جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولایت فقیه در میراث فقهی مقدس اردبیلی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    3,760
    صلوات
    522
    تعداد دلنوشته
    16
    مورد تشکر
    1,370 پست
    حضور
    166 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    6

    ولایت فقیه در میراث فقهی مقدس اردبیلی




    هر چند حوزه‌ی فقاهت نجف را شیخ طوسی (رحمه‌الله)، پس از هجمه‌ی حرامیان به شیعه و معارفش، در بغداد تأسیس کرد، اما از آن تاریخ (448 ق) تا قرن‌ها، کمتر نامی از این حوزه بر سر زبان‌هاست. تربیت بزرگان علوم عترت طاهره (علیهم‌السلام) را در مراکزی مانند حلّه و جبل عامل شاهدیم. از قرن دهم به بعد است که رفته رفته، نجف به پایگاه بزرگی برای اجتهاد و فقاهت تبدیل می‌شود.
    در اوان بلوغ و شکوفایی این حوزه‌ی باعظمت، در قرن دهم، با محقق اردبیلی (رحمه‌الله) به عنوان یکی از قله‌های فقاهت دوره‌های اخیر مواجهیم. از خصلت‌های بزرگ و مشهور این فقیه سعید؛ جمع میان زهد و تحقیق است، هم کسوت تقلید را از تن برکنده و هم لباس تعلق دنیا را به کناری افکنده است. برجسته‌ترین اثر فقهی او «مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان»، نشان تحقیق خردمندانه‌ی اوست.
    آنچه در پی می‌آید، اشاره‌ای فشرده به فتاوای محقق اردبیلی (رحمه‌الله) در باب ولایت انتصابی فقیه است:

    ولایت فقیه در میراث فقهی مقدس اردبیلی
    1- محقق اردبیلی (رحمه‌الله) در موارد متعدد به مقبوله‌ی عمر بن حنظله اشاره می‌کند. از میان کسانی که روایت عمر بن حنظله را مستند قرار داده‌اند، این محقق خردورز است که برای نخستین بار، به بررسی سندی آن می‌پردازد و می‌گوید: «هر چند روایت، از جهت سند، مخدوش است، ولی چون مقبولِ فقها قرار گرفته و به مضمون آن فتوا داده شده، می‌توان آن را پذیرفت. روایت ابی‌خدیجه هم با این مشکل مواجه است، ولی عمل اصحاب؛ جبران ضعف او را می‌کند»[1].

    جناب مقدس اردبیلی (رحمه‌الله) با توجه به این روایت و فتوا به مضمون آن، علاوه بر ولایت قضا، اقامه‌ی حدود را نیز از آن استفاده می‌کند.[2]
    وی پس از استدلال نتایج متعددی را از روایت مقبوله استخراج می‌کند. مثلا راویان حدیث اگر چه متجزّی هم باشند، حاکم و قاضی‌اند و یا اینکه متعدد بودن عالمان و حاکمان و اختلافشان در احکام محذوری ندارد؛ چون در روایت اختلاف پذیرفته شده است و در این صورت است که به اعدل و افقه و اصدق رجوع خواهد شد.
    از لوازم و نتایجی که به نظر محقق اردبیلی (رحمه‌الله) بر مقبوله مترتب است آن است که می‌توان گفت
    عالمان و فقیهان، در جمیع امور نائب مناب (جانشین) امامند و نیابت عامّه دارند. به نظر وی این نیابت عامّه‌ی انتصابی برای فقیه جامع الشرائط، اختصاصی به زمان غیبت ندارد، حتی در حال حضور نیز فقیهان منصوب شده‌اند، مگر آنکه کسی بگوید که این نصب برای زمانی صورت گرفته که امام (علیه‌السلام) مبسوط الید نبوده است. کلام این مقدسِ محقق چنین است: «ظاهر الاخبار المتقدمة یدل على أن كل من اتصف بالشرائط، هو منصوب من قبله علیه‌السّلام»[3].
    محقق اردبیلی (رحمه‌الله) که طبق بیان بالا انتصاب و نیابت عامّه‌ی فقیهان را می‌پذیرد، در مسئله‌ی استحبابِ دفع زکات به فقیه، فقیه را برای نخستین بار، به خلیفه‌ی امام بودن وصف می‌کند و می‌گوید: «او خلیفه‌ی امام است و گویا ایصال زکات به او، ایصال به امام (علیه‌السلام) است». وی آنگاه فقیهِ مأمون را به فقیه جامع الشرائط که به حیله‌های شرعی تمسک نمی‌کند، تفسیر می‌کند.[4]
    جناب مقدس اردبیلی (رحمه‌الله) نیابت عامّه‌ی امام (علیه‌السلام) را شامل فقیهِ زمانِ غیبت می‌داند، ولی نیابت او را نسبت به نماز جمعه مستثنا می‌کند.[5]
    2- در مسأله‌ی «ولایةُ الحکم علی مَن لاولیَّ له» به ادله‌ی این ولایت اشاره می‌کند:
    الف: تمسک به دلیل حسبه؛ اگر چه مرحوم محقق اردبیلی (رحمه‌الله)، از اصطلاح «حسبه» استفاده نمی‌کند، ولی می‌گوید: «
    أنه لا بدّ من ولیّ و لیس أحد أحقّ منه، و لا یساویه للعلم و التقوى، و فی غیره مفقود»[6].
    ب: روایت «العلماء ورثة الانبیاء»؛ این دلیل تازگی دارد. بی‌تردید «ولایةُ مَن لاولیَّ له» بر دوش انبیا (علیهم‌السلام) بوده است، پس علما هم باید این ولایت را داشته باشند.
    ج: دلیل سوم؛ ادله‌ی نیابت فقیه از ولی امر (علیه‌السلام) است که گویا اختلافی نیست و اجماع منقول نیز مؤید اوست که باید حکم کند.[7]

    پی‌نوشت:
    [1] مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج 7، ص 546
    [2] همان، ج 7، ص 547
    [3] همان، ج‌12، ص 16
    [4] همان، ج‌ 4، ص 406
    [5] همان، ج‌ 2، ص 360 - 363
    [6] همان، ج ‌9، ص 231
    [7] همان، ج 9، ص 232


    ویرایش توسط سعادتمند : ۱۳۹۴/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۲:۴۲
    تمام خنده هایم را نذر کرده ام

    تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

    عطر دستهایت،

    دلتنگی ام را به باد می سپارد...


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود