قادر به دیدن شمشیرها نبودند فقط صدای شمشیر زدن به گوش میرسید و از لابه لای شمشیرها دود سیاهی شعله می کشید و به اسمان میرفت تا اینکه دیگر از دود خبری نبود
    در همین هنگام مولا الله اکبر گویان از محل وادی بیرون امدند و اصحاب که سخت ترسیده بودند به حضور حضرت رفتند و گفتند یا علی چه دیدی؟!
    حضرت فرمودند وقتی به محل دره رسیدم انبوهی از دشمنان خود را که همگی مجهز به شمشیر و سنگ بودند را دیدم در همین موقع به دستور پیامبر شروع به خواندن اسمای مهم الهی کردم و به لشکر جنیان حمله کردم
    جنیان از شدت ترس به خود می لرزیدند و وقتی به انها می رسیدم انها دود می شدند و به صورت اتش به بالا می رفتند ولی عده ای هم در میان انها باقی می ماندند انها جنیانی بودند که به حضرت رسول(ص) پناه می بردند و من از کشتن انها صرف نظر می کردم سپس اصحاب و یاران حضرت و خود حضرت خدمت پیامبر رسیدند و بشارت را به حضرت رسول اکرم دادند
    حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: ای علی(ع) بر تو بشارت باد که همگی جنیان که توسط شما خداوند انها را ترسانده بود به اینجا امدند و مسلمان شدند و من هم اسلام این جنیان را پذیرفتم و قبول کردم خداوند نصرت بر شما عطا کرده است ....

    روایت است روزی در ابطح پیامبر باجمع کثیری از اصحاب خود بودند آن حضرت مشغول سخنرانی بود که ناگاه از دور گرد وغباری برخواست و لحظه به لحظه نزدیکتر شد تا آنکه در برابر پیامبر قرارگرفت .
    از میان گردوغبار صدایی بلند شد که می گفت : السلام علیک یا رسول رب العالمین ویا خاتم النبیین آن حضرت جواب سلام را داد بعد پرسید کیستی . جواب داد یا رسول الله من یک نفر از طایفه جن هستم که قوم من مرا اذیت میکنند حتی چراگاه و راه آب مرا میگیرند من به شما پناه اورده ام از حضورشما درخواست می کنم شخصی را با من اعزام فرمایید تا درمیان من و آنها با انصاف حکم کند و من در حضور شما عهد میکنم و ضمانت میکنم که سفیر شما را سالم به شما باز گردانم .

    پس حضرت فرمود تو کیستی وقوم تو کیاییند؟ جن گفت :من (( عرفطه بن شمراخ )) جنی ام که ما پیش از بعثت شما به آسمان نزدیک می شدیم و استراق سمع می نمودیم و اخباری که شنیده بودیم به دیگران می گفتیم چون خداوند شما را به پیامبری برگزید وبرای بندگان مبعوث فرمود ما از آن حالت ممنوع شدیم وایمان به رسالت شما اوردیم وشما را تصدیق کردیم .

    لکن عده ای از قوم ما بغض عداوت را پیش گرفته و ایمان نیاوردند متاسفانه زیادهم هستند که ما قدرت مقاومت آنها را نداریم امیدوارم شما بزرگواری فرموده در حق ما شفقتی بفرمایید زیرا رحمت عالمین هستید . حضرت فرمود در آن هیئت که خلق شده اید ظاهر شوید تا ما شما را با ان صورت ببینیم عرض کرد :سمعا وطاعته در همین حال پرده ازرخ برداشته شد شخصی را دیدیم از میان غبار بیرون امد با سری دراز وچشمی در میان سربا حدقه های کوچک ودندان هایی چون دندان درندگان وتمام بدنش پراز مو همچون مویی که بر اندام خرس است .

    پیامبر از او عهد گرفت که هرکس را با او اعزام بدارد او راسلامت بازگرداند .پیامبر رو به ابوبکر کرد وفرمود برخیز وبا برادرت ((عرفطه)) برو وقوم او را ببین واحوالشان را بپرس و دربین آنها داوری کن ابوبکر گفت یارسول الله ایشان در کجا ساکنند . پیامبر گفت در زیر زمین سکنا دارند ابوبکر گفت من طاقت ندارم که به زیر زمین بروم و چگونه می توانم در میان آنها حکم کنم در حالی که به زبان انها آشنا نیستم وکلام ایشان را نمی فهمم پس پیامبر رو به عمر کرد و مطالبی را که به ابوبکر گفته بود به عمر نیز گفت عمر هم همان جواب های ابوبکر را داد .پس پیامبر روبه طرف چپ و راست کرد وگفت :کجاست نور چشم من ؟ کجاست از بین برنده غمهای من؟ کجاست داماد من؟ کجاست پدر حسن وحسین؟ کجاست اداء کننده قرض های من ؟

    امیرالمومنین ع جواب داد :لبیک یا رسول الله در خدمتم هر چه بفرمایید فرمود :یا علی برو با ((عرفطه)) وخبر از قومش بگیر وحکم در میان او وقومش بکن . علی ع گفت: سمعا و طاعته یا رسول الله .پس ((عرفطه )) برخواست وامیرالمومنین ع شمشیر خود را حمایل کرده وبا عرفطه به راه افتاد سپس سلمان فارسی وجمعی از اصحاب پشت سر او روانه شدند تا ببینند آن حضرت کجارا کجا میبرد وسرنوشت چه خواهد شد وقتی که حضرت میان صفا ومروه(نام محلی درعربستان) رسید اصحاب دیدند زمین منشق شد عرفطه فرورفت وعلی ع نگاهی به اصحاب کرد وگفت : خدا به شما اجر دهد برگردید وآن حضرت نیز پشت سر عرفطه فرورفت وزمین هم برآمد .یاران آن حضرت با ناراحتی برگشتند ودر فکر بودند بر سر مولا چه خواهد آمد.. روز بعد از حادثه پیامبر نماز را با اصحاب بجا آورد تا ظهر خبری از علی ع نبود دوستان ناراحت بودند واز طرفی منافقان خوشحال بودند وبه یکدیگر میگفتند که جنیان حیله کرده علی را بردند تا از بین برود مارا از فخر نمودن پیامبر به علی ع خلاص نمودند واز او ما را آسوده کردند .

    پیامبر نماز عصر رابجا آورد ولی از علی ع خبری نبود .پیامبر به صفا رفتند ودر آنجا نشستند ودر فکر مولا علی ع بودند . نزدیک غروب افتاب ناگهان دیدند همان زمین شکافته شد .عرفطه از پیش وحضرت با شمشیر ذولفقار پشت سر او ظاهر شدند یاران تکبیر گفتند پیامبر از جا بلند شد و علی ع رابغل کردند ومیان دوچشم اورا بوسید وگفت :علی جان چرا تاخیر کردی و مارا نگران ساختی

    عرض کرد : یارسول الله وقتی به قوم عرفطه رسیدم .قوم را به یکی از سه چیز دعوت نمودم

    اول : به اشهد ان لا اله الا الله ومحمد رسول الله (ص) که قبول نکردند

    دوم: از جزیه دادن که راضی نشدند

    سوم: دستور دادم با عرفطه مصالحه کنند چراگاه و آب را یک روز دراختیار آنها باشد ویک روز به عرفطه واگذار نمایند ولی قبول نکردند

    ناچار شمشیرکشیدم وبا آنها جنگیدم وبسیاری از آنها را کشتم چون عده معدودی مانده بود فریاد الامان برداشتند گفتم :امان با ایمان داده میشود ناچار ماندند تا به خدا ورسول الله ایمان آوردند و راضی به صلح با عرفطه گردیدند من عرفطه را با آنها صلح دادم تا دست برادری به یکدیگر دادند واختلاف از بینشان برداشته شد یارسول الله من تا این زمان مشغول این ماموریت بودم .سپس عرفطه پیش آمد وگفت :یارسول الله خداوند به شما اجردهد و پسر عموی شما راعزت دهد.
    حضرت علی (ع)دیدند که جنیان در خرابه ای نزدیک رود فرات کمین کرده اند
    حضرت علی دیدند که جنیان در حالت فرار و عقب نشینی به داخل ان خرابه هستند نگاهی به اسمان کرد و دید لشگری از ملائک و فرشته با شمشیر بالای سر حضرت علی هستند و آماده نبرد
    و سپاه خود را در پس دیوار آن خرابه ها مخفی و آرایش نموده اند لذا حضرت علی از بلندای سنگی رفت و ندا داد که ای جنیان من علی بن ابی طالب هستم و شما ها مرا خوب می شناسید بدانید با حق بودن حق است وخدا هم نیز با حق است از جنگ و خونریزی کینه و نفرت دست بردارید و اسلام را بپذیرید وگرنه خداوند ظالمان و طغیان گران را نابود خواهد ساخت در این لحظه حضرت علی دیدند که سپاه جنیان به طرفش یورش میاورند به ناچار شروع به جنگیدن نمود وبه علت تنها بودن قدم قدم به عقب میرفت و بسیاری از جنیان را به هلاکت میرساندند تا اینکه پایشان وارد رود فرات شد در این لحظه حضرت علی دیدند که جنیان در حالت فرار و عقب نشینی به داخل ان خرابه هستند نگاهی به اسمان کرد و دید لشگری از ملائک و فرشته با شمشیر بالای سر حضرت علی هستند و آماده نبرد از این جهت جنیان ترسیدند و گریختند باز حضرت علی بر روی همان تخته سنگ رفتند و جنیان را به اسلام دعوت کردند که جنیان بدگویی کردند لذا حضرت علی رو به اسمان گفتند خدایا تو اگاهی که این قوم فتنه گر هستند آنان را به تو وا میگذارم در این لحظه زمین دهان باز کرد و عده ای از جنیان را بلعید و عده ای نیز دود شدند وبه آسمان رفتند و سپاه اسلام سالم به خانه بازگشتند. پیامبر فرمود :بعد از این جنیان از انسان ها خواهند ترسید و هرکجا که انسان باشد دیگر جنی نخواهد بود مگر با شکلی ویا چهره ای دیگر.


    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۴:۲۷


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود