جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روایت حجاب در برابر نامحرم نابینا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18

    روایت حجاب در برابر نامحرم نابینا







    نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِيِّ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع اسْتَأْذَنَ أَعْمَى عَلَى فَاطِمَةَ ع فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَ حَجَبْتِهِ وَ هُوَ لَا يَرَاكِ فَقَالَتْ ع إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَانِي فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي‏
    بحار الأنوار، ج‏101، ص: 39

    با سلام. در روایت فوق، آیا "فحجبته" به معنای حجاب به سر کردن است؟ اگر بله دو تا سؤال پیش میاد:


    1.حجاب به سر کردن ایشان چه ربطی به دیدنِ آن مرد نامحرم دارد؟ حجاب که مانع دیدن خودشان نمی شود!


    2.آیا حجاب به سر کردن، مانع از استشمام بوی زن می شود؟

    با سپاس

    سلام هی حتی مطلع الفجر


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    سلام خدمت کاربر گرامی
    سوالی که مطرح کردید قبلا توسط استاد سجاد پاسخگویی شده است



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست

    اما بحث روایت آن، به نظرم این طور معنا کردن روایت، صحیح نیست :



    اصل روایت این است:

    انّ فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم استأذن عليها اعمى فحجبته فقال لها النبى صلى الله عليه و آله و سلم لم حجبته و هو لا يراك فقالت يا رسول الله‌ ان لم يرانى فانا اراه و هو يشم الريح فقال النبى صلى الله عليه و آله اشهد انكِ بضعة منّى

    نابینایی اجازه خواستند که خدمت حضرت فاطمه سلام الله علیها برسند حضرت برای عمل به آیه «فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ» خود را پشت پرده ای چیزی پنهان کردند تا مرد نابینا را نبینند و او هم بوی حضرت را استشمام نکند.

    به همین خاطر است که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت سؤال می کنند که او نابینا بود چرا پشت پرده رفتی ؟
    فرمودند که درست است که او مرا نمی بیند اما من که او را می بینم و او هم بوی مرا می شنود ! ( پس به جایی می روم که نه من او را ببینم و نه او بوی مرا بشنود)

    بنابراین این طور نبوده که حضرت بروند و چادر سر کنند و بیایند مقابل نابینا !

    مؤید این روایت هم روایت دیگری از حضرت است که فرمودند:

    انها قالت للنبي صلى الله عليه و آله و سلم: خير النساء أن لا يرين الرجال و لا يراهن الرجال، فقال صلى الله عليه و آله: فاطمة مني.

    حضرت فاطمه سلام الله علیها به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند که بهترین زنان، آنانی هستند که نه مردان را ببینند و نه مردان آنها را ببینند؛ سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله (با تأیید این مطلب) فرمودند که فاطمه از من است.

    در پناه حضرت حق باشید
    http://www.askdin.com/thread46340-9.html#post632720


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۷/۰۵ در ساعت ۰۹:۲۲
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    روایت حجاب در برابر نامحرم نابینا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط معین نمایش پست
    سلام خدمت کاربر گرامی
    سوالی که مطرح کردید قبلا توسط استاد سجاد پاسخگویی شده است





    http://www.askdin.com/thread46340-9.html#post632720


    با سلام. جناب معین، وقتی کارشناس سایت این مطلب را فرموده اند، بد نیست کنترلی صورت بگیرد تا اینقدر در طرحهای گرافیکی به صورت مداوم این مطلب که حضرت در برابر نابینا چادر به سر کردند، مطرح نگردد.

    با سپاس
    سلام هی حتی مطلع الفجر


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    با سلام. سؤالی دیگر: در روایاتی داریم که جناب سلمان، در حالی بر حضرت فاطمهسلام الله علیها وارد می شد که ایشان مشغول انجام کار منزل بودند و با ایشان صحبت می کردند، و جایی هم نیامده است که حضرت به پشت پرده رفتند؛ در حالی که حضرت فاطمه سلمان را هم می دیدند و سلمان هم می توانست بوی ایشان را استشمام کند. آیا این روایتها با روایت فوق تعارضی ندارد؟
    سلام هی حتی مطلع الفجر


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جفای سلمان به حضرت فاطمه چه بود؟




    دلیل این که حضرت فاطمه به سلمان گفتند: «تو بر من جفا کردی» چیست؟

    حدیث در کتاب شریف بحار الانوار چنین نقل گردیده است:
    «... سلمان نقل می کند: ده روز بعد از وفات پیامبر (ص) حضرت علی علیه السلام مرا دید و فرمود: سلمان بعد از رسول خدا (ص) با ما نامهربان شده ای.
    گفتم: حبیب من! مثل شما بی مهری نبیند. ناراحتی و عزای رسول الله (ص) باعث شد که نتوانم خدمتتان برسم.
    حضرت فرمود: سلمان! برو منزل که فاطمه مشتاق است تو را ببیند و هدیه ای از بهشت برای تو دارد.
    گفتم : هدیه ای از بهشت دارد؟!

    نزد فاطمه رفتم.
    حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی مرا را دیدند، ابتدا همانند حضرت علی گله کردند. آن گاه قضیه ای را برای من نقل کردند که فرستاده هایی از بهشت آمدند و هدیه ای از بهشت آوردند...» (1)
    از این حدیث معلوم می شود که در زمان حضرت رسول (ص) رفت و آمد سلمان (ره) به خانه پیامبر (ص) زیاد بود که با ترک آن به مدت ده روز موجب دلتنگی حضرت زهرا علیها السلام و علی علیه السلام شد.
    واژه جفا در لغت به معانی متعددی آمده است؛ از جمله: بی مهری و نامهربانی، یعنی حضرت گله دوستانه کردند، نه آن که سلمان ظلم کرده باشد.
    (1) بحار الانوار، ج 43، ص 66.

    © برگرفته شده از http://sedighe.ir



    چطور میشه حضرت زهرا نسبت به یک نامحرم اینجور محبت دارند؟
    وچرا باید سلمان تا این حد رابطه نزدیکی داشته باشند با حضرت زهرا {س}





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,620
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    روایت حجاب در برابر نامحرم نابینا






    کارشناس بحث: استادتذکره

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۱:۱۰
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    روایت حجاب در برابر نامحرم نابینا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روایتی مربوط به دیدار سلمان فارسی با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در برخی کتاب‌های روایی شیعه نقل شده است؛ مانند «مهج الدعوات و منهج العبادات» سید ابن طاووس (متوفّی 664 ق‏)، که سند این روایت طبق این کتاب چنین است: «عن الشیخ علی بن عبد الصمد قال أخبرنا الشیخ جَدّی قال أخبرنا الفقیه أبو الحسن رحمه‏ الله قال حدّثنا السید الشیخ العالم أبو البرکات علی بن الحسین الحسنی الجَوزی قال حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی الفقیه قدّس الله روحه قال حدّثنا الحسن بن محمد بن سعید الکوفی قال حدّثنا فُرات بن إبراهیم قال حدّثنا جعفر بن محمد بن بِشرَوَیه القَطّان قال حدّثنا محمد بن إدریس بن سعید الأنصاری قال حدّثنا داود بن رشید و الولید بن شجاع بن مروان عن عاصم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ عَنْ‏ أَبِیهِ قَالَ : خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلِی یَوْماً بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص بِعَشَرَةِ أَیَّامٍ... فَقَالَ ع یَا سَلْمَانُ ائْتِ مَنْزِلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَإِنَّهَا إِلَیْکَ مُشْتَاقَةٌ تُرِیدُ أَنْ تُتْحِفَکَ بِتُحْفَةٍ قَدْ أُتْحِفَتْ بِهَا مِنَ الْجَنَّةِ... قَالَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ فَهَرْوَلْتُ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ فَإِذَا هِیَ جَالِسَةٌ وَ عَلَیْهَا قِطْعَةُ عَبَاءٍ إِذَا خَمَّرَتْ رَأْسَهَا انْجَلَى سَاقُهَا وَ إِذَا غَطَّتْ سَاقَهَا انْکَشَفَ رَأْسُهَا فَلَمَّا نَظَرَتْ إِلَیَّ اعْتَجَرَتْ ثُمَّ قَالَ یَا سَلْمَانُ جَفَوْتَنِی بَعْدَ وَفَاةِ أَبِی ص‏ قُلْتُ حَبِیبَتِی أ أجفاکم [لَمْ أَجْفُکُمْ‏] قَالَتْ فَمَهْ اجْلِسْ وَ اعْقِلْ مَا أَقُولُ لَکَ... فَقَالَتْ لِی یَا سَلْمَانُ أَفْطِرْ عَلَیْهِ عَشِیَّتَکَ فَإِذَا کَانَ غَداً فَجِئْنِی بِنَوَاهُ...»»)(1) این روایت طولانی است که در این‌جا تنها سطرهایی ترجمه می‌شود: «سلمان فارسی می‌گوید: ده روز پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از منزل خود خارج و با حضرت امام على(علیه السلام) مواجه شدم، على به من گفت: اى سلمان! تو بعد از پیامبر خدا بر ما جفا کردى. گفتم: حبیب من اى ابو الحسن! درباره شما جفا نشده است، بلکه حزن و اندوه شدید من در رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مانع زیارت شما شد. حضرت علی(علیه السلام) به من گفت: اى سلمان! بیا به منزل فاطمه دختر رسول خدا برویم؛ زیرا او به تو لطف دارد و مشتاق دیدار تو است و می‌خواهند از تحفه‌اى که از بهشت برایش آورده‌اند به تو بدهد... سلمان می‌گوید: من به سوى خانه فاطمه حرکت کردم، پس از ورودم به خانه دیدم که فاطمه نشسته و یک قطعه عبا در بر دارد ولى هر گاه آن‌را روى سرش می‌کشد پاهایش بیرون‏ می‌ماند، و هر گاه پاهایش را می‌پوشاند سرش نمایان می‌شود. وقتى چشم وى به من افتاد آن عبا را به سرش کشید و گفت: اى سلمان! تو بعد از رحلت پدرم به ما جفا کردى؟ گفتم: اى دختر رسول خدا! آیا امکان دارد که من بتوانم به شما جفا کنم؟ فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: پس بنشین و در باره آنچه که به تو می‌گویم خوب بیندیش...».(2)
    درباره برداشت درست از این روایت توجه به نکاتی لازم است:
    یک. برخی از راویان این روایت،(3) اسمی از آنها در منابع رجالی نیامده و مجهول هستند. از این‌رو، این روایت دارای سند معتبری نیست.
    دو. این روایت، را سید ابن طاووس به جهت این‌که حضرت زهرا(سلام الله علیها) دعایی را برای رفع تب به سلمان فارسی تعلیم می‌دهد، «حرز حضرت فاطمه‏» نام‌گذاری کرده است.(4)
    سه. این‌که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مشتاق بود تا با سلمان فارسی دیدار کند، هیچ منافاتی با عصمت و عفّت‌ورزی آن‌حضرت ندارد؛ زیرا اگر به صدر و ذیل حدیث توجه شود به درستی فهمیده می‌شود که این دیدار ده روز پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به جهت این مصیبت غمگین و دل‌گرفته بودند و دوست داشتند سلمان فارسی -که این همه با پیامبر و با آن بزرگواران بوده و به گونه‌ای با آنها نزدیک بود و رفت و آمد داشته که جزو افراد خانواده آنها به حساب می‌آمد و حتی پیامبر در حقش فرمود: «سلمان منّا أهل البیت‏»- زودتر به ملاقات آنها برود و در غم و مصیبتشان شریک باشد؛ از این‌رو، وقتی حضرت علی(علیه السلام) سلمان را دید، او را مورد بازخواست قرار داد و فرمود: «اى سلمان! تو بعد از پیامبر خدا بر ما جفا کردى»، سپس سلمان را از این آگاه کرد که فاطمه(سلام الله علیها) نیز مشتاق است او را ببیند و با تعلیم تحفه‌ای از بهشت او را مورد لطف خود قرار دهد. بنابراین، چنین اشتیاقی از جهت عرف متشرع قابل پذیرش است.
    چهار. اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب و پوشش حضرت زهرا(سلام الله علیها) شود، می‌توان به این نتیجه رسید که ایشان در هر موقعیتی و نزد هر نامحرمی حجاب و عفاف کامل را داشتند، ولی حد متعادل حجاب را رعایت می‌کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است. با توجه به این نکته، درباره آن قسمت از روایت که می‌گوید: «فاطمه نشسته و یک قطعه عبا در بر دارد ولى هر گاه آن‌را روى سرش می‌کشد پاهایش بیرون‏ می‌ماند، و هر گاه پاهایش را می‌پوشاند سرش نمایان می‌شود» باید گفت: سلمان به یک بیان توصیف چنین لباسی را می‌کند که نشان از سادگی لباس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دارد. نه این‌که واقعاً ساق پای حضرت فاطمه برهنه باشد که از چنین خیالی باید به خدا پناه برد. به علاوه؛ روایاتی تصریح دارد که برخی از زنان عادی و متدیّن آن موقع در زیر عبایی که داشتند، شلواری می‌پوشیدند که تمام پای آنها را می‌پوشاند مانند آنچه امروزه در زیر لباس‌هایی مانند مانتو شلوار می‌پوشند، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند رحمت کند زنانى که پاى خود را با پوشیدن شلوار درست می‌پوشانند»،(5) با این وصف، چگونه ممکن است که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با مقام عصمت و عفت و حیایی که داشتند، چنین لباسی در زیر این عبای کوتاه نداشته باشند؟! بنابر این، آن‌حضرت نیز در زیر این عبای کوتاه پوششی داشتند.
    با توجه به این نکات؛ به آسانی می‌توان فرق میان این اشتیاق و تعلیم دعا با آنچه در پرسش آمده پی برد، و دانست که نباید با خواندن این حدیث آن قدر محتوای آن‌را گسترش داد که سر از نتیجه‌ای درآورد که میان محتوای حدیث با آنچه امروزه برخی از افراد جامعه در روابط میان محرم و نامحرم موازین و احکام شرعی را رعایت نمی‌کنند، مقایسه نمود که قطعاً چنین مقایسه و برابری باطل است.

    پی نوشت ها:

    1.ابن طاووس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، محقق و مصحح: کرمانی، ابوطالب، محرر، محمد حسن، ص 5 – 6، دار الذخائر، قم، چاپ اول، 1411ق.
    2.مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 6 – 7؛ ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الثاقب فی المناقب، محقق و مصحح: علوان، نبیل رضا، ص 297 – 298، انتشارات انصاریان، قم، چاپ سوم، 1419ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏43، ص 66 – 67، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.

    3.جعفر بن محمد بن بِشرَوَیه قَطّان، محمد بن إدریس بن سعید انصاری، داود بن رشید و ولید بن شجاع بن مروان.

    4.«حرز آخر لمولاتنا فاطمة(علیها السلام)»؛ مهج الدعوات و منهج العبادات، ص 5.

    5.من لا یحضره الفقیه، ج ‏3، ص 467.






  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    281
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    18



    نقل قول نوشته اصلی توسط تذکره نمایش پست

    یک. برخی از راویان این روایت،(3) اسمی از آنها در منابع رجالی نیامده و مجهول هستند. از این‌رو، این روایت دارای سند معتبری نیست.
    دو. این روایت، را سید ابن طاووس به جهت این‌که حضرت زهرا(سلام الله علیها) دعایی را برای رفع تب به سلمان فارسی تعلیم می‌دهد، «حرز حضرت فاطمه‏» نام‌گذاری کرده است.(4)
    سه. این‌که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مشتاق بود تا با سلمان فارسی دیدار کند، هیچ منافاتی با عصمت و عفّت‌ورزی آن‌حضرت ندارد؛ زیرا اگر به صدر و ذیل حدیث توجه شود به درستی فهمیده می‌شود که این دیدار ده روز پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به جهت این مصیبت غمگین و دل‌گرفته بودند و دوست داشتند سلمان فارسی -که این همه با پیامبر و با آن بزرگواران بوده و به گونه‌ای با آنها نزدیک بود و رفت و آمد داشته که جزو افراد خانواده آنها به حساب می‌آمد و حتی پیامبر در حقش فرمود: «سلمان منّا أهل البیت‏»- زودتر به ملاقات آنها برود و در غم و مصیبتشان شریک باشد؛ از این‌رو، وقتی حضرت علی(علیه السلام) سلمان را دید، او را مورد بازخواست قرار داد و فرمود: «اى سلمان! تو بعد از پیامبر خدا بر ما جفا کردى»، سپس سلمان را از این آگاه کرد که فاطمه(سلام الله علیها) نیز مشتاق است او را ببیند و با تعلیم تحفه‌ای از بهشت او را مورد لطف خود قرار دهد. بنابراین، چنین اشتیاقی از جهت عرف متشرع قابل پذیرش است.
    چهار. اگر نگاهی دقیق به سیره نقل شده در منابع حدیثی و تاریخی پیرامون شکل حجاب و پوشش حضرت زهرا(سلام الله علیها) شود، می‌توان به این نتیجه رسید که ایشان در هر موقعیتی و نزد هر نامحرمی حجاب و عفاف کامل را داشتند، ولی حد متعادل حجاب را رعایت می‌کرده و این برای زنان مسلمان یک الگوی عملی و کاربردی است. با توجه به این نکته، درباره آن قسمت از روایت که می‌گوید: «فاطمه نشسته و یک قطعه عبا در بر دارد ولى هر گاه آن‌را روى سرش می‌کشد پاهایش بیرون‏ می‌ماند، و هر گاه پاهایش را می‌پوشاند سرش نمایان می‌شود» باید گفت: سلمان به یک بیان توصیف چنین لباسی را می‌کند که نشان از سادگی لباس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) دارد. نه این‌که واقعاً ساق پای حضرت فاطمه برهنه باشد که از چنین خیالی باید به خدا پناه برد. به علاوه؛ روایاتی تصریح دارد که برخی از زنان عادی و متدیّن آن موقع در زیر عبایی که داشتند، شلواری می‌پوشیدند که تمام پای آنها را می‌پوشاند مانند آنچه امروزه در زیر لباس‌هایی مانند مانتو شلوار می‌پوشند، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند رحمت کند زنانى که پاى خود را با پوشیدن شلوار درست می‌پوشانند»،(5) با این وصف، چگونه ممکن است که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) با مقام عصمت و عفت و حیایی که داشتند، چنین لباسی در زیر این عبای کوتاه نداشته باشند؟! بنابر این، آن‌حضرت نیز در زیر این عبای کوتاه پوششی داشتند.

    با سلام. من نمی دانم که آیا سؤال من هم به شما ارجاع شده است یا خیر، ولی با این تفاصیل:

    اولاً آیا روایت نَوَادِرُ الرَّاوَنْدِيِّ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع اسْتَأْذَنَ أَعْمَى عَلَى فَاطِمَةَ ع فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَ حَجَبْتِهِ وَ هُوَ لَا يَرَاكِ فَقَالَتْ ع إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَانِي فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي‏ که در بالا به آن اشاره شد، سندش صحیح و معتبر است؟

    ثانیاً چگونه این دو روایت مورد بحث در تاپیک با هم همخوانی دارند؟ طبق روایت اوّل حضرت فاطمه حتی در حضور نامحرم نمی نشینند که مبادا چشمشان به نامحرم بیفتد و نامحرم بوی ایشان را استشمام کند، ولی طبق روایت دوم در برابر سلمان که نامحرم است، این کار را نمی کنند.
    سلام هی حتی مطلع الفجر


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    12 روز 14 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قبلا هم عرض کردم که برخی از راویان این روایت (( عن الشیخ علی بن عبد الصمد قال أخبرنا الشیخ جَدّی قال أخبرنا الفقیه أبو الحسن رحمه‏ الله قال حدّثنا السید الشیخ العالم أبو البرکات علی بن الحسین الحسنی الجَوزی قال حدثنا الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسى بن بابویه القمی الفقیه قدّس الله روحه قال حدّثنا الحسن بن محمد بن سعید الکوفی قال حدّثنا فُرات بن إبراهیم قال حدّثنا جعفر بن محمد بن بِشرَوَیه القَطّان قال حدّثنا محمد بن إدریس بن سعید الأنصاری قال حدّثنا داود بن رشید و الولید بن شجاع بن مروان عن عاصم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ عَنْ‏ أَبِیهِ)) ،(1) اسمی از آنها در منابع رجالی نیامده و مجهول هستند. از این‌رو، این روایت دارای سند معتبری نیست.لذا تناقضی وتعارضی با روایت معروف اولی ندارند.
    ضمن این که باز قبلا عرض کردم که این‌که حضرت فاطمه(سلام الله علیها) مشتاق بود تا با سلمان فارسی دیدار کند، هیچ منافاتی با عصمت و عفّت‌ورزی آن‌حضرت ندارد؛ زیرا اگر به صدر و ذیل حدیث توجه شود به درستی فهمیده می‌شود که این دیدار ده روز پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به جهت این مصیبت غمگین و دل‌گرفته بودند و دوست داشتند سلمان فارسی -که این همه با پیامبر و با آن بزرگواران بوده و به گونه‌ای با آنها نزدیک بود و رفت و آمد داشته که جزو افراد خانواده آنها به حساب می‌آمد و حتی پیامبر در حقش فرمود: «سلمان منّا أهل البیت‏»- زودتر به ملاقات آنها برود و در غم و مصیبتشان شریک باشد؛ از این‌رو، وقتی حضرت علی(علیه السلام) سلمان را دید، او را مورد بازخواست قرار داد و فرمود: «اى سلمان! تو بعد از پیامبر خدا بر ما جفا کردى»، سپس سلمان را از این آگاه کرد که فاطمه(سلام الله علیها) نیز مشتاق است او را ببیند و با تعلیم تحفه‌ای از بهشت او را مورد لطف خود قرار دهد. بنابراین، چنین اشتیاقی از جهت عرف متشرع قابل پذیرش است.
    پی نوشت :
    1.جعفر بن محمد بن بِشرَوَیه قَطّان، محمد بن إدریس بن سعید انصاری، داود بن رشید و ولید بن شجاع بن مروان.


  11. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود