جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ولايت‏ و تبليغ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,908
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 1 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ولايت‏ و تبليغ




    در قرآن چند آيه هست كه مورد استدلال شيعه در باب‏ امامت است. يكى از آن آيات آيه:«انما وليكم الله‏» است (اتفاقا در همه اينها روايات اهل تسنن هم وجود دارد كه مفاد شيعه را تاييدمى ‏كند). ما آيه‏ اى در قرآن داريم به اين صورت: «انما وليكم الله و رسوله ‏و الذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم‏ راكعون‏» (1) . «انما» يعنى منحصرا (چون اداة حصر است). معنى اصلى «ولى‏» سرپرست است. ولايت‏ يعنى تسلط‏ و سرپرستى: سرپرست‏ شما فقط و فقط خداست و پيغمبر خدا و مؤمنينى كه نماز را بپا مى ‏دارند و در حال ركوع زكات‏ مى ‏دهند. ما در دستورات اسلام نداريم كه انسان در حال ركوع زكات بدهد كه بگوييم اين يك قانون كلى است و شامل همه افراد مى‏ شود. اين، اشاره است به واقعه ‏اى كه در خارج يك بار وقوع پيدا كرده است و شيعه و سنى ‏به اتفاق آن را روايت كرده ‏اند و آن اين است كه على(ع)در حال ركوع بود، سائلى پيدا شد و سؤالى كرد، حضرت اشاره‏ كرد به انگشت‏ خود، او آمد انگشتر را از انگشت على(ع)بيرون آورد و رفت، يعنى على(ع)صبر نكرد نمازش تمام شود و بعد به او انفاق‏ كند، آنقدر عنايت داشت به اينكه آن فقير را زودتر جواب بگويد كه در همان حال ركوع با اشاره به او فهماند كه اين‏ انگشتر را درآور، برو بفروش و پولش را خرج خودت كن. در اين مطلب هيچ اختلافى نيست و مورد اتفاق شيعه و سنى است كه على(ع)چنين‏ كارى كرده است و نيز مورد اتفاق شيعه و سنى است كه اين آيه در شان على(ع)نازل شده، با توجه به اينكه‏ انفاق كردن در حال ركوع جزء دستورات اسلام نيست (نه از واجبات اسلام است و نه از مستحبات آن)كه بگوييم ممكن‏ است عده‏ اى از مردم به اين قانون عمل كرده باشند. پس «كسانى كه چنين مى ‏كنند» اشاره و كنايه است، همان طور كه در خود قرآن‏ گاهى مى‏ گويد: «يقولون‏» مى‏ گويند، و حال آنكه يك فرد آن سخن را گفته. در اينجا «كسانى كه چنين مى ‏كنند» يعنى ‏آن فردى كه چنين كرده. بنابراين، به حكم اين آيه على(ع)تعيين شده است به ولايت براى مردم.
    اين، آيه‏ اى است كه مورد استدلال شيعه است. البته‏ اين آيه خيلى بيش از اين بحث دارد
    آيات ديگر آياتى است كه درباره جريان غدير است. خود قضيه غديرجزء سنت است از آياتى كه در اين مورد در سوره مائده وارد شده يكى اين آيه است:«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته‏» (2) (اينجا لحن،خيلى شديد است) اى پيامبر! آنچه را كه بر تو نازل شد، تبليغ كن و اگر تبليغ نكنى رسالت الهى را تبليغ نكرده‏ اى. مفاد اين آيه آنچنان شديد است كه مفاد حديث‏ «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية‏». اجمالا خود آيه نشان مى ‏دهد كه موضوع آنچنان‏ مهم است كه اگر پيغمبر تبليغ نكند، اصلا رسالتش را ابلاغ نكرده است.
    سوره مائده به اتفاق شيعه و سنى آخرين سوره ‏اى‏ است كه بر پيغمبر نازل شده و اين آيات جزء آخرين آياتى است كه بر پيغمبر نازل شده، يعنى در وقتى نازل شده كه‏ پيغمبر(ص) تمام دستورات ديگر را در مدت سيزده سال مكه و ده سال مدينه گفته بوده و اين، جزء آخرين دستورات بوده است. شيعه سؤال مى ‏كند اين دستورى كه جزء آخرين دستورهاست و آنقدر مهم است كه اگر پيغمبر آن را ابلاغ ‏نكند همه گذشته‏ ها كان لم يكن است، چيست؟يعنى شما نمى ‏توانيد موضوعى نشان بدهيد كه مربوط باشدبه سالهاى آخر عمر پيغمبر و اهميتش در آن درجه باشد كه اگر ابلاغ نشود هيچ چيز ابلاغ نشده است. ولى ما مى ‏گوييم آن موضوع، مساله امامت است كه اگر نباشد، همه چيز كان لم يكن است، يعنى شيرازه اسلام از هم مى ‏پاشد. بعلاوه، شيعه از كلمات‏ و روايات خود اهل تسنن دليل مى ‏آورد كه اين آيه در غدير خم نازل شده است.
    در همان سوره‏ مائده، آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الاسلام دينا / امروز دين را به حد كمال رساندم و نعمت را به حد آخر تمام كردم، امروز است كه ديگر اسلام را براى شما به عنوان يك دين پسنديدم»(3) نشان مى ‏دهد كه در آن روز جريانى رخ داده كه آنقدربا اهميت است كه آن را مكمل دين و متمم نعمت‏ خدا بر بشر شمرده است و با بودن آن، اسلام اسلام است و خدا اين اسلام را همان‏ مى ‏بيند كه مى ‏خواسته و با نبودن آن، اسلام اسلام نيست.شيعه به لحن اين آيه - كه تا اين درجه براى اين موضوع اهميت‏ قائل است - استدلال مى ‏كند و مى ‏گويد آن موضوعى كه بتواند نامش مكمل دين و متمم نعمت و آن چيزى باشد كه با نبودنش‏ اسلام اسلام نيست، چه بوده است؟مى ‏گويد ما مى ‏توانيم موضوعى را نشان بدهيم كه در آن درجه از اهميت باشد ولى ‏شما نمى ‏توانيد.بعلاوه، رواياتى هست كه تاييد مى‏ كند اين آيه هم در همين موضوع وارد شده است.

    .................................................. ............
    1.مائده/55.
    2.مائده/67.
    3.مائده/3.
    مجموعه آثار جلد 4 صفحه 852 استاد شهيد مرتضى مطهرى


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود