صفحه 11 از 11 نخست ... 91011
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی

  1. #101

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,647
    مورد تشکر
    41,944 پست
    حضور
    129 روز 10 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    «ای عشق»

    غریبم آشنا می گردی ای عشق

    پر از دردم دوا می گردی ای عشق

    دلم چون قایق پارو شکسته

    مرا شور ونوا می گردی ای عشق

    شکر دارم ولی کنجی نشسته

    مرا شربت لقا می گردی ای عشق

    نظر گاهم ولی گنبد ندارم

    مرا حاجت روا می گردی ای عشق

    به دور اطلس ودیباست این عشق

    به دور بوریا می گردی ای عشق

    نگارینم چو ارواح آمد و رفت

    مرا چشم وفا می گردی ای عشق

    به کنج دیده ام اشکی است لرزان

    بهشتم رهنما می گردی ای عشق

    سلیمانم ملخ را می پذیرم

    نمک بهر غذا می گردی ای عشق

    رفیق بی زبان درفکر سوداست

    بگو از من رضا می گردی ای عشق

    حریر و فرش و دیبا خانه ی دوست

    چرا پامال ما می گردی ای عشق

    ...اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی


    اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی

  2. #102

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,647
    مورد تشکر
    41,944 پست
    حضور
    129 روز 10 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    زندگی یعنی همین دل که شکست
    زندگی یعنی همین پا که نشست
    زندگی یعنی همین نام عجیب
    زندگی یعنی همین رسم غریب
    زندگی یعنی تپش یعنی بدو!
    یعنی یعنی تو و من دو بدو!
    زندگی یعنی دلی درد آشنا
    زندگی یعنی غم و اشک و دعا
    زندگی یعنی خدایا عاشقم!
    زندگی یعنی به عشقت لایقم!
    زندگی یعنی گرفتن دست را
    زندگی یعنی شکستن پست را!
    زندگی یعنی تو دستم را بگیر
    زندگی یعنی چونان مردان بمیر
    زندگی یعنی گرفتم!بامنی
    زندگی یعنی گل یاس منی
    زندگی یعنی نترس یار توام
    شمع سوزان شب تار توام
    زندگی یعنی ملرز!من آتشم
    تیرآرش دارم و بس سرکشم
    زندگی یعنی حماسه رنگ راز
    زندگی یک آشتی چشمی به ناز
    زندگی شاید که 18فصل داشت
    زندگی گاهی هزاران حرف کاشت
    زندگی تصویر روز ابری است
    زندگی باران و سیل و شرجی است
    زندگی هم صحبت رقص است و باد
    زندگی یک خاطره گلدان و یاد
    زندگی بوی خوش یک مطبخ است
    زندگی فریاد تلخ آوخ است
    زندگی هرچه نوشت از حفظ داشت
    هرچه بود زیبا نوشت و عشق کاشت
    زندگی یعنی تو و این شعر من!
    زندگی یعنی بیا در سحر من!
    عمر را با یاد حق پر بار کن
    نازنینی را به قلبت یار کن!
    ***


    اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی

  3. #103

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,647
    مورد تشکر
    41,944 پست
    حضور
    129 روز 10 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    (منزل مبارکت)
    ای دل دوباره ببین این مسیر هست
    هرچند دیرولی رد شیر هست
    هرچند بیشه پرازرد روبه است!
    هرچندظالمانه ولی دل پذیرهست
    هرچند ترانه ی عاشق اثر نکرد
    درجوی آب اثر از یک سفیرهست
    هرچند مردرهی نیست دل دلا!
    دل دل مکن که نوای نکیر هست!
    هرچند عاشقانه نگاهت نکرده ام
    هرچند ولی بیدل شیدااسیرهست!
    من عاشقم عاشق راهت عزیزمن!
    این فاش دروغ را اثری ناگزیرهست!
    من عاشق تو بوده ام اما به چشم دل
    تورفته ای دریغ اگرسربه زیر هست
    من عاشق توبوده ام ای عاشق سفر
    دل برده ای زکف اما بصیرهست
    منزل مبارکت ای سربه سر نوید
    منزل مبارکت که به چشمم حریرهست
    منزل مبارکت سفرکرده ی ابد!
    رفتی دریغ ...چرا؟!این نذیرهست؟!
    اردیبهشت93زیباجنیدی


    اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی

  4. #104

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,647
    مورد تشکر
    41,944 پست
    حضور
    129 روز 10 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1




    «برای آنان که دربحران کرونا مظلومانه دفن شدند و دلشان به آسمان پیوندخورد»

    «برسرتربت من بی می و مطرب منشین تا به بویت زجهان رقص کنان برخیزم»





    غم درون سینه جولان می دهد شادی دل را به حرمان می دهد

    غم برایم هیچ معنایی نداشت غم همیشه رنگ طوفان می دهد

    غم شکیبایی به چشمش مانده است صبر را در راه ایمان می دهد

    پایه ی دنیا سراب است وفریب سیب را ره توشه آسان می دهد

    با نمازی سربه سجده مانده ام زندگی معنای فرمان می دهد

    دوستان در پرده کی گویم سخن؟! رازها را فاش و عریان می دهد

    بین بحران زمانه وای من! یک نفر هم درس قرآن می دهد

    با سلامی آشنا جان می دهد بحر را مفهوم سامان می دهد

    او به جز یک قدرت ویکدست کیست؟! او خداوندی که مهمان می دهد

    با سراب زندگی بس سرخوشیم حافظا برخیز او آن می دهد

    آن که می دانی به مطرب خانه است برفقیرو هم غنی سان می دهد

    مرگ زیباتر از این تصویر نیست زندگی را مفت و ارزان می دهد

    ازچه سرمست است از دیدار دوست شادمانی را به درمان می دهد

    دوستت دارم خدای لامکان عشق را تا کوی جانان می دهد

    کف زنان شادی کنان برلب سرود مطربا شاد آمدی جان می دهد


    زیبا جنیدی تیرماه99

    اشعارزیباجنیدی شاعرجوان و خوش ذوق شیرازی

صفحه 11 از 11 نخست ... 91011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود