جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روح انسان در حالات مختلف

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روح انسان در حالات مختلف




    با سلام و خسته نباشید
    می خواستم بدونم روح در دنیا مادی و بعد از مرگ و برزخ و قیامت و آخرت و در عالم خواب چگونه تجلی پیدا می کند؟ مثلا در این دنیا به صورت همراه با جسم مادی است. آیا در موارد ذکر شده روح با این جسم خاکی است یا فقط روح محض است؟ روح از خداست؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    روح انسان در حالات مختلف







    کارشناس بحث: استاد محراب



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط dr.mahdi نمایش پست
    می خواستم بدونم روح در دنیا مادی و بعد از مرگ و برزخ و قیامت و آخرت و در عالم خواب چگونه تجلی پیدا می کند؟

    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی این نکته را مشخص نماییم که انسان عوالمی را پس از مرک طی می نماید
    عالم برزخ و قیامت کبری است
    یعنی انسان در این دنیا که عالم ماده است و سپس به عالم برزخ منتقل و منتظر قیامت کبری است و سپس در قیامت کبری به حساب و کتاب ایشان رسیدگی خواهد شد.


    روح انسان در عالم ماده
    روح درعالم ماده که خب مشخص است همراه بدن مادی است و هر دو یعنی روح جسم رابطه تنگاتنکی با هم دارند و بر هم تاثیرگذارند و تاثیر پذیر
    هر انسانی ذاتا روح را در خودش درک می کند و زنده بودن انسان در عالم ماده به روح انسان وابسته است و تا زمانی که روح از بدن جدا نشده است انسان زنده است و با جدایی روح از بدن است که انسان می میرد و به برزخ منتقل می شود


    روح انسان در برزخ
    از نظر اسلام مرگ نقطه پایان حیات دنیوی و مفارقت روح از بدن مادی است. و دراین زمان است که روح با پیوستن به کالبدی مثالی در برزخ حیاتی دیگر را آغاز می نماید.جسم و بدن مثالی شبیه به جسم مادی است، لکن بسیاری از ویژگی های بدن مادی را ندارد. امام صادق (ع) می فرماید: هنگامی که خداوند روح مؤمن را قبض کند، آن را در کالبدی همانند بدن دنیایی او قرار می دهد... .(1)
    روح پس از آن كه به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار می‌گیرد و ارتباط او با دنیا قطع می‌گردد؛ البته رابطه روح با افرادی كه در دنیا هستند، امری محال و غیرممكن نیست‌، امّا چنین نیست كه روح هر فردی بتواند با هر كسی كه بخواهد رابطه برقرار كند، چنان كه انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.
    پس روح در عالم برزخ در قالب مثالی است و جسم مادی مختص عالم ماده است.


    پی نوشت:
    1-کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 3، ص 245،



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط dr.mahdi نمایش پست
    آیا در موارد ذکر شده روح با این جسم خاکی است یا فقط روح محض است؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    براساس آيات قرآنى، مسئله معاد، كلى و عمومى بوده و تمام موجودات - از جمله انسان به سوى خداوند متعال بازخواهند گشت(1)
    اما چگونگى معاد، براساس آيات و روايات، هم جسمانى است و هم روحانى ؛ يعنى، هم جسم انسان و هم روح آدمى به سوى خدا باز گشته و در محضر او، حاضر خواهد شد . از اين رو، پس از مرگ نه جسم آدمى معدوم مى‏شود و نه روح او .

    براساس آيات قرآن، انسان در مقام يك موجود و قطعه ‏اى از هستى، هيچ‏گاه معدوم نم ى‏شود ؛ بلكه متحوّل و دگرگون مى ‏شود و براساس حركتى كه از آغاز پيدايش داشته، نتيجه آن را مى‏ بيند در يكى از آيات مى‏ فرمايد: «أَوَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ * وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ * أَوَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى‏ وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ * إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »(2) ؛ «مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‏اى آفريده‏ايم . پس به ناگاه وى ستيزه‏جويى آشكار شده است و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد، گفت: چه كسى اين استخوان‏ها را - كه چنين پوسيده است زندگى مى‏بخشد؟ بگو: همان كسى كه نخستين بار آن را پديد آورد و او است كه به هرگونه آفرينشى دانا است . همو كه برايتان در درخت سبز فام اخگر كه از آن ( چون نيازتان افتد )آتش مى‏افروزيد . آيا كسى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده، توانا نيست كه ( باز) مانند آنها را بيافريند؟ آرى او است آفريننده دانا ؛ چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‏گويد: باش، پس ( بى‏درنگ )موجود مى ‏شود» .
    اين آيات، به روشنى حكايت دارد كه جسم انسان نيز معاد خواهد داشت . از اين رو در پاسخ به كسانى كه منكر معاد بوده و با لحن انكار و استبعاد مى‏گويند: چه كسى به استخوان‏هاى پوسيده حيات مى‏بخشد و آن را در قيامت زنده مى‏ كند ؛ مى ‏فرمايد: آنكه استخوان‏ها را به وجود آورده و به آنها حيات داده است، استخوان‏هاى پوسيده را نيز زنده مى ‏كند (3)
    البته روح و جسمى كه در قيامت در محضر الهى حاضر خواهند گشت، روح و جسم تحوّل يافته و متكامل شده اند ؛ نه همين روح و جسمى كه در اين دنيا بوده‏اند .
    توضيح آنكه انسان، يكى از سرفصل‏هاى حركت خود را در مسير حركت و سير عام خود، با مرگ آغاز مى ‏كند .
    در اين مرحله - كه در ظاهر جدايى ميان جسم و روح پيش مى ‏آيد روح با قبض و اخذ الهى توسط مَلَك قبض شده، در نظام ديگرى - كه مخصوص به روح است وارد مى‏ گردد . در آن نظام و عالم باقى و براساس مسير انتخابى خود در دنيا، به سير و حركت خويش ادامه مى ‏دهد .

    بدن هم در اين نظام، باقى بوده و در شرايط ديگر، وارد مسير جديدى مى ‏شود و با تحوّل و تبدّل خاصى، به حركت خود ادامه مى ‏دهد ؛ انسان اگر بخواهد در سير خود به سوى خدا و لقاى حضرت حق، به عوالم ديگر وارد شود و آن مراحل را طى كند ؛ بايد هم «روح» او متحول گشته و خصوصيات جديدى را كسب كند و يك سلسله رنگ‏ها و معيارها را از دست دهد و تكامل يابد تا متناسب با آن عوالم و موازين آنها شود و هم «جسم» او با حركت و تحوّل خود، خصوصيات و آثار عالم مادى را رها ساخته، با كسب يك سلسله از احكام و قوانين عالم بالا، با آنها متناسب گردد .
    از اين رو، مرگ و انقطاع از دنيا، خود يك مرحله و تحول و يك نوع حركت و تبدّل و پشت سر گذاشتن يكى از عوالم در برگشت به سوى حضرت حق و لقاى او است و براى ورود به مرحله و مراتب بعدى نظام‏ها و عوالم ديگر ضرورى و بايسته است .
    در بعضى از روايات درباره اوصاف، احكام و آثار عوالم ديگر آمده است كه انسان در بهشت پير نمى ‏شود، مريض نمى ‏گردد، غذايش غير از غذاى اينجا است و مشيتش غير از مشيت اين دنيايى است .
    براساس بعضى از آيات، انسان در جهنم مى ‏سوزد ؛ ولى خاكستر نمى ‏شود . بدن بايد چگونه باشد كه بسوزد ولى خاكستر نشود؟ اين گونه آيات و روايات به روشنى حاكى از اين سنت الهى است كه هم روح و هم جسم، بايد متحوّل و متكامل شوند تا قابليت احكام و آثار آن عوالم را بيابند .

    «منِ» آنجا همان «منِ» اينجا است ؛ ولى اين «منِ» تكامل يافته و متحوّل شده و قابليت ورود به عالم قيامت را پيدا كرده است . «من» عوض نمى ‏شود و همان است كه بود ؛ ولى اين «من» منازل و مراحلى را طى كرده، نواقصى را پاك نموده، احكام اين عالم را از دست داده و آماده ورود به عالم قيامت گشته است .
    به هر حال، اين تحولات در سير حركت انسان‏ها به سوى خداوند، براساس سنت و قانون الهى در نظام هستى لازم و بايسته است. اين واقعيت تكوينى است كه آيات قرآن نيز بر آن مهر تأييد گذاشته است: «أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »؛(4) . ؛ «مگر از آفرينش نخستين (خود)به تنگ آمديم؟ (نه‏) بلكه آنها از خلق جديد در شبهه ‏اند» .

    خداوند متعال در اين آيه مى ‏فرمايد: آيا شما( منكران معاد) فكر مى‏كنيد همان يك بار خاك به صورت بدن انسان درآمد، و ديگر عاجز شديم؟! اينها كه اين شبهه را مطرح مى‏ كنند، نمى ‏دانند كه مرتّب در حال آفرينش هستيم و جسم و روح را كه مفارق از بدن است، به سوى خلق جديد در حركت مى ‏بريم . اينها دايم در حال خلق جديدند ؛ ولى خودشان خبر ندارند .
    بنا بر آنچه گفته شد پس از مرگ، روح وارد عالم برزخى شده، حركت خود را در مسيرى كه در دنيا انتخاب كرده، ادامه مى‏ دهد و با تحوّلات و تبدلاتى كه در اين حركت دارد، كامل‏تر شده، متناسب با احكام و آثار عوالم بالاتر مى‏ گردد ؛ اين حركت و تحول براى روح و جسم، بايسته و ضرورى است .
    پس از آنكه روح و بدن، مراتب، مراحل و منازل لازم را براى سنخيت يافتن با عوالم بالا طى كردند ؛ به هم مى‏ پيوندند و وارد عالمى مى ‏شوند كه بايد وارد شوند(5)


    پی نوشت:
    1-
    روم ، آيه 11 ؛ عنكبوت، آيه 19 و 20 ؛ يونس، آيه 34 ؛ انشقاق ، آيات 6 12
    2-
    يس ، آيات 77 - 82 .
    3-
    حج آيه 5 و 6 ؛ ق ، آيات 9 - 11
    4-
    ق ، آيه 15
    5-
    محمد شجاعى، بازگشت به هستى، صص 114 - 130 .



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,223 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " پیامبر (ص) و عزرائیل در معراج.

    پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : در معراج به ملکی برخورد کردم که نشسته بود و همه دنیا در مقابل دو زانویش قرار داشت. و در دستش لوحی از نور بود.

    و ان را می خواند و بر راست و چپ خود اعتنایی نمی کرد.

    قیافه شخص اندوهگین را داشت . گفتم : " ای جبرئیل این کیست؟

    گفت : " او ملک الموت است که دائما"در حال قبض روح است. "

    گفتم : " ای جبرئیل مرا نزدیک او ببر تا با او گفتگو یی بکنم. "

    مرا نزدش برد . بر او سلام کردم . جبرئیل به او گفت : "این محمد نبی رحمتی است که خداوند او را بسوی بنده هایش فرستاده است. "

    عزرائیل به من افرین گفت و سلام داد و گفت : "بشارت بر تو ای محمد همانا تمام خیرات را

    می بینم که در امتت جمع شده است. "

    گفتم : " حمد و سپاس خداوند منانی که عطا کننده نعمت بر بنده هایش است.و ان از فضل پروردگارم و رحمتش بر من است. "

    جبرئیل گفت : " او از همه ملائکه عملش شدید تر است. "

    گفتم :" ایا هر کسی که مرده و یا بعد از این می میرد او قبض روحش می کند. ؟

    گفت : " بله " به عزرائیل گفتم : "ایا انها که در حال مرگ می افتد را می بینی و بر بالای سرشان

    حاضر میشوی. ؟ "

    گفت : " بله همه دنیا در نزدم نسبت به انچه که خداوند تحت تسلط من گردانیده مانند سکه ای

    در دست کسی است که ان را هر طور که می خواهد می گرداند. هیچ خانه ای نیست مگر انکه من در روز پنج بار وارد ان شوم و به اهل ان خانه که برای میتی گریه می کنند می گویم :

    " بر او گریه نکنید دو باره به سویتان بر می گردم تا اینکه حتی یکی از شما باقی نمی ماند. "

    رسول خدا (ص) به جبرئیل گفت : " ای جبرئیل مرگ سخت است ؟"

    جبرئیل گفت : " همانا بعد از مرگ از خود مرگ سخت تر است. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با تشکر فروان برای پاسخی که دادید آیا در آخرت منظورم همان بهشت و جهنم با همین جسم ولی تکامل یافته و روح تکامل یافته می رویم یا با جسم مثالی تکامل یافته ؟ آیا در عالم خواب جسمی حمل کننده برای روح وجود دارد؟


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط dr.mahdi نمایش پست
    آیا در آخرت منظورم همان بهشت و جهنم با همین جسم ولی تکامل یافته و روح تکامل یافته می رویم یا با جسم مثالی تکامل یافته ؟

    با سلام
    ببینید بزرگوار
    هر عالمی نسبت به عوالم دیکر تفاوت هایی دارد که از ان در این عبارت به تکامل یافته یاد شده است
    هر عالمی نسبت به عوالم قبل خود وجه تمایزهایی دارند که در عالم قبل خود ندارند

    مثالی بزنم خدمتتان
    انسان در همین عالم ماده برای هر موضوعی قالب های خاصی ترسیم کرده است مثلا تخم مرغ را عددی یا کیلویی می خرند و یا فرش را متری می خرند شما هنگام خرید تخم مرغ نمی گویید اقا به من دو متر تخم مرغ بده یا 100کیلو فرش بده
    چون هر مولفه های ضوابط خاص به خود را دارد
    در عوالم دیکر هم این چنین است هر عالمی شرایط و ضوابط خاص به خود را دارد که با عوالم قبلی متفاوت است
    این بحث که جسم و روحی متعالی در عوالم برزخ و قیامت و در بهشت و جهنم خواهد بود یعنی که نوع جدید از خلقت است به عبارتی خلق جدید با شرایط و ضوابط خاص است که مختص ان عالم است و ان شرایط بر ان بدن انسان حاکم است

    این شرایط جدید در عوالم جدید را تکامل روح و جسم گویند


    نقل قول نوشته اصلی توسط dr.mahdi نمایش پست
    آیا در عالم خواب جسمی حمل کننده برای روح وجود دارد؟


    انچه در مورد روح مطرح می شود این است که خود روح طی مسیر می کند و با عوالم دیکر ارتباط می گیرد



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,223 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " احاطه و اشراف برزخی.

    وقتی مردیم و از دنیا رفتیم . یکمرتبه با عالمی بسیار وسیعتر و با امکاناتی بسیار متکامل تر که اصلا"

    قابل مقایسه با دنیا نیست مواجه می شویم. شبیه جنین در رحم مادر .که با ان فضا و ان غذا و ان امکانات .

    وقتی متولد می شود و به دنیا می اید این فضا و غذا و لذت ها و امکانات برای او قابل مقایسه با قبل نیست.

    ما هم پس از مرگ وقتی وارد برزخ که بسیار کامل تر و مرتبه اش بالا تر از دنیاست شدیم .

    می بینیم که عالم برزخ بر عالم دنیا احاطه و اشراف دارد.

    حال ما تا در این دنیا هستیم مثل همان کسی هستیم که در اتاقی با یک دید محدود است.

    وقتی مردیم و امدیم برزخ . برزخ مثل پشت بام دنیاست که کاملا"احاطه و اشراف بر دنیا دارد.

    مگر اینکه کسی خودش یک مانع و حاجبی داشته باشد.و چشم باطنش را دنیا کور کرده و کور باطن باشد.

    یعنی انسان کور اگر به پشت بام هم بیاید باز نمی بیند. " من کان فی هذه اعمی فهو فی

    الاخره اعمی. "هر کس در این دنیا کور دل باشد در اخرت هم کور دل و گمراه تر خواهد بود. "

    یا اگر کسی در اثر گناه و معصیت و الودگی در دنیا دیدش ضعیف شده پس از مرگ هم

    دید و احاطه اش کم است .و الا موقعیت عالم برزخ و امکانات ان موقعیت احاطه و اشراف و بلندی است.

    اشراف برزخی به تناسب ایمان.

    "از همین جا می فهمیم که مومنین پس از مرگ به تناسب درجه و منزلتی که دارند دستشان باز است.

    ان ها که مقامشان بالاست و چشم باطنشان سالم است ارتباط و احاطه شان به دنیا زیاد تر است.

    ان ها که مقامشان کمتر است احاطه شان نیز کمتر است.

    کفار هم که درجه ای ندارند کمالات وجودی ندارند. و در اخرت در حجاب اند. و اشراف و احاطه ای ندارند.

    اگر خبری هم از نزدیکانشان پیدا کنند به گونه ای برایشان عذاب و حسرت خواهد بود.

    مثل نظر کردن در قیامت به بهشت و جایگاه بهشتیان که نه از باب برطرف شدن حجاب و صلاحیت

    مشاهده عوالم قرب است . بلکه برای ازدیاد حسرت و عذاب است. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جمع بندی

    سوال


    می خواستم بدونم روح در دنیا مادی و بعد از مرگ و برزخ و قیامت و آخرت و در عالم خواب چگونه تجلی پیدا می کند؟ مثلا در این دنیا به صورت همراه با جسم مادی است. آیا در موارد ذکر شده روح با این جسم خاکی است یا فقط روح محض است؟ روح از خداست؟

    جواب

    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی این نکته را مشخص نماییم که انسان عوالمی را پس از مرک طی می نماید
    عالم برزخ و قیامت کبری است
    یعنی انسان در این دنیا که عالم ماده است و سپس به عالم برزخ منتقل و منتظر قیامت کبری است و سپس در قیامت کبری به حساب و کتاب ایشان رسیدگی خواهد شد.


    روح انسان در عالم ماده
    روح درعالم ماده که خب مشخص است همراه بدن مادی است و هر دو یعنی روح جسم رابطه تنگاتنکی با هم دارند و بر هم تاثیرگذارند و تاثیر پذیر
    هر انسانی ذاتا روح را در خودش درک می کند و زنده بودن انسان در عالم ماده به روح انسان وابسته است و تا زمانی که روح از بدن جدا نشده است انسان زنده است و با جدایی روح از بدن است که انسان می میرد و به برزخ منتقل می شود

    روح انسان در برزخ
    از نظر اسلام مرگ نقطه پایان حیات دنیوی و مفارقت روح از بدن مادی است. و دراین زمان است که روح با پیوستن به کالبدی مثالی در برزخ حیاتی دیگر را آغاز می نماید.جسم و بدن مثالی شبیه به جسم مادی است، لکن بسیاری از ویژگی های بدن مادی را ندارد. امام صادق (ع) می فرماید: هنگامی که خداوند روح مؤمن را قبض کند، آن را در کالبدی همانند بدن دنیایی او قرار می دهد... .(1)
    روح پس از آن كه به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار می‌گیرد و ارتباط او با دنیا قطع می‌گردد؛ البته رابطه روح با افرادی كه در دنیا هستند، امری محال و غیرممكن نیست‌، امّا چنین نیست كه روح هر فردی بتواند با هر كسی كه بخواهد رابطه برقرار كند، چنان كه انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.
    پس روح در عالم برزخ در قالب مثالی است و جسم مادی مختص عالم ماده است.


    براساس آيات قرآنى، مسئله معاد، كلى و عمومى بوده و تمام موجودات - از جمله انسان به سوى خداوند متعال بازخواهند گشت(2)
    اما چگونگى معاد، براساس آيات و روايات، هم جسمانى است و هم روحانى ؛ يعنى، هم جسم انسان و هم روح آدمى به سوى خدا باز گشته و در محضر او، حاضر خواهد شد . از اين رو، پس از مرگ نه جسم آدمى معدوم مى‏شود و نه روح او .

    براساس آيات قرآن، انسان در مقام يك موجود و قطعه ‏اى از هستى، هيچ‏گاه معدوم نم ى‏شود ؛ بلكه متحوّل و دگرگون مى ‏شود و براساس حركتى كه از آغاز پيدايش داشته، نتيجه آن را مى‏ بيند در يكى از آيات مى‏ فرمايد: «أَوَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ * وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ * أَوَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى‏ وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ * إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »(3) ؛ «مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‏اى آفريده‏ايم . پس به ناگاه وى ستيزه‏جويى آشكار شده است و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد، گفت: چه كسى اين استخوان‏ها را - كه چنين پوسيده است زندگى مى‏بخشد؟ بگو: همان كسى كه نخستين بار آن را پديد آورد و او است كه به هرگونه آفرينشى دانا است . همو كه برايتان در درخت سبز فام اخگر كه از آن ( چون نيازتان افتد )آتش مى‏افروزيد . آيا كسى كه آسمان‏ها و زمين را آفريده، توانا نيست كه ( باز) مانند آنها را بيافريند؟ آرى او است آفريننده دانا ؛ چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‏گويد: باش، پس ( بى‏درنگ )موجود مى ‏شود» .
    اين آيات، به روشنى حكايت دارد كه جسم انسان نيز معاد خواهد داشت . از اين رو در پاسخ به كسانى كه منكر معاد بوده و با لحن انكار و استبعاد مى‏گويند: چه كسى به استخوان‏هاى پوسيده حيات مى‏بخشد و آن را در قيامت زنده مى‏ كند ؛ مى ‏فرمايد: آنكه استخوان‏ها را به وجود آورده و به آنها حيات داده است، استخوان‏هاى پوسيده را نيز زنده مى ‏كند (4)
    البته روح و جسمى كه در قيامت در محضر الهى حاضر خواهند گشت، روح و جسم تحوّل يافته و متكامل شده اند ؛ نه همين روح و جسمى كه در اين دنيا بوده‏اند .
    توضيح آنكه انسان، يكى از سرفصل‏هاى حركت خود را در مسير حركت و سير عام خود، با مرگ آغاز مى ‏كند .
    در اين مرحله - كه در ظاهر جدايى ميان جسم و روح پيش مى ‏آيد روح با قبض و اخذ الهى توسط مَلَك قبض شده، در نظام ديگرى - كه مخصوص به روح است وارد مى‏ گردد . در آن نظام و عالم باقى و براساس مسير انتخابى خود در دنيا، به سير و حركت خويش ادامه مى ‏دهد .

    بدن هم در اين نظام، باقى بوده و در شرايط ديگر، وارد مسير جديدى مى ‏شود و با تحوّل و تبدّل خاصى، به حركت خود ادامه مى ‏دهد ؛ انسان اگر بخواهد در سير خود به سوى خدا و لقاى حضرت حق، به عوالم ديگر وارد شود و آن مراحل را طى كند ؛ بايد هم «روح» او متحول گشته و خصوصيات جديدى را كسب كند و يك سلسله رنگ‏ها و معيارها را از دست دهد و تكامل يابد تا متناسب با آن عوالم و موازين آنها شود و هم «جسم» او با حركت و تحوّل خود، خصوصيات و آثار عالم مادى را رها ساخته، با كسب يك سلسله از احكام و قوانين عالم بالا، با آنها متناسب گردد .
    از اين رو، مرگ و انقطاع از دنيا، خود يك مرحله و تحول و يك نوع حركت و تبدّل و پشت سر گذاشتن يكى از عوالم در برگشت به سوى حضرت حق و لقاى او است و براى ورود به مرحله و مراتب بعدى نظام‏ها و عوالم ديگر ضرورى و بايسته است .
    در بعضى از روايات درباره اوصاف، احكام و آثار عوالم ديگر آمده است كه انسان در بهشت پير نمى ‏شود، مريض نمى ‏گردد، غذايش غير از غذاى اينجا است و مشيتش غير از مشيت اين دنيايى است .
    براساس بعضى از آيات، انسان در جهنم مى ‏سوزد ؛ ولى خاكستر نمى ‏شود . بدن بايد چگونه باشد كه بسوزد ولى خاكستر نشود؟ اين گونه آيات و روايات به روشنى حاكى از اين سنت الهى است كه هم روح و هم جسم، بايد متحوّل و متكامل شوند تا قابليت احكام و آثار آن عوالم را بيابند .

    «منِ» آنجا همان «منِ» اينجا است ؛ ولى اين «منِ» تكامل يافته و متحوّل شده و قابليت ورود به عالم قيامت را پيدا كرده است . «من» عوض نمى ‏شود و همان است كه بود ؛ ولى اين «من» منازل و مراحلى را طى كرده، نواقصى را پاك نموده، احكام اين عالم را از دست داده و آماده ورود به عالم قيامت گشته است .
    به هر حال، اين تحولات در سير حركت انسان‏ها به سوى خداوند، براساس سنت و قانون الهى در نظام هستى لازم و بايسته است. اين واقعيت تكوينى است كه آيات قرآن نيز بر آن مهر تأييد گذاشته است: «أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِى لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »؛(5) . ؛ «مگر از آفرينش نخستين (خود)به تنگ آمديم؟ (نه‏) بلكه آنها از خلق جديد در شبهه ‏اند» .

    خداوند متعال در اين آيه مى ‏فرمايد: آيا شما( منكران معاد) فكر مى‏كنيد همان يك بار خاك به صورت بدن انسان درآمد، و ديگر عاجز شديم؟! اينها كه اين شبهه را مطرح مى‏ كنند، نمى ‏دانند كه مرتّب در حال آفرينش هستيم و جسم و روح را كه مفارق از بدن است، به سوى خلق جديد در حركت مى ‏بريم . اينها دايم در حال خلق جديدند ؛ ولى خودشان خبر ندارند .
    بنا بر آنچه گفته شد پس از مرگ، روح وارد عالم برزخى شده، حركت خود را در مسيرى كه در دنيا انتخاب كرده، ادامه مى‏ دهد و با تحوّلات و تبدلاتى كه در اين حركت دارد، كامل‏تر شده، متناسب با احكام و آثار عوالم بالاتر مى‏ گردد ؛ اين حركت و تحول براى روح و جسم، بايسته و ضرورى است .
    پس از آنكه روح و بدن، مراتب، مراحل و منازل لازم را براى سنخيت يافتن با عوالم بالا طى كردند ؛ به هم مى‏ پيوندند و وارد عالمى مى ‏شوند كه بايد وارد شوند(6)

    پی نوشت:
    1-کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 3، ص 245،
    2-روم ، آيه 11 ؛ عنكبوت، آيه 19 و 20 ؛ يونس، آيه 34 ؛ انشقاق ، آيات 6 12
    3-يس ، آيات 77 - 82 .
    4-حج آيه 5 و 6 ؛ ق ، آيات 9 - 11
    5-ق ، آيه 15
    6-محمد شجاعى، بازگشت به هستى، صص 114 - 130 .



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود