صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در عدالت الهی ماحصل سعی و تلاشی که انسانها می نمایند با هم تفاوت دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب چرا در عدالت الهی ماحصل سعی و تلاشی که انسانها می نمایند با هم تفاوت دارد؟




    با سلام و عرض ادب و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بزرگواران
    پرسش بنده این است که چرا در پیشگاه عدالت پیشۀ خالق یگانه و عادل ، دو انسان با سعی و تلاشی یکسان به نتیجه ای گاه بسیار متفاوت میرسند؟ مثلا گاه شاهد این هستیم که انسانی با اعمالی خداپسندانه تر زندگی میکند اما تلاشهای او برای رسیدن به رزق و روزی حلال نتیجه ای دارد که حتی او در برابر فرزندو اهل خانه اش شرمنده می ماند،اما فردی دیگر بدون در نظر گرفتن رضای خدا در اعمالش با تلاشی کمتر نتیجه ای مطلوبتر میگیرد. چرا در این دنیا که مالکش را خداوند یکتا مینامیم و میخوانیم و باید به این باور ایمان آوریم آنانکه کمتر به دنبال شناخت از خدا و رضای خدا میباشند و یا آنانکه با نقابی ظاهری چنین مینمایند که دین دارو خدا شناسند اما در حقیقت راه و روش دنیا پرستی در اعمالشان کاملا پیداست ،غنی ترند و در آسایش و دور از دغدغه های زمینی بسر میبرند و براحتی میتوانند برای خود و همسر و فرزندانشان اسباب آسایش اولیه را فراهم کنند اما انسانی دیگر که حقیقتا با تمام فشارهایی که بر دوش دارد باز هم رضای خدا را به چیزی نمیفروشد همواره با ظلمهایی که ناشی از عدم پرداخت حقوقی که برای بدست آوردنش بسیار و خالصانه تلاش نموده و یا نظیر اینگونه مشکلات روبرو میشود .
    در کل عجیب است که چرا گویا زندگی و نظام دنیا چنین تنظیم شده است که منت کش نافرمایان و سرکشان است و برای جذب آنها به آنها باج میدهد اما آنانکه جذب شده اند را آنچنان مورد فشار و ظلم قرار میدهد تا او را از خود طرد کند!!!
    چه توضیحی برای این رفتار عجیب و دور از انتظار و تضاد گونۀ نظام هستی وجود دارد؟
    حقیقتا بنده این تضاد و این رفتار عجیب و این مهمان نوازیه هستی یا شاید به گونه ای دشمن نوازی عالم هستی را سالهاست با پوست و خونم چشیده و حس نموده ام.
    با تشکر از شما بزرگوار
    غیر از خودت که واقعیت داری..............باقی هرآنچه دیده ام همه تزئینیست


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,640
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    819 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    چرا در عدالت الهی ماحصل سعی و تلاشی که انسانها می نمایند با هم تفاوت دارد؟







    کارشناس بحث: استاد محراب

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۱:۳۲

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    پرسش بنده این است که چرا در پیشگاه عدالت پیشۀ خالق یگانه و عادل ، دو انسان با سعی و تلاشی یکسان به نتیجه ای گاه بسیار متفاوت میرسند؟ مثلا گاه شاهد این هستیم که انسانی با اعمالی خداپسندانه تر زندگی میکند اما تلاشهای او برای رسیدن به رزق و روزی حلال نتیجه ای دارد که حتی او در برابر فرزندو اهل خانه اش شرمنده می ماند،اما فردی دیگر بدون در نظر گرفتن رضای خدا در اعمالش با تلاشی کمتر نتیجه ای مطلوبتر میگیرد. چرا در این دنیا که مالکش را خداوند یکتا مینامیم و میخوانیم و باید به این باور ایمان آوریم آنانکه کمتر به دنبال شناخت از خدا و رضای خدا میباشند و یا آنانکه با نقابی ظاهری چنین مینمایند که دین دارو خدا شناسند اما در حقیقت راه و روش دنیا پرستی در اعمالشان کاملا پیداست ،غنی ترند و در آسایش و دور از دغدغه های زمینی بسر میبرند و براحتی میتوانند برای خود و همسر و فرزندانشان اسباب آسایش اولیه را فراهم کنند اما انسانی دیگر که حقیقتا با تمام فشارهایی که بر دوش دارد باز هم رضای خدا را به چیزی نمیفروشد همواره با ظلمهایی که ناشی از عدم پرداخت حقوقی که برای بدست آوردنش بسیار و خالصانه تلاش نموده و یا نظیر اینگونه مشکلات روبرو میشود .
    در کل عجیب است که چرا گویا زندگی و نظام دنیا چنین تنظیم شده است که منت کش نافرمایان و سرکشان است و برای جذب آنها به آنها باج میدهد اما آنانکه جذب شده اند را آنچنان مورد فشار و ظلم قرار میدهد تا او را از خود طرد کند!!!
    چه توضیحی برای این رفتار عجیب و دور از انتظار و تضاد گونۀ نظام هستی وجود دارد؟
    حقیقتا بنده این تضاد و این رفتار عجیب و این مهمان نوازیه هستی یا شاید به گونه ای دشمن نوازی عالم هستی را سالهاست با پوست و خونم چشیده و حس نموده ام.


    با سلام
    عرض ادب احترام

    شما در حقيقت مي خواهيد بگوييد كه چرا كساني كه دين ندارند، خوشبخت تراند و در رفاه بيشتري هستند و مومنين سختي بيشتري را تحمل مي كنند.
    در زمينه خوشبختي و رفاه داشتن كافران ابتدا بايد توجه كرد كه معني رفاه چيست؟آيا داشتن پول زياد ويا داشتن خانه وماشين و...رفاه وخوشبختي است؟


    بايد بررسي كرد كه هدف از آفرينش انسان با اين خصوصيات وتوانمندي چه بوده است؟آيا صرف پرورش جسم وتامين لذتهاي آن رفاه وخوشبختي وسعادت است؟علاوه بر اينكه از كجا مجرمان وگناه كاران در رفاه اند؟آنها بدليل نداشتن پشتوانه معنوي واميد واقعي به آينده,از خوشي واقعي بي بهره اندوترس ودلهره بر آنها مستولي است,زيرا علاوه بر ترس از مجازات دنيوي نسبت به آخرت خود نيز نگرانند.
    نكته ديگر آن است كه بسياري از گرفتاري هاي مومنان در اثر بي برنامگي وتنبلي است كه نبايد به حساب خداوند گذاشت,شاهد آن اينست كه مومنان عاقل وكامل هم خوشي اين جهان را دارند وهم نسبت به آسايش جهان ديگر اميدوارند,زيرا با برنامه درست از امكانات خوب استفاده نموده اند,به اطراف خود بنگريم مي بينيم غالب مومنان وضع خوبي دارند ,اخلاق ومعنويات بر زندگي آنها حاكم است ,از زندگي لذت مي برند

    لذا مي بايست گرفتاريها ومشكلات خود ساخته را جدا كردوسستي را كنار گذاشت وبا نظم وبرنامه حركت كردواز سرمايه هاي زندگي خوب بهره برداري كرد آن وقت است كه مي بينيد خوشي واقعي براي مومنان است وزندگي پر از دلهره واضطراب مجرمان ,گرچه ظاهر فريبنده داشته باشدولي از درون خراب وتاريك است
    هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است.

    بلا آن چيزي است كه خداوند متعال، بندگان خود را با آن ها امتحان مي كند، مانند بيماري ها و فقر، و گاه با دادن دولت و جاه و مقام بنده را امتحان مي كند. بر اساس روايات مختلف روشن مي شود كه هر بخشش و توسعه اي و هرمنعي و هر امر و نهي اي براي امتحان است؛ و نيز برانگيخته شدن پيامبران و ارسال كتاب هاي آسماني براي جدا شدن بدكاران از نكوكاران و بدبختان از خوشبختان است، تا در اين امتحان حجت الهي بر مردم تمام شود، زيرا خداوند به همه چيز آگاه است.
    هرعملي كه از انسان سر مي زند و هر لذتي كه انسان مي برد، اثري در نفس بر جاي مي گذارد و هر چه شخص در لذت ها بيش تر غوطه بخورد، علاقه اش به دنيا بيش تر مي گردد و به همان اندازه از آخرت غفلت مي ورزد تا جايي كه توجه او از خداوند و آخرت كلاً سلب مي گردد.

    از سوي ديگر هر گاه انسان از پديده اي بدي و سختي هايي ملاحظه كند، از آن متنفر ورويگردان مي شود، و سعي مي كند آن را از خود دور سازد. بر اساس همين مطلب هر گاه انسان از اين عالم بلاها و دردها و سختي ها ديد طبيعتاً از آن متنفر مي شود، دلبستگي او به اين دنيا كم مي شود، سعي مي كند از آن روحاً كوچ كند و دل به سراي ديگر بفرستد.
    لذا هر چه عنايت خداوند متعال به بنده اي بيش تر باشد، موج هاي بلا را بيش تر متوجه او مي كند تا اين كه روح اين بنده از دنيا و زخارف و زينت هاي آن منصرف گردد.


  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    عرض ادب و احترام

    از ديگر نكات شدت ابتلا و گرفتاري بندگان خاص خداوند آن است كه بيشتر به ياد خدا بيفتند؛ زيرا اصولاً انسان ها در هنگام راحتي و آسايش غفلت مي ورزند. البته اين نكته در خصوص انبيا و اولياي كامل تا حدي فرق مي كند، زيرا قلب اين ها محكم تر از آن است كه به دنيا علاقه ورزد و نيازي باشد تا با سختي وبلا چهره از دنيا برگردانند،


    بلكه اينان به نور باطني دريافته اند كه حضرت پروردگار به اين عالم توجهي ندارد، لذا فقر را بر ثروت و بلا را بر راحتي ترجيح داده اند.در حديث است كه جبرئيل كليد خزائن زمين را به پيشگاه حضرت ختمي مرتبت آورد و عرض كرد كه در صورت قبول اين ها، چيزي هم از مقامات اخروي شما كم نمي گردد، اما حضرت براي فروتني در برابر پروردگار آن را قبول نكرد و فقر را برگزيد.
    همچنين در روايات آمده است كه براي مؤمنان مراتبي است كه نمي توان به آن ها رسيد مگر به سبب تحمل سختي و بلا وهمان طور که گذشت باید دانست كه دنيا نه دار كرامت و ثواب پروردگار است و نه محل عذاب، زيرا دار كرامت و پاداش عاملي است كه نعمت هاي آن خالص و به سختي آغشته نباشد، در حالي كه مي دانيم لذات و خوشي هاي دنيا با سختي و درد همراه است و سختي ها و دردهاي آن هم خالص نيست و گاه با نعمت و نقمت ايي همراه است.
    لذا همان طور كه در حديث آمده است، علت ابتلاي مؤمن در دنيا آن است كه خداوند متعال دنيا را پاداشي براي مومن و يا مجازات براي كافر قرار نداده است. دنيا محل امتحان و دار تكليف و مزرعه آخرت است. بنابراين كساني كه انتظار دارند خداوند متعال گنه كاران و ظالمان را قلع و قمع كند، خلاف سنت الهي مي انديشند، زيرا سنت الهي آن است كه دنيا محل عمل باشد و در آخرت نتايج مشخص گردد.
    اگر ظالم و ستمگري در دنيا مجازات شود، از عنايات خداوند متعال به اوست، همان طور كه مهلت دادن به اهل معصيت هم استدراج است، چنان كه در آيه 177 سوره آل عمران آمده است.
    آنان كه كافر شدند، گمان نكنند كه مهلت ما به آن ها خير آن هاست. همانا مهلتشان داديم تا گناه را زياد كنند و براي آن ها عذابي دردناك است .
    به اين مطلب نيز بايد اشاره كرد كه ميزان درك بلا و سختي بستگي به ميزان درك مشخص دارد، لذا كساني كه عقل و دركشان كامل است به همان نسبت بلاهاي روحاني را بيش تر درك مي كنند.


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما بزرگوار
    بخشی از فرمایشات شما که برگرفته از قرآن و توضیحات مربوط به آن بود را میپذیرم
    اما بخشی دیگر از آنرا که بمانند دفاعیه ای مطرح شد و برای موجه نشان دادنش کمی اتهام آمیز بود را نمیتوانم بپذیرم
    لذل برای روشن شدن و حل شدن این پرسش و معضلی که در ذهنم بوجود آمده به بررسی بیشتر فرمایش شما و عرایض خودم میپردازم
    شما در بخشی از فرمایشتان فرمودید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    شاهد آن اينست كه مومنان عاقل وكامل هم خوشي اين جهان را دارند وهم نسبت به آسايش جهان ديگر اميدوارند,زيرا با برنامه درست از امكانات خوب استفاده نموده اند,به اطراف خود بنگريم مي بينيم غالب مومنان وضع خوبي دارند ,اخلاق ومعنويات بر زندگي آنها حاكم است ,از زندگي لذت مي برند
    ودر ادامه در جایی دیگر فرمودید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    هر كس كه دين او درست و كار او نيكو باشد، بلاي او هم سخت خواهد گرديد، و اين بدان خاطر است كه خداوند متعال دنيا را نه ثوابي از براي مؤمن قرار داده و نه مجازاتي براي كافر؛ و كسي كه دينش اندك و عقلش ضعيف است، بلاي او هم اندك خواهد بود، و همانا سرعت بلا به سوي مؤمن پرهيزكار تندتر از باران به سوي آرامگاه زمين است.
    در بخش اول شاید منظور شما کسانیست که در خانواده ای رشد یافته و بزرگ شدند که اصول برنامه ریزی برای آینده فرزندان اهمیت داشته و نظم حاکم در خانواده و توجه والدین به این مطلب و یکسری امکانات دیگر که از حدود اختیارات وانتخاب یک انسان متولد شده خارج است ،موجب گردیده فرد در انتخاب مسیرش برای موفق بودن در مسیر زندگی راه نه چندان سختی را داشته باشد ،که این موضوع را در خانواده هایی که هرگز به دنبال مسایل دینی نبوده اند هم میتوان یافت و ربطی به میزان اعتقادات دینی یک خانواده ندارد ،هر چند که معتقدم مسائل اعتقادی و دینی یک خانواده در این خصوص مزید بر علت است ،اما جدا از حاشیه مسیله ای که در این خصوص برای بنده دارای اهمیت است این است که انسانی که ظاهرا او را موفق میابیم با حضوری بی اختیار در چنین بستر مناسبی راهی جز پیشرفت نداشته است .
    اما فردی که بی اختیار در خانواده ای قرار گرفته که فاقد چنین امکاناتی بوده و نتوانسته به دانشگاه فکر کند و پس از دیپلم سخت به کار مشغول گردیده و باز هم بر اساس شرایط زندگیش از پس انداز دور مانده ازدواج کرده و صاحب فرزند شده و بخاطر مشکلات مادی به شهرستان مهاجرت نموده و اکنون هرگز سستی نمیکند و هر جا کار میکند به عنوان کارگری منضبط و سخت کوش شناخته میشود ،برای نگهداری از دینش دروغ نمیگوید و برای قضاوت نکردن دیگران و دیگر دستورات الهی از نفس خویش به شدت مراقبت میکند ،برای کسب روزی به هر شرایطی که کارفرمایان بلا استثناء بدون در نظر گرفتن قوانین کارگری حاکم بر کشور به وی تحمیل میکنند، تن دهد اما با این وجود هرجا مشغول میشود پرداخت حقوقش با تاخیر دو سه ماهه مواجه میشود و او هربار مجبور میشود برای این شکافی که در این دوسه ماه ایجاد میشود به دلیل عدم توانایی در پرداخت هزینه های زندگی و کرایۀ رفت و برگشت به محل کارش و گاه حتی نداشتن مبلغی جزئی برای خرید یک نان برای همسر و فرزندش ،از جایی که کار میکند استعفا دهد تا بلکه زودتر به پول برسد و مجبور است برگه های دریافت کامل تسویه را پیش از دریافت و لحظۀ استعفا دادن امضا کند و آنگاه هر روز برای گرفتن طلبی که بخاطرش زحمت کشیده تماس گیرد و هزاران بار بخاطر وضعیت همسر و فرزندش به کارفرمایان زورگو که هیچ قدرتی آنها را برای اینهمه بی عدالتی و نافرمانی مواخذه نمیکند التماس کند ،تکلیفش چیست؟
    چگونه در این صحرای محشر باید تاب آورد؟ تا به کی در برابر گرسنگیها و سختیهایی که همسر و فرزندش متحملند نام خدا و از امتحان الهی و سکوت حرف بزند؟ برادر من ، فرمایشات شما در نظر چنین انسانی یک تئوریست که درچنین وضعیته وحشتناکی که هفت سال است پس از ورشکستگی با آن روبروست قابل استفاده نیست ،گرچه زیباست ،
    نقل قوله دومی که از فرمایشات شما آورده ام همان باورهاییست که این انسان هفت سالست دارد با خود تکرار میکند تا نور امیدش خاموش نشود و ایمانش را بتواند حفظ کند،
    اکنون وقتی چنین انسانی با این خصوصیات و شرایطی که برایتان شرح داده شد چنین پرسشی در ذهنش بوجود می آید چه پاسخ و چه راه نجاتی را میتوان به وی نشان داد،
    در کنار موعظه و نصیحت که خود وی هفت سالست دارد با خود میگوید و تکرار میکند چه حرف تازه ای میتوان به او هدیه کرد؟
    با تشکر از شما بزرگوار
    غیر از خودت که واقعیت داری..............باقی هرآنچه دیده ام همه تزئینیست

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    در بخش اول شاید منظور شما کسانیست که در خانواده ای رشد یافته و بزرگ شدند که اصول برنامه ریزی برای آینده فرزندان اهمیت داشته و نظم حاکم در خانواده و توجه والدین به این مطلب و یکسری امکانات دیگر که از حدود اختیارات وانتخاب یک انسان متولد شده خارج است ،موجب گردیده فرد در انتخاب مسیرش برای موفق بودن در مسیر زندگی راه نه چندان سختی را داشته باشد ،که این موضوع را در خانواده هایی که هرگز به دنبال مسایل دینی نبوده اند هم میتوان یافت و ربطی به میزان اعتقادات دینی یک خانواده ندارد ،هر چند که معتقدم مسائل اعتقادی و دینی یک خانواده در این خصوص مزید بر علت است ،اما جدا از حاشیه مسیله ای که در این خصوص برای بنده دارای اهمیت است این است که انسانی که ظاهرا او را موفق میابیم با حضوری بی اختیار در چنین بستر مناسبی راهی جز پیشرفت نداشته است .


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار وجود انسان در خانواده با برنامه و منظم و مرتب تضمین کننده سعادتمندی او نخواهد بود و این گونه نیست که هر فردی در خانواده ای با امکانات مرفح به دنیا امده قطعا سعادتمنده شده است و تجریه نیز این امر را ثابت کرده است
    و از طرفی برعکس ان نیز صادق است شما خیلی از انسانها را می بینید که در خانوده هایی با امکانات کم و بدون برنامه و ....متولد می شوند ولی به موفقیت هایی دست پیدا می کنند باز برای این مساله هم شواهد فراوانی است

    از منظر دین انسان موجودی است دارای قوه عاقله و اختیار که خود می تواند سرنوشت خود را تغییر دهد هرچند این میان شرایط و جو اجتماع و جو خانواده بی تاثیر نیست
    و خیلی مسایل و مولفه است که در سرنوشت انسان تاثیر می گذارد ولی انسان می تواند بر جو اجتماع و تربیت خانواده و ...غلبه نماید و مسیری غیر از این مسیری که انها برگزیده اند انتخاب نماید


    و لذا این مساله نیز قابل قبول نیست که هر کسی در بستری مناسب به دنیا امد راهی جز پیشرفت ندارد
    هر چند این میان مساله دیگری است و ان سوال و پرسش خدای تعالی از انسان است که خداوند به اندازه توانایی و استعداد و امکانات انسان از ایشان سوال خواهد کرد
    و سوال و جواب و ثواب و عقاب انسانی که در شرایط عالی است با دیکر انسان ها متفاوت است و لذا ثواب و عقاب اش هم متفاوت خواهد بود
    و لذا این دو انسان در شرایط یکسانی نخواهند بود


  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب و احترام
    بزرگوار پاسخ شما برای بخش اول عرایض بنده قبول و متین ، اما بخش دوم عرایضم که مبحث اصلی و علت اصلی برای به میان کشیدن این موضوع بوده را بی پاسخ گذاشتید
    شما فرموده بودید دلیله فقر و سعادتمند نبودن انسانها سستی و تنبلی و فقدان ایمان در خود فرد میباشد ،اما بنده با تشریح مثالی حقیقی و زنده شرایط فردی را برایتان بازگو کردم که با وجود اصرارش برای حفظ ایمان در شرایطی اینچنین سخت که شرح داده شد و با وجود اینکه از نظر کارکردن هم هرگز سستی و کاهلی انجام نمیدهد و هر جا مشغول میشود در همان چند روز اول از او به عنوان کارگری منضبط و فعال یاد میکنند ،باز هم اسیر چنگال بی عدالتیهای انسانها قرار گرفته و هفت سالست پس از ورشکستگیش به دلیل همین بی عدالتیها و ظلمهایی که در حقش میشود در حال ستیز با فقر است تا خانواده اش را از فقر ایمن نگاه دارد ،سوال بنده اینست که چنین فردی با این خصوصیات و این پایبندیش به ایمانی که دارد چرا در جامعه ای مومن ،چنین تنها میماند تا اینچنین دنیا با تمام قوایش بر او و خانواده اش بتازد و به قصد نابود کردنش بر آنها حمله ور شده و در این میان تا به کی خدای غالب و بینا بر امور و آگاه به همه چیز و توانا در انجام هر کار سکوت اختیار میکند و چنین نبرد نابرابری را به تماشا مینشیند، در پاسخ به این سوال مهمی که برایم پیش آمده با خودم گفتم شاید خداوند او را در معرض آزمون سخت و دشواری قرار داده است که خود کاملا بر اوضاع واقف است، اما چرا چنین فردی باید تا این حد متحمل عذاب شود و تا این اندازه تنها و غریب زیر آتش سنگینی که دنیا برایش بپا داشته بماند، این فشارها تا حدی ادامه داشته که همه او را به بی ایمانی هم متهم ساختند و میگویند اگر او با خدا بود اینچنین بی کس در این همه سال به بن بست نمیخورد و راهه نجات برایش باز میشد ، اما بنده حاضرم به تمام مقدسات برای ایمانداری این فرد قسم بخورم ، این چه حکایتیست؟ تا به کی چنین فردی باید تحمل کند؟اگر تحمل این فرد تمام شود و ایمانش را بر اثر فشار فقر از دست دهد باز هم ظلم است که در حقش شده؟ پاداش اینهمه وفاداریش به ایمانش چه میشود؟ آیا هفت سال تحمل عذاب و آزمون که در زبان راحت میاید اما طی کردنش در چنین موقعیتی بسیار کشنده میباشد بس نیست؟ آیا چنین منظره ای دیگر انسانها را از عاقبت ایمان داشتن به حقایق نمیترساند؟ البته که تاثیر خوبی ندارد ، هرکس این فرد و خصوصیات و شرایطی که بر وی حاکم است را میبیند او را دیوانه میپندارد، و خود از اینکه به سمت ایمان و خدا پرستی رود میهراسد، این چه نمایشه نامطلوبیست که خالق حکیم به تصویر کشیده است، بزرگوار هضم اینهمه سوال و تضاد برایم دشوار است لطفا راجع به تمام آنچه مطرح شد مرا یاری دهید و این تصویر را اگر توجیه پذیر است توجیه کنید
    با تشکر از شما بزرگوار
    غیر از خودت که واقعیت داری..............باقی هرآنچه دیده ام همه تزئینیست

  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    اما فردی که بی اختیار در خانواده ای قرار گرفته که فاقد چنین امکاناتی بوده و نتوانسته به دانشگاه فکر کند و پس از دیپلم سخت به کار مشغول گردیده و باز هم بر اساس شرایط زندگیش از پس انداز دور مانده ازدواج کرده و صاحب فرزند شده و بخاطر مشکلات مادی به شهرستان مهاجرت نموده و اکنون هرگز سستی نمیکند و هر جا کار میکند به عنوان کارگری منضبط و سخت کوش شناخته میشود ،برای نگهداری از دینش دروغ نمیگوید و برای قضاوت نکردن دیگران و دیگر دستورات الهی از نفس خویش به شدت مراقبت میکند ،برای کسب روزی به هر شرایطی که کارفرمایان بلا استثناء بدون در نظر گرفتن قوانین کارگری حاکم بر کشور به وی تحمیل میکنند، تن دهد اما با این وجود هرجا مشغول میشود پرداخت حقوقش با تاخیر دو سه ماهه مواجه میشود و او هربار مجبور میشود برای این شکافی که در این دوسه ماه ایجاد میشود به دلیل عدم توانایی در پرداخت هزینه های زندگی و کرایۀ رفت و برگشت به محل کارش و گاه حتی نداشتن مبلغی جزئی برای خرید یک نان برای همسر و فرزندش ،از جایی که کار میکند استعفا دهد تا بلکه زودتر به پول برسد و مجبور است برگه های دریافت کامل تسویه را پیش از دریافت و لحظۀ استعفا دادن امضا کند و آنگاه هر روز برای گرفتن طلبی که بخاطرش زحمت کشیده تماس گیرد و هزاران بار بخاطر وضعیت همسر و فرزندش به کارفرمایان زورگو که هیچ قدرتی آنها را برای اینهمه بی عدالتی و نافرمانی مواخذه نمیکند التماس کند ،تکلیفش چیست؟


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    بزرگوار همه این مواردی که فرمودین
    ظلم هایی است که از طرف انسان ها در حق همدیکر انجام می شود
    مساله ای تا انسان بوده وجود داشته و من بعد هم وجود خواهد داشت
    وقتی انسانی در حق انسان دیکر ظلم می کند و طبق مطالب که شما فرمودین حق و حقوش ضایع می شود
    این میان برخی انسانهایی مظلوم واقع می شوند

    خب این میان تقصیر خدا باز چیست؟؟
    خداوند جهان را طبق سلسله علت و معلولهایی را خلق کرده است و طبق همان قوانین علت و معلولی اداره می کند
    طبق این سنت الهی انسان ها امتحان می شوند یکی با فقر یکی با ثروت یکی با بیماری یکی با صحت و......


    خداوند به انسانهای مظلوم امر کرده است که در مقابل ظلم ایستادگی نمایید حال شاید به این حرف بنده بخندید که چگونه می توان در مقابل سرمایه دار و صاحبان ثروت و قدرت ایستاد
    ولی خب چاره ای نیست
    خداوند خودش فرموده است
    إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (1)
    خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مکر این که انها در خودشان تغییراتی ایجاد نمایند


    خب خداوند که نمی تواند برای ستاندن حق هر مظلومی قوانین خود را تغییر دهد یا فرد ظالم را منکوب نماید و یا ......خب این که می شود زور و جبر
    سنت الهی این را می طلبد که انسان ها به اختیار خود هر فعلی را که انتخاب می کنند انجام دهند
    و در اخرت هم پاسخگوی اعمال خود باشند

    بله ظلم است
    بی قانونی است
    مظلوم است
    ولی اینها هیچ کدام نافی عدالت الهی نیست
    فرمودین تکلیف چنین فردی چیست ؟؟
    توکل به خدا
    تکلیف چنین فردی ایستادگی در مقابل ظلم و ظالم
    پی گیر امورات تا رسیدن به حق خود
    تلاش و کوشش جهت کسب روزی حلال که خداوند ضامن روزی بنده گان خود است.


    پی نوشت:
    1-سوره رعد/ایه 11


  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به شما و تمام عزیزان این کانون و تبریک عید پربرکت و فرخندۀ فطر به تمام مسامانان جهان
    با تشکر از پاسخگویی شما در خصوص پرسشهایم ،البته ناگفته نماند که از میان پرسشها تنها به چند یک از آنها پاسخ دادید اما باز هم از شما سپاسگزارم ،شاید پاسخگویی به یکایک پرسشها از دیدگاه شما پرداختن به جزئیات بوده و از حوصلۀ شما خارج بود.

    لذا برای پرداختن به مبحث اصلی با توجه به فرمایشات شما مطلبم را به دو بخش قسمت میکنم
    بخش اول
    چنانچه شما میفرمایید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط محراب نمایش پست
    خب این میان تقصیر خدا باز چیست؟؟
    در برابر این پرسش شما و ادامۀ فرمایشتان خواستم خداوند را بی تقصیر بنامم اما به پرسشهای دیگر ذهنی ام برخوردم که از پاسخ به آنها ناتوان ماندم .
    لذا برایتان مطرح میکنم تا بلکه به کمک یکدیگر بتوانیم به راه حل و پاسخی مناسب برسیم.
    -نگهدارنده و نگهبان حق کیست؟
    -حامی مظلومان چه کسی میباشد؟
    -اگر آن ظلم خارج از ارادۀ خداوند است آیا باید این عقیده را که هیچ رویدادی خارج از ارادۀ خداوند رخ نمی دهد را خط زد؟
    -آیا باید برای این حکم که برگی از درختی جدا نمیشود الا به اذن و ارادۀ خداوند ،استثناء و تبصره قرار داد؟
    با توجه به هجوم چنین پرسشهایی از سوی ذهنم بنده به این باور رسیدم که اگر نگهبان و نگهدار حق را خدا مینامم و حامی مظلومان را کسی جز خدا نمیدانم و حاضر نیستم بپذیرم رویدادی خارج از ارادۀ
    خدا صورت میپذیرد و آن آیۀ قرآن استثناء و تبصره ای ندارد و خدایم که همان خدای یکتاست قدرت غالب و مدیری مدبر و صاحب اختیاری مطلق و بی چون چراست ،شایسته نیست اگر حالا که نقصی را انسانهای جاهل مجری اجرایش گشتند ،خدای یکتا و صاحب اختیار را از گردونه خارج و جدا بدانم و انسان مظلوم و بی دفاع را در برابر این جاهل صفتان تنها فرض نمایم و چنین بپندارم که هرگاه انسانی به مشکلی برخورد بگویم یا سستی و تنبلی کردی یا ظالم به تو ظلم کرده و تو مستحق عذابی و باید خودت این مشکل را حل کنی و به خدا کاری نداشته باشی.
    بله بزرگوار حقیقتا با این تفاسیر بنده شایسته ندیدم چنین بپندارم و آن خدایی که می پرستم را در چنین مواقعی که بیش از پیش به او نیاز دارم نا کارا فرض نمایم .
    اگر اشتباه سخن میگویم شما اصلاحش کنید و اگر درست است به بنده بفرمایید که با وجود چنین استناداتی چگونه خدا را بی تقصیر فرض نمایم؟
    بخش دوم
    در ادامه شما تکلیف چنین فردی را که تشریح کرده بودم را محبت کرده و فرمودید
    اولین تکلیف توکل به خدا بوده که از شما خواهش میکنم کمی بیشتر توضیح دهید که این فرد که تنها دارایی اش به قول خودش نور ایمانیست که سالهاست از هر سو
    مورد تهاجم است ،چگونه باید به خدا توکل کند؟
    دومین دستور ایستادگی در برابر ظلم ظالم بود که باز هم از شما درخواست میکنم چگونگی این امر را درخصوص شرایطی که برایتان از این فرد بازگو کردم بفرمایید.
    سومین دستور پیگیری امور تا رسیدن به حق خود بوده که روشن است و مقبول و وظیفۀ وی به شمار می آید و برای یادآوریش از شما سپاسگزارم.
    چهارمین فرمایش شما تلاش و کوشش جهت کسب روزی حلال بوده که چنانچه پیشتر عرض کرده بودم ایشان با توجه به اینکه جایگاهشان حقیقتا بالاتر از کارگری ساده بوده و میباشد اما بخاطر شرایطی که پس از ورشکستگی گریبانگیرشان شد درهر کارخانه ای که مشغول به کار شد در همان هفته های اول به عنوان کارگری منضبط و با دقت کار و فعال شناخته میشود و جالب اینجاست او سخت معتقداست و باور دارد که کارفرمایش در هرجا که کار میکند خداست لذا در انجام مسئولیتهایش لحظه ای درنگ و کم کاری دیده نمیشود. بنابراین دستور چهارم را ظاهرا درصورتیکه درجایی مشغول شود به درستی انجام میدهد.

    (((الله اکبر، بزرگوار این عقیده که کارفرما را در هر حال خداوند تصور نماییم به نظرم بسیار زیباست و او عجیب به این عقیده پایبندست ،عقلم از درک خارج است که پس چه زمانی راهش هموار میگردد تا بتواند پس از هفت سال زخم خوردن و مورد اتهام قرار گرفتن به جریان زندگی بازگردد؟ هرچند که میدانم پاسخ این پرسش را هیچکس جز خدا نمیداندو وظیفۀ ما بندگان در چنین مواقعی انجام درست همان چهار موردیست که شما فرمودید)))
    باز هم از محبتها و مصاحبت و راهنماییهای شما سپاسگزارم.
    ویرایش توسط Ab va khak : ۱۳۹۴/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۱:۰۰
    غیر از خودت که واقعیت داری..............باقی هرآنچه دیده ام همه تزئینیست

  18. تشکرها 2


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    394
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    15 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    با تشکر از پاسخگویی شما در خصوص پرسشهایم ،البته ناگفته نماند که از میان پرسشها تنها به چند یک از آنها پاسخ دادید اما باز هم از شما سپاسگزارم ،شاید پاسخگویی به یکایک پرسشها از دیدگاه شما پرداختن به جزئیات بوده و از حوصلۀ شما خارج بود.


    با سلام
    عرض ادب و احترام
    به روی چشم
    ایشالله در اولین فرصت
    می خواهید سوالاتی را که مهم است را بفرماید در ادامه در خدمت باشم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    -نگهدارنده و نگهبان حق کیست؟
    -حامی مظلومان چه کسی میباشد؟


    ببینید بزرگوار
    این مساله دو طرفی است
    خداوند در قران می فرماید إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ در حقيقت ‏خدا حال قومى را تغيير نمى ‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند (1)
    تا زمانی که انسانها نخواهند و هیچ حرکتی انجام ندهند خداوند هیج کاری انجام نمی دهد
    خداوند جهان را بر مبنای سلسله علت و معلولی خلق کرده است این سنت های الهی تا قیامت پابرجاست

    اراده خداوند بر این تعلق گرفته است که انسان ها به خواست خود به انتخاب و اختیار خود پیشرفت نمایند و در مقابل ظلم ها بایستند
    اگر انسانها حرکت کردند و مقابل ظالم ایستادند خداوند هم حامی مظلومان خواهد بود ولی اکر انها بنشینند و از خود حرکتی نکنند و ظلم ظالم را بپذیرند خداوند کاری نخواهد کرد
    نتیجه این که
    خداوند زمانی حامی و یاور مظلومان است که انها هم بخواهند و در مقابل ظلم بایستند و ظلم ظالم را قبول نکنند والا هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ab va khak نمایش پست
    -اگر آن ظلم خارج از ارادۀ خداوند است آیا باید این عقیده را که هیچ رویدادی خارج از ارادۀ خداوند رخ نمی دهد را خط زد؟


    خب خودتان فرمودین که هیچ اراده ای خارج از اراده خداوند نیست
    خداوند خالق همه موجودات است ولی توضیح اش گذشت که خداوند در چه صورتی یاور مظلومان است
    البته با این توضیح که:
    خداوند همواره یار و یاور بنده گان خود است و لذا در شرع مقدس این همه احکامی صادر شده است تا انسان ها به همدیگر ظلم نکنند و اکر فردی مورد ظلم واقع شد به دست دادگاه صالحه و قاضی عادل به حق اش برسد
    بله با این عنوان خداوند حامی مظلومان است شما حکمی از احکام الهی را پیدا نمی کنید که در ان به انسانی ظلم شده باشد بله با این عنوان یار مظلومان است
    ولی باز در این مسایل هم اگر مظلوم حرکتی نکند و دادخواهی نکند باز حق اش پایمال خواهد شد.


    پی نوشت:
    1-رعد/11



  20. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود