جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جواني حضرت علي عليه السلام الگويي براي جوانان

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96

    جواني حضرت علي عليه السلام الگويي براي جوانان




    جواني حضرت علي عليه السلام الگويي براي جوانان


    مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!...

    من يك جوان هستم! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح، به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!

    - با تمام اين حرفها، باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه،‌مولاي متقيان است: و بخصوص جواني شان!

    - جواني حضرت علي (ع) ؟!

    الگو گرفتن يك الگو



    - بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

    - اما چگونه ؟!



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

    حضرت علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند :

    پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد...

    هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد...

    من نور وحي و رسالت را مي ديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.




  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

    - تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!


    - آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است.

    حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر
    رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را به خاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطر
    محاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:


    ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))



    ((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

    (( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

    به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده!


    در آن زمان اميرالمؤمنين
    28 سال بيشتر نداشت!

    در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.
    به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

    همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده، توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    تفريح و شادي علي (ع)

    - مي داني اي دوست عزيز:

    من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد.

    اينطور نيست؟


    - حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد.

    آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟
    فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

    - يعني اينطور نبوده است؟!

    - نه كه نبوده است!

    حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود...

    ادامه دارد ان شا الله...



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

    علي (ع) كار را تفريح مي دانست.


    تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.


    - چقدر جالب بوده است!

    احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.


    - مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

    اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه!

    بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!


    هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    علي و ارتباط با زنان و دختران

    - به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن. اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌
    مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه!

    حتي سلام هم نمي كرد.


    در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود،
    پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

    پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!


    ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.


    به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.





  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    آنچه مسلم است ، حضرت امیر(علیه السلام) از تیپ جوانان به عنوان کارگزار نظام در بدنه حکومت اسلامی بکارگیری کرده اند، واما چرا حضرت امیر(علیه السلام)از تیپ جوان به عنوان کارگزار نظام ، در بدنه حکومت اسلامی که یک امر بسیار مهم است بکار می گرفت؟ از سخنان گهربار امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه می توان نکاتی را استنباط کرد که پاسخ نسبتا مناسبی باشد برای این پرسش .

    1 – خلاقیت و نوآوری در جوانان بیشتر است :

    <انما قلب الحدث والارض الخالیه ما القی فیها من شی قبلته و فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک>.

    دل جوان همچون زمین ناکشته است ، هرچه در آن افکنند بپذیرد،پس به ادب آموختنت پرداختم،پس از آن که دلت سخت شود و خردت هوایی دیگر گیرد، تا با رای قاطع روی به کار آری.(نهج البلاغه ،ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، نامه 31،ص297،علمی و فرهنگی،1376)


    امام علی(علیه السلام) قلب و استعداد جوانان را تشبیه می کند به زمین ناکشته (ارض خالیه)برخلاف زمین کشته،که خاک آن پیر گشته است، از خلاقیت ویژه ای برخوردار است.همیشه ثمرش بیشتر از زمینهای کشته است.زمین های کشته نیاز به آیش دارند و توانایی ندارند هر نو ع بذر را بپذیرند.زمین ناکشته گاهی چند برابر بیشتر از زمینهای کشته و آیش خورده ثمر می دهد،محصولش چشم نواز و چشمگیر است.


    2 – اولویت نسل جوان و آینده حکومت

    روزی باید در بدنه حکومت نوسازی صورت گیرد و چه بهتر که نیک اندیشان ، نیک اندیشانی از میان نسل نو تربیت بکنند و آنها را در بدنه حکومت ، بکار گمارند.

    از این رو می بینیم که حضرت امیر(علیه السلام)حکومت مصر را طی یک عهدنامه واگذار می کند به محمدبن ابی بکر در حالی که وی کاملا در سنین جوانی بسر می برد.(نامه شماره 27 ، ص 289 و 290)



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    9,745
    صلوات
    20662
    تعداد دلنوشته
    31
    مورد تشکر
    535 پست
    حضور
    174 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    96



    3 – براساس معیار شایسته سالاری

    هیچ دلیلی وجود ندارد که یک جوان ، به صرف جوان بودن ، نتواند ، در پست های کلیدی یک کشور به کارگرفته شود.این منطق کهنه دوران جاهلیت بود که از بکارگیری تیپ جوان در بدنه حکومت اسلامی اعراض می کردن و یکی از مشکلات آنها خود حضرت امیر(علیه السلام) بود که حضرت امیر (علیه السلام) جوان است و کم تجربه و شایستگی بکارگیری در مسئولیت های کلیدی حکومت اسلامی را ندارد.

    4 = تعهد و عشق اسلام (در جوانان)

    امام علی (علیه السلام) در خطبه 17 نهج البلاغه می فرمایند :

    ((گله خود را با خدا می کنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر می برند، وبا گمراهی رخت از این جهان به در می برند ، کالایی خوراتر نزد آنان از کتاب خدا نیست)).

    ( نهج البلاغه ،ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی ،خطبه 17 ، ص 19 ،علمی و فرهنگی،1376)


    شاید بتوان استنباط کرد که غالب جمعیت کهنسال در حکومت امام علی (علیه السلام)یا روحیات ابوسفیانی داشتند و یا نفاق پنهان و تعصب و تقدس کور جاهلی که بسیار خطرناک و خطرساز بودند، از این رو، حضرت از میان جمعیت کهنسال مواجه بود باچهار گروه که عبارتند از :


    1 – ابوسفیان

    2 – منافقان پنهان

    3 – سالخوردگان متعهد ولی بی تخصص

    4 – گروه بسیاری اندک هم ، متعهد و هم متخصص و کاردان بودند!


    از این رو ، حضرت باید این خلا بزرگ را با بکارگیری تیپ جوان ، جبران می کرد و آنها را با توجه به لیاقت ها و توانمندی ها ، در بدنه حکومت به کار می گمارد.(مجله پگاسدار اسلام ، شماره 235 ، تیرماه 1380 ، مقاله اصغر بابائی.)البته همان گونه که همگان می دانند از یک سو پیران و بزرگسالان پر ادعا ، همان کسانی که بخش زیادی از عمر خود را بت پرستی و جاهلیت سپری کرده بودند و همان کسانی که تا شمشیر اسلام را پشت گردن خود ندیده بودند به اسلام ایمان نیاورده بودند موانع مهمی بر سر راه امام علی (علیه السلام) بودند و امام را متهم به کم تجربگی و صغر سن می کردند و از سوی دیگر امام (علیه السلام)با توجه روح اسلامی که داشت برای او کبر سن و محاسن سفید و غیره ملاکی برای همکاری نبود بلکه آنچه که برای امام(علیه السلام) مهم بود هم تقوای افراد وهم این که او خود به خوبی می دانست که کارهای که از جوانان بر می آید از غیر جوانان بر نمی آید برای همین هم امام ارتباط تنگاتنگ با جوانان داشت ،((دوستی با دشمنان خدا و رسولش کنند و هرچند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند ، آنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و پایدار است(سوره مجادله آیه 22).



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحمل درد و صدمه براي زيبايي اشكال شرعي داره ؟
    توسط ْآلاله در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۷/۳۰, ۱۴:۵۶
  2. پاسخ: 116
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۷, ۱۸:۳۱
  3. جن و فرشته چه تفاوتهايي دارند ؟
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۷:۰۶
  4. زيبايي و اصل و نصب بدون اخلاق ارزش ندارد!
    توسط غريب در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۰, ۲۰:۱۵
  5. بررسي روايي مساله فتنه و امتحان الهي
    توسط theological در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۶:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود