صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موضع قرآن در مقابل نحو عرب .

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    موضع قرآن در مقابل نحو عرب .




    سلام

    آیا قرآن نحو عرب که ماخوذ از اشعارجاهلی اعراب بدوی بود را تصحیح وامضاء کرد ؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    799 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    موضع قرآن در مقابل نحو عرب .







    کارشناس بحث: استاد میقات



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و درود

    قرآن كريم در ابعاد گوناگون، خدمات شايانی به فرهنگ و ادبيات عربی كرده است؛ خدماتی مانند حفظ زبان و ادبيات عرب، تدوين، شكوفايی و انتشار آن.

    در علم لغت، قرآن قلمرو مفهومی واژگان را که محدود به امور مادی و موضوعات سطح پایین و پیش پا فتاده بوده را به حوزه ارزش ‌های انسانی و معنوی ارتقا داده، و دامنه واژگان عربی را وسعت بخشيده، و با پيرايش زبان عربی از الفاظ مبتذل، مجموعه ‌ای از كلمات فاخر و ادبی را گرد آورده است.

    در علم نحو به دليل اهتمام مسلمانان به درست ‌خوانی قرآن، زمينه تأسيس اين دانش را پديد آورده و با ارائه تركيب‌ های كلامی متنوع در حد اعجاز، موجب غنای زبان عربی شده و فهم، يادگيری و حفظ قواعد ادبی را آسان نموده است.

    در علوم بلاغی با فراهم ‌آوردن زمينه تدوين اين علوم، و با استفاده از تشبيهات و تمثيلات ابتكاری خود، بستر كاربردهای فصيح ‌تر و بليغ‌ تر در زبان عربی را فراهم ساخته است.

    نکته دیگر این که تا قبل از آمدن قرآن، مجموعه یا کتاب مدوّنی از قواعد و قوانین ادبیات و زبان عربی دیده نمی شود، و پس از قرآن است که زبان و ادبیات عرب رشد و بالندگی پیدا کرده و در این زمینه فعالیت شده و قوانین و قواعد زبان و ادبیات عرب، تدوین و آورده شده است.

    فکر می کنم برای شروع گفتگو این مقدار کفایت کند.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و تشكر

    صرف ونحو قرآن ماخوذ از جاهليت بود اما چرا در آياتي از مصحف فعلي وهمچنين قرائات مختلف ، برخلاف قواعد زبان عربي كلماتي آمده است ؟

    بعنوان مثال حسن بصري كه از قراء اربعه عشر است در سوره حمد ميخوانده : الحمدِ للهِ رب العالمين ، بكسر دال !

    و: يُعبَدُ :‌ بجاي نَعبدُ

    چرا چون لغت تميم وبعضي غطفان مبني بر كسر مبتدا است نه رفع آن !

    در كجاي قران آمده كه خداوند دستور داده فاعل و مبتداء بايد مرفوع باشند ؟





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    با سلام و تشكر

    صرف ونحو قرآن ماخوذ از جاهليت بود اما چرا در آياتي از مصحف فعلي وهمچنين قرائات مختلف ، برخلاف قواعد زبان عربي كلماتي آمده است ؟

    بعنوان مثال حسن بصري كه از قراء اربعه عشر است در سوره حمد ميخوانده : الحمدِ للهِ رب العالمين ، بكسر دال !

    و: يُعبَدُ :‌ بجاي نَعبدُ

    چرا چون لغت تميم وبعضي غطفان مبني بر كسر مبتدا است نه رفع آن !

    در كجاي قران آمده كه خداوند دستور داده فاعل و مبتداء بايد مرفوع باشند ؟



    با سلام و درود

    قواعد زبان عربی پس از قرآن، رواج یافته و تدوین گردیده است.

    از طرفی قرآن به لغت و زبان قریش که فصیح ترین نزد عرب بوده نازل شده است. لذا اگر گویشی خلاف گویش قریش بوده است، دلیل نمی شود تا قرآن هم همانند او باشد زیرا قرآن بر گویش و زبانِ فصیح است، نه غیر فصیح.

    لذا اگر بپذیریم در گویشی چنین بوده که به مبتدا رفع نمی دادند، این بر خلاف گویش قریش که گویش فصیح بوده می باشد، و قرآن هم که بر اساس گویش قریش بوده است؛ لذا تفاوت بین این دو دیده می شود.

    مطلب دیگر، قرآن کتاب قواعد ادبیات عرب نیست تا به دنبال قاعده مرفوع بودن مبتدا باشیم. قرآن کتاب هدایت و راهنمایی بشر است. بله قرآن باعث شد تا زبان ادبیات عرب ـ گویش قریش که فصیح ترین گویش ها بوده ـ رواج و رونق یافته و بر اساس آن قواعد زبان عرب نیز تدوین شود.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    150
    تشکر:
    1
    حضور
    21 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست




    با سلام و درود

    قواعد زبان عربی پس از قرآن، رواج یافته و تدوین گردیده است.

    از طرفی قرآن به لغت و زبان قریش که فصیح ترین نزد عرب بوده نازل شده است. لذا اگر گویشی خلاف گویش قریش بوده است، دلیل نمی شود تا قرآن هم همانند او باشد زیرا قرآن بر گویش و زبانِ فصیح است، نه غیر فصیح.

    لذا اگر بپذیریم در گویشی چنین بوده که به مبتدا رفع نمی دادند، این بر خلاف گویش قریش که گویش فصیح بوده می باشد، و قرآن هم که بر اساس گویش قریش بوده است؛ لذا تفاوت بین این دو دیده می شود.

    مطلب دیگر، قرآن کتاب قواعد ادبیات عرب نیست تا به دنبال قاعده مرفوع بودن مبتدا باشیم. قرآن کتاب هدایت و راهنمایی بشر است. بله قرآن باعث شد تا زبان ادبیات عرب ـ گویش قریش که فصیح ترین گویش ها بوده ـ رواج و رونق یافته و بر اساس آن قواعد زبان عرب نیز تدوین شود.
    با سلام وتسليت شهادت شاه مردان ع

    چون كوچكترين حركتي در معني و مقصود آيه تغير ايجاد ميكند پس مهم است كه ادبيات عرب بخوبي شناخته شود .

    اما گفتيد بلغت قريش ، بكدام لغت قبيله ؟

    امام سیوطی در اتقانش اورده :

    وَقَالَ أَبُو بَكْرٍ الْوَاسِطِيُّ فِي كِتَابِهِ: الْإِرْشَادُ فِي الْقِرَاءَاتِ الْعَشْرِ: فِي الْقُرْآنِ مِنَ اللُّغَاتِ خَمْسُونَ لُغَةً (50 لغت): لُغَةُ قُرَيْشٍ وَهُذَيْلٍ وَكِنَانَةَ وَخَثْعَمَ وَالْخَزْرَجِ وَأَشْعَرَ وَنُمَيْرٍ وَقَيْسِ وعيلان وجرهم واليمن وأزدشنوءة وَكِنْدَةَ وَتَمِيمٍ وَحِمْيَرٍ وَمَدْيَنَ وَلَخْمٍ وَسَعْدِ الْعَشِيرَةِ وَحَضْرَمَوْتَ وَسَدُوسٍ وَالْعَمَالِقَةِ وَأَنْمَارٍ وَغَسَّانَ وَمَذْحِجٍ وَخُزَاعَةَ وَغَطَفَانَ وسبأ وعمان وبنو حَنِيفَةَ وَثَعْلَبَةَ وَطَيِّئٍ وَعَامِرِ بْنِ صَعْصَعَةَ وَأَوْسٍ وَمُزَيْنَةَ وَثَقِيفٍ وَجُذَامٍ وَبَلِيٍّ وَعُذْرَةَ وَهَوَازِنَ وَالنَّمِرِ وَالْيَمَامَةِ.

    وَمِنْ غَيْرِ الْعَرَبِيَّةِ: الْفُرْسِ وَالرُّومِ وَالنَّبَطِ وَالْحَبَشَةِ وَالْبَرْبَرِ وَالسُّرْيَانِيَّةِ وَالْعِبْرَانِيَّةِ وَالْقِبْطِ.

    وَأَخْرَجَ أَبُو عُبَيْدٍ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: نَزَلَ الْقُرْآنِ بِلُغَةِ الْكَعْبِيِّينَ: كَعْبِ قُرَيْشٍ وَكَعْبِ خُزَاعَةَ قِيلَ: وَكَيْفَ ذَاكَ؟ قَالَ: لْأَنَّ الدَّارَ وَاحِدَةٌ - يَعْنِي أَنَّ خُزَاعَةَ كَانُوا جِيرَانَ قُرَيْشٍ فَسَهُلَتْ عَلَيْهِمْ لُغَتُهُمْ.
    وَقَالَ أَبُو حَاتِمٍ السِّجِسْتَانِيُّ: نَزَلَ بِلُغَةِ قُرَيْشٍ وَهُذَيْلٍ وَتَمِيمٍ وَالْأَزْدِ وَرَبِيعَةَ وَهَوَازِنَ وَسَعْدِ بْنِ بَكْرٍ وَاسْتَنْكَرَ ذَلِكَ ابْنُ قُتَيْبَةَ وَقَالَ: لَمْ يَنْزِلِ الْقُرْآنُ إِلَّا بِلُغَةِ قُرَيْشٍ وَاحْتَجَّ بِقَوْلِهِ تَعَالَى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ} فَعَلَى هَذَا تَكُونُ اللُّغَاتُ السَّبْعُ فِي بُطُونِ قُرَيْشٍ وَبِذَلِكَ جَزَمَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَهْوَازِيُّ.اتقان


    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قوله تعالى: {مُرَاغَماً} قال: منفسحا بلغة هذيل قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الشاعر:
    وأترك أرض هجرة إِنَّ عِنْدِي
    رَجَاءً فِي الْمُرَاغَمِ وَالتَّعَادِي
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {حُبّاً جَمّاً} قال: كثيرا قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ أُمَيَّةَ:
    إِنْ تَغْفِرِ اللَّهُمَّ تَغْفِرُ جَمًّا
    وَأَيُّ عَبْدٍ لَكَ لَا أَلَمَّا
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تعالى: {غَاسِقٍ} قال: الظلمة قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ زُهَيْرٍ:
    ظَلَّتْ تَجُوبُ يَدَاهَا وَهِيَ لَاهِيَةٌ
    حَتَّى إِذَا جَنَحَ الْإِظْلَامُ وَالْغَسَقُ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ} قال: النفاق قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الشَّاعِرِ:
    أُجَامِلُ أَقْوَامًا حَيَاءً وَقَدْ أَرَى
    صُدُورَهُمْ تَغْلِي عَلَيَّ مِرَاضُهَا
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {يَعْمَهُونَ} قال: يلعبون ويترددون قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْأَعْشَى:
    أُرَانِي قَدْ عَمِهْتُ وَشَابَ رَأْسِي
    وَهَذَا اللِّعْبُ شَيْنٌ بِالْكَبِيرِ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {إِلَى بَارِئِكُمْ} قال: خالقكم قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ تُبَّعٍ:
    شَهِدْتُ عَلَى أَحْمَدَ أَنَّهُ
    رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ بَارِي النَّسَمْ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {لَا رَيْبَ فِيهِ} قال: لا شك فِيهِ قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ ابْنِ الزِّبَعْرَى:
    لَيْسَ فِي الْحَقِّ يَا أُمَامَةَ رَيْبٌ
    إِنَّمَا الرَّيْبُ مَا يَقُولُ الْكَذُوبُ

    بلغة هذيل:
    {وَالرُّجْزَ} : العذاب.
    {شَرَوْا} : باعوا.
    {عَزَمُوا الطَّلاقَ} : حققوا.
    {صَلْداً} : نقيا.
    {آنَاءَ اللَّيْلِ} : ساعاته.
    {مِنْ فَوْرِهِمْ} : وجههم.
    {مِدْرَاراً} : متتابعا.
    {فُرْقَاناً} : مخرجا.
    {حَرِّضِ} : حض.
    {عَيْلَةً} : فاقة.
    {وَلِيجَةً} : بطانة.
    {انْفِرُوا} : اغزوا.
    {السَّائِحُونَ} : الصائمون.
    {الْعَنَتَ} : الإثم.

    وبلغة كندة:
    {فِجَاجاً} : طرقا.
    {وَبُسَّتِ} : فتتت.
    {تَبْتَئِسْ} : تحزن.

    وَقَالَ ابْنُ الْجَوْزِيِّ فِي فُنُونِ الْأَفْنَانِ: فِي الْقُرْآنِ بِلُغَةِ هَمَذَانَ:
    {وَرَيْحَانٌ} : الرزق.
    {عَيْنٍ} : بيض.
    {وَعَبْقَرِيٍّ} : الطَّنَافِسُ.

    وبلغة نصر بن معاوية:

    {خَتَّارٍ} : الْغَدَّارُ.
    وَبِلُغَةِ عَامِرِ بْنِ صَعْصَعَةَ:
    {وَحَفَدَةً} : الحفدة: الخدم.
    وبلغة ثقيف:
    {تَعُولُوا} : الْعَوْلُ الْمَيْلُ.
    وَبِلُغَةِ عَكٍّ.
    {الصُّورِ} : الْقَرْنُ.



    ابن مسعود از شکم عرب وقریش بود ولغت هذیل هم فصحیح وبدون مشکل .... وصحیحترین قرائت را داشت چون از امام علی ع مصلح نحو عرب آموخته بود . هم مصحفش دقیقترین مصاحف :


    امام سیوطی در اتقانش اورده :

    وَقَالَ أَبُو بَكْرٍ الْوَاسِطِيُّ فِي كِتَابِهِ: الْإِرْشَادُ فِي الْقِرَاءَاتِ الْعَشْرِ: فِي الْقُرْآنِ مِنَ اللُّغَاتِ خَمْسُونَ لُغَةً (50 لغت): لُغَةُ قُرَيْشٍ وَهُذَيْلٍ وَكِنَانَةَ وَخَثْعَمَ وَالْخَزْرَجِ وَأَشْعَرَ وَنُمَيْرٍ وَقَيْسِ وعيلان وجرهم واليمن وأزدشنوءة وَكِنْدَةَ وَتَمِيمٍ وَحِمْيَرٍ وَمَدْيَنَ وَلَخْمٍ وَسَعْدِ الْعَشِيرَةِ وَحَضْرَمَوْتَ وَسَدُوسٍ وَالْعَمَالِقَةِ وَأَنْمَارٍ وَغَسَّانَ وَمَذْحِجٍ وَخُزَاعَةَ وَغَطَفَانَ وسبأ وعمان وبنو حَنِيفَةَ وَثَعْلَبَةَ وَطَيِّئٍ وَعَامِرِ بْنِ صَعْصَعَةَ وَأَوْسٍ وَمُزَيْنَةَ وَثَقِيفٍ وَجُذَامٍ وَبَلِيٍّ وَعُذْرَةَ وَهَوَازِنَ وَالنَّمِرِ وَالْيَمَامَةِ.
    وَمِنْ غَيْرِ الْعَرَبِيَّةِ: الْفُرْسِ وَالرُّومِ وَالنَّبَطِ وَالْحَبَشَةِ وَالْبَرْبَرِ وَالسُّرْيَانِيَّةِ وَالْعِبْرَانِيَّةِ وَالْقِبْطِ.

    وَأَخْرَجَ أَبُو عُبَيْدٍ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: نَزَلَ الْقُرْآنِ بِلُغَةِ الْكَعْبِيِّينَ: كَعْبِ قُرَيْشٍ وَكَعْبِ خُزَاعَةَ قِيلَ: وَكَيْفَ ذَاكَ؟ قَالَ: لْأَنَّ الدَّارَ وَاحِدَةٌ - يَعْنِي أَنَّ خُزَاعَةَ كَانُوا جِيرَانَ قُرَيْشٍ فَسَهُلَتْ عَلَيْهِمْ لُغَتُهُمْ.
    وَقَالَ أَبُو حَاتِمٍ السِّجِسْتَانِيُّ: نَزَلَ بِلُغَةِ قُرَيْشٍ وَهُذَيْلٍ وَتَمِيمٍ وَالْأَزْدِ وَرَبِيعَةَ وَهَوَازِنَ وَسَعْدِ بْنِ بَكْرٍ وَاسْتَنْكَرَ ذَلِكَ ابْنُ قُتَيْبَةَ وَقَالَ: لَمْ يَنْزِلِ الْقُرْآنُ إِلَّا بِلُغَةِ قُرَيْشٍ وَاحْتَجَّ بِقَوْلِهِ تَعَالَى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ} فَعَلَى هَذَا تَكُونُ اللُّغَاتُ السَّبْعُ فِي بُطُونِ قُرَيْشٍ وَبِذَلِكَ جَزَمَ أَبُو عَلِيٍّ الْأَهْوَازِيُّ.اتقان


    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قوله تعالى: {مُرَاغَماً} قال: منفسحا بلغة هذيل قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الشاعر:
    وأترك أرض هجرة إِنَّ عِنْدِي
    رَجَاءً فِي الْمُرَاغَمِ وَالتَّعَادِي
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {حُبّاً جَمّاً} قال: كثيرا قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ أُمَيَّةَ:
    إِنْ تَغْفِرِ اللَّهُمَّ تَغْفِرُ جَمًّا
    وَأَيُّ عَبْدٍ لَكَ لَا أَلَمَّا
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تعالى: {غَاسِقٍ} قال: الظلمة قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ زُهَيْرٍ:
    ظَلَّتْ تَجُوبُ يَدَاهَا وَهِيَ لَاهِيَةٌ
    حَتَّى إِذَا جَنَحَ الْإِظْلَامُ وَالْغَسَقُ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ} قال: النفاق قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الشَّاعِرِ:
    أُجَامِلُ أَقْوَامًا حَيَاءً وَقَدْ أَرَى
    صُدُورَهُمْ تَغْلِي عَلَيَّ مِرَاضُهَا
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {يَعْمَهُونَ} قال: يلعبون ويترددون قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْأَعْشَى:
    أُرَانِي قَدْ عَمِهْتُ وَشَابَ رَأْسِي
    وَهَذَا اللِّعْبُ شَيْنٌ بِالْكَبِيرِ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {إِلَى بَارِئِكُمْ} قال: خالقكم قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ تُبَّعٍ:
    شَهِدْتُ عَلَى أَحْمَدَ أَنَّهُ
    رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ بَارِي النَّسَمْ
    قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: {لَا رَيْبَ فِيهِ} قال: لا شك فِيهِ قَالَ: وَهَلْ تَعْرِفُ الْعَرَبُ ذَلِكَ؟ قَالَ: نَعَمْ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ ابْنِ الزِّبَعْرَى:
    لَيْسَ فِي الْحَقِّ يَا أُمَامَةَ رَيْبٌ
    إِنَّمَا الرَّيْبُ مَا يَقُولُ الْكَذُوبُ

    بلغة هذيل:
    {وَالرُّجْزَ} : العذاب.
    {شَرَوْا} : باعوا.
    {عَزَمُوا الطَّلاقَ} : حققوا.
    {صَلْداً} : نقيا.
    {آنَاءَ اللَّيْلِ} : ساعاته.
    {مِنْ فَوْرِهِمْ} : وجههم.
    {مِدْرَاراً} : متتابعا.
    {فُرْقَاناً} : مخرجا.
    {حَرِّضِ} : حض.
    {عَيْلَةً} : فاقة.
    {وَلِيجَةً} : بطانة.
    {انْفِرُوا} : اغزوا.
    {السَّائِحُونَ} : الصائمون.
    {الْعَنَتَ} : الإثم.

    وبلغة كندة:
    {فِجَاجاً} : طرقا.
    {وَبُسَّتِ} : فتتت.
    {تَبْتَئِسْ} : تحزن.

    وَقَالَ ابْنُ الْجَوْزِيِّ فِي فُنُونِ الْأَفْنَانِ: فِي الْقُرْآنِ بِلُغَةِ هَمَذَانَ:
    {وَرَيْحَانٌ} : الرزق.
    {عَيْنٍ} : بيض.
    {وَعَبْقَرِيٍّ} : الطَّنَافِسُ.


    وبلغة نصر بن معاوية:
    {خَتَّارٍ} : الْغَدَّارُ.
    وَبِلُغَةِ عَامِرِ بْنِ صَعْصَعَةَ:
    {وَحَفَدَةً} : الحفدة: الخدم.
    وبلغة ثقيف:
    {تَعُولُوا} : الْعَوْلُ الْمَيْلُ.
    وَبِلُغَةِ عَكٍّ.
    {الصُّورِ} : الْقَرْنُ.




    ابن مسعود از شکم عرب وقریش بود ولغت هذیل هم فصحیح وبدون مشکل .... وصحیحترین قرائت را داشت چون از امام علی ع مصلح نحو عرب آموخته بود . هم مصحفش دقیقترین مصاحف .







  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیرالبریه نمایش پست
    اما گفتيد بلغت قريش ، بكدام لغت قبيله ؟

    با سلام و درود

    قرآن بر اساس افصح لغات معاصر خودش نازل شده است. البته در این بین مشترکات زیادی با زبان قریش دارد ولی منحصر در آن نیست و از افصح لغات قبایل دیگر که معاصر بوده اند نیز استفاده کرده است.

    بنابر این در قرآن لغات و الفاظ قبایل هم عصرش هست ولی هر آن چه هست از افصح لغات است و لغت غیر فصیح در قرآن نیست.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,634
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    214 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست



    با سلام و درود

    قرآن بر اساس افصح لغات معاصر خودش نازل شده است. البته در این بین مشترکات زیادی با زبان قریش دارد ولی منحصر در آن نیست و از افصح لغات قبایل دیگر که معاصر بوده اند نیز استفاده کرده است.

    بنابر این در قرآن لغات و الفاظ قبایل هم عصرش هست ولی هر آن چه هست از افصح لغات است و لغت غیر فصیح در قرآن نیست.
    سلام علیکم
    ببخشید که اینجا می پرسم. ملاک فصاحت چیه؟ چطور میشه تشخیص داد کدوم گویش فصیح تره؟
    مثلا گویش قریش چه تفاوتی با گویش های دیگه داشته که میگید فصیح تر بوده؟
    یا در زبان فارسی، گویش های لری و ترکی و گیلکی و... کدوم فصیح تر هستن؟


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته:


    اعراب گذاری و پس از آن نقطه گذاری در سالیان بعد از نزول، ابداع و نیز در قرآن مورد استفاده قرا گرفت.

    اولین کسی که علم نحو را پایه گذاری کرد حضرت علی علیه السلام بودند. ایشان به ابوالاسود دُئلی کلیاتی از علم نحو را آموزش دادن و سپس توسط ایشان فروعات آن تدوین گردید و اعراب گذاری و نقطه گذاری در قرآن انجام شد.

    از اصول کلی ای که حضرت علی علیه السلام به ابوالاسود دُئلی تعلیم دادند، انحصار و تقسیم بندی کلمه در سه قسم اسم، فعل و حرف بوده است.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    سلام علیکم
    ببخشید که اینجا می پرسم. ملاک فصاحت چیه؟ چطور میشه تشخیص داد کدوم گویش فصیح تره؟
    مثلا گویش قریش چه تفاوتی با گویش های دیگه داشته که میگید فصیح تر بوده؟
    یا در زبان فارسی، گویش های لری و ترکی و گیلکی و... کدوم فصیح تر هستن؟

    با سلام و درود

    فصاحت، زیبایی و شیوایی کلمات است.

    فصاحت، يعنى روشنى؛ و فصيح كسى را گويند كه گفتارها و عبارات او درهم و پيچيده و موجب نفرت روحى نباشد و به مقتضاى مقام خطاب، مطلبى را واضح و روشن بيان كند.

    به بیان دیگر؛ فصاحت، به معناى واضح بودن كلمات از نظر معنا، و شيوا و روان بودن عبارات از نظر تركيب است.(مباحثى در تاريخ و علوم قرآنى، مجید معارف، ص 80)

    در باره زبان فارسی و تفاوت لهجه ها و ... نمی دانم.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود