جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ریخته شدن گناه یا انتقال آن؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    487
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    1 روز 10 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ریخته شدن گناه یا انتقال آن؟




    سلام. متأسفانه، من خیلی دیر به تاپیک http://www.askquran.ir/thread53519.html رسیدم و این تاپیک خیلی زود جمعبندی شد. کارشناس محترم در این تاپیک نوشته بودند:

    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    اگر نتوانیم رضایت او را در دنیا جلب کنیم، در فردای قیامت باید رضایت او را جلب کرد و این امر از دو راه است:
    1- یا از ثواب ما می گیرند و به نامه اعمال او اضافه می کنند.
    2- یا از عذاب او می کاهند و به ما عذاب ما اضافه می کنند.
    این سوال شما ناظر به این قسم دوم است
    «از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده كه فرمود روز قیامت بنده اى را در مقام حساب می آورند كارهاى نیكش در یك كفه و كارهاى زشتش ‍ را در كفه دیگر مى گذارند كفه گناه سنگین تر مى شود در این هنگام ورقه اى بر روى حسنات قرار مى گیرد، كارهاى نیكش بواسطه ان عمل زیادتر از گناهانش مى شود عرض مى كند پروردگارا آنچه عمل خوب داشتم در كفه حسنات وجود داشت این ورقه چه بود، من كه چنین عملى نداشتم ؟ خطاب مى رسد این در مقابل سخنى است كه درباره تو گفته اند و از آن نسبت پاك بودى»
    پی نوشت:
    [1].بحار الانوار،ج106،ص112
    و نیز:

    این امر هم نتیجه گناه غیبتی است که انجام داده که چون جق الناس است اگر خود جبران نکند، خدا اینگونه جبران خواهد کرد.
    بنده دو سؤال داشتم:

    1.این مطالب چگونه با آیۀ لا تزر وازره وزر اخری قابل جمع است؟

    2.حال که کسی می تواند با افتری و غیبت، گناه دیگری را بر دوش بگیرد، آیا ایرادی «عقلی» دارد که به صورت داوطلبانه، بگوید گناهان فلانی به گردن من و خدا بپذیرد؟

    با تشکر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,634
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    812 پست
    حضور
    118 روز 22 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    ریخته شدن گناه یا انتقال آن؟







    کارشناس بحث: استاد شعیب

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۱:۲۱
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    ریخته شدن گناه یا انتقال آن؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    در مورد سوال اول :
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    1.این مطالب چگونه با آیۀ لا تزر وازره وزر اخری قابل جمع است؟
    جواب اجمالی: هر عملی یک سری تبعاتی دارد که برخی از آنها در دنیا و برخی از آنها در آخرت ظاهر می شود .
    این جابجایی اعمال در فرد غیبت کننده- و برخی دیگر از اعمال- نتیجه و اثر کار او است که هر چند در ظاهر مشخص نیست اما در روایات آن را به عنوان نتیجه آن عمل بیان کرده اند .
    جابجایی عمل غیبت کننده وزر عمل غیبت اوست نتیجه عمل اوست که باید خود بر دوش بگیرد. پس با آیه مذکور منافاتی ندارد.
    پاسخ تفصیلی:
    قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(انعام 164)
    آيا جز الله ، پروردگاری جويم ? او پروردگار هر چيزی است و هر کس تنها کيفر کار خويش را می بيند و کسی بار گناه ديگری را بر دوش نمی کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايی که در آن اختلاف می ورزيديد آگاه می کند
    این معنا در سوره فاطر نیز بیان شده است :
    و لا تزر وازره وزر اخرى و ان تدع مثقله الى حملها لا يحمل منه شى ء و لو كان ذا قربى انما تنذر الّذين يخشون ربهم بالغيب و اقاموا الصلوة و من تزكى فانما يتزكى لنفسه و الى اللّه المصير (فاطر 18)
    هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد و اگر شخص سنگین باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند ، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت ، هر چند از نزدیکان او باشد! تو فقط کسانی را بیم می دهی که از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر کس پاکی ( و تقوا ) پیشه کند ، نتیجه آن به خودش بازمی گردد و بازگشت ( همگان ) به سوی خداست!
    پاسخ تفصیلی:
    يكي از مسائلی كه هم قرآن كريم در ضمن سخنان خود بر آن متعرض شده و هم در احاديث شريفه به طور فراوان وارد گرديده است انتقال يافتن اعمال است؛ به اين معني كه در بعضي از صور و شرايط كه ذيلاً اشاره‌اي اجمالي بر آن‌ها مي‌شود، حسنات يك نفر و يا قدري از آن‌ها، از وي دور گردانيده شده و به انسان ديگري كه عامل آن‌ها نبوده، انتقال داده مي‌شوند و هم چنين سيئات يك نفر، كلاً يا بعضاً، احياناً به شخص ديگري متعلق مي‌شود.
    در بعضي از اخبار، غيبت كردن را موجب انتقال حسنات، از غيبت كننده بر غيبت شده، شناسانيده‌اند: از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ روايت شده: يَأتيِ الرَّجُلُ يَومَ القيمةِ و قد عَمِلَ الحسناتِ فلا يَري في صَحيفتِهِ من حسناتِهِ شيئاً فيقولُ اينَ حسناتي التّي عَمِلتُها في دارِ‌الدنيا فَيُقالُ لَهُ: ذَهَبَت باِغتيابِكَ للنّاسِ وَ هِيَ لَهُم عِوَضَ اغتِيابِهِم؛(ارشاد القلوب، ص157)و نيز در روايت هست: اِنّ الرّجلَ يُعطي كِتاباً فَيَري فيه حَسَناتٍ لَم يَكُن يَعرِفُها فَيُقالُ هذِهِ بِما اغتابَكَ النّاسُ؛(ارشاد القلوب، ص157) بعضي از فرزانه‌گان مي‌گفته است: اگر غيبت كسي را مي‌خواستم بكنم، جز فرزند خود غيبت كسي ديگر را نمي‌كردم؛(همان)منظور اين دانا اين بوده كه: نمي‌خواهم با غيبت كردن، حسناتم را به ديگران بدهم.!

    خداوند متعال در داستان دو پسر آدم ـ عليه السلام ـ ، از قول هابيل، نقل فرموده كه به برادرش قابيل چنين گفت: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ؛(مائده (5) / آيه 29) راغب در مفردات القرآن نوشته: اَي تُقيمُ بِهذِهِ الحالَةِ؛ نگارنده گويد: اصل معناي «ان تبوء باثمي و اثمك» اين است كه برگشت و عاقبت امر تو كه الي الابد در آن خواهي ماند، اين است كه با گناه خودت و با گناه من خواهي بود؛ و به طوري كه از آيات اين داستان استفاده مي‌شود، خداوند متعال، آية فوق الذكر را به عنوان تحسين و تمجيد از هابيل، از او نقل فرموده و لذا حتماً آن را تصديق هم كرده است؛( ارشاد القلوب، ص157)و چنان كه مي‌بينيم دلالت واضحي بر اين دارد كه: گناه مقتول مظلوم، بر قاتل ظالم، انتقال مي‌يابد.
    امام باقر علیه السلام فرمودند:"اگر مومنی کشته شود خداوند همه گناهانش را بر گردن قاتل گذاشته و مقتول از گناهانش بری خواهد شد و این همان آیه قرآن است که فرمود:" اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأثِمي وَ أِثمِكَ فَتَكونَ مِن اَصحابِ النّارِ "". و از اوزاعي كه از علماي نامي عامّه است
    آيه ديگري نيز در قرآن كريم هست: دربارة كفار گمراه كننده مي‌فرمايد: لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ؛(نحل (16) / آيه 25)


    مطلب یاد شده در روايات خاصه و نيز عامه يافت مي‌شود: از حضرت باقر ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرموده: مَن قَتَلَ مُؤمناً اَثبَتَ اللهُ عَلي قاتِلِهِ جَميعَ الذّنوبِ وَ بَرِءَ المَقتولُ مِنها وَ ذلكَ قولُه عَزَّ وَ جلَّ اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأثِمي وَ أِثمِكَ فَتَكونَ مِن اَصحابِ النّارِ؛(محاسن برقي، ج1، ص105، س14 ـ تفسير صافي، ص131، س9 ـ نفحات الرحمن، ج1، ص392.)

    و در الميزان هست: بعضي از معاصي، حسنات صاحب خود را به شخص ديگري بار مي‌كند، مانند قتل؛ خداوند متعال فرموده: اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأِثمي وَ أِثمِكَ، و اين معني در غيبت و بهتان غير آن‌ها، در رواياتي كه از پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، مأثور است، وارد شده؛ و هم چنين بعضي از طاعت‌ها هم گناهان صاحب خود را به غير او انتقال مي‌دهند.(الميزان، ج2، ص181، س3)
    اما آن اشکالی که در اینجا برخی از مفسرین مطرح کرده اند این که این نظریه با آیه"وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْري" همخوانی ندارد
    علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ خویش راه حل انتقال اعمال را بیان می دارد:
    ایشان ابتدا نظام مجازات را تبیین می کند و تفاوت آن را با نظام موجود دربین عرف بیان می کند
    نظام افعال عادی بشر یک سویی است بدین منظور که اگر فردی عملی را انجام دهد تاثیر ان عمل از جهت فاعلی فقط بر همان فرد است اما در نظام اخروی قضیه به گونه ای دیگر است
    ؛
    عالم مجازات نظامى جداگانه دارد، چه بسا مى‏شود كه يك عمل در آن عالم مبدل به عملى ديگر مى‏شود، و چه بسا عملى كه از من سر زده مستند به ديگرى مى‏شود، و چه بسا به فعلى حكمى مى‏شود غير آن حكمى كه در دنيا داشت، و همچنين آثار ديگرى كه مخالف با نظام عالم جسمانى است.
    هر چند ميان نشاه طبيعت و نشاه جزا همانطور كه گفتيم اختلاف روشنى هست، و ليكن چنان هم نيست كه حجت و دليل عقلى در نشاه اعمال و نشاه جزا باطل باشد، چيزى كه هست بايد با دقت و تدبر حل عقده كرد.
    و چيزى كه اين عقده را مى‏گشايد، اين است كه خداى تعالى در دعوت مردم و ارشادشان به زبان خود آنان حرف زده، و در مخاطباتش با آنان و بياناتى كه براى آنان دارد، طبق عقول اجتماعى سخن گفته، و به اصول و قوانينى تمسك كرده، كه در عالم عبوديت و مولويت داير است، خود را مولى و مردم را بندگان، و انبيا را فرستادگانى به سوى بندگان شمرده، و با امر و نهى و بعث و زجر و بشارت و انذار و وعده و تهديد و ساير ملحقات آن از قبيل عذاب، و مغفرت، و غيره ارتباط خود را با آنان حفظ فرموده
    است.(برگردان معنا و تلخیص
    ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 265)

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۰:۵۸
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اما سوال دوم شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان ایرانی نمایش پست
    حال که کسی می تواند با افتری و غیبت، گناه دیگری را بر دوش بگیرد، آیا ایرادی «عقلی» دارد که به صورت داوطلبانه، بگوید گناهان فلانی به گردن من و خدا بپذیرد؟
    در جواب سوال قبلی واضح شد که عقوبت گناه اثر آن گناه است که قابل انتقال به غیر نیست به عبارت دیگر فرد گنه کار در قیامت عمل خود را مجسم می بیند و با آن رو برو خواهد شد این عمل چون از ذات یک فرد منشا شده است مختص به آن ذات خواهد بود و قابل انتقال نخواهد بود .

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    در روایت داریم که «از حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود روز قیامت بنده اى را در مقام حساب می آورند كارهاى نیكش در یك كفه و كارهاى زشتش ‍ را در كفه دیگر مى گذارند كفه گناه سنگین تر مى شود در این هنگام ورقه اى بر روى حسنات قرار مى گیرد، كارهاى نیكش بواسطه ان عمل زیادتر از گناهانش مى شود عرض مى كند پروردگارا آنچه عمل خوب داشتم در كفه حسنات وجود داشت این ورقه چه بود، من كه چنین عملى نداشتم ؟ خطاب مى رسد این در مقابل سخنى است كه درباره تو گفته اند و از آن نسبت پاك بودى»
    این مطالب چگونه با آیۀ" لا تزر وازره وزر اخری" قابل جمع است؟

    جواب:
    جواب اجمالی: هر عملی یک سری تبعاتی دارد که برخی از آنها در دنیا و برخی از آنها در آخرت ظاهر می شود .
    این جابجایی اعمال در فرد غیبت کننده- و برخی دیگر از اعمال- نتیجه و اثر کار او است که هر چند در ظاهر مشخص نیست اما در روایات آن را به عنوان نتیجه آن عمل بیان کرده اند .
    جابجایی عمل غیبت کننده وزر عمل غیبت اوست نتیجه عمل اوست که باید خود بر دوش بگیرد. پس با آیه مذکور منافاتی ندارد.
    پاسخ تفصیلی:
    قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(انعام 164)
    آيا جز الله ، پروردگاری جويم ? او پروردگار هر چيزی است و هر کس تنها کيفر کار خويش را می بيند و کسی بار گناه ديگری را بر دوش نمی کشد سپس بازگشت همه شما به نزد پروردگارتان است و او شما را به آن چيزهايی که در آن اختلاف می ورزيديد آگاه می کند
    این معنا در سوره فاطر نیز بیان شده است :
    و لا تزر وازره وزر اخرى و ان تدع مثقله الى حملها لا يحمل منه شى ء و لو كان ذا قربى انما تنذر الّذين يخشون ربهم بالغيب و اقاموا الصلوة و من تزكى فانما يتزكى لنفسه و الى اللّه المصير (فاطر 18)
    هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد و اگر شخص سنگین باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند ، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت ، هر چند از نزدیکان او باشد! تو فقط کسانی را بیم می دهی که از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر کس پاکی ( و تقوا ) پیشه کند ، نتیجه آن به خودش بازمی گردد و بازگشت ( همگان ) به سوی خداست!
    پاسخ تفصیلی:
    يكي از مسائلی كه هم قرآن كريم در ضمن سخنان خود بر آن متعرض شده و هم در احاديث شريفه به طور فراوان وارد گرديده است انتقال يافتن اعمال است؛ به اين معني كه در بعضي از صور و شرايط كه ذيلاً اشاره‌اي اجمالي بر آن‌ها مي‌شود، حسنات يك نفر و يا قدري از آن‌ها، از وي دور گردانيده شده و به انسان ديگري كه عامل آن‌ها نبوده، انتقال داده مي‌شوند و هم چنين سيئات يك نفر، كلاً يا بعضاً، احياناً به شخص ديگري متعلق مي‌شود.
    در بعضي از اخبار، غيبت كردن را موجب انتقال حسنات، از غيبت كننده بر غيبت شده، شناسانيده‌اند: از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ روايت شده: يَأتيِ الرَّجُلُ يَومَ القيمةِ و قد عَمِلَ الحسناتِ فلا يَري في صَحيفتِهِ من حسناتِهِ شيئاً فيقولُ اينَ حسناتي التّي عَمِلتُها في دارِ‌الدنيا فَيُقالُ لَهُ: ذَهَبَت باِغتيابِكَ للنّاسِ وَ هِيَ لَهُم عِوَضَ اغتِيابِهِم؛(ارشاد القلوب، ص157)و نيز در روايت هست: اِنّ الرّجلَ يُعطي كِتاباً فَيَري فيه حَسَناتٍ لَم يَكُن يَعرِفُها فَيُقالُ هذِهِ بِما اغتابَكَ النّاسُ؛(ارشاد القلوب، ص157) بعضي از فرزانه‌گان مي‌گفته است: اگر غيبت كسي را مي‌خواستم بكنم، جز فرزند خود غيبت كسي ديگر را نمي‌كردم؛(همان)منظور اين دانا اين بوده كه: نمي‌خواهم با غيبت كردن، حسناتم را به ديگران بدهم.!

    خداوند متعال در داستان دو پسر آدم ـ عليه السلام ـ ، از قول هابيل، نقل فرموده كه به برادرش قابيل چنين گفت: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ؛(مائده (5) / آيه 29) راغب در مفردات القرآن نوشته: اَي تُقيمُ بِهذِهِ الحالَةِ؛ نگارنده گويد: اصل معناي «ان تبوء باثمي و اثمك» اين است كه برگشت و عاقبت امر تو كه الي الابد در آن خواهي ماند، اين است كه با گناه خودت و با گناه من خواهي بود؛ و به طوري كه از آيات اين داستان استفاده مي‌شود، خداوند متعال، آية فوق الذكر را به عنوان تحسين و تمجيد از هابيل، از او نقل فرموده و لذا حتماً آن را تصديق هم كرده است؛( ارشاد القلوب، ص157)و چنان كه مي‌بينيم دلالت واضحي بر اين دارد كه: گناه مقتول مظلوم، بر قاتل ظالم، انتقال مي‌يابد.

    امام باقر علیه السلام فرمودند:"اگر مومنی کشته شود خداوند همه گناهانش را بر گردن قاتل گذاشته و مقتول از گناهانش بری خواهد شد و این همان آیه قرآن است که فرمود:" اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأثِمي وَ أِثمِكَ فَتَكونَ مِن اَصحابِ النّارِ "". و از اوزاعي كه از علماي نامي عامّه است
    آيه ديگري نيز در قرآن كريم هست: دربارة كفار گمراه كننده مي‌فرمايد: لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ؛(نحل (16) / آيه 25)


    مطلب یاد شده در روايات خاصه و نيز عامه يافت مي‌شود: از حضرت باقر ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرموده: مَن قَتَلَ مُؤمناً اَثبَتَ اللهُ عَلي قاتِلِهِ جَميعَ الذّنوبِ وَ بَرِءَ المَقتولُ مِنها وَ ذلكَ قولُه عَزَّ وَ جلَّ اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأثِمي وَ أِثمِكَ فَتَكونَ مِن اَصحابِ النّارِ؛(محاسن برقي، ج1، ص105، س14 ـ تفسير صافي، ص131، س9 ـ نفحات الرحمن، ج1، ص392.)

    و در الميزان هست: بعضي از معاصي، حسنات صاحب خود را به شخص ديگري بار مي‌كند، مانند قتل؛ خداوند متعال فرموده: اِنّي اُريدُ اَن تَبوءَ بِأِثمي وَ أِثمِكَ، و اين معني در غيبت و بهتان غير آن‌ها، در رواياتي كه از پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، مأثور است، وارد شده؛ و هم چنين بعضي از طاعت‌ها هم گناهان صاحب خود را به غير او انتقال مي‌دهند.(الميزان، ج2، ص181، س3)

    اما آن اشکالی که در اینجا برخی از مفسرین مطرح کرده اند این که این نظریه با آیه"وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْري" همخوانی ندارد
    علامه طباطبایی در تفسیر گرانسنگ خویش راه حل انتقال اعمال را بیان می دارد:
    ایشان ابتدا نظام مجازات را تبیین می کند و تفاوت آن را با نظام موجود دربین عرف بیان می کند
    نظام افعال عادی بشر یک سویی است بدین منظور که اگر فردی عملی را انجام دهد تاثیر ان عمل از جهت فاعلی فقط بر همان فرد است اما در نظام اخروی قضیه به گونه ای دیگر است
    ؛
    عالم مجازات نظامى جداگانه دارد، چه بسا مى‏شود كه يك عمل در آن عالم مبدل به عملى ديگر مى‏شود، و چه بسا عملى كه از من سر زده مستند به ديگرى مى‏شود، و چه بسا به فعلى حكمى مى‏شود غير آن حكمى كه در دنيا داشت، و همچنين آثار ديگرى كه مخالف با نظام عالم جسمانى است.
    هر چند ميان نشاه طبيعت و نشاه جزا همانطور كه گفتيم اختلاف روشنى هست، و ليكن چنان هم نيست كه حجت و دليل عقلى در نشاه اعمال و نشاه جزا باطل باشد، چيزى كه هست بايد با دقت و تدبر حل عقده كرد.
    و چيزى كه اين عقده را مى‏گشايد، اين است كه خداى تعالى در دعوت مردم و ارشادشان به زبان خود آنان حرف زده، و در مخاطباتش با آنان و بياناتى كه براى آنان دارد، طبق عقول اجتماعى سخن گفته، و به اصول و قوانينى تمسك كرده، كه در عالم عبوديت و مولويت داير است، خود را مولى و مردم را بندگان، و انبيا را فرستادگانى به سوى بندگان شمرده، و با امر و نهى و بعث و زجر و بشارت و انذار و وعده و تهديد و ساير ملحقات آن از قبيل عذاب، و مغفرت، و غيره ارتباط خود را با آنان حفظ فرموده
    است.(برگردان معنا و تلخیص
    ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 265)


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود