صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وقتی از توجیه وجود خدا خسته میشی ولی دلت نمیاد رهاش کنی!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وقتی از توجیه وجود خدا خسته میشی ولی دلت نمیاد رهاش کنی!




    سلام
    نمیدونم برای شما هم پیش اومده یا نه، که بعضی وقتها، 2*2 تا کردن هاتون 4 تا نشه! هرچقدر که سعی میکنید اتفاقات زندگیتون رو به خودتون و اشتباهاتتون نسبت بدید، بازم دلتون راضی نشه! هرچی بخواید حسن ظن داشته باشید و امیدوار به آینده ای که همه چیز رو درست میکنه، دیگه عقلتون گول نخوره!

    بعد آخرش به یکجایی برسید که واستون یک سوال خیلی جدی مطرح بشه : "اصلا خدایی وجود داره؟ یا من خودمو گذاشتم سر کار؟!!".

    بزرگترین فلاسفه و دانشمندان و متفکرین و .......... آخرش به این نتیجه رسیدن که نه میشه خدا رو اثبات کرد، و نه عدم وجودش رو!

    همه چیز معطوف به یک تصمیم و انتخاب برپایه ریسک قرارداره! بعضی ها این ریسک رو میپذیرند که خدایی درکار نیست و برای همین هرچی دارن واسه دنیاشون میذارن، بعضی دیگه هم اونطرف سکه رو انتخاب میکنن و میگن روزی 5 دقیقه نرمش(نماز) و یه ماه گشنگی(روزه) می ارزه به یه عمر راحتی!

    با دسته اول که کار نداریم، اما تو دسته دوم، این افراد با مشکلات زیادی مواجه میشن توی زندگی! چرا؟ چون همیشه با یک سوال دست و پنجه نرم میکنن که "آیا واقعا خدایی هست؟ یا خودمونو سرکار گذاشتیم؟!". و اصلی ترین علتش هم اینه که، فرض کنید فقیری داره در کوچه ای راه میره، یکنفر بهش میگه اون خانه رو میبینی، داخلش فرد ثروتمندی زندگی میکنه که هرکس در خانه شو بزنه، اون بهش کمک میکنه!

    فقیر هم میگه خب از هیچی که بهتره(پذیرش ریسک دینداری) و میره میشینه در خانه و شروع به در زدن میکنه! اما کسی نه در رو باز میکنه و نه پاسخی بهش میده! گهگاهی حس میکنه یه صدایی از داخل خانه شنیده، ولی یقین نداره واقعا شنیده یا فقط فکر کرده که شنیده!!

    خلاصه یه مدت میشینه(بسته به صبر و تحمل و میزان باورش به مسئله) و بعد اینکه کسی درو باز نکرد و جوابی هم نشنید، پا میشه و با نفرت در اون خانه رو ترک میکنه!

    باز چند روز که میگذره و فقر بهش فشار میاره، دوتا راه پیش پاش قرار داره، یا با فقر کنار بیاد و درکنارش بره دنبال کار و تلاش و کم کم وضع خودشو بهبود بده و دیگه اصلا نیاز به گدایی کردن نداشته باشه، یا نه بازم برگرده و بشینه در همون خانه و شروع به در زدن کنه، به این امید که بالاخره این در باز بشه!!

    این همونجاییه که باز یکسری که دین رو ترک کردن بازمیگردن به دین، و یکسری دیگه میرن برای همیشه دنبال مسائل دنیوی!

    و این پروسه بارها و بارها تو زندگی هر شخصی رخ میده و هربار یه تعدادی از این گروه کم میشه!

    البته خلافشم وجود داره و ممکنه از اونطرف هم عده ای به بن بست برسن تو مسائل دنیوی و بیان سمت گدایی کردن پشت در خونه ی دین!!

    اما بحث من اینها نیست، ولی لازم بود این مقدمه گفته بشه، تا یکسوال مطرح کنم:
    آیا صاحب اون خانه، که خدارو شکر وضعش هم خوبه و دوربین مداربسته جلوی خونه اش داره و پشت در خانه اش رو هم داره میبینه، و صدای در زدن رو هم که میشنوه، باید یه کاری بکنه بالاخره یا نه؟!

    فردی که واقعا دیگه همه ی باورهاش رو از دست داده، و هیچطوره دیگه نمیتونه این جریان یکطرفه رو بپذیره(در زدن و صدا نشنیدن) و دیگه داره باورش میشه که پشت این در کسی منتظرش نیست، آیا حق شنیدن یک سر و صدا رو هم نداره که حداقل بگه بابا معلومه یکی این تو هست؟!!!!

    این رسمشه واقعا؟ باید حتما خودشو راضی کنه که بره؟ که بره که بره .......؟

    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,640
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    821 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    وقتی از توجیه وجود خدا خسته میشی ولی دلت نمیاد رهاش کنی!







    کارشناس بحث: استاد طاها

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    وقتی از توجیه وجود خدا خسته میشی ولی دلت نمیاد رهاش کنی!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در طول تاریخ بحث های زیادی درباره وجود خدا شده که دامنه آن از مردم کوچه بازاری تا جمع دانشمندان و فرهیختگان علمی را دربر گرفته است. بسیاری وجود خدا و حقانیت دین الهی را پذیرفته اند و بسیاری هم نپذیرفته اند. بسیاری از دانشمندان و فلاسفه بزرگ درباره وجود خدا و اثبات آن کتابها و مقاله ها نوشته اند و برخی هم در رد او نوشته اند.

    همه کم و بیش این داستان را میدانیم اما تکلیف ما با وجود خدا چیست؟ بپذیریم یا نپذیریم؟ توجیه کنیم یا نکنیم؟ به گدایی خدا و دین برویم یا نرویم؟ و در نهایت آیا خدایی وجود دارد یا اینکه وجود ندارد و همگی سر کاریم؟

    بالاخره باید یک تصمیمی گرفت و همینجاست که انسان باید آستین همتش را بالا بزند و تلاش کند و نگاهش را تیزبینانه به مسائل بدوزد. اینجاست که نباید به نگاهی سطحی بسنده کند بلکه باید با دقت و ظرافت ببیند و انتخاب کند. اینجاست که باید بررسی کند که این مثال ساده فقیر و ثروتمند درباره رابطه خدا و بنده تا چه حد گویاست؟ آیا حقیقتا خدا مثل یک ثروتمند است که در عطا و بخشش کوتاهی میکند و انسان مثل یک فقیر است که تنها میان دو انتخاب محصور است: گدایی از خدا و یا استقلال از خدا؟ آیا واقعا اینطور است؟ و سوالهای ریز و دقیق دیگر.

    بهتر است همین ابتدا نکته ای را که به کرات در زندگی روزمره خود میبینیم و حقیقت آنرا لمس میکنیم گوشزد نماییم: قضاوتها گاه با نگاهی از پایین به بالاست و گاه با نگاهی از بالا به پایین.

    یک مثال ساده:

    شهروندی را در نظر بگیرید که از او میپرسند آیا مسئول این شهر یا منطقه از استانداردهای مدیریتی برخوردار است یا خیر؟ این شهروند گاه به وضع و اوضاع مالی و زندگی شخصی خود نگاه میکند و گاه زندگی چند فرد این طرف و آنطرف خود را میبیند و با دیدن کاستی هایی اینگونه قضاوت میکند: خیر اگر او مدیر لایقی بود این وضع و اوضاع ما نبود.

    اما همین شهروند را در نظر بگیرید که اتفاقا عضو اداره بازرسی امور شهر هم باشد و از چند و چون تصمیمات و اوضاع کلان شهری مطلع است. آیا قضاوت او مثل قضاوت قبلی خواهد بود؟ طبعا دایره دید او شامل مسائل بالادستی هم میشود و طبعا قضاوتش با نگاهی از بالا به پایین خواهد بود.

    این داستان در بسیاری از امور روزمره انسانها جاری است و با هر دو قضاوت مواجهیم: قضاوتی سطحی و پایین دستی و قضاوتی دقیق و بالادستی.

    درباره وجود خدا هم همین دو نوع نگاه هست. گاه انسانها عیار باور و عقاید دینی را با نگاهی از پایین به بالا محک میزنند یعنی نگاه میکنند ببینند اگر فلان دعای من اجابت شد پس خدا هست و اگر نشد پس خدا نیست. اگر امور زندگی دنیوی یک فرد متدین خوب و بر وفق مراد بود پس دین حقیقت دارد اما اگر نماز خواندن و روزه گرفتن و... او را به ثروت و قدرت و منصب و ... نرساند پس حقیقت ندارد.

    همانطور که از میان نگاه پایینی و نگاه بالایی آن قضاوتی به حقیقت نزدیکتر است که از نگاه بالا به پایین باشد درباره مسائل حقانیت دین و وجود خدا نیز چنین است یعنی عادلانه تر و منصفانه تر این است که پیش از آنکه آب و نان و کار و ... خود را در بحث باورها دخالت دهیم ببینیم اصولا آیا برهانی بر اصل وجود خدا هست یا نیست و اگر هست این برهانها چه خدایی را معرفی میکنند؟ آیا برهانی بر حقانیت فلان دین هست یا نیست و اگر آن دین حق است چه تعریفی از رابطه خدا و بندگانش دارد؟

    آنگاه است که خواهیم دید:

    مقتضای برهانهای عقلی و بیانات دین حق، اینست که:

    اولا خدا مالک همه چیز است پس معنا ندارد که انسانی لحظه ای خود را مستقل از خدا ببیند و بگوید: گدایی در خانه خدا دیگر بس است و برویم تلاش کنیم و خود به جایی برسیم. نه خود و نه تلاش خود و نه اراده خود و نه هیچ مخلوق دیگری از دایره ملک الهی خارج نیست. پس مثال عامیانه فقیر و ثروتمند (آنگونه که شما تصویر کرده اید) از اساس غلط است:

    لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛آنچه در آسمانها و زمين است، از آن اوست. (بقره/116)

    ثانیا نه خدا و نه دین حق نمیگویند کار و تلاش نکن و بیا پشت در خانه خدا زانو بزن و فقط التماس کن؛ بلکه این را هم میگویند:

    لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏؛ براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست. (نجم/39)

    بنابراین هم باید تلاش کرد و هم توجه داشت که خود ما و تلاشمان همه از آن خداست و از همین بابت هم شکرگزار او بود.

    و ثالثا حواسمان باشد که اصلا برنامه خدا (همان خدای حکیمی که برهانها و دین از وجود او خبر میدهند) همین است که ما در مسیر زندگی ابدی خود چند صباحی را هم در چنین دنیایی زندگی کنیم؛ و در این مرحله از زندگی با ناکامیها و ناداریها دست و پنجه نرم کنیم:

    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَدٍ؛ما انسان را در رنج آفريديم. (بلد/4)

    پس بجای پاک کردن صورت مسئله به فکر حل مسئله باشیم.

    در پناه حق


    ویرایش توسط :طاها: : ۱۳۹۴/۰۶/۱۸ در ساعت ۰۸:۳۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و تشکر از شما

    اول اینکه شما در فرض دوم مثالتون فرمودید شخص خودش در بازرسی و ... شهرداری باشد! خب الان این شخص کیه؟!
    بله اگر من هم پیغمبر بودم، و یا پیغمبری میدیدم و ازش معجزه میخواستم و منو قانع میکرد که فرستاده خداست، بله ما هم به این فرد بازرس دسترسی داشتیم و حداقل وچود خدا برامون اثبات میشد! و منم چیزی فراتر از این نمیخواستم! در مثالم هم فقط دلخوش یک صدا بودم که بگم حداقل مطمئنم یکی تو این خونه هست! حداقل یقین دارم خالی نیست!!

    ودر ادامه صحبت ها هم که کلا وارد دین شدید و خدارو اثبات شده فرض کردید و بعد از قول دین پاسخ دادید که اصلا مسئله من این نبود! چون هنوز این فرض واسه من اثبات نشده! اصلا من فقط میخوام واسم اثبات بشه که هست، دیگه بقیش هرچی که بگه ندید قبول!!!

    من حرفم اینه! من یه آدم کم فهم و عقل نادون! کور! کر! ولی حداقل الان که دارم سوال میپرسم، یعنی خدائیش یک قدم اومدم سمت خدا دیگه؟ درسته؟
    خب خدا هم مگه نگفته شما یکی بیا من چنتا میام! خب کو؟ چرا نمیاد؟ پس چرا من هنوز کور و کر و نفهم باقی موندم؟! با اینکه خیلی هم تلاش کردم که این چیزها نباشم ولی هنوزم هستم! هنوز هم دارم ریسکی دینداری میکنم! زندگیمو قمار بازی ای میدونم که رو وجود خدا و بهشت و جهنمش شرط بستم!

    حتی جایی هم که فرمودین دین کسی و از کار و تلاش منع نمیکنه و یا به بیکاری تشویق نمیکنه، یک سوال دیگه درست میکنه واسه من! اونم اینکه پس خدا چی کارست؟ اگر بنا باشه من خداپرست تلاش کنم و به مزدم برسم، کافر هم تلاش کنه و برسه(کما اینکه میبینیم از ماها خیلی بیشتر رسیدن!) پس دیگه خدا واسه چیمه؟!!!!! خدا نقشش چیه این وسط؟ و این بیشتر اون سوال رو تقویت نمیکنه که آیا واقعا خدایی هست؟! یا خودمون رو گذاشتیم سر کار فقط؟

    پس خدا چیکارست؟!!!
    از کجا معلوم که اصلا هست؟!!!!!!
    خدا که میبینه من به در بسته زدم و نا امید دارم پا میشم که برم، نباید یه اهمی، اوهومی بکنه که حداقل یه امید تو دلم زنده بشه که بازم بشینم و بلند نشم که برم ............؟
    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    اول اینکه شما در فرض دوم مثالتون
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    فرض مثال بنده کسی جز خود من و شما نیست. این من و شماییم که گاه با نگاهی نازل و سطحی و محدود و نه عقل دوراندیش، در جستجوی خداییم و گاه با نگاهی عالی و دقیق و گسترده، از دریچه عقل دوراندیش.

    ضمنا گرچه خودمان پیامبر و حجت خدا نیستیم اما دستمان از دامن حجتهای الهی کوتاه نیست: حجتی از درون که همان عقل دوراندیش است و حجتی از بیرون که همان دستاورد انبیای الهی است.

    خواهید گفت بحث درون دینی میکنید؛ میگوییم: هم بلی و هم خیر؛

    از طرفی این بحث درون دینی است (چون عقل و متون دینی را حجت الهی نامیدیم) اما از طرفی برون دینی است (چون لازمه یک جستجوی محققانه درباره مسائل دینی برای یافتن حق و حقیقت، کاربرد عقل و در نظر گرفتن مدعیات دینی است).

    آیا تابحال دیده اید یک دانشمند ابتدا مساله ای را صددرصد اثبات شده و یا صددرصد ابطال شده بداند آنگاه در صدد اثبات یا ابطال آن برآید!؟

    خیر! گام اول او فرضیه سازی است.

    شما هم اگر در مساله وجود خدا تردید دارید از شیوه محققان پیروی کنید یعنی در مسیر این تحقیق برای اینکه منصفانه رفتار کنید چاره ای ندارید جز اینکه فرضیه سازی کنید (فرض وجود خدا یا فرض عدم وجود خدا) آنگاه آنچه دینداران میگویند را به عنوان یکی از عناصر مهم این تحقیق و پژوهش با ابزار عقل دوراندیش مورد تحلیل قرار دهید؛ این، هم مقتضای یک روش عقلائی است و هم مورد تاکید ادیان آسمانی است.

    با این توضیح روشن میشود که سوال اول شما منطقا باید این باشد: اصولا آیا خدایی که دینداران میگویند وجود دارد یا خیر؟ و روش پاسخ به این سوال هم اینست که در متون دینی که مدعی وجود خدایند و نیز در دستاوردهای اندیشمندان دینی پژوهشی عقلانی را آغاز کنید و این پژوهش عقلانی وقتی در مسیر درست خود خواهد بود که با نگاهی از بالا به پایین باشد (همانطور که در تمام امور تحقیقی چنین است و در پست سابق اشاره شد).

    و متوجه باشید: تا سوال اول را حل نکنید منطقا حق پرسیدن اینکه خدا برای بنده اش چه میکند یا چه باید بکند را ندارید؛ به عبارت دیگر، تنها کسی میتواند از نقش خدا در هدایت بندگانش بپرسد که اصل وجود خدا را قبول داشته باشد؛ شما که هنوز فرض وجود خدا برایتان اثبات نشده چطور توقع هدایت ملموس از او دارید!؟ کسی که در اصل وجود خدا شک دارد اگر هدایت الهی با تمام عناصر هدایتبخشش در برابر چنین فردی قد علم کند باز مورد انکار اوست.

    بنابراین ابتدا تکلیف خود را روشن کنید که اصلا خدایی را قبول دارید یا نه و دلیلتان برای هر یک کدام است.

    اگر وجود خدا را قبول کردید و با این وجود، خود را با این تردید مواجه دیدید که نقش خدا در قبال بندگانش چیست؛ به سراغ پست اولی که ارائه کردیم بروید.

    در پناه حق




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست


    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    فرض مثال بنده کسی جز خود من و شما نیست. این من و شماییم که گاه با نگاهی نازل و سطحی و محدود و نه عقل دوراندیش، در جستجوی خداییم و گاه با نگاهی عالی و دقیق و گسترده، از دریچه عقل دوراندیش.

    ضمنا گرچه خودمان پیامبر و حجت خدا نیستیم اما دستمان از دامن حجتهای الهی کوتاه نیست: حجتی از درون که همان عقل دوراندیش است و حجتی از بیرون که همان دستاورد انبیای الهی است.

    خواهید گفت بحث درون دینی میکنید؛ میگوییم: هم بلی و هم خیر؛

    از طرفی این بحث درون دینی است (چون عقل و متون دینی را حجت الهی نامیدیم) اما از طرفی برون دینی است (چون لازمه یک جستجوی محققانه درباره مسائل دینی برای یافتن حق و حقیقت، کاربرد عقل و در نظر گرفتن مدعیات دینی است).

    آیا تابحال دیده اید یک دانشمند ابتدا مساله ای را صددرصد اثبات شده و یا صددرصد ابطال شده بداند آنگاه در صدد اثبات یا ابطال آن برآید!؟

    خیر! گام اول او فرضیه سازی است.

    شما هم اگر در مساله وجود خدا تردید دارید از شیوه محققان پیروی کنید یعنی در مسیر این تحقیق برای اینکه منصفانه رفتار کنید چاره ای ندارید جز اینکه فرضیه سازی کنید (فرض وجود خدا یا فرض عدم وجود خدا) آنگاه آنچه دینداران میگویند را به عنوان یکی از عناصر مهم این تحقیق و پژوهش با ابزار عقل دوراندیش مورد تحلیل قرار دهید؛ این، هم مقتضای یک روش عقلائی است و هم مورد تاکید ادیان آسمانی است.

    با این توضیح روشن میشود که سوال اول شما منطقا باید این باشد: اصولا آیا خدایی که دینداران میگویند وجود دارد یا خیر؟ و روش پاسخ به این سوال هم اینست که در متون دینی که مدعی وجود خدایند و نیز در دستاوردهای اندیشمندان دینی پژوهشی عقلانی را آغاز کنید و این پژوهش عقلانی وقتی در مسیر درست خود خواهد بود که با نگاهی از بالا به پایین باشد (همانطور که در تمام امور تحقیقی چنین است و در پست سابق اشاره شد).

    و متوجه باشید: تا سوال اول را حل نکنید منطقا حق پرسیدن اینکه خدا برای بنده اش چه میکند یا چه باید بکند را ندارید؛ به عبارت دیگر، تنها کسی میتواند از نقش خدا در هدایت بندگانش بپرسد که اصل وجود خدا را قبول داشته باشد؛ شما که هنوز فرض وجود خدا برایتان اثبات نشده چطور توقع هدایت ملموس از او دارید!؟ کسی که در اصل وجود خدا شک دارد اگر هدایت الهی با تمام عناصر هدایتبخشش در برابر چنین فردی قد علم کند باز مورد انکار اوست.

    بنابراین ابتدا تکلیف خود را روشن کنید که اصلا خدایی را قبول دارید یا نه و دلیلتان برای هر یک کدام است.

    اگر وجود خدا را قبول کردید و با این وجود، خود را با این تردید مواجه دیدید که نقش خدا در قبال بندگانش چیست؛ به سراغ پست اولی که ارائه کردیم بروید.

    در پناه حق


    سلام برادر
    شما فرض کنید شخصی مذهبی بوده(حالا ارثی یا تحقیقی)، و خدای مذهب رو میشناخته ولی به مرور زمان در زندگی، نتونسته اتفاقات رو از منظر دین تجزیه و تحلیل کنه و دیده انگار همش میلنگه! همش داره توجیه میکنه و در نهایت هم راضی نمیشه!

    مثلا دیدید طرف یه اتفاق بدی براش میفته، میگن قسمت بود، حتما خیری توشه! و یا میگن تقصیر خودت بود وگرنه خدا شر نمیرسونه؟ اینارو مذهب میگه دیگه؟ خب این فرد هم مذهبیه و میپذیره، ولی وقتی بار دو و سه و چهار تکرار میشه و این فرد هم همش میگرده ببینه آخه علت چیه؟ ایراد کجاست؟ یا اصلا این خیر پنهان چیه؟ اگر آزمایش و امتحانه، هدفش چیه؟ میخواد منو به کجا برسونه؟ من که بدتر دارم از دین و خدا زده میشم که!!

    و یک مدت با این سوالات دست و پنجه نرم میکنه و جوابی پیدا نمیکنه! آخرش ته دلش میگه خدایا، تکلیف مارو روشن کن .... بالاخره هستی یا نه؟ اگر هستی سوالای منو جواب بده و منو از این مارپیچی که داخلش گیر کردم نجاتم بده! و اگرم خدایی در کار نیست که، خب حداقل عمرمون رو به هدر ندیم و بریم ببینیم راه رسیدن به دنیا و لذت بردن ازش چیه!!

    و بازم ته دلش از خدا توقع داره که اگر واقعا هست، و داره میبینه که بنده اش اومده و عاجزانه طلب پاسخ داره، یه جوابی بهش بده که واسه اونم حجت بشه! بفهمه از طرف خدا بوده! بلکه دلش آروم بگیره! نه اینکه بشینه تماشا کنه تا بنده همین یه ذره امیدش رو هم ببازه و پاشه بره!!

    شما چه جوابی دارید واسه فردی که تو این مرحله قرار گرفته؟!
    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    شما چه جوابی دارید واسه فردی که تو این مرحله قرار گرفته؟!
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در فرض اخیری که مطرح کرده اید، فرد ابتدا باور به خدا دارد اما بواسطه ملالها و رنجهایی که در این دنیا دامنگیر او شده در وجود خدا شک میکند.

    پاسخ ما به این فرد همان نکته مهم و اساسی است که در پست نخست عرض شد که خلاصه اش اینست: اگر ملالها و رنجها باعث تردید شما در وجود خدا شده است به این دلیل است که باور سابقتان به خدا به معنای واقعی کلمه محققانه نبوده است و اکنون نیز تردیدتان درباره خدا محققانه نیست.

    باور محققانه به خدا یعنی باوری بر پایه مطالعه برهانها و معارف گوناگون خداشناسی که در منابع دینی و علمی آمده است

    و تردید محققانه یعنی آنچه بر پایه نقد علمی برهانهای وجود خدا استوار است (نه صرف مواجه بودن با رنجهای دنیا).

    از مجموع این دو همان چیزی شکل میگیرد که با عنوان «نگاه از بالا به پایین» نامیدیم.

    بنابراین توصیه ما به فرد یاد شده اینست که:

    آستین همت را بالا زده و با ابزارهای معرفتی ای که در اختیار هر انسانی است پیرامون خداشناسی اقدام کند یعنی گام اول او خداشناسی باشد نه کشف علت اتفاقاتی که در دنیا برایش می افتد زیرا اتفاقات ناخوشایند دو تفسیر را میپذیرد: تفسیری که از حکیمانه بودن این اتفاقات خبر میدهد و تفسیری که از غیرحکیمانه بودن آنها خبر میدهد. برای تشخیص اینکه اتفاقات یاد شده بر مبنای کدام تفسیر مورد قضاوت قرار گیرند لازم است دید اصولا خدایی که منشا این اتفاقات است چگونه خدایی است؛ خدایی است که در اوج قدرت و علم از انجام کوچکترین کار غیرحکیمانه ای مبراست یا مثل بسیاری از انسانها او هم گاه و بیگاه مرتکب کار غیر حکیمانه میشود؟

    و فرد یاد شده باید این نکته را نیز به یاد داشته باشد که ابزارهای معرفتی ای که در اختیار انسان است (مثل عقل و فطرت) و نیز مواد و عناصری که میتواند به معرفت انسان درباره وجود خدا کمک کند (مثل متون دینی و یافته های اندیشمندان) را میتوان از نشانه های بزرگی که خدا در اختیار بندگانش قرار داده و پاسخی از ناحیه خدا به نیاز آنها قلمداد نمود پس از این نشانه ها بهره وافی و کافی را ببرد و منتظر نشانه های معجزه وار دیگر نباشد.

    در پناه حق



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    حال اگر کسی ساعت ها با همکاران شما بحث خداشناسی کرد و به هیچ نتیجه قابل قبولی(حداقل از نظر خودش) نرسید، آنوقت تکلیفش چیست؟!!

    اتفاقا او هم تا کنون به بهانه ی اینکه بالاخره یا باید خداپرست بود و یا نبود، و اگر خداپرست نبود واقعا دیگر چه امیدی به زندگی میماند! خودش را راضی میکند که خداپرست باشد! و همچنین میگوید اگر خدا پرستی، پس خدایی را بپرست که کارهایش همه به خیر و صلاح توست و تو را دوست دارد!

    ولی همه ی اینها حرف است و در لحظات حساس و سختی ها خیلی ها از این حرفهایشان برمیگردند و خدا را رها میکنند! و مثلا واقعه عاشورا رقم میخورد!

    و نمیدانم واقعا چه کسی است که حقیقتا خدا پرست باشد!! وقتی هیچ اثبات یقینی برای خدا وجود ندارد! حتی بزرگترین متفکرین و دانشمندان جهان هم خیلی هاشان خداناپرست هستند چون اثباتی برای خدا وجود ندارد! و همه اش ی انتخاب و یکجور قمار بر سر زندگی دنیوی در ازای سعادت اخروی است!

    و متاسفانه الان که شبهات پررنگ تر شده و بوی تازه تری میگیرند، و یا خود انسانها سطح علم و آگاهی بیشتری پیدا میکنند، ضعف برهان های دینی بیشتر نمایان میشود و انساهای بیشتری خداناباور میشوند!!

    و کسانی هم که دلشان نمیخواهد تسلیم شوند، خداوند هیچ کمکی بهشان نمیکند و هیچ نشانه ای نمیفرستد که دلشان را آرام کند ......

    ویرایش توسط alamdar : ۱۳۹۴/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۳:۱۱
    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط alamdar نمایش پست
    حال اگر کسی ساعت ها با همکاران شما بحث خداشناسی کرد و به هیچ نتیجه قابل قبولی(حداقل از نظر خودش) نرسید
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    متاسفانه بنده از کم و کیف تحقیقات شما در باب خداشناسی و از لحظاتی که در طول عمرتان سپری کرده اید و جزئیات اتفاقاتی که برایتان رخ داده، چیزی نمیدانم و طبعا نمیتوانم جنابعالی را در این دو نظرتان تصدیق کنم که: 1- بحث خداشناسی به هیچ نتیجه قابل قبولی نرسید و 2- خداوند هیچ کمکی نکرد و هیچ نشانه ای نفرستاد.

    آنچه خود در زندگی شخصی ام تجربه کرده ام چیزی متفاوت از دیدگاههای شماست و از اینرو بعید نمیدانم تحقیقات شما در مباحث خداشناسی و نیز مشاهدات شما درباره نشانه ها و امدادهای الهی، با نقصان و کاستی همراه باشد.

    قبلا عرض کردم مشاهده نشانه و امداد الهی بستگی به این دارد که شما چه عینکی به چشم دارید: عینکی از جنس تردید یا انکار وجود خدا و یا عینکی از جنس قبول وجود خدا. این عینک در کارگاه مباحث خداشناسی ساخته میشود. کسی که در مباحث خداشناسی نتواند درباره وجود و صفات خدا به نتیجه برسد طبعا هیچ امداد الهی را هم نشانه و امدادی از ناحیه خدا نخواهد دید.

    بنابراین تاکید بنده اینست که قبل از پی جویی نشانه های الهی، تکلیف خود را در مباحث خداشناسی روشن کنید و پیشنهاد میکنم یک بار دیگر پیرامون خداشناسی به تحقیق بپردازید اما اینبار زیر نظر یک کارشناس اعتقادی و ترجیحا بصورت آنلاین. (در این باره میتواند از بخش تلفنی مرکز استفاده کنید)

    روال منطقی ای که بنده به برخی دوستان پیشنهاد میدهم اینست که برای مدتی ذهنتان را از همه تردیدها بشویید و فرض کنید برای اولین بار میخواهید باوری را کسب کنید. کاری به این عالم و آن دانشمند نداشته باشید بلکه با نگاهی بی طرف به مطالعه منابع علمی ای که کارشناس اعتقادی به شما معرفی کرده است بپردازید.

    امیدوارم با این شیوه از برزخ تردید خارج شوید.

    در پناه حق



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    579
    تشکر:
    1
    حضور
    15 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و تشکر از شما برادر گرامی
    من در مبحث خداشناسی از همان زمان پیدایش گروه پاسخگویی! از آفلاین گرفته و تا چت های آنلاین ، ساعت ها در طول سالها بحث کرده ام ... نظر داده ام ... نظرات را خوانده ام!
    من حتی شاید جزو معدود کسانی(شایدم تنها کس!) باشم که یک اثبات کاملا علمی و فیزیکی(یعنی بر پایه فرمول ریاضی و نظریات فیزیک کلاسیک و مدرن) برای خدا نوشتم و برخی جاها هم مطرح کردم و خیلی بزرگان علوم تجربی نتونستن ردش کنند!
    ولی وقتی شما در مقام اثبات برمیاید، بیشتر به کاستی های موجود در حرفهای خودتون پی میبرید! و اصلا شاید همه ی اینهارو هم با تئوری بافی بتونید برطرف کنید! ولی وقتی تو زندگی واقعی میبینید تئوری هاتون معمولا جواب نمیدن و اغلب در حد همون فرضیات توی بحث خوبن! خب شک میکنید به اصل مطلب! و حداقل انتظار یه کشف و شهود حقیقی دارید .....
    حتی حضرت ابراهیم علیه السلام با اون عظمت گفت خدایا نشونم بده که چطور مرده هارو زنده میکنی؟ هرچند خیلی ها باز توجیه کردن که ابراهیم میخواسته مراحل کارو ببینه و از این حرفای الکی!!
    ولی برای من محرضه که وقتی پیامبر خدا چنین درخواستی میکنن یعنی چی!!!!
    در مورد بحث خداشناسی هم واقعا هیچ یقینی درکار نیست! و همش حدس و گمان و نظریه است! نه کسی خدا رو دیده، نه صداشو شنیده، نه لمسش کرده، نه هیچ چیز دیگه!
    حتی علم اینقدر امروز پیشرفت کرده که میتونه دنیای بدون نیاز به خدا رو کاملا توجیه کنه (از نظریه بیگ بنگ هاوکیگنز تا سایر مشاهدات و کشفیات جدید علمی و نظریات مبتنی بر اونها) به قدری که برای من یکی، پذیرفتن نظریه های علمی بیشتر به دلم میشینه و برام قانع کننده است تا نظریات دینی!!
    خلاصه طرف خدا خیلی ضعیفتر شده در سالهای اخیر، و خود خدا هم که دست به سینه نشسته و هیچکاری نمیکنه!
    به نظرم دینداری مردم امروز هیچ توجیهی نداره به غیر از داشتن تنها دلخوشی!! دلخوشی به یه چیزی که همیشه هست و خواهد بود! و یا بهتره بگم ترس از نداشتن هیچکس و هیچ چیز و تمام شدن پس از مرگ هست که انسان هارو سمت دین میکشونه! و اغلب افراد حقیقتا خدارو نشناختن و خداپرست هم نیستن ولی خب روی وعده دین حساب باز کردن و کژدار و مریض یکی به نعل میزنن و یکی به میخ! و سعی در جمع دنیا و آخرت با هم دارن!!
    و اینطور دینداری کردن پاشنه آشیلش دنیا و مصائبش هست! یکمی که دنیای این افراد سخت بگذره سریع دینداریشون تحت تاثیر قرار میگیره!
    به هرحال من کار به هیچکدوم این مباحث ندارم و اینقدر در موردش بحث کردم و حرف زدم که دیگه به اشباع رسیدم، و دیگه اصلا دلم نمیخواد بحث کنم چون هیچ حرف تازه ای نمونده که نشنیده باشم، ولی، ولی، ولی، حرفم این بوده که خدا اگر هست، اگر اینقدر مشتاقه ما بریم سمتش، خب همین بحث یعنی خدایا من اومدم، تو کوشی پس؟؟؟؟؟ غیر اینه؟!!
    و از اونطرف اگر قرار باشه من بازم به قول شما عینک دینداری بزنم(توجیه همه چیز به نفع خدا !!) که اینم باز همون آش و همون کاسه است! من بحثم سر همین توجیه هست! من میگم خدایا یه چیزی رو کن که نتونم به ضد تو تفسیرش کنم! بگم نه دیگه واااااقعا این نشونه ی خداست و هیچطوره نمیشه به غیر تفسیرش کرد! ولی خب خبری نیست!! و ما همچنان میتونیم همه چیزو هرطور دلمون میخواد تفسیر کنیم!!
    و نهایتا از روی ترس هم باید دینداری کنیم و این دینداری هم بسته به میزان ترس ممکنه به باد بره (آخه آدم ترسو مثلا میگه 50 سال دیگه میمیرم، ترسش 1/50 هست(یعنی فعلا احتمال نزدیکی مرگش 2% هست) و دینداری میکنه، بعد یهو یه موقعیت پیش میاد که اگر بره تو دسته دیندارها باید جونشو بده و یا اموال زیادی بده و .... و اینجا ترسش یهو 1/2 میشه (یعنی نردیکی مرگو 50% میبینه) پس ول میکنه و میره جزء دسته لامذهب ها (همون 4000 نفر که پشت مسلم بودن و 1 نفر هم باقی نموند!!)
    بگذریم!
    این گره فقط به دست صاحب گره باز میشه و بس!!
    ویرایش توسط alamdar : ۱۳۹۴/۰۶/۲۶ در ساعت ۱۰:۵۶
    امکان پاک کردن کلیه ی پست هام رو ندارم
    همه ی پست هام خصوصا در زمینه خداشناسی رو رد میکنم و بهشون اعتقادی ندارم
    به نظرم دلیل کافی برای اثبات یا رد وجود خدا وجود ندارد

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود