جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بخشش و کرامت امام حسین (ع) .

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,314
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,221 پست
    حضور
    122 روز 5 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بخشش و کرامت امام حسین (ع) .




    " در مقتل خوارزمی و جامع الاخبار این گونه روایت شده است که :

    اعرابی خدمت امام حسین علیه السلام امده و گفت : ای پسر رسول خدا ! من ضامن شده ام که دیه کامله ای را بپردازم.

    اما توان ان را ندارم ناچار نزد بخشنده ترین مردم . یعنی شما خاندان پیامبر امدم.

    حضرت فرمودند : ای برادر ! من سه سوال از تو می کنم . اگر به یکی از انها پاسخ دادی. یک سوم

    مال را به تو می دهم. اگر به دو سوال پاسخ دادی . دو سوم مال و اگر به سه سوال پاسخ دادی.

    همه ان مال را عطا خواهم کرد.

    مرد عرب گفت : ای پسر رسول خدا ! تو از خاندان علم و فضیلتی .چگونه من می توانم جواب سوالات کسی همانند تو را بدهم !

    حضرت فرمودند : از جدم رسول و فرستاده خدا شنیدم که فرمود : " المعروف بقدر المعرفه. "

    باب معروف و بخشش را به اندازه معرفت مردم بگشایید. "

    مرد عرب گفت : پرسش هایت را بگو . اگر بدانم پاسخ می گویم و اگر نه از شما یاد می گیرم و هیچ قوه و اراده ای جز خدا نیست.

    حضرت فرمودند : افضل عمل ها چیست ؟

    اعرابی گفت : ایمان به خداوند متعال .

    امام فرمود : چه چیز سبب نجات مردم از هلاکت و نا بودی است ؟

    مرد عرب گفت : توکل و اعتماد بر خداوند.

    امام فرمود : زینت انسان در چیست ؟

    مرد عرب گفت : علمی که همراه عمل باشد.

    امام فرمود : اگر این شرافت را نیافت چه ؟

    عرض کرد : مالی که با ان مروت و جوانمردی باشد.

    حضرت فرمود : اگر این را هم نداشته باشد ؟

    مرد عرب گفت : فقر و پریشانی که با صبر و شکیبایی توام گردد.

    امام حسین علیه السلام فرمودند : اگر این را نیز نداشت ؟

    مرد عرب گفت : شایسته چنین ادمی این است که صاعقه ای از اسمان فرود اید و او را

    بسوزاند. ! !

    در این حال امام خنده اش گرفت. کیسه ای که در ان هزار دینار سرخ بود را به او داد و انگشتری

    که نگین ان دویست درهم می ارزید به او عطا کرد. و فرمود :با این طلا ها ذمه خود را از گردن

    باز نما و این انگشتر را صرف زندگی ات نما.

    اعرابی طلا ها را برداشته و این ایه مبارکه را تلاوت نمود که : " الله اعلم حیث یجعل رسالته. "

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    754
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 روز 23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بزرگواري امام حسين (ع)


    روزي امام حسين (ع) از جائي عبور ميكرد ديد جواني به سگي غذا مي دهد، به او فرمود: به چه انگيزه اين گونه به سگ مهرباني مي كني ؟ او عرض كرد: من غمگين هستم ، مي خواهم با خشنود كردن اين حيوان غم و اندوه من مبدل به خشنودي گردد، اندوه من از اين رواست كه من غلام يك نفر يهودي هستم و مي خواهم از او جدا شوم . امام حسين (ع) با آن غلام نزد صاحب او كه يهودي بود آمدند، امام حسين (ع) دويست دينار به يهودي داد، تا غلام را خريداري كرده و آزاد سازد. يهودي گفت : اين غلام را به خاطر قدم مبارك شما كه به در خانه ما آمدي به شما بخشيدم و اين بوستان را نيز به غلام بخشيدم و آن پول مال خودتان باشد. امام حسين (ع) هماندم غلام را آزاد كرد و همه آن بوستان و پول را به او بخشيد وقتي كه همسر يهودي ، اين بزرگواري را از امام حسين (ع) ديد گفت :من مسلمان شدم و مهريه ام را به شوهرم بخشيدم و به دنبال او شوهرش
    گفت : من نيز مسلمان شدم و اين خانه ام را به همسرم بخشيدم





    داستان هاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود