صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** نماز = گفتگوی دلبرانه عاشق و معشوق + زیبا ترین تجلی بندگی *****

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** نماز = گفتگوی دلبرانه عاشق و معشوق + زیبا ترین تجلی بندگی *****




    واقعیت آن است که نماز از نظر اسلام اهمیت ویژه ای دارد؛ تا آن جا که از آن به عنوان ستون دین(1) و نور چشم پیامبر(ص) یاد شده است.(2)
    از سوی دیگر ترک نماز از گناهان کبیره به حساب آمده است.(3)
    پیامبر فرمود: « از ما نیست کسی که نماز را خوار شمارد».(4)
    نماز است شمع شبستان دل
    دل بی نماز است بدتر ز گِل
    نماز است معراج ما خاکیان
    بر او غبطه ورزند افلاکیان
    نماز است آرامش زندگی
    چه آزادگی بهتر از بندگی؟
    پسر چنین کرد این نغمه ساز
    مرا نور چشم است اندر نماز
    نماز است سرخط آزادگی
    دوای غم و درد دل مردگی (5)
    نماز عامل مهمی در تزکیة روح و درون انسان است. اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی با حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، از عوامل ترک نماز و سستی در آن به شمار می‌آید.
    انسان بر اساس فطرت خود، همواره به چیزی که برایش اهمیت دارد، توجه و اهتمام می‌کند. اگر برای انسان، امری مهم و ضروری جلوه کند، آن را به هر صورت ممکن انجام خواهد داد.
    آشنا شدن با حقیقت نماز و این که جزء نیاز ما است، جزء زندگی ما است و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلّی می‌کند، باعث می‌شود انسان با شوق بیشتری به برپایی نماز بپردازد و از سستی در نماز و یا ترک آن خودداری نماید.
    کسی که نماز را سربار خود و صرفاً یک تکلیف طاقت فرسا بداند، به حقیقت آن پی نبرده و اهمتی به آن نمی‌دهد.
    ‌ نماز مهم‌ترین فریضه و واجب الهی است. برپایی آن مایة سعادت و ترک آن باعث شقاوت می‌باشد. امام ‌صادق(ع) فرمود:
    «‌محبوب‌ترین اعمال پیش خداوند نماز است، و آخرین وصیت پیامبران الهی نماز‌است».(6)
    حضرت در حدیث دیگر فرمود: «‌تارک الصلاة بهره‌ای از اسلام نبرده است».(7)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ح 639.
    2. مکارم الاخلاق، ج 2، ص 461.
    3. عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 2، ص 183.
    4. فروع کافی، ج 3، ص269.
    5. نماز از دیدگاه قرآن و حدیث، ص 77 - 78.
    6. محمد محمدی‌ری‌شهری، میزان الحکمه، ماده صلاة، شماره 10534.
    7. بحارالانوار، ج 79، ص 232.


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضور قلب در نماز ؟

    منظور از حضور قلب،‌دل از غیر خدا خالی داشتن است. بنابراین از ظاهر نماز کسی نمی توان فهمید حضور قلب دارد یا نه. چه بسا شخصی ظاهراً با خشوع نماز می خواند ولی دلش متوجه چیز دیگری است. بنابراین حضور قلب مربوط به امر باطنی است.
    از روایات استفاده می شود حضور قلب،‌روح عبادت است و بدون آن قبول درگاه حق تعالی نمی شود. امام باقر و امام صادق(ع) فرموده اند: "نمازی برای تو نیست مگر آن چه بدان توجه قلب کردی. پس اگر تمام آن را غلط به جا آورد یا از آداب آن غافل شود پیچیده شود و به روی صاحبش زده شود".1
    حضرت امام خمینی در مورد راه های تحصیل حضور قلب می گوید: " آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است: یکی فراغت وقت و قلب و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزی برای عبادت خود وقتی را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکی از امور مهمه ای است که از کارهای دیگر اهمیتش بیشتر بلکه طرف نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ می کندو برای آن وقتی موظف می کند ... از فراغت وقت،‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالی و خالص برای توجه به عبادت و مناجات با حق تعالی نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ برای او و عبادت او حاصل نشود".2
    برای حضور قلب عوامل مختلفی ذکر شده که مهم ترین آن ها عبارتند از:
    1- اهمیت دادن به نماز،
    2- شرایط لازم در تمام مراحل،
    3- شناخت و آگاهی،
    4- احساس نیاز،
    5- حضور قلب در تمام حالات،
    6- فهمیدن معانی نماز،
    7- آمادگی قبل از نماز،
    8- تعیین مکان مخصوص و دقت مناسب.
    از طرف دیگر برای رسیدن به حضور قلب در نماز باید با عوامل حواس پرتی مقابله کرد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
    1- هرزگی قوة خیال،
    2- دنیا پرستی،
    3- حواس ظاهری،
    4- تند خواندن،
    5- گناه،
    6- چشم چرانی،
    7- عوامل بیرونی،
    8- موانع مقدماتی مانند پرخوری، پرخوابی و پرگویی،
    9- عادت.
    موانع تا نگردانی ز خود دور
    تا تو خود را به کلی در نبازی
    درون خانة دل نایدت نور
    نمازت کی شود هر گز نمازی
    کسی که به خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس،‌تهمت، غیبت و غیره فکر می کند، برای او قلبی نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست غیر خدا است.
    دل ز دل بردار اگر بایست دلبرداشتن
    دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
    دل بر دلبر کی رسد جز دل زدلبرداشتن
    یادَم از دل داشتن زن، یا ز دلبر داشتن
    گناه لذت مناجات را از انسان می گیرد و با گرفتن لذت شیرینی عبارت، حضور قلب هم خواهد رفت.
    امام صادق(ع) می فرماید: "خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالِمی را که شیفتة دنیا است،‌چون این شخص از راه محبت من جلوگیری می کند. این ها دزدان راه بندگانی هستند که به سوی من می آیند. کم ترین کاری که من با آن ها می کنم، این است که شیرینی مناجاتم را از قلبشان می گیرم".3
    رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن
    یا زجانان یا زجان بایست دل برداشتن
    باید توجه داشت که نماز صحیح و با حضور قلب خواندن هرگز نمی تواند کارهایی از قبیل ظلم و تقلب را توجیه کند. از روایات استفاده می شود که اگر نمازی انسان را از فحشا و منکرات باز ندارد، آن نماز تمام و کامل نیست، چون قرآن مجید فرمود: "انّ الصّلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ نماز آدمی را از بدی ها و زشتی ها باز می دارد".4
    در حدیثی از پیامبر ا کرم(ص) نقل شده است: "کسی که نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد،‌هیچ بهره ای از نماز جز دوری ای از خدا به دست نیاورده است".5
    در روایت دیگر از امام صادق(ع) نقل شده: به مقداری که نماز مانع از گناه شود، مورد قبول پروردگار واقع شده است.6


    1 فروع کافی، ج 3، ص 363.
    2 امام خمینی، چهل حدیث، ص 426.
    3 اصول کافی، ‌ج 1، ص 46.
    4 عنکبوت( ) آیة 45.
    5 تفسیر نمون، ج 16، ص 286.
    6 همان، ص 287.


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    حضرت آیة ‌الله میرزا احمد سیبویه در سال 1296 شمسی، در خانواده‌‌ای معنوی در کربلا به دنیا آمد. وی پس از خواندن دروس مقدماتی و ادبیات، سطوح را نزد پدر و عمویش مرحوم حاج شیخ محمد‌علی سیبویه از علمای کربلا، فرا گرفت و سطوح نهایی و خارج فقه را از مرحوم علامه فقیه و حاج شیخ یوسف بیارجمندی شاهرودی آموخت.


    داستان شفا گرفتن مرحوم سیبویه(ره)

    مهدی صادق ‌نژاد، از دوستان نزدیک مرحوم سیبویه می‌گوید: پدر و مادر مرحوم سیبویه در یک روز از دنیا رفتند و زمانی که آنها فوت کردند، مرحوم سیبویه در بستر بیماری بود و پزشکان از بهبودش قطع امید کرده بودند.
    مرحوم سیبویه 20 روز بعد از فوت والدینش زمانی که کمی بهبود یافته بود، متوجه فوت آنها می‌شود.
    بعد از اینکه میرزا احمد سیبویه بهبود یافت، گفت: «در بستر بیماری در عالم مکاشفه بودم، همراه پدرم در حرم امام حسین (علیه السلام) ایستاده بودیم؛ پدرم از امام حسین (علیه السلام) شفای مرا خواست. حضرت اباعبدالله (علیه السلام) فرمودند: «اجلش رسیده است» و پدرم امام حسین (علیه السلام) را به مادرش حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم می ‌دهد و می‌ گوید: اگر شما بخواهید، می‌ شود.
    مرحوم سیبویه گفت: امام حسین (علیه السلام) به داخل حرم رفتند و بعد از مدتی بیرون آمدند و خطاب به پدرم فرمودند: «ما شفای پسر شما را از خدا گرفتیم!»
    بعد از این واقعه، مرحوم سیبویه بارها می ‌گفتند که من آزاد شده امام حسین (علیه السلام) هستم. از این رو وی علاوه بر «احمد» با نام کوچک «حسین» نیز معروف بود.
    کلید نزدیک شدن به خدا تقواست. پرهیز از گناه است. حتی نیت گناه هم اثر می‌ کند. اما چه چیزی باعث دوری از خدا می ‌شود. غفلت، غضب از ذکر خدا ما را از خدا دور می‌ کند. کسی که از یاد خدا اعراض کند، دنیایش تلخ است. قرآن در این باره می‌ فرماید: «کسی که عمل صالح به جا بیاورد، مرد یا زن، ما به او حیات خوش، حیات طیبه، زندگانی شیرین اعطا می ‌کنیم»

    فاطمه چون مادر خون خداست
    نام او گل واژه و دار الشفاست
    چون که ثار الله به عالم هدیه کرد
    سیبویه را اسم شافی زنده کرد
    مظهر شافی بود خاک حسین
    سُبحه ی سجاده از تاک حسین
    خوش بحال سیبویه روضه خوان
    کو شوب سرمشق هر پیر وجوان
    من چه گویم رگ رگم هوشیار نیست
    شرح آن گل را کو را خار نیست



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از آیات و روایات استفاده می شود که نماز کامل و حقیقی نمازی است که با حضور قلب و خلوص نیت و همراه با یقین باشد. از امام رضا (ع) نقل شده است : "لا صلاة الا باسباغ الوضو‌ء و احضار النیة و خلوص الیقین و افراغ القلب و ترک الاشتغال و هو قوله"فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب"؛(1) نماز کامل باید با وضوی کامل ، با حضور قلب و خلوص یقین و خالی بودن فکر و ذهن و قلب از توجه و اشتغال به دنیا باشد، همان طور که خطاب به پیامبر آمده است : "هنگامی که فارغ شدی، به نماز بایست و به سوی پروردگارت بشتاب".
    اما این بدان معنا نیست که اگر احیانا نماز با این ویژگی ها نبود، باطل است ، بلکه می توان مراتب متعددی برای نماز و نمازگزار تصور کرد. مسلماً هر چه درجه و مرتبة کمال معنوی بالاتر باشد، نماز بهتر و از درجه ای بالا برخوردار خواهد بود. قرآن از برخی انسان ها چنین یاد می کند "رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله؛(2) افرادی که تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا باز نمی دارد". اینان در عین این که بین مردم هستند و به کار و تلاش مشغولند، ولی این کارها آنان را از نماز و یاد خدا باز نمی دارد.
    عرفا برای حضور قلب در نماز مراتبی ذکر کرده اند:
    1 - شخص نماز گزار اجمالاً بداند که با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می کند، اگر چه به معنای الفاظ توجه نمی­کند.
    2 - علاوه بر مرحلة قلبی، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه داشته باشد و بداند که چه می گوید. به این مرتبه روایتی از امام صادق (ع) اشاره دارد: "هر کس دو رکعت نماز بخواند، در صورتی که بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی که بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این که خداوند آن ها را می بخشد" . (3)
    3- مرتبة سوم آن است که اسرار عبادت و حقیقت اذکار و تسبیح و تحمید را بفهمد.
    4- آن اسرار و حقایق به باطن نفوذ کند.
    5 - در این مرتبه نمازگزار به مرتبة کشف و شهود و حضور کامل می رسد، که به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند. در این مرحله نمازگزار حتی به خود و افعال و حرکاتش نیز توجه نداشته، از سخنگو و سخن نیز غافل است. (4)
    بدیهی است که بعضی از این مراتب اختصاص به اولیای حق دارد، ولی تحصیل بعضی مراتب دیگر برای دیگران نیز ممکن
    است. بزرگان برای به دست آوردن حضور قلب در نماز عواملی را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از :
    1- اهمیت دادن به نماز: عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید: حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود و هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر نماز بیش تر خواهد بود. (5)
    کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیشترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیشترى خواهند داشت.
    2 - شناخت و آگاهی: هرمقدار معرفت انسان به حق تعالی بیشتر باشد، احساس او نیز بیش تر خواهد بود و در برابر پروردگار خاضع و خاشع خواهد بود و خداوند را ناظر و حاضر خواهد دید.
    3 - فهم معانی نماز: در ابتدا در یک نماز باید مراقب چند کلمه بود و با تمرین بیش تر، کلمات بیشتری را با معانی آن ادا نمایید.
    4 - آمادگی قبل از نماز: کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید: "هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمال از پیش فرستاده اش را آشکار می سازد " . (6)
    5 - رعایت مستحبات نماز: از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، نگاه کردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست ها به بدن در حال قیام و غیره.
    از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار و با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهیم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملکوتى اتصال بده که از کعبه تا عرش واز آن جا تا حقیقت اسما و صفات و از آن فراتر تا "ذات احدیّت" امتداد دارد.
    پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به ابراهیم خلیل تأسى کن و بگو: "انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین"؛(7) من روى خود رابه سوى کسى کردم که آسمان‏ها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم.
    سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: "انّ صلوتى و نسکى و محیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین"؛(8) بگو: "نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.
    آن گاه که در دروازه تکبیر قرار گرفتى، گناهان خویش را به یاد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خویش را در نظر آور و بگو: "یا محسن قد اتاک المسى و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّى"اى خداى نیکوکار! بنده گناهکارت به در خانه تو آمده است، و تو امر کرده‏اى که نیکوکار از گناهکار بگذرد، تو نیکو کارى و من گناهکارم، بحق محمد و آل محمد رحمتت را بر محمد آل محمد بفرست و از کارهاى زشتى که مى‏دانى از من سر زده بگذر".
    6 - انتخاب مکان مخصوص و اختصاص وقت مناسب برای نماز.
    7 - فراغت قلب: یکی از مهم ترین اسباب حضور قلب، فراغت قلب است .
    تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
    حضرت امام خمینى در مورد راه هاى تحصیل حضور قلب مى گوید: " آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است: یکى فراغت وقت و قلب و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزى براى عبادت خود وقتى را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکى از امور مهمه اى است که از کارهاى دیگر اهمیتش بیشتر بلکه طرف نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ مى کند و براى آن وقتى موظف مى کند ... از فراغت وقت،‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایى فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود".(9)
    8- رفع موانع: پرخوری، جلوگیری از ادرار، کسالت و خستگی، سر و صدا و نگاه به اطراف، مانع حضور قلب در نماز می شود. رفع این موانع در حضور قلب مؤثر است.
    موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نایدت نور
    9ـ احساس و درک عظمت و بزرگى خدا.
    درک عظمت و بزرگى هر کسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود،‌بزرگى و عظمت او بیشتر جلوه گر خواهد شد. اگر کسى به عظمت و بزرگى خدا پی ببرد، ‌طبعاً‌خضوع و خشوع بیشترى در پرستش و عبادت خواهد داشت.
    ابان بن تغلب می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: على بن الحسین(ع) را دیدم وقتى که به نماز می ایستاد، رنگ به رنگ مى شد. فرمود: آرى او خدایى را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً مى شناخت.(10)
    امیرالمؤمنین(ع) در وصف عارفان و خدا پرستان واقعى فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر ما دونه فى أعینهم؛(11) آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناخته اند. بنابراین هر چه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه می‌کند».
    10ـ جلوگیرى از هرزگى قوة خیال:
    یکى از بزرگترین عوامل حواس پرتى در نماز،‌هرزگى و پراکندگى قوة خیال است. اگر قبل از نماز چند دقیقه اى به وسیلة ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهاى مستحبى و تلاوت قرآن، خود را آمادة نماز کنیم،‌ذهن از حواس پرتى و پراکندگى و از توجه به کثرت، به سوى وحدت منعطف مى شود،‌در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمی شود. کسى که قبل از نماز با دیگرى بگو مگو و بحث داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
    11ـ طول دادن و با تأنى خواندن نماز: اگر کسى رکوع و سجود را مقدارى طولانى کند و با حال خوشی اذکار و سجود را بگوید، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
    12ـ ترک گناه یکى از مهم ترین عوامل توفیق در حضور قلب در نماز است. کسى که اهل معصیت وگناه باشد،‌توفیق بازیابى به درگاه خدا نمى یابد.
    13ـ حالت خاصی در نماز که بیانگر خضوع است، در خشوع که حالت قلبى است، تأثیر مى گذارد.
    14ـ بعضى از آداب نماز مانند سر وقت خواندن و مواظبت بر وقت نماز و به حالت کسالت داخل نماز نشدن و ... در نماز مؤثر است.
    15 - دوری از غذاهای شبهه ناک و حرام و اموالی که از طریق غیر مشروع به دست می آید در حضور قلب و ایجاد آمادگی درونی برای نماز و سخن گفتن با خدا بسیار موثر است.
    16- رعایت آدابی از قبیل مسواک زدن،‌انگشتر به دست کردن،‌عطر زدن و ... که باعث آمادگی و تمیزی و پاکی انسان می شود. این کارها موجب بهره برداری هر چه بیشتر از برکات معنوی نماز می شود.
    17- ترک گناه:
    کسى که به خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس،‌ تهمت، غیبت و غیره فکر مى کند، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست غیر خدا است.
    دل ز دل بردار اگر بایست دلبرداشتن دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
    گناه لذت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفتن لذت شیرینى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت.
    امام صادق(ع) مى فرماید: "خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالِمى را که شیفتة دنیا است،‌چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند. این ها دزدان راه بندگانى هستند که به سوى من مى آیند. کم ترین کارى که من با آن ها مى کنم، این است که شیرینى مناجاتم را از قلبشان مى گیرم".(12)
    رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن یا زجانان یا زجان بایست دل برداشتن

    پی نوشت ها :
    1. بحارالانوار، ج 81، ص 243، به نقل از فقه الرضا.
    2. نور (24) آیه 37.
    3. وسائل الشیعه، ج4، ص 686.
    4. ر.ک: امام خمینی، چهل حدیث ، ص 434.
    5. ملکی تبریزی، اسرار الصلاه ، ترجمه رجب زاده.
    6. بحارالانوار، ج 84، ص 230.
    7. امام خمینی ، چهل حدیث، ص 428.
    8. انعام (6)، آیه 79.
    9. همان، آیه 162.
    10. همان،‌ص 114، به نقل از بحارالانوار،‌ج48، ص 236.
    1 1. همان، به نقل از نهج البلاغه، خطبة 184(فیض الاسلام)
    12. اصول کافی، ‌ج 1، ص 46.


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نماز غفیله از نماز های مستحبّی می باشد .
    وقت خواندن نماز غفیله بعد از نماز مغرب است تا وقتى که سرخى طرف مغرب از بین برود .
    نماز غفیله دو رکعت است مانند نماز صبح . در نمازغفیله در رکعت اول بعد از سوره حمد این آیه خوانده می شود: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ»
    در رکعت دوم بعد از حمد به جاى سوره، این آیه را بخواند «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ». در قنوت آن بگویند: «اللَّهُمَّ إِنِّی اسْأَلُکَ بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتِى لا یَعْلَمُهَا الَّا انْتَ انْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تَفْعَلَ بِی کَذا وَ کَذا» و به جاى کلمه «کذا و کذا» حاجت هاى خود را بگوید.
    بعد از طلب حاجت بگوید: «اللَّهُمَّ انْتَ وَلِىُّ نِعْمَتِى وَ الْقادِرُ عَلَى طَلِبَتِى .تَعْلَمُ حاجَتِى .فَأسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَیْتَهَا لِی».(1) بعد از آن به رکوع و سجود برود و تشهد و سلام نماز را بخواند.


    پی نوشت:
    1. توضیح المسائل مراجع، ج1 ،م 775.


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند غنى و بى نیاز از همه چیز است، چون غیر از خدا هر چه موجود است، همه مخلوق خدا است و نیازمند به او.
    قرآن می‌فرماید : «اى مردم! شما همگى نیازمند به خدایید. تنها خداوند است که بى نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است».(1)
    بنابر این خداوند بى نیاز مطلق است و مخلوقات همه محتاج اویند. او است که همه نیازهاى مخلوقاتش را بر طرف می‌کند.
    ما انسان‌ها که یکى از مخلوقات خداییم، سراسر وجودمان را نیاز و احتیاج فرا گرفته است، مانند نیاز به آب و غذا و هوا و. . . که با نبود یکى از این ها قادر به ادامه حیات نیستیم. ما چند دقیقه یا چند ثانیه نمی‌توانیم بدون هوا زنده بمانیم. همه این نیازمندی ها به وسیله آب و هوا و غذا و. . . بر طرف می‌شود که خداى مهربان با خلق آن نیاز ما را برطرف کرده است. آرى این خداى حکیم ومهربان است که به هنگام تولد بچه، خون را تبدیل به شیر می‌کند و نوزاد آن را از پستان مادر تغذیه می‌نماید.
    یکى از نیازهاى ما نیازهاى روحى است مثل احتیاج به محبت. از این رو بچه‌هایى که در خانواده خود احساس کمبود محبت کنند، دچار اختلالات روحى و روانى می‌گردند. یکى از نیازهاى واقعى و اساسى روح بشر ، عبادت و پرستش است، چون خداوند انسان را براى تکامل آفریده است و تکامل او جز از راه عبادت و بندگى به دست نمی آید.
    بنابر این خداوند نیاز به عبادت ما ندارد، بلکه ما محتاج به عبادت او هستیم که با بندگى او به نعمت هاى جاودان نایل شویم. قرآن می‌فرماید: « هر کسى کفر ورزد و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده است. خداوند از همه جهانیان بى نیاز است». (2)
    در آیه دیگر فرمود : «کسى که جهاد و تلاش کند، براى خود جهاد مى کند؛ چرا که خداوند از همه جهانیان بى نیاز است». (3)
    در جاى دیگر می‌فرماید: « کسى که عمل صالحى به جا آورد، به سود خود به جا آورده ، و کسى که کار بدى انجام دهد، به زیان خود او است. سپس همه شما به سوى پروردگارتان باز می‌گردید». (4)
    در آیه دیگر فرمود: «کسى که پاکى گزیند، به نفع خود او است». (5)
    نتیجه اینکه انسان در پرتو اعمال صالح تکامل می‌یابد و به قرب خدا پرواز می‌کند وبه خوشبختى همیشگى می‌رسد. بر اثر جرم و گناه سقوط می‌کند و بر بدبختى ابدى گرفتار می‌شود.
    عبادت خداوند انجام هر عملی است که انسان را به خدا نزدیک ساخته واز زشتی ها دور نماید .بنابر این عبادت خدا منحصر در نماز نیست.خدمت خالصانه به انسان ها و...نیز عبادت است. انجام هر عملی که در آیات و روایات به انجام آنها توصیه شده عبادت است.اما به نظر می رسد که مقصود از سوال نماز است.
    بنابراین :خداوند به نماز ما نیاز ندارد، بلکه عبادت را بر ما واجب کرده تا به کمال انسانی نائل گردیم. نماز اسرار و فوایدی دارد و در ارتقای معنوی انسان نقش ایفا می کند، که از عبادات و مناجات‌های دیگر ساخته نیست. هر چند به تمام اسرار نماز نمی‌توانیم آگاه شویم اما از آنجا که همه ما آفریده خدا هستیم و او به نیازهای روحی و جسمی ما آگاه‌تر است برنامه شبانه‌روزی خاصی برای ما قرار داده به نام نماز که باید با پرداختن به آن، نیازمندی خود را تأمین کنیم، نه سودی به خدا برسانیم. پی بردن به تمام آثار و فلسفه نماز و عبادت شاید در توان بشر عادی نباشد. در آیات قرآن و از طریق پیامبر و پیشوایان دینی نیز تنها بخشی از آثار و حکمت‏های نماز و عبادت بیان شده است. با توجه به آیات و روایات در این زمینه، برخی از آثار و حکمت‏ها چنین است:
    1 - قرب معنوى
    یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مى‏دهد و یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده است (6) که حکایت گر بعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقى (7)، نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مى‏باشد.
    2 - یاد خدا و آرامش روانى
    در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى(8)، نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
    یکى از نویسندگان در تفسیر این آیه مى‏نویسد: «روح واساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است» (9) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد. نماز به عنوان ذکر خدا به انسان‏هاى نماز گذار آرامش مى‏دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب(10)، آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
    3 - عامل باز دارنده از گناه
    یکى از آثار مهم نماز جلوگیر از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر»(11). طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى‏اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مى‏ایستد و تکبیر مى‏گوید، خدا را از همه چیز بالاتر مى‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مى‏شود...»(12)
    4 - گناه زدایى
    یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است(13). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مى‏ماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود: نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مى‏خواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مى‏رود.»(14)
    5 - غفلت زدایى‏
    بزرگ‏ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏کند و هشدار مى‏دهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مى‏سازد... و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله‏اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.(15)
    6 - تکبر زدایى‏
    یکى از عوامل مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مى‏گذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مى‏بیند، از این رو پرده‏هاى غرور و خودخواهى را کنار مى‏زند. از این رو على(ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز را تکبر زدایى بیان نمود: «خداوند ایمان را براى پاکسازى انسان هااز شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر»(16).
    7 - عامل پرورش فضائل اخلاقى
    نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مى‏دهد و نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقى است. انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون مى‏برد و به ملکوت آسمان‏ها دعوت مى‏کند و با فرشتگان هم صدا مى‏شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى‏داند.
    8 - همگرایى
    علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار نماز محسوب مى‏شودند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است. برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مى‏گذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مى‏کنند. خطیب جمعه با بیان احکام و طرح مسایل سیاسى و اجتماعى به نمازگزاران رشد سیاسى مى‏دهد. شاید به خاطر آثار مهم نماز جمعه و جماعت است که در آموزه‏هاى دینى به این دو فریضه اهمیت خاصى داده شده است.(17) پیامبر اسلام(ص) فرمود:
    «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است. هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من به سبب کم اهمیتی یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان مى‏کند و به کار او برکت نمى‏دهد. بدانید نماز او قبول نمى‏شود، بدانید زکات او قبول نمى‏شود، بدانید حج او قبول نمى‏شود،..، تا از این کار توبه کند...»(18).
    9 - نفى طاغوت و ایستاگى در مقابل ستم‏
    انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مى‏شود و کسى نمى‏تواند با ظلم و ستم بر او چیره شود. در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمى‏آورد و با طاغوت کنار نمى‏آید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته است: « میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.(19)

    پى نوشت‏ها:
    1 .فاطر (35) آیة 15.
    2 .آل عمران (3) آیة 97
    3 .عنکبوت (28) آیه 6.

    4 .فجر (89) آیه 27-30.

    5 .ذاریات (51) آیه 56.
    6 .ذاریات(51)، آیه 56.
    7 .نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از: تفسیر نمونه، ج 16، ص 292.
    8 .طه(20)، آیه 14.
    9 .تفسیر نمونه، ج 16، ص 289.
    10 .رعد(13)، آیه 28.
    11 .عنکبوت (29)، آیه 45.
    12 .تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
    13 . همان، ص 290.
    14 . وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.
    15 . تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
    16 . نهج البلاغه، کلمات قصار 252.
    17 . جمعه (62) آیه‏ى 9، تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
    18 . وسایل الشیعه، ج 5، ص 7.
    19 . نحل (16)، آیه 36.


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا جوانان رغبتی به نماز ندارند؟

    ترک نماز ممکن است عوامل مختلف و متعدد داشته باشد که در این جا به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
    1ـ ضعف ایمان و اعتقاد به باورهای دینی، یکی از عوامل عمده است که سبب می‌شود باورها به عمل نرسد و اعتقاد در میدان عمل، تجلی و عینیت نیابد. اگر کسی از روی اعتقاد محکم باور داشته باشد نماز به عنوان یکی از وظایف و تکالیف واجب است که خداوند بر عهده او گذاشته است و در روز قیامت در قبال آن پاداش‌های بزرگ نصیب او می‌شود اما اگر ترک کند کیفر دردناک خواهد داشت، هرگز نسبت به ادای تکلیف واجب، غفلت و سهل‌انگاری نخواهد کرد.
    2ـ عامل دوم گناه و معصیت است. گناه سبب می‌شود توفیق بندگی (که نماز بالاترین نمود آن است) از انسان سلب شود، به همین جهت در روایات متعدد نقل شده گناه سبب می‌شود انسان توفیق پیدا نکند نماز شب بخواند. شخصی از امیرمؤمنان(ع) سؤال کرد که چرا توفیق ندارد نماز شب بخواند، حضرت فرمود: "أنت رجل قد قیدتک ذنوبک(1)؛ تو آدمی هستی که گناهان تو را در بند خود کشیده است".
    3ـ غفلت عامل دیگر است که پیامد آن ترک نماز است، چون کسی که گرفتار غفلت می‌شود و یاد خدا برای او لذت‌بخش نیست،‌دنبال نماز (که بهترین جلوه یاد خداوند است) نمی‌رود.(2)
    4ـ تأثیرپذیری او محیط نیز به نوبه خود عامل دیگر است، مثلاً بچه وقتی در محیط خانه، پدر و مادرش را نسبت به نماز بی اعتنا و یا کم توجه ببیند، به تدریج او نیز نسبت به نماز بی توجه شده، ترک نماز برای او یک امر عادی می‌شود و گمان می‌کند نماز در اعتقاد او جزء مسایل کم اهمیت است. شاید یکی از اسراری که در روایات تأکید شده که نسبت به نماز باید بی توجهی نشود و نماز سبک شمرده نشود، همین نکته باشد که سبک شمردن نماز بخصوص در خانواده‌ها به تدریج در بچه‌ها جرأت ترک نماز را پدید می‌آورد.
    بی‌میلی‌و بی‌رغبتی‌و عدم‌توجه‌در نماز معلول‌عوامل‌متعددی‌است‌ از جمله‌:
    أ) نشناختن‌نماز و اهمیت‌و سر نهفته‌در آن‌.
    ب‌) عدم‌شناخت‌و توجه‌کافی‌نسبت‌به‌معبود ؛ یعنی‌همو که‌در نماز با او سخن‌می‌گوییم‌.
    ج‌)اشتغال‌ذهن‌و فکر و اندیشه‌و تعلق‌قلب‌به‌دنیا و مسائل‌مادی‌.
    برای‌حل‌این‌مشکل‌راه‌ه ی‌متعددی‌وجود دارد؛ از جمله‌:
    1. دقت‌در انجام‌مقدمات‌نماز (مانند وضوی‌با معنویت‌و انجام‌دادن‌مستحباتی‌چون اذان‌، اقامه‌و ...)
    2. گزینش‌مکان‌مناسب‌، دوری‌از جاهای‌شلوغ‌و پر سروصدا و دوری‌از هرچه‌موجب‌انحراف‌توجه‌ا ز خداوند شود.
    3. گزینش‌وقت‌مناسب‌؛ تا آن‌جا که‌ممکن‌است‌اول‌وقت‌خو ندن‌نماز.
    4. تا حد امکان‌در مسجد و با جماعت‌نماز خواندن‌(بویژه‌درجماعاتی‌ که‌بعد معنوی‌بیشتری‌دارد).
    5.نماز را با اشتیاق‌و با طمأنینه‌و با دقت‌در مفاهیم‌و معانی‌آن‌خواندن‌.
    6.عدم ‌توجه‌به‌اطراف‌واطرافیا ن‌؛ در حال‌ایستاده‌به‌مهر نگریستن‌و در رکوع‌پایین‌پا و در تشهد به‌دامن‌خود نظر نمودن‌.
    7.تخلیه‌دل‌از حب‌دنیا و امور دنیوی‌و آن‌را مالامال‌از عشق‌خداساختن‌. توضیح‌: ذهن‌انسان‌همواره‌متوجه‌ چیزی‌است‌که‌به‌آن‌عشق‌ می‌ورزد چنان‌که‌عاشق‌آنی‌از فکر معشوق‌خود بیرون‌نمی‌رود. این‌که‌ما در نمازهایمان‌همواره‌به‌فک مسائل‌دیگر هستیم‌به‌خاطر تعلق‌شدید نفس‌به‌دنیا و حب‌آن‌است‌اما آن‌که‌عاشق‌حق‌است‌در هر حال‌و کاری‌به‌یادخداست‌بطوری‌ که‌گویی‌همیشه‌در نماز است‌.
    8. ضبط‌قوه‌خیال‌. توضیح‌: پرنده‌لجام‌گسیخته‌خیال‌ چکاوکی‌است‌که‌هر آن‌بر شاخساری‌می‌نشیند. لذا همیشه‌افکار انسان‌به‌این‌طرف‌و آن‌طرف‌متوجه‌است‌و قرار و آرامی‌ندارد اما اگرآدمی‌با دقت‌و هوشیاری‌در کنترل‌آن‌بکوشد پس‌از چند صباحی‌رام‌و مطیع‌شده‌و به‌هر سو که‌اراده‌شود متوجه‌می‌گردد. بنابراین‌انسان‌باید در نماز از اول‌با قاطعیت‌بنا گذارد که‌تمام‌توجه‌خود را به‌سوی‌پروردگار معطوف‌دارد وهرگاه‌طایر خیال‌از چنگ‌او گریخت‌بلافاصله‌آن‌رابه‌ همان‌جهت‌برگرداند. اگر چندین‌مرتبه‌در ایام‌متوالی‌چنین‌کندکم‌ کم‌ذهنش‌عادت‌خواهد نمود.
    9. توجه‌به‌عظمت‌و هیبت‌پروردگار و فقر وفاقه‌خود. بدیهی‌است‌اگر آدمی‌بداند باچه‌بزرگی‌روبه‌روست‌و خود در مقابل‌او هیچ‌بلکه‌عین‌احتیاج‌و فقر و فاقه‌است‌با تمام‌وجود و ذهن‌و اندیشه‌خاضع‌می‌گردد.
    10. مطالعه‌پیرامون‌کیفیت‌نم زهای‌اهل‌بیت‌(ع‌) همچنین‌مطالعه‌کتاب‌هایی چون‌«آداب‌الصلوه‌یا پروازدرملکوت‌» (امام‌خمینی‌) و «اسرارالصلوه‌» (میرزا جواد ملکی‌تبریزی‌) بسیار نافع‌است‌.
    11. تمیز بودن‌بدن‌و لباس‌،مسواک‌زدن‌دندان‌و خالی‌بودن‌معده‌درهنگام‌ نماز نیز از مستحبات‌و موجب‌حضور بیشتر قلب‌است‌.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. میزان الحکمه، نامه 5، ص 422 نشر مرکز مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1362ش.
    2. امام خمینی، چهل حدیث، ص 24 و 41، نشر مؤسسه آثار امام، 1378ش.


  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    نماز یکی از بهترین وزیباترین عباداتی است که رابطه انسان با خدا را تحکیم می‏بخشد . می‏توان گفت بهترین موضوعی است که به عنوان وظیفه عبودیت و بندگی به درگاه خداوند متعال در دست ما خداپرستان است. نماز در ادیان دیگر نیز وجود داشته و دارد اما کیفیّت و شکل آن متفاوت است.
    بهترین و زیباترین شکل پرستش نماز است. حرکات و سکنات و گفته‏ها در نماز بسیار پر معنا و پر محتوا است. حتی اذان و اقامه ما مسلمان‏ها دارای معنا و محتوای عالی است.
    کیفیت و شکل و نحوه خواندن نماز تعبدّی است. پیامبر(ص) که با عالم وحی اتصال و ارتباط داشته، کیفیت آن را برای ما بیان کرده و فرموده: "صلّوا کما رأیتمونی أصلّی؛(1) همان گونه که من نماز می‏خوانم، شما نیز بخوانید".
    شکل نماز را پیامبر به ما آموخته است. امّا حکمت این که چرا موقع صبح دو رکعت و موقع ظهر چهار رکعت ، چرا در رکعت اول و دوم حمد و سوره و در رکعت های سوم و چهارم ذکر دیگر و... تعیین شده، بر ما معلوم نیست. آن هم حکمتی داشته که از آن بی اطلاعیم.
    آنچه مهم است عبادت و پرستش خدااست که بهترین شکل آن نماز است.
    کیفیت نمازها
    نمازصبح دورکعت وظهر وعصر وعشا هر یک چهار رکعت ونماز مغرب سه رکعت است .
    واجبات نماز یازده چیز است : اول نیت ،( مثلا در نماز صبح نیت می کنی که نماز صبح می خوانم قربتا الی الله ) دوم قیام یعنى ( ایستادن ) ، سوم تکبیرة الاحرام یعنى گفتن الله اکبر در اول نماز ، چهارم رکوع ،(در رکوع گفتن یک مرتبه سبحان ربی العظیم وبحمده یا سه مرتبه سبحان الله لازم است) پنجم سجود ،(در هر رکعت دوسجده واجب است ودر سجده گفتن یک مرتبه سبحان ربی الا علی وبحمده یا سه مرتبه سبحان الله لازم است) ششم قرائت ، (خواندن حمد وسوره در رکعت اول ودوم) هفتم ذکر ،(گفتن یک مرتبه سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر در رکعت سوم وچهارم واجب است وسه مرتبه گفتن بهتر است .هشتم تشهد ، (در رکعت دوم) نهم سلام ، (در نماز صبح در رکعت دوم ودر نماز چهار رکعتی در رکعت چهام ودر نماز مغرب در رکعت سوم بعد از تشهد سلام داده می شود) دهم ترتیب ،(یعنی واجبات نماز به ترتیب انجام گیرد مثلا درابتدای نماز اول بایستد، بعد نیت کند وبعد الله اکبر گوید، بعد حمد وبعد سوره، بعد ر کوع وبعد سجده را انجام دهد) یازدهم موالات یعنى پى در پى بودن اجزای نماز .
    بعضى از واجبات نماز رکن است ، یعنى اگر انسان آنها را بجا نیاورد ، یا در نماز اضافه کند( عمدا باشد یا اشتباها) نماز باطل مىشودامابعضى دیگر رکن نیست ، یعنى اگر عمدا کم یا زیاد شود ، نماز باطل مى شود و چنانچه اشتباها کم یا زیاد گردد نماز باطل نمى شود.
    رکن نماز پنچ چیز است : اول نیت . دوم تکبیرة الاحرام . سوم قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع ، یعنى ایستادن پیش از رکوع . چهارم رکوع . پنجم دو سجده .
    مسایل نماز بسیار است.

    پی نوشت‏ها:
    بحارالانوار، ج 82، ص 279.1
    2 .امام خمینی توضیح المسائل ، مسأله 942 -


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست
    7.تخلیه‌دل‌از حب‌دنیا و امور دنیوی‌و آن‌را مالامال‌از عشق‌خداساختن‌. توضیح‌: ذهن‌انسان‌همواره‌متوجه‌ چیزی‌است‌که‌به‌آن‌عشق‌ می‌ورزد چنان‌که‌عاشق‌آنی‌از فکر معشوق‌خود بیرون‌نمی‌رود. این‌که‌ما در نمازهایمان‌همواره‌به‌فک �مسائل‌دیگر هستیم‌به‌خاطر تعلق‌شدید نفس‌به‌دنیا و حب‌آن‌است‌اما آن‌که‌عاشق‌حق‌است‌در هر حال‌و کاری‌به‌یادخداست‌بطوری‌ که‌گویی‌همیشه‌در نماز است‌.
    سلام استاد بزرگوار و ممنون بابت موضوع خوبتون

    استاد مدتیه ذهنم درگیر این شده بود که اینکه میگن حب دنیا چیه ؟؟ من که موقع نماز به خورد و خوراک و ثروت و ... فکر نمیکنم . بعدش فکر کردم به چیزایی که ذهنم رو مشغول میکنه موقع نماز ولی هنوز به نتیجه ی قطعی نرسیدم که این هم حب دنیا هست یا نه.

    استاد در حال حاضر کلاسهای قرآن رو میرم و گاهی فرصت کمی دارم که به تکالیف برسم و وقتی در نماز هستم گاهی همش دغدغه دارم که کلاس چی شد به استاد چی بگم .. بدوم به کارام برسم و ... انقدری که دارم به مرحله ای میرسم که شک های پی در پی دارم.

    این مسائلی که گفتم هم جزء حب دنیاست ؟؟؟ یعنی من راهی رو که دارم میرم که به خدا نزدیکتر بشم داره باعث میشه از خدا دورتر بشم ... از کجا بفهمم کارم خالصانه هست یا نیست و از کجا بفهمم این کلاسی که دارم میرم رو برای خدا دارم قطعا میرم. آخه نیتم این هست که همونطور که قرآن یکی از نامهاش فرقان هست و راه حق و باطل رو باز میکنه میخوام در دوره ی آخرالزمان حق و باطل رو بتونم تشخیص بدم و نابینا و ناشنوا نباشم. ولی این حواس پرتی توی نماز و گاهی دلسرد شدن از کلاسها و ... منو به شک میندازه که کجای کارم میلنگه؟؟؟ اگه میشه راهنمایی کنید.
    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام استاد بزرگوار و ممنون بابت موضوع خوبتون

    استاد مدتیه ذهنم درگیر این شده بود که اینکه میگن حب دنیا چیه ؟؟ من که موقع نماز به خورد و خوراک و ثروت و ... فکر نمیکنم . بعدش فکر کردم به چیزایی که ذهنم رو مشغول میکنه موقع نماز ولی هنوز به نتیجه ی قطعی نرسیدم که این هم حب دنیا هست یا نه.

    استاد در حال حاضر کلاسهای قرآن رو میرم و گاهی فرصت کمی دارم که به تکالیف برسم و وقتی در نماز هستم گاهی همش دغدغه دارم که کلاس چی شد به استاد چی بگم .. بدوم به کارام برسم و ... انقدری که دارم به مرحله ای میرسم که شک های پی در پی دارم.

    این مسائلی که گفتم هم جزء حب دنیاست ؟؟؟ یعنی من راهی رو که دارم میرم که به خدا نزدیکتر بشم داره باعث میشه از خدا دورتر بشم ... از کجا بفهمم کارم خالصانه هست یا نیست و از کجا بفهمم این کلاسی که دارم میرم رو برای خدا دارم قطعا میرم. آخه نیتم این هست که همونطور که قرآن یکی از نامهاش فرقان هست و راه حق و باطل رو باز میکنه میخوام در دوره ی آخرالزمان حق و باطل رو بتونم تشخیص بدم و نابینا و ناشنوا نباشم. ولی این حواس پرتی توی نماز و گاهی دلسرد شدن از کلاسها و ... منو به شک میندازه که کجای کارم میلنگه؟؟؟ اگه میشه راهنمایی کنید.
    باسلام وتقدیر از همت بلند تان .
    در این باره نکته های باید خدمت تقدیم شود انشا ء الله مورد عنایت قرار گیرد :
    اگر صفتی یا حالتی برای انسان ملکه شود آن صفت یا حالت در همه صحنه‏ها و تمام شئون زندگی خود را نشان داده و آدمی را رها نمی‏کند. کسی که در کوچه و بازاردر کلاس و مدرسه در محیط خانه محل‏أ کار یکسره به یاد خداست و از او غافل نیست. بدون تردیددر نماز نیز حواسش را جمع کرده و از خداوند غفلت نمی‏کند. بر خلاف کسی که در محیط خانه، محل کار، در کلاس ، مدرسه و کوچه و بازار از خدا غافل است و یکسره سرش بند مسائل مادی و روزمره زندگی دنیاست و دلش متعلق به غیر خداست. بی شک چنین کسی نمی‏تواند در نماز قلب خود را متوجه خدا کند بلکه دلش دنبال همانی است که قبل از نماز دنبال آن بود و وجودش غرق در همانی است که قبل از ورود به نماز غرق در آن بود. خداوند در وصف بندگان مومن خویش می‏فرماید: ((رجال لاتلهیهم تجاره و لابیع عن ذکر الله ;مردانی که آنها را هیچ تجارت و معامله‏ای از یاد خدا بازنمی‏دارد. (1)(نور، 37)
    وقتی که کسب و کار آنان را از یاد خدا باز ندارد. بدون تردید موقعی که وضومی‏سازند و رو به قبله می‏ایستند و نماز می‏گذارند ازخدا غفلت نمی‏کنند.اولیای خدا و بندگان مخلص حق‏أ نماز خویش را برداشته و آن را با خود به محیط کار و بازار می‏برند. در آنجا هم که هستند مشغول نمازند و به قول باباطاهر ((خوشا آنان که دائم در نمازند))
    باری ای عزیز! اگر صادقانه قصدآن داری که در نماز دلت متوجه به خدا باشد و از اوغافل نگردی باید کار را قبل از نماز شروع کنی و درهمه جا و همه حال به یاد خدا باشی و از او غفلت نکنی بی شک اگر چنین توفیقی را به کف آوری درنماز دلت متوجه به خدا خواهد بود وگرنه نه.
    مرحوم علامه طباطبایی در اواخرعمر با برکت خود موقعی که در بستر بیماری افتاده بود در خواب شخصی که از آن جناب از چگونگی تحصیل حضور قلب در نماز پرسش کرده بود چندبار با عنایت خاصی فرموده بود: مراقبه، مراقبه. مراد آن بزرگوار از عبارت مزبوراین است که اگر می‏خواهید در نماز حواستان جمع خودتان باشد و از خدا غافل نشوید باید در طول شبانه روز وقتی که به کارهای دیگر اشتغال داریداهل مراقبه باشید زیرا اگر این حالت ملکه شما گردد و چنین صفتی بر شما غالب آید در نماز نیز این حالت برای شما محفوظ خواهد ماند همان طور که اگر در طول شبانه روز از خدا غافل باشید و غفلت ازحق در شما رسوخ کند در حال نماز نیز چنان خواهید بود و از آن خلاصی نخواهید داشت.
    عوامل تحصیل حضور قلب بسیارند که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنیم:
    1ـ اهمیت دادن به عبادت. کسانی که عبادت (به معنای وسیع آن که شامل نماز و گفتن اذکار می‌شود) را سرسری می‌گیرند و نسبت به آن بی توجه هستند و به اهمیت آنها توجهی ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانی که اهمیت می‌دهند و برای آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند و وقت و فرصت بیشتری را صرف آنها می‌کنند، حضور قلب بیشتری خواهند داشت.
    عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) می‌گوید: «حضور قلب سببش همّت آدمی است، زیرا قلب تابع همّت بوده و اگر همّت نماز و عبادت باشد،‌ قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود و اگر همتت در پی چیز دیگری بوده است،‌قلبت هم غافل از نماز و نزد آن چیز خواهد بود، چون خداوند برای هیچ کس دو قلب قرار نداده است و برای احضار قلب در عبادت جز این که همتت را متوجه آن سازی راه دیگری نیست».(2)
    2ـ احساس و درک عظمت و بزرگی خدا.
    درک عظمت و بزرگی هر کسی بستگی به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود، ‌بزرگی و عظمت او بیشتر جلوه‌گر خواهد شد. اگر کسی به عظمت و بزرگی خدا پی ببرد، ‌طبعاً‌خضوع و خشوع بیشتری در پرستش و عبادت خواهد داشت.
    ابان بن تغلب می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: علی بن الحسین(ع) را دیدم وقتی که به نماز می‌ایستاد، رنگ به رنگ می‌شد. فرمود: «آری او خدایی را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً می‌شناخت».(3)
    امیرالمؤمنین(ع) در وصف عارفان و خداپرستان واقعی فرمود: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعینهم؛(4) آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناخته‌اند. بنابراین هر چه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه می‌کند».
    3 - آمادگی قبل از نماز: کسی که می‌خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می‌فرماید: «هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آنها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می‌دارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یادآور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمالی پیش فرستاده‌اش را آشکار می‌سازد».(5)
    4ـ جلوگیری از هرزگی قوة خیال:
    یکی از بزرگترین عوامل حواس‌پرتی در نماز و عبادت،‌هرزگی و پراکندگی قوة خیال است. اگر قبل از نماز و هر عبادتی چند دقیقه‌ای به وسیلة ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهای مستحبی و تلاوت قرآن، خود را آمادة نماز کنیم، ‌ذهن از حواس پرتی و پراکندگی و از توجه به کثرت، به سوی وحدت معطوف می‌شود، ‌در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمی‌شود. کسی که قبل از نماز با دیگری بگو مگو و بحث داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
    5ـ توجه به معانی الفاظ عبادت (مخصوصاً نماز) و تفکر در افعال نماز مانند رکوع و سجود و این که نمازگزار بداند چه می‌گوید و چه می‌کند.
    6ـ طول دادن و با تأنی انجام دادن نماز: اگر کسی رکوع و سجود را مقداری طولانی کند و با حال خوشی اذکار رکوع و سجود را بگوید، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
    7ـ حالت خاصی در عبادت که بیانگر خضوع است، این حالت در خشوع که حالت قلبی است، تأثیر می‌گذارد.
    8- رعایت مستحبات نماز: از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، نگاه کردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست‌ها به بدن در حال قیام و موارد دیگر که در رساله‌های توضیح المسائل نیز آمده است.
    9ـ رعایت بعضی از آداب مانند به موقع خواندن و مواظبت بر وقت و به حالت کسالت داخل عبادت نشدن و... بسیار مؤثر است.
    10ـ ترک گناه یکی از مهم‌ترین عوامل توفیق در حضور قلب است. کسی که اهل معصیت و گناه باشد،‌توفیق باریابی به درگاه خدا نمی‌یابد
    11- دوری از غذاهای شبهه ناک و حرام و اموالی که از طریق غیر مشروع به دست می‌آید در حضور قلب و ایجاد آمادگی درونی برای نماز و عبادات بسیار موثر است.
    12- رعایت آدابی از قبیل مسواک زدن،‌انگشتر به دست کردن،‌عطر زدن و ... که باعث آمادگی و تمیزی و پاکی انسان می‌شود. این کارها موجب بهره‌برداری هر چه بیشتر از برکات معنوی عبادت می‌شود.
    با رعایت این نکات می‌توان نماز وعبادات و اذکار را بهترین برنامه زندگی‌ساز دانست.


    پی‌نوشت‌ها:
    1-نور، آیه 37
    2. علی‌اصغر عزیزی، علل و درمان حواس‌پرتی در نماز، ص 107، به نقل از اسرار الصلوه.
    3. همان،‌ص 114، به نقل از بحارالانوار،‌ج48، ص 236.
    4. همان، به نقل از نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبة 184.
    5. بحارالانوار، ج 84، ص 230.


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود