صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** فرق بین عرفان و اخلاق ؟ ( = اسلامی ) *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** فرق بین عرفان و اخلاق ؟ ( = اسلامی ) *****




    عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است: بخش عملی و بخش نظری.
    بخش عملی عبارت است از آن قسمت که روابط و وظائف انسان را با خودش و جهان و خدا بیان می‌کند. عرفان در این بخش مانند اخلاق است؛ یعنی یک علم عملی است. این بخش از عرفان را علم « سیر و سلوک» می‌نامند. در این مرحله عارف باید منازلی را طی کند تا به توحید واقعی برسد. توحید عارف یعنی موجود حقیقی، منحصر به خدا است. جز خدا هیچ نیست. توحید عارف یعنی طی طریق کردن و رسیدن به مرحله­ای که جز خدا هیچ ندیدن. بخش عملی عرفان شبیه علم اخلاق است که درباره " چه باید کرد "ها بحث می‌کند، با این تفاوت که اوّلاًعرفان درباره روابط انسان با خودش و جهان و خدا بحث می‌کند و عمده نظرش درباره روابط انسان با خدا است، حال آن که همه سیستم­های اخلاقی ضرورتی نمی­بینند که درباره روابط انسان با خدا بحث کنند و فقط سیستم‌های اخلاقی مذهبی این جهت را مورد عنایت قرار می‌دهند. ثانیاً سیر و سلوک عرفانی پویا و متحرک است، بر خلاف اخلاق که ساکن است؛ یعنی در عرفان سخن از نقطهء آغاز است و از مقصد و منازل و مراحلی که به ترتیب باید طی شود تا انسان به سر منزل مقصود برسد. از نظر عارف برای انسان عارف واقعا و بدون هیچ شائبه مجاز، برای انسان «صراط» وجود دارد و آن صراط را باید بپیماید تا به منزل بعدی برسد، ولی در اخلاق صرفاً سخن از یک سلسله فضائل است، از قبیل راستی و درستی و عدالت و عفّت واحسان و انصاف و ایثار. عناصر روحی اخلاقی محدود به معانی و مفاهیمی است که غالباً آن‌ها را می‌شناسند، امّا عناصر روحی عرفای وسیع­تر و گسترده­تر است.(1)

    پی‌نوشت‌ها:
    1.شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی (کلام و عرفان )، ص 73-71 با تلخیص.


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از نکته های مهم در باب اخلاق وعرفان مسله خود سازی است که به معنای خود را آراستن و کوشش برای تهذیب اخلاق خویش است. دراصطلاح، به معنای تکمیل و پرورش نفس و استفاده بهینه از خواسته ها و تمایلات به صورت هماهنگ و درجای خود می باشد.(1)
    بنابر قول مشهور، انسان میان سایر حیوانات که تک بعدی هستند، دارای دو بُعد مادی و معنوی (جسمی و روحانی ) می باشد. بُعد مادی، بعد جسمی و حیوانی و غرایز و تمایلات و جنبه های شهوانی نیز نامیده می شود. بعد معنوی، بعد ملکوتی و انسانی و تمایلات والای انسانی و فطری عقلائی نیز گفته می شود.امتیاز انسان بر سایر حیوانات، به خاطر داشتن بعد معنوی و روحانی می باشد. وقتی انسان می گوید: گرسنه یا تشنه هستم و یا خانه و ماشین و زن و فرزند و پول و مقام می خواهم، خبر از بعد مادی و حیوانی خود می دهد و وقتی صحبت از شناخت و وجدان و ایثار و حقیقت خواهی و علم جویی و هنر دوستی می نماید، از بعد معنوی و ملکوتی خود خبر می دهد.
    هر کدام از این دو بعد نیازمند غذایی هستند که با دیگری تفاوت دارند. غذای جسم، ورزش و پیاده روی وشنا و غذاهای مقوی، مثل گوشت و شیر و سبزیجات و آجیل و شیرینی است، و غذای روح، نماز و روزه و امربه معروف و عبادت و ارتباط با خدا و خواندن کتاب های مفید و تلاوت قرآن و دعا و انفاق و گذشت و ایثار و اصلاح ذات البین و تواضع است.
    کسی که می خواهد خود سازی کند، باید به هر دو بعد توجه کند و هر دو را هماهنگ، رشد و تعالی دهد، چون توجّه به یک بعد و غفلت از بعد دیگر، زیان غیر قابل جبرانی به بار خواهد آورد.
    برای خودسازی، عالمان و فقیهان، عرفا و روان شناسان، به تناسب دیدگاه های خود، راه هایی ارائه نموده اند. روانشناسان به ابعاد تجربی پرداخته و راه های تجربی را پیشنهاد کرده اند. عارفان به لذّات روحی پرداخته و راه های ریاضت و مکاشفه و شهود قلبی و رسیدن و چشیدن را پیشنهاد کرده اند. زاهدان به جنبه های دیگر پرداخته و راه های عبادت و شب زنده داری را پیشنهاد نموده اند لیکن همه در هدف اشتراک دارند و آن این که باید نَفْس تهذیب شود و سیر الی اللّه کند. نظر چند تن از بزرگان گذشته و معاصر را ذکرمی کنیم :
    امام خمینی (ره ) اولین قدم برای تهذیب نفس را تفکرذکر کرده، تفکر عبارت است از آن که انسان لااقل در هرشبانه و روز مقداری ـ حتی اگر کم باشد ـ فکر کند.(2)
    فکر دو نوع است : مخرب و سازنده. اگر فکر کند مرتکب اعمال غیر قانونی و خلاف شرع و خلاف اخلاق بشود و از این راه ها به لذات نائل گردد، این فکر مخرّب است، ولی تفکر درباره عظمت و جلالت خدا ومخلوقات و نعمت های خدا و هدف آفرینش و اندیشیدن در این زمینه که از کجا آمده و چرا آمده ام و سرانجام به کجا خواهم رفت و در جهان آخرت از من چه می خواهند و چه نوع اعمال و عقاید و رفتارهایی در آن جا بیش تر خریدار دارد، فکر سازنده است.
    دومین قدم برای خود سازی ـ از دیدگاه امام ـ عزم و تصمیم انجام واجبات و ترک محرمات و جبران آن چه در گذشته از واجبات ترک شده است، (3) می باشد.
    امام در قدم های بعدی : مشارطه و مراقبه و محاسبه را پیشنهاد می فرمایند. مشارطه آن است که در ابتدای هر روز با خود شرط کند و عهد و پیمان ببندد بر خلاف دستورهای الهی و دین مقدس گام بر ندارد.
    مراقبه، آن است که در تمام ساعات شبانه روز مراقب و مواظب باشد بر خلاف شرط و پیمانی که بسته، گام بر ندارد، چون یکی از نشانه های مؤمن این است که رعایت عهد و پیمان خود بنماید (والذّین هم لاءماناتهم وعهدهم راعون ).(4)
    محاسبه، آن است که در پایان هر روز بنشیند و حساب کند چقدر به عهد خود وفا کرده است. اگر دید کاملاً موفق بوده و انحراف و کوتاهی نداشته است، از این بابت خدا را شکر کند. در غیر این صورت غصه بخورد وناراحت شود و از خداوند عذر خواهی کند، چون خداوندِ بزرگ به همه کارها و اعمالی که به صورت آشکار وپنهانی انجام می گیرد، آگاهی دارد. فکر نکند اگر گاهی بر خلاف شرط و عهد خود عمل کند، خداوند اطلاع ندارد.
    بعضی مجازات نفس را نیز اضافه می کنند، و آن این که : اگر بر خلاف عهد خود گام برداشت، خود راسرزنش و ملامت نماید و برای خود جریمه بنویسد، مثلاً بگوید: اگر یک بار بر خلاف شرطم عمل کنم، یک یا چند روز روزه بگیرم، یا چند تومان به فقیر بدهم و یا فلان عمل خوب را برای رضای خدا انجام بدهم.
    امام محمد غزالی، یکی از عرفا و از معروف ترین علمای اسلام است، که شهرتش شرق و غرب را فرا گرفته است. وی جامع معقول و منقول و رئیس جامع نظامیة بغداد بود.(5) ایشان راه های خودسازی را چنین بیان می کند:اطاعت از فرامین و دستورهای الهی؛ ادب در حرکات و سکنات و معیشت؛ پاک کردن دل از اخلاق ناپسند؛ آراستن دل به اخلاق پسندیده.(6)
    علامه حسن زاده آملی در مورد راه های خود سازی چنین توصیه می فرماید:
    1- تلاوت و بهره مندی از قرآن ؛
    2- دائم الوضو بودن ؛
    3- اعتدال در خوردن و آشامیدن، یعنی نه آن قدر زیاد بخورد که به شکم درد مبتلا شود، ونه آن قدر کم بخورد که قدرت بر انجام کاری نداشته باشد؛
    4- اعتدال در گفتار،
    5- محاسبة نفس ؛
    6-مراقبه ؛
    7- رعایت ادب اسلامی ؛
    8- عزلت و گوشه نشینی ؛
    9- تهجّد (شب زنده داری ) ؛
    10- تفکر و اندیشیدن ؛
    11- یاد خدا در همه حال بودن ؛
    12- ریاضت ؛
    13- میانه روی در کارها؛
    14- تعظیم امر خالق و شفقت با خلق ؛
    15- تمسّک به ویژگی های عبادالرّحمن ؛(7)
    قرآن مجید در سوره فرقان، آیات 63ـ 74 حدود دوازده ویژگی برای عبادالرّحمن ذکر کرده که در این جا به اختصار آورده می شود: برخی از این صفت ها به جنبه های اعتقادی ارتباط دارد و بعضی جنبه اخلاقی و برخی اجتماعی اند و قسمتی جنبه فردی و بخش دیگرجمعی است و مجموع صفات به قرار زیر است :
    1- تواضع و فروتنی و دور بودن از تکبّر و غرور؛
    2- حلم و بردباری در مقابل سخنان زشت و جاهلانه و برخوردهای نابخردانه افراد جاهل و نادان. مؤمنان ازکوره در نمی روند، بلکه با حلم و بردباری و بزرگوای از کنار جاهلان و سخنان و کردار آن ها رد می شوند؛
    3- تهجّد و شب زنده داری. آن گاه که دیگران خوابیده و در بستر به استراحت پرداخته اند، عبادالرحمن، خواب را بر خود حرام کرده و بیدار شده و به عبادت خدا می پردازند؛
    4- خائف و هراسناک. عبادالرحمن از مجازات و کیفرهای الهی در جهان آخرت هراسناکند؛
    5- اعتدال در انفاق و کمک به مستمندان، نه آن گونه که همه دار و ندار خود را به بیچارگان و تهیدستان بدهند و در راه خدا انفاق کنند، و نه آن طور که چیزی انفاق ننمایند؛
    6- معبودی جز خدا ندارند؛
    7- دستانشان بدون دلیل به خون بی گناهان آلوده نیست ؛
    8- دامان عفتشان هرگز آلوده نمی شود؛
    9- شهادت باطل نمی دهند و حقوق دیگران را حفظ کرده و محترم می شمارند؛
    10- هنگام برخورد با آیات الهی دارای چشمانی بینا و گوشی شنوا هستند؛
    11- توجه خاصی به تربیت فرزند و خانواده دارند و خود را در این راه مسئول دانسته و از خدا می خواهند فرزندان را مایه روشنایی چشمانشان قرار بدهد؛
    12- احساس مسئولیت در مقابل مردم می کنند و نمی خواهند تنها گلیم خود را از آب بیرون بکشند، بلکه می خواهند غریق را بگیرند و از خدای بزرگ می خواهند آنان را امام و پیشوای پرهیزکاران قرار بدهد.(8)
    مراحل خودسازی:
    خودسازی باید مرحله به مرحله انجام بگیرد و سالک باید پله به پله نردبان خودسازی را طی کند. اندیشه وران فن برای خودسازی چند مرحله ذکر کرده اند که به اختصار آن ها را ذکر می کنیم : تخلیه، تجلیه، تحلیه و فنا فی اللّه.
    در مرحله اوّل (تخلیه )، سالک مأموریت دارد باطن خود را از اخلاق و صفات زشت و رذیله مانند بخل و حسد و کبر و غرور و ریا و دنیا خواهی خالی کرده و ویروس های فساد را از آن بزداید.
    در مرحله دوم (تجلیه ) وظیفه دارد درون را جلا داده و صیقلی کند، تا تمام ویروس های فساد از آن پاک شود.
    در مرحله سوم (تحلیه ) به جای ویروس های وجین شده، باغچه دل و درون را با صفاتی مثل تقوا و تواضع وفروتنی و ایثار و فداکاری و شجاعت و حقیقت خواهی زینت دهد و این درخت های پاک را در آن غرس نماید.(9)


    پی‌نوشت‌ها:
    1.لغت نامه دهخدا.
    2. چهل حدیث، ص 1.
    3.همان، ص 7.
    4. مؤمنون (23) آیه 8.
    5. مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی ـ کلام و عرفان (انتشارات صدرا)، ص 109.
    6. کیمیای سعادت.
    7. حسن زاده آملی، نامه ها ـ برنامه ها، ص 23ـ 26.
    8. مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 15 ص 147ـ 168.
    9.علی قائمی، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی، ص 345ـ 346 .


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عرفان در لغت به معنی «شناخت» است و اصطلاحا به «شناخت خدا» در صورتی که عاشقانه باشد، گفته می‏شود.عارف محبوس شناخت‏های استدلالی خشک درباره خدا و صفات او نیست، بلکه خدا را روح حاکم بر سراسر وجود و همه هستی می‏بیند. عارف در صدد است همچون قطب عارفان و امیر مؤمنان که فرمود:« ما رأیت شیئا الاّ رأیت الله قبله و بعده و معه » همیشه شاهد حق تعالی باشد و گاه فریاد بر می‏آورد که:
    به دریا بنگرم دریا تو بینم
    به صحرا بنگرم صحرا توبینم
    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
    نشان از قامت رعنا ته ونیم
    عرفان دو نوع است؛ نظری و عملی. عرفان نظری؛ مجموعه معارفی درباره شناخت خدا و نقش او در هستی و ارتباط انسان با خدا و شناخت ابعاد الهی انسان و منازل و مقامات سلوک و سفر انسان الی الله و امثال آن است.
    عرفان عملی، سلوک رفتاری و تلاش‏های مستمر یک سالک است که با مناجات‏های فراوان در خلوت وجَلْوت و تخلق به اخلاق فاضله، همچون زهد و دوری از دنیا و رفق و محبت به خلق و مانند آن حاصل می‏شود. تقوا وپرهیزگاری و دوری از گناهان و عمل به دستور و تکالیف دینی نقش عمده‏ای در صفای قلب ایفا می‏کند.
    کلمه تصوف یا به خاطر پشمینه پوشی عارفان و زهد و دوری از لطیف پوشی و یا به خاطر تلاش به جهت کسب صفای باطن و یا به خاطر صفه نشینی جمعی از اصحاب زاهد و بی سرمایه پیامبر اکرم(ص) در مدینه انتخاب شده است. نخستین بار این کلمه درباره «ابوهاشم صوفی» (متوفی 150 هجری) به کار برده شد و برخی آغاز کاربری این کلمه را از «حسن بصری» می‏دانند.
    تصوف روشی از اندیشه و عمل است که باطن آن را عرفان و عبادت و مناجات و زهد و رفق تشکیل می‏دهد وظاهرش را آداب خاص عبادی و اوراد و اذکار مخصوص هر فرقه و لباس پوشی و زینت مخصوص و ترک اهتمام به شغل‏های دنیوی و شرکت در جلسات مخصوص، ذکرهای دسته جمعی خانقاه‏ها و تبعیت مطلق و سرسپردگی به مرشد و پیر طریقت. این ویژگی‏ها به صورت جامع مشخصه‏های تصوف است؛ گرچه نوع آداب و اذکار و رفتار هرفرقه‏ای از صوفیه با فرقه‏های دیگر متفاوت است.
    تصوف از قرن دوم هجری در بین مسلمانان آغاز شد که شاید عرفان واقعی اسلام به همراه رهبانیت مسیحی‏گری مشترکا موجب پیدایش صوفیه شدند.
    تصوف در اسلام به صدها فرقه بزرگ و کوچک تقسیم شده که معمولاً هر فرقه بزرگ به چندین فرقه کوچک منشعب شده ؛ ده‏ها فرقه صوفی شیعه داریم و ده‏ها فرفه صوفی سنی. معروف‏ترین آن فرقه‏ها عبارتند از: قادریه، نقشبندیه، چَشتیّه، کبرویّه، نعمت اللهی، نوربخشیه، حیدریه، کبرویه، نعمت اللهی، نوربخشیّه، حیدریه،ملاقبیّه و بکتاشیّه. که غیر از (گروه چهارم و هشتم) بقیه در ایران وجود دارند. تصوف از آن جهت که مشتمل بر عرفان و تزکیه نفس است، ستوده، اما دارای نواقصی است که بدان جهت ضایعه‏های فراوانی برای عالم اسلام داشته است؛ از قبیل:
    1 ـ آداب خرافی و رسم‏ها و سنت‏ها و ذکرها و وردهایی که سند شرعی ندارد و ابتکار بزرگان هر فرقه است؛
    2 ـ اکثر مرشدانِ به ظاهر آراسته شیادانی هستند که خانقاه و مجلس ذکر را دکان پول و وجاهت و ریاست قرارداده‏اند؛
    3 ـ بی توجهی و یا کم مهری نسبت به شریعت و احکام و تکالیف دینی و رساله‏های عملیه و تقلید از مراجع تقلید؛
    4 ـ دوری و عدم انجام وظایف انقلابی و سیاسی به بهانه دوری از دنیا و مشاغل دنیوی.
    عرفای اسلامی، کمالات عرفانی را ده مرتبه دانسته‏اند و برای هر یک از آن، مراحل و منازل ده گانه‏ای معتقد شده‏اند. به این ترتیب منازل سیر و سلوک را به عدد صد رسانده‏اند.(1) در مجموع می‏توان گفت مهم‏ترین مراحل سیر و سلوک عبارتند از: 1 - تفکر، 2 - عزم بر ترک گناه و انجام واجبات، 3 - توبه، 4 - مشارطه: در اول روز با خود شرط کند که امروز برخلاف دستور خدا عمل نکند.
    5 - مراقبه: در طول روز مواظب باشد گناهی از او سر نزند.
    6 - محاسبه: به هنگام شب از خود حسابرسی نماید.
    7 - معاقبه: در برابر خطاهایی که از او سر زده است، خود را مجازات نماید.(2)
    مرحوم ملکی تبریزی (یکی از اساتید معروف سیر و سلوک) در رساله لقاء الله، برای سیر و سلوک برنامه‏ای را پیشنهاد کرده است:
    1 - تصمیم و نیت برای پیمودن این راه.
    2 - توبه صحیح از گذشته، به طوری که او را دگرگون سازد.
    3 - برگرفتن توشه راه، که برای آن چند برنامه ذکر کرده است:أ) در صبح، مشارطه؛ در روز، مراقبه؛ در شامگاهان، محاسبه.ب) توجه به اوراد و اذکار و توجه به وظائف بیداری و هنگام خواب.
    ج) توجه به نماز شب و خلوت با خداوند و شب زنده داری و ریاضت در مسئله خواب و خوراک که از حد لازم تجاوز نکند.
    4 - بهره‏ گیری از تازیانه سلوک و آن عبارت است از: مؤاخذه کردن خویشتن به خاطر توجه به دنیا و کوتاهی در برابر حق و سرزنش خویش‏



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگرچه بسیاری از ارباب سیر و سلوک و علما و دانشمندانی که در این راه گام برداشته اند، تعلیمات قرآن و سنت را راهنمای خویش قرار داده اند (نه کسانی که راه و روشی خاص از خود اختراع کرده و بدعت گذار باشند)، عقیده دارند که رهروان کمال و فضیلت و تقوا و اخلاق و قرب الی الله باید زیر نظر استاد، این راه را بروند؛ ولی بدان معنا نیست که با نبود استاد خصوصی اخلاق، قرب الی الله که هدف اصلی و نهایی سیر و سلوک است، امکان حصول نداشته باشد. چه بسیارند کسانی که با استفاده از آیات قرآن که بهترین و رساترین موعظه‏های اخلاق را در بردارد و نیز روایات اسلامی و کلمات بزرگان در کتاب‏های اخلاق، و التزام عملی به آن‏ها، این راه را پیموده و به مقامات والایی رسیده‏اند.
    اگر انسان با خلوص نیت، عزم راسخ داشته باشد که خود را به گونه‏ای تربیت کند که خدا خواسته و پیامبر - صلی الله و علیه وآله - به آن دعوت کرده است، یعنی بخواهد انسان الهی شود و در این راه تلاش و کوشش نماید و به وظیفه اسلامی خود عمل کند، به نتیجه که قرب الی الله است، می‏رسد. چنانچه در این راه نیاز به استاد باشد، خدا انسان را به او می‏رساند؛ چون وعده قطعی الهی این است که کسانی را که در راه رسیدن به اهداف الهی تلاش و جهاد می‏کنند، هدایت کرده و به هدف می رساند؛ «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا»؛ (1) «کسانی که در راه ما جهاد کنند، آن‏ها را به راه‏های خویش هدایت‏ می ‏کنیم».
    از این آیه روشن می‏شود که هدایت الهی، وعده‏ای است که خداوند به همه مجاهدان ‏راهش داده و با انواع تأکیدها، آن را مؤکَّد ساخته و پیروزی و ترقی و موفقیت را در گرو دو چیز شمرده: جهاد و خلوص نیت.
    با تدبر در آیات و روایات اهل بیت - ‏علیهم السلام - انسان می‏فهمد کسی که با کمال خلوص بخواهد تسلیم خدا شود و به آنچه اسلام گفته (اعم از واجبات و محرّمات) عمل کند و به اصطلاح تمام حرکات و سکناتش قربةً الی الله باشد، خداوند عهده‏دار هدایت و تربیت و به هدف رساندن چنین کسی است. این جا از یکی از مؤمنان مخلص که به وسیله اخلاص و کارهای مخلصانه، به مقام اعجاب انگیزی نایل شده است، یاد می‏کنیم:
    مرحوم کربلایی کاظم ساروقی، مرد بی سوادی که ناگهان حافظ قرآن شد. او در روستای ساروق از روستاهای اطراف اراک زندگی می‏کرد. سواد خواندن و نوشتن نداشت و مانند بیش تر اهالی روستا بی سواد بود. در زادگاهش به کار کشاورزی مشغول بود و در نهایت سادگی زندگی می‏نمود. از ویژگی‏های بارز این مرد آن بود که وجوه شرعی اش را به موقع ادا می‏کرد و زکات محصول گندمش را به فقرا می‏داد. حتی اگر می‏دانست صاحب زمین اهل پرداخت زکات و حق فقرا نیست، مسئله پرداخت زکات را به او یاد آور می‏کرد و اگر زیر بار نمی‏رفت، برای چنین کسی کار نمی‏کرد.
    یک روز عصر بعد از فراغت از کار، روانه روستا می‏شود. به باغ امام زاده مشهور به "هفتاد و دوشن" محل دفن چند امامزاده می‏رسد و برای استراحت روی سکویی در کنار امام زاده می‏نشیند. ناگاه می‏بیند دو جوان بسیار زیبا نزدش آمده و گفتند: نمی‏آیی در امام زاده فاتحه بخوانیم؟ محمد کاظم می‏پذیرد و با هم روانه امام زاده می‏شوند. حین فاتحه خواندن، کربلایی کاظم می‏بیند در اطراف سقف امام زاده کلمات روشنی نوشته شده است. یکی از آن دو جوان به او می‏گوید: چرا چیزی نمی‏خوانی؟ می‏گوید: من سواد ندارم. او می‏گوید: باید بخوانی. آن گاه دست به سینه او می‏گذارد و فشار می‏دهد. محمد کاظم می‏گوید چه بخوانم؟ جوان آیه‏ای را می‏خواند و می‏گوید: این طور بخوان. محمد کاظم آیه را می‏خواند. تمام می‏شود و برمی‏گردد به آن جوان حرفی بزند، که می‏بیند هیچ کس نیست. ناگهان بی‏هوش روی زمین می‏افتد. وقتی به هوش می‏آید، خود را حافظ قرآن می‏یابد.
    انسان وقتی ماجرای کربلای کاظم را می‏خواند، به یاد آغاز وحی بر رسول خدا - صلی الله وعلیه وآله - می‏افتد. آیت الله مکارم شیرازی در مورد این مرد بزرگ می‏نویسد: اولین بار که مرحوم کربلایی کاظم را در حومه ملایر دیدم، قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر می‏کرد سوره حمد نماز خودش را نیز درست بلد نیست، اما وقتی گفتند این مرد روستایی درس نخوانده، طی یک حادثه عجیب و آمیخته با موهبت الهی، حافظ کل قرآن شده است، فهمیدم پشت این چهره، دریایی از خلوص وجود دارد. برای امتحان، او را آزمایش کردم که کاملاً بر آیات قرآن مسلط بود.
    بنابراین، گرچه داشتن استاد برای سیر و سلوک خوب است، ولی این گونه نیست که با عدم دسترسی به استاد، نشود به کمالات رسید.
    از آیت الله بهجت در همین موضوع سؤال می‌‌شود که: آیا در سیر به سوی خداوند، باید استاد داشت؟ با فرض نبودن استاد چاره چیست؟ ایشان می‌‌فرمایند: «استاد تو، علم تو است. به آنچه می‌‌دانی عمل کن، آنچه را نمی‌دانی، کفایت می‌‌شود».
    روایات و احادیث متعددی به همین مضمون وارد شده است:
    - «من عمل بما علم، کفی علم ما لم یعلم». (2)
    - «من عمل بما یعلم، ورثه الله علم ما لم یعلم». (3)
    - «من عمل بما یعلم، علمه الله علم ما لم یعلم». (4)
    دوست عزيز! دانشمندان اخلاق برای پیمودن این راه، شرایط و مراحلی را ذکر کرده اند که به بعضی از آن ها اشاره می شود. در صورت نياز به توضيح، در مكاتبات بعدي بفرماييد تا پاسخ دهيم:
    1. تصمیم بر خودسازی؛ 2. شناخت فضایل و رذایل؛ 3. مراقبت در عمل کردن به دستورها؛ 4. اخلاص در عمل؛ 5. محاسبه و مؤاخذه؛ 6. بهره گیری از قرآن کریم و انس با آن؛ 7. بهره گیری از ائمه هدي(ع) و توسل به ایشان.

    پی نوشت ها:
    1. عنکبوت (29) آیه 69.
    2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام، قم، 1409 قمرى، ج 27، ص 164.
    3. علامه مجلسی، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 قمرى، ج 40، ص 127.
    4. همان، ج 75، ص 189.


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در باره مباحث اخلاق و سیر و سلوک باید گفت: برخی از مباحث اخلاق مثل انجام تکالیف الهی و شناخت فضائل و رذایل اخلاق و انجام کارهای پسندیده و ترک ناپسند ها ، همگان نسبت به آن تکلیف دارند و به اندازة توان و قدرت باید تلاش کنند.
    نداشتن استاد در این زمینه بهانه‌ای در دست انسان نخواهد بود که در زندگی خود مراقبت نکند، محرمات الهی را ترک نماید و واجبات الهی را انجام دهد.باید بیماری های اخلاق خود را تشخیص داده و به درمان آنها بپردازد . البته در همین مورد اگر انسان زیر نظر فردی که آشنا به مبانی اخلاقی دین است قدم بردارد از عوارض و مشکلات مصون خواهد بود .
    چه بسا آنچه از آیة الله بهجت نقل شده در همین باره است . از ایشان سؤال می‌‌شود: آیا در سیر به سوی خداوند، باید استاد داشت و با فرض نبودن استاد چاره چیست؟
    ایشان می‌‌فرمایند "استاد تو علم تو است، به آنچه می‌‌دانی عمل کن، آنچه را نمی‌دانی، کفایت می‌‌شود."
    البته در سیر و سلوک به نحو خاص که ریاضات شرعی داشته باشد، دقت هایی دارد که بهتر است زیر نظر استاد باشد، اما اینکه راه حل سیر و سلوک چیست باید گفت : انجام واجبات و ترک معاصی .آیة الله بهجت در همین باره می‌‌فرمایند :"چنانچه طالب، صادق باشد، ترک معصیت کافی و وافی است برای تمام عمر، اگرچه هزار سال باشد."
    بنا بر این تلاش کند هرگز معصیتی در زندگی رخ ندهد و واجبات انجام شود که نیاز به مراقبه و محاسبه است. پس از آنکه هر روز صبح تصمیم بر چنین نکاتی گرفته شود ، در طول روز مراقبت نماید و شبها محاسبه کند. به مقداری که موفق بوده‌ خدا را شکر کند. اگر مرتکب گناهی شده‌ استغفارکن. در ابتدا سخت است ولی پس از مدتی شیرین خواهد شد.
    وجود استاد اخلاق در روند تهذیب نفس بسیار مؤثر و مفید است ولی نبود آن مانع تهذیب نیست . با وجود دعاهای ارزنده و کتاب‏ها و تعالیم اخلاقی برگرفته از سخنان معصومین علیهم السلام گام‏های بسیار بلندی می‏توان در این زمینه برداشت. برای پیدا کردن معلم اخلاق تشنگی و سوز دل لازم است.
    آب کم‏جو تشنگی آور به دست
    تا بجوشد آبت از بالا و پست
    تو به هر حالی که باشی می طلب
    آب می جو دائماً ای خشک لب‏
    کان لب خشکت گواهی می‏دهد
    کو به آخر بر سر منبع رسد

    در بسیاری از موارد جوان‏ها به دام اشخاصی می‏افتند که برای خویش شخصیتی کاذب ساخته و به فریفتن قشر جوان مشغولند و از احساسات و عواطف پاک آنها سوء استفاده می‏کنند . به عنوان نمونه می‏توان به بعضی از دراویش و عارف مسلک‏ها اشاره نمود. تجربه نشان داده است برای پیدا کردن دوست خوب و استاد راهنمای مناسب، می‏توان از مسجد و نماز جماعت شروع کرد. انسان باید خود رادر معرض نسیم الطاف الهی قرار دهد تا از آن بهره‏مند شد .
    جلسات مذهبی، روضه و نمازهای جماعت، سخنرانی‏ها و جلسات قرآن مصداق در معرض گذاشتن خویش در مسیر نسیم الطاف الهی است.
    باید آگاهی خود را بالا ببرد و به آنچه دانسته است عمل کند. اگر چنین کند خداوند به تدریج آگاهی‏ های او را افزونتر می‏سازد و این مسأله خلأ استاد را پر می‏کند.عزیزی به محضر حضرت استاد حسن‏زاده آملی رسید، تقاضایی در همین مقوله داشت. ایشان در جواب فرمود: گناه نکنید.
    عزیزی از آن حضرت نصیحتی خواستند، ایشان فرمود:« القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیرالله،(1). قلب انسان حرم خداست. پس در حرم خدا غیر خدا را جا نده».
    عزیزی به محضر عارف بزرگ حضرت آیت‏الله‏العظمی بهجت رسید، عرض کرد: از امروز می‏خواهم خودسازی عملی را شروع کنم .برایم دعا فرمایید. ایشان در جواب فرمود: خودسازی عملی این است که اگر خدا هزار سال به ما عمر داد حتی یک گناه نکنید.
    قبل از این که دنبال استاد باشید اجتناب از گناه را تمرین کنید تا نفس تربیت شود که اگر به استادی رسیدید آمادگی داشته باشید.



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای خودسازی، عالمان و فقیهان، عرفا و روان‌شناسان، به تناسب دیدگاه‌های خود، راه‌هایی ارائه نموده‌اند.
    روانشناسان به ابعاد تجربی پرداخته و راه‌های تجربی را پیشنهاد کرده‌اند. عارفان به لذّات روحی پرداخته و راه‌ها‌ی ریاضت و مکاشفه و شهود قلبی و رسیدن و چشیدن را پیشنهاد کرده‌اند. زاهدان به جنبه‌ها‌ی دیگر پرداخته و راه‌ها‌ی عبادت و شب زنده‌داری را پیشنهاد نموده‌اند.(1) لیکن همه در هدف اشتراک دارند و آن این که باید نَفْس تهذیب شود و سیر الی اللّه کند. نظر چند تن از بزرگان گذشته و معاصر را ذکر می‌کنیم :
    امام خمینی(ره) اولین قدم برای تهذیب نفس را تفکر ذکر کرده. تفکر آن است که انسان لااقل در هر شبانه‌روز مقداری ـ حتی اگر کم باشد ـ فکر کند.(2)
    فکر دو نوع است: مخرب و سازنده. اگر فکر کند مرتکب اعمال غیر قانونی و خلاف شرع و خلاف اخلاق بشود و از این راه‌ها به لذات مادی و زودگذر نائل گردد، این فکر مخرّب است، ولی تفکر درباره عظمت و جلالت خدا و مخلوقات و نعمت‌ها‌ی خدا و هدف آفرینشِ و ‌اندیشیدن در این زمینه که از کجا آمده‌ام و چرا آمده‌ام و سرانجام به کجا خواهم رفت و در جهان آخرت از من چه می‌خواهند و چه نوع اعمال و عقاید و رفتارهایی در آن جا بیش‌تر خریدار دارد، فکر سازنده است.
    دومین قدم برای خود سازی ـ از دیدگاه امام ـ عزم و تصمیم انجام واجبات و ترک محرمات و جبران آن چه در گذشته از واجبات ترک شده است،(3) می‌باشد.
    امام در قدم‌ها‌ی بعدی: مشارطه و مراقبه و محاسبه را پیشنهاد می‌فرمایند. مشارطه آن است که در ابتدای هر روز با خود شرط کند و عهد و پیمان ببندد بر خلاف دستورهای الهی و دین مقدس گام بر ندارد.
    مراقبه، آن است که در تمام ساعات شبانه روز مراقب و مواظب باشد بر خلاف شرط و پیمانی که بسته، گام بر ندارد، چون یکی از نشانه‌ها‌ی مؤمن این است که رعایت عهد و پیمان خود بنماید: «والّذین هم لأماناتهم وعهدهم راعون».(4)
    محاسبه، آن است که در پایان هر روز بنشیند و حساب کند چقدر به عهد خود وفا کرده است. اگر دید کاملاً موفق بوده و انحراف و کوتاهی نداشته است، از این بابت خدا را شکر کند. در غیر این صورت غصه بخورد و ناراحت شود و از خداوند عذر خواهی کند، چون خداوندِ بزرگ به همه کارها و اعمالی که به صورت آشکار و پنهانی انجام
    می‌گیرد، آگاهی دارد. فکر نکند اگر گاهی بر خلاف شرط و عهد خود عمل کند، خداوند اطلاع ندارد.
    بعضی مجازات نفس را نیز اضافه می‌کنند، و آن این که: اگر بر خلاف عهد خود گام برداشت، خویش را سرزنش و ملامت نماید و برای خود جریمه بنویسد، مثلاً بگوید: اگر یک بار بر خلاف شرطم عمل کنم، یک روز یا چند روز روزه بگیرم، یا چند تومان به فقیر بدهم و یا فلان عمل خوب را برای رضای خدا انجام بدهم.
    امام محمد غزالی، یکی از عرفا و از معروف‌ترین علمای اسلام است، که شهرتش شرق و غرب را فرا گرفته است. وی جامع معقول و منقول و رئیس جامع نظامیه بغداد بود.(5) ایشان راه‌ها‌ی خودسازی را چنین بیان می‌کند:
    اطاعت از فرامین و دستورهای الهی؛ ادب در حرکات و سکنات و معیشت؛ پاک کردن دل از اخلاق ناپسند؛ آراستن دل به اخلاق پسندیده.(6)
    علامه حسن‌زاده آملی در مورد راه‌ها‌ی خودسازی چنین توصیه می‌فرماید:
    1- تلاوت و بهره‌مندی از قرآن؛2- دائم الوضو بودن؛ 3- اعتدال در خوردن و آشامیدن، یعنی نه آن قدر زیاد بخورد که به شکم درد مبتلا شود، و نه آن قدر کم بخورد که قدرت بر انجام کاری نداشته باشد؛ 4- اعتدال در گفتار، امام علی(ع) فرمود:؛ 5 محاسبه نفس؛ 6- مراقبه؛ 7- رعایت ادب اسلامی؛ 8- عزلت و گوشه‌نشینی؛ 9- تهجّد(شب زنده داری)؛ 10- تفکر و‌اندیشیدن؛ 11- یاد خدا در همه حال بودن؛ 12- ریاضت؛ 13- میانه‌روی در کارها؛ 14- تعظیم امر خالق و شفقت با خلق؛ 15- تمسّک به ویژگی‌های عبادالرّحمن.(7)
    قرآن مجید در سوره فرقان، آیات 63ـ 74 حدود دوازده ویژگی برای عبادالرّحمن ذکر کرده است که در این جا به اختصار آورده می‌شود:
    برخی از این صفت‌ها به جنبه‌ها‌ی اعتقادی ارتباط دارد. بعضی جنبه اخلاقی و برخی اجتماعی‌اند. قسمتی جنبه فردی و بخش دیگر جمعی است. مجموع صفات به قرار زیر است:
    1ـ تواضع و فروتنی و دور بودن از تکبّر و غرور؛
    2ـ حلم و بردباری در مقابل سخنان زشت و جاهلانه و برخوردهای نابخردانه افراد جاهل و نادان. مؤمنان از کوره در نمی‌روند، بلکه با حلم و بردباری و بزرگوای از کنار جاهلان و سخنان و کردار آن ها رد می‌شوند؛
    3ـ تهجّد و شب زنده داری، آن گاه که دیگران خوابیده و در بستر به استراحت پرداخته‌اند، عبادالرحمن، خواب را بر خود حرام کرده و بیدار شده و به عبادت خدا می‌پردازند؛
    4ـ خائف و هراسناک، عبادالرحمن از مجازات و کیفرهای الهی در جهان آخرت هراسناکند؛
    5ـ اعتدال در انفاق و کمک به مستمندان، نه آن گونه که همه دار و ندار خود را به بیچارگان و تهیدستان بدهند و در راه خدا انفاق کنند، و نه آن طور که چیزی انفاق ننمایند؛
    6ـ معبودی جز خدا ندارند؛
    7ـ دستان شان بدون دلیل به خون بی گناهان آلوده نیست؛
    8ـ دامان عفت شان هرگز آلوده نمی‌شود؛
    9ـ شهادت باطل نمی‌دهند و حقوق دیگران را حفظ کرده و محترم می‌شمارند؛
    10ـ هنگام برخورد با آیات الهی دارای چشمانی بینا و گوشی شنوا هستند؛
    11ـ توجه خاصی به تربیت فرزند و خانواده دارند . خود را در این راه مسئول دانسته و از خدا می‌خواهند فرزندان را مایه روشنایی چشمان شان قرار بدهد؛
    12ـ احساس مسئولیت در مقابل مردم می‌کنند .نمی‌خواهند تنها گلیم خود را از آب بیرون بکشند، بلکه می‌خواهند غریق را بگیرند و از خدای بزرگ می‌خواهند آنان را امام و پیشوای پرهیزکاران قرار بدهد.(8)
    مراحل خودسازی:
    خودسازی باید مرحله به مرحله انجام بگیرد. سالک باید پله به پله نردبان خودسازی را طی کند. اندیشه‌وران فن برای خودسازی چند مرحله ذکر کرده‌اند که به اختصار آن‌ها را ذکر می‌کنیم: تخلیه، تجلیه، تحلیه و فنا فی اللّه.
    در مرحله اوّل(تخلیه)، سالک مأموریت دارد باطن خود را از اخلاق و صفات زشت و رذیله مانند بخل و حسد و کبر و غرور و ریا و دنیا خواهی خالی کرده، ویروس‌ها‌ی فساد را از آن بزداید.
    در مرحله دوم(تجلیه) وظیفه دارد درون را جلا داده و صیقلی کند، تا تمام ویروس‌ها‌ی فساد از آن پاک شود.
    در مرحله سوم(تحلیه) به جای ویروس‌ها‌ی وجین شده، باغچه دل و درون را با صفاتی مثل تقوا و تواضع وفروتنی و ایثار و فداکاری و شجاعت و حقیقت خواهی زینت دهد و این درخت‌ها‌ی پاک را در آن غرس نماید.(9)

    پی‌نوشت‌ها:
    2. چهل حدیث، ص 1.
    3. همان، ص 7.
    4. مؤمنون(23) آیه 8.
    5. مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی ـ کلام و عرفان(انتشارات صدرا)، ص 109.
    6. کیمیای سعادت.
    7. حسن زاده آملی، نامه‌ها ـ برنامه‌ها‌، ص 23ـ 26.
    8. مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 15 ص 147ـ 168.
    9. علی قائمی، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی، ص 345ـ 346.


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقش عرفان در فلسفه را بیان کنید .؟

    1) کار فلسفه کشف حقیقت و رسالت عرفان وصل شدن به حقیقت است . بین آن دو نقش و تأثیر گذاری متقابلی وجود دارد .
    عرفان در لغت به معنای شناختن است .در اصطلاح به ادراک خاصّی اطلاق می‏شود که از راه متمرکز کردن دل به باطن نفس به دست می‏آید . در جریان این سیر و سلوک،مشاهدات ، معاینات و مکاشفاتی حاصل می‏شود. هر یک از این دو شاخه معرفتی کمک‏های متقابلی به هم نموده‏اند . در رشد و تکامل دیگری نقش مهمی داشته اند . و در واقع مکمل یکدیگر می‏باشند.
    نقش یا کمک‏های فلسفه نسبت به عرفان‏
    ا) عرفان واقعی تنها از راه بندگی خدا و اطاعت از دستورهای او حاصل می‏شود . بندگی خدا بدون شناخت او امکان ندارد. شناختی که نیازمند اصول فلسفی است.
    ب) تشخیص مکاشفات صحیح عرفانی با عرضه داشتن آن‏ها بر موازین عقل و شرع انجام می‏گیرد . با یک یا چند واسطه به اصول فلسفی منتهی می‏شود.
    نقش یا کمک‏های عرفان نسبت به فلسفه‏
    ا) مکاشفات و مشاهدات عرفانی، مسائل جدیدی را برای تحلیلات فلسفی فراهم می‏کند که به گسترش چشم انداز و رشد فلسفه کمک می‏نماید.
    ب) در مواردی که علوم فلسفی مسائلی را از راه برهان عقلی، اثبات می‏کند، شهودهای عرفانی مؤیّدات نیرومندی برای صحّت آن‏ها به شمار می‏رود . در واقع آنچه را فیلسوف با عقل می‏فهمد، عارف با شهود قلبی می‏یابد.



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عرفان و سیاست ؟

    امام خمینی(ره) از شخصیت هایی است که از ویژگی هایی برخودار است. یکی از ویژگی ها تلفیق عرفان و سیاست در سیره و گفتار وی می باشد.
    عرفا معمولاً زندگی را در کناره گیری از دنیا، مسایل سیاسی و اجتماعی جستجو کرده و به مسایل عبادی و فردی می پردازند و در برابر سرنوشت جامعه بی اعتنا هستند؛ از این رو در مسایل حکومت و سیاست دخالت نکرده و در این عرصه ها کم تر حضور می یابند.
    کم­تر اتفاق می افتد که عارفان علیه حکومت های ظالم قیام نمایند. حتی برخی از عرفا دین داری و عرفان را در کناره گیری از سیاست جستجو کرده و بر این باورند که دخالت در سیاست، تلف نمودن عمر محسوب می گردد.
    البته در این میان عده ای محدود از عرفا عرفان را در جدایی از مسایل اجتماعی جستجو نمی کنند.
    از سوی دیگری بیشتر سیاستمداران عرفان را با مسایل سیاسی همسو نداشته و عرفان را علم انزوا طلبی و فردگرایی می دانند. در این میان امام خمینی(ره) از جمله شخصیت هایی است که بین عرفان و سیاست تلفیق نموده است. بی تردید وی از عرفای معروف و مشهور می باشد. وی خود دربار? عرفان صاحب نظر بوده و شاگردانی تربیت کرده است. مبنای عرفانی، اشعار، سیر? عملی و کتاب های عرفانی وی بهترین دلیل بر این ادعا است. از سوی دیگر امام یکی از سیاستمداران ژرف اندیش و تیزبین است. وی به مبانی سیاسی اسلام مسلط و خود از نظریه سازان قوی سیاست است. طرح مسأله رابطه دین و سیاست، طرح ولایت فقیه و حکومت اسلامی.... دلیل بر این مدعا است. امام معتقد به هماهنگی عرفان ناب اسلامی با بودن در متن جامعه اسلامی و در کنار مردم است. وی باور دارد که عرفان اسلامی در کناره گیری از مسایل سیاسی و بی اعتنا بودن در برابر سرنوشت جامعه ظاهر نمی شود، بلکه عرفان پشتوانه مهم مسایل سیاسی است. از این رو که امامان ما هم عارف بودند و هم سیاستمدار. نمونة بارز آن وجود مقدس امام علی(ع) است. ناله های نیمه شب، مناجات ها و عبادت او مثال زدنی است.که از او به عنوان امام عارفان یاد می شود، ولی هیچ گاه در برابر سرنوشت جامعه بی اعتنا نبود. و عرفان راه انزواگرایی و بی تفاوت بودن در برابر سرنوشت دیگران جستجو نکرد.
    وی بارها از حق خود، یعنی ولایت دفاع کرده از خلفا انتقاد نمود و بعد از فراهم شدن شرایط حکومت تشکیل داد. برای حفظ حکومت اسلامی زحمات طاقت فرسایی متحمل شد، به گونه ای که با جنگ طلبان و بیعت شکنان جنگید.
    امام در عرصه سیاست حضور یافته و به عبادت و عرفان نیز پرداخت. این همان تلفیق سیاست و عرفان است.



  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفاوت نگاه عارفانه وفیلسوفانه ومتکلمانه ؟

    1ـ درباره تفاوت نگاه عارف، فیلسوف و متکلم نسبت به عقاید و موضوع خداشناسی باید گفت: تفاوت این سه نگاه همان تفاوت میان عرفان، فلسفه و کلام است. درباره تفاوت این معرفتها، صاحب‌نظران نکته‌های شنیدنی گفته‌اند، از جمله : وقتی حکیم نامدار بوعلی سینا به دیدار ابوسعید ابوالخیر رفت و سه روز با هم گفتگو داشتند، وقتی از ابن سینا سؤال شد شیخ ابوسعید را چگونه یافتید، جواب داد: آنچه را من می‌فهمم و می‌دانم او می‌بیند. اما وقتی از ابوسعید سؤال شد که بوعلی را چگونه یافتید، گفت: آنچه را من می‌بینم او می‌داند».(1)
    پس آنچه از معارف اعتقادی فیلسوف می‌فهمد و متکلم می‌داند، عارف با تجربه عرفانی و مشاهده قلبی می بیند. حکیم صدرالمتألهین نیز گفته است: «فرق علوم اهل نظر و فکر و معارف اهل بصیرت و عرفان مانند فرق میان فهمیدن معنای شیرینی و چشیدن آن است، نیز همانند فرق بین فهمیدن معنای صحت و سلامتی یا صحیح و سالم بودن است.(2)
    پس عارف عقاید الهی را می‌چشد ولی فیلسوف و متکلم از طریق مفاهیم آن را درک می‌کند. بیان دیگر در این باره سروده معروف مولوی است که گفته است:
    پای استدلالیان چو بین بود
    پای چوبین سخت بی‌تمکین بود
    پای نابینا عصا باشد عصا
    تا نیفتد سرنگون او بر حصا
    این عصا چه بود، قیاسات و دلیل
    آن عصا کی دادشان بینا جلیل(3)
    بر اساس این سخن ره‌آورد فکری فلسفه و کلام برای کسانی مفید است که از معرفت عرفانی بی‌نصیب‌اند ،مثل آن کس که پا ندارد و مجبور است با عصا راه برود. عارفان مدعی‌اند آنچه درباره هستی و عقاید می‌گویند آنها را با تجربه عرفانی یافته و با کشف و شهود عرفانی مشاهد کرده اند ولی فلاسفه و متکلمان چنین ادعای ندارند ولی مدعی‌اند که از طریق دلایل عقلی و ظواهر دینی درباره عقاید به نتائجی دست یافته‌اند.
    برخی معتقدند که روش عرفان با روش عقلی (اعم از فلسفه و کلام) از این نظر متفاوت است که عارف با سیر و سلوک راه باطن و مشاهده حقیقت اشیا به تدریج به مقام فنای در توحید می‌رسد، ولی فیلسوف و متکلم با استدلال می‌خواهد اشیا را بفهمد و به علم یقین و حصولی برسد.(4) درباره تفاوت روش‌های عرفانی و عقلی در کتاب آموزه‌های عرفانی از منظر امام علی(ع) مباحثی مطرح شده ،در صورت علاقه بدان جا مراجعه شود.(5)
    2ـ اما درباره میزان موفقیت این سه نوع معرفت در ساحت اعتقادات و این که کلام یک بشر مؤثر بوده است؟ باید گفت:
    از آن جا که روحیات، استعدادها، علاقه و گرایش‌ها و دانش مردم همواره متفاوت بوده، طبیعی است که هر کدام از این سه معرفت مخاطب خاص خود را دارد و تأثیرگذاری آنها در زمان‌ها و مکان و شرایط فرهنگی به مخاطبان‌شان متفاوت خواهد بود. مثلاً دیده شده که برخی افراد به دلیل عقل‌گرایی خاص همواره اهل استدلال و برهان است و از کتاب‌های فلسفی و سخنان بوعلی سینا و صدرالمتألهین خوش‌شان می‌آید و آنها را مطالعه می‌کنند، برخی به دلیل ذوق عرفانی از کتاب‌های عرفانی مثلاً مثنوی معنوی بیشتر متأثر می‌شود و علاقه‌مند به مطالعه آثار عرفانی مستند، و گروه دیگر به دلیل گرایش خاص و روحیات ویژه همواره به مطالعه کتاب‌های کلامی (که روایات و نقل تاریخ و هم‌چنین مباحث عقلی ارزنده‌ای در باب اعتقادات دارد)سر و کار دارند و هیچ علاقه‌ای به مطالعه آثار عرفانی از خود نشان نمی‌دهند. به گفته مولوی:
    هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
    هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
    هندوان را اصطلاح هند مدح
    سندیان را اصطلاح سند مدح
    ما زبان را ننگریم و قال را
    ما درون را بنگریم و حال را(6)
    از این گذشته مخاطب کلام و روش کلامی بیشتر عموم مردم است چون زبان کلام ، ساده و عوام پسند و خطابی و اقناعی است، اما مخاطب فلسفه و عرفان بیشتر اندیشمند و عالمان و طبقه تحصیل کرده است. البته روش عرفان بیشتر شخصی است و راه فلسفه عمومی‌تر از عرفان است. بنابراین گرچه به لحاظ کمیت ممکن است روش کلام مؤثرتر و موفقیت کمی آن بیشتر باشد ولی به لحاظ کیفیت تأثیر و موفقیت فلسفه و عرفان بیشتر است.
    3ـ اما درباره قسمت پایانی پرسش باید گفت: علما و بزرگان حوزه بعد از فقه و اصول فقه، دومین علم مورد علاقه‌شان کلام است، ولی در این میان برخی از آنها گرایش فلسفی و عرفانی نیز داشته‌اند، که در معاصران می‌توان از امام خمینی، علامه طباطبایی، آیت الله بهجت، حسن‌زاده آملی، جوادی آملی و مانند آنها نام برد، که غیر از فقه و کلام در فلسفه و عرفان نیز صاحب نظر هستند. در این میان امام خمینی نه تنها گرایش به عرفان دارد بلکه خود عارف بزرگ معاصر محسوب می‌شود.
    برای اطلاع بیشتر مطالعه نامه‌های عرفانی ایشان بخصوص نامه‌ای که تحت عنوان «ره عشق» چاپ شده توصیه می‌شود.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. اسرار التوحید در مقامات ابوسعید، ص 210، نشر امیر کبیر، تهران 1361ش.
    2. ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، مقدمه تفسیر سوره واقعه، ص 9، نشر بیدار، قم، بی‌تا.
    3. مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 97، نشر هرمس، تهران 1385ش.
    4. عبدالرزاق لاهیجی، گوهر مراد، ص 35 ـ 38.
    5. نشر بوستان کتاب، قم 1387ش.
    6. مثنوی معنوی، دفتر دوم، ص 250.


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,313
    مورد تشکر
    760 پست
    حضور
    45 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ارتباط عرفان و سیاست در سیره امام خمینی ؟

    امام خمینی(ره) از شخصیت هایی است که از ویژگی هایی برخودار است. یکی از ویژگی ها تلفیق عرفان و سیاست در سیره و گفتار وی می باشد.
    عرفا معمولاً زندگی را در کناره گیری از دنیا، مسایل سیاسی و اجتماعی جستجو کرده و به مسایل عبادی و فردی می پردازند و در برابر سرنوشت جامعه بی اعتنا هستند؛ از این رو در مسایل حکومت و سیاست دخالت نکرده و در این عرصه ها کم تر حضور می یابند.
    کم­تر اتفاق می افتد که عارفان علیه حکومت های ظالم قیام نمایند. حتی برخی از عرفا دین داری و عرفان را در کناره گیری از سیاست جستجو کرده و بر این باورند که دخالت در سیاست، تلف نمودن عمر محسوب می گردد.
    البته در این میان عده ای محدود از عرفا عرفان را در جدایی از مسایل اجتماعی جستجو نمی کنند.
    از سوی دیگری بیشتر سیاستمداران عرفان را با مسایل سیاسی همسو نداشته و عرفان را علم انزوا طلبی و فردگرایی می دانند. در این میان امام خمینی(ره) از جمله شخصیت هایی است که بین عرفان و سیاست تلفیق نموده است. بی تردید وی از عرفای معروف و مشهور می باشد. وی خود دربار? عرفان صاحب نظر بوده و شاگردانی تربیت کرده است. مبنای عرفانی، اشعار، سیر? عملی و کتاب های عرفانی وی بهترین دلیل بر این ادعا است. از سوی دیگر امام یکی از سیاستمداران ژرف اندیش و تیزبین است. وی به مبانی سیاسی اسلام مسلط و خود از نظریه سازان قوی سیاست است. طرح مسأله رابطه دین و سیاست، طرح ولایت فقیه و حکومت اسلامی.... دلیل بر این مدعا است. امام معتقد به هماهنگی عرفان ناب اسلامی با بودن در متن جامعه اسلامی و در کنار مردم است. وی باور دارد که عرفان اسلامی در کناره گیری از مسایل سیاسی و بی اعتنا بودن در برابر سرنوشت جامعه ظاهر نمی شود، بلکه عرفان پشتوانه مهم مسایل سیاسی است. از این رو که امامان ما هم عارف بودند و هم سیاستمدار. نمونة بارز آن وجود مقدس امام علی(ع) است. ناله های نیمه شب، مناجات ها و عبادت او مثال زدنی است.که از او به عنوان امام عارفان یاد می شود، ولی هیچ گاه در برابر سرنوشت جامعه بی اعتنا نبود. و عرفان راه انزواگرایی و بی تفاوت بودن در برابر سرنوشت دیگران جستجو نکرد.
    وی بارها از حق خود، یعنی ولایت دفاع کرده از خلفا انتقاد نمود و بعد از فراهم شدن شرایط حکومت تشکیل داد. برای حفظ حکومت اسلامی زحمات طاقت فرسایی متحمل شد، به گونه ای که با جنگ طلبان و بیعت شکنان جنگید.
    امام در عرصه سیاست حضور یافته و به عبادت و عرفان نیز پرداخت. این همان تلفیق سیاست و عرفان است.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود