صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: على را قدر پیغمبر شناسد بلى قدر گهر زرگر شناسد

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    على را قدر پیغمبر شناسد بلى قدر گهر زرگر شناسد




    على را قدر پیغمبر شناسد               بلى قدر گهر زرگر شناسد


    على را قدر پیغمبر شناسد               بلى قدر گهر زرگر شناسد

    تربیت اولیه حضرت علی (ع)


    و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة،و ضعنى فى حجره و انا ولید،یضمنى الى صدره و یكنفنى فى فراشه...


    (نهج البلاغه خطبه قاصعه)



    ابوطالب پدر على علیه السلام در میان قریش بسیار بزرگ و محترم بود،او در تربیت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضیلت بار میآورد و از كودكى فنون سوارى و كشتى و تیر اندازى را برسم عرب بآنها تعلیم میداد.

    چون پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم در كودكى از داشتن پدر محروم شده بود لذا آنجناب تحت كفالت جد خود عبدالمطلب قرار گرفته بود و پس از فوت عبدالمطلب فرزندش ابوطالب برادر زاده خود را در دامن پر عطوفت خود بزرگ نمود.

    فاطمه بنت اسد مادر على علیه السلام و زوجه ابوطالب نیز براى نبى اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مانند مادرى مهربان دلسوزى كامل داشت بطوریكه در هنگام فوت فاطمه رسول اكرم صلى الله علیه و آله نیز مانند على علیه السلام بسیار متأثر و متألم بود و شخصا بر جنازه او نماز گزارد و پیراهن خود را بر وى پوشانید. چون نبى گرامى در خانه عموى خود ابوطالب بزرگ شد بپاس احترام و بمنظور تشكر و قدردانى از فداكاریهاى عموى خود در صدد بود كه بنحوى ازانحاء و بنا بوظیفه حق شناسى كمك و مساعدتى بعموى مهربان خود نموده باشد.

    اتفاقا در آن موقع كه على علیه السلام وارد ششمین سال زندگانى خود شده بود قحطى عظیمى در مكه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یك خانواده پر جمعیت در سال قحطى خالى از اشكال نبود لذا پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را كه دوران رضاع و كودكى را گذرانیده و در سن شش سالگى بود جهت تكفل معاش از پدرش ابوطالب گرفته و بدین بهانه او را تحت تربیت و قیمومت خود قرار داد و بهمان ترتیب كه پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در پناه عم خود ابوطالب و زوجه وى فاطمه زندگى میكرد پیغمبر و زوجه ‏اش خدیجه نیز براى على علیه السلام بمنزله پدر و مادر مهربانى بودند.






  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    على علیه السلام سایه صفت دنبال پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم میرفت و تحت تربیت و تأدیب مستقیم آن حضرت قرار میگرفت و در تمام شئون پیرو عقاید و عادات او بود بطوریكه در اندك مدتى تمام حركات و سكنات و اخلاق و عادات او را فرا گرفت.



    ابن صباغ در فصول المهمه و مرحوم مجلسى در بحار الانوار مى‏ نویسند كه سالى در مكه قحطى شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بعم خود عباس بن عبد المطلب كه توانگر و مالدار بود فرمود كه برادرت ابوطالب عیالمند است و پریشان حال و قوم و خویش براى كمك و مساعدت از همه سزاوارتر است بیا بنزد او برویم و بارى از دوش او برداریم و هر یك از ما یكى از پسران او را براى تأمین معاشش بخانه خود ببریم و امور زندگى را بر ابوطالب سهل و آسان گردانیم،عباس گفت بلى بخدا این فضل كریم وصله رحم است پس ابوطالب را ملاقات كردند و او را از تصمیم خود آگاه ساختند ابوطالب گفت طالب و عقیل را (در روایت دیگر گفت عقیل را) براى من بگذارید و هر چه میخواهید بكنید،عباس جعفر را برد و حمزه طالب را و نبى اكرم صلى الله علیه و آله نیز على علیه السلام را بهمراه خود برد. (1)


    نكته‏ اى كه تذكر آن در اینجا لازم است اینست كه على علیه السلام در میان اولاد ابوطالب با سایرین قابل قیاس نبوده است هنگامیكه پیغمبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام را از نزد پدرش بخانه خود برد علاوه بر عنوان قرابت و موضوع‏ تكفل،یك جاذبه قوى و شدیدى بین آن دو برقرار بود كه گوئى ذره ‏اى بود بخورشید پیوست و یا قطره‏اى بود كه در دریا محو گردید و باین حسن انتخابى كه رسول گرامى بعمل آورده بود میل وافر و كمال اشتیاق را داشت زیرا


    على را قدر پیغمبر شناسد بلى قدر گهر زرگر شناسد




  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    البته مربى و معلمى مانند پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم كه آیه علمه شدید القوى (2) در شأن او نازل شده و خود در مكتب ربوبى (چنانكه فرماید ادبنى ربى فاحسن تأدیبى) تأدیب و تربیت شده است شاگرد و متعلمى هم چون على لازم دارد.


    على علیه السلام از كودكى سر گرم عواطف محمدى بوده و یك الفت و علاقه بى نظیرى به پیغمبر داشت كه رشته محكم آن بهیچوجه قابل گسیختن نبود.

    على علیه السلام سایه صفت دنبال پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم میرفت و تحت تربیت و تأدیب مستقیم آن حضرت قرار میگرفت و در تمام شئون پیرو عقاید و عادات او بود بطوریكه در اندك مدتى تمام حركات و سكنات و اخلاق و عادات او را فرا گرفت.


    دوره زندگانى آدمى بچند مرحله تقسیم میشود و انسان در هر مرحله باقتضاى سن خود اعمالى را انجام می دهد،دوران طفولیت با اشتغال باعمال و حركات خاصى ملازمه دارد ولى على علیه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگز دنبال بازیهاى كودكانه نرفته و از چنین اعمالى احتراز می جست بلكه از همان كودكى در فكر عظمت بود و رفتار و كردارش از ابتداى طفولیت نمایشگر یك تكامل معنوى و نمونه یك عظمت خدائى بود.



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    على علیه السلام تا سن هشت سالگى تحت كفالت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى این بازگشت او را از مصاحبت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مانع نشده و بلكه یك صورت تشریفاتى ظاهرى داشت و اكثر اوقات على علیه السلام در خدمت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم ‏سپرى می شد آنحضرت نیز مهربانیها و محبت‏هاى ابوطالب را كه در زوایاى قلبش انباشته بود در دل على منعكس میساخت و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى خود را سرمشق تربیت او قرار میداد و بدین ترتیب دوران كودكى و ایام طفولیت على علیه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم) در پناه و حمایت آنحضرت برگزار گردید و همین تعلیم و تربیت مقدماتى موجب شد كه على علیه السلام پیش از همه دعوت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پذیرفت و تا پایان عمر آماده جانبازى و فداكارى در راه حق و حقیقت گردید.


       
    پى‏نوشت ها:

    (1) فصول المهمه ص 15ـبحار الانوار جلد 35 ص .118
    (2) سوره نجم آیه .5




    بخش سیره وعترت تبیان



    منبع :
    امام على (ع ) ، نوشته مصطفی زمانی



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    پیشگامى در اسلام

    على را قدر پیغمبر شناسد               بلى قدر گهر زرگر شناسد

    بخشی از زندگانى حضرت على -علیه السلام را دوران پس از بعثت وقبل از هجرت تشكیل مى‏دهد. این دوره از سیزده سال تجاوز نمى‏كند وحضرت على -علیه السلام در تمام این مدت در محضر پیامبر بود وتكالیفى را برعهده داشت.


    نقاط جالب وحساس این دوره، یك رشته افتخارات است كه نصیب امام شد افتخاراتى كه در طول تاریخ نصیبب كسى جز حضرت على -علیه السلام نشده، احدى بر آنها دست نیافته است.
    نخستین افتخار وى در این بخش از زندگى، پیشگام بودن وى در پذیرفتن اسلام، وبه عبارت صحیحتر، ابراز واظهار اسلام دیرینه خویش بود. (1)


    پیشقدم بودن در پذیرفتن اسلام وگرویدن به آیین توحید از امورى است كه قرآن مجید بر آن تكیه كرده، صریحا اعلام مى‏دارد كسانى كه در گرایش به اسلام پیشگام بوده ‏اند، در كسب رضاى حق ونیل به رحمت الهى نیز پیشقدم هستند. (2)

    توجه خاص قرآن به موضوع «سبقت در اسلام‏» به حدى است كه حتى كسانى را كه پیش از فتح مكه ایمان آورده وجان ومال خود را در راه خدا ایثار كرده‏اند بر افرادى كه پس از پیروزى بر مكیان ایمان آورده وجهاد كرده ‏اند برترى داده است (3) ; چه رسد به مسلمانان صدر اسلام وگرایش به اسلام پیش ازمهاجرت به مدینه.


    در موقعیتى كه گرویدن به اسلام وبذل جان ومال از ارزش خاصى برخوردار باشد، قطعا ابراز ایمان وتظاهر به اسلام در آغاز كار كه قدرتى جز قدرت قریش ونیرویى جز نیروى دشمن نبود باید ارزش بالاتر وبیشترى داشته باشد. از این نظر، سبقت‏ به اسلام در مكه ومیان یاران پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از افتخاراتى محسوب مى‏ شد كه هیچ فضیلتى با آن برابرى نمى‏ كرد.



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    امیر مؤمنان مى ‏فرماید:

    من بنده خدا وبرادر پیامبر و صدیق بزرگم; این سخن را پس از من جز دروغگویى افترا ساز نمى‏ گوید.من با رسول خدا هفت ‏سال پیش از مردم نماز گزارده ام واولین كسى هستم كه با او نماز گزارد


    عمر در یكى از ایام خلافت‏ خود از خباب، ششمین مسلمان زجر كشیده صدر اسلام، پرسید كه رفتار مشركان مكه با او چگونه بود. وى پیراهن خود را از تن بیرون كرد وآثار زجر وسوختگى پشت‏ خود را به خلیفه نشان داد وگفت:بارها زره آهنى بر او مى‏ پوشاندند وساعتها در زیر آفتاب سوزان مكه نگاهش مى ‏داشتند; وگاه آتشى بر مى‏ افروختند و او را به روى آتش مى ‏افكندند ومى‏ كشیدند تا آتش خاموش شود. (4)


    بارى، مسلما فضیلت‏ بزرگ وبرترى معنوى از آن افرادى است كه در راه اسلام هر زجر وشكنجه ‏اى را به جان مى ‏خریدند واز صمیم دل مى‏ پذیرفتند.



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    على را قدر پیغمبر شناسد               بلى قدر گهر زرگر شناسد

    كسى پیشگامتر از حضرت على نبود

    بسیارى از محدثان وتاریخ نویسان نقل مى‏ كنند كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم روز دو شنبه به رسالت مبعوث شد وحضرت على علیه السلام فرداى آن روز ایمان آورد. (5) پیش از همه، رسول اكرم، خود به سبقت‏ حضرت على علیه السلام در اسلام تصریح كرد ودر مجمع عمومى صحابه چنین فرمود:

    نخستین كسى كه در روز رستاخیز با من در حوض (كوثر) ملاقات مى ‏كند پیشقدم ترین شما در اسلام، على بن ابى طالب، است. (6)

    امیر مؤمنان مى‏ فرماید:

    من بنده خدا وبرادر پیامبر وصدیق بزرگم; این سخن را پس از من جز دروغگویى افترا ساز نمى‏گوید.من با رسول خدا هفت‏سال پیش از مردم نماز گزارده ام واولین كسى هستم كه با او نماز گزارد. (7)

    امام در یكى از سخنان دیگر خود مى ‏فرماید:

    در آن روز، اسلام جز به خانه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم وخدیجه راه نیافته بود ومن سومین شخص این خانواده بودم. (8)

    در جاى دیگر، امام -علیه السلام سبقت‏ خود را به اسلام چنین بیان كرده است:


    خدایا، من نخستین كسى هستم كه به سوى تو بازگشت وپیام تو را شنید وبه دعوت پیامبر تو پاسخ گفت، وپیش از من جز پیامبر خدا كسى نماز نگزارد. (9)



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    اگر حضرت على علیه السلام نخستین كسى بود كه پس از بعثت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم به او ایمان آورد، در این صورت وضع حضرت على پیش از بعثت چگونه بوده است؟


    پاسخ این سؤال، با توجه به نكته ‏اى كه در آغاز بحث‏ بیان شد، روشن است وآن اینكه مقصود از ایمان در اینجا همان ابراز ایمان دیرینه‏ اى است كه پیش از بعثت جان حضرت على علیه السلام از آن لبریز بوده ولحظه‏ اى از آن جدا نمى‏ شده است.زیرا بر اثر مراقبت هاى ممتد و مستمر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم از حضرت على -علیه السلام ریشه ‏هاى ایمان به خداى یگانه در اعماق روح وروان او جاى گرفته، وجود او سراپا ایمان واخلاص بود.

    از آنجا كه پیامبر تا آن روز به مقام رسالت نرسیده بود، لازم بود حضرت على علیه السلام پس از ارتقاى رسول خدا به این مقام، پیوند خود را با رسول خدا استوارتر سازد وایمان دیرینه خود را به ضمیمه پذیرش رسالت وى ابراز واظهار نماید.


    در قرآن مجید ایمان واسلام به معنى اظهار عقیده دیرینه بسیار بكار رفته است.مثلا آنجا كه خداوند به ابراهیم دستور مى‏ دهد كه اسلام بیاورد او نیز مى‏ گوید:«براى پروردگار جهانیان تسلیم هستم‏». (10)

    در قرآن كریم از قول پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در باره خود چنین آمده است:

    و امرت ان اسلم لرب العالمین .(مؤمن:66)«به من امر شده است كه در برابر پروردگار جهانیان تسلیم گردم‏».



  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    مسلما مقصود از اسلام در این موارد ومشابه آنها، اظهار تسلیم وابراز ایمانى است كه در جان شخص جایگزین بوده است، وهرگز مقصود از آن تحصیل ابتدایى ایمان نیست. زیرا پیامبر اسلام پیش از نزول این آیه وحتى پیش از بعثت، یك فرد موحد وپیوسته تسلیم درگاه الهى بوده است. بنابر این باید گفت ایمان دو معنى دارد:


    1) اظهار ایمان درونى كه قبلا در روح وروان شخص جایگزین بوده است.مقصود از ایمان آوردن على -علیه السلام در روز دوم بعثت همین است وبس.



    اى یحیى! كتاب را با كمال قدرت(كنایه از عمل به تمام محتویات آن) بگیر; وما به او حكمت دادیم در حالى كه كودك بود. برخى مى‏گویند كه مقصود از حكمت در این آیه‏«نبوت‏» است وبرخى دیگر احتمال مى ‏دهند كه مقصود از آن معارف الهى است.در هر صورت، مفاد آیه حاكى است كه انبیا واولیاى الهى با یك رشته استعدادهاى خاص وقابلیتهاى فوق العاده آفریده مى ‏شوند وحساب دوران كودكى آنان با كودكان دیگر جداست.



    2) تحصیل ایمان وگرایش ابتدایى به اسلام.ایمان بسیارى از صحابه ویاران پیامبر از این دست ‏بوده است.

    هرگز نباید به اولیاى الهى از دید یك فرد عادى نگریست ودوران صباوت آنان را همانند دوران كودكى دیگران دانست واز نظر درك وفهم یكسان انگاشت.در میان پیامبران نیز كسانى بودند كه در كودكى به عالیترین درجه از فهم وكمال ودرك حقایق رسیده بودند ودر همان ایام صباوت شایستگى داشتند كه خداوند سبحان سخنان حكیمانه ومعارف بلند الهى را به آنان بیاموزد.



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    درباره حضرت یحیى -علیه السلام، قرآن كریم چنین آورده است:


    یا یحیى خذ الكتاب بقوة و آتیناه الحكم صبیا .(مریم:12)

    اى یحیى! كتاب را با كمال قدرت(كنایه از عمل به تمام محتویات آن) بگیر; وما به او حكمت دادیم در حالى كه كودك بود.


    برخى مى‏ گویند كه مقصود از حكمت در این آیه‏«نبوت‏» است وبرخى دیگر احتمال مى‏ دهند كه مقصود از آن معارف الهى است.در هر صورت، مفاد آیه حاكى است كه انبیا واولیاى الهى با یك رشته استعدادهاى خاص وقابلیت هاى فوق العاده آفریده مى‏ شوند وحساب دوران كودكى آنان با كودكان دیگر جداست.


    حضرت مسیح علیه السلام در نخستین روزهاى تولد خود، به امر الهى، زبان به سخن گشود وگفت:

    من بنده خدا هستم; به من كتاب داده شده وپیامبر الهى شده‏ ام. (11)


    در حالات پیشوایان معصوم نیز مى‏ خوانیم كه آنان در دوران كودكى پیچیده ترین مسائل عقلى وفلسفى وفقهى را پاسخ مى‏ گفتند. (12) بارى، كار نیكان را نباید با كار خود قیاس كنیم ومیزان درك وفهم كودكان خود را مقیاس ادراك دوران كودكى پیامبران وپیشوایان الهى قرار دهیم. (13)


       

    پى ‏نوشت:

    1- توضیح این مطلب را در پایان بحث مى‏ خوانید.
    2- آنجا كه مى‏فرماید: والسابقون السابقونأ— اولئك المقربون .(واقعه:10و11).
    3- لا یستوی منكم من انفق من قبل‏الفتح وقاتل اولئك اعظم درجة من الذین انفقوا من‏بعد و قاتلوا .(حدید:10)
    4- اسد الغابة، ج‏2، ص‏99.
    5- بعث النبی یوم الاثنین و اسلم علی یوم الثلثاء. - مستدرك حاكم، ج‏2، ص‏112; الاستیعاب، ج‏3، ص‏32.
    6- اولكم واردا على الحوض‏اولكم اسلاما علی بن ابی طالب. - مستدرك حاكم، ج‏3، ص‏136.
    7- تاریخ طبرى، ج‏2، ص‏213; سنن ابن ماجه، ج‏1، ص‏57.
    8- نهج البلاغه عبده، خطبه‏187.
    9- همان، خطبه‏127.
    10- بقره:131.
    11- مریم:30.
    12- از باب نمونه سؤالهاى پیچیده اى كه ابوحنیفه از حضرت كاظم -علیه السلام ویحیى ابن اكثم از حضرت جواد -علیه السلام مى كردند وپاسخهایى كه مى‏شنیدند در كتابهاى حدیث وتاریخ ضبط شده است.
    13- امیر المؤمنین مى‏فرماید:«لا یقاس ب‏آل محمدصلى الله علیه و آله و سلم من هذه الامة احد»: هیچ فردى از افراد این امت‏با فرزندان وخاندان پیامبر اسلام برابرى نمى كند.نهج البلاغه، خطبه دوم.
       
    بخش سیره وعترت تبیان
    منبع :
    فروغ ولایت ، نوشته استاد جعفر سبحانى



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود