صفحه 2 از 8 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: معنا شناسی واژگان و الفاظ قرآن

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أثْل: بمعنی درخت گز است.
    در برهان قاطع ذیل ماده «اثل» مینویسد: نوعی از درخت گز را گویند و در ذیـل گز گویـد: گز درختی است که بیشتر در کناره های آب و رودخانه رویـد و آنرا بعربی طرفاء گوینـد.
    در کتب لغت عرب گفته اند: اثل درخت طرفاء و یا نوعی از آن است.
    در مجمع البحرین هست: منبر رسول خدا(ص) از درخت گز بیشه بود.
    در نهایه گفته: آن غیضه اي بود در 9 میلی مدینه. (غیضه محلی است که آبش فرو رفته
    ودر آن درخت روئیده باشد(بيشه))

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۷:۵۱


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    إثم: گنـاه- خمر- قمـار کـار حرام (قاموس)
    اثم نام کارهائی است که از ثواب باز میدارنـد (مفردات)
    بنظر میایـد که معنی اصـلی اثم،
    ضرر باشد .

    از مقابلۀ اثم با منافع بـدست میاید که معنی اصـلی آن ضـرر است زیرا همیشه ضـرر مقابل نفع است.
    المنار
    گویـد: اثم هر آن چیزی است که در آن ضـرر و زیان باشد.
    در این صورت بگناه و قمار و خمر و مطلق کار حرام از آن جهت اثم گفته
    شـده که ضـرر رسانند و از خیر باز میدارنـد.
    اثام بمعنی عـذاب و عقوبت است گویا بعـذاب از آن جهت اثام اطلاق شده که مسـبب از اثم است.
    آثم یعنی: گناهکار- بضرر افتاده.

    کلمۀ اثم با سائر مشتقات آن 48 بار در قرآن بکار رفته است.
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۷:۴۹


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أُجاج: آب شور که به تلخی زند.
    در قـاموس گویـد: مـآء اجـاج آبی است که شور و تلـخ باشـد.
    این کلمه در کلام الله مجید سه بار آمده است: (فرقان: 53، فاطر: 12، واقعه: 70).


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أجر: مزد، ثواب و پاداش که در مقابل عملی نیک به انسان می رسد.
    اجیر: کسی که در مقابل مزد کار می کند.
    در قرآن مجید به ثواب آخرت و دنیا هر رو اطلاق شده است.
    به مهریه زنان نیز اجر گفته شده.
    راغب در مفردات تصـریح میکنـد که: اجر فقـط در مزد عمل خوب گفته میشود بر خلاف جزاء که در عمـل خوب و بـد هر دو اسـتعمال میشود.
    ناگفته نمانـد در تمام قرآن کریم، اجر در مقابل
    عمـل نیـک اسـتعمال شـده است.

    کلمۀ اجر با سائر صیغه های آن 110 بار در قرآن آمده است.
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۸:۱۹


  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أجل: مدت معین و آخر مدت.
    راغب در مفردات گویـد: اجـل مدتی است که براي چیزي معین شود و اجـل انسـان مدت حیـات اوست.

    قاموس آنرا مدت شـییء و آخر مدت معنی کرده.
    بنا بر این، اجل دو معنی دارد، مدت
    معین و آخر مدت.
    و شاید اسـتعمال آن درآخر مـدت بطور مجاز باشـد و میشود گفت که معناي اصـلی آن تمام مـدت است و اغلب اسـتعمال آن در این معنی است.



  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    َأحٓد: یکی، یکتا
    این کلمه در اصل «وحد» با واو است و داراي دو اسـتعمال میباشد: یکی آنکه اسم اسـتعمال میشود، در اینصورت به معنی یکی و یک نفر است.
    زمخشري درفائق و ابن اثیر در نهایه نقل میکنند که یکی از صـحابه در وقت دعا بدو انگشت بخدا اشاره میکرد، حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: أحد أحد: یکی کن.یکی کن، یعنی با یک انگشت اشاره کن خـدائیکه تو او را میخوانی یکی است.

    مؤنث أحد، إحْدٓياست.
    استعمال دوّم آنست که وصف باشد بمعنی یکتا و بی همتا
    و در این استعمال فقط به ذات باريتعالی اطلاق میشود چنانکه در مفردات و قاموس تصریح شده است.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۸:۴۹


  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أخْذ:گرفتن
    ناگفته نمانـد مصادیق اخذ و کیفیت آن مختلف است ولی در همۀ آنها معنی اولی ملحوظ میباشد مثل اخذ پیمان، اخذ بعذاب، اخذ زمین زینت خود را از روئیدنیها، اخذ چیزی با دست و نظائر اینها.
    آخذ: گیرنده
    «اتخاذ» یعنی گرفتن توأم با قبول کردن.

    در موارد اسـتعمال اتّخذ و اتّخذوا و سایر صـیغه هاي آن از باب افتعال، بنظر میاید که در تمام موارد آن، گرفتن توأم با قبول و با خوشنودي ملحوظ است.
    اما «موأخذه»:
    راغب در مفردات گوید: در سوره
    نحل آیه 61 از آن جهت از باب مفاعله آمده که مردم نعمتها را اخـذ کرده و شـکر بجاي نیاورده اند موأخـذه بـدین نحو طرفینی است.
    نا گفته نمانـد موأخذه در تمام موارد آن در قرآن بمعنی مجـازات و اخـذ بعقـوبت است.
    میتـوان گفت که: مؤاخذه بر وزن مفـاعله بمعنی شـدت و تأکیـد است.



  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آخِر: بر وزن فاعل (مقابل «اول» است)
    در قرآن مجیدسوره واقعه آیه ۱۴ به قیامت و نشئه دیگر «دارالاخرة» و «یوم الآخر» اطلاق شده و این از آن رواست که زندگی دنیا اوّل و زندگی عقبی آخر و پس از آن است.

    آخٓر: غیر. دیگري.
    جمع آخر «آخرون» است
    .
    مؤنث
    آخر، «اخري» است (بر وزن کبری) و جمع آن «اُخر» (بر وزن صُرٓد) است.

    این کلمه همواره وصف استعمال میشود و در تمام مشتقات آن معناي اولی ملحوظ است.


  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أَخ: برادر. رفیق.مصـاحب.
    ریشـۀ آن اخو بـا واو است.
    در اصل کسـی را گوینـد که با دیگري در پـدر و مادر و یا در یکی از آنـدو
    شریک است.
    در مفردات برادر رضاعی را نیز از اصل معنی شـمرده است.
    در اقرب الموارد گوید: اخ کسی است که تو و او را یک
    صلب یا یک شکم جمع کند.

    عبارت اقرب الموارد ناقص است، زیرا برادر پدر و مادري را شامل نیست. مگر با اولو ّیت.
    ناگفته نماند:
    اسـتعمال «اخ» مانند «اب» و «امّ» و «اخت» بسیار وسیع است.

    در مفردات پس از ذکر معناي اصلی آن میگوید: هر که با دیگري در قبیله یا در دین یا در صـنعت یا در معامله یا در
    مو
    ّدت و یا در غیر اینها شـریک باشد به او «اخ» گفته میشود در قرآن مجید، هم در معناي اصلی و هم در معناي مجازي هر دو بکار رفته است.
    جمع اخ «اخوة» و «اخوان» است.

    با اسـتفاده از قرآن مـبین میشـود گفت: فرق میـان «اخـوة» و «اخـوان» آن است که اخوان در برادران اعم از حقیقی و غیر حقیقی اسـتعمال میشود چنانکه در قرآن مبین آمـده است و اخوة فقط در برادران حقیقی بکار میرود چنانکه در همه جاي قرآن باسـتثناء یک آیـۀ در برادران حقیقی بکـار رفته است.


  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,280
    مورد تشکر
    12,691 پست
    حضور
    128 روز 20 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    أُخت: خواهر. نظیر. هم مثل.
    ظاهر آن است که معنی اصـلی آن خواهر حقیقی و در غیر آن مجاز باشد.
    در قرآن مجید هر دو معنی
    را میتوان یافت.
    جمع اخت، «اخوات» است.


    إدّ: بر وزن(ضد) به معنی کار ناپسند.
    در قاموس گوید: ممکن است به معنی چیز شگفت آور نیز باشد.



صفحه 2 از 8 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود