جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95

    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام




    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام

    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام


    پیش از این در تاریخ زندگانى پیامبر بزرگوار اسلام در حوادث سال سوم هجرت ذكر شد كه سبط اكبر آن حضرت، امام حسن(ع)، در سال سوم به دنیا آمد، و مشهور آن است كه این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در كتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده كه خلاف مشهور است (1)



    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95



    داستان ولادت و مراسم نامگذارى


    و اما داستان ولادت به گونه‏ اى كه در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایت‏شده این گونه است كه فرمود:

    چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع)عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم.در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن كودك را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفیدى گرفته و كودك را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود: آیا او را نامگذارى كرده‏اى؟
    عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏ گرفتم!

    رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏ جویم!

    در این وقت‏ خداى تبارك و تعالى به جبرئیل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریك و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

    جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... (2)


    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95



    و در برابر این روایت، روایات دیگرى هم در كتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده كه چون حسن(ع)به دنیا آمد، على(ع)او را«حرب‏»نامید، و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت‏به على(ع)دستور داد آن نام را به‏«حسن‏»تغییر دهد... (3)



    و یا اینكه على(ع)نام این نوزاد را«حمزه‏»گذارد و چون حسین به دنیا آمد نام او را«جعفر»گذارد، و پس از آن رسول خدا(ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود: به من دستور داده شده كه نام این فرزند خود را تغییر دهم، سپس به على(ع) دستور داد كه نام آن دو را«حسن‏»و«حسین‏»بگذارد، و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل كرد... (4)



    ولى همان گونه كه صاحب كشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر مى‏رسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و مشهور همان است كه در روایت‏ بالا ذكر شد، و باقر شریف در كتاب حیاة الحسن این گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیلهایى بر این مطلب ذكر كرده كه بهتر است‏ براى اطلاع بیشتر به همان كتاب مراجعه نمایید. (5)


    و در روایات بسیارى از طریق اهل سنت آمده كه این دو نام شریف‏«حسن‏»و«حسین‏»در جاهلیت‏ سابقه نداشته و از نامهاى بهشتى است، و متن یكى از آن روایات كه طبرى در كتاب ذخائر العقبى روایت كرده، این گونه است كه عمران بن سلیمان گفته:


    «الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة، ما سمیت‏بهما فى الجاهلیة‏» (6)


    (حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است كه در زمان جاهلیت‏ سابقه نداشته است.)



    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95



    انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى


    از جمله سنتهاى اسلامى درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست كه رسول خدا(ص)این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینكه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستش‏اذان و در گوش چپ او اقامه گفت (7) .
    و نیز براى نوزاد جدید عقیقه كرد(یعنى گوسفندى براى او قربانى كرد (8) و یك ران آن را به قابله داد، و در برخى از روایات است كه این كار را در روز هفتم انجام داد (9) .
    و در روایت كلینى(ره)در كافى این گونه است كه پس از عقیقه این دعا را خواند:
    «...بسم الله عقیقة عن الحسن‏»
    (به نام خدا این عقیقه‏اى است از حسن...)
    و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:
    «اللهم عظمها بعظمه، و دمها بدمه، و شعرها بشعره، اللهم اجعله وقاءا لمحمد و آله‏» (10)


    (خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد، و گوشتش در برابر گوشت وى، و خونش در برابر خون او، و مویش در برابر موى او، خدایا آن را وسیله حفاظتى براى محمد و خاندانش قرار ده.)



    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95



    و همچنین رسول خدا(ص)دستور داد موى سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد«خلوق‏»-كه نوعى عطر مخلوط بوده-مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان كه خون بر سر نوزاد مى‏ مالیدند به اسماء كه راوى حدیث است فرمود: «یا اسماء الدم فعل الجاهلیة‏»

    (اى اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از كارهاى زمان جاهلیت است!)
    و در پاره‏اى از روایات اهل سنت آمده كه در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد (11) ، ولى ظاهر روایات شیعه آن است كه از جمله مختصات ائمه دین(ع)آن بوده كه‏«مختون‏»(یعنى ختنه شده)به دنیا مى ‏آمدند، جز آنكه به عنوان استحباب و سنت، صورتى (12) از این كار را انجام مى‏ دادند... (13)

    و از جمله سنتهاى نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنى براى سلامتى و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنى و انسى به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا مى‏سپارند.
    و طبق روایات بسیارى كه در كتابهاى شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا(ص)دو فرزند خود حسن و حسین(ع)را به این دعا تعویذ فرمود:
    «اعیذ كما بكلمات الله التامة من كل شیطان وهامة و من كل عین لامة‏» (14)
    (شما را پناه مى‏دهم به كلمات تامه و كامله پروردگار از هر شیطان بدخواهى و از هر چشم زخمى.)
    و در روایت دیگرى است كه این گونه مى‏ فرمود:

    «اعیذ كما من عین العاین و نفس النافس‏» (15)

    (شما را پناه مى‏دهم از چشم چشم زن، و نفس نفس زن.)



    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    8,952
    صلوات
    20662
    دلنوشته
    31
    دلنوشته
    در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ... گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را
    مورد تشکر
    56,452 در 8,892 پست
    حضور
    160 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    95



    كنیه و القاب


    و از جمله آداب و سنتهاى ولادت نوزاد پس از نامگذارى، تعیین كنیه‏ براى اوست كه طبق حدیثى، امام باقر(ع)فرمود:


    «انا لنكنى اولادنا فى صغرهم مخافة النبز ان یلحق بهم‏» (16)

    (ما براى فرزندانمان در كودكى كنیه قرار مى‏ دهیم، از ترس آنكه مبادا در بزرگى دچار لقبهاى ناخوشایند گردند.)


    و كنیه آن حضرت بر طبق روایات بسیارى‏«ابو محمد»بوده و كنیه دیگرى نداشته است.


    و اما القاب آن حضرت بدین شرح است: سبط، زكى، مجتبى، سید، تقى، طیب، ولى...


    و مرحوم اربلى در كتاب كشف الغمة پس از نقل كنیه و القاب آن حضرت از روى كتابهاى اهل سنت گفته است:

    مشهورترین این القاب‏«تقى‏»است و بهترین و شایسته‏ ترین آنها همان است كه رسول خدا(ص)او را بدان ملقب فرمود و آن‏«سید»است. (17)


       
    پى ‏نوشت‏ها

    1.مستدرك حاكم، ج 3، ص 169، اسد الغابه، ج 2، ص 9، اكمال الرجال خطیب تبریزى، ص 627، حیاة الامام الحسن، ج 1، ص 59.
    2.بحار الانوار، ج 43، ص 238، و به همین مضمون روایات بسیارى در كتب اهل سنت نقل شده كه بیشتر آنها در ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 492 به بعد ذكر شده است.
    3.بحار الانوار، ج 43، ص 251، حیاة الحسن باقر شریف، ج 1، ص 63، ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 501-492.
    4.بحار الانوار، ج 43، ص 255، ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 498.
    5.حیاة الامام الحسن بن على، ج 1، ص 63.
    6.ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 488 و حیاة الامام الحسن بن على، ج 1، ص 63.و در مناقب ابن شهرآشوب از عمران بن سلیمان و عمرو بن ثابت نقل كرده كه گفته‏اند: «ان الحسن و الحسین اسمان من اسامى اهل الجنة و لم یكونا فى الدنیا»
    7.بحار الانوار، ج 43، ص 239، مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 391، صحیح ترمذى، ج 1، ص 286، صحیح ابى داود، ج 33، ص 214، احقاق الحق، ج 11، صص 8-6.
    8.و در برخى از روایات شیعه و اهل سنت آمده كه دو گوسفند براى حسن(ع)و دو گوسفند براى حسین(ع)قربانى كرد، ولى روایت‏یك گوسفند مشهورتر و از نظر سند هم قوى‏تر از روایات دیگر است، چنانچه در حیاة الامام الحسن نیز بدان تصریح كرده است.
    9 و 10.بحار الانوار، ج 43، صص 239 و 250 و 257.حیاة الامام، ج 1، ص 64.ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 17-511.
    11.نور الابصار، ص 108، و ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 519 به نقل از مفتاح النجا بدخشى.
    12.و به تعبیر روایات‏«امرار موسى‏»مى‏كرده‏اند.
    13.سفینة البحار، ج 1، ص 379.
    14.سفینه، ج 2، ص 287 و ملحقات احقاق الحق، ج 10، صص 520 و 524 و 527.
    15.ملحقات احقاق الحق، ج 10، ص 527.
    16.حیاة الامام الحسن(ع)، ج 1، ص 65.
    17.بحار الانوار، ج 43، ص 255.

    منبع:كتاب زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، ص 3 تا 8
    مؤلف: سید هاشم رسولى محلاتى





    ماجرای ولادت امام مجتبی علیه السلام



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    2,984
    صلوات
    138000
    دلنوشته
    81
    دلنوشته
    برای سلامتی تمام بیماران سخت و لاعلاج و عاقبت بخیری تمام جوانان . و ظهور مولایمان مهدی موعود.
    مورد تشکر
    14,468 در 2,935 پست
    حضور
    80 روز 7 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امام حسن علیه السلام.




    " امام حسن علیه السلام هفت سال اول عمرشان در زمان پیامبر بود. و هفت ساله بودند که

    پیامبر و سپس مادر شان فاطمه زهرا (س) به شهادت رسیدند.

    امام حسن علیه السلام در کنار پدرشان علی علیه السلام تمام این روزگار سخت و پر ظلم را بعد

    از وفات پیامبر تحمل کرد. بعد از شهادت علی علیه السلام بالاخره مردم امام حسن (ع)را برای

    خلافت بر معاویه ترجیح دادند. امام که مردم منافق زمانه اش را خوب می شناخت ابتدا خلافت را

    قبول نمی کرد . و بالاخره با اصرار مردم پذیرفت . مشروط بر اینکه هر چه امام بگوید چه جنگ و چه صلح همه بپذیرند.

    اولین اقدام ایشان بعد از خلافت یک طرفه کردن حضور معاویه بود. برای همین قبل از اعلام جنگ

    نامه ای به معاویه نوشتند و او را به تبعیت از خود فرا خواندند .

    معاویه نپذیرفت و گفت :مسئله من و تو درست شبیه مسئله پدرت و ابو بکر است.

    تو باید خانه نشین و من حکومت کنم. امام حسن اماده جنگ شد و به تمام کسانی که با او بیعت کرده بودند ندا داد.

    اما ایشان به بهانه های واهی حاضر به همکاری در نبرد نشدند. اخرین ضربه را نیز اشراف و

    سر شناسان دنیا دوست زدند. و با معاویه همکاری کردند. در این ایام امام انقدر تنها بود . که در میان خودی ها ی حاضر با زره بر تن نماز می خواندند.

    بالاخره امام بعد از هفت ماه خلافت بر مردمی منافق و نادان و بی ایمان مجبور به پذیرش

    صلح شد. و معاویه به حکومت رسید.

    در 28 صفر سال 50 هجری قمری توسط همسر فریب خورده اش مسموم شد . و به شهادت

    رسید. اما دشمنان از جنازه ان حضرت هم دست بردار نبودند. گروهی به سر کردگی عایشه و

    مروان حکم مانع دفن ان حضرت در جوار پیامبر شدند. و جنازه را تیر باران کردند.

    امام حسین علیه السلام که بنا به وصیت برادر اجازه درگیری نداشتند . جنازه ایشان را در قبرستان بقیع کنار مادر بزرگ گرامیشان فاطمه بنت اسد (مادر امام علی علیه السلام. )

    به خاک سپردند.

    پیامبر (ص) می فرمودند : " هر کس بخواهد اقای جوانان بهشت را بنگرد به حسن نگاه کند. "

    یا حق .
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود