جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مخالفت خانواده با ازدواج (اختلاف عقیدتی با خانواده)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,323
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    24,866 پست
    حضور
    67 روز 15 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    مخالفت خانواده با ازدواج (اختلاف عقیدتی با خانواده)




    سلام
    دوستی دارم که مجبور شد درد دل کند!
    می گفت:می خواهم ازدواج کنم ولی یکی از بستگان نزدیکشان به شدت در زندگی این فرد دخالت می کند.به مادرش گفته که می خواهد ازدواج کند ولی متاسفانه مادرش اعتنائی نمی کند و به این فرد فامیل گفته.این فرد آمده و می گوید:بنشین سر جات.پولت کو؟؟؟نمی خواهد ازدواج کنی.این دوست ما به شدت احساس نیاز می کند می گوید خسته شده ا ممی خاهم مستقل شوم.به قدری می گفت طرد شده که حد ندارد.می گفت:کار به جر و بحث کشیده.می گفت:اگر کار به سرانجام نرسد می رود شکایت می کند وکیل می گیرد که این خانم از زندگی ما چه می خواهد.می گفت:مادرم دربست به حرف او گوش می دهد و به حرف فرزندش که او باشد گوش نمی دهد!
    چه کار کند؟
    این دوست من همکار من هست.من در مورد توانائی هایش سر تعظیم فرود می آورم.بسیار متقی و زرنگ است.مشکل این دوست ما این است که ولایتی است ولی بستگانش منافق صفت هستند!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  2. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    682
    مورد تشکر
    1,565 پست
    حضور
    16 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست






    مخالفت خانواده با ازدواج  (اختلاف عقیدتی با خانواده)







    کارشناس بحث: استاد راهنما



  3. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    758 پست
    حضور
    14 روز 7 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    دوستی دارم که مجبور شد درد دل کند!
    می گفت:می خواهم ازدواج کنم ولی یکی از بستگان نزدیکشان به شدت در زندگی این فرد دخالت می کند.به مادرش گفته که می خواهد ازدواج کند ولی متاسفانه مادرش اعتنائی نمی کند و به این فرد فامیل گفته.این فرد آمده و می گوید:بنشین سر جات.پولت کو؟؟؟نمی خواهد ازدواج کنی.این دوست ما به شدت احساس نیاز می کند می گوید خسته شده ا ممی خاهم مستقل شوم.به قدری می گفت طرد شده که حد ندارد.می گفت:کار به جر و بحث کشیده.می گفت:اگر کار به سرانجام نرسد می رود شکایت می کند وکیل می گیرد که این خانم از زندگی ما چه می خواهد.می گفت:مادرم دربست به حرف او گوش می دهد و به حرف فرزندش که او باشد گوش نمی دهد!
    چه کار کند؟
    این دوست من همکار من هست.من در مورد توانائی هایش سر تعظیم فرود می آورم.بسیار متقی و زرنگ است.مشکل این دوست ما این است که ولایتی است ولی بستگانش منافق صفت هستند![/quote]

    با عرض سلام و ادب خدمت شما
    از مسئله ای که دوست شما با آن مواجه هست بسیار متاسفم امیدوارم که رعایت و عمل به نکات فوق راهگشای ایشان باشد.
    1. در ابتدا سعی نمایید که با مادرتون به صورت منطقی صحبت نمایید و ایشان را نسبت به موقعیت خود و اهمیت ازدواج برای خود و شرایط خود برای ازدواج آگاه نمایید.
    2. توانایی ها و شرایط خود را با مادرتون در میان گذارید.
    3. سعی نمایید با کس دیگری که روی مادرتون نفوذ دارد صحبت نمایید و شرایط خود را با ایشان در میان گذارید و ضمن متقاعد کردن ایشان ،او را به سراغ مادرتون بفرستید و بخواهید که مادرتون را نیز در این زمینه متقاعد سازید.
    4. از مادرتون به طرق مختلف فراهم شدن شرایط ازدواج خود را مطالبه نمایید.
    5. در مورد آن خانم که فرمودید در زندگی شما دخالت می نماید سعی نماید در ابتدا با ایشان به صورت مهربانی برخورد نمایید و به صورت منطقی و به دور از هرگونه لجاجت طرفینی صحبت نمایید و روی ایشان تاثیر گذاشته و حتی در صورت امکان از ایشان بخواهید که واسطه شوند و الا در صورت اثر نداشتن سعی کنید که ارتباط خود و خانواده را با اینگونه اشخاص کم نمایید.
    6. اذکار صلوات و استغفار و نماز اول وقت را فراموش ننمایید که در از بین بردن مشکلات بسیار راهگشا می باشد.
    7. دعا و توسل به اهل بیت را فراموش ننمایید.


    سوال یا ابهامی بود در خدمتم

    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی

    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۴/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۶:۵۳
    گفت و گو های خودمانی

    مخالفت خانواده با ازدواج  (اختلاف عقیدتی با خانواده)
    فراز و نشیب های زندگی(عدم تعادل) نشان دهنده زنده بودن انسان است و کسی که در زندگی اش فراز و نشیب ندارد مانند فردی است که اصلا زنده نیست پس تعادل = مرگ


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود