صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥




    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    یادآوری:

    ♥•♥آسمون زندگیمون همیشه ابری نیست♥•♥

    اینجا میخواهم از خستگی ها بگم،از دلتنگی ها از...
    از همه درد های ،
    گذرا
    شما هم میتونید از دلتنگی هاتون اینجا بگید
    راهکار های قرآنی برای رسیدن به آرامش

    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۸:۲۷
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درد یک بنده خدا

    رهگذر ، با نگاه بی انتهایت به عمق تک تک حرفهایم بنگر و آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن و بعـــد ، به رسم روزگار ، مرا و عمق نوشته هام را به فراموشی بسپار .


    **********************************************


    چقدر دلم میخواد امروز که از خونه بیرون زدمبایستم کنار خیابون،
    منتظر ماشینی که صندلی جلوش رو نگه داشته باشدبرای یک آدم تنها،
    مقصدی را بگم و سوار شم و بعد خودم رو مچاله ‌کنم توی صندلی
    و سرم رو تکیه بدم به پنجره.
    غرق بشم توی تصویر شلوغ شهر ،
    ماشین‌ها و آدم‌های پیاده،
    غرق ب‌شم در هزار توی پریشونی خودمو وقتی به خودم بیام ، بفهمم رسیدیم به مقصدی که گفته بودم،
    و دوباره ب‌پرسم: "مقصد بعدی‌تون کجاست؟"و بعد بی اونکه اهمیتی به پاسخش بدم،
    بگم: "بریم"؛
    چون این چند سال خوب فهمیدمرفتن‌ها رسیدن نیست...

    این شبها و این روزای دلگیر و کسلخیلی وقت‌ها دلم می خواد فریاد بزنم،
    سینه‌ م پر درد میشه،
    بغض گلوم رو میگیره و می خواد که خفه‌ م کنه،
    چشمام توان مهار اشکام رو نداره،
    اما انگار به جبر روزگار باید طاقت بیارم،صبر کنم،همه دردام رو جمع کنم و همه‌شون رو بذارم جایی توی انتهای دلم،
    تا شاید تبدیلشون کنم به خطوط روی پیشونیم،به تار موهای سفید گاه و بیگاه...
    باید طاقت بیارم ، یعنی مجبورم طاقت بیارم،
    باید دردهام رو نگهدارم برای خودم،(( از اولش بعض و فریاد برای مادرم اشتباه بودم ،کاش حلالم میکرد ، میدونم که نمیکنهحتما نمیکنه ))
    باید دردام رو بذارم به حساب سپرده ی دلم،سودش بد نیست،لحظه لحظه هم زیاد می‌ شه،پر می‌شه، سر ریز می‌کنه
    اما؛ اما..." زندگی همینه،بازی همیشگی دردایی که سپردی‌شون به پنهان‌خانه دلت ... "



    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۹:۰۲
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درد یک بنده خدا


    اگه با شعار خدا دادن
    من دچار سکن میشم و لتسکنوا الیها در من ایجاد میشه ودیگه بی نیاز از همسرو ازدواج میشم و تنهاییم پر میشه و تمام مشکلاتی که با داشتن همسر حل میشهبا شعار خدا حل میشه ..........من هزار دفعه شعار خدااااااااااا میدمخدا
    خدا
    خدایاخدایا
    خداااا
    خدااااااااااااااااا
    خدااااااااااااااااااااااا اااااااا
    خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا
    خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا
    خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااایااااااااااا ااا
    خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااای منخدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااا
    من نمیدونم وقتی با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشهچطوری قراره با خدا خدا کردن دهن شیرین بشه و مشکلات من حل بشهو من از تنهایی بیرون بیام و دیگه نیازی به آب و غذا و جنس مخالف و ...نداشته باشم
    خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااخدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااا
    من تو این زندان تو دارم زجر میکشم
    من تو این زندان تو دارم زجر میکشم
    من توی این زندان تو دارم زجر میکشم...

    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای همه ی شما دردمند ها میگم ، صدای خدا رو نمی شنوید؟؟؟
    من براتون میگم!


    ما آيات (خود) را براي شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد...

    ما انسان را آفریدیم و وسوسه‏ هاى نفس او را مى‏ دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزديكتريم !

    مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم .

    من نزديکم وبه ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم .

    بسا چیزى را ناخوش داشته باشید كه آن به سود شماست
    و بسا چیزى را دوست داشته باشید كه به زیان شماست، و خدا مى ‏داند و شما نمى ‏دانید...

    از صبر و نماز کمک بگیرید که خداوند با صابران است

    اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‏ اید!

    از رحمت
    خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‏ آمرزد،زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

    آيا خدا براي بنده اش كافي نيست؟؟؟

    خدایی جز او نیست، پس از درگاه او به کجا می روید؟

    به کجا میریم،خدا که انقدر مهربونه!
    داریم کجا میریم؟؟

    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۰:۲۱
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این حرف خودمه:
    انقدر داد نزنید که مشکل دارید؟!؟!!؟!
    همیشه کسانی هستند که یه مشکل بالاتر از ما دارند.
    اونا باید چی بگن؟؟
    اگه خدا رو باور دارید ، پس مشکلتون چیه؟؟؟
    کسی که خدا رو باور داره و خودش رو بهش سپرده دیگه چه مشکلی می تونه داشته باشه؟؟
    خوب دقت کن من چه کسی رو میگم.
    من خدا رو میگم...
    "خدا"
    فرمانروای مقدس بی همتای عالم کوچکی که ما میشناسیم...

    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درد

    ...درد،رنگ و بوی غنچه‌ی دل است

    پس چگونه من

    رنگ و بوی غنچه را ز برگ‌های تو به توی آن جدا کنم؟

    دفتر مرا

    دست درد می‌زند ورق

    شعر تازه‌ی مرا

    درد گفته است

    درد هم شنفته است

    پس در این میانه من

    از چه حرف می‌زنم؟

    درد، حرف نیست

    درد، نام دیگر من است

    من چگونه خویش را صدا کنم؟

    قیصر امین‌پور

    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0





    "خدا"


    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    تمام دنیا به کنار ،*خدا *را عشق است ...

    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیش از اینها فکر میکردم خدا
    پیش از اینها فکر میکردم خدا
    خانه ای دارد کنار ابر ها
    مثل قصر پادشاه قصه ها
    خشتی از الماس خشتی از طلا
    پایه های برجش از عاج و بلور
    بر سر تختی نشسته با غرور
    ماه برق کوچکیاز از تاج او
    هر ستاره پولکی از تاج او
    اطلس پیراهن او آسمان
    نقش روی دامن او کهکشان
    رعد و برق شبطنین خنده اش
    سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
    دکمه ی پیراهن او آفتاب
    برق تیر و خنجر او ماهتاب
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    هیچ کس از جای او آگاه نیست
    هیچ کس را در حضورش راه نیست
    پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
    از خدا در ذهنم این تصویربود
    آن خدا بی رحم بود و خشمگین
    خانه اش در آسمان دور از زمین
    بود ،اما میان ما نبود
    مهربان و ساده و زیبا نبود
    در دل او دوستی جایی نداشت
    مهربانی هیچ معنایی نداشت...
    هر چه میپرسیدم از خود از خدا
    از زمین از اسمان از ابر ها
    زود می گفتند این کار خداست
    پرس و جو از کار او کاری خطاست
    هر چه می پرسی جوابش آتش است
    آب اگر خوردی جوابش آتش است
    تا ببندی چشم کورت می کند
    تا شدی نزدیک دورت میکند
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥
    کج گشودی دست ،سنگت می کند
    کج نهادی پا ی لنگت می کند
    تا خطا کردی عذابت می دهد
    در میان آتش آبت می کند
    با همین قصه دلم مشغول بود
    خوابهایم خواب دیو و غول بود
    خواب می دیدم که غرق آتشم
    در دهان شعله های سرکشم
    در دهان اژدهایی خشمگین
    بر سرم باران گرز آتشین
    محو می شد نعره هایم بی صدا
    در طنین خنده ی خشم خدا ...
    نیت من در نماز ودر دعا
    ترس بود و وحشت از خشم خدا
    هر چه می کردم همه از ترس بود
    مثل از بر کردن یک درس بود ...
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥
    مثل تمرین حساب و هندسه
    مثل تنبیه مدیر مدرسه
    تلخ مثل خنده ای بی حوصله
    سخت مثل حل صد ها مسئله
    مثل تکلیف ریاضی سخت بود
    مثل صرف فعل ماضی سخت بود
    تا که یک شب دست در دست پدر
    راه افتادیم به قصد یک سفر
    در میان راه در یک روستا
    خانه ای دیدیم خوب و آشنا
    زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
    گفت اینجا خانه ی خوب خداست
    گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
    گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
    با وضویی دست ورویی تازه کرد
    گفتمش پس آن خدای خشمگینخانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟گفت :آری خانه ی او بی ریاست
    فرشهایش از گلیم و بوریاست
    مهربان و ساده و بی کینه است
    مثل نوری در دل آیینه است
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥
    عادت او نیست خشم و دشمنی
    نام او نور و نشانش روشنی
    خشم نامی از نشانی های اوست
    حالتی از مهربانی های اوست
    قهر او از آشتی شیرینتر است
    مثل قهر مهربان مادر است
    دوستی را دوست معنی می دهد
    قهر هم با دوست معنی می دهد
    هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
    قهری او هم نشان دوستی ست
    تازه فهمیدم خدایم این خداست
    این خدای مهربان و آشناست
    دوستی از من به من نزدیکتر
    از رگ گردن به من نزدیکتر
    آن خدای پیش از این را باد برد
    نام او راهم دلم از یاد برد
    آن خدا مثل خیال و خواب بود
    چون حبابی نقش روی آب بود
    می توانم بعد از این با این خدا
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥
    دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا
    می توان با این خدا پرواز کرد
    سفره ی دل را برایش باز کرد
    می توان در باره ی گل حرف زد
    صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
    چکه چکه مثل باران راز گفت
    با دو قطره صد هزاران راز گفت
    می توان با او صمیمی حرف زد
    مثل یاران قدیمی حرف زد
    می توان تصنیفی از پرواز خواند
    با الفبای سکوت آواز خواند
    می توان مثل علف ها حرف زد
    با زبانی بی الفبا حرف زد
    می توان در باره ی هر چیز گفت
    می توان شعری خیال انگیز گفت
    مثل این شعر روان و آشنا:
    پیش از اینها فکر می کردم خدا ...

    ویرایش توسط fatemeh2 : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۲:۲۳
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا من بر نداشتم از پشتت،باری را که می شکستپشتت را؟

    شرح/آیه2و3


    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥

    تا توانی دلی بدست آور ، دلشکستن هنر نمی باشد...!!
    گاهی اوقات بدون اینکه بفهمید دل یکنفر رو میشکونید...
    شاید به بهانه یه شوخی
    وقتی به یک نفر طعنه می زنید
    انتظار بی اعتنایی ازش نداشته باشید
    هر چقدر هم کسی رو به اصطلاح پوست کلفت فرض کنید
    به هر حال هم هر حرف بدی روی هر شخص اثر میزاره...
    خیلی اتفاقات بعدی که برامون میفته نتیجه کار خودمونه...
    مراقب رفتارمون باشیم و خدا رو مقصر ندونیم...
    ♥•♥آسمان همیشه ابری نیست♥•♥


    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود