جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** عمار اللیل و منار النهار = اباد گران شب و روشنگران روز ؟ !! *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** عمار اللیل و منار النهار = اباد گران شب و روشنگران روز ؟ !! *****




    امیر بیان شهید ماه رمضان ضمن خطبه قاصعه در نهج البلاغه فرمود :

    ... قوم عمار اللیل و منار النهار متمسکون بحبل القرآن

    گروهی اند که زنده داران واباد گران شب اند به عبادت و روشگران و نشانه های روزند برای هدایت چنگ در ریسمان قرآن زده اند .

    حالا باید دید کِی و کَی و چگونه .... ؟


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کِی ؟
    کَی ؟
    چگونه ؟


    شما !
    در این ماه !
    از طریق :
    در جاي خود به تفصيل بيان شده[1] عبادت در حقيقت نقشة تجليات محبوب و رفرق معراج وصال است،
    و هر اندازه تجليات معشوق بر عاشق بيشتر جلوه كند عاشق سوزمندانه‌تر نغمه سرايي نموده و در پي وصال
    و تقرب كامل‌تر مي‌كوشد از اين رو آن عارف نكته‌آموز مي‌گويد:
    بلبلي برگ گلي خوش رنگ در منقار داشت




    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌هاي زار داشت


    گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست




    گفت ما را جلوة معشوق بر اين كار داشت[2]


    [1]. درس‌نامه عرفان امام خميني، ص215. (به همين قلم)

    [2]. ديوان حافظ، ص79.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    درروایات اسلامی بیش از سی فضیلت و اثر برای نماز شب ذکر شده است. نماز شب از جمله نمازهاى مستحبى اما مورد سفارش بسیار اولیاى دین است. خداوند به پیامبرش خطاب مى کند: "پاسى از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان. این یک وظیفه اضافى براى تو است، تا پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد".(1) "اى جامه به خود پیچیده (مخاطب پیامبر است) شب را، جز کمى به پا خیز".(2)
    شب نزد عارفان مقوله‏اى پر معنا و جاذبه‏اى فوق العاده دارد. غوغاى روز موجب سرگرمى و غفلت انسان‏ها شده است، شب که فرا مى رسد، سکوتى شوق‏انگیز عرصه گیتى را فرا مى گیرد و لحظات زیباى معنوى آفریده مى شود.
    خدا شب را براى رسول گرامى‏اش بهترین موقع جهت انجام تهجّد بر شمرده است و از او مى خواهد که از خفتن و آسایش کم کرده، به پا خیزد و با راز و نیاز در آمیزد.عبادت شبانه هر چه به سحر نزدیک‏تر باشد، تحصیل معرفت آسان‏تر است.مقام محمود یعنى "شفاعت کبرى" دستاورد عبادت شبانگاهى رسول اسلام است.نماد برتر عبادت شبانه، نماز شب است که بر رسول گرامى واجب بوده است.
    رسول اسلام(ص) فرمود: "بهترین شما کسانى هستند که در سخن گفتن مؤدبند. گرسنگان را سیر مى کنند و در شب، هنگامى که مردم خوابند، نماز مى خوانند".(3)
    امیر مؤمنان فرمود: "قیام شب موجب صحت جسم و خشنودى پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسک به اخلاق پیامبران است".(4)
    امام صادق(ع) فرمود: "سه چیز است که افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است: نماز در آخر شب، بى اعتنایى به آن چه در دست مردم است و ولایت امام از اهل بیت پیامبر".(5)
    پیامبر اسلام در وصیتى به مولاى متقیان مى فرماید: "تو را به امورى سفارش مى کنم. همه را حفظ کن... بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب".
    رسول اکرم (ص)فرمود: اشرف امت من حاملان قرآن کریم و یاران شب (شب زنده داران ) هستند.(6)
    رسول اکرم )ص )فرمود: شرافت مؤمن نماز شب او است و عزّتش خوددارى از آسیب رساندن به عرض و آبروى مردم مى باشد.(7)
    امام محمد باقر(ع)فرمود: سه چیز مقام و درجه است : سلام را آشکارا گفتن .طعام دادن به دیگران و نماز شب خواندن درحالى که مردم به خواب باشند.(8)
    نماز شب و شب زنده دارى موجب سرور و وجد درونى انسان مى شود. انسان اگر نماز شب بخواند، سیماى نورانى پیدا مى کند . پیامبر اکرم )ص)در این خصوص فرمود: کسى که بیش تر نماز شب بخواند, هنگام روز خوش سیما و نورانى است . (9)
    پیامبر (ص) فرمود: "هنگامى که در نیمه شب انسان با خداى خود خلوت مى‏کند و مناجات مى‏نماید، خداوند دل او را نورانى مى‏کند . به ملائکه‏ مى‏گوید: ببینید چگونه بنده من در نیمه شب با من خلوت کرده است.شاهد باشید او را آمرزیدم".(10)
    نماز شب موجب نورانیت دل و صفاى باطن مى شود .این طور نیست که هر کس توفیق به اقامه نماز شب پیداکند, بلکه باید مقدمات این امر به خوبى مهیا باشد, یعنى شخص از گناه و عصیانگرى به دور باشد تا توفیق این عبادت پر فیض را پیدا کند. امام صادق (ع)فرمود: گناهکار بر اثر گناه از اقامه نماز شب محروم مى گردد.(11)
    مردى خدمت امیرالمؤمنین (ع) آمد و گفت: از نماز شب محروم شده‏ام. حضرت فرمود: گناهان تو مانع شده و توفیق را از تو سلب کرده است.(12)
    اولین توفیقى که از آدم گناهکار سلب مى شود، لذت عبادت و مناجات با خداست ; زیرا قلب گناهکار را قساوت گرفته و این لذت را احساس نمى کند تا شب زنده دارى کند و جان و دل را به خدا بسپارد.
    امام صادق(ع) مى فرماید: "نماز شب کفارة گناه روز است".(13)
    پیامبر (ص) فرمود:"همواره جبرئیل به نماز شب سفارش مى‏کرد تا گمان کردم که بهترین امت من هرگز نخواهند خوابید و شب زنده دار خواهند بود.(14) امام صادق (ع) فرمود: "هر کس نماز شب نخواند، مغبون خواهد بود".(15)
    امام صادق(ع) مى فرماید: "نماز شب چهره را زیبا و بوى را خوش و روزى را فروان و قرض را ادا مى کند . اندوه را مى برد و دیده را روشن مى سازد".(16)
    در اهمیت و فضیلت نماز شب همین بس که خدا بعد از آمادگى پیامبرش مى فرماید: "آماده باش که به زودى کلامى سنگین بر تو نازل مى کنیم؛ کلامى که قبلاً باید خود را براى تحمّلش آماده کرده باشى . بهترین وسیله براى صفاى نفس و سخن با حضور قلب گفتن، هنگام شب است که خدا آن را پدید آورده است.(17)
    در ارزش نماز شب کافى است که بدانیم قرآن مجید ثواب آن را براى انسان ها قابل درک نمى داند: "مؤمنان حقیقى شب ها پهلو از بستر بر مى دارند .خدا را با بیم وامید مى خوانند .از آن چه روزی شان کرده ایم انفاق مى کنند. پس هیچ کس نمى داند به پاداش اعمال شان چه نعمت ها به عنوان چشم روشنى براى آن ها آماده شده است". (18)
    امام عسکری(ع) مى فرماید: "رسیدن به خدا سفرى است که جز با مَرْکب نماز شب نتوان به آن رسید". (19)
    در روایات فوائدى از قبیل: پاک شدن گناهان، سلامتى بدن، وسعت رزق و رضایت پروردگار بر نماز شب آمده است. (20)

    پی نوشت ها:
    1. اسراء (17) آیه 79.
    2. مزمّل (73) آیه 1 و2.
    3. بحارالانوار، ج 84، ص 143.
    4. همان، ص 144.
    5. همان، ص 140، حدیث 7.
    6. بحارالانوار, ج 84 ص 138.
    7. همان، ص 141.
    8.همان، ص 141.
    9. همان, ج 73 ص 330.
    10. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    11. بحارالانوار, ج 73 ،ص 330.
    12. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    13. بحارالأنوار، ج 84، ص 136.
    14.همان، ص 139.
    15. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    16. سفینه البحار، ج 2، ص 46.
    17. مزمل، آیه 5 و 6.
    18. سجده (32) آیة 16 و 17.
    19. بحارالأنوار، ج 75، ص 380.
    20. میزان الحکمه، عنوان 2311 .


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    چون در فصل بهار قران قرار داریم خوب است یاد آوری گردد که تلاوت قران در مسله مورد بحث نقش اساسی دارد لذا در این جا
    ده مورد از آداب تلاوت قرآن ذکر می شود :
    پیامبر گرامى (ص) مى فرماید : «خانه هاى خود را با تلاوت قرآن نورانى کنید.(1)
    قرائت قرآن ، آدابى دارد که به برخى از آن ها اشاره مى شود :
    1- مسواک زدن ،
    پیامبر(ص) می فرماید:با دهان پاکیزه تلاوت قرآن نمایید.(2)
    2- وضو داشتن ، هنگام تلاوت قرآن .(3)
    3- پناه بردن به خداوند :
    قرآن در سوره نحل آیه 98 مى فرماید : «وقتى قرآن مى خوانى، از شرّ شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر .
    4- قرائت بهتر است از روى قرآن باشد ، پیامبر می فرماید : قرائت قرآن از روى مصحف بهترین اعمال امّت من است . (4)
    5- قرائت قرآن با صداى خوش که پیامبر فرمود: هر چیزى زیورى دارد و زیور قرآن ، صوت نیکو است(5)
    6- قرائت قرآن همراه با خشوع :
    قرآن در سوره حدید آیه 16 مى فرماید : آیا وقت آن نرسیده است که دل هاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده ، خاشع گردد؟
    7-قرائت همراه با حزن و با حالت اندوه :
    پیامبر فرمود : قرآن همراه با حزن نازل شده است. هنگامى که قرآن مى خوانید ، گریه کنید و اگر گریه نکردید ، حالت گریه به خود بگیرید.(6)
    8- تلاوت قرآن همراه با ترتیل:
    قرآن درسوره مزمل آیه 4 مى فرماید :و رتّل القرءان ترتیلاً ; قرآن را با دقّت و آرامش بخوان.
    9- تدبر در قرآن ;
    شایسته است قارى قرآن تنها به خواندن الفاظ ، بدون توجه به معانى آن ، اکتفا نکند ; بلکه همراه با قرائت آن در معانى قرآن اندیشه کند . از آیاتش پند گیرد ; چنان که امیرمؤمنان على (ع) در وصف پرهیزکاران مى فرماید :
    «آنان در شب به پا خواسته و قرآن را شمرده و با تدبّر تلاوت مى کنند . دل خویش را با آن محزون مى سازند . دواى درد خود را از آن مى گیرند . هرگاه به آیه اى برسند که در آن تشویق باشد ، با علاقه و امید به آن روى مى آورند . روح و جان شان با شوق بسیار در آن خیره مى شود . آن را همواره «نصب العین » خود مى سازند. هر گاه آیه اى تلاوت کنند که در آن بیم باشد ، گوش ها و دل های خود را براى شنیدن آن باز مى کنند. صداها و ناله هاى آتش در گوش شان طنین انداز است (7).

    پی نوشت ها :
    1. کافی ،ج2 ،ص 610 .
    2. همان ، ج 2 ، ص 574 .
    3. بحارالأنوار ، ج 89 ، ص 213 .
    4. همان، ص 210 ، حدیث 2 .
    5. همان ، ص 202 .
    6. کافى ، ج 2 ، ص 615 .
    7. نهج البلاغه ، خطبه متقین ،193.


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روزه، چشمه رحمت الهى را در وادى دل انسان هاى حق طلب جارى مى كند.
    روزه، مائده هاى آسمانى را بر سفره دل انسان هاى روزه دار مى چيند.
    روزه، در ميدان صبر و بردبارى، روح انسان را استوار مى سازد.
    روزه، ظلمت خودخواهى و خودمحورى را مبدل به نورانيت تواضع و ايثار مى نمايد.
    روزه، نجات دهنده گناه كاران پشيمان، از دهانه دوزخ است.
    روزه، شوق به خوبى ها و سبقت در حسنات را در وجود انسان مى پروراند.
    روزه، زيباكننده چهره شخصيت انسان در پرتو عبادات است.
    روزه، جان انسان را در مسير نسيم هاى رحمت الهى قرار مى دهد.
    روزه،پاك كننده چهره دل، از غبار گناه و لغزش است.
    روزه، پلى است كه انسان را از رودخانه مسموم هواى نفس عبور داده، به ساحل سعادت مى رساند.
    روزه، خانه تكانى دل از گناه و آلودگى است.
    روزه، در گوش جان انسان هاى مؤمن، سرود وصل به خدا را سر مى دهد.
    روزه، شكوفاكننده نهال ايمان در بوستان جان انسان است.
    روزه، تودهنى زدن به شيطان، اين دشمن ديرينه هدايت است.
    روزه، شهد شيرين حضور در بهشت را در كام دل انسان مخلص فرو مى ريزد.



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فواید و کرامات شب نماز شب ؟

    نماز شب دارای فواید بسیار ارزشمندی است(1) که برخی از فواید نماز شب بیان می گردد.
    نماز شب از جمله نمازهاى مستحبى اما مورد سفارش بسیار اولیاى دین است. خداوند به پیامبرش خطاب مى کند: "پاسى از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان. این یک وظیفه اضافى براى تو است، تا پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد".(2) "اى جامه به خود پیچیده (مخاطب پیامبر است) شب را، جز کمى به پا خیز".(3)
    شب نزد عارفان مقوله‏اى پر معنا و جاذبه‏اى فوق العاده دارد. غوغاى روز موجب سرگرمى و غفلت انسان‏ها شده است، شب که فرا مى رسد، سکوتى شوق‏انگیز عرصه گیتى را فرا مى گیرد و لحظات زیباى معنوى آفریده مى شود.
    خدا شب را براى رسول گرامى‏اش بهترین موقع جهت انجام تهجّد بر شمرده است و از او مى خواهد که از خفتن و آسایش کم کرده، به پا خیرد و با راز و نیاز در آمیزد.
    عبادت شبانه هر چه به سحر نزدیک‏تر باشد، تحصیل معرفت آسان‏تر است.
    مقام محمود یعنى "شفاعت کبرى" دستاورد عبادت شبانگاهى رسول اسلام است.
    نماد برتر عبادت شبانه، نماز شب است که بر رسول گرامى واجب بوده است.
    رسول اسلام(ص) فرمود: "بهترین شما کسانى هستند که در سخن گفتن مؤدبند. گرسنگان را سیر مى کنند و در شب، هنگامى که مردم خوابند، نماز مى خوانند".(4)
    امیر مؤمنان فرمود: "قیام شب موجب صحت جسم و خشنودى پروردگار و در معرض رحمت او قرار گرفتن و تمسک به اخلاق پیامبران است".(5)
    امام صادق(ع) فرمود: "سه چیز است که افتخار مؤمن و زینت او در دنیا و آخرت است: نماز در آخر شب، بى اعتنایى به آن چه در دست مردم است و ولایت امام از اهل بیت پیامبر".(6)
    پیامبر اسلام در وصیتى به مولاى متقیان مى فرماید: "تو را به امورى سفارش مى کنم. همه را حفظ کن... بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب".
    رسول اکرم (ص)فرمود: اشرف امت من حاملان قرآن کریم و یاران شب (شب زنده داران ) هستند.(7)
    رسول اکرم )ص )فرمود: شرافت مؤمن نماز شب او است و عزّتش خوددارى از آسیب رساندن به عرض و آبروى مردم مى باشد.(8)
    امام محمد باقر(ع)فرمود: سه چیز مقام و درجه است : 1 سلام را آشکارا گفتن و طعام دادن به دیگران و نماز شب خواندن درحالى که مردم به خواب باشند.(9)
    نماز شب و شب زنده دارى موجب سرور و وجد درونى انسان مى شود. انسان اگر نماز شب بخواند سیماى نورانى پیدا مى کند و پیامبر اکرم )ص)در این خصوص فرمودند:
    کسى که بیشتر نماز شب بخواند, هنگام روز خوش سیما و نورانى است. (10)
    پیامبر (ص) فرمود: "هنگامى که در نیمه شب انسان با خداى خود خلوت مى‏کند و مناجات مى‏نماید، خداوند دل او را نورانى مى‏کند و به ملائکه‏ها مى‏گوید: ببینید چگونه بنده من در نیمه شب با من خلوت کرده است؟ شما شاهد باشید او را آمرزیدم".(11)
    نماز شب موجب نورانیت دل و صفاى باطن مى شود و این طور نیست که هر کس توفیق به اقامه نماز شب پیداکند, بلکه باید مقدمات این امر به خوبى مهیا باشد, یعنى شخص از گناه و عصیانگرى به دور باشد تا توفیق بر اقامه این عبادت پر فیض را پیدا کند. امام صادق (ع)فرمود: به راستى انسان گناهکار بر اثر گناه از اقامه نماز شب محروم مى گردد.(12)
    مردى خدمت امیرالمؤمنین (ع) آمد و گفت: من از نماز شب محروم شده‏ام. حضرت فرمود: گناهان تو مانع شده و توفیق را از تو سلب کرده است.(13)
    اولین توفیقى که از آدم گناهکار سلب مى شود لذت عبادت و مناجات با خداست ; زیرا قلب گناهکار را قساوت گرفته و این لذت را احساس نمى کند تا شب زنده دارى کند و جان و دل را به خدا بسپارد.
    امام صادق(ع) مى فرماید: "نماز شب کفارة گناه روز است".(14)
    پیامبر (ص) فرمود:"همواره جبرئیل به نماز شب سفارش مى‏کرد تا گمان کردم که بهترین امت من هرگز نخواهند خوابید و شب زنده دار خواهند بود(15)
    صادق (ع) فرمود: "هر کس نماز شب نخواند، مغبون خواهد بود".(16)
    امام صادق(ع) مى فرماید: "نماز شب چهره را زیبا و بوى را خوش و روزى را فروان و قرض را ادا مى کند و اندوه را مى برد و دیده را روشن مى سازد".(17)
    در اهمیت و فضیلت نماز شب همین بس که خدا بعد از آمادگى پیامبرش مى فرماید: "آماده باش که به زودى کلامى سنگین بر تو نازل مى کنیم؛ کلامى که قبلاً باید خود را براى تحمّلش آماده کرده باشى و بهترین وسیله براى صفاى نفس و سخن با حضور قلب گفتن، هنگام شب است که خدا آن را پدید آورده است.(18)
    در ارزش نماز شب کافى است که بدانیم قرآن مجید ثواب آن را براى انسان ها قابل درک نمى داند: "مؤمنان حقیقى شب ها پهلو از بستر بر مى دارند و خدا را با بیم وامید مى خوانند و از آن چه روزیشان کرده ایم انفاق مى کنند. پس هیچ کس نمى داند به پاداش اعمالشان چه نعمت ها به عنوان چشم روشنى براى آن ها آماده شده است". (19)
    امام عسکری(ع) مى فرماید: "رسیدن به خدا سفرى است که جز با مَرْکب نماز شب نتوان به آن رسید". (20)
    در روایات فوائدى از قبیل: پاک شدن گناهان، سلامتى بدن، وسعت رزق و رضایت پروردگار بر نماز شب آمده است. (21)
    بنابراین نماز شب راهى است که پیامبر را به چنین موقعیتى کریم منتهى مى کند.
    ما نیز پیروان پیامبریم و اگر بخواهیم شعاعى از رحمت الهى را دریافت کنیم، مى بایست بعد از انجام واجبات و ترک محرمات، به مستحباتى چنین بپردازیم، تا قلب و جانمان را از انحرافاتى که هر لحظه ما را تهدید مى کند، پیراسته کنیم.

    پی نوشت ها:
    1. به رساله لُب اللباب، علامه بحرالعلوم رجوع شود.
    2. اسراء (17) آیه 79.
    3. مزمّل (73) آیه 1 و2.
    4. بحارالانوار، ج 84، ص 143، حدیث 1.
    5. همان، ص 144، حدیث 17.
    6. همان، ص 140، حدیث 7.
    7. بحارالانوار, ج 84 ص 138.
    8. بحارالانوار, ج 84 ص 141.
    9. همان.
    10. نهج الفصاحه , حدیث 2813،‌بحارالانوار, ج 73 ص 330.
    11. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    12. بحارالانوار, ج 73 ص 330.
    13. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    14. بحارالأنوار، ج 84، ص 136.
    15. بحارالأنوار، ج 84، ص 139.
    16. میزان الحکمه، عنوان 2311.
    17. سفینة البحار، ج 2، ص 46.
    18. مزمل (73) آیه 5 و 6.
    19. سجده (32) آیة 16 و 17.
    20. بحارالأنوار، ج 75، ص 380.
    21. میزان الحکمه، عنوان 2311.

  8. تشکر


  9. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راهکار عبادت خالصانه ؟

    بحث اخلاص دامنه گسترده ای دارد و با رویکردهای مختلفی قابل تحلیل است اما از منظر عرفان ، اخلاص پاکیزه نمودن عمل از هر گونه شائبه ای نا خالص و ریا و خود نمایی است.
    پدیده اخلاص ممکن است با درجات متفاوت تحقق پیدا کند ، درجه نخست آن تکیه نکردن به عمل و خود را طلب کار تصور نکردن است .
    انسان با اخلاص کسی است که هر عمل نیک را انجام دهد آن را موهبت الهی تلقی نماید که به دست او انجام شده است .
    این درجه از اخلاص موجب می شود که انسان از اعمال نیک خود مزد و پاداشی توقع نداشته باشد ،
    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که خواجه خود روش بنده پروری داند (1)
    درجه دیگر اخلاص آن است که انسان در مسیر بهتر انجام دادن وظایف خویش ، کاستی ها را به حساب خود بگذارد و خویشتن را همواره مقصر تلقی کند و به خود بگوید : چرا بهتر از آن چه انجام داده ،عمل نکرده است ، در حقیقت برداشت او از عملش این گونه باشد که :
    بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آورد
    ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جا آورد (2)
    درجه بعدی اخلاص آن است که انسان از اعمال نیکی که انجام داده ،خویشتن را خالص نماید و توحید چنان در او تجلی کند که با تمام وجود اعتراف مرده و بگوید :
    ما چو ناییم و نوا در ما ز توست ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست
    ما که باشیم ای تو ما را جان جان تا که ما باشیم با تو در میان
    ما همه شیران ولی شیر علم حمله شان از باد باشد دم به دم
    باد ما و بود از داد توست هستی ما جمله از ایجاد توست
    تو زقرآن باز خوان تفسیر بیت گفت ایزد ما ر میت اذ رمیت
    گر بپرانیم تیر ان نی زماست ما کمان و تیر اندازش خداست . (3)
    بنابراین عنصر اخلاص در مرتبه عالی خود به این است که انسان هستی و همه کمالات وجودی و همه چیز تو را از خداوند بداند و هیچ گونه نفسانیت در وجود او باقی نماند . (4)
    با توجه به مراتب گوناگون که برای اخلاص وجود دارد درباره عبادت خالصانه باید گفت:
    عبادت خالصانه از رهگذر بندگی خالصانه حاصل می شود . امام صادق (ع) سخنی بسیار زیبا و شنیدنی دارد :
    « قوم عبدوا الله خوفا ، فتلک عباده العبید ، و قوم عبدوا الله طلب الثواب ، فتلک عباده الاجراء ، و قوم عبدوا الله حبا له ، فتلک عباده الاحرار و هی افضل العباده ؛ (5) برخی مردم خدا را از روی ترس عبادت می کنند ، این عبادت بندگان است .
    عده ای نیز به طمع پاداش عبادت می کنند که این عبادت مزد بگیران است.
    بعضی از روی عشق و محبت نسبت به خدا عبادت می کنند. این عبادت احرار و آزاد مردان است که بهترین عبادت هاست ».
    از این حدیث نورانی به دست می آید گرچه عبادت با هر یک از این انگیزه های ارزشمند و مقبول است اما در مقام مقایسه تفاوت راه از کجاست تا به کجا .عبادت خالصانه عبادتی است که نه از ترس جهنم و نه از طمع بهشت ، بلکه از روی عشق و محبت انجام شود و بهترین عبادت همین نوع عبادت است زیرا فقط خداوند مد نظر است و چیزی غیر از رضای حق و محبت و عشق او هیچ چیزی در کار نیست . (6) پس عبادت خالصانه همان عبادت عاشقانه است.
    امام خمینی (ره ) درباره به دست آوردن اخلاص در هر کاری از جمله اخلاص در عبادت در کتاب گرانسنگ «چهل حدیث » به تفصیل بحث کرده و پیامد ریا و عدم خلوص یاد آور نموده ، از جمله گفته است :
    در هر حال از خدای مهربان در هر وقت ، خصوصا در خلوت با تضرع و استکانت و عجز و مذلت بخواه که تو را هدایت کند به نور توحید و قلب تو را منور کند به بارقه غیبی یک بینی و یک پرستی تا از همه عالم وارهی و همه چیز را نا چیز دانی و با تضرع از آن ذات مقدس خواهش کن که اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدایت فرماید به طریق خلوت و ارادت . مدتی مواظبت کن از قلب خود ، و اعمال و رفتار و حرکات و سکنات خود را تحت مداقه آورده و خفایای قلب را تفتیش کن و حساب شدید از او بکش مثل این که اهل دنیا از یک نفر شر حساب می کشند . هر عملی را که شبه ریا و سالوس در اوست ترک کن. در هر صورت با جدیت کامل و مجاهده شدیده قلب خود را از لوث شرک پاک کنی ، مبادا خدای نا خواسته با این حال مال از این عالم در گذری که کارت زار است . (7)


    پی نوشت :
    1- دیوان حافظ ،ص207
    2- سعدی ، گلستان ص5
    3- مثنوی معنوی ، دفتر اول ،ص31
    4- جلو ه های عرفانی نهضت حسینی ،ص216 ،نشر شبستان کتاب ،قم 1386 ش
    5- الکافی ، ج 2 ،ص 84 ؛نهج البلاغه ، حکمت 237
    6- سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی (ره) ص278 ،نشر موسسه آثار امام خمینی (ره) 1387 ش
    7- چهل حدیث ،ص 54 نشر آثار امام خمینی (ره) 1378 ش

  10. تشکر


  11. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سحر خیزی چه آثار و برکاتی دارد؟

    در آموزی­های دینی ما مراد از سحرخیزی، بیداری همراه با عبادت و تهجد است. در فضیلت و آثار و برکات سحر خیزی و نماز شب روایات فراوانی داریم:
    1- شیخ صدوق در چندین کتاب از پیامبر(ص) نقل می­کند: «اشراف امتی حمله القرآن و اصحاب اللیل؛ شرافتمندان امت من حاملان قرآن و شب زنده داران هستند» (1).
    2- در روایتی از پیامبر آمده است: «مازال جبرئیل یوصینی بقیام اللیل حتی ظننت ان خیار امتی لن نیاموا؛ جبرییل به قدری سفارش سحرخیزی را به من کرد که گمان کردم برگزیدگان و نیکان امت من هرگز نخواهند خوابید» (2).
    3- در حدیثی حضرت صادق(ع) در تفسیر آیه «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ بی شک کارهای نیک، کارهای بد را پاکسازی می کند» فرمود: «صلاة اللیل تذهب بذنوب النهار؛ نماز شب گناهان روز را پاک می کند» (3).
    4- از امام زین العابدین پرسیدند: چرا چهره و صورت شب زنده ترین زیبا است؟ فرمود: چون آنان با پروردگار خویش خلوت کرده اند و خداوند به آن ها جامه ای از نور خویش پوشانده است» (4).
    5- جابر بن عبدالله انصاری می گوید: شنیدم رسول خدا فرمود: «ما اتخذ الله ابراهیم خلیلا الا لاطعامه الطعام و صلاته باللیل والناس نیام؛ خداوند ابراهیم را دوست خود قرار نداد مگر به این خاطر که سفره اش باز بود. هنگامی که مردم در خواب بودند، به نماز می ایستاد» (5).
    6- پیامبر می فرماید: نماز شب موجب خشنودی پروردگار و محبت فرشتگان و روش پیامبران و نور معرفت خدا و
    ریشه ایمان و راحت تن و بدن و ناخشنودی شیطان و سلاح علیه دشمنان و به هدف رسیدن دعا و قبولی اعمال و
    برکت روزی و شفیع میان صاحبش و فرشته مرگ و چراغ قبر و بستر زیر دو پهلو در قبر و پاسخ منکر و نکیر (دو فرشته بازپرس الهی) و مونس و زایر مرده در قبر تا روز قیامت است. در روز قیامت نماز شب، سایه ای بالای سر و تاجی بر تارک صاحبش و جامه ای بر تنش و نور پیشانی و پرده ای میان او و آتش و حجتی برای مؤمن در پیشگاه خدا و سنگینی میزان اعمال و وسیله عبور از پل صراط و کلید در بهشت است» (6).
    7- پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: «و علیک بصلوة اللیل و علیک بصلوة اللیل و علیک بصلوة اللیل؛ بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب، بر تو باد به نماز شب» (7).
    8- در حدیثی حضرت صادق(ع) به فردی به نام سلیمان دیلمی می فرماید: «یا سلیمان لا تدع قیام اللیل فان المغبون من حرم قیام اللیل؛ ای سلیمان! شب زنده داری را از دست مده، چون زیان دیده کسی است که از شب زنده داری محروم گردد» (8).
    9- سحرخیزی و استفاده از هوای مفید آن هنگام، برای‏بدن، نشاط آور است. در حدیث است که:«قیام اللیل مصحة البدن‏» (9) شب زنده‏داری، بدن را تندرست می‏کند.
    در حدیث دیگری اضافه بر آثار معنوی آن، خاصیت درد زدایی برای آن بیان شده است:«. . . و مطردة ‏الداء عن اجسادکم‏». (10)
    10- نماز شب، نشان عشق و محبت انسان به آفریدگار است. علاقه، انسان را از خواب، جدا می‏کند. به راز و نیاز نیمه‏شب، با محبوب وا می‏دارد. اگر عشق نباشد، انسان با چه انگیزه‏ای، در تنهایی و تاریکی، از استراحت دست‏ بشوید و در خلوتی عارفانه، به گفتگو با معشوق بپردازد؟
    در یک حدیث قدسی از قول خداوند، می‏خوانیم:«کذب من زعم انه یحبنی فاذا جنه اللیل نام عنی، الیس کل محب یحب خلوة حبیبه؛ (11) دروغ می‏گوید آن که مدعی محبت من است، ولی وقتی شب‏ فرا می‏رسد، می‏خوابد. آیا مگر هر عاشقی، خلوت با معشوقش را دوست ندارد؟. . .
    11- انسان، با تداوم نماز شب و تهجد و عبادت‏های شبانه، می‏تواند به مقامی‏ از کمال و صفای نفس و قرب به خدا برسد که چشم و گوش و دست‏خدایی پیدا کند(جز حق نبیند، جز حق نشنود و جز حق، عمل نکند)به آن جا برسد که هر دعایی کند، مستجاب گردد. (12)
    وقت نماز شب از نصف شب است تا اذان صبح. با فضیلت‏ترین وقتش ثلث آخر شب است. هر چه به اذان صبح نزدیک‏تر شود، فضیلتش بیش تر می شود. معمولا اولیای الهی زود می خوابیدند تا زود از خواب بیدار شوند. سحر خیزی نیز برخاستن قبل از اذان صبح برای نماز شب است که حداقل به اندازه خواندن نماز شب باشد. اگر بیش تر از آن نیز باشد که مثلاً علاوه بر نماز شب ‌تلاوت قرآن نیز داشته باشد، بهتر است.

    پی نوشت ها :
    1. شمع سحر، سید احمد فهری، انتشارات دارالکتاب، ص 13.
    2. همان، ص 19.
    3. همان، ص 21.
    4. همان، ص 21.
    5. همان، ص 22.
    6. همان، ص 28.
    7. همان، ص 29.
    8. همان، ص 22.
    9. وسائل، ج 5 ص 272.
    10. وافی، ج 2 ص 22.
    11. مصباح الشریعه.
    12. ثواب الاعمال، ص 88.

  12. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لا يُدْرَكُ إِلاّ بِامْتِطاءِ اللَّيْلِ.»:
    وصول به خداوند عزّوجلّ، سفرى است كه جز با عبادت و شب سواری حاصل نگردد.


    (مسند الامام العسکري، ص290)

    هلا ای پهلوان روزه داری !
    نصیبت باد امشب شب سواری
    شب قدر است طی شد فصل هجران
    یقین امشب جهان را شهریاری


  13. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,307
    مورد تشکر
    745 پست
    حضور
    45 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ترس از خدا به چه معناست؟


    ترس به معنای بیم و هراس، یکی از حالات نفسانی است که باعث گریز از خطر یا آمادگی در مقابل خطر می گردد. این خصیصه به خودی خود امری مفید است که باعث بر حذر داشتن انسان از خطرات پیرامون وی می گردد. ترس در زبان عربی «خوف» و «خشیت» نامیده می شود.
    پبین انسان‏ها، از کسانی ترس و هراس باید داشت که قیافه‏ای ترسناک دارند یا ظالم و ستمگر می­باشند، لکن خدا چهره‏ای مادی ندارد که به زشتی و زیبایی متصف شود. حقیقت خدا که ماورای ماده است، چنین توصیف شده است: »اللَّه جمیل و یحب الجمال؛ خدا زیبا است و زیبایی را دوست دارد«.
    از دیگر سو هیچ گونه ظلمی از سوی خدا نسبت به بندگان جاری نیست، که موجب ترس از وی شود.
    ترس از خدا به معنای ترس از مسئولیت هایی است که انسان در برابر وی دارد.
    ترس از این که در مقام انجام تکالیف الهی کوتاهی کرده و از عهده تکلیف به خوبی بر نیاید. به عبارت دیگر ترس از کم کاری‏ها،گناهان وکوتاهی‏ها در مقابل تکالیف الهی است.
    ترس از انجام ندادن مسئولیت انسانی و ارزش‏های عالی، ترس از این که به هدفی که برای آن آفریده شده دست نیابد.
    مولای متقیان(ع) می­فرماید: «هیچ یک از شما ترس نداشته باشید مگر از گناه خویش». (1)
    سرچشمه‏های خوف الهی:
    1- اعمال ناپاک و گناهان بندگان یکی از عوامل خوف از خدا است.
    خدا هم چنان که به بندگان مؤمن خویش وعده بهشت را داده، به گناهکاران و بدکاران وعده عذاب داده است. پس گناه کار از این جهت که عذاب الهی در انتظار او است، خائف است.
    2- در اولیای خدا (پیامبران و امامان و صالحان) نیز خوف الهی وجود دارد تا بدان جا که در حال نماز، بدن مبارکشان به لرزه می افتاد و نیمه شب‏ها از خوف خدا گریسته و به حالت غش می­افتادند. این حالت بدین خاطر است که به جهت درک عظمت الهی، خود را حقیر و کوچک احساس کرده و دچار خشیت و خوف می گردند، یا بدین جهت است که همیشه دغدغه دارند حق عبودیت و بندگی را به انجام نرسانند.
    خدا آن قدر با عظمت است که شکر یکی از هزار نتوان کرد، و یا خوف از آن که لحظه‏ای دچار غفلت از ذکر و یاد خدا شوند.
    3- بین خدا ترسی و آگاهی ارتباط تنگاتنگ است. هر چقدر معرفت انسان به خدا از عمق بیشتری برخوردار باشد، ترسش شدت بیشتری خواهد داشت. خشیت الهی در دل بنده بدون معرفت حاصل نمی‏گردد: »إنّما یخشی اللَّه مِن عباده العلماء؛ به درستی که می ترسند از خدا، (از میان بندگانش) علماء«. (2)
    4- در قرآن أمده :و امّا من خاف مقام ربّه؛ پس آن که بیم داشت از مقام پروردگارش (3)
    مفسران درباره این که منظور از مقام چیست، چهار احتمال داده‏اند:
    أ) مواقف قیامت،
    ب) خوف از علم خداوند: مراقبت دائمی او نسبت به همه انسان‏ها که هیچ چیز از او پوشیده نیست.
    ج) ترس از خدا نه به خاطر آتش دوزخ و خوف از فوت لذت‏های نفسانی در بهشت (طمع نسبت به نعیم بهشتی) بلکه تنها به خاطر مقام پروردگار و جلال و عظمت او.
    پ) منظور مقام عدالت او است. خوف از عدالت به خوف از کوتاهی و قصور اعمال باز می ­گردد. (4)
    اگر انسانی در مقابل عظمت و بزرگی خدا از یک سو و کوتاهی‏ها و گناهان خود از سوی دیگر، خاضع نشد و خشیت الهی در وجود او حاکم نشد، نشانه شجاعت و بزرگی نیست، بلکه نشانگر جهل و نادانی وعدم عاقبت اندیشی است، در نتیجه به دنبال رفع نواقص و توبه نخواهد رفت و در قیامت در حالی خدا را ملاقات می کند که در کوله بار خویش هیچ عمل خیری ندارد.

    پی نوشت‏ها:
    1. نهج البلاغه، حکمت 82.
    2. فاطر (35) آیه 26.
    3. نازعات (79) آیه 41.
    4. ترجمه تفسیر المیزان، ج 19، ص 216.

  14. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود