صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پوشش و حجاب » پوشش و آرایش در کفه‌ی ترازوی سبک زندگی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    پوشش و حجاب » پوشش و آرایش در کفه‌ی ترازوی سبک زندگی




    پوشش و حجاب » پوشش و آرایش در کفه‌ی ترازوی سبک زندگی



    در پازل سبک زندگی ایرانی‌اسلامی، توجه به جایگاه و نقش محوری زنان بسیار ضروری می‌نماید؛ چرا که زنان نقش مهم و اثرگذاری در انتخاب سبک زندگی خانواده داشته و دارند. بحث پوشش و آرایش در این بین از وزن بالایی برخوردار است و باید با حساسیت ویژه‌ای مورد توجه قرار گیرد. تغییرات به‌وجودآمده در سبک پوشش و آرایش زنان، موجبات تغییرات در بسیاری از بخش‌های زندگی ایرانیان شده است. تغییراتی که بخشی از آن را می‌توان منتج از مدرنیته و بخشی را در نتیجه‌ی تهاجم بیگانگان در قالب جنگ نرم تقسیم‌بندی نمود. در سال‌های گذشته، همواره صرفاً در این حوزه با سیاست‌های سلبی روبه‌رو بوده‌ایم و سیاست‌های ایجابی در سطحی محدود و بعضاً با اثرگذاری منفی همراه بوده است. در این ارتباط، نشستی تخصصی با حضور دکتر محمدتقی کرمی، از اساتید بنام در حوزه‌ی زنان و سبک زندگی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، ترتیب داده‌ایم که بخش اول آن را در ادامه خواهیم خواند.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    گفت و گو با دکتر محمد تقی کرمی

    موضوع اصلی این بحث پوشش و آرایش در حوزه‌ی سبک زندگی است. پوشش و آرایش جایگاه ویژه‌ای در اولویت‌های سبک زندگی دارد. می‌توان گفت بانوان از دو طریق در انتخاب سبک زندگی مؤثرند؛ یکی از طریق نقش حدود پنجاه‌درصدی آن‌ها در جامعه و دیگر اینکه در انتخاب الگوی سبک زندگی خانواده مؤثرند. لطفاً درباره‌ی پوشش در فضای امروز جامعه توضیح دهید تا از وضعیت و مدل پوشش و آرایش بانوان در شرایط فعلی سنجشی به عمل آید.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    به نظر می‌رسد از مبحث سبک زندگی دو قرائت در جامعه‌ی ما وجود دارد. یک قرائت به معنای آنچه در علوم اجتماعی است؛ یعنی آنچه رویکردهای تلفیقی در نظریه‌های علوم اجتماعی به آن قائل هستند که بر اساس آن، سبک زندگی از مفاهیم و واقعیت‌هایی است که بر اساس آن می‌توان تمایز اجتماعی را ترسیم کرد. یعنی ممکن است شما در مدل مارکسی طبقه‌ی فرادست، فرودست و گاهی بحث‌هایی مثل منزلت اجتماعی را مطرح ‌کنید و گاهی هم با مفهوم سبک زندگی، گروه‌های اجتماعی و افراد را دسته‌بندی و به فهم عمیق‌تری از این مسئله دست پیدا کنید. بر این اساس سبک زندگی افراد باعث تمایز آن‌ها از یکدیگر می‌شود.

    مثلاً شخصی که معلم دانشگاه است و دهه‌ی پنجم عمر خود را می‌گذراند، احتمالاً موسیقی سنتی گوش می‌دهد و اهل پیاده‌روی و کوهنوردی است. احتمال چندانی وجود ندارد که چنین فردی بولینگ یا بیلیارد بازی ‌کند. در واقع توسط مؤلفه‌هایی می‌توان گروه‌هایی را مشخص کرد که به شیوه‌ی خاص خود زندگی می‌کنند و بر اساس آن می‌توان مسائل اجتماعی و فرهنگی را فهم و مدیریت کرد. البته در نظریه‌های سبک زندگی، بحث مدیریت چندان مطرح نیست.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    اما بحثی تحت عنوان سبک زندگی به عنوان مقوله‌ی هنجاری مطرح است. وقتی می‌گویند سبک زندگی، یعنی شیوه‌ی زندگی که در آن توجه به بحث بایدها و نبایدهاست. مثلاً من به عنوان یک مسلمان یا یک شهروند چه کارهایی را باید انجام دهم.

    قبل از اینکه وارد بحث شما شوم، ابتدا می‌خواهم به سؤالی که روی جلد نشریه تخصصی شما درباره‌ی حجاب است، پاسخ دهم؛ آیا مسئله‌ی ما حجاب است؟ من سؤال را این گونه تغییر می‌دهم تا جوانب دیگر آن نیز مشخص شود که آیا حجاب مسئله‌ی ماست؟

    شاید در گام نخست بتوان گفت حجاب مسئله‌ی ما نیست، زیرا به نظر می‌رسد حجاب در مجموعه‌ی هنجارهای دینی ما واجب دسته‌ی اول نیست؛ یعنی مسائلی مثل لقمه‌ی حرام و حلال، ربا و وجوب نماز در مقایسه‌ی با حجاب اهمیت بیشتری دارند. پس به یک معنا شاید حجاب مسئله‌ی ما نباشد. از طرف دیگر، ممکن است بعضی‌ بگویند حجاب مسئله‌ی ما نیست، چون واقعاً حجاب در جامعه‌ی کنونی ما نسبت به سابقه‌ی بی‌حجابی که در ایران داشتیم قابل پذیرش است.

    ولی باید عرض کنم که حجاب مسئله‌ی ماست. البته در اینجا نمی‌خواهم از مسئله بودن آن دفاع کنم. می‌خواهم بگویم حجاب مسئله‌ی ماست و ممکن است این مسئله بودن برای ما بد باشد.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ولی باید عرض کنم که حجاب مسئله‌ی ماست. البته در اینجا نمی‌خواهم از مسئله بودن آن دفاع کنم. می‌خواهم بگویم حجاب مسئله‌ی ماست و ممکن است این مسئله بودن برای ما بد باشد.

    اولین معیار داوری برای هر کس راجع به اینکه کشوری، اسلامی است یا نه حجاب زنان است. در کشور ما و در بسیاری از کشورهای دیگر، حجاب نمادین شده است. در کشور ما وقتی سران نظام انقلاب کردند، چون تحلیل فرهنگی از مسائل اجتماعی و پیروزی انقلاب نداشتند، نتوانستند معنای درستی از آن ارائه دهند. در نتیجه، حجاب در کشور ما به دلایل خاص تاریخی، با انقلاب پیوند خورد و نماد دین و انقلاب شد؛ یعنی بخش مهمی از حجاب در ایران از جنبه‌ی سیاسی مورد توجه واقع شد. به همین دلیل، یکی از راهبردهای کسانی که مخالف نظام هستند، این است که حجاب را بردارند یا بدحجابی ایجاد کنند. پس حجاب در بُعد بازنمایی‌شده و ذهنی خود، مسئله‌ی ماست.‌ در حال حاضر، ما در آستانه‌ی بی‌حجابی مطلق هستیم و بدحجابی هم در جامعه‌ی ما وجود دارد.

    بخش مهمی از حجاب در ایران از جنبه‌ی سیاسی مورد توجه واقع شد. به همین دلیل، یکی از راهبردهای کسانی که مخالف نظام هستند، این است که حجاب را بردارند یا بدحجابی ایجاد کنند. پس حجاب در بُعد بازنمایی‌شده و ذهنی خود، مسئله‌ی ماست.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مسئله‌ی مهم این است که نمادین بودن حجاب در واقع یکی از شاخصه‌های فرهنگی جامعه‌ی ماست و ما داریم با این شاخص جامعه را دسته‌بندی می‌کنیم؛ بی‌حجاب، بدحجاب و باحجاب و در واقع به هر دسته ویژگی خاصی، مثل انقلابی بودن یا نبودن می‌دهیم. درست است که در بعضی مواقع، هم‌پوشانی کامل ندارند، اما در بسیاری از موارد، بر هم منطبق می‌شوند و این موضوع کار را مقداری برای ما مشکل می‌کند.

    ما باید به سمتی حرکت کنیم که حجاب مسئله‌ی ما نباشد یا نسبت به آن برخوردی دوگانه داشته باشیم که در بخشی از مواضع حجاب مسئله ما‌ نباشد و در بعضی دیگر باشد. یعنی حجاب باید مسئله‌ی حوزه‌ی علمیه و نهاد فرهنگی باشد، نه مسئله‌ی نهادهای سیاسی. من از این نحو مسئله‌ شدن حجاب حمایت و دفاع نمی‌کنم، ولی وجود دارد و‌ در حال حاضر ما باید راجع به آن حرف بزنیم.

    در حال حاضر، یک وجه توصیفی و یک وجه تبیینی داریم که من در وجه تبیینی به بحث سبک زندگی می‌پردازم.

    ما باید بفهمیم که حجاب به لحاظ واقعیت اجتماعی در چه وضعیتی است. اگر کسی چند ساعت را در خیابان‌های تهران بگذراند، متوجه می‌شود که روند فزاینده‌ای در حرکت جامعه به سمت بی‌حجابی و بدحجابی وجود دارد که کاملاً محسوس و ملموس است. این روند یک روند بازاندیشی‌شده است؛ یعنی مردم راجع به آن حرف می‌زنند و دختران و پسران به این مسئله‌ اعتقاد دارند که این امر یک روند جهت‌دارِ فزاینده است. حتی مؤمنین و متدینین هم به این بازاندیشی رسیده‌اند و جریان موافق و مخالف متوجه این واقعیت اجتماعی هستند که روزبه‌روز رو به افزایش است.‌



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    بدحجابی و بد پوشیدن، هنجارهای شرعی و دینی را نقض می‌کند. مثلاً در اسلام حجابِ سر واجب است. حال وقتی کسی سر یا قسمتی از دست و پای خود را لخت کرد، یک هنجار دینی را زیر پا گذاشته است. اما در جامعه‌ی ما سبک بدحجابی فرهنگی خاص اتفاق می‌افتد؛ یعنی بدحجابی توأم با نشانه‌های جنسی و رفتارهای تحریک‌آمیزِ بازاندیشی‌شده است؛ یعنی اگر نوع پوشش من به مخاطبم علامت جنسی ‌دهد، هم من، هم مخاطبم و هم دیگری به آن توجه داریم؛ یعنی همه به این مسائل توجه دارند.

    این طور نیست که تنها یک متخصص علوم اجتماعی این موضوع را بفهمد. همه می‌فهمند که نوع بدحجابی یا بی‌حجابی که در خیابان‌های ایران وجود دارد، در بسیاری از کشورهای اروپایی نیست، زیرا لباس مردم در آنجا این گونه است و دارند زندگی می‌کنند، اما در خیابان‌های تهران مردم مانور بدحجابی با نشانه‌های جنسی می‌دهند که کاملاً بازاندیشی‌شده و جهت‌دار است. نمی‌خواهم جنبه‌ی بازاندیشی‌شده‌‌ی آن را تبیین کنم و می‌خواهم به این موضوع بپردازم که اصولاً بدحجابی یا بی‌حجابی در ایران از طریق چه مفاهیمی قابل فهم است.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مهم‌ترین زمینه‌ای که می‌توان بر اساس آن تغییرات اجتماعی را فهمید، توجه به گفتمان مدرنیته است؛ اینکه همه‌ی جوانب زندگی ما تغییر کرده که یکی از آن جوانب پوشش زن است.

    برخی زمینه‌های تغییر در سبک پوشش و آرایش در جامعه‌ی ایرانی را به اواخر دوره‌ی قاجار و سفرهای تجددمآبانه‌ی پادشاهان قاجار به فرنگ ارتباط می‌دهند. برخی به سیاست کشف حجاب رضاخانی اشاره دارند و برخی آن را جزء تفکیک‌ناپذیر مدرنیته و گسترش روابط و رسانه‌های جمعی عنوان می‌کنند. کدام عامل را می‌توان به عنوان نقطه‌ی پرگار این تغییر دانست؟

    مهم‌ترین زمینه‌ای که می‌توان بر اساس آن، تغییرات اجتماعی را فهمید، توجه به گفتمان مدرنیته است؛ اینکه همه‌ی جوانب زندگی ما تغییر کرده که یکی از آن جوانب پوشش زن است. پس یک کلیدواژه‌ای که خیلی می‌تواند به ما کمک کند، بحث تغییرات اجتماعی در چارچوب مدرنیته و مفاهیم پیوسته‌ای است که نسبت به مدرنیته وجود دارد. من شش عامل را اینجا برجسته می‌کنم که در تبیین پدیده‌ی بدپوشی و بدحجابی، صرف‌ نظر از جنبه‌ی بازاندیشانه‌ به آن توجه دارم.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مسئله‌ی اول، مهاجرت و گسترش شهرنشینی است. یکی از جنبه‌های ثبات فرهنگ، پوشش و آداب و رسوم پیوستگی‌های قومی و قبیله‌ای است. رشد شهرنشینی و به دنبال آن، توسعه‌ی شهرها و کلان‌شهرها از نظر تعداد و جمعیت و زندگی در شهرهایی با تراکم جمعیت بالا، نخستین گام در تغییر سبک زندگی افراد به شمار می‌آید. زندگی در میان جمعیت متراکم و ناشناس شهرها، ارتباطات فرد را به سوی ارتباط‌هایی سطحی و کوتاه سوق می‌دهد و در چنین فضایی، وابستگی‌های پیشینی فرد که بیشتر بر اساس پیوندهای خانوادگی، خویشاوندی و قومیتی بود، سست شده و کارایی خود به عنوان نشانه‌های بازشناساینده و هویت‌بخش را از دست می‌دهد. بنابراین فرد ناچار خواهد بود مؤلفه‌های متمایزکننده‌ی دیگری را جایگزین عناصر پیشین کند. به این ترتیب، پایگاه‌های هویت‌بخش سنتی، ناچار می‌بایست جای خود را به پایگاه‌هایی متناسب با شرایط زندگی شهری بدهند.


    گسستگی از گذشته و خوش‌آمدگویی به آنچه پیش روست، معمولاً نسبی است و با گذر زمان کامل‌تر می‌شود. یکی از عوامل ممانعت‌کننده یا کُندکننده از گسستن از معیارهای سنتی، حفظ ارتباط با خاستگاه و روابط خویشاوندی با خویشاوندان ساکن در محیط پیشین و همچنین، زندگی کردن در حاشیه‌های شهر است که معمولاً افرادی با پیوندهای قومی و خویشاوندی را در خود جای داده است. در چنین مواردی، فرد با وجود شهرنشینی، همچنان نظارت مؤلفه‌های سنتی را با خود همراه داشته و از آزادی کمتری در گزینش گزینه‌های مختلف در زندگی خود برخوردار است. در چنین مواردی، قدرت تعیین‌کننده‌ی سنت‌های پیشین بر فرد تا حدی است که معمولاً افراد در بازگشت‌های کوتاه و مقطعی به خاستگاه خود، مثلاً جهت دید و بازدید از اقوام، تلاش می‌کنند تا حدی معیارهای سنتی گذشته را در ظاهر هم که شده حفظ کنند.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,604
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 4 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مسئله‌ی دیگر جهانی‌ شدن و وجود رسانه‌هاست که بسیار به این موضوع پرداخته شده است. دور اول مدرنیته، تجلی مدرنیته در قالب‌های سلبی است؛ یعنی سلب، نفی و نقد گذشته و دور دوم آن، که مدرنیته‌ی متأخر نام دارد، حرکت به سمت فرهنگ واحد جهانی است. کسانی که گذشته‌های خود را نفی کرده‌اند، حال همه‌ با هم یک حرف مشترک می‌زنند. اگر در ایران خانم لباس ایرانی بپوشد و آرایش ایرانی داشته باشد، ولی بدحجاب باشد، فرق می‌کند با اینکه همه‌ی زنان یک مدل آرایش و پوشش داشته باشند. در واقع ما‌ در حال حاضر، در وضعیت ایجابی مدرنیته هستیم؛ یعنی مدرنیته دارد فرهنگ جهانی را گسترش می‌دهد. مسئله‌ این است که فضا در حال حاضر فضای جهانی است.

    مسئله‌ی مهمی که وجود دارد این است که به موازات کم‌رنگ شدن مرجعیت‌های گذشته مثل خانواده، دین، قومیت و زبان، داریم با یک مسئله‌ی دیگر نیز مواجه می‌شویم به نام سرمایه یا منزلت که من تعبیر سرمایه‌ی اجتماعی و فرهنگی بیشتر مد نظرم است.


  12. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود