جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آزاده بودن به چه حسابی؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آزاده بودن به چه حسابی؟




    سلام....بیان می شود که امام حسین در در برابر سپاه مقابل بیان فرمودند
    اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...
    منظور از آزاده بودن دقیق چیست..و آیا می شود کسی دین نداشته باشد ولی آزاده باشد؟؟و چرا باید آزاده باشد؟بر چه منطقی کسی که دین ندارد باید آزاده باشد و خود را الزام کند که آزاده باشد؟؟
    تشکر

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,632
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    809 پست
    حضور
    118 روز 20 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    آزاده بودن به چه حسابی؟







    کارشناس بحث: استاد مسلم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    160 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط |فاتح| نمایش پست
    سلام....بیان می شود که امام حسین در در برابر سپاه مقابل بیان فرمودند
    اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...
    منظور از آزاده بودن دقیق چیست..و آیا می شود کسی دین نداشته باشد ولی آزاده باشد؟؟و چرا باید آزاده باشد؟بر چه منطقی کسی که دین ندارد باید آزاده باشد و خود را الزام کند که آزاده باشد؟؟
    تشکر
    با سلام و احترام

    آنچه که امام حسین(ع) در کربلا هنگام حمله دشمن به خیمه ها فرمود این است:
    «وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ»(لهوف-ص120)
    ترجمه: وای بر شما اى پيروان آل ابو سفيان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى‏ترسيد، پس در دنياى خود آزاد مرد باشيد.

    «احرار» جمع «حر» در لغت به معنای آزاد است(لسان العرب، ابن منظور، ج4، ص182؛ قاموس قرآن، ج3، ص118) یعنی به معنای خالص از اختلاط و ناصافی ها(التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2، ص190) پس انسان آزاده، انسانی است که از امیال درونی به چیزی که نوع بشر آن را ناپسند می داند آزاد بوده و خالص باشد، همان طور که امام علی(ع) می فرمایند:
    «مَنْ تَرَكَ الشَّهَوَاتِ كَانَ حُرّا»؛ کسی که شهوات را ترک کند حرّ و آزاده است. (بحارالانوار، ج74، ص237)

    با توجه به اینکه شهوات به معنای امیال درونی است، پس طبق فرمایش امام علی(ع) اگر کسی امیال درونی اش را تعدیل کرده و آن را از امور ناپسند بازدارد آزاده است.

    از طرفی ما فارغ از پذیرش دین یا عدم پذیرش آن یک خوبی و بدی هایی داریم که نوع انسانی آن را قبول دارد، اموری مانند نیکو بودن عدالت یا زشتی ظلم که اصطلاحا از آن به «حسن و قبح عقلی یا ذاتی» تعبیر می کنند.(کشف المراد، علامه حلی، ص303)

    یعنی عقل انسان خوبی و بدی بسیاری از افعال را تشخیص می دهد و همچنین فطرتا به آنها گرایش دارد و اگر شهوت و تمایلات حیوانی انسان بر عقل او غالب نمی شد انسان ها همواره در مسیر عقل گام بر می داشتند، و به تعبیر امام علی(ع) حر و آزاده می بودند، و دین آمده است تا انسان را از خوبی هایی که درک نمی کند آگاه کرده، و به سمت خوبی هایی که درک می کند تشویق و ترغیب کند، به همین خاطر متکلمین شیعه معتقد هستند احکام شرعیه به عنوان لطف و یاری کننده احکام عقلیه هستند.(کشف المراد، ص348)

    به همین خاطر است که همواره انسان ها چه مومن و چه کافر سعی بر این دارند که از نیکی افعال خویش دفاع کرده، و آن را در پیش افکار عمومی جامعه مثبت جلوه دهند.
    مثلا امروز سردمداران رژیم صهیونیستی اسرائیل و همچنین آمریکا علی رغم این که به آخرت و معاد و حسابرسی افعالشان فکر نمی کنند، اما سعی می کنند کارهای خویش را در افکار عمومی موجه جلوه بدهند، سعی می کنند خود را خیرخواه و ناصح جلوه داده و افعال خویش را با ملاکهای عمومی هماهنگ جلوه بدهند، این یعنی که بین عامه مردم یک سری ملاکات مشترک وجود دارد که همه آنها را پذیرفته اند.
    کسانی که در کربلا آن جنایت را کردند نیز اگرچه به آخرت و معاد و مانند آن اعتقادی نداشتند و یا دنیا را بر آن ترجیح داده بودند، اما این طور نبود که خوب بودن عدالت را قبول نداشته باشند، بلکه همواره به دنبال این بودند که کار خویش را عدالانه جلوه بدهند، سخنرانی های ایشان علیه امام حسین(ع)، نسبت دادن اتهام خروج علیه حاکم مشروع اسلامی به آن حضرت(ع)، تحریک شریح قاضی جهت صدور فتوای تکفیر امام حسین(ع) و اعمال مشابه آن نشان از این تلاش ها دارد.
    لذا اگرچه می توانستند جنگ به ناحق با امام حسین(ع) را به گونه ای با تهمت هایی به حضرت(ع) توجیه کنند، اما اموری چون حمله به زنان و کودکان امری است که هر فطرت انسانی آن را ناپسند می شمارد، و از آنجا که در میان اعراب وصف جوانمردی از اوصافی بود که اعراب خود را دارای آن دانسته و به آن افتخار می کردند، لذا امام حسین(ع) در کلمات خود به ایشان، به جوانمردی به عنوان یکی از خصوصیات اعراب اشاره می فرماید:
    «وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ؛ فَنَادَاهُ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ فَقَالَ إِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا»(لهوف-ص120)
    ترجمه: واى بر شما اى پيروان آل ابو سفيان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى‏ترسيد، پس دست كم در دنياى خود آزاد مرد باشيد. اگر به گمان خود عرب هستيد به حسب و نسب خود بازگرديد. شمر فرياد زد: «اى پسر فاطمه چه مى‏گويى؟» امام حسين عليه السّلام فرمود: «مى‏گويم من با شما مى‏جنگم و شما با من مى‏جنگيد، زنها تقصيرى ندارند، متجاوزان و نادانان و گمراهان خود را از رفتن به سوى خيمه‏ها جلوگيرى كنيد، و تا زنده‏ام متعرّض حرم من نشويد.

    یا در تعبیر مشابه از ایشان نقل شده که بر نسب عرب، و رواج جوانمردی در آن اشاره فرموده اند، که از آنجا که متن ها شبیه یکدیگر است از ترجمه صرف نظر می کنیم، اما جمله ای که به نسب عرب اشاره شده است را پررنگ می کنیم:
    «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً وَ ارْجِعُوا إِلَى أَنْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ أَعْرَاباً كَمَا تَزْعُمُونَ أَنَا الَّذِي أُقَاتِلُكُم فَكُفُّوا سُفَهَاءَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ‏ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي فَإِنَّ النِّسَاءَ لَمْ يُقَاتِلْنَكُمْ» (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط- القديمة)، ج‏2، ص: 51و52)

    و نیز نقل شده که فرمودند:
    «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْرَاباً فَنَادَاهُ شِمْرٌ فَقَالَ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ قَالَ أَقُولُ أَنَا الَّذِي أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونِّي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتُاتَكُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا» (بحار الانوار، ج45، ص51)

    پس انسان ها چهار دسته هستند:
    برخی علاوه بر عقلانی بودن خوبی ها، به خاطر دستورخداوند و به نیت قربت آنها را انجام می دهند.
    برخی اعتقادی به دین ندارند اما به خاطر دلالت عقل بر خوبی ها از آنها تبعیت کرده و به حقوق دیگران احترام می گذارند، و چنین مردمی در دنیا هم کم نیستند که نه از روی دین، بلکه به خاطر عدالت که لازمه جامعه مدنی است، و به خاطر فرهنگ پذیرفته شده در جامعه، نسبت به اموری چون عدالت ملتزم و از ظلم و تعدی روی گردان هستند.
    برخی نه به دین اعتقاد دارند و نه عقلشان بر شهوتشان غالب است، منتهی برای ساکت کردن افکار عمومی که چنین توقعاتی از ایشان دارند، بالاجبار از ملاک های عمومی تبعیت می کنند.
    البته برخی هم نه دین، نه عقل، و نه حتی شرایط جامعه مانع پیروی از شهوت و تمایلاتشان نمی شود.

    لذا امام با تکیه(ع) بر جوانمردی و آزادگی که از صفات پسندیده در میان اعراب بوده و خود را به خاطر اتصاف به آن تمجید می کرده اند، آنها را متوجه قبح ذاتی حمله به زنان و کودکان ساخت که هر عقل و فطرتی بر آن گواهی میدهد، گواه این درک مشترک هم همین است که سخن امام مظلوم ما بر آن سنگدلان بی غیرت که اعتقادی به معاد و حسابرسی نداشتند، کارگر افتاد و دستور بازگشت از حمله به سمت خیمه ها صادر شد:
    «فَقَالَ الشِّمْرُ لِأَصْحَابِهِ كُفُّوا عَنِ النِّسَاء» (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط- القديمة)، ج‏2، ص: 51و52)
    پس شمر به اصحابش دستور داد از حمله به زنان خودداری کنید.



  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    160 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال:
    در جمله امام حسین(ع) در در برابر سپاه عمر سعد که فرمودند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...»
    منظور از آزاده بودن دقیق چیست؟ آیا می شود کسی دین نداشته باشد ولی آزاده باشد؟؟ طبق چه منطقی کسی که دین ندارد باید آزاده باشد و خود را الزام کند که آزاده باشد؟


    پاسخ:

    آنچه که امام حسین(ع) در کربلا هنگام حمله دشمن به خیمه ها فرمود این است:
    «وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ»(1)
    ترجمه: وای بر شما اى پيروان آل ابو سفيان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى‏ترسيد، پس در دنياى خود آزاد مرد باشيد.

    «احرار» جمع «حر» در لغت به معنای آزاد است(2) یعنی به معنای خالص از اختلاط و ناصافی ها(3) پس انسان آزاده، انسانی است که از امیال درونی به چیزی که نوع بشر آن را ناپسند می داند آزاد بوده و خالص باشد، همان طور که امام علی(ع) می فرمایند:
    «مَنْ تَرَكَ الشَّهَوَاتِ كَانَ حُرّا»؛ کسی که شهوات را ترک کند حرّ و آزاده است. (4)

    با توجه به اینکه شهوات به معنای امیال درونی است، پس طبق فرمایش امام علی(ع) اگر کسی امیال درونی اش را تعدیل کرده و آن را از امور ناپسند بازدارد آزاده است.

    از طرفی ما فارغ از پذیرش دین یا عدم پذیرش آن یک خوبی و بدی هایی داریم که نوع انسانی آن را قبول دارد، اموری مانند نیکو بودن عدالت یا زشتی ظلم که اصطلاحا از آن به «حسن و قبح عقلی یا ذاتی» تعبیر می کنند.(5)

    یعنی عقل انسان خوبی و بدی بسیاری از افعال را تشخیص می دهد و همچنین فطرتا به آنها گرایش دارد و اگر شهوت و تمایلات حیوانی انسان بر عقل او غالب نمی شد انسان ها همواره در مسیر عقل گام بر می داشتند، و به تعبیر امام علی(ع) حر و آزاده می بودند، و دین آمده است تا انسان را از خوبی هایی که درک نمی کند آگاه کرده، و به سمت خوبی هایی که درک می کند تشویق و ترغیب کند، به همین خاطر متکلمین شیعه معتقد هستند احکام شرعیه به عنوان لطف و یاری کننده احکام عقلیه هستند.(6)

    به همین خاطر است که همواره انسان ها چه مومن و چه کافر سعی بر این دارند که از نیکی افعال خویش دفاع کرده، و آن را در پیش افکار عمومی جامعه مثبت جلوه دهند.
    مثلا امروز سردمداران رژیم صهیونیستی اسرائیل و همچنین آمریکا علی رغم این که به آخرت و معاد و حسابرسی افعالشان فکر نمی کنند، اما سعی می کنند کارهای خویش را در افکار عمومی موجه جلوه بدهند، سعی می کنند خود را خیرخواه و ناصح جلوه داده و افعال خویش را با ملاکهای عمومی هماهنگ جلوه بدهند، این یعنی که بین عامه مردم یک سری ملاکات مشترک وجود دارد که همه آنها را پذیرفته اند.
    کسانی که در کربلا آن جنایت را کردند نیز اگرچه به آخرت و معاد و مانند آن اعتقادی نداشتند و یا دنیا را بر آن ترجیح داده بودند، اما این طور نبود که خوب بودن عدالت را قبول نداشته باشند، بلکه همواره به دنبال این بودند که کار خویش را عدالانه جلوه بدهند، سخنرانی های ایشان علیه امام حسین(ع)، نسبت دادن اتهام خروج علیه حاکم مشروع اسلامی به آن حضرت(ع)، تحریک شریح قاضی جهت صدور فتوای تکفیر امام حسین(ع) و اعمال مشابه آن نشان از این تلاش ها دارد.
    لذا اگرچه می توانستند جنگ به ناحق با امام حسین(ع) را به گونه ای با تهمت هایی به حضرت(ع) توجیه کنند، اما اموری چون حمله به زنان و کودکان امری است که هر فطرت انسانی آن را ناپسند می شمارد، و از آنجا که در میان اعراب وصف جوانمردی از اوصافی بود که اعراب خود را دارای آن دانسته و به آن افتخار می کردند، لذا امام حسین(ع) در کلمات خود به ایشان، به جوانمردی به عنوان یکی از خصوصیات اعراب اشاره می فرماید:

    «وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ؛ فَنَادَاهُ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ فَقَالَ إِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا»(7)
    ترجمه: واى بر شما اى پيروان آل ابو سفيان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى‏ترسيد، پس دست كم در دنياى خود آزاد مرد باشيد. اگر به گمان خود عرب هستيد به حسب و نسب خود بازگرديد. شمر فرياد زد: «اى پسر فاطمه چه مى‏گويى؟» امام حسين عليه السّلام فرمود: «مى‏گويم من با شما مى‏جنگم و شما با من مى‏جنگيد، زنها تقصيرى ندارند، متجاوزان و نادانان و گمراهان خود را از رفتن به سوى خيمه‏ها جلوگيرى كنيد، و تا زنده‏ام متعرّض حرم من نشويد.

    یا در تعبیر مشابه از ایشان نقل شده که بر نسب عرب، و رواج جوانمردی در آن اشاره فرموده اند، که از آنجا که متن ها شبیه یکدیگر است از ترجمه صرف نظر می کنیم، اما جمله ای که به نسب عرب اشاره شده است را پررنگ می کنیم:
    «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً وَ ارْجِعُوا إِلَى أَنْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ أَعْرَاباً كَمَا تَزْعُمُونَ أَنَا الَّذِي أُقَاتِلُكُم فَكُفُّوا سُفَهَاءَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ‏ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي فَإِنَّ النِّسَاءَ لَمْ يُقَاتِلْنَكُمْ» (8)

    و نیز نقل شده که فرمودند:
    «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْرَاباً فَنَادَاهُ شِمْرٌ فَقَالَ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ قَالَ أَقُولُ أَنَا الَّذِي أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونِّي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتُاتَكُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا» (9)

    پس انسان ها چهار دسته هستند:
    برخی علاوه بر عقلانی بودن خوبی ها، به خاطر دستورخداوند و به نیت قربت آنها را انجام می دهند.
    برخی اعتقادی به دین ندارند اما به خاطر دلالت عقل بر خوبی ها از آنها تبعیت کرده و به حقوق دیگران احترام می گذارند، و چنین مردمی در دنیا هم کم نیستند که نه از روی دین، بلکه به خاطر عدالت که لازمه جامعه مدنی است، و به خاطر فرهنگ پذیرفته شده در جامعه، نسبت به اموری چون عدالت ملتزم و از ظلم و تعدی روی گردان هستند.
    برخی نه به دین اعتقاد دارند و نه عقلشان بر شهوتشان غالب است، منتهی برای ساکت کردن افکار عمومی که چنین توقعاتی از ایشان دارند، بالاجبار از ملاک های عمومی تبعیت می کنند.
    البته برخی هم نه دین، نه عقل، و نه حتی شرایط جامعه مانع پیروی از شهوت و تمایلاتشان نمی شود.

    لذا امام با تکیه(ع) بر جوانمردی و آزادگی که از صفات پسندیده در میان اعراب بوده و خود را به خاطر اتصاف به آن تمجید می کرده اند، آنها را متوجه قبح ذاتی حمله به زنان و کودکان ساخت که هر عقل و فطرتی بر آن گواهی میدهد، گواه این درک مشترک هم همین است که سخن امام مظلوم ما بر آن سنگدلان بی غیرت که اعتقادی به معاد و حسابرسی نداشتند، کارگر افتاد و دستور بازگشت از حمله به سمت خیمه ها صادر شد:
    «فَقَالَ الشِّمْرُ لِأَصْحَابِهِ كُفُّوا عَنِ النِّسَاء» (10)
    پس شمر به اصحابش دستور داد از حمله به زنان خودداری کنید.

    _____________________________

    1) لهوف، سید بن طاووس، نشر جهان‏، چاپ اول، 1348ش، تهران، ص120.
    2) لسان العرب، ابن منظور، دارالفکر، چاپ سوم، 1414ق، بیروت، ج4، ص182؛ قاموس قرآن، علی اکبر قرشی، دار الكتب الاسلامية، چاپ ششم، 1412ق، تهران، ج3، ص118.
    3) التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، 1368ش، تهران، ج2، ص190.
    4) بحارالانوار، علامه مجلسی، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403ق، بیروت، ج74، ص237.
    5) کشف المراد، علامه حلی، مؤسسة النشر الإسلامي‏، چاپ چهارم، 1413ق، قم، ص303.
    6) همان، ص348.
    7) لهوف-ص120.
    8) كشف الغمة في معرفة الأئمة کشف الغمة، علی بن عیسی اربلی، انتشارات بنى هاشمى‏، چاپ اول، 1381ق، تبریز،ج‏2، ص: 51و52.
    9) بحار الانوار، ج45، ص51.
    10) كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج‏2، ص: 51و52.




  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. توهین از وهن میاد. وهن یعنی چی؟
    توسط roshan_del در انجمن کلیات ترجمه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۰, ۰۰:۱۹
  2. دین اعتقادی یا لسانی؟!
    توسط qalbesalim در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۰۴, ۱۰:۴۶
  3. حجاب حق شخصی یا اجتماعی؟!!
    توسط غم گسار در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۴/۲۷, ۱۹:۴۸
  4. آیا توبه موثرتر است یا تقوا پیشگی؟ چرا؟
    توسط shamime_yas در انجمن تفسیر
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۲, ۱۲:۲۱
  5. برنامه ریزی برای خواب و بیداری؟
    توسط xmanx در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۷, ۲۱:۱۶

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود