جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تلاش برای سعادت نامفهوم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تلاش برای سعادت نامفهوم




    سلام
    اگر اونچه که معمولا آدمی خواهش دارد خیر و سعادتش نیست پس بهشت چیست؟ چرا باید مشتاق سعادتی بود که مطابق با فهم و خواهش ما نیست؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    تلاش برای سعادت نامفهوم







    کارشناس بحث: استاد شعیب



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    انسان موجودی است دو سویه با گرایش های علوی و سفلی (غریزی و فطری) که دین تنظیم کننده اصلی بین این گرایش هاست تا جایی که تمایلات غریزی را در خدمت تمایلات فطری قرار داده و آن را زمینه رشد انسان می سازد حال اگر این انسان به خودی خود رها شود و تحت تربیت دین قرار نگیرد به جنبه حیوانی خود تمایل پیدا کرده و همه خواسته هاو خواهش هایش خواهش های حیوانی و سفلی می شود.
    خدا برای این که انسان به کارایی اصلی خود و فصل ممیز خود از حیوانات دست پیدا کند او را تحت تربیت خود قرار می دهد و برای این که انسان از تمایلات حیوانی خود که او را به حد حیوانی تنزل می دهد رها شود و بالاتر بیاید او را به اموری مکلف کرده و در عوض این کارهایی که در راه رسیدن به کمال انجام می دهد پاداشی به نام بهشت برای او قرار می دهد .
    در بهشت تمام لذاتی که او در دنیا در حد حیوانی به به آن گرایش غریضی داشته است را خدا به نحو عالی و تکامل یافته و در حد کمال انسانی در بهشت قرار داده و برای مومنین صالح این پاداش ها را قرار داده است.
    پس انسان به عنوان یک موجود سرشته از عقل و شهوت و غضب دارای گرایشات و تمایلات متفاوتی است اما چون انسان اکثرا برای ترقی و بالارفتن در درجه کمال خود و برای دست رسی به کمالات عقلی و فطری باید تلاش کند و لذت آن کاملا محسوس و مشهود نیست و تمایلات غریزی و حیوانی و شهوانی ملموس و عینی و مطابق با آن بعد حیوانی و دسترسی به آن آسان تر و دست پایین است به همین خاطر گرایش اغلبی انسان به لذات مادی و حیوانی است . و خدا برای رفع این حالت دین را قرار داده و مشوق هایی را از بهشت و پاداش های همسنخ آن برای او قرار داده است.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    انسان موجودی است دو سویه با گرایش های علوی و سفلی (غریزی و فطری) که دین تنظیم کننده اصلی بین این گرایش هاست تا جایی که تمایلات غریزی را در خدمت تمایلات فطری قرار داده و آن را زمینه رشد انسان می سازد حال اگر این انسان به خودی خود رها شود و تحت تربیت دین قرار نگیرد به جنبه حیوانی خود تمایل پیدا کرده و همه خواسته هاو خواهش هایش خواهش های حیوانی و سفلی می شود.
    خدا برای این که انسان به کارایی اصلی خود و فصل ممیز خود از حیوانات دست پیدا کند او را تحت تربیت خود قرار می دهد و برای این که انسان از تمایلات حیوانی خود که او را به حد حیوانی تنزل می دهد رها شود و بالاتر بیاید او را به اموری مکلف کرده و در عوض این کارهایی که در راه رسیدن به کمال انجام می دهد پاداشی به نام بهشت برای او قرار می دهد .
    در بهشت تمام لذاتی که او در دنیا در حد حیوانی به به آن گرایش غریضی داشته است را خدا به نحو عالی و تکامل یافته و در حد کمال انسانی در بهشت قرار داده و برای مومنین صالح این پاداش ها را قرار داده است.
    پس انسان به عنوان یک موجود سرشته از عقل و شهوت و غضب دارای گرایشات و تمایلات متفاوتی است اما چون انسان اکثرا برای ترقی و بالارفتن در درجه کمال خود و برای دست رسی به کمالات عقلی و فطری باید تلاش کند و لذت آن کاملا محسوس و مشهود نیست و تمایلات غریزی و حیوانی و شهوانی ملموس و عینی و مطابق با آن بعد حیوانی و دسترسی به آن آسان تر و دست پایین است به همین خاطر گرایش اغلبی انسان به لذات مادی و حیوانی است . و خدا برای رفع این حالت دین را قرار داده و مشوق هایی را از بهشت و پاداش های همسنخ آن برای او قرار داده است.
    سلام

    شما پاسخ مرا نفرمودید
    عرض بنده این هست که چرا سعادت واقعی ما مطابق با فهم و خواسته ما نیست؟
    خدا در قرآن میفرماید خیلی چیزا تو میپنداری بد است اما خوبه ووبلعکس
    خب اگر سعادت ما متوقف بر فهم ما نیست...چرا باید طالب او بود؟
    چرا باید برایش تلاش کنیم؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط habib.62 نمایش پست
    شما پاسخ مرا نفرمودید
    عرض بنده این هست که چرا سعادت واقعی ما مطابق با فهم و خواسته ما نیست؟
    خدا در قرآن میفرماید خیلی چیزا تو میپنداری بد است اما خوبه ووبلعکس
    خب اگر سعادت ما متوقف بر فهم ما نیست...چرا باید طالب او بود؟
    چرا باید برایش تلاش کنیم؟
    با سلام
    عرض شد که باید این خواسته های انسان را تقسیم کرد یک وقت این خواسته ها ،خواسته های غریضی حیوانی است که اکثر گرایش های انسان به خاطر راحتی و در دسترس بودن به آنهاست اما انسان یک سری خواسته ای فطری علوی نیز دارد که انسان به آنها نیز گرایش دارد مانند میل به زیبایی میل به پرستش میل به تشکر از منعم میل به جسجوی حقیقت و میل به کمال و... که انسان با انسانیت خود به آن میل دارد و برای تعالی در این گرایش ها باید تربیت شود.
    پس این گونه نیست که سعادت واقعی ما اصلا با فهم و خواسته های ما متابق نباشد. (جرا که ما هم خواسته های غریزی داریم و هم خواسته های فطری که سعادت واقعی ما در راستای خواسته های فطری می باشد و می توان همان غریزه را در اختیار فطرت قرار داد)
    اما در باره آنکه از قرآن آوردید قرۀآن می فرماید :"
    كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ" "
    بر شما كارزار نوشته شد و آن شما را دشوار و ناخوش است و شايد كه چيزى را خوش نداريد و آن براى شما بهتر باشد و شايد كه چيزى را دوست داريد و آن براى شما بدتر باشد، و خدا [صلاح شما را] مى‏داند و شما نمى‏ دانيد"
    اول این که قرآن نمی فرماید" خیلی چیزها" بلکه می فرماید "چیزی را " و در مورد قتال آن را بیان می فرماید
    ثانیا : این برای مواردی است که انسان در اموری علم به صلاح و مصلحت خود ندارد و این خیلی طبیعی است که انسان به همه موارد سعادتی خود اطلاع و آگاهی صد در صد نداشته باشد و اموری هست که خدا خدا می داند و ما نمی دانیم خدا خیر ما را می داند و در ظاهر کار ما آن را شر می پنداریم. و این یک امر طبیعی است.
    پس در کلیات ما خیر و صلاح را درک می کنیم اما در مسائل موردی و جزئیات ما نیاز به یک فهم برتر داریم که موارد را به ما گوشزد کند که آن فهم برتر دین است که مسیر را به ما نشان می دهد.


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست

    با سلام
    عرض شد که باید این خواسته های انسان را تقسیم کرد یک وقت این خواسته ها ،خواسته های غریضی حیوانی است که اکثر گرایش های انسان به خاطر راحتی و در دسترس بودن به آنهاست اما انسان یک سری خواسته ای فطری علوی نیز دارد که انسان به آنها نیز گرایش دارد مانند میل به زیبایی میل به پرستش میل به تشکر از منعم میل به جسجوی حقیقت و میل به کمال و... که انسان با انسانیت خود به آن میل دارد و برای تعالی در این گرایش ها باید تربیت شود.
    پس این گونه نیست که سعادت واقعی ما اصلا با فهم و خواسته های ما متابق نباشد. (جرا که ما هم خواسته های غریزی داریم و هم خواسته های فطری که سعادت واقعی ما در راستای خواسته های فطری می باشد و می توان همان غریزه را در اختیار فطرت قرار داد)
    اما در باره آنکه از قرآن آوردید قرۀآن می فرماید :"
    كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ" "
    بر شما كارزار نوشته شد و آن شما را دشوار و ناخوش است و شايد كه چيزى را خوش نداريد و آن براى شما بهتر باشد و شايد كه چيزى را دوست داريد و آن براى شما بدتر باشد، و خدا [صلاح شما را] مى‏داند و شما نمى‏ دانيد"
    اول این که قرآن نمی فرماید" خیلی چیزها" بلکه می فرماید "چیزی را " و در مورد قتال آن را بیان می فرماید
    ثانیا : این برای مواردی است که انسان در اموری علم به صلاح و مصلحت خود ندارد و این خیلی طبیعی است که انسان به همه موارد سعادتی خود اطلاع و آگاهی صد در صد نداشته باشد و اموری هست که خدا خدا می داند و ما نمی دانیم خدا خیر ما را می داند و در ظاهر کار ما آن را شر می پنداریم. و این یک امر طبیعی است.
    پس در کلیات ما خیر و صلاح را درک می کنیم اما در مسائل موردی و جزئیات ما نیاز به یک فهم برتر داریم که موارد را به ما گوشزد کند که آن فهم برتر دین است که مسیر را به ما نشان می دهد.

    درسته
    سوال اینه که پاداش و سعادت اخروی چه رابطه ایی با تشویق دارد در حالی که متعلق به فهم و وجود اخرویست نه مطالبات دنیایی
    یک وقت هست میگویند ما در همین دنیا به شما پاداش میدهیم..خب این مفهومه و اثر داره..اما در مورد آخرت که میگویند قابل قیاس نیست با دنیا و به کلی قضیه متفاوت است..پاداش و سعادت برای فرد حاضر در دنیا چه مفهومی دارد؟

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط habib.62 نمایش پست
    سوال اینه که پاداش و سعادت اخروی چه رابطه ایی با تشویق دارد در حالی که متعلق به فهم و وجود اخرویست نه مطالبات دنیایی
    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    تشویق هایی هم که برای پاداش اخروی برای افراد شده است بی ربط با درک دنیایی آنها نیست بلکه از همین مدرکات دنیایی آنها استفاده کرده و به آن ها وعده پاداش اخروی داده است به آنها وعده می دهد که اگر موازین شرعی و دینی را در دنیا رعایت کردید نه تنها از لذات دنیایی به نحو احسن و اتم استفاده می کنید بلکه برای شما در آخرت هم نعمت های بی شمار و لذات محسوس و معقول فراوانی قرار داده است که از آن بهرمند خواهید شد و برای تشویق هر چه بیشتر آنها سنخ توضیحی این پاداش ها را هم سنخ درک دنیایی - محسوس - قرار داده است مثلا پاداش بهشت را با لذات خوردنی ها و نوشیدنی ها و دیدنی ها و ... را توصیف می کند. تا این تشویق به رعایت موازین شرعی دارای اثر باشد.
    پس وعده به پاداش اخروی از نظر ادراکی چیزی جدای از درک دنیایی انسانی نیست که بگوییم ما آن را درک نمی کنیم و جنبه داعویت ندارد .
    خدای تعالی که خالق و آفریدگار انسان است و به نحوه کارکرد های او مصالح و مفاسد او از همه آگاه تر است برای این که با گرایش های حیوانی که در وجود او نهفته است گرفتار افراط و تفریط در دنیا نشود و بعد انسانی او مغفول نماند و حتی در همان نیازهای جسمی اش نیز به حد اعتدال برسد و کمال استفاده را بنماید دین را به او ابلاغ می کند و برای دینداران وعده پاداش با آن خصوصیاتی که عرض شد می دهد.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    چرا سعادت واقعی ما مطابق با فهم و خواسته ما نیست؟
    خدا در قرآن میفرماید خیلی چیزا تو میپنداری بد است اما خوباست و بالعکس
    خب اگر سعادت ما متوقف بر فهم ما نیست...چرا باید طالب او بود؟
    چرا باید برایش تلاش کنیم؟

    جواب:
    انسان موجودی است دو سویه با گرایش های علوی و سفلی (غریزی و فطری) که دین تنظیم کننده اصلی بین این گرایش هاست تا جایی که تمایلات غریزی را در خدمت تمایلات فطری قرار داده و آن را زمینه رشد انسان می سازد حال اگر این انسان به خودی خود رها شود و تحت تربیت دین قرار نگیرد به جنبه حیوانی خود تمایل پیدا کرده و همه خواسته هاو خواهش هایش خواهش های حیوانی و سفلی می شود.(مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، (فطرت)، انتشارات صدرا، چاپ اول، ۱۳۷۰، ج ۳، ص ۴۵۵. و ر.ك: جوادي آملي، عبدالله، فطرت در قرآن، ص ۲۳)
    خدا برای این که انسان به کارایی اصلی خود و فصل ممیز خود از حیوانات دست پیدا کند او را تحت تربیت خود قرار می دهد و برای این که انسان از تمایلات حیوانی خود که او را به حد حیوانی تنزل می دهد رها شود و بالاتر بیاید او را به اموری مکلف کرده و در عوض این کارهایی که در راه رسیدن به کمال انجام می دهد پاداشی به نام بهشت برای او قرار می دهد.(جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه، ص ۲۷. و فطرت در قرآن، اسراء، ص ۲۱ ـ ۲۳.)
    در بهشت تمام لذاتی که او در دنیا در حد حیوانی به به آن گرایش غریضی داشته است را خدا به نحو عالی و تکامل یافته و در حد کمال انسانی در بهشت قرار داده و برای مومنین صالح این پاداش ها را قرار داده است.
    پس انسان به عنوان یک موجود سرشته از عقل و شهوت و غضب دارای گرایشات و تمایلات متفاوتی است اما چون انسان اکثرا برای ترقی و بالارفتن در درجه کمال خود و برای دست رسی به کمالات عقلی و فطری باید تلاش کند و لذت آن کاملا محسوس و مشهود نیست و تمایلات غریزی و حیوانی و شهوانی ملموس و عینی و مطابق با آن بعد حیوانی و دسترسی به آن آسان تر و دست پایین است به همین خاطر گرایش اغلبی انسان به لذات مادی و حیوانی است . و خدا برای رفع این حالت دین را قرار داده و مشوق هایی را از بهشت و پاداش های همسنخ آن برای او قرار داده است.
    پس این گونه نیست که سعادت واقعی ما اصلا با فهم و خواسته های ما متابق نباشد. (جرا که ما هم خواسته های غریزی داریم و هم خواسته های فطری که سعادت واقعی ما در راستای خواسته های فطری می باشد و می توان همان غریزه را در اختیار فطرت قرار داد)
    اما در باره آنکه از قرآن آوردید قرۀآن می فرماید :"
    كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ"(بقره 216)

    بر شما كارزار نوشته شد و آن شما را دشوار و ناخوش است و شايد كه چيزى را خوش نداريد و آن براى شما بهتر باشد و شايد كه چيزى را دوست داريد و آن براى شما بدتر باشد، و خدا [صلاح شما را] مى‏داند و شما نمى‏ دانيد"
    اول این که قرآن نمی فرماید" خیلی چیزها" بلکه می فرماید "چیزی را " و در مورد قتال آن را بیان می فرماید
    ثانیا : این برای مواردی است که انسان در اموری علم به صلاح و مصلحت خود ندارد و این خیلی طبیعی است که انسان به همه موارد سعادتی خود اطلاع و آگاهی صد در صد نداشته باشد و اموری هست که خدا خدا می داند و ما نمی دانیم خدا خیر ما را می داند و در ظاهر کار ما آن را شر می پنداریم. و این یک امر طبیعی است.
    پس در کلیات ما خیر و صلاح را درک می کنیم اما در مسائل موردی و جزئیات ما نیاز به یک فهم برتر داریم که موارد را به ما گوشزد کند که آن فهم برتر دین است که مسیر را به ما نشان می دهد.

    سوال2:
    پاداش و سعادت اخروی چه رابطه ایی با تشویق دارد در حالی که متعلق به فهم و وجود اخرویست نه مطالبات دنیایی
    یک وقت هست میگویند ما در همین دنیا به شما پاداش میدهیم..خب این مفهومه و اثر داره..اما در مورد آخرت که میگویند قابل قیاس نیست با دنیا و به کلی قضیه متفاوت است..پاداش و سعادت برای فرد حاضر در دنیا چه مفهومی دارد؟

    جواب:
    تشویق هایی هم که برای پاداش اخروی برای افراد شده است بی ربط با درک دنیایی آنها نیست بلکه از همین مدرکات دنیایی آنها استفاده کرده و به آن ها وعده پاداش اخروی داده است به آنها وعده می دهد که اگر موازین شرعی و دینی را در دنیا رعایت کردید نه تنها از لذات دنیایی به نحو احسن و اتم استفاده می کنید بلکه برای شما در آخرت هم نعمت های بی شمار و لذات محسوس و معقول فراوانی قرار داده است که از آن بهرمند خواهید شد و برای تشویق هر چه بیشتر آنها سنخ توضیحی این پاداش ها را هم سنخ درک دنیایی - محسوس - قرار داده است مثلا پاداش بهشت را با لذات خوردنی ها و نوشیدنی ها و دیدنی ها و ... را توصیف می کند. تا این تشویق به رعایت موازین شرعی دارای اثر باشد.
    نمونه آیاتی که در بیان بهشت و جهنم در قرآن آمده گویای این مطلب است
    «فی‏ سِدْرٍ مَخْضُودٍ*وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ*وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ*وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ*وَ فاكِهَةٍ كَثیرَةٍ*لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ»؛«در [زیر] درختان كُنار بى‏خار*و درختهاى موز كه میوه‏اش خوشه خوشه روى هم چیده است*و سایه‏اى پایدار*و آبى ریزان*و میوه‏اى فراوان*نه بریده و نه ممنوع». (واقعه/28 تا 33)«فیها عَیْنٌ جارِیَةٌ*در آن»؛ «چشمه‏اى روان باشد» . (غاشیه/12)
    «مُتَّكِئینَ عَلى‏ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ»؛ «بر تخت هایى ردیف هم تكیه زده‏اند». (طور/20)
    «یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلینَ»؛ «پرنیانِ نازك و دیباى ستبر مى‏پوشند [و] برابر هم نشسته‏اند». (دخان/53)«... یُحَلَّوْنَ فیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُۆْلُۆاً وَ لِباسُهُمْ فیها حَریرٌ»؛ «در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته مى‏شوند، و لباسشان در آنجا از پرنیان است». (حج/23)‌«وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَیْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُۆْلُۆاً مَنْثُورا»؛ «و بر گردِ آنان پسرانى جاودانى مى‏گردند. چون آنها را ببینى، گویى كه مرواریدهایى پراكنده‏اند». (انسان/19)پس وعده به پاداش اخروی از نظر ادراکی چیزی جدای از درک دنیایی انسانی نیست که بگوییم ما آن را درک نمی کنیم و جنبه داعویت ندارد .
    خدای تعالی که خالق و آفریدگار انسان است و به نحوه کارکرد های او مصالح و مفاسد او از همه آگاه تر است برای این که با گرایش های حیوانی که در وجود او نهفته است گرفتار افراط و تفریط در دنیا نشود و بعد انسانی او مغفول نماند و حتی در همان نیازهای جسمی اش نیز به حد اعتدال برسد و کمال استفاده را بنماید دین را به او ابلاغ می کند و برای دینداران وعده پاداش با آن خصوصیاتی که عرض شد می دهد.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  11. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود