صفحه 1 از 103 1231121314151101 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روایات اهل بیت(ع) در تفسیر قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روایات اهل بیت(ع) در تفسیر قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی علی الخصوص اساتید و پژوهشگران علوم قرآنی و تفسیر
    طاعات و عبادات عزیزان قرآنی مقبول درگاه حضرت حق تعالی...ان شاء الله
    میلاد کریم اهل بیت(علیهم السلام) حضرت امام حسن مجتبی(ع) را خدمت همه عزیزان کانون قرآنی تبریک میگم
    هدف بنده از تأسیس این تاپیک آشنا کردن علاقه مندان به علوم ومعارف قرآنی با دریای نورانی روایات اهل بیت عصمت و طهارت-علیهم السلام-در تفسیر قرآن می باشد.
    برای دست یابی به این هدف مقدس از بحث روایتی ترجمه تفسیر المیزان که از بهترین و
    ارزشمندترین تفاسیر قرآن کریم است، استفاده کرده ام.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ
    از تمام اساتید و محققین محترم علوم قرآنی و تفسیر دعوت می شود تا با ارائه نظرات،پیشنهادات و انتقادات سازنده خود گامی مؤثر در جهت افزایش سطح کمی و کیفی این تاپیک شوند...
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۷/۲۶ در ساعت ۲۳:۴۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر روایی سوره حمد

    تفسیر آیه : (بسم الله الرحمن الرحیم)
    در كتاب عيون اخبار الرضا و در كتاب معانى از حضرت رضا (عليه السلام) روايت کرده اند كه در معناى جمله (بسم اللّه ) فرمود: معنايش اين است كه من خود را به داغ و علامتى از علامتهاى خدا داغ مى زنم ، و آن داغ عبادت است (تا همه بدانند من بنده چه كسى هستم).
    شخصى پرسيد: سمة (داغ ) چيست ؟
    فرمود: علامت .

    توضیح: مراد از این روایت این است که : یکی از علامتهای بندگی انسان، عبادت خداوند است.

    و در تهذيب از امام صادق (عليه السلام) و در عيون و تفسير عياشى از حضرت رضا (عليه السلام) روايت کرده اند كه فرمود: اين كلمه به اسم اعظم خدا نزديك تر است از مردمك چشم به سفيدى آن .


    و در كتاب عيون از امير المؤ منين (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: آیه (بسم اللّه الرحمن الرحيم ) جزء سوره فاتحه الكتاب است ، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) همواره آنرا ميخواند، و آيه اول سوره به حسابش مى آورد، و فاتحه الكتاب را (سبع المثانى) مى ناميد.
    توضیح: معنی سبع المثانی:
    از امام صادق (ع) نقل شده است: سوره حمد به «مثانی» نامیده شده؛‌ چون که دوبار در دو رکعت نماز قرائت می شود.
    سعید بن جبیر می گوید: از ابن عباس درباره «سبع المثانی» سؤال کردم.
    وی در جواب گفت: سبع المثانی «أم القرآن» است.
    مراد از «سبع» هفت آیه در سوره حمد است و مراد از «مثانی» تکرار سوره حمد در هر رکعت نماز است و این هم مختص همین سوره است، نه سوره های دیگر قرآن.


    و در خصال از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده که فرمودند: اين مردم را چه ميشود؟
    خدا آنان را بكشد، به بزرگترين آيه از آيات خدا پرداخته و پنداشتند كه گفتن آن آيه بدعت است .


    و از امام باقر (عليه السلام) روايت است كه فرمود: محترم ترين آيه را از كتاب خدا دزديدند، و آن آيه بسم اللّه الرحمن الرحيم است ، كه بر بنده خدا لازم است در آغاز هر كار آنرا بگويد، چه كار بزرگ ، و چه كوچك ، تا مبارك شود.

    توضیح: روايات از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) در اين معنا بسيار زياد است ، كه همگى دلالت دارند بر اينكه «بسم اللّه الرحمن الرحیم» جزء هر سوره از سوره هاى قرآن است ، مگر سوره برائت (توبه) كه «بسم اللّه الرحمن الرحیم» ندارد.
    و در روايات اهل سنت و جماعت نيز رواياتى آمده كه بر اين معنا دلالت دارند:
    مثلا از ابى هريره روایت كرده كه گفت : رسول اللّه (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: چون سوره حمد را مي خوانید، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را هم يكى از آياتش بدانيد، و آن را بخوانيد، چون سوره حمد، «ام القرآن» و «سبع المثانى» است و «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ، يكى از آيات اين سوره است .
    و از آن جمله در صحيح مسلم از انس روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: در همين چند لحظه پيش سوره اى بر من نازل شد، آنگاه شروع كردند به خواندن «بسم اللّه الرحمن الرحيم».
    و از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) غالبا اول و آخر سوره را نمى دانست كجا است ؟ تا آنكه آيه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نازل ميشد. (و بين دو سوره قرار مي گرفت).
    ‌و اين معنا از طریق شيعه نیز از امام باقر (عليه السلام) روايت شده .

    و ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت کرده که در تفسیر (بسم الله الرحمن الرحیم) فرمود: باء، بها و روشنایی خداوند - سین، سنا و شکوه خداوند - میم، ملک و فرمانروایی
    اوست و الله معبود همه چیزهاست.
    (الرحمن) یعنی او برتمام آفریدگان خود رحمن و بخشنده است.
    (الرحیم) یعنی بر مؤمنان بطور خاص رحیم و مهربان است.


    و از هشام بن حکم روایت شده است که از امام صادق(ع) درباره اسماء خداوند و ریشه های آنها پرسیدم و اینکه «الله» از چه مشتق شده است؟
    حضرت فرمود: ای هشام ! «الله» از اله مشتق شده است و اله معبود بودن را اقتضا می کند و نام غیر از صاحب نام است هر کس که نام را بدون معنا بپرستد کافر شده است و هر کس نام و معنا را بپرستد شرک ورزیده است و دو چیز را پرستیده است و هر کس معنا را بدون نام بپرستد این توحید است.
    ای هشام! فهمیدی؟
    عرض کردم: بیشتر بگویید.
    فرمود: خداوند نود و نه اسم دارد و اگر هر اسمی همان صاحب نام باشد باید هر کدام از اسمها معبودی باشد ولی خداوند خود معناست که این نامها بر او دلالت می کنند و همه، غیر از خود او می باشند.


    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۹/۱۸ در ساعت ۰۹:۵۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دو روايت درباره معنای (رحمان ) و (رحيم ) و توضیحی پيرامون آن دو
    در كافى و كتاب توحيد، و كتاب معانى ، و تفسير عياشى ، از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه در حديثى فرمود: (اللّه) ، اله (معبود) هر موجود، و (رحمان)، رحم كننده به تمامی مخلوقات خود، و (رحيم)، رحم كننده مختص به مومنين است .

    و از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود: رحمان اسم خاص است به صفت عام ، و رحيم اسم عام است به صفت خاص .
    توضیح: اینکه امام (علیه السلام) فرمود: (رحمان اسم خاص است به صفت عام ، و رحيم ، اسم عام است به صفت خاص)، منظور این است كه رحمان هر چند مؤمن و كافر را شامل ميشود، ولى رحمتش مخصوص دنيا است ، و رحيم هر چند عام است ، و رحمتش هم دنيا را مى گيرد و هم آخرت را، ولى مخصوص مؤمنين است.
    و به عبارت ديگر، رحمان هم مؤمن را شامل ميشود و هم كافر را، و رحيم مختص است به مؤمنين.



    رواياتی درباره آیات : (الحمدلله رب العالمین) و (مالک یوم الدین) از معصومين (عليهم السلام)

    در كشف الغمه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: پدرم قاطری را گم كرد، و فرمود: اگر خدا آنرا به من بر گرداند، من او را به ستايش هائى حمد مى گويم ، كه از آن راضى شود.
    اتفاقا چيزى نگذشت كه آنرا با زين و لجام (افسار) آوردند.
    همین که سوار شد و لباسهايش را جابجا و جمع و جور كرد كه حركت كند، سر به آسمان بلند كرد و گفت : (الحمد لله )، و ديگر هيچ نگفت.
    آنگاه فرمود: در ستايش خدا از هيچ چيز فرو گذار نكردم ، چون تمامى ستايش ها را مخصوص او كردم ، هيچ حمدى نيست مگر آنكه خدا هم داخل در آن است .

    و در عيون از على (عليه السلام) روايت شده كه شخصى از آنجناب از تفسير كلمه (الحمدلله ) پرسيد.
    حضرت فرمود: خداي تعالی بعضى از نعمت هاى خود را آنهم سر بسته و در بسته و بطور خلاصه براى بندگان خود معرفى كرده ، چون نميتوانستند نسبت به همگی آنها معرفت يابند، و بطور مفصل به آن آگاه شوند، چون عدد آنها بيش از حد شمردن و شناختن است.
    لذا به ايشان دستور داد تنها بگويند : (الحمد لله على ما انعم به علينا).

    و محمد بن هشام از حضرت امام جعفر صادق(ع) روایت کرده است که فرمود: شکر نعمت، پرهیز از کارهای حرام است و شکر کامل گفتن : (الحمدلله رب العالمین) می باشد.

    و ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت کرده است که ایشان در مورد کلام خداوند (الحمدلله) فرمود: شکر كامل مخصوص خداوند است.
    و در مورد (رب العالمین) فرمود: یعنی آفریننده همه آفریدگان.
    و در مورد (الرحمن) یعنی به تمامی مخلوقات خود.
    و در مورد (الرحیم) یعنی به طور خاص بر مؤمنان.
    و در مورد (مالک یوم الدین) یعنی صاحب روز جزا (روز قیامت).


    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۸/۲۲ در ساعت ۰۹:۵۰


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایاتی در معنای آیه : (ایاک نعبد و ایاک نستعین)

    اقسام عبادت

    در كتاب كافى از امام صادق (عليه السلام ) روايت کرده كه در معناى عبادت فرموده اند: عبادت سه جور است:
    مردمى هستند كه خدا را از ترس عبادت مى كنند، عبادت آنان عبادت بردگان ناتوان است ، و منشاءش زبونى بردگى است.
    مردمى ديگر خداى تبارك و تعالى را به طلب ثوابش عبادت مى كنند، عبادت آنان عبادت مزدبگیرات است و منشاء آن علاقه به مزد است.
    مردمى ديگر خداى عز و جل را بخاطر محبتى كه به او دارند عبادت مى كنند، عبادت آنان عبادت آزادگان ، و بهترين عبادت است .

    و در نهج البلاغه آمده كه : مردمى خدا را بدان جهت عبادت مى كنند كه به ثوابش رغبت دارند، عبادت آنان عبادت تجارت پيشگان است ، و خود نوعى تجارت است.
    قومى ديگر خدا را از ترس ، بندگى مى كنند، كه عبادتشان عبادت بردگان است.
    قومى سوم هستند كه خدا را بخاطر شكر نعمتهایش عبادت مى كنند، كه عبادت آنان عبادت آزادگان است .

    و در كتاب علل و نيز كتاب مجالس و كتاب خصال از امام صادق (عليه السلام ) روایت آمده كه فرمودند: مردم خدا را سه جور عبادت مى كنند:
    طبقه اى او را بخاطر رغبتى كه ثوابش دارند عبادت مى كنند، كه عبادت آنان عبادت حريصان است ، و منشاء آن طمع است.
    و جمعى ديگر او را از ترس آتش عبادت مى كنند، كه عبادت آنان عبادت بردگان ، و منشاءش زبونى و ترس است.
    و لكن من خداى عزوجل را از اين جهت عبادت مى كنم ، كه دوستش دارم ، و اين عبادت بزرگواران است ، كه خدا درباره شان فرموده : (و هم من فزع يومئذ آمنون - و ايشان در امروز از (فزع - ترس بزرگ روز قیامت) ايمنند).
    و نيز فرموده : (قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى ، يحببكم اللّه - بگو: اگر خدا را دوست ميداريد پس پيروى من كنيد تا خدا هم دوستتان بدارد).
    پس هر كس خداى عز و جل را دوست بدارد، خدا هم او را دوست ميدارد، و هر كس خدا دوستش بدارد، از ايمنان خواهد بود، و اين مقامى است مكنون (پنهان داشته شده) و پوشيده، كه جز پاكان با آن تماس ‍ پيدا نمى كنند.

    و از طرق اهل سنت از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه در تفسير آيه (اياك نعبد -الخ)، فرموده : يعنى ما از تو غير تو را نميخواهيم ، و در عوض چيزى عبادتت نمى كنيم ، آنطور كه جاهلان به خيال خود تو را عبادت مى كنند، در حالى كه در دل به یاد همه چيز هستند جز تو.

    و ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (ایاک نعبد و ایاک نستعین) خطاب به خداوند عز و جل است.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۵:۴۷


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایاتی در معنای آیه : (اهدنا الصراط المستقيم )
    در كتاب تحف العقول از امام صادق (عليه السلام) روايتى آمده ، كه در ضمن آن فرمود: هر كس معتقد باشد كه خدا به صفت عبادت ميشود، نه به ادراك ، اعتقاد خود را بخدائى حواله داده كه غايب است.
    و كسيكه معتقد باشد كه پروردگار متعال به صفت موصوفش ‍ عبادت ميشود، توحيد را باطل كرده ، چون صفت ، غير از موصوف است.
    و كسيكه معتقد باشد كه موصوف ، منسوب به صفت عبادت ميشود، خداى كبير را كوچك و صغير شمرده است ، پس مردم ، خدا را آنطور كه هست نميتوانند اندازه گيرى كنند.

    و در كتاب معانى از امام صادق عليه السلام روايت آورده كه در معناى آیه (اهدنا الصراط المستقيم) فرموده : خدايا ما را به طريقى ارشاد فرما كه به محبت تو، و به بهشتت منتهى ميشود، و از اينكه پيروى هوای نفس خود كنيم و در نتيجه هلاك گرديم ، جلو گیری مى کند، و نيز نمى گذارد آراء خود را اخذ كنيم ، و در نتيجه نابود شويم .

    و نيز در معانى از على (عليه السلام) روايت آورده كه در باره آيه نامبرده فرمود: يعنى خدايا! توفيق خودت را كه ما تاكنون بوسيله آن تو را اطاعت كرديم ، درباره ما ادامه بده ، تا در روزگار آينده مان نيز همچنان تو را اطاعت كنيم .

    روایاتی در بیان مراد از آیه : (صراط الذين انعمت عليهم )
    در معانى از على (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود: صراط مستقيم در دنيا آن راهى است كه كوتاه تر از غلو (مبالغه کردن)، و بلندتر از تقصير(کوتاهی کردن) است.
    و در آخرت عبارت است از طریق مومنین به سوی بهشت.
    توضیح: معادل این روایت همان ضرب المثل معروف است که می گوید: غذا نه شور و نه بی نمک بلکه میانه این دو باشد.

    و در معانى از على (عليه السلام) روايت آورده كه در معناى آیه (صراط الذين انعمت علیهم) فرمود: يعنى بگوئيد: خدايا ما را به صراط كسانى هدايت فرما، كه بر آنان اين انعام فرمودى كه موفق به دینت و اطاعتت نمودى ، نه اين نعمتهایی كه مال و سلامتى شان دادى ، چون چه بسا ميشود كسانى از نعمت مال و سلامتى برخوردار هستند، ولى كافر و يا فاسقند.

    آنگاه اضافه فرمود: كه ايشان آن كسانيند كه خدا درباره آنها فرموده : (و من يطع اللّه و الرسول ، فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم ، من النبيين ، و الصديقين ، و الشهداء، و الصالحين ، و حسن اولئك رفيقا،).

    روايتى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره سوره حمد و فضيلت آن

    در كتاب عيون از حضرت رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوارش از اميرالمؤمنين (عليهم السلام) روايت آورده كه فرمود: از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم مى فرمود: خدايتعالى فرموده : فاتحه الكتاب را بين خودم و بنده ام تقسيم كردم ، نصفش از من ، و نصفش از بنده من است ، و بنده ام هر چه بخواهد باو ميدهم.
    چون او ميگويد: (بسم اللّه الرحمن الرحيم )، خداى عزوجلش ‍ ميگويد: بنده ام كار خود را با نام من آغاز كرد، و بر من است اينكه امور او را در آن كار تمام و کامل كنم ، و در احوالش بركت بگذارم.
    و چون او ميگويد: (الحمد لله رب العالمين ) پروردگار متعالش ميگويد: بنده من مرا حمد گفت ، و اقرار كرد كه: نعمت هائيكه در اختيار دارد، از ناحيه من است ، و بلاهائيكه به وى نرسيده ، باز به لطف و تفضل من است ، و من شما فرشتگان را گواه مى گيرم ، كه نعمت هاى دنيائى و آخرتى او را زياده نموده ، بلاهاى آخرت را از او دور كنم ، همانطور كه بلاهاى دنيا را از او دور كردم .
    و چون او ميگويد: (الرحمن الرحيم ) خداى جل جلالش ميگويد: بنده ام شهادت داد كه: من رحمان و رحيم هستم ، من نيز شما را شاهد مى گيرم ، كه بهره او را از نعمت و رحمت خود فراوان ساخته ، نصيبش را از بخشش خودم فراوان و بسيار مى كنم.
    و چون او ميگويد: (مالك يوم الدين )، خداى تعالايش ميگويد: شما شاهد باشيد، همانطور كه بنده ام اعتراف كرد به اینکه: من مالك روز جزا هستم ، در آنروز كه روز حساب است ، حساب او را آسان مى كنم ، و حسنات او را قبول نموده ، از گناهانش صرفنظر مى كنم .
    و چون او ميگويد: (اياك نعبد)، خداى عزوجلش مى فرمايد: بنده ام راست گفت ، و براستى مرا عبادت كرد، و بهمين جهت شما را گواه مى گيرم ، در برابر عبادتش پاداشى دهم ، كه هر كس كه در عبادت ، راه مخالف او را رفته بحال او حسودی کند.
    و چون او ميگويد: (و اياك نستعين )، خداى تعالايش ميگويد: بنده ام از من کمک طلید ، و بسوى من پناهنده گشت ، من نيز شما را شاهد مى گيرم ، كه او را در امورش یاری كنم ، و در سختیهایش به دادش برسم ، و در روز گرفتاريهايش دست او را بگيرم .
    و چون او ميگويد: (اهدنا الصراط المستقيم ) - تا آخر سوره - خداى عز و جلش ميگويد: همه اينها و آنچه غير اينها درخواست كند بر آورده است ، من همه خواسته هايش را استجابت كردم ، و آنچه آرزو دارد برآوردم ، و از آنچه مى ترسد ايمنى بخشيدم .


    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۵:۰۶


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند روايت درباره مراد از (صراط مستقيم )
    در كتاب فقيه و در تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام) روايت آورده اند كه فرمود: صراط مستقيم ، اميرالمؤ منين (عليه السلام) است .

    و در كتاب معانى از امام صادق (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود: صراط مستقيم ، طريق به سوی معرفت خدا است ، و اين، دو صراط است: يكى صراط در دنيا، و يكى در آخرت.
    اما صراط در دنيا عبارتست از امامى كه اطاعتش بر خلق واجب شده.
    و اما صراط در آخرت ، پلى است كه بر روى جهنم زده شده ، هر كس در دنيا از صراط دنيا به درستی رد شود، يعنى امام خود را بشناسد، و او را اطاعت كند، در آخرت نيز از پل آخرت بآسانى مى گذرد، و كسيكه در دنيا امام خود را نشناسد، در آخرت هم قدمش بر پل آخرت مى لغزد، و به درون جهنم سقوط مى كند.


    و از سعدان بن مسلم از حضرت امام صادق(ع) روایت شده است که گفت: از امام جعفر صادق(ع) از معنای صراط پرسیدم.
    حضرت فرمود: آن از مو نازک تر و از شمشیر بران تر است برخی همانند برق از آن می گذرند و برخی مانند تاختن اسب برخی قدم زنان و برخی بر دست و سینه می خزند و چنگ زنان از آن می گذرند پس آتش بعضی از اندامهایشان را می سوزاند و بعضی دیگر را رها می کند.


    و نيز در كتاب معانى از امام سجاد (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود: بين خدا، و بين حجت خدا حجابى نيست ، و نه خدا از حجت خود در پرده و حجاب است ، مائيم درهای خدا، و مائيم صراط مستقيم ،و مائيم مخزن علم او، و مائيم زبان و مترجم هاى وحى او، و مائيم اركان توحيدش ، و مائيم گنجينه اسرارش .

    و ابن شهر آشوب از ابن عباس روايت کرده كه در ذيل آيه :
    (اهدنا الصراط المستقيم ) گفته : يعنى اى بندگان خدا ! بگوئيد: خدايا ! ما را بسوى محبت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بيتش (عليهم السلام ) ارشاد فرما.

    و ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (اهدنا الصراط المستقیم) همان راه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و شناخت امام (علیه السلام) است.


    روایاتی در معنای (غيرالمغضوب عليهم) و (ولا الضالین)
    از امام جعفر صادق(ع) روایت شده است که در مورد آیه (غیر المغضوب علیهم والضالین) فرمود: کسانی که بر آنان غضب شده ناصبی ها (جنگ برافروزان با امام علیه السلام) هستند وضالین (گمراهان)، یهودی ها و نصرانی ها(مسیحیان) هستند.

    و نیز از امام جعفر صادق(ع) روایت شده است که فرمود: کسانی که بر آنان غضب شده و خشم گرفته شده است، ناصبی ها (دشمنان اهل بیت (علیهم السلام)) وگمراهان و شک کنندگانی هستند که امام علی (علیه السلام) را نمی شناسند.


    و حسن بصرى مى گويد:
    اگر قرآن، يهود را (مغضوب عليهم) و نصارا (مسیحیان) را (ضالّين) معرفى مى كند، معنايش اين نيست كه يهود گمراه نيستند و يا نصارا مورد خشم خدا قرار نگرفته اند، هرگز !، بلكه خداوند بر هر دو دسته خشم گرفته است و هر دو جماعت گمراه اند، امّا قرآن در اينجا روشنترين صفت منفى آنان را ترسيم مى كند.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۵


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر روایی سوره بقره (آیات۱-۵)

    روایاتی درباره معنای حروف مقطعه و معنای (غیب) و (انفاق) در ذیل آیه شریفه : (الذین یومنون بالغیب و مما رزقناهم ینفقون)
    در کتاب معاني الاخبار از سفيان ثوری نقل شده است كه گفت: من به جعفر بن محمد حضرت امام صادق (عليه السّلام) عرضه داشتم: يا بن رسول الله ! معني این كلمات از كتاب خدا چيست ؟
    «الم– المص– الر– المر– كهيعص– طه– طس– طسم– يس– ص– حم– حمعسق – ق – ن»

    حضرت صادق (عليه السّلام) فرمودند:
    و اما «الم» كه در اول سوره بقره است يعنی «انا الله الملک» (منم خدای سلطان) .
    و اما «الم» كه در اول سوره آل عمران است یعنی «انا الله المجيد» (منم خداي مجيد ) .
    و اما معناي «المص» يعني «انا الله المقتدر الصادق» (منم خداي مقتدر راستگو) .
    و اما معناي «الر» یعنی كه « انا الله الرئوف» (منم خداي مهربان ) .
    و اما معناي «المر» اين است كه «انا الله المحيي و الرزاق» (منم خداي زنده كننده و روزي دهنده) .
    و اما معناي «كهيعص» يعني «انا الله الهادي و الولي و الصادق الوعد» (منم خدای هدایت کننده و ولی و خوش قول) .
    و اما معناي «طه» خود يكي از اسماء پيامبر گرامي اسلام حضرت محمّد (صلّی الله عليه و آله و سلّم) است و معناي آن «يا طالب الحق و هادي اليه» ( اي طالب حق و و هدايت كننده بسوي آن ) مي باشد .
    و اما «طس» يعني «انا الطالب السميع» ( منم خدای طالب شنوا ) .
    و اما «طسم» یعنی «انا الطالب السميع المعيد» ( منم خداي طالب و شنونده و بازگشت دهنده ) .
    و اما «يس» يكي از اسم هاي رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم) است و معناي آن «يا سامع الوحي و القرآن الحكيم انك لمن المرسلين علي صراط مستقيم» ( اي شنواي وحي و قرآن كريم بدرستي كه تو قطعاً از فرستادگان خدايي كه بر راه راست هستی) .
    و اما «ص» نام چشمه اي است كه از زير عرش مي جوشد و همين «صاد» بود كه رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلّم) در شب معراج از آن وضو گرفت .
    و اما «حم» معنايش «حميد و مجيد» است .
    و اما «حمعسق» معنايش حلم (بردباری) مثیب (ثواب دهنده) و علم و سميع (بسیار شنوا) و قادر است .
    و اما «ق» نام كوهي است كه محيط بر زمين است و سبزي آسمان هم از آن است .
    و اما «ن» نام نهري است در بهشت.

    حروف مقطعه قرآن چیست؟
    قرآن 114 سوره دارد و در 29 سوره بعد از (بسم الله الرحمن الرحيم) سوره با حرف یا حروفی آغاز شده است كه در اصطلاح مفسران آنها را «فواتح السور» يا «حروف نوراني» و يا «حروف مقطعه» مي نامند .
    اين حروف مقطعه در ابتداي سوره ها ‏، يك حرفي‏، دو حرفي ‏،سه حرفي‏، چهار حرفي يا پنج حرفي هستند كه در ظاهر معناي روشني ندارند .
    مفسرانی همانند «زرکشی» در البرهان فی علوم القرآن و «علامه طباطبایی» در المیزان گفته‏ اند: حروف مقطعه در آغاز هر سوره گویای این حقیقت است که فراوانی آن حرف یا حروف در آن سوره از دیگر حروف بیشتر است.
    حروف مقطعه به قرار ذيل است :
    «الم- الم- المص- الر- الر- الر- المر- الر- الر- كهيعص- طه- طسم- طس- طسم- الم - الم- الم- الم- يس- ص- حم- حم- حمعسق- حم- حم- حم- حم- ق- ن »
    اين حروف به ترتيب در اوايل سوره هاي « بقره ‏‏، آل عمران ‏، اعراف‏ ، يونس ‏، هود ‏، يوسف ‏، رعد ‏، ابراهيم ‏، حجر ‏، مريم ‏، طه ‏، شعرا ‏، نمل ‏، قصص ‏، عنكبوت ‏، روم ، لقمان ‏، سجده ‏، يس ‏، ص ‏، مومن ‏، فصلت ‏، شوري ‏، زخرف ‏، دخان ‏، جاثيه ‏، احقاف ، ق ‏، قلم» هستند.
    اگر اين حروف جمع شوند و مكررات آنها حذف شود ‏، درست نصف حروف بيست و هشتگانه (28) الفباي عربي يعني چهارده (14) حرف خواهند بود .
    اين حروف را در عبارت « صِراط عليٍّ حق نُمْسِكُهُ » به معناي «راه علي حق است ما به آن چنگ مي زنيم» يا «على صراط حق نمسكه » يا «على حق ، نمسك صراطه » گردآوري كرده اند.
    و اهل سنت نيز براى تأیید راه خود با همين حروف جملاتى مانند « صريح طريقك مع السنه » را ساخته اند؛ يعنى: «راه و روش تو در صورت هماهنگى با سنت (برداشت خاص اهل سنت از اسلام) صحيح است».


    و باز در كتاب معانى الاخبار از امام صادق (عليه السلام) روايت آمده كه در ذيل آيه
    (الذين يومنون بالغيب) فرموده : يعنى كسيكه ايمان به قیام قائم (عليه السلام) داشته باشد، و آنرا حق بداند.

    و در تفسير عياشى از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه در ذيل آیه (و ممّا رزقناهم ينفقون ) فرموده : يعنى از آنچه ما به ایشان تعليم كرده ايم ، به دیگران تعليم مى كنند، و علم را گسترش ميدهند.

    و نيز در كتاب معانى الاخبار از آن جناب (علیه السلام) و در ذيل همان آیه روايت آمده كه فرمود: يعنى از آنچه ما به ایشان تعليم داده ايم به دیگران داده ، علم را گسترش ميدهند و از آنچه از قرآن به ایشان آموختيم ، تلاوت مى كنند.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۳


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر روایی سوره بقره (آیات۶-۷)

    روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره اقسام کفر
    در كافى از زبيرى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه گفت : به آن جناب عرضه داشتم : اقسام كفر را كه در كتاب خدا آمده برايم بيان بفرما.
    فرمود: كفر در كتاب خدا بر پنج قسم است:
    اول: كفر جحود (یعنی کسی با قلبش به چیزی اعتراف کند ولی با زبانش آنرا انکار کند) ، و جحود هم خود دو جور است.
    سوم: كفر با ترک دستورات الهى .
    چهارم: كفر برائت.
    پنجم: كفران نعمت .

    اما قسم اول دو قسم جحود، يكى جحود و انكار ربوبيت خدا است ، و اين اعتقاد كسى است كه ميگويد: نه خدایی هست ، و نه بهشتى ، و نه دوزخى.
    و صاحبان اين عقيده دو گروه از کافران هستند، كه به ایشان «دهرى» هم مى گويند، همانهايند كه قرآن كلامشان را حكايت كرده كه گفته اند:
    (و ما يهلكنا الا الدهر - جز روزگار كسى ما را نمى ميراند) و اين دينى است كه از طريق امتحان و دل بخواه براى خود درست كرده اند، و گفتارشان خالى از حقيقت و تحقيق است.
    همچنانكه خداى عز و جل فرموده :
    (ان هم الا يظنون - جز پندار دليل ديگرى ندارند).
    و نيز فرموده :
    (ان الذين كفروا سواء عليهم ء انذرتهم ام لم تنذرهم لا يؤ منون - كسانيكه كافر شدند بر ايشان يكسان است ، چه از عذاب بترسانی و چه نترسانی ايمان نمى آورند)، يعنى به دین توحيد ايمان نمى آورند، اين يكى از وجوه كفر است .
    و اما وجه دوم از جحود، جحود بر معرفت است ، و آن اين است كه كسى با اينكه حق را شناخته و برايش ثابت شده ، انكار كند.
    كه خداى عز و جل درباره شان فرموده :
    (و جحدوا بها، و استيقنتها انفسهم ، ظلما و علوا - دين خدا را انكار كردند، با اينكه در دل به حقانیت آن يقين داشتند، ولى چون ظالم ، و سركش بودند، زير بار آن نرفتند).
    و نيز فرموده :
    (و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جاءهم ما عرفوا، كفروا به فلعنه اللّه على الكافرين - قبل از آمدن اسلام يهوديان به کفار مى گفتند: بزودى پيامبر آخر الزمان مى آيد، و ما را بر شما پيروزى مى بخشد، ولى همينكه اسلام آمد، بدان كافر شدند، پس لعنت خدا باد بر كافران ).
    وجه سوم از كفر، كفران نعمت است.
    كه خداى سبحان درباره اش از سليمان حكايت كرده كه گفت :
    (هذا من فضل ربى ، ليبلونى ، اشكر؟ ام اكفر؟ و من شكر، فانما يشكر لنفسه ، و من كفر فان ربى غنى كريم - اين از فضل پروردگارم است ، تا مرا بيازمايد، آيا شكر مى گزارم ؟ يا كفران مى كنم ؟ و كسيكه شكر گزارد، بنفع خود شكر كرده و كسيكه كفران كند خدا بى نياز و كريم است ).
    و نيز فرموده :
    (لئن شكرتم لازيدنكم ، و لئن كفرتم ان عذابى لشديد - اگر شكر بگذاريد نعمت را برايتان زياده كنم ، و اگر كفر بورزيد، بدرستى عذابم شديد است ).
    و نيز فرموده :
    (فاذكرونى اذكركم ، و اشكروا لى ، و لا تكفرون - بياد من افتيد تا بيادتان بيفتم و شكرم بگذاريد، و كفرانم مكنيد)، در اين چند آيه كلمه كفر بمعناى كفران نعمت است .
    وجه چهارم از كفر، ترك دستورات خداى عزوجل ميباشد.
    كه در آن باره فرموده :
    (و اذ اخذنا ميثاقكم لا تسفكون دماءكم ، و لاتخرجون انفسكم من دياركم ، ثم اقررتم و انتم تشهدون ثم انتم هولاء تقتلون انفسكم ، و تخرجون فريقا منكم ، من ديارهم ، تظاهرون عليهم بالاثم و العدوان ، و ان ياتوكم اسارى ، تفادوهم ، و هو محرم عليكم اخراجهم ، افتومنون ببعض الكتاب ؟ و تكفرون ببعض ؟ - و چون پيمان از شما گرفتيم ، كه خون يكديگر مريزيد، و يكديگر را از ديارتان بيرون مكنيد، شما هم بر اين پيمان اقرار كرديد، و شهادت داديد، آنگاه همين شما يكديگر را كشتيد، و از وطن بيرون كرديد، و بر دشمنى آنان و جنايتكارى پشت به پشت هم داديد، و چون اسيرتان ميشدند، فديه مى گرفتيد، با اينكه فديه گرفتن و بيرون راندن بر شما حرام بود، آيا به بعضى احكام كتاب ايمان مى آوريد، و به بعضى كفر مى ورزيد؟ (يعنى عمل نمى كنيد؟)).
    پس در اين آيه منظور از كفر، ترك دستورات خداى عزوجل ميباشد، چون نسبت ايمان هم با ایشان داده ، هر چند كه اين ايمان را از ايشان قبول نكرده ، و سودمند به حالشان ندانسته.
    و فرموده :
    (فما جزاء من يفعل ذلك منكم الاخزى فى الحيوة الدنيا، و يوم القيامه يردون الى اشد العذاب ، و ما اللّه بغافل عما تعملون - پس چيست جزاى هر كه از شما چنين كند، بجز خوارى در زندگى دنيا، و روز قيامت بسوى شديدترين عذاب بر مى گردند، و خدا از آنچه مى كنيد غافل نيست ).
    وجه پنجم از كفر، كفر برائت (بیزاری) است.
    كه خداى عزوجل درباره اش از ابراهيم خليل (عليه السلام) حكايت كرده كه گفت :
    (كفرنا بكم ، و بدا بيننا و بينكم العداوه و البغضاء ابدا حتى تومنوا باللّه وحده - از شما بيزاريم ، و ميان ما و شما دشمنى و خشم آغاز شد، و دست از دشمنى برنميداريم ، تا آنكه به خدای يگانه ايمان بياوريد)، كه در اين آيه كفر به معنای بيزارى آمده.
    و نيز از ابليس حكايت مى كند، كه از دوستان انسان خود در روز قيامت بيزارى جسته ، ميگويد:
    (انى كفرت بما اشركتمون من قبل - من از اينكه شما مرا در دنيا شريك قرار دادید بيزارم ).
    و نيز از قول بت پرستان حكايت مى كند كه در قيامت از يكدیگر بيزارى ميجويند.
    و فرموده :
    (انما اتخذتم من دون اللّه اوثانا، موده بينكم فى الحيوه الدنيا، ثم يوم القيامه يكفر بعضكم ببعض ، و يلعن بعضكم بعضا - تنها علت بت پرستى شما در دنيا رعايت دوستى با يكديگر بود، ولى روز قيامت از يكديگر بيزارى جسته ، يكديگر را لعنت خواهيد كرد)، كه كفر در اين آيه نيز بمعناى بيزارى آمده .

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۱۰/۱۰ در ساعت ۱۷:۴۸


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر روایی سوره بقره (آیات۲۱-۲۵)

    روایتی درباره (ازواج مطهره)
    مرحوم صدوق روايت كرده كه شخصى از امام صادق (عليه السلام) معناى اين آيه را پرسيد. فرمود: (ازواج مطهرة) ، حوريانى هستند كه نه حيض دارند و نه حدث (ناپاکی).
    توضیح: معنی حدث:
    در اصطلاح فقه، «حدث» به آنچه که با وضو و غسل برطرف می شود، گفته می شود.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۰:۱۰


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفسیر روایی سوره بقره (آیات۲۶-۲۷)

    روایاتی درباره معنای جبر و تفویض و قضاء و قدر

    روايات بسيار زيادى از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) رسيده كه فرموده اند: (لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين - نه جبر است ، و نه تفويض ، بلكه امرى است متوسط ميان آن دو - تا آخر حديث ).
    توضیح: معنی جبر و تفویض (اختیار):
    «جبر» عبارت است از اینکه : انسان در انجام اعمال خود هیچ اراده و اختیاری نداشته باشد و مجبور باشد.
    و معنای «تفویض» عبارت است از اینکه :
    توانایی و ارادۀ انجام دادن اعمال ارادی انسان از سوی خدا به انسان واگذار شود تا انسان بتواند به گونه‌ای آزاد و مستقل، کارهای نیک و بد خود را انجام دهد و در قبال آنها مسئول باشد.

    و در كتاب عيون به چند طريق روايت كرده كه چون اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (عليه السلام) از صفين برگشت ، پيرمردى از آنان كه با آن جناب در صفين شركت داشت ، برخاست و عرض كرد: يا اميرالمؤمنين ! بفرما ببينم آيا اين راهى كه ما رفتيم بقضاء خدا و قدر او بود، يا نه ؟
    اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: بله اى پيرمرد ! بخدا سوگند بر هيچ پشته ای بالا نرفتيد، و به هیچ زمين پستى پایین نیامدید، مگر به قضائی از خدا و قدرى از او.

    پيرمرد عرضه داشت : حال كه چنين است زحماتى را كه تحمل كردم ، به حساب خدا مى گذارم ، يا اميرالمؤ منين !
    حضرت فرمود: اى پيرمرد ! البته اينطور هم نپندار، كه منظورم از اين قضاء و قدر، قضا و قدر حتمى و لازم او باشد، چون اگر چنين باشد كه هر كارى انسان انجام ميدهد و يا نميدهد همه بقضاء حتمى خدا صورت بگيرد، آنوقت ديگر ثواب و عقاب و امر و نهى (و تشويق ) و عذاب معناى صحيحى نخواهد داشت ، و وعده و وعيد بى معنا خواهد شد.
    ديگر هيچ بدكارى را نمى توان ملامت كرد، و هيچ نيكوكارى را نميتوان ستود، بلكه نيكوكار سزاوارتر به ملامت ميشود، از بدكار، و بدكار سزاوارتر ميشود به احسان از آنكس كه نيكوكار است.
    و اين همان اعتقادى است كه بت پرستان و دشمنان خداى رحمان و نيز قدرى ها و مجوسیان اين امت بدان معتقدند.

    اى شيخ ! همينكه خدا به ما تكليف كرده ، كافى است كه بدانيم او ما را مختار ميداند، و همچنين اينكه نهى كرده ، نهيش از باب هشدار دادن است و در برابر عمل كم ثواب زياد ميدهد.
    و اگر نافرمانى ميشود، چنان نيست كه مغلوب شده باشد، و اگر اطاعت شود چنان نیست که اطاعت شونده را مجبور به اطاعت كرده باشد.
    خدايتعالى زمين و آسمانها و آنچه را كه بين آندو است به باطل نيافريده.
    اين پندار كسانيست كه كفر ورزيدند، و واى بحال كسانيكه كفر ورزيدند از آتش - تا آخر حديث -.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۹/۱۸ در ساعت ۱۰:۱۱


صفحه 1 از 103 1231121314151101 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود