جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت حقوق زن و مرد در اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    تفاوت حقوق زن و مرد در اسلام




    تفاوت حقوق زن و مرد در اسلام



    آيا تفاوت هاي حقوقي و اجتماعي ميان زن و مرد، نشان دهنده ي نگاه مردانه ي اسلام به انسان نيست؟

    همان طور که مي دانيد برخي احکام اسلام با احکام ديگر مکاتب و با آنچه در جهان امروز مي گذرد، تفاوت دارد. اسلام براي زن و مرد در همه ي موارد، حقوق واحد يا وظيفه و حکم واحدي قائل نشده است، بلکه بين اين دو جنس تفاوت هايي در مورد وظايف خانوادگي، شهادت دادن، قضاوت، ارث، ديه، قصاص و حجاب برشمرده است. با اين وجود سؤال اساسي اين است که آيا اين اختلافات نشان آن نيست که اسلام نيز مانند بسياري از مکاتب ديگر نگاه تحقيرآميزي به زن دارد؟!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حکمت مهریه چیست؟

    قانون مهر پیش از اسلام به صورت های گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافیتی که در اسلام بیان شده است نبود.
    دین اسلام یک مکتب ارزشی است و زنده کننده عقل و بیدار کننده فطرت ها است.
    در همین راستا مسیر انحرافی اجتماعی و دینی که در طول تاریخ به وجود آمده اصلاح نمود و برای نمونه در آیه
    آمده است: «و آتوا النساء صدقاتهن نحله؛ صداق های زنان را به عنوان بخشش و هدیه پرداخت کنید» (1).
    این آیه تا حدود زیادی دیدگاه اسلام را درباره «مهر» روشن می­کند.
    در این آیه از مهر به «صداق» و «نحله» تعبیر شده است. مهر را از آن جهت صداق گویند که نشانه صادقانه بودن علاقه مرد است یا به خاطر آن که نشانه صدق ایمان است. نحله یعنی بخشش از روی طلب نفس و رضای خاطر به کار رفتن این واژه از آن جهت است که مهر جنبه اهدایی و پیش کشی و عطیه دارد.(2)
    حاصل آن که مهر از نظر اسلام یک پیش کش و هدیه به زن است و هیچ یک از والدین حقی به آن ندارند.
    زن در عین این که از مرد پیش کش دریافت می کند استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می کند؛ یعنی به اراده خود، شوهر انتخاب می­کند نه به اراده پدر یا برادر. همچنین در مدتی که در خانه پدر است و هنگامی که به خانه شوهر می­رود کسی حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمار کند. محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به دیگری و در معاملات حقوقی خود به قیمومت مرد احتیاجی ندارد.
    فلسفه تعیین مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادی و اقتصادی ندارد ،بلکه بسیاری از ابعاد معنوی و تربیتی لطیف که حاکی از پیوند محبت و عشق و بقا و تکامل بوده نیز منظور شده است.
    به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه می­توان کرد:
    1. مهریه تجلی فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امری فطری و طبیعی است که معمولا از سوی کسی که پیش قدم می شود و طالب و یا خواستگار است ارایه می گردد.
    2. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت می باشد. مهریه از جانب مرد یک اظهار عشق و محبت فوق العاده برای زن می باشد که حتی بالاتر از بخشش و هدیه های معمولی است.
    3. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است. مهر با حیا، عفت و عزت زن یک ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است این ویژگی همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد.
    4. مهریه باعث بقای خانواده و مانع از فروپاشی آن است. برخی مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلی همسر را ترک و زن دیگری را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب می کند. مهریه مانع عمده ای در مقابل این هوس رانی ها است.
    5. مهر باعث تعادل اقتصادی است. هر چند زن دارای استقلال مالی و اقتصادی از نظر اسلام است ولی به طور معمول در جوامع ابتکار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایی احتمال این که زن بدون پشتوانه اقتصادی بماند بسیار زیاد است. وجود مهریه یک نوع احساس امنیت اقتصادی و پشتوانه برای زن می باشد (3).
    نتیجه آن که: مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادی ندارد بلکه افزون بر آن، حکمت های دیگری نیز در تعیین مهر نهفته است بنابراین نه تنها به زنان به عنوان کالا نگاه نشده بلکه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونی محفوظ مانده است.

    پی­نوشت­ها:
    1. سوره نساء، آیه 4.
    2. تفسیر نمونه، ج 3، ص 262.
    3. ر.ک: شهید مطهری، حقوق زن در اسلام، ص 201.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    شکل منطقي (1) استدلال مخالفين به اين صورت است: اگر اسلام زن را انساني تمام عيار و مساوي با مرد مي دانست، حقوقي مشابه و مساوي با مرد براي او وضع مي کرد، لکن حقوقي ناهمسان با مرد، براي زن وضع کرده است، پس زن را در انسانيت با مرد مساوي نمي داند. بنابراين کم ترين بودن حقوق زن، نشانه ي برتري مرد است. (2)

    اين اشکال را به تعداد تفاوت هايي که در حقوق و تکاليف زن و مرد وجود دارد، مي توان مطرح کرد. مثلاً مي توان گفت: اگر مرد و زن در اسلام مساوي بودند، مي بايست ميزان ارث آن ها نيز مساوي مي بود، امّا مقدار ارث آن ها متفاوت است، پس در دين اسلام زن و مرد مساوي نيستند و به همين ترتيب در مورد ديه، قصاص، حجاب و ساير موارد.

    اين اشکال ناشي از پيش فرضي نادرست است که لازمه ي اشتراک زن و مرد در حيثيت انساني را تساوي و تشابه آن ها در همه ي حقوق و وظايف مي داند. ترديدي در اين نيست که تساوي در انسانيّت، تساوي در حقوق انساني را به دنبال دارد، چه اگر انسان بودن، علّت و منشأ داشتن حقّي است، در هر دو جنس به يکسان وجود دارد، پس هر دو بايد داراي حقوق مساوي باشند. امّا سخن در تساوي و تشابه حقوق در همه ي ابعاد است.

    در اين باره مي توان به طور مختصر گفت که گرچه زن و مرد در موارد زيادي با هم اشتراک دارند، امّا در ابعاد مختلفي هم با يکديگر تفاوت دارند. (3)

    ادامه دارد


  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    اسلام براي مراعات تفاوت هاي جسمي و رواني مهمّي که بين زن و مرد وجود دارد و لازمه ي نظام احسن آفرينش است، در بعضي موارد حقوق و وظايف متفاوتي هم وضع کرده است.

    اشتراک زن و مرد در انسانيّت و برابري در داشتن قوا و اميال بشري، برابري ديني آن ها را در حکم نماز، روزه، حفظ چشم و شهوت از حرام، حدّ زنا و سرقت و اصل فعاليت اجتماعي و اقتصادي در پي داشته است. (4)


    از سوي ديگر دوگانگي در ويژگي هاي جنسي مرد و زن مانند اختلاف در دستگاه تناسلي و سينه ها، دوران قاعدگي، ميزان مشارکت در امر بارداري، شيردهي، و پرورش کودک، تفاوت در نيروي بدني، انفعال و تأثيرپذيري و نيز قدرت تدبير و کنترل عواطف (5) – که همه براي حفظ نسل بشر ضروري است – حقوق و تکاليف دوگانه اي را به بار مي آورد.

    اختلاف در وظايف خانوادگي، مهريه، نفقه، مديريت خانه و جامعه، ديه و قصاص، سهم الارث، حجاب، قضاوت و شهادت، مرجعيّت و امامت، همه در اختلافات طبيعي و جنسي زن و مرد ريشه دارند. (6)


  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    آنچه امروزه از سوي طرفداران حقوق بشر و برخي روشنفکران پي گرفته مي شود، تشابه و تماثل مرد و زن در همه ي حقوق و تکاليف است. امّا تا زماني که زن، زن است و مرد، مرد و اشتراکات و اختلافات تکويني متعدّد آن ها پذيرفته شده است، سخن گفتن از تشابه کامل حقوق، مبناي صحيح عقلي، فلسفي و ديني ندارد. براي رسيدن به سعادت جامعه و افراد، همان طور که نمي توان اصل انسانيّت و اشتراکات زن و مرد را ناديده گرفت، اختلافات فراوان بدني و رواني آن دو را نيز نبايد فراموش کرد. از نگاه اسلام زن و مرد آنجا که در ويژگي هايشان برابرند، هيچ تفاوت حقوقي و اجتماعي ندارند و آنجا که ويژگي هاي مختلفي دارند، قهراً احکام متفاوتي هم شامل هر کدام از آن ها مي شود. به عبارت ديگر تفاوت هاي قانوني به انسانيّت زن و مرد بر نمي گردد، بلکه به جنسيت آن ها مربوط مي شود.

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    501 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    پي‌نوشت‌ها:


    1.استدلال به صورت يک قياس استثنايي است که از رفع تالي به رفع مقدم پي مي بريم. در اين باره مي توانيد به کتب منطق از جمله ترجمه کتاب المنطق از محمدرضا مظفر يا منطق صوري از دکتر محمد خوانساري مراجعه کنيد.
    2.مرتضي مطهري: نظام حقوق زن در اسلام. بخش پنجم.
    3.تفاوت هاي زن و مرد، در بحث مستقلي آورده شده است. به آن پرسش رجوع کنيد.
    4.ر. ک: محمد تقي مصباح يزدي: پرسش ها و پاسخ ها، ج 5، صص 17 – 11.
    5.محمد تقي مصباح يزدي: پرسش ها و پاسخ ها، ج 5، صص 22 – 18 و 43 – 41.
    6.هر يک از اختلافات مذکور در ضمن پرسشي مستقل، طرح شده است.

    منبع مقاله :
    کريمي، حميد، (1387) حقوق زن، تهران: انتشارات کانون انديشه جوان، چاپ چهارم.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از نظر اسلام زن و مرد دو جنس از نوع انسان هستند که هر کدام متناسب با جایگاه و وظایفی که به دوش خواهند داشت، ویژگی هایی دارند ولی این ویژگی ها علامت فضیلت و برتری نزد خدا نیست. گرچه هر کدام از جهاتی بر دیگری برتری خلقتی دارند ولی برتری های خلقتی هیچ کدام نشان فضیلت نیست و سرمایه ای است که به تناسب آن مسولیت ها و تکالیفی بار شده که عمل به آن تکالیف سبب رسیدن به فضیلت واقعی و تقرب به خداست.
    بنا بر این در خلقت هیچ کدام برتری ذاتی و واقعی ندارند و برتری ذاتی و واقعی، اکتسابی است.به بیان قرآن :
    ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را گروه گروه و قبایل متفاوت قرار دادیم تا.... و برترین شما نزد خدا با
    تقواترین شما است.(1)
    در آیات قرآن زن و مرد به یکسان مورد خطاب قرار گرفته اند و تکالیف آنان مشترک است و همه وعده ها نیز به همه اعم از زن و مرد است.
    بله گاهی نظر به بعضی تفاوت های خلقتی و در بعضی زمینه های خاص است که در آنجا به وجود تفاوت ها تصریح شده و برتری در بعضی زمینه های خلقتی مورد توجه واقع گردیده ولی به هیچ وجه در جایی به زن توهین نشده است.
    روایات نیز همین گونه است.بعضی روایات با توجه به روحیات و اخلاقیات موجود در جامعه صادر شده و ناظر به واقعیت ها است نه اینکه بخواهد حکم صادر کند و تایید یا انکار کند. در سوره زخرف در جواب کافران و مشرکان که ملائکه را دختران خدا می دانستند و پسر را نه برای خدا که برای خود فرض می کردند (تقسیم بندی ظالمانه­ای که چیز برتر را مال خود دانسته و چیز فرودست را برای خدا می دانستند در حالی که عدل و ایمان حکم می کند خوب ها را از آن خدا دانسته و بدها را برای خود فرض کنیم)، می فرماید:
    "او من ینشؤا فی الحلیة و هو فی الخصام غیر مبین"(2)
    آیا کسی را که در زیور آلات رشد می کند و در خصومت نمی تواند حجت بیاورد، برای خدا قرار می دهید؟!
    این آیه، بیان یک حقیقت و وضع عام و فراگیر است نه اینکه در مقام تایید باشد. معمولا غالب زنها همتشان زیور آلات است و روایتی هم به این بیان وارد شده است:
    «ان النساء همهن زینة الحیاة الدنیا..(3)؛
    همت زنان زینت زندگی دنیا است».
    این وضعیت غالب زنان در آن دوران، یا شاید در غالب دوران ها باشد، نه اینکه اراده خدا این گونه باشد. در غالب جامعه ها زنان امکان رشد عقلی و اجتماعی نمی یابند و در حال و هوای کودکانه و بازی و تجمل مانده و زبان دفاع از خود پیدا نمی کنند.
    بیان امام علی هم بیانی ناظر به وضعیت زنان در غالب اجتماعات و واقعیت خارجی است. هم چنین است نقصان عقل تجربی آنان، زیرا آنان بیشتر به امور منزل و فرزندان و خانواده توجه دارند و قوه تدبیری آنان در مسائل اجتماعی ضعیف می شود. در نظام اقتصادی اسلام نیز بهره مستقیم آنان از ارث در غالب موارد نصف مرد است و این هم به عمل آنان ارتباط ندارد و حکم خداست.
    ضمن آنکه این حکم، کلی و فراگیر نیست.
    پی نوشت ها:
    1. حجرات(49)، آیه13.
    2.زخرف(43)، آیه18.
    3.بحارالانوار، ج2، ص495.
    4. همان، ج32، ص247.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود