صفحه 3 از 12 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحریف ناپذیری قرآن

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    2,247 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    تحريف معنوي؛ اين قسم از تحريف به معناي اين است كه در عين حفظ اصل كلمات و عبارات قرآن مجيد در ترجمه يا تفسير معنايي برخلاف آنچه مقصود از آيات قرآن توضيح مي باشد ارائه شود. اينگونه تحريف تا حدي امكان دارد، ليكن اين تحريف در اصل كتاب و منبع ديني نيست بلكه در واقع ايجاد انحراف در دايره معرفت ديني و فهم از نصوص ديني است. براي آگاهي بيشتر ر.ك: 1- حماسه حسيني، ج 1،شهيدمطهري 2- حكمت ها و اندرزها،شهيدمطهري 3- امامت و رهبري،شهيدمطهري 4- آشنايي با قرآن، ج ،شهيدمطهري 5- اسلام و مقتضيات زمان، ج 1،شهيدمطهري

    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس این همه حدیث در کتب اربعه چیست ؟ آیا این کتب جعلی هستند؟ یا شما نخوانده اید؟ پس آ ن کتاب که با شمشیر در میان امامان دست به دست میشد چیست؟ ابوجعفر میگوید آن قرآن علی ست که قرآن اصلی همان است ( به گفته او )

  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    2,247 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    پس این همه حدیث در کتب اربعه چیست ؟ آیا این کتب جعلی هستند؟ یا شما نخوانده اید؟ پس آ ن کتاب که با شمشیر در میان امامان دست به دست میشد چیست؟ ابوجعفر میگوید آن قرآن علی ست که قرآن اصلی همان است ( به گفته او )
    دوست عزیز:
    این مطالب شما با بحث تحریفی که مطرح شده چه ارتباطی دارد وسوالتان را روشن تر مطرح کنید .

    درخدمتیم
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مسؤل بخش قرآن عزیز شما فرمودید قران تحریف نشده من گفتم در احادیث غیر از این است. من به شما جواب دادم سؤال ندارم

  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    مورد تشکر
    3,445 پست
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    مسؤل بخش قرآن عزیز شما فرمودید قران تحریف نشده من گفتم در احادیث غیر از این است. من به شما جواب دادم سؤال ندارم
    مهاجرجان
    اگر ممکنه از اون احادیثی که دلالت برتحربف قرآن می کنند یکی دو نمونه بیاورید.با هم بحث می کنیم....روی هوا که نمی شه حرفی زد.
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امام علی : هرگاه چنان شایسته وسزاوار است (قرآن ) تلاوت شود ونه رایج تر از قرآن وقتی که مواردش تحریف میشود (اصول کافی)
    در جنگ صفین امام گفت قرآنها را با تیر ونیزه بزنند ودر پاسخ به اعتراضات گفت که من قرآن ناطقم و بر روی نیزه ها چرم است وکاغذ و مرکب!!!!!
    صدوق در خصال به نقل از : پیامیر از تحریف آنی قران میگوید: قران روزی خواهد گفت پروردگارا مرا تحریف کردند وپاره پاره کردند
    کلینی در کافی از امام باقر : و از دور افکندن مردم قران را این است که تحریف میکنند
    بخاری حدیث 510 : عثمان تضادها را از بین برد در قرآنها
    فهرست ابن ندیم : فضل شاذان میگوید من قران ابن مسعود را دیدم در آن 110 سوره بود - نام بسیاری از سوره ها بلندتر از قرآن عثمانی بود - چند سوره اضافی در آن بوده مثل مسبحات و حوامیم ( املای کلمه قابل خواندن نیست ) - در آن دو سوره سجده بوده - بعضی آیات تفاوت داشته اند
    از طرفی قرآن ابی بن کعب هم 116 سوره داشته که با نامهایی که در قرآن عثمان نیست مثل : داوود- طهار - نبی(ع) و....
    حسن بن عباس میگوید قرآن علی را من دیده ام که به توارث در خانواده حسن مانده بود وترتیب سوره ها براساس نزول بود

  7. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فیض با شما
    ایرانی محترم . من احتیاج به نوشته های قبلی ندارم چون خیلی از مطالب تکراری و قابل قبول نیست .

  8. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    31 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آقای محترم . اگر اخطار نمیدهید جواب شما این است : انگار شما نوشته مرا نخوانده اید من هر چه نوشتم ابتدا سند آنرا قید کردم . درهر حال اگر سؤالی هست تا آنجا که میتوانم جواب میدهم. برکت با شما

  9. #29

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,251
    مورد تشکر
    2,247 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    آقای محترم . اگر اخطار نمیدهید جواب شما این است : انگار شما نوشته مرا نخوانده اید من هر چه نوشتم ابتدا سند آنرا قید کردم . درهر حال اگر سؤالی هست تا آنجا که میتوانم جواب میدهم. برکت با شما
    سلام گل پسر
    چرا داغ می کنی.
    راست می گه .تمام آدرسهای شما به صورت کلی است.سند باید اسم کتاب وصفحه وجلد آن بیاید.
    یک نگاهی به سندهایی که دادی بکن می فهمی
    زخون هر شهيدي لاله اي رست** مبادا روي لاله پا گذاريم

  10. تشکر


  11. #30

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    909
    مورد تشکر
    1,316 پست
    حضور
    1 روز 53 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohajer نمایش پست
    داغ که هیچ جوش آورده ام. شما حتی در بحث هم قشری عمل میکنید . کتاب مقدس را با شکلک مسخره میکنید آنگاه از گفتگوی مذاهب دم میزنید. به شما میگویم ایرادات شما در اینجا قابل طرح نیست چون کسی کتاب مقدس را نخوانده ( حتی ندیده ) شما اخطار میدهید!!!!!!؟؟؟؟ کارت قرمز! شما اگر دنبال مطلب را بگیری خودت میروی صفحه اش را پیدا میکنی. برادر جان. اینجا بحث آزاد است چه تو خوشت بیاید چه نه. برکت با شما
    جناب مهاجر محترم بهتر است به جاي جوش آوردن جواب هايي كه دوستان زحمت كشيده اند و داده اند رو به دقت و بدون تعصب بخونيد .
    بحث آزاد بايد همراه با منطق باشد نه متعصبانه .
    توصيه مي كنم مطلب زير رو با دقت بخونيد .


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    اینجا پاسخی به چند شبهه لازم است. این پاسخها نیز از کتاب علامه حسنزاده ذکر میشوند:

    1)
    شبهه: در بعضى كتابها چند تا از سوره ها يافت مى شود كه در قرآن ذكر نشده مانند سورة النورين كه نويسنده كتاب دبستان المذاهب آن را نقل كرده ، و محدث نورى هم در كتاب فصل الخطاب و آشتيانى در كتاب بحر الفوائد فى شرح الفوائد( صفحه 101، چاپ تهران .) آن را آورده اند. سورة الحفد و سورة الخلع و سورة الحفظ كه محدث نورى آنا را نيز در كتاب فصل الخطاب آورده و دو سوره اول را سيوطى در آغاز نوع 19 كتاب اتقان نقل كرده و سورة الولاية كه در كتاب داورى نوشته كسروى نقل شده . با اين حال چرا گفتى در قرآن 114 سوره است و چيزى از آن كاسته نشده ؟!

    پاسخ:
    اولا نبودن آنها در قرآن دليل است بر نبودن آنها از قرآن.
    ثانيا اگر همانند اين كلمات موهونى كه مادر بچه مرده به آن پوزخند مى زند، و عروس از شنيدن آن به گريه مى افتد، از آيات و سوره هائى باشد كه خدا به آن بندگان خود را تحدى نمود و به مبارزه آن طلبيده است به فرموده اش : فاتوابسورة من مثله( بقره 2 و يونس 39) فرموده اش : فاتوا بعشر سورة مثله (هود16) فرموده اش (قل لئن اجتمعت الجن و الانس ) هر آينه عربهاى بيابانگرد و باديه نشين و دانشجويان مبتدى همه شان بايد پيامبرانى باشند كه به ايشان وحى مى رسد، تا چه رسد به دانشمندان . و سنجش اين سوره هاى من در آوردى ساختگى را به كتاب مقامات حريرى مثلا مانند سنجيدن كاه است به خاك زردار تا چه رسد به قرآن كه حريرى و پر مايه تر از او توان آن را نيافته اند كه به آوردن سوره از آن لب بجنبانند، اگر چه مانند سوره كوثر چهار آيه باشد.
    اين ابوالعلاء معرى شاعر نابيناى، زبان عرب كه رهبر و استاد در فنون ادب و شئون كلام است و در نيكو سرودن شعر و دلچسبى نثر انگشت نماست و در علوم عربيت به او مثل زده مى شود و كتابهاى او به نامهاى لزوم مالازلزم و سقط الزند، و شرح الحماسة و نوشته هاى ديگرش گواه فضل و دانش او مى باشد. بنابر آن چه ياقوت حموثى در كتاب معجم الادبا در شرح حال او نقل كرده ، اين شخص با اين فضلش در صدد معارضه با قرآن برآمد، و ما گفتار او را در معارضه قرآن مى آوريم و چنانچه تو با ديده علم و معرفت به آن بنگرى برايت روشن خواهد شد كه نسبت آن گفته ها به قرآن مانند پرتو كرم شب تاب است نسبت به فروغ خورشيد درخشان . ياقوت حموى گويد: به خط عبدالله بن محمد بن سعيد بن سنان خفاجى ، در كتابى كه در موضوع الصرفه نوشته بود خواندم كه در آن كتاب او پنداشته است قرآن فصاحت چندانى ندارد كه خرق عادت نموده باشد تا اين كه براى پيغمبر معجزه باشد و گمان كرده كه هر فصيح بليغى قادر است مانند آن را بياورد جز اين كه فصحا و بلغا به علت صرفه از آوردن مانند آن ناتوان اند، نه اين كه قرآن در ذات خودش ‍ معجزه فصاحت باشد و اعجاز به صرفه عقيده گروهى از متكلمين و رافضه است كه از ايشان است : بشر المرسيى و مرتضى ابوالقاسم كه در كتاب تضاعيف خودش چنين گفته است : گفتار اصحاب اين راى كه گفته اند: از آن هنگام كه قرآن تحدى كرده است ديگر هيچكس نتوانست به معارضه قرآن برخيزد. گروهى از ادبا را بر آن واداشت كه بر اسلوب قرآن مطالبى تنظيم كنند چيزى كه هست عده اى كار خود را ظاهر ساختند، و گروهى آن را پنهان داشتند، و از جمله كسانى كه كارش آشكار شده ابوالعلاء است كه در معارضه با قرآن چنين گفته :



    اقسم بخالق الخيل ، و الريح الهابة بليل ، ما بين الاشراط و مطالع سهيل ، ان الكافر لطويل الويل ، و ان العمر لمكفوف الذيل ، اتق مدارج السيل ، و الع التوبه من قبيل ، تنج و ما اخالك بناج




    و گفته او:



    اذلت العائذة اباها و اصاب الوجدة و رباها، و الله بكرمه اجتباه اولاها الشرف بما حباها، ارسل اشمال وصباها، و لايخاف عقاباها.




    شرح الفه فى الصرفة گروهى پنداشته اند كه خداوند نيروهاى انسانى را از معارضه قرآن باز داشته و بدين جهت از آوردن همانند قرآن ناتوانند، و اگر خدا توان افراد بشر را مهار نكرده بود مى توانستند به معارضه آن برخيزند و مانند آن را بياورند.ديگران معتقدند كه خداى تعالى افراد بشر را از معارضه باز نداشته ولكن بلاغت قرآن در چنان اوجى است كه ايشان توان فكرى آوردن مانند و برابر آن را ندارند.نتيجه هر دو قول يكى است براى اين كه هر دو اتفاق دارند بر اين كه تا روز قيامت از آوردن همانندى در برابر قرآن ناتوان اند، و لو يك سوره ، خواه از جهت باز داشته شدن نيروها باشد يا چيز ديگر. مقصود از مرتضى ابى القاسم شريف علم الهدى برادر شريف سيد رضى است . بر افراد شايسته وآگاه پوشيده نيست كه اگر با امثال اين كلمات كه از تر و خشك بهم بافته شده مى شد با قرآن كريم معارضه كرد خداوند بندگانش را به آن تحدى نمى كرد زيرا مردم مى توانستند به آن چه لفظ و معنا بهتر از آن باشد بياورند و همين كه تحدى كرده معلوم است كه خدا؟ عالم به اسرار است مى داند كه چنين توانى در بشر نبوده و نخواهد بود.تازه در آن سوره هائى كه جلوتر گفتم از كتاب دبستان المذاهب و كتاب فصل الخطاب آورده شده ، كلماتى هست كه سر و ته آن با هم تناسبى ندارد كه جملات آن بر طبق قواعد نحو نمى باشد و معنائى را نمى رساند. و ما مقدار كمى از سورة النورين را نقل مى كنيم تا سبكى الفاظ و سستى بافتش بر تو روشن گردد.بعضى از آيات آن سوره فاسد و از شكل افتاده اين است :



    ان الله الذى نور السموات و الارض بماشاء واصطفى الملائكه وجعل من المومنين اولئك فى خلقه يفعل الله مايشاء لا اله الا هو الرحمن الرحيم .




    از جمله :



    مثل الذين يوفون بعهدك انى جزيتهم جنات النعيم .




    از جمله :



    و لقد ارسلنا موسى و هارون بما استخلف فبغوا هرون فصبرجميل فجعلنا منهم القردة و الخنازير و لعنا هم الى يوم يبعثون .




    از جمله :



    و لقد آتينا بك الحكم كالذين من قبلك من المرسلين وجعلنا لك منهم وصيا لعلهم يرجعون .




    ببين دزد ستيزه گر چگونه بعضى جملات قرآنى را به ياوگوئيهاى خود سر دوزى كرده است تاكم خردان را به اشتباه اندازد و حق و باطل را به هم در آميخته تا مسلمين را بدام اندازد و آشوبى بپا كند و سبك مغزها چون كلمات پراكنده اى مانند صبر جميل و نور السموات (و الى يوم يبعثون و لعلهم يرجعون ) را در آن ديده اند كه از قرآن گرفته شده آنها را پذيرفته اند تا بجائى كه قرآن چاپى را ديدم كه اين سوره در حاشيه اش نوشته شده بود و اين كار جز از قارئان گوشه نشين نادان و نوباوگانى كه با ياد گرفتن مخارج حروف حلق يقين كرده اند كه وراء آن چه را آنها مى دانند اصلا علمى وجود ندارد، از ديگرى سر نمى زند، و گويا حافظ از آنها خبر داده كه گويد:



    آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس هر زمان خرمهره را با در برابر مى كنند




    مرحوم بلاغى در تفسير خود الاء الرحمن گويد: و از جمله چيزهائى را كه به كرامت قرآن مجيد بسته اند چيزى است كه صاحب كتاب فصل الخطاب از كتاب دبستان المذاهب نقل كرده است و نسبت داده به شيعه كه آنها مى گويند سوزانيدن مصاحف سبب از بين رفتن چند سوره از قرآن شد كه در فضيلت على و خاندانش (ع ) نازل شده بود كه از جمله آنها اين سوره النورين است و كلامى را ذكر نموده كه شباهت دارد به 25 آيه ، كه در لابلاى آن از جملات قرآن كريم ، بر اسلوب پيراسته نمودن آن به دروغ به آن پيوند كرده و اغلاطى در آن ديده مى شود، از جمله خطاى او در سخن اين است كه گفته :



    و اصطفى من الملائكه وجعل من المومنين اولئك فى خلقه .




    معلوم نيست از فرشته چه برگزيده شده و چه چيز از مومنين در خلقتش ‍ قرار داده شده است .



    مثل الذين يوفون بعهدك انى جزيتهم جنات النعيم




    اى كاش مى فهميدم آن مثلشان چيست ؟ چون مثل بايد مثل داشته باشد و در اين عبارت مثلى نيست .



    و لقد ارسلنا موسى و هرون بما استخلف فبغوا هرون فصبرجميل



    معناى اين تعرض و غضب و غرغر كردن چيست ؟ بما استخلف چه مفهومى دارد؟ و از بغوا هرون چه اراده شده ؟ و ضمير مستتر در بغوا به چه كسانى بر مى گردد؟ و به چه كسى دستور داده شده كه صبر جميل داشته باشد.



    و لقد آتينا بك الحكم كالذى من قبلك من المرسلين و جعلنا لك منهم وصيا لعلهم يرجعون





    2)

    شبهه: اخبارى داريم بر اين كه از اين قرآنى كه بين دو جلد قرار دارد، و اكنون در دسترس ما است آيات و كلماتى انداخته شده پس چگونه شما مدعى هستيد كه از آن چه خداوند بر پيامبر نازل كرده حرفى كاسته نشده و تحريف نگرديده ؟

    پاسخ:

    1- جاى هيچ گفتگوئى نيست كه برخى از آن روايات ساختگى است مانند روايتى كه در كتاب احتجاج نقل شده و فيض هم در تفسير صافى آن را آورده كه اميرالمومنين بر زنديقى فرمود: منافقين در آيه :



    و ان خفتم الا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ماطاب لكم من النساء

    و اگر مى ترسيد كه در مورد يتيمان رعايت عدالت نكنيد از زنان آن كه را برايتان پاك پاكيزه است بگيريد.




    دست برده اند و از بين (التيامى ) و (فانكحوا) خطابها و قصصى را انداخته اند كه بيشتر از يك سوم قرآن بوده .(تفسیر صافی مجلد)

    2- پاره اى از آن روايات بيانگر مصداقى (شاهد گواه راستى سخن )از مصاديق آيه ايست چنانچه در فرموده خداوند:



    و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنين و لا يزيد الظالمين الاخسارا.




    از امام باقر (ع ) نقل شده كه : جبرئيل اين آيه را به اين صورت ، بر محمد (ص ) نازل كرده :



    و لا يزيد الظالمى آل محمد حقهم الا خسارا ( تفسير صافى و هر گاه به ايشان گفته شود پروردگار شما چه نازل كرده ، گويند افسانه هاى پيشينيان را.)





    3- بعضى از آن اخبار از بعضى تاويلات و معانى پشت پرده سخن مى گويند چنان كه در فرموده خداوند:



    و اذا قيل لهم ماذا انزل ربك قالوا اساطير الاولين



    كه در روايتى از امام باقر (ع ) وارد شده كه آيه چنين بوده

    4- برخى از آن اخبار آيات معينى را تفسير مى كنند. گروهى اين اخبار را دليل بر تحريف قرآن قرار داده اند، و به ظاهر آنها حكم كرده اند كه مقدارى از قرآن كاسته شده و محدث نورى آنها را در كتاب فصل الخطاب گرد آورده و دليل بر آن گرفته كه كتاب رب الارباب تحريف گرديده و ديگران هم از او پيروى كرده اند و اگر ترس به درازا كشيده شدن مطلب نبود يك يك آن اخبار را كه وى در كتاب فصل الخطاب آورده نقل مى كردم ، روشن مى ساختم كه هيچ يك از آن اخبار بر تحريف قرآن دلالت ندارد، زيرا بعضى از آنها بدون شك ساختگى است و بعضى سندش معيوب است و بعضى بيانگر تاويل مى باشد و برخى از آنها تفسير آيات است ، و قسمتى از آنها ضد يكديگراند، و بعضى از آنها از كتاب دبستان المذاهب نقل شده چنانچه خود محدث نورى نيز به اين تصريح كرده و در كتب حديث اصلا نقل نشده است . و مختصر آن كه اخبار بى موردى كه در كتاب فصل الخطاب آورده شده همگى خبر واحدند كه نمى توانند با قرآن متواتر محفوظ مانده از دوران زندگى پيغمبر (ص ) تا كنون به معارضه برخيزند و از باب قاعده تعارض اگر جهتى براى آن يافته شد كه منافى قرآن نبود پذيرفتين است و گرنه از اخبارى مى شود كه بايد به ديوار زده شوند( در باب تعارض احاديث روايات زيادى وارد شده كه كل حديث و در بعضى دارد باطل و رد بعضى ليس منا و در بعضى كتب بعد ار او هم نقل كرده اند و ظاهرا برداشتى از مجموع اخبار باشد.)

    3)این شبهه و پاسخش از سایت اندیشۀ قم مطرح شده است:

    شبهه :
    بعضي از بزرگان شيعه مانند محدث نوري قائل به تحريف قرآن هستند.

    پاسخ:

    شيخ ميرزا حسين نوري، معروف به محدث نوري، در تاريخ 18 شوال، 1254 هـ ق، در روستاي «يالو» از توابع نور مازندران ديده به جهان گشود و در سال 1320 هـ ق در نجف اشرف به رحمت ايزدي پيوست. ايشان يكي از علماي علم حديث و رجال در عصر اخير بودند و قريب به 23 كتاب به رشته تحرير درآوردند و مهمترين آن «مستدرك الوسائل» است.[1]
    ايشان در تاريخ 1292 هـ ق دست به تأليف كتابي زدند كه ظاهراً يكي از ضروريات دين اسلام را (عدم تحريف قرآن است) خدشه‌دار نمودند و آن را در سال 1298 هـ ق منتشر نمود نام اين كتاب «فصل الخطاب في تحريف الكتاب» با 385 صفحه و سه مقدمه و دوازده فصل و يك خاتمه تدوين شده است و موجبات واكنش علماء شيعه در مقابل اين كتاب و سوء استفاده دشمنان را فراهم نموده است.
    انگيزه نگارش كتاب
    محدث نوري اهميت خاصي به روايت اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ مي‌داد تا جايي كه او را «اخباري مفرط» ناميده‌اند و از حديث ضعيف و مرسل و منقطع و مبهم استفاده مي‌كرد. پرسش‌هايي از طرف علماي هندوستان به دست محدث نوري رسيده كه چرا نام اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در قرآن نيامده است؟ و ايشان با نوشتن اين كتاب، درصدد آن بودند كه اثبات كنند نام اهل بيت در قرآن آمده است ولي مخالفان نام و فضايل ايشان را حذف نموده‌اند. او در فصل نهم كتاب فصل الخطاب مي‌گويد: «چگونه يك شخص با انصاف مي‌تواند احتمال دهد كه خداوند نام اوصياي خاتم پيامبران و دختر ايشان را در كتاب خود (كه سرآمد كتب پيشينيان است) نياورده باشد. و ايشان را براستي كه گرامي‌ترين امت‌ها هستند؛ نشناسانده باشد. در حالي كه اين كار در مقايسه با ديگر واجباتي كه به طور مكرر در قرآن آمده است از اهميت بيشتري برخوردار است.»[2]
    واكنش علماء
    زماني كه اين كتاب منتشر و به بازار آمد، احساسات علماي شيعه را برانگيخت تا جايي كه، شيخ محمدبن ابي‌القاسم مشهور به معرب طهراني، كتابي به نام، «كشف الارتياب في عدم تحريف الكتاب» (1302 هـ ق) و سيدمحمد حسين شهرستاني (1315 هـ ق) كتابي به نام «حفظ الكتاب الشريف عن شبهه القول باالتحريف» بر عليه فصل الخطاب به چاپ رساندند. هرچند محدث نوري و شاگردش آقابرزگ تهراني تلاش نمودند كه توجيهي درباره اين كتاب داشته باشند ولي نتوانسته‌اند قبح اين عمل را بكاهند. مرحوم محدث نوري در جواب اعتراض علامه معرب طهراني مي‌گويد: «منظور من از تحريف، غير از تحريفي است كه در كتب يهود و ديگران بوجود آمده است بلكه منظورم از تحريف در قرآن، فقط نقصان در قرآن است» در حالي كه اجماع علما به اين است كه در قرآن زياده و نقصان راه پيدا نكرده است. همچنين، محمدحسين كاشف الغطاء مرجع زمان خود، زماني كه كتاب فصل الخطاب را مطالعه كرد‌ (با وجود علاقه به مؤلف آن) حرمت طبع آن را صادر كرد.[3]
    اجماع علماء بر عدم تحريف قرآن:
    علماء شيعه با تأسي از اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قرآن موجود را همان قرآن منزل مي‌دانند و با آيه: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»[4] همانا ما قرآن را نازل كرديم و حافظ آن هم هستيم و آيات ديگر و روايات زياد استدلال نمودند قرآني هدايت‌گر بشر تا روز قيامت است كه تغيير و تبديل و نقصان در او راه پيدا نكند. و همه بدان اتفاق نظر و اجماع دارند.
    امام خميني(ره) مي‌فرمايد: «اخباري كه در تحريف قرآن بدان‌ها تمسك جسته شده يا ضعيف و غيرقابل استدلال مي‌باشند يا طبق شواهدي ساختگي هستند و يا غريب و مايه شگفتي است و اما روايات صحيح از آنها مربوط به تأويل و تفسير مي‌باشند كه فقط تحريف در اين مورد مي‌باشد (معنوي) نه لفظ قرآن.»[5]
    كتاب فصل الخطاب كه بر اساس روايات ضعيف و استدلالات بي پايه نوشته شده، ضربه بزرگي در قرون اخير به شيعه زده است تا جايي كه وهابي‌ها، شيعه را به اتهام تحريف قرآن، مشرك و نجس مي‌دانند و از اين كتاب سوء ا ستفاده زيادي كرده‌اند. براي اثبات عدم تحريف قرآن و رد كتاب فصل الخطاب به كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده مراجعه كنيد:
    1. سلامه القرآن من التحريف، فتح الله نجارزادگان، تهران، پيام آزادي، ج1، تمام كتاب.
    2. صيانه القرآن من التحريف، محمدهادي معرفت، نشر اسلامي،‌ص100ـ93.
    [1] . مقدمه مستدرك، محدث نوري، با مقدمه آقابزرگ تهراني، مؤسسه اسماعيليان، ج1، ص50.
    [2] . فصل الخطاب، محدث نوري، چاپ سنگي، كتابخانه فرهنگ و معارف، ص184ـ183.
    [3] . مقدمه مستدرك، همان، ج1، ص51.
    [4] . سوره حجر،‌آيه 9.
    [5] . صيانه القرآن من التحريف، محمدهادي معرفت، قم، نشر اسلام، چ2، 1418، ص100ـ93.

    به امید ظهور




    يارب نظر تو برنگردد!

    گفتم يارب مرا براتي بفرست ... توفان زده ام فلك نجاتي بفرست .. .گفتند كه با زمزمه ي يا مهدي .. .نذر گل نرگس صلواتي بفرست

    تکيه برتقوا ودانش درطريقت كافريست
    راهرو گرصد هنر دارد،توكل بايدش




  12. تشکرها 2


صفحه 3 از 12 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود