صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انتخاب خلیفه و امام از سوی خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    انتخاب خلیفه و امام از سوی خدا




    سلام.

    1.کجای قرآن یا احادیث نبوی مورد قبول فریقین گفته است که امام یا خلیفه باید از سوی مردم برگزیده شود؟

    2.اگر امامت باید از سوی خدا باشد، پس مهاجرین و انصار پس از رحلت پیامبر، به ایشان خیانت کرده اند که آنرا به مردم محول کرده اند. آیا باور کردنی است که کسانی که سختیهای صدر اسلام و فشار کفار را تاب آوردند ولی به پیامبر خیانت نکردند، بعد از رحلت ایشان، به حضرتش خیانت کرده باشند؟

    3.گیریم که اولی و دومی هوس خلافت داشتند، چرا اکثریت مهاجر و انصار به این کار تن دادند تا جایی طبق روایتی به جز عده ای انگشت شمار، بقیه به حضرت علی پشت کردند؟(تعبیر روایت ارتداد است که پشت کردن به علی انگاشته شده و نه خروج از اسلام)

    4.اگر انتخاب باید از سوی خدا باشد و نه مردم، چرا حضرت علی در نامه به معاویه می نویسند که مردم همانطور که با آن سه نفر دست بیعت دادند، با من هم دست بیعت دادند؟ چرا نمی فرمایند که خدا مرا برگزیده است؟

    سپاسگذارم
    روزگار غریبی است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    813 پست
    حضور
    118 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    انتخاب خلیفه و امام از سوی خدا







    کارشناس بحث: استاد صدرا

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    انتخاب خلیفه و امام از سوی خدا


  4. #3
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    سلام.

    1.کجای قرآن یا احادیث نبوی مورد قبول فریقین گفته است که امام یا خلیفه باید از سوی مردم برگزیده شود؟

    2.اگر امامت باید از سوی خدا باشد، پس مهاجرین و انصار پس از رحلت پیامبر، به ایشان خیانت کرده اند که آنرا به مردم محول کرده اند. آیا باور کردنی است که کسانی که سختیهای صدر اسلام و فشار کفار را تاب آوردند ولی به پیامبر خیانت نکردند، بعد از رحلت ایشان، به حضرتش خیانت کرده باشند؟

    3.گیریم که اولی و دومی هوس خلافت داشتند، چرا اکثریت مهاجر و انصار به این کار تن دادند تا جایی طبق روایتی به جز عده ای انگشت شمار، بقیه به حضرت علی پشت کردند؟(تعبیر روایت ارتداد است که پشت کردن به علی انگاشته شده و نه خروج از اسلام)

    با سلام و عرض ادب


    1) اینکه امامت و خلافت بر امت، امری خارج از اختیار مردم باشد و تعیین و نصب آن از جانب خدای متعال باشد، و یا اینکه امری واگذار شده به انتخاب مردم باشد؛ مبتنی بر آن خواهد بود که جایگاه خلافت و رهبری امت را چگونه تفسیر نمائیم. اگر مراد ما از امامت رياست همه جانبه الهى در امور دين و دنيا باشد، این جایگاه شانی همچون جایگاه نبوت داشته و بدیهی است که با چنین تفسیری از امامت جایی برای انتخاب مردم باقی نخواهد ماند. همچنان که حضرت امام رضا علیه السلام در تبیین چنین جایگاهی می فرمایند
    :«انَّ الْامامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْانْبِياءِ وَ ارْثُ الْاوْصِياءِ، انَّ الْامامَةَ خِلافَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ ... انَّ الْامامَةَ اسُّ الْاسْلامِ النَّامى‏ وَ فَرْعُهُ السَّامى‏»؛[1] امامت جايگاه پيامبران و ميراث جانشينان‏ آنان مى ‏باشد. امامت خلافت خدا و رسول و مقام اميرالمؤمنين و حسن و حسين مى ‏باشد، امامت زمامدارى دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنان است. امامت اساس اسلامِ بالنده و شاخه‏ هاى برآمده آن مى‏ باشد. به وسيله امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و توسعه اموال دولتى و صدقات و اجراى حدود و احكام و نگهدارى از مرزها، به خوبى انجام مى‏ گيرد...

    اما اگر تفسیر ما از جایگاه امامت و خلافت بر امت، حکومت داری بر مردم و از مصالح عمومی جامعه بدانیم؛ چنین جایگاهی یک منزلت اجتماعی و منصبی عادی خواهد بود که لزومی در تعیین آن از جانب خدا نخواهد داشت.

    2) شیعه معتقد است جایگاه امامت در حقیقت استمرار بخش جایگاه نبوت در هدایت و تبیین معارف دین بوده که یکی از شوون چنین جایگاهی خلافت و حکومت ظاهری و اجرای احکام الهی توسط امام در جامعه خواهد بود که چنین امری خود از پشتوانه ای عقلی و نقلی برخوردار می باشد.
    دلیل شیعه بر الهی بودن نصب و تعیین امام؛‌ از دیدگاه قران کریم، آیات: ابلاغ؛[2] اکمال دین؛[3] ولایت؛[4] امامت ابراهیم؛[5] خلافت داود؛[6] می باشد؛ علاوه بر آنکه احادیث غدیر؛ ثقلین؛ دوازده خلیفه؛ سفینه؛ امان؛ و...دلالت بر نصب امام از سوی خدای متعال خواهد داشت.

    3) اینکه چگونه شد که اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در این امر خطیر، با دستور پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مخالفت نمودند؛ چندان جای تعجبی ندارد؛ زمانی که در صحیحترین کتاب حدیثی اهل سنت روایات(قلم و دوات)[7] و (حدیث حوض)[8] آمده است. روایاتی که متضمن مخالفت علنی خلیفه ی دوم با دستور پیامبر اکرم(صلی الله علبه و آله) و نسبت دادن هذیان به آنحضرت و همچنین بیان ارتداد و انحراف و عدم نجات بسیاری از اصحاب آن حضرت دارد.

    از جمله عوامل دوری اکثر صحابه از امام علی علیه السلام را می توان در اموری همچون: ابراز کینه و دشمنی و حسادت به جایگاه امیر المؤمنین و عترت علیهم السلام و اجتهاد در مقابل نصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و تاویل دستورات آنحضرت را نام برد.

    بیان دو نمونه از روایات در مورد عملکرد اصحاب:

    الف) در روایات صحیح اهل سنت به ارتداد اکثر صحابه تصریح شده است. در حدیث مشهور حوض که در صحاح آمده می خوانیم:
    «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى فَلَا أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»؛[9]از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) (در مورد قيامت) نقل شده است که فرمودند: در اين هنگام که من ايستاده ام ، عده اي(را مي آورند) وقتي ايشان را مي شناسم شخصي بين من و ايشان آمده پس مي گويد بياييد. پس مي گويم به کجا؟ پس مي گويد قسم به خداوند به سوي آتش. مي گويم ايشان را چه شده است؟ مي گويد ايشان بعد از تو به سوی گذشتگانشان به عقب بازگشتند. سپس گروه دیگری را می آورند... (به همین شکل)، پس نمي بينم از ايشان کسي نجات يابد مگر مانند شتراني که رها شده اند ( بسيار کم).

    ب) «مالك بن انس»، در کتاب:«المُوَطّأ» روایتی را نقل نموده که قابل تامل می باشد:«حَدّثَنِى عَنْ مَالِكٍ، عَنْ أبِى النّضْرِ مَوْلَى عُمَرِ بْنِ عُبيْدِ اللهِ أنّهُ بَلَغَهُ أنّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه و آله قَالَ لِشُهَداءِ احُدٍ: هَؤُلَاءِ أشْهَدُ عَلَيْهِمْ. فَقَالَ أبُو بَكْرٍ الصّدّيقُ: ألَسْنَا يَا رَسُولَ اللهِ إخْوانَهُمْ؟ أسْلَمْنَا كَمَا أسْلَمُوا، وَ جَاهَدْنَا كَمَا جَاهَدُوا؟ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه و آله: بَلَى وَ لَكِنْ لَا أَدْرِى مَا تُحْدِثُونَ بَعْدى؟! فَبَكَى أبُو بَكْرٍ ثُمّ بَكَى ثُمّ قَالَ: أئِنّا لَكائِنُونَ بَعْدَكَ؟!
    »؛[10] رسول خدا(صلى الله عليه و آله) درباره شهداى احد فرمود: اينها جمعيتى هستند كه من شهادت مى دهم بر آنها. ابو بكر گفت: اى رسول خدا! آيا ما برادران آنها نيستيم كه اسلام آورديم همان طور كه آنان اسلام آوردند، و جهاد كرديم همان طور كه آنان جهاد كردند؟! رسول خدا(صلى الله عليه و آله) گفت: آرى! وليكن من نمى ‏دانم شما پس از من چه كارى را انجام مى ‏دهيد؟! در اثر اين كلام رسول خدا، ابو بكر گريه كرد باز هم گريه كرد و سپس گفت: آيا ما پس از تو زنده‏ايم؟![11]


    [1] . الکافی، الکلینی، ج1،ص200:« إن الإمامة هي منزلة الأنبياء ، وإرث الأوصياء ، إن الإمامة خلافة الله وخلافة الرسول صلى الله عليه وآله ومقام أمير المؤمنين عليه السلام وميراث الحسن والحسين عليهما السلام إن الإمامة زمام الدين ، ونظام المسلمين ، وصلاح الدنيا وعز المؤمنين ، إن الإمامة أس الاسلام النامي ، وفرعه السامي ، بالامام تمام الصلاة والزكاة والصيام والحج والجهاد ، وتوفير الفئ والصدقات ، وإمضاء الحدود والأحكام ، ومنع الثغور والأطراف ...».

    [2] . المائدة(5)، 67:«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»؛ اى پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است كاملا (به مردم) برسان و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده‏اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد، و خداوند جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏ كند.

    [3] . المائدة(5)،3:«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا»؛ امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.

    [4] . المائدة (5)، 55 :«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛ سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پيامبر او، و آنها كه ايمان آورده ‏اند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى ‏پردازند.

    [5] . البقرة(2)، 124:«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»؛ (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او بخوبى از عهده آزمايش بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمى ‏رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند).

    [6] . ص(38): آيات 26 تا 29:«يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه».

    [7] . http://www.askdin.com/thread16322.html

    [8] . صحیح البخاری، کتاب الرقاق(73)، باب(53) باب فی الحوض، احادیث: 6459-6445، دارالفکر، بیروت.

    [9] .صحیح البخاری، کتاب الرقاق، باب53، حدیث الحوض، ح6458.

    [10] . الموطا، مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي، ح:987، دار إحياء التراث العربي – مصر، محمد فؤاد عبد الباقي.

    [11] . محمّد فؤاد عبد الباقى در تعليقه خود گويد: اين روايت در نزد جميع روات، مرسل است وليكن معنى آن مستند است از وجوه صحاح كثيرى. الموطّأ ، مالك بن انس، با تحقيق محمّد فؤاد عبد الباقى، ج 2، ص: 461.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۹:۱۴
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  5. #4
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست

    4.اگر انتخاب باید از سوی خدا باشد و نه مردم، چرا حضرت علی در نامه به معاویه می نویسند که مردم همانطور که با آن سه نفر دست بیعت دادند، با من هم دست بیعت دادند؟ چرا نمی فرمایند که خدا مرا برگزیده است؟

    سپاسگذارم
    باید توجه داشت که مخاطب این نامه معاویه بن ابی سفیان(لعنهما الله) می باشد. فردی که اعتقادی به انتصاب امیر المومنین علیه السلام به امامت نداشته؛ ولی به حسب ظاهر سیره ی خلفای قبل از حضرت را قبول داشته.

    امام در این نامه از باب قاعده ی الزام،[1] بر او احتجاج می نمایند که با من همان مردمی بیعت نمودند که با خلفای قبل از من بیعت نمودند؛ لذا بر اساس اعتقاد معاویه به مشروعیت خلافت خلفای قبل از حضرت؛ وی باید خلافت آنحضرت را مشروع می دانست و از دستورات آنحضرت اطاعت می نمود؛ نه آنکه علم مخالفت با آنحضرت را بلند نماید.

    موفق باشید.


    [1] . قاعده ای است که در مقام احتجاج و استدلال بر خصم به ادله ی مورد قبول او احتجاج می گردد.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۹:۰۹
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست

    با سلام و عرض ادب


    1) اینکه امامت و خلافت بر امت، امری خارج از اختیار مردم باشد و تعیین و نصب آن از جانب خدای متعال باشد، و یا اینکه امری واگذار شده به انتخاب مردم باشد؛ مبتنی بر آن خواهد بود که جایگاه خلافت و رهبری امت را چگونه تفسیر نمائیم. اگر مراد ما از امامت رياست همه جانبه الهى در امور دين و دنيا باشد، این جایگاه شانی همچون جایگاه نبوت داشته و بدیهی است که با چنین تفسیری از امامت جایی برای انتخاب مردم باقی نخواهد ماند. همچنان که حضرت امام رضا علیه السلام در تبیین چنین جایگاهی می فرمایند
    :«انَّ الْامامَةَ هِىَ مَنْزِلَةُ الْانْبِياءِ وَ ارْثُ الْاوْصِياءِ، انَّ الْامامَةَ خِلافَةُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ خِلافَةُ الرَّسُولِ ... انَّ الْامامَةَ اسُّ الْاسْلامِ النَّامى‏ وَ فَرْعُهُ السَّامى‏»؛[1] امامت جايگاه پيامبران و ميراث جانشينان‏ آنان مى ‏باشد. امامت خلافت خدا و رسول و مقام اميرالمؤمنين و حسن و حسين مى ‏باشد، امامت زمامدارى دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنان است. امامت اساس اسلامِ بالنده و شاخه‏ هاى برآمده آن مى‏ باشد. به وسيله امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و توسعه اموال دولتى و صدقات و اجراى حدود و احكام و نگهدارى از مرزها، به خوبى انجام مى‏ گيرد...

    اما اگر تفسیر ما از جایگاه امامت و خلافت بر امت، حکومت داری بر مردم و از مصالح عمومی جامعه بدانیم؛ چنین جایگاهی یک منزلت اجتماعی و منصبی عادی خواهد بود که لزومی در تعیین آن از جانب خدا نخواهد داشت.

    با سلام. این سندی که شما از نقلیات آوردید، از منابع شیعه است که قابل قبول برای اهل سنت نیست. آیا آیه یا روایتی که مقبول فریقین باشد، سراغ دارید؟
    روزگار غریبی است


  7. #6
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    با سلام. این سندی که شما از نقلیات آوردید، از منابع شیعه است که قابل قبول برای اهل سنت نیست. آیا آیه یا روایتی که مقبول فریقین باشد، سراغ دارید؟
    با سلام و عرض ادب

    همچنان که گفته شد، اهل سنت مساله ی امامت را از مصالح عمومی مسلمانان دانسته و دیدگاه آنان به مساله ی خلافت و امامت غیر از دیدگاه شیعه می باشد، هر چند که آنان نیز برای امام شروطی را بیان نموده اند؛ اما در هر حال در این نظام فکری لزومی بر تعیین امام از سوی خدای متعال نخواهد بود. آنچه در این میان بیش از هر امر دیگری مهم می نماید؛‌ تبیین جایگاه امام از منظر فریقین و مقایسه میان این دو دیدگاه می باشد، که کدامین مکتب ضامن سعادت انسان در دنیا و آخرت می باشد.


    در فقره ی دوم نیز به عرض رسید:
    شیعه معتقد است جایگاه امامت در حقیقت استمرار بخش جایگاه نبوت در هدایت و تبیین معارف دین بوده که یکی از شوون چنین جایگاهی خلافت و حکومت ظاهری و اجرای احکام الهی توسط امام در جامعه خواهد بود که چنین امری خود از پشتوانه ای عقلی و نقلی برخوردار می باشد.
    دلیل شیعه بر الهی بودن نصب و تعیین امام؛‌ از دیدگاه قران کریم، آیات: ابلاغ؛اکمال دین؛ ولایت؛امامت ابراهیم؛خلافت داود؛ می باشد؛ علاوه بر آنکه احادیث غدیر؛ ثقلین؛ دوازده خلیفه؛ سفینه؛ امان؛ و...دلالت بر نصب امام از سوی خدای متعال خواهد داشت. که همه ی نصوص روایی این اخبار در منابع معتبر اهل سنت ذکر شده است.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۲۲ در ساعت ۰۰:۰۲
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    با سلام و عرض ادب

    همچنان که گفته شد، اهل سنت مساله ی امامت را از مصالح عمومی مسلمانان دانسته و دیدگاه آنان به مساله ی خلافت و امامت غیر از دیدگاه شیعه می باشد، هر چند که آنان نیز برای امام شروطی را بیان نموده اند؛ اما در هر حال در این نظام فکری لزومی بر تعیین امام از سوی خدای متعال نخواهد بود. آنچه در این میان بیش از هر امر دیگری مهم می نماید؛‌ تبیین جایگاه امام از منظر فریقین و مقایسه میان این دو دیدگاه می باشد، که کدامین مکتب ضامن سعادت انسان در دنیا و آخرت می باشد.


    در فقره ی دوم نیز به عرض رسید:
    شیعه معتقد است جایگاه امامت در حقیقت استمرار بخش جایگاه نبوت در هدایت و تبیین معارف دین بوده که یکی از شوون چنین جایگاهی خلافت و حکومت ظاهری و اجرای احکام الهی توسط امام در جامعه خواهد بود که چنین امری خود از پشتوانه ای عقلی و نقلی برخوردار می باشد.
    دلیل شیعه بر الهی بودن نصب و تعیین امام؛‌ از دیدگاه قران کریم، آیات: ابلاغ؛اکمال دین؛ ولایت؛امامت ابراهیم؛خلافت داود؛ می باشد؛ علاوه بر آنکه احادیث غدیر؛ ثقلین؛ دوازده خلیفه؛ سفینه؛ امان؛ و...دلالت بر نصب امام از سوی خدای متعال خواهد داشت. که همه ی نصوص روایی این اخبار در منابع معتبر اهل سنت ذکر شده است.

    موفق باشید.
    با سلام.

    با توجه به فرمایش شما، باید نتیجه بگیریم که ادعای انتخاب امام و خلیفه از سوی خدا و نه از سوی مردم، ادعایی است که فقط در احادیث شیعی یافت می شود، و منشئی در قرآن و احادیث مشترک ندارد؟
    روزگار غریبی است


  10. #8
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    با سلام.

    با توجه به فرمایش شما، باید نتیجه بگیریم که ادعای انتخاب امام و خلیفه از سوی خدا و نه از سوی مردم، ادعایی است که فقط در احادیث شیعی یافت می شود، و منشئی در قرآن و احادیث مشترک ندارد؟

    با سلام و عرض ادب

    آنچه به عرض رسید آن بود که مبنای اعتقادی اهل سنت چنین است که امامت ازمصالح عمومی جامعه ی اسلامی است که تعیین و انتخاب آن امری واجب و بر عهده ی مردم می باشد و چنین جایگاهی جنبه ی آسمانی نخواهد داشت تا اینکه معتقد به نصب امام از سوی خدا باشیم.

    در مقابل بیان گردید که شیعه معتقد به الهی بودن نصب امام می باشد؛ زیرا امام جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جمیع منازل جز رسالت خواهد بود و چنین امامی است که هدایت کامل امت و تبیین صحیح احکام و معارف دین و اجرای احکام آن به واسطه ی امامت و خلافت او شکل می پذیرد.

    در صحت دعوای شیعه علاوه بر عقلانی بودن چنین مبنایی؛ آیات و روایات متعددی دلیل و شاهد خواهد بود که نام برخی از آنها در تاپیک اول ذکر گردید که اگر تفصیل بیان برخی از آنها را می طلبید بیان فرمایید تا به عرض برسد.

    در این میان با توجه به نزدیک بودن ایام عید غدیر، به داستان غدیر خم و بیعت نزدیک به صد هزار نفر با امام علی(علیه السلام) اشاره می کنیم. سوال شیعه از برادران اهل سنت آن است که بر اساس چه دلیلی این اعلان ولایت و بیعت مردم با آنحضرت تنها به معنای محبت و نصرت آنحضرت خواهد بود و این امر با چه منطقی قابل پذیرش است؟

    اگر چنین مراسمی که با خبر نزدیک بودن رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) همراه است و حضرت در آغاز خطبه به نزدیک بودن چنین امری اشاره می فرمایند؛ با توجه به اینکه بپذیریم خلافت بعد از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر عهده ی مردم می باشد؛ چرا حضرت به این امر تصریح نفرمودند که ای مردم بعد از من خلیفه ای برای خود انتخاب نمائید و هر کس که انتخاب گردید مشروعیت خواهد داشت و مخالفت با آن حرام می باشد؟‌ ای مردم این افراد از صحابه من ابوبکر و عمر و عثمان و ... از تربیت شده گان من می باشند که همه در امر هدایت و رهبری شایسته می باشند به هر کدام که رجوع نمائید شما را به سر منزل مقصود می رسانند؟

    اما در این خطبه تنها سخن از ثقلین و هدایت آنها و عدم انفکاک آنها تا قیامت و هدایت مردم در صورت تمسک به آن دو و تبیین جایگاه امام علی (علیه السلام) و بیان و معرفی دوازده خلیفه و دستور به بیعت با امام علی علیه السلام به عنوان (امیر المؤمنین) می باشد.

    براستی که اگر چنین امری در مورد خلفای اول و دوم از سوی حضرت بیان می گشت، آن موقع خلافت آنان امری صادر شده از عرش الهی تلقی می گشت.

    موفق باشد.

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۷/۰۱ در ساعت ۲۱:۱۳
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    119
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست
    با سلام و عرض ادب

    آنچه به عرض رسید آن بود که مبنای اعتقادی اهل سنت چنین است که امامت ازمصالح عمومی جامعه ی اسلامی است که تعیین و انتخاب آن امری واجب و بر عهده ی مردم می باشد و چنین جایگاهی جنبه ی آسمانی نخواهد داشت تا اینکه معتقد به نصب امام از سوی خدا باشیم.

    در مقابل بیان گردید که شیعه معتقد به الهی بودن نصب امام می باشد؛ زیرا امام جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در جمیع منازل جز رسالت خواهد بود و چنین امامی است که هدایت کامل امت و تبیین صحیح احکام و معارف دین و اجرای احکام آن به واسطه ی امامت و خلافت او شکل می پذیرد.

    در صحت دعوای شیعه علاوه بر عقلانی بودن چنین مبنایی؛ آیات و روایات متعددی دلیل و شاهد خواهد بود که نام برخی از آنها در تاپیک اول ذکر گردید که اگر تفصیل بیان برخی از آنها را می طلبید بیان فرمایید تا به عرض برسد.

    در این میان با توجه به نزدیک بودن ایام عید غدیر، به داستان غدیر خم و بیعت نزدیک به صد هزار نفر با امام علی(علیه السلام) اشاره می کنیم. سوال شیعه از برادران اهل سنت آن است که بر اساس چه دلیلی این اعلان ولایت و بیعت مردم با آنحضرت تنها به معنای محبت و نصرت آنحضرت خواهد بود و این امر با چه منطقی قابل پذیرش است؟

    اگر چنین مراسمی که با خبر نزدیک بودن رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) همراه است و حضرت در آغاز خطبه به نزدیک بودن چنین امری اشاره می فرمایند؛ با توجه به اینکه بپذیریم خلافت بعد از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بر عهده ی مردم می باشد؛ چرا حضرت به این امر تصریح نفرمودند که ای مردم بعد از من خلیفه ای برای خود انتخاب نمائید و هر کس که انتخاب گردید مشروعیت خواهد داشت و مخالفت با آن حرام می باشد؟‌ ای مردم این افراد از صحابه من ابوبکر و عمر و عثمان و ... از تربیت شده گان من می باشند که همه در امر هدایت و رهبری شایسته می باشند به هر کدام که رجوع نمائید شما را به سر منزل مقصود می رسانند؟

    اما در این خطبه تنها سخن از ثقلین و هدایت آنها و عدم انفکاک آنها تا قیامت و هدایت مردم در صورت تمسک به آن دو و تبیین جایگاه امام علی (علیه السلام) و بیان و معرفی دوازده خلیفه و دستور به بیعت با امام علی علیه السلام به عنوان (امیر المؤمنین) می باشد.

    براستی که اگر چنین امری در مورد خلفای اول و دوم از سوی حضرت بیان می گشت، آن موقع خلافت آنان امری صادر شده از عرش الهی تلقی می گشت.

    موفق باشد.
    با سلام و سپاس از شما.

    مورد سؤال من این است که این مسئله که انتخاب امام و خلیفه باید از سوی خدا باشد، آیا از طریق قرآن یا احادیث نبوی که اهل سنت هم قبولشون دارن تعلیم داده شده یا خیر.
    روزگار غریبی است

  13. تشکرها 2


  14. #10
    صدرا آنلاین نیست. کارشناس پاسخگوی مباحث اهل سنت و وهابیت

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    21 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reject نمایش پست
    با سلام و سپاس از شما. مورد سؤال من این است که این مسئله که انتخاب امام و خلیفه باید از سوی خدا باشد، آیا از طریق قرآن یا احادیث نبوی که اهل سنت هم قبولشون دارن تعلیم داده شده یا خیر.
    با سلام و عرض ادب

    1) شکی نیست که خلیفه ای که از سوی خدای متعال نصب می گردد؛ بهترین نوع تعیین خلیفه برای رهبری مردم می باشد؛ همچنان که خدای متعال داود(علیه السلام) را به عنوان خلیفه قرار داد:
    «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَق..»؛[1]اى داوود، ما تو را در زمين خليفه [و جانشين‏] گردانيديم پس ميان مردم به حقّ داورى كن.

    2) در موارد متعددی پیامبر اکرم به ولایت و خلافت امیر المومنین(علیه السلام) تصریح فرمودند. یکی از این موارد داستان حدیث منزلت می باشد که در جریان جنگ تبوک رخ داد که در این جنگ پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) امیر المؤمنین(علیه السلام)‌را به عنوان خلیفه و جانشین خود در شهر مدینه قرار دادند:
    «وعن علي أن النبي صلى الله عليه(وآله)و سلم قال : " خلفتك أن تكون خليفتي " . قال : أتخلف عنك يا رسول الله ؟ قال : " أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى ؟ إلا أنه لا نبي بعدي "»[2]بنابراین یقینی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) امام علی(علیه السلام) رابه عنوان جانشین خود در مدینه قرار داده و فرموده اند: منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون به موسی است؛ مگر اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود. حال سوال این است:

    الف) چگونه پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای مدت کوتاهی هم شهر مدینه را بدون جانشین ترک نکرده؛ بلکه جانشین خاصی را قرار داده؛ اما برای زمان بعد از خود این امر را به مردم واگذار نموده اند؟

    ب) آیا در مقابل روایاتی که بیانگر نصب امام علی(علیه السلام) بر امامت و خلافت است؛ روایاتی وجود دارد که بیانگر عدم نصب بوده باشد؟ به عبارت دیگر آیا صحابه ای که خود عملکرد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را در جریان تبوک دیده اند؛ برایشان جای سوال نبوده که تکلیف بعد از پیامبر چه خواهد بود؟ آیا کسی در مورد این امر مهم از آن حضرت چیزی نپرسیده است؟ که حضرت در پاسخ بفرمایند این امر به خود شما واگذار شده؟ و حضرت میزان و معیار صحیح انتخاب را هم بری مردم تبیین فرموده باشند؟

    موفق باشید.

    [1] . ص(38)؛26.

    [2]
    . مجمع الزوائد، الهیثمی، ج9، ص141، دار الفكر، بيروت - 1412 هـ
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۲۲:۵۱
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم.
    الجاثیة:37

  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود