صفحه 1 از 50 12311213141 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی




    به نام خدا

    دیوان اشعار حکیم فرزانه خواجه حافظ شیرازی لبریز از اصطلاحات عرفانی و اسرار قرآنی است به این منظور دیوان اشعار خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی جهت استفاده کاربران و دوستان قرآنی دراین تاپیک قرار می گیرد.

    ومن ا...التوفیق


    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    الا يا ايها الساقي ادر كأسا و نا ولها
    كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
    به بوي نافه‌اي كاخر صبا زان طره بگشايد
    ز تاب جعد مشكينش چه خون افتاد در دلها
    مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
    جرس فرياد مي‌دارد كه بربنديد محملها
    به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد
    كه سالك بي خبر نبود ز راه و رسم منزلها
    شب تاريك و بيم موج گردابي چنين هايل
    كجا دانند حال ما سبك باران ساحلها
    همه كارم ز خود كامي به بدنامي كشيد آخر
    نهان كي ماند آن رازي كزو سازند محفلها
    حضوري گر همي خواهي ازو غايب مشو حافظ
    متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    صلاح كار كجا و من خراب كجا
    ببين تفاوت ره كز كجاست تا به كجا
    دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
    كجاست دير مغان و شراب ناب كجا
    چه نسبت است به رندي صلاح و تقوي را
    سماع وعظ كجا نغمه رباب كجا
    ز روي دوست دل دشمنان چه دريابد
    چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا
    چو كحل بينش ما خاك آستان شماست
    كجا رويم بفرما از اين جناب كجا
    مبين به سيب زنخدان كه چاه در راه است
    كجا همي روي اي دل بدين شتاب كجا
    بشد كه يادْ خوشش بادْ روزگار وصال
    خود آن كرشمه كجا رفت و آن عتاب كجا
    قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اي دوست
    قرار چيست صبوري كدام و خواب كجا

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
    به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را
    بده ساقي مي باقي كه در جنت نخواهي يافت
    كنار آب ركناباد و گلگشت مصلا را
    فغان كين لوليان شوخ شيرين كار شهرآشوب
    چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغما را
    ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است
    به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را
    من از آن حسن روز افزون كه يوسف داشت دانستم
    كه عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را
    اگر دشنام فرمايي و گر نفرين دعا گويم
    جواب تلخ مي‌زيبد لب لعل شكرخا را
    نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوست تر دارند
    جوانان سعادتمند پند پير دانا را
    حديث از مطرب و مي گو و راز دهر كمتر جو
    كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را
    غزل گفتي و دُر سفتي بيا و خوش بخوان حافظ
    كه بر نظم تو افشاند فلك عقد ثريا را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
    كه سر به كوه و بيابان تو داده‌اي ما را
    شكر فروش كه عمرش دراز باد چرا
    تفقدي نكند طوطي شكرخا را
    غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل
    كه پرسشي نكني عندليب شيدا را
    به خلق و لطف توان كرد صيد اهل نظر
    به بند و دام نگيرند مرغ دانا را
    ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست
    سهي قدان سيه چشم ماه سيما را
    چو با حبيب نشيني و باده پيمايي
    به ياد دار محبان باد پيما را
    جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب
    كه وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را
    در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
    سرود زهره به رقص آورد مسيحا را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    دل مي‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را
    دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
    كشتي نشستگانيم اي باد شرطه برخيز
    باشد كه باز بينم ديدار آشنا را
    ده روز مهر گردون افسانه است و افسون
    نيكي به جاي ياران فرصت شمار يارا
    در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
    هات الصبوح هبوا يا يا ايها السكارا
    اي ساحب كرامت شكرانه سلامت
    روزي تفقدي كن درويش بينوا را
    آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
    با دوستان مروت با دشمنان مدارا
    در كوي نيكنامي ما را گذر ندادند
    گر خود نمي‌پسندي تغيير كن قضا را
    آن تلخ خوش كه صوفي ام الخبائثش خواند
    اشهي لنا و احلي من قبله العذارا
    هنگام تنگ دستي در عيش كوش و مستي
    كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را
    سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد
    دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا
    آيينه سكندر جام مي است بنگر
    تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
    خوبان پارسي گوي بخشندگان عمرند
    ساقي بده بشارت رندان پارسا را
    حافظ به خود نپوشيد اين خرقه مي آلود
    اي شيخ پاك دامن معذور دار ما را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را
    كه به شكر پادشاهي ز نظر مران گدا را
    ز رقيب ديو سيرت به خداي خود پناهم
    مگر آن شهاب ثاقب مددي دهد خدا را
    مژه سياهت ار كرد به خون ما اشارت
    ز فريب او بينديش و غلط مكن نگارا
    دل عالمي بسوزي چو عذار برفروزي
    تو از اين چه سود داري كه نمي‌كني مدارا
    همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي
    به پيام آشنايان بنوازد آشنا را
    چه قيامت است جانا كه به عاشقان نمودي
    دل و جان فداي رويت بنما عذار ما را
    به خدا كه جرعه‌اي ده تو به حافظ سحرخيز
    كه دعاي صبحگاهي اثري كند شما را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    صوفي بيا كه آينه صافيست جام را
    تا بنگري صفاي مي لعل فام را
    راز درون پرده ز رندان مست پرس
    كاين حال نيست زاهد عالي مقام را
    عنقا شكار كس نشود دام بازچين
    كانجا هميشه دام به دست است دام را
    در بزم دور يك دو قدح دركش و برو
    يعني طمع مدار وصال دوام را
    اي دل شباب رفت و نچيدي گلي ز عيش
    پيرانه سر مكن هنري ننگ و نام را
    در عيش نقد كوش كه چون آبخور نماند
    آدم بهشت روضه دار السلام را
    ما را بر آستان تو بس حق نعمت است
    اي خواجه باز بين به ترحم غلام را
    حافظ مريد جام مي است اي صبا برو
    وز بنده بندگي برسان شيخ جام را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ساقيا برخيز و در ده جام را
    خاك بر سر كن غم ايام را
    ساغر مي بر كفم نه تا ز بر
    بركشم اين دلق ارزق فام را
    گر چه بد نامي است نزد عاقلان
    ما نمي‌خواهيم ننگ و نام را
    باده در ده چند از اين باد غرور
    خاك بر سر نفس نافرجام را
    دود آه سينه نالان من
    سوخت اين افسردگان خام را
    محرم راز دل شيداي خود
    كس نمي‌بينم ز خاص و عام را
    با دلارامي مرا خاطر خوش است
    كز دلم يكباره برد آرام را
    ننگرد ديگر به سرو اندر چمن
    هر كه ديد آن سرو سيم اندام را
    صبر كن حافظ به سختي روز و شب
    عاقبت روزي بيابي كام را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,910
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    835 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    رونق عهد شباب است دگر بستان را
    مي‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
    اي صبا گر به جوانان چمن بازرسي
    خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
    گر چنين جلوه كند مغبچه باده فروش
    خاكروب در ميخانه كنم مژگان را
    اي كه بر مه كشي از عنبر سارا چوگان
    مضطرب حال مگردان من سرگردان را
    ترسم اين قوم كه بر دردكشان مي‌خندند
    در سر كار خرابات كنند ايمان را
    يار مردان خدا باش كه در كشتي نوح
    هست خاكي كه به آبي نخرد طوفان را
    برو از خانه گردون به در و نان مطلب
    كان سيه كاسه در آخر بكشد مهمان را
    هر كه را خوابگهِ آخر مشتي خاك است
    گو چه حاجت كه بر افلاك كشي ايوان را
    ماه كنعاني من مسند مصرْ آنِ تو شد
    وقت آن است كه بدرود كني زندان را
    حافظا مي خور و رندي كن خوش باش ولي
    دام تزوير مكن چون دگران قرآن را

    دیوان اشعار خواجه حافظ شیرازی


صفحه 1 از 50 12311213141 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود