صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت وجود خدا چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علت وجود خدا چیست؟




    سلام ، با توجه به اینکه تاپیک های مشابه در گذشته، در حال حاضر بسته شده اند (مثل این http://www.askquran.ir/thread7426.html) و امکان پرسیدن سوال ها و شبهات وجود نداره این موضوع رو ایجاد کردم

    در تاپیک های گذشته دوستان در شرح "علیت" توضیح دادن که مفهوم این هست که هر پدیده نیازمند علت هست ، یعنی چیز هایی که وجود نداشتن و بوجود اومدن حتما علت دارن و در این جهان هم هرچیزی که شاهدیم از این قاعده مستثنی نیست . از طرفی پرسیدن سوال درمورد علت خدا با توجه به تعریف ایشان ، اشتباه است چرا که خداوند ازلی ست و علت العلل .

    اما سوالی که اینجا علم روز به وجود آورده و در توجیهات استفاده از برهان علیت برای رسیدن به خدا شبهه بوجود آورده ، نظریه مهبانگ هست که اشاره به یک ماده اولیه داره که همواره بوده و بعد از نوسانات داخلی و انفجار اون در واقع سلسلهء علت و معلولی که ما راجع بهش صحبت میکنیم تعریف شده و تا قبل از اون انفجار صحبت در مورد علت و معلول بی مفهوم بوده و بعبارتی علتِ علت ها از نگاه علم گرایان ، اگر بخواهیم برخوردی علت و معلولی با دنیای پیرامون داشته باشیم ، همون هسته ء اتم اولیه هست

    حال به نظر شما باز هم استفاده از برهان علیت میتونه کاربرد خودش رو حفظ کنه ؟ و چطور ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,638
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    815 پست
    حضور
    119 روز 3 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    علت وجود خدا چیست؟







    کارشناس بحث: استاد طاها

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۳/۳۰ در ساعت ۱۴:۱۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    قبل از هر چیز باید توجه داشته باشیم از نگاه فیلسوفان اسلامی، قانون علیت، قانونی فراتجربی است یعنی منحصر به دایره پدیده های مادی و حسی نمیشود و اگر میبینیم دانشمندان غربی درباره قانون علیت دچار شک و تردید شده اند به خاطر نگاه تجربه باورانه ایشان است و اینکه از این قانون تبیینی مادی ارائه میدهند.

    وقتی گستره قانون علیت را اعم از پدیده های مادی و غیر مادی دانستیم در این صورت لازم است میان علت و معلولهای مادی و علت و معلولهای غیر مادی تفکیک کنیم و هر یک را از دریچه وجودی خود بنگریم.

    از لوازم این روش این است که باید میان انواع معلولها تفکیک کنیم و ویژگیهای خاص هر یک را هنگام جریان قانون علیت در نظر بگیریم.

    مثلا یکی از این تفکیکها، تقسیم معلولها به مادی و غیر مادی است؛ پس هنگام جاری کردن قانون علیت، خصوصیاتی که برای علتها و معلولهای مادی است را به علتها و معلولهای غیر مادی سرایت نمیدهیم؛ به عنوان مثال زمانمند بودن از خصوصیات موجودات مادی است پس هنگام اجرای قانون علیت در پدیده های مادی باید زمان را در نظر بگیریم اما در موجودات مجرد از ماده که زمانمند نیستند جریان قانون علیت نیز بدون لحاظ زمان صورت میگیرد.

    یکی دیگر از این تفکیکها، تقسیم «معلولهای مادی» به دو دسته : «حادث زمانی» و «قدیم زمانی» است؛ مثلا سنگ و درخت و فلز و...، حادث زمانی هستند اما خود ماده یا خود زمان، قدیم زمانی هستند. برای توضیح حادث و قدیم زمانی مثالی میزنیم:
    فرض کنید زمان از دو بخش تشکیل شده است: بخش الف و بخش ب. تمام حادثهای زمانی اینگونه هستند که در زمان الف وجود نداشتند و در زمان ب بوجود آمده اند اما قدیمهای زمانی، هم در بخش الف و هم بخش ب وجود داشته اند.

    بنابرین مثلا درخت و ... چون در زمان الف (یعنی زمانی که ماده در شکل اولیه و نخستین خود بود) وجود نداشت و سپس به وجود آمد از اینرو به آن حادث زمانی میگویند اما درباره خود ماده نخستین چه؟ خود ماده نخستین نمیتواند حادث زمانی باشد زیرا زمان از لوازم ماده است و نمیتوان فرض کرد زمانی بوده باشد که ماده نخستین نبوده باشد. پس ماده نخستین، قدیم زمانی است. اما آیا قدیم زمانی و ازلی بودن ماده نخستین، به این معناست که علت العلل است و نه معلول؟

    پاسخ فیلسوفان مسلمان به این سوال منفی است.

    فلاسفه اسلامی میگویند «ازلی بودن» لزوما به معنای «نامعلول بودن» نیست.

    توضیح مطلب اینکه، برخی از معلولها هستند که در عین اینکه معلولند، ازلی هم هستند همانطور که خداوند ازلی است و نمونه شاخص آن، معلول بلاواسطه خداست. معلول بلاواسطه خداوند که در فلسفه از آن به «عقل اول» تعبیر میشود موجودی ازلی است. شاید بگویید پس با خداوند که علت العلل است چه فرقی میکند؟ عرض میکنیم فرق میان آنها در نوع وجودشان است؛ عقل اول «حادث ذاتی» است اما خداوند «قدیم ذاتی» است. به عبارت دیگر، عقل اول اگر ازلی است بخاطر ارتباط ازلی او با خداوند است اما ازلی بودن خدا بخاطر ذات خود اوست نه ارتباط با چیز دیگر.

    همچنین درباره ماده نخستین، ازلی بودن ماده نخستین بخاطر ارتباط باواسطه او با خداوند است اما ازلی بودن خداوند بخاطر ذات خود اوست و نه ارتباط بیواسطه یا باواسطه با چیز دیگر.

    آنچه بیان شد نقل بسیار اجمالی از مباحث فلسفه اسلامی درباره قانون علیت بود. توصیه میکنیم برای مطالعه تفصیلی در این باره به منابعی همچون کتاب آموزش فلسفه/ استاد مصباح یزدی/ جلد دوم (که در فضای مجازی هم قابل دسترسی است)، مراجعه نمایید.

    در پناه حق



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام ، تشکر از شما
    اما از این پاسخ نتیجه میگیریم که دیگه از قانون علیت نمیشه به اثبات خدا برای غیرخداباوران پرداخت و تنها صحبت هایی که فرمودین برای توجیه ما که خداباوریم قابل استفاده است، چرا که یک خداناباور به تبعش هیچ اعتقادی به مقوله غیرمادیات نداره و از اونجا که ما اکثر توضیحات فلسفی رو به غیرمادیات میرسونیم دیگه به اصطلاح تو کَتشون نمیره
    علیت برای خداناباوران تا همونجا کاربرد داره که توی ابتدای تاپیک اشاره کردم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط parviz ss نمایش پست
    اما از این پاسخ نتیجه میگیریم که دیگه از قانون علیت نمیشه به اثبات خدا برای غیرخداباوران پرداخت
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    این اشکال در صورتی وارد است که :

    اولا: توضیحی که از قانون علیت دادیم تکیه بر اعتقاد دینی ما داشته باشد یعنی ما ابتدا اعتقاد به خدا داشته باشیم و سپس در پرتو این اعتقاد به توضیح قانون علیت بپردازیم؛

    ثانیا: بخواهیم صرفا با تکیه بر قانون علیت، وجود خدا را اثبات کنیم یعنی برای اثبات وجود خدا چیزی به عنوان «برهان علیت» داشته باشیم که به خودی خود و بدون نیاز به مقدمات دیگر به اثبات خدا بپردازد.

    این در حالی است که :

    اولا: قانون علیت قانونی عقلی و بالاتر از آن، قانونی فطری است یعنی فارق از هر باور خاص دینی، و با تکیه بر تحلیل عقل یا درک فطری به اثبات میرسد.(سرچشمه اندیشه/ استاد جوادی آملی/ ج1/ ص139)

    ثانیا: قانون علیت تنها و تنها یکی از اجزاء و مقدماتی است که در برهانهای اثبات وجود خدا بکار میرود و مقدمات دیگری هم لازم است تا به اثبات وجود خدا نایل شویم. به عبارت دیگر، ما چیزی به عنوان «برهان علیت» بر وجود خداوند نداریم بلکه تنها «قانون علیت» داریم و از ترکیب قانون علیت (به عنوان اصلی کاملا عقلی و اثبات شده) با دیگر مقدمات استدلال (که آنها هم باید در جای خود اثبات شده باشند)، وجود خدا را اثبات میکنیم. (سرچشمه اندیشه/ استاد جوادی آملی/ ج3/ ص474)

    توجه به این نکته نیز مهم است که در هر مباحثه ای ، آنچه مهم است درستی و عمومیت روش بحث است نه پذیرش طرف مقابل.

    فیلسوف مسلمان با تکیه بر استدلال و تحلیل عقلی و نیز یافته های وجدانی (که روشی عمومی برای خداباور و خداناباور است)، به اثبات قانون علیت با گستره ای فراتر از ماده میپردازد و اگر جز این عمل میکرد جای چون و چرا داشت؛ و اگر مادیگرایان، استدلال فیلسوف مسلمان را نپذیرند و مجاب نشوند این امر هیچ اشکالی به روشی که در مباحثه بکار رفته وارد نمیسازد زیرا روش بحث روشی عمومی است، و بنابراین نمیتوان گفت «قانون علیت با آن گستره صرفا به حال خداباوران نافع است» بلکه باید گفت «قانون علیت با آن گستره بر پایه استدلالی عقلی و عمومی است که خداباوران را مجاب کرده و مادیگرایان را مجاب نکرده»؛ به فرق میان این دو عبارت دقت کنید.

    در پناه حق


  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام..با اجازه ایجاد کننده تاپیک...
    چیزی که برای من بسیار حتی گاهی خیلی عجیب است...این است که گاها و بسیار مواقع متکلمان و یا فلاسفه اسلامی اثبات حقایق و باید ها و اصول و قوانینی را حواله می دهند به فطرت آدمی....آخر فطرت آدمی که برهان نشد و چیزی را ثابت نمی کند...مثلا شما فرمودید:
    اولا: قانون علیت قانونی عقلی و بالاتر از آن، قانونی فطری است یعنی فارق از هر باور خاص دینی، و با تکیه بر تحلیل عقل یا درک فطری به اثبات میرسد.

    مثلا اینجا...من اصلا متوجه نمی شوم...ایشان یعنی استاد جوادی آملی خیلی راحت گویا اثبات قانون علیت را تا حد زیادی انداخته اند بر دوش فطرت..اگر تنها اشاره به تحلیل عقلی داشتند...به نظرم سخنشان معقول بود...ولی دیگر اثبات قانونی را بیاندازیم دوش فطرت آدمی که نمی شود...والا من هم فطرت دارم...ولی نمی دانم کجای فطرتم نوشته که قانون علیتی در این دنیا وجود دارد...من تنها با تحلیل مغزی و عقلی خود(نه با فطرت خود)پی می برم که قانون علیتی وجود دارد یا نه....البته من در مورد فطرت آدمی تاپیکی ایجاد کرده ام که هنوز به کارشناس ارجاع داده نشده...
    حالا عرض کردم که من با تحلیل عقلی پی می برم که آیا فانون عقلی هست یا نه...جدا از اینکه من تا به حال از هیچ متکلم و فیلسوف اسلامی برهانی و دلیلی قاطع پیدا نکرده ام و یا نشنیده ام که ثابت کند همچین قانون بدون استثنا برقرار است....بلکه از سخنان خود این متکلمان و فلاسفه هم پی بردم که قانون علیت اصلا قانونی بدون استثنا نیست و می تواند نقض شود(حالا نمی دانم با نقضش به فطرت بر نمی خورد یا نه!!!)....
    پس عرض کردم...بنده هیچ برهان قاطع و بدون شکی نشنیده ام که برهان علیت را بدون استثنا ثابت کند(متکلمان یا اثبات علیت را انداخته اند به گردن فطرت!!!!!که عرض کردم والا فطرت بنده یکی که جاییش ننوشته که همچین قانونی است...اگر هم نوشته باشد اصلا این ملاک نیست...فطرت که حجت نیست....مهم تحلیل عقلی است..و اگر هم دلیل بخواهند بیاورند کارشناسان...اینگونه دلیل می آورند...که هر جا که نظر می کنیم در پدیده ها طبیعت در می یابیم که هیچ امری بدون دلیل نیست...واز این رو قانون علیت را اثبات می کنیم...اما مشکل این سخن این است...که این نوع اثبات...اثباتی تجربی است...چون اگر قرار است به صرف مشاهده و روشی تجربی پی ببریم که قانون علیت وجود دارد یا نه...آنموقع باید داخل هسته اتم را هم ببینیم باید وارد نمی دانم سیاه چاله های فضایی هم بشویم تا یقین پیدا کنیم که در همه و همه حالت همچین قانونی را مشاهده می کنیم...تا آنموقع تازه بگوییم بله احتمال زیاد دارد که همچین چیزی باشد...که آنهم تازه احتمال بدهیم...چون تجربه قطعا ناقص است...)
    اصلا چرا راه دور برومیم...و بحث را پیچیده کنیم...همین که علما و متکلمان می گویند....که خدا علت العلل است و علتی ندارد...یعنی می گویند که فانون علیت می تواند یک جا نقص شود...یک جا بلنگه...یعنی موجودی باشد که علتی نداشته باد...خوب اینجا هم تقریبا به سوال اول این تاپیک می رسیم..مادی گرایان می گویند آن علت اولی همان ماده اولیست که این دنیا از آن است...و آن ماده بی علت بوده....یا بهتر است بگویم....که مادی گرایان می گویند...قوانینی چون جاذبه بود و که آن ماده اولیه را بوجود آورده و در پی آن همه دنیا از آن ماده اولیه بوجود آمده....خوب اینجا دیگر علت وجود خدا چیست...علت معلوم شد...علت همان قوانیی مثل جاذبه است.....(اگر بگویید که خوب علت جاذبه چیست..نمی شود که بدون علت باشد..می گوییم..خوب جاذبه همان علت العلل است دیگر..و بدون علت بوده...همانطور که خدا بدون علت بوده از نظر مذهبیون)
    ویرایش توسط |فاتح| : ۱۳۹۴/۰۴/۰۱ در ساعت ۰۹:۵۳

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط |فاتح| نمایش پست
    چیزی که برای من بسیار حتی گاهی خیلی عجیب است
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    قبل از هر سخن خواهش بنده این است که به منابعی که در پستها معرفی میکنیم نیز مراجعه داشته باشید زیرا بحث تفصیلی و مقدماتی که برای درک دقیق مباحث متکلمین و فیلسوفان لازم است در منابع معرفی شده آمده است و تصدیق میفرمایید بیان تفصیلی آنها در این فضا و زمان محدودی که در اختیار ماست عملا امکانپذیر نیست.

    اما درباره مطالبی که فرموده اید:

    جناب استاد جوادی آملی درباره فطری بودن قانون علیت بیان خوبی را ارائه داده اند که عینا نقل میکنیم:
    « شكّي نيست كه قانون عليّت زيربناي فكري همه استدلال‏هاست؛ ليكن اصل قانون عليّت و بخشي از امور مربوط به آن فطري و بديهي بوده و تنها بخشي از مسائل آن است كه نيازمند به برهان است.
    دليل اين مدَّعا آن است كه اگر فطري و بديهي بودن اصل عليّت را منكر شويم، وقتي به عنوان اوّلين مسئله فلسفي به بحث درباره آن مي‏پردازيم، هرگز نمي‏توانيم در جهت اثبات آن حتي يك گام برداريم، چون مستلزم دور است، زيرا نتيجه‏ گيري از اوّلين مقدماتي كه براي اثبات قانون عليت فراهم مي‏ آيد مستلزم آن است كه قبلاً عليّت مقدّمات را براي نتيجه پذيرفته باشيم؛ يعني مستلزم آن است كه قبلاً اصل عليّت را پذيرفته باشيم، بنابراين كسي كه قائل به نظري بودن قانون عليت است هرگز نمي‏تواند براي آن برهان اقامه كند و همين طور كسي كه منكر اصل عليّت است قادر به ارائه برهان جهت انكار آن نيست، زيرا گام نهادن در صحنه استدلال خود به معناي گردن نهادن به اصل عليت است.
    بنابراين چاره‏ اي نيست جز اينكه اصل عليت و همچنين علت بودن مقدمتين براي نتيجه به عنوان اموري بديهي شناخته شوند و با بديهي بودن اصل عليّت و برخي از امور مربوط به آن راه براي طرح مباحث عقلي باز مي‏شود. (تحرير تمهيد القواعد/ استاد جوادی آملی/ ج 3 / ص 336؛ همچنین مراجعه کنید به: رحیق مختوم/استاد جوادی آملی/ج1-3/ ص161)

    توجه داشته باشیم که تصور و تعریفی که فیلسوفان درباره «قانون علیت»، دارند این است:

    اصل عليت عبارت است از قضيه‌اي كه دلالت بر نيازمندي معلول به علت دارد، و لازمه‌اش اين است كه معلول بدون علت تحقق نيابد. اين مطلب را مي‌توان در قالب «قضيهٔ حقيقيه» به اين شكل بيان كرد: «هر معلولي محتاج به علت است» و مفاد آن اين است كه هرگاه معلولي در خارج تحقق يابد، نيازمند به علت خواهد بود و هيچ موجودي نيست كه وصف معلوليت را داشته باشد و بدون علت به‌وجود آمده باشد. پس وجود معلول كاشف از اين است كه علتي آن را به‌وجود آورده است. (آموزش فلسفه/استاد مصباح یزدی/ج2/ ص45)

    با این توضیح روشن میشود که آنچه شاکله قانون علیت را تشکیل میدهد «معلول و علت» است نه «موجود و علت». فرق این دو عبارت اینجا روشن میشود که میگویید: «قانون علیت اصلا قانونی بدون استثنا نیست و می تواند نقض شود» گویا پیشفرض شما این است که اصل علیت عبارت است از: «هر موجودی به علت نیازمند است» آنگاه میگویید یک مورد نقض پیدا شد و آن خود عله العلل است زیرا موجود است اما نیازمند علت نیست. این در حالی است که اساسا پیشفرض شما و تصوری که از قانون علیت دارید یا نقل کرده اید نادرست است چون تعریف و تصور فیلسوف از اصل علیت این است: «هر معلولی به علت نیازمند است» و این قانون هیچ مورد نقضی ندارد چون عله العلل اساسا معلول نیست تا به عنوان نقضی بر این قانون قلمداد شود.

    بنابراین بهتر است دایره مطالعات خود را گسترده تر و عمیق تر کنید تا دچار این سوء تفاهم نشوید که: « من تا به حال از هیچ متکلم و فیلسوف اسلامی برهانی و دلیلی قاطع پیدا نکرده ام و یا نشنیده ام که ثابت کند همچین قانون بدون استثنا برقرار است....بلکه از سخنان خود این متکلمان و فلاسفه هم پی بردم که قانون علیت اصلا قانونی بدون استثنا نیست و می تواند نقض شود »

    نکته دیگر اینکه «فطری بودن» یک چیز لزوما مساوی با «توجه آگاهانه داشتن به فطری بودن» نیست؛ مثلا اصل تناقض یکی از اصول بدیهی و فطری است و در عین حال، برخی از عوام تصور آگاهانه ای از آن ندارند گرچه در زندگی خود بارها و بارها از آن استفاده میکنند. بنابراین جایی برای این سوء تفاهم نیز باقی نمیماند که میگویید: « متکلمان یا اثبات علیت را انداخته اند به گردن فطرت!!!!!که عرض کردم والا فطرت بنده یکی که جاییش ننوشته که همچین قانونی است ...»
    پیشنهاد میکنم درباره فطرت شناسی و اینکه آیا حجت است یا خیر به منابع مربوطه از جمله این مقاله مراجعه کنید:
    خداشناسی فطری، ادله و شبهات/ محمدحسن قدردان قراملکی: http://www.ensani.ir/fa/content/7322/default.aspx

    با توضیحات بالا همچنین روشن میشود که فیلسوفان اسلامی هرگز برای اثبات علیت و معلولیت به پدیده های طبیعی مراجعه نمیکنند بلکه همانطور که بارها هم عرض شد اصل علیت را یک اصل فراتجربی میدانند درست به همین دلایلی که شما نیز اشاره کرده اید یعنی ناکارآمدی تجربه برای اثبات قانون علیت؛ و اگر گاه در کلام کارشناسان میبینیم که به پدیده های طبیعی مثال میزنند از اینروست که تناسب بیشتری با فهم عوام دارد. توصیه میکنیم در این باره کتاب آمورش فلسفه/ استاد مصباح/ جلد 2/ درس 31 تا 34 را مطالعه کنید.

    در پایان به این نکته هم اشاره میکنیم که «عله العلل» تنها یک اسم نیست که هر چه را خواستیم با آن بنامیم بلکه حقیقتی است عقلی که با ضوابطی عقلی نیز فهمیده میشود. عقل چیزی را حقیقتا عله العلل میداند که آن اوصاف و ضوابط را برخوردار باشد. مهمترین ضابطه، «عدم نیاز» است. در تحلیل عقلی ، علت العلل حقیقتی است که هیچ نیازی در آن راه نداشته باشد زیرا هر نیازمندی معلول و محتاج به علتی است. این سخن بدان معناست که عله العلل باید حقیقتی باشد مبرا از عواملی که باعث نیاز میشوند. یکی از این عوامل نیازساز، مادی بودن است زیرا ماده محدود است و هر محدودیتی توام با نیاز است و هر نیازمندی محتاج علت است.

    در پناه حق


  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست ویرایش شد******
    ممنون از جناب کارشاس...من پستم را ویرایش کردم...و بیشتر فکر می کنم و هنوز هضم نکردم قضایا را و فکر می کنم یک جای کار می لنگد...علت وجود خدا چیست؟علت وجود خدا چیست؟
    ویرایش توسط |فاتح| : ۱۳۹۴/۰۴/۰۷ در ساعت ۲۳:۴۹

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    سوالی را که در همین تاپیک مطرح نموده بودید و در حال حاضر آن را حذف کرده اید حاوی نکاتی بود که لازم به گفتگو است و چون تاپیک مستقلی برای این مطلب گشوده اید : http://www.askquran.ir/thread53416.html گویا همچنان بر موضع و دیدگاه خود مصر هستید. از اینرو پست حذف شده شما را عینا بیان نموده و بررسی میکنیم. مطلبی را هم که در تاپیک دیگر مطرح کرده اید اشاره وار پاسخ گفتیم و اگر نیاز به بحث بیشتر در آن باره می بینید همینجا مطرح فرمایید.

    «خوب آقای جوادی آملی می فرماید که قانون علیت اصلا قابل اثبات نیست چون باید قبل از اثبات آن، قانون علیت را پذیرفته باشیم که مستلزم دور است...
    خوب سوال اینجاست که ما از چه روی قانون علیت را پذیرفته ایم....مگر هر معلولی علتی ندارد؟؟آیا نباید بگوییم که پذیرفته شدن قانون علیت در منظر ما بدون علت نبوده!ما قانون علیت را اثبات نکرده ایم!»
    بدیهیات و فطریات در اصطلاح فلاسفه از آثار وجود انسان و عقل او هستند و همانطور که خود انسان و عقل او، معلول اند و در فرآیند قانون علیت قرار دارند این آثار نیز معلول و مشمول قانون علیت خواهند بود. تا اینجا هیچ شکی وجود ندارد. اما سخن این است که لازمه این معلول بودن آیا آن است که نیازمند دلیل و اثبات هم باشند؟ به عبارت دیگر آیا هر چیزی که به عنوان پدیده ای عینی، معلول است باید هنگامی که به عنوان علم و آگاهی انسان مورد نظر قرار میگیرد یعنی برای معلوم بودنش برای انسان ، فرآیند استدلال را هم طی کند؟ آیا عقل برای دارا بودن آن معلوم (که گفتیم اثر عقل است و مانند خود عقل، معلول علتی است) باید ابتدا صغری و کبری و مقدماتی را بچیند و از مجموع آنها نسبت به آن معلوم آگاهی پیدا کند یا اینکه عقل میتواند آن اثر و معلوم را داشته باشد بدون اینکه برای دارا بودن آن معلوم فرایند استدلال را طی کند؟
    وقتی فلاسفه و از جمله استاد جوادی قانون علیت را قانونی بدیهی و فطری معرفی میکنند نمیخواهند بگویند این قانون معلول علتی نیست بلکه میخواهند بگویند نیازمند استدلال نیست. یعنی میگوییم قانون علیت برای اینکه معلوم عقل و انسان باشد نیازی به فرآیند استدلال و برهان ندارد بلکه خود این قانون پایه و اساس هر استدلالی است نه اینکه خود حاصل استدلال باشد.
    به قول فلاسفه، اینجا شما میان مقام اثبات و مقام ثبوت خلط و اشتباه کرده اید. قانون علیت در مقام ثبوت، معلول و نیازمند علت است و علت آن هم عقل و انسان است اما این بدان معنا نیست که در مقام اثبات و برای معلوم شدن نیازمند طی کردن فرآیند استدلال باشد یعنی معلول استدلال باشد.
    باز به بیان دیگر، به قانون علیت میتوان از دو زاویه نگریست:
    از آنجا که علوم و معلومات از آثار عقل و روح انسان اند (مقام ثبوت) قانون علیت نیز به عنوان اثری از آثار وجودی انسان، معلول عقل و انسان است اما آیا این بدان معناست که قانون علیت، معلول استدلال هم است یعنی علم و آگاهی عقل و انسان به قانون علیت (مقام اثبات) حاصل استدلال است؟ میگوییم خیر چون در عقل، استدلال تنها و تنها بر پایه قانون علیت استوار میشود بنابراین در عقل، رتبه قانون علیت پیش از رتبه استدلال است؛ عقل در مخزن وجود خود قانون علیت را پذیرفته است و آنگاه است که بر پایه این معلوم فطری و بدیهی خود به استدلال میپردازد تا معلومات غیر بدیهی و غیر فطری را کسب کند.
    همه بدیهیات و فطریات دارای این خصوصیتند که معلول عقل و انسانند اما معلول استدلال نیستند.

    «ما از روی مشاهدات پی برده ایم و از کودکی اینگونه در ناخود آگاه ما تلقین و ثابت و حک شده که در پیرامون مان هر اتفاقی و هر معلولی علتی داشته...باز تاکید می کنم که در پیرامونمان...خوب ما با مشاهده به این اعتقاد رسیده ایم....با زندگی در این دنیا به این اعتقاد رسیده ایم.....تا حدی مثل این امر است که ما میلیون ها و هر کلاغی که از کودکی دیده ایم همه شان سیاه رنگ اند و بعد در ناخوآگاه ما نقش می بندد که کلاغ سیاه است و ما پیش خود می گریم که به احتمال یقین تمام کلاغ ها سیاه هستند و اگر صدای کلاغی شنیدیم می گوییم سیاه است و بعد نتیجه گیری هایمان بر اساس این فرض است که کلاغ سیاه است.»
    تفسیری که ارائه داده اید کاملا مطابق دیدگاه مادیگراها و مخالف دیدگاه فلاسفه است. اگر کلام فلاسفه ابطال میشد وجهی برای پذیرفتن این تفسیری که ارائه کرده اید وجود میداشت اما دلیلی که بیان فلاسفه اسلامی را ابطال کند تا اینجای کلامتان مشاهده نمیشود.

    «اینجا هم ما برای ورود به بحث های عقلی امید داریم که قانون علیت همه گیر باشد در دنیای پیرامونمان...و ایشان می فرماید که اگر ما قانون علیت را نپذیریم نمی توانیم وارد مباحث عقلی بشویم و گویا خواسته اند از این جهت بر بدیهی بودن و قطعی بودن این قانون بیشتر صحه بگذارند...ولی خوب نکته اینکه ما از روی مشاهده تنها پی بردیم که در دنیا پیرامون اطرافمان این قانون پابرجاست و جاریست...و نمی توانیم ثابت کنیم که در هر شرایطی در هر دنیایی این قانون پابرجاست...چون تنها راه اینکه ما پی ببریم که قانون علیت پابرجاست، مشاهده هست...که من عرض کردم که ما به تمام دنیا ها که نمی توانیم مشاهده داشته باشیم...مشاهده قطعا ناقص است»
    اتفاقا فلاسفه اسلامی به همین دلیل خاستگاه قانون علیت را تجربه حسی نمیدانند. قبلا آدرسی از کتاب آموزش فلسفه استاد مصباح ارائه کردیم که دیدگاه فلاسفه را بخوبی توضیح میدهد.

    «پس آقای جوادی آملی باید اینگونه می گفتند که اگر ما می خواهیم در مورد دنیای پیرامون خود اظهار نظر عقلی بکنیم باید قانون علیت را پذیرفته باشیم که پذیرفته ایم به حساب مشاهدمان و ما نمی توانیم در دنیا های نا شناخته اظهار نظر عقلی بکنیم ....»
    اینکه چگونه قانون علیت به عنوان قانونی عقلی میتواند شامل امور حسی و حتی ناشناخته شود در کتاب آموزش فلسفه استاد مصباح توضیح داده شده است.

    «همین حالا بر سر اینکه داخل اتم و در دنیای کوانتوم آیا قانون علیت نقض می شود بسیار بحث شده...همین الان دوستان در گوگل جست و جو کنند نقض فانون علیت در اتم و کوانتوم...بسیار مطالب می آورد...که گاها از زبان دانشمندان بزرگ فیزیک است، یعنی یک حرف من در آوردی نیست...بلکه دارد جای بحث در میان دانشمندان قرار می گیرد....مشاهدتاتی این نقض قانون علیت در داخل اتم را تائید می کند و کسی نمی گوید به قول آقای جوادی آملی که قانون علیت بدیهی است و اینها...چون عرض کردم که اگر بدیهی و فطری و پذیرفته شده است برای ما چرا دانشمندان بی خود سر نقض قانون علیت در داخل اتم بحث می کنند...»
    دانشمندانی که فرضیات فیزیک کوانتومی را ناقض قانون علیت میشمرند تعریفشان از قانون علیت یک تعریف تجربی و حسی است در حالی که بارها عرض شد قانون علیت از دیدگاه فلاسفه اسلامی یک قانون فراتجربی است. اگر دانشمندان یاد شده تصور درستی از قانون علیت میداشتند چنین ادعای سستی نمیکردند اما افسوس که جهان بینی دانشمندان غربی بر پایه دیدگاه سست تجربه گرایی استوار است.

    «واقعیت این است که آنها مشاهده و آزمایش را ابزار دارند و با این ابزار و با مشاهد داخل اتم به این امر رسیده اند که احتمالا قانون علیت در داخل اتم نقض شده....حالا آقای جوادی آملی آن نتیجه گیری ها که از مشاهدات کودکی حاصل شده را اسمش را فطرت می گذارند اشکال ندارند...بنده که به شخصه هنوز متوجه نشدم فطرتی که بزرگان می گویند در نظر خودشان دقیق چیست....!!!»
    اگر در توضیحی که از استاد جوادی نقل شد دقت فرمایید به فطری بودن آن پی خواهید برد. ضمن اینکه اگر فرضا فطری بودن قانون علیت را هم نپذیریم این باعث نمیشود قانون علیت را قانونی تجربی و حسی بدانیم زیرا عقلی بودن این قانون همچنان استوار است.

    «شما برای اینکه قانون علیت را بدون نقض بیان کنید فرمودید که قانون علیت در واقع این است که:
    هر معلولی به علت نیازمند است
    خوب من فکر می کنم تعریف بالا یک مغلطه است..جمله بی معنیست و بیشتر به خود فریبی شباهت دارد و عرض کردم بی معناست چون حتی اگر برخلاف این قانون یعنی معلولی به علت نیاز نداشت باز این قانون نقض نمی شود!!! و همچنان پا برجاست...چون ان معلولی که به علت نیاز نداشته و بدون علت بوده، دیگر معلول نیست چون طبق تعریف بی علت بوده،رخدادی که علت نداشته باشد اصلا معلول نیست طبق تعریف و پس فانون علیت نقض نمی شود...یک قانون خود ساخته و چگونه بگویم بدیهی است...ما قانون علیت را اینگونه تعریف کرده ایم که هر معلولی به علت نیاز دارد...از طرفی اینگونه تعریف کرده ایم که امری که علت نداشته باشد پس معلول نیست...و بعد قانون گذاشته ایم که این معلول است که به علت نیاز مند است نه علتی که معلول نیست....خوب حالا این یک مغلطه است...ما خود تعریف و فرض گرفته ایم که معلول آن رخدادی است و ان موجودی است که علتی دارد و بعد قانون می گذاریم که هر معلولی به علت نیازمند است!!!!!؟؟»
    دوست عزیز! از این بیان شما استنباط میشود که گویا تلقی شما از قانون علیت این است که یک قانون خودساخته بشر است و به دست خود ماست که آنرا چگونه بسازیم یا تغییر دهیم؛ درست مانند الفاظی که در محاورات عرفی بکار میبریم. گویا ما به دلخواه خود الفاظی را جور میکنیم و قانونی را میسازیم و آنگاه آنرا به عقل نسبت میدهیم.
    این تلقی کاملا اشتباه است و نادرستی آن با مطالعه توضیحاتی که استاد مصباح در جلد دوم کتاب آموزش فلسفه خود بیان کرده اند بخوبی روشن میشود.
    اینجا تنها به این مطلب اشاره میکنیم که وقتی درباره قانونی، پای عقل و فطرت در بین است باید بیان آن قانون را از عقل و فطرت درخواست نمود. عقل و فطرت حکمی جهانشمول را ابراز میکنند و بطور خاص، احکام عقلی (طبق اصطلاح فلسفی) ضروری و کلی اند؛ مثلا یکی از قوانین عقل این است که اجتماع نقیضین محال است؛ این قانون، ضروری و کلی است و در نتیجه با تغییر زبان و زمان و مکان، در آن تغییری رخ نمیدهد.
    تلاش فیلسوف این است که این احکام ضروری و کلی عقل را کشف کند نه اینکه قانون خودساخته خود را به عقل تحمیل نماید.

    «مثل این است که بگوییم سمت چپ تنها آن سوییست که با جهت دستی که همینک قاشقی را در مشت فشرده همراستاست و بعد بگوییم، قانون سمپ چپ می گوید که سمت چپ همسو با دستی که قاشق را نفشرده نیست و بعد بگوییم که این یک قانون در طبیعت و دنیای خارج است..در حالی که این یک قانون قرار دادی و خود ساخته بود....»
    مشکل این مثال در خودساخته بودن آن است در حالی که عرض شد قانون علیت قانونی عقلی است و از سنخ معقولات ثانی فلسفی است یعنی عقل انسان در مرحله ای از تحلیلهای خود به آن میرسد و کشفش میکند نه اینکه به دلخواه انسان شکل گرفته باشد. توضیحات بیشتر در منابع معرفی شده.

    «واقعیت آن است که آن قانون علیتی که اقای جوادی آملی آن را فطری و بدیهی می داند و در ذهن ما تلقین و حک شده باید از این قرار باشد که هر رخداد و هر موجود و هر اتفاقی علتی دارد....و حال متکلمان و فیلسوفان اسلامی می گویند که که موجودی و یا علتی وجود دارد که می تواند معلول نداشته باشد و ندارد که آن خداست....که پس اینجا قانون علیتی که باید از آن دم زد و آقای جوادی آملی هم در واقعا در ناخودآگاه به این قانون اشاره داشته و آن را بدیهی دانسته نفض شده..چون مثلا کسی زمین خورده، علتش طوفان است...حالا این علت یعنی طوفان ممکن است علت نداشته باشد و معلول نباشد همانطور که موجوی و علتی به نام خدا هست که علتی ندارد...یعنی درست تر بخواهیم بگوییم قانون علیت را نقض کرده ایم و بعد یک تعریف فرضی و خود فریبی ساخته ایم....»
    با توضیحاتی که گذشت روشن میشود لازم است مراجعه ای دوباره به بیانات فلاسفه اسلامی درباره تبیین قانون علیت داشته باشید تا میان فهم عرفی و فهم تجربه گرایان از علیت (از طرفی) و فهم دقیق و فلسفی فیلسوفان اسلامی از علیت (از طرف دیگر)، تفکیک نمایید.
    تذکر این نکته بجاست که قانون علیت در گفتمان بشری با بیانهای مختلفی تبیین شده است که شاید بتوان سه بیان شاخص در این باره را اینگونه برشمرد:
    قانون علیت در گفتمان تجربه گرایان
    قانون علیت در گفتمان عرفی
    قانون علیت در گفتمان فلاسفه
    بی علت بودن خدا، نقض قانون علیتی است که در گفتمان عرفی و گفتمان تجربه گرایان آمده است نه قانون علیتی که در گفتمان فلاسفه اسلامی است و عرض شد تبیینی که فلاسفه اسلامی از قانون علیت ارائه میدهند تنها تبیین قابل دفاع است.

    تقاضای چندباره بنده این است که به منابعی که پیشتر معرفی شد مراجعه ای داشته باشید.

    در پناه حق



  15. تشکرها 3


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام....واقعا ممنون از شما جناب کارشناس...ممنونم از پاسخ و توجه شما ...

    همه بديهيات و فطريات داراي اين خصوصيتند که معلول عقل و انسانند اما معلول استدلال نيستند.[/quote]
    شما نوشتيد که که:
    چون در عقل، استدلال تنها و تنها بر پايه قانون عليت استوار ميشود بنابراين در عقل، رتبه قانون عليت پيش از رتبه استدلال است؛ عقل در مخزن وجود خود قانون عليت را پذيرفته است و آنگاه است که بر پايه اين معلوم فطري و بديهي خود به استدلال ميپردازد تا معلومات غير بديهي و غير فطري را کسب کند.
    بنده می گویم اول اینکه عقل در مخزن وجود خود قانون علیت را پذیرفته به این معنا که نفض نشدنی است می تواند از تصورات و اشتباه عقل باشد..چرا این را نمی گذاریم پای یک تصور غلط عقل...اینکه عقل پذیرفته شاید یک خود فریبی و یک تلقین است...عقل نباید به چشم یک قانون بدون نقض به آن نگاه بکند...بنده می گویم:
    چون در عقل، استدلال تنها و تنها بر پايه قانون عليت استوار ميشود بنابراين در عقل، رتبه قانون عليت پيش از رتبه استدلال است؛ عقل در مخزن وجود خود قانون عليت را فرض گرفته است و اميد دارد که پابر جا باشد و با فرض صحت آن استدلال مي کند و آنگاه است که بر پايه اين معلوم فطري به استدلال ميپردازد تا معلومات غير فطري را کسب کند.

    يعني ما با اميد به صحت فانون عليت استدلال مي کنيم و از اين رو تمام استدلالات ما بر پایه ظن و گمان می تواند باشد...
    مشکل بنده این است که نمی توانم قانون علیت را بدیهی به این معنا که نقض نا شدنی هست بدانم....و اصلا به نظر من وقتی وجود خدا را یاد می کنیم که ب علت بوده یعنی به عقل می گوییم این قانون علیتی که در ذهن داری می تواند نفض شود...و استثنا داشته باشد.....و اصلا تصور نفض قانون علیت به نظر من محال عقلی نیست......آنهم در محیطی که ساختار و ماهیتش تا حدی با محیط اطرافمان تغییر می کند...مثل داخل اتم.....البته شاید بگویید که وجود خدا قانون علیت را نقض نمی کند....چون قانون علیت چیز دیگری می گوید....این که می گویید چیز دیگری می گوید...این چیز است که من اشاره کردم به نظرم قانون من در آوردیست....که در ادامه می گویم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست
    دوست عزيز! از اين بيان شما استنباط ميشود که گويا تلقي شما از قانون عليت اين است که يک قانون خودساخته بشر است و به دست خود ماست که آنرا چگونه بسازيم يا تغيير دهيم؛ درست مانند الفاظي که در محاورات عرفي بکار ميبريم. گويا ما به دلخواه خود الفاظي را جور ميکنيم و قانوني را ميسازيم و آنگاه آنرا به عقل نسبت ميدهيم.
    من نمي گويم قانون عليت يک قانون خود ساخته است...بلکه مي گويم که فلاسفه اسلامي قانوني خود ساخته را به جاي قانون عليتي که بايد از آن دم زد جا مي زنند....و بعد آن را به عقل يا بهتر است بگويم به دنياي خارج نسبت مي دهند...در حالي که قانوني ذهني و خود ساخته است و واقعيت خارجي ندارد...آنها قانون علیت را به گونه ای مطرح می کنند که وجود خدا استثنا و نقض کننده آن قانون نباشد...
    طور ديگر بگويم......فرض مي گيريم که قانون عليت بديهي و فطري و اصلا همه جوره غير قابل انکار و عدم وجود آن اصلا محال عقليست....خوب اين قانون عليت چه مي گويد؟؟
    شما مي فرماييد که اين قانون مي گويد:هر معلولي نيازمند علت است....خوب بنده مي گويم شما منظورت از معلول چيست و معلول تعريفش چيست؟مثلا من تا حالا کلمه معلول به گوشم نخورده است.معلول چیست؟؟شما مي فرماييد، معلول آن چيزي است که نيازمند علت است و يا علتي دارد و در پدید آمدن نیاز به علت دارد....خوب حال از اين تعريف شما چه نتيجه گيري مي توان گرفت...شما معلول را تعريف کرديد که آن پديده و موجودیست و رخداديست که نيازمند به علت و يا علتي دارد..درست است؟؟؟خوب حالا من کاري به قانون عليت ندارم...ما از تعريف شما چه نتيجه مي گيريم؟؟آيا نتيجه نمي گيريم که پس هر معلولي نيازمند علت است؟؟؟يعني همان قانون عليتي که شما از آن دم مي زنيد...يعني قانون عليت خود ساخته و حاصل همان تعريفي است که شما داديد....مثلا من مي گويم که دست آن چيزي است که هشت انگشت دارد....حالا از اين تعريفي که من دادم چه نتيجه مي توان گرفت؟؟مي توان نتيجه گرفت که دست نياز مند هشت انگشت است....يعني قانوني خود ساخته به اين شرح که دست هشت انگشت دارد از تعريفي که ما خود داديم ساخته شد..یعنی اگر دیدیم که دستی پنج انگشت دارد، نمی توانیم بگوییم که قانون نقض شده...چون آنچه پنج انگشت دارد طبق تعریف ما اصلا دست نیست...دست آن چیزی است که هشت انگشت دارد....!!!..حالا آن قانون عليتي که شما از آن دم مي زنيد هم يک قانون خود ساخته است و حاصل اين تعريف است که معلول آن چيزي است که نيازمند علت است و علت دارد...یعنی شما تعریف می کنید که موجودی که نیازمند باشد به علت و موجودی که علت دارد آن موجود معلول است....خوب طبیعتی است که از این تعریف چه حاصل می شود....شما خود یک تعریف می گویید و بعد از تعریف خود یک فانون استخراج می کنید؟؟؟؟

    به نظرم شیوه صحیح بیان این است که گفته شود...در دنیا موجودات دو دسته اند و خارج از این دو دسته نمی توانند باشند...یا نیازمند به علت اند و یا نیازمند به هیچ علتی نیستند...
    حالا این دسته بندی است که اگر ادعا می شود یک وجود و دسته بندی خارجیست، باید ثابت شود....یعنی باید ثابت شود که موجوداتی هستند که نیاز مند علت هستند و بعد هم باید ثابت شود موجوداتی هستند که نیازمند به هیچ علتی نیستند....و موجودات عالم خارج از این دو حالت نیستند...و دسته بندی ما سوری نیست...خوب ما تا اینجا کاری به قانون علیت نداریم....
    1-موجوداتی در این عالم هستند که نیازمند علت هستند
    2-موجوداتی در این عالم هستند که نیازمند به علت نیستند(ادعا می شود تنها یک موجود هست که نیازمند به علت نیست و آن خداست)

    ثابت کنید که موجودات عالم نمی توانند میانه ای و یا خارج از آن دو مورد باشند....( که کاری به این اثبات نداریم و بدیهی است)
    ثابت کنید که تنها خداست که نیازمند به علت نیست
    مثلا آیا افتادن توپ از یک بلندی نمی توانند نیازمند به علتی نباشد؟؟و بی علت انجام شود، چرا؟؟؟
    اگر برای پاسخ به این مثال توپ که زدم...بیآیید دوباره به همان قانون علیتی که از آن دم می زنید اتکا کنید و بگویید قانون علیت که امری بدیهی است می گوید که افتادن توپ نیازمند به علت است....من می توانم بگویم که قانون علیت را تعریف کنید....و بعد شما تعریف می کنید و بعد من دوباره موارد بالا را یاد می کنم و دوباره به آن مثال توپ می رسیم و یعنی به دور می افتیم....که باطل است
    به نظر باید تعریف دیگر از قانون علیت بدهید، یا مگر اینکه اینجا هم بگویید که این تنها خداست ویا موجوداتی هستند که نیازمند به علت نداردند و اینکه موجودات خارج از دو مورد و دسته بندی بالا هستند هم مواردی بدیهی و فطری و نیاز به اثبات و ادله ندارند ویا متوصل شوید به روش تحربی

    حالا یک سوال...از کجا معلوم به فرض اصلا قانون علیت انکار ناپذیر و بدیهی و نفضش محال عقلیست برای عقل....آیا دلیلی دارید که بگوید این قانون در همه محیط ها هم پا برجاست....خوب عقل ما که در داخل هسته اتم تکامل پیدا نکرده...شاید این بدیهی دانستن برای عقل حاصل تکامل عقل در این محیط مادی اطراف باشد....حالا از کجا معلوم در داخل اتم که ماهیتیش با ماهیت اطراف ما متفاوت باشد هم پابرجاست...؟؟از کجا معلوم در پیش از آن انفجار بزرگ که ما اصلا به شکل و ماهیت پیش از انفجار اطلاع نداریم هم قانون علیت وجود داشته باشد....برای اینکه هیچ دلیلی بیان نشده..تنها گفته می شود این قانون...قانونی بدیهی و فطریست....خوب فطری برای این دنیاست و محیط اطراف است...حالا محیط های دیگر چه؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست
    دانشمنداني که فرضيات فيزيک کوانتومي را ناقض قانون عليت ميشمرند تعريفشان از قانون عليت يک تعريف تجربي و حسي است در حالي که بارها عرض شد قانون عليت از ديدگاه فلاسفه اسلامي يک قانون فراتجربي است. اگر دانشمندان ياد شده تصور درستي از قانون عليت ميداشتند چنين ادعاي سستي نميکردند اما افسوس که جهان بيني دانشمندان غربي بر پايه ديدگاه سست تجربه گرايي استوار است.
    چيزي که من بارها خوانده ام و از اينک از زبان شما هم خواندم اين است که جهان بيني دانشمندان غربي بر پايه ديدگاه سست تجربه گرايي استوار است...ولي ديدگاه فلاسفه اسلامي و حالا حتي بعضي از فلاسفه غير اسلامي و حتي بعضی از فلاسفه غربي ديدگاهشان فرا تجربي است...ولي بنده هرچه با اين سواد اندکم حالا صحيح و يا اشتباه در سخنان فلاسفه اسلامي تامل مي کنم...مي بينيم که فلاسفه اسلامي هم ناگذير از روش تجربي استفاده مي کنند و گذاره هاي و مقدماتي را استخراج و بيان مي کنند ولي در بسياري از موارد اين روششان فرا تجربي خوانده و مقدمه هاي استخراج شده شان را از روش تجربي نمي دانند..در حالی که آنها هم ناگذیر و نا خودآگاه به روش تجربی ولو ناقض رجوع می کنند..مثلا مي گويند، خالق يک صنع و موجود هدف مند و نظام مند بايد که يک موجود داراي شعور باشد و هست و مثلا خدا هم باید به عنوان خالق این مجموعه هدفمند با شعور باشد...فلاسفه اسلامي اين گذاره را بيان مي کنند و ادعا مي کنند که با روش تجربي به اين نتيجه نرسيده اند...در حالي که به نظرم تنها روششان روش تجربي بود و آن گذاره را تحت تاثير مشاهده رفتار و کردار آدمي که به عنوان يک خالق و پديد آورنده ای که داراي شعور است، بيان کرده اند...ولي با اين وجود گذاره شان را حاصل تجربه نمي دانند و این گذاره را هم گاها امري بديهي و فطري مي خوانند که اصلا نياز به اثبات ندارد...!!!!! يعني اين فرا تجربي بودن شيوه فلاسفه اسلامي من فکر مي کنم تنها يک ادعا است و حتي فلاسفه اسلامي هم ناگذير و ناخود آگاه و گاها بي آنکه خود بدانند از شيوه تجربي بهره مي برند...ولی مشکل اینجاست که به شکل ناقض بهره می برند..و روش تجربی را با روش فراتجربی( که فکر می کنند که فلاسفه غربی پی برده اند که اشتباه است و من هم فکر می کنم تا حد بسیار زیادی روش فرا تجربی اشتباه )پیوند می زنند و آنهم به شکل ناقض و گاها من احساس می کنم بر خلاف نظرات حساب شده فلاسفه غربی که بیشتر بر پایه تجربه است، نظراتی سست و غیر قابل اتکا و اعتماد می دهند....که یک مثالش را ذم همان با شعور بودن مخلوف است....و اصلا به نظر من بدیهی و محال عقلیست که ما بخواهیم بدون در نظر داشتن و اتکا به روش تجربی گذاره ای را بیان کنیم....و فلاسفه اسلامی هم به شکل ناقض از ایم روش بهره می برند...(من گاهی احساس می کنیم شیوه فلاسفه اسلافی این است:اتکا به روش تجربی به شکل ناقض و پیوند آن با تصورات ذهنی خود که پشتوانه و اثباتی ندارند )
    ویرایش توسط |فاتح| : ۱۳۹۴/۰۴/۱۹ در ساعت ۰۹:۳۱

  17. تشکر


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود