جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سیمای امام علی (ع) در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سیمای امام علی (ع) در قرآن




    با عرض سلام خدمت عزیزان کانون گفتگوی قرآنی

    بنده در این تاپیک قصد دارم آیاتی از قرآن که در شأن

    امیرالمؤمنین امام علی(ع) و اهل بیت (ع) نازل شده، با

    استفاده از کتاب ارزشمند شواهدالتنزیل نوشته شیخ حاکم

    حسکانی(ره) از علمای بزرگ اهل سنت که به نام سیمای

    امام علی(ع) در قرآن به فارسی ترجمه شده است در اختیار

    شیعیان اهل بیت (ع) قرار دهم، امید که مورد توجه و پسند شما عزیزان واقع گردد.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۹:۴۹


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل اول: در كثرت خصائص اميرالمؤمنين (ع)

    به نقل از سخن پيشينيان از جمله عبدالله بن عباس دانشمند امت (رضى الله عنه) كه ابوالطفيل ما را از آن خبر داده است:
    1 ـ ابن عباس گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) هيجده منقبت وجود دارد كه اگر فقط يكى از آنها بود به وسيله آن نجات پيدا مى كرد.
    و جدّ من (رحمه الله) گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) هيجده منقبت وجود دارد كه اگر فقط يكى از آنها بود به وسيله آن نجات پيدا مى كرد و براى او سيزده منقبت است كه هيچ يك از اين امت آنها را نداشت.

    2 ـ مجاهد و عبدالله بن شداد گفتند: نزد عبدالله بن عباس سخن از على (ع) به ميان آمد او گفت: علىّ بن ابى طالب (ع) هيجده منقبت دارد كه پنج تا از آنها به گونه اى است كه اگر جز يكى از آنها نبود به وسيله آن نجات مى يافت و سيزده تاى آن در هيچ يك از اين امت وجود ندارد.


    3 ـ ابن عباس گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) هيجده منقبت بود كه اگر يكى از آنها براى كسى از اين امت بود به وسيله آن نجات مى يافت و دوازده منقبت براى او بود كه هيچ يك از اين امت آن را نداشت.


    سخن مجاهد بن جبر از بزرگان تابعين و مفسرين درباره او:
    4 ـ مجاهد گفت: براى على(ع) هفتاد منقبت بود كه هيچ يك از اصحاب پيامبر(ص) مانند آنها را نداشت و آنان هيچ منقبتى نداشتند مگر اينكه على (ع) با آنان شريك بود.

    سخن سليمان بن طرخان تيمى، عابدی از پرهیزگاران تابعين درباره وى:
    5 ـ محمد بن معمتر از جدش نقل مى كند كه گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) يكصدوبيست منقبت بود كه كسى از اصحاب محمد(ص) با او در آنها شركت نداشت ولى او در مناقب مردم شركت داشت.

    سخن بعضى از صحابه در افضیلت على (ع):
    6 ـ ابوالطفيل از بعضى از اصحاب پيامبر نقل مى كند كه گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) منقبت هايى فراهم شده كه اگر يكى از آنها را ميان مردم تقسيم كنند، از لحاظ نيكى همه را در بر مى گيرد.

    سخن احمد بن حنبل بغدادى:
    7 ـ محمد بن منصور گفت از احمد بن حنبل شنيدم كه گفت: براى هيچ يك از اصحاب پيامبر خدا(ص) فضايلى بيشتر از آنچه براى علىّ بن ابى طالب آمده ، نقل نشده است.

    8 ـ حمدان وراق گفت: از احمد بن حنبل شنيدم كه گفت: براى هيچ يك از اصحاب پيامبر خدا(ص) از فضائل صحيح آنچه براى علىّ بن ابى طالب(ع) روايت شده، نقل نشده است.

    9 ـ ابوالطفيل گفت: بعضى از اصحاب پيامبر(ص) مى گفت: براى علىّ بن ابى طالب (ع) سابقه هايى بود كه اگر يكى از آنها را ميان مردم تقسيم مى كردند، از لحاظ خير همه آنها را فرا مى گرفت.


    10 ـ ابن عباس گفت: براى علىّ بن ابى طالب سابقه هايى بود كه اگر يكى از آنها ميان خلايق تقسيم مى شد همه آنها را خير فرامى گرفت.


    سخن عبدالله بن عمر بن خطاب در افضیلت على(ع):

    11ـ خلف بن خليفه گفت: از ابو هارون عبدى شنيدم گفت: با ابن عمر نشسته بودم كه نافع بن ازرق آمد و گفت: به خدا قسم كه على را دشمن مى دارم.
    او گفت: خدا تو را دشمن بدارد، كسى را دشمن مى دارى كه فضيلتى از فضايل او از دنيا و آنچه در آن است بهتر است.


    سخن عكرمه غلام ابن عباس در افضیلت على(ع)
    12 ـ عكرمه از ابن عباس نقل مى كند كه گفت: در قرآن آيه اى به اين تعبير «الذين آمنوا و عملوا الصالحات = كسانى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند» وجود ندارد مگر اينكه على امير آن و شريف آن است و از اصحاب محمد(ص) كسى نيست مگر اينكه خداوند او را مورد عتاب قرار داده اما على را جز به نيكى ياد نكرده است.
    آنگاه عكرمه مى گويد: همانا من مى دانم كه براى على منقبتى است كه اگر آن را حديث كنم از اطراف آسمانها و زمين نفوذ مى كند.
    يا گفت: زمين.


    سخن غلام عايشه در افضیلت على(ع):

    13 ـ عبدالله بن عبدالرحمان قاضى رى گفت: به ابو عبدالرحمان غلام عايشه گفتم: از مناقب على به من حديث كن.
    گفت: چه حديث كنم در حالى كه آن بيشتر از آن است كه شمارش شود.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۱:۴۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل دوم: در پيشى گرفتن او به تلاوت و يگانگى او در حفظ قرآن

    14 ـ ابوعبدالرحمان سلمى گفت: كسى را نديدم كه از على (ع) قارى تر بر قرآن باشد.
    عاصم مى گويد: ابوعبدالرحمان قرآن را نزد على (ع) قرائت كرده بود.


    15 ـ ابن عباس گفت: عبدالرحمان بن عوف، جمعى از اصحاب رسول خدا(ص) را دعوت كرد پس وقت نماز رسيد، علىّ بن ابى طالب(ع) را پيشاپيش خود قرار دادند; چون او از همه آنها قارى تر بود.


    16 ـ ابو عبدالرحمان سلمى گفت: كسى را قارى تر از على (ع) نديدم.


    17 ـ يحيى بن آدم گفت: به ابوبكر بن عياش گفتم: مى گويند كه على (ع) قرآن نمى خواند!
    گفت: هركس چنين گفته سخن باطل گفته است.


    18 ـ عبدالله مسعود گفت: عالم ترين اهل مدينه به فرائض و قارى ترين آنها علىّ بن ابى طالب است.

    19 ـ ابن عباس گفت: عمر بن خطاب مى گفت: آگاهترين ما به قضاوت و قارى ترين ما به قرآن، علىّ بن ابى طالب(ع) است.

    20 ـ علىّ بن رياح گفت: قرآن در عهد پيامبر خدا(ص) توسط على (ع) و ابىّ جمع آورى شد.




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل سوم: در پيشى گرفتن او به ديگران در جمع آورى قرآن

    21 ـ ابن سيرين گفت: وقتى با ابوبكر بيعت كردند، على در خانه اش نشست، پس مردى نزد او آمد و گفت: على از تو ناراحت است.

    او على را پيش خود خواند و گفت: آيا از من ناراحتى؟
    گفت: از تو ناراحت نيستم جز اينكه پيامبر خدا از دنيا رفته و قرآن جمع آورى نشده، نخواستم چيزى بر آن افزوده گردد، پس قسم خوردم كه از خانه بيرون نيايم جز براى نماز تا وقتى كه آن را جمع آورى كنم.
    گفت: چه فكر خوبى!


    22 ـ سدّى از عبد خير نقل مى كند كه وقتى علىّ بن ابى طالب (ع) وضعيت بد مردم را به هنگام وفات رسول خدا(ص) ملاحظه كرد، سوگند خورد كه عبا بر دوش نگيرد تا وقتى كه قرآن را جمع آورى كند.
    پس در خانه اش نشست تا قرآن را جمع آورى كرد و آن نخستين مصحفى است كه قرآن در آن جمع آورى شده است.
    او آن را از قلب خود جمع آورى كرد و نزد خاندان جعفر بود.

    23 - عكرمه گفت: وقتى با ابوبكر بيعت كردند، على (ع) تخلف كرد و در خانه اش نشست، عمر با او ملاقات كرد و گفت: آيا از بيعت با ابوبكر تخلف مى كنى؟

    او گفت: وقتى پيامبر(ص) از دنيا رفت سوگند خوردم كه عبا بر دوش نگيرم مگر براى نماز واجب تا وقتى كه قرآن را جمع آورى كنم، چون ترسيدم كه قرآن تغيير پيدا كند.

    24 - يمان گفت: چون پيامبر(ص) از دنيا رفت، على (ع) سوگند خورد كه عبا بر دوش نگيرد تا قرآن را ميان دو جلد جمع آورى كند، پس عبا بر دوش نگرفت تا قرآن را جمع آورى كرد.


    25 - محمد بن سيرين گفت: به من خبر داده شده كه ابوبكر با على (ع) ملاقات كرد و گفت: آيا از فرمانروایی من ناراحت هستى؟
    گفت: نه ولى سوگند خورده ام عبا بر دوش نگيرم مگر براى نماز تا وقتى كه قرآن را جمع آورى كنم.
    مى گويد: پس قرآن را مطابق ترتیب نزول آن نوشت، اگر آن كتاب را به دست مى آوردم در آن علم فراوانى بود.
    محمد بن سيرين مى گويد: آن را از عكرمه پرسيدم از آن آگاهى نداشت.


    26 - محمد بن سيرين گفت: وقتى پيامبر از دنيا رفت، على در خانه اش نشست و بيرون نيامد. به ابوبكر گفته شد كه على (ع) از خانه بيرون نمى آيد گويا كه از فرمانروایی تو ناراحت است.
    ابوبكر كسى پيش او فرستاد كه : آيا از فرمانروایی من ناراحتى؟

    على گفت: من از فرمانروایی تو ناراحت نيستم ولى مى بينم كه بر قرآن افزوده مى شود، پس سوگند خوردم كه عبا بر دوش نگيرم مگر براى نماز جمعه تا آن را جمع آورى كنم.
    ابن سيرين مى گويد: به من خبر داده شده كه على در آنجا منسوخ (آیاتی از قرآن که حکمشان باطل شده است) را نوشته و پشت سر آن ناسخ (آیات باطل کننده حکم آیات قبلی) را آورده است.
    توضیح: اینکه امیرالمؤمنین (ع) از خلفای غاصب ناراحت و آزرده خاطر بودند از مسلمات تاریخ است و روایاتی که خلاف این مطلب را بیان می کنند سندشان ضعیف است و حتی اگر این روایات صحیح هم باشند فرمایش امیرالمؤمنین علی (ع) منبی بر ناراحت نبودن از خلفای غاصب را میتوان حمل بر تقیه کرد.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل چهارم: يگانگى امیرالمؤمنین (ع) در شناخت قرآن و معانى آن و يگانگى او در آگاهى از نزول قرآن و آنچه در آن است

    انس بن مالك گفت: پيامبر (ص) فرمود: على پس از من به مردم تأويل قرآن و آنچه را كه نمى دانند ياد مى دهد.
    يا گفت: به آنان خبر مى دهد.


    سخن عبدالله بن عمر در يگانگى على در علم قرآن:
    ابن عمر گفت: على آگاهترين مردم است به آنچه خدا بر محمد نازل كرده است.


    علقمة بن قيس گفت: على(ع) مى گفت: اى اهل كوفه از من بپرسيد پيش از آنكه نتوانيد از من بپرسيد، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، آيه اى نازل نشده مگر اينكه من مى دانم كه كجا نازل شده و درباره چه كسى نازل شده، در بيابان يا كوه يا در راه يا در اقامتگاه نازل شده است.

    ابوالطفيل گفت: على(ع) را ديدم در حالى كه خطبه مى خواند و مى گفت : از من بپرسيد كه سوگند به خدا از من از چيزى كه تا روز قيامت حادث مى شود نمى پرسيد، مگر اينكه شما را از آن خبر مى دهم و از من از كتاب خدا سؤال كنيد كه سوگند به خدا آيه اى نيست، مگر اينكه من مى دانم كه كجا نازل شده در شب يا روز در بيابان يا كوه نازل شده است.

    ابوعبدالرحمان سلمى گفت: كسى را قارى تر از علىّ بن ابى طالب نديدم، او مى گفت: از من بپرسيد كه به خدا سوگند چيزى از كتاب خدا را از من نمى پرسيد، مگر اينكه به شما خبر مى دهم كه در شب يا روز در بيابان يا كوه نازل شده است.

    حسين بن على (ع) از پدرش نقل مى كند كه گفت: در قرآن آيه اى نيست مگر اينكه آن را بر رسول خدا (ص) خوانده ام و او معناى آن را به من ياد داده است.

    حسين بن على از پدرش (ع) نقل مى كند كه گفت: در عهد رسول الله (ص) هيچ وقت خواب بر من غلبه نكرد، مگر اينكه دانستم كه در اين روز جبرئيل چه چيزى را از حلال و حرام يا سنت يا كتاب يا امر و يا نهى نازل كرده و درباره چه كسى نازل كرده است.

    زيد بن على از پدرانش نقل مى كند كه علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: هرگز خواب بر چشم و سر من داخل نشد، مگر اينكه دانستم جبرئيل چه چيزى را از حلال و حرام و امر و نهى يا سنت و كتاب نازل كرده و درباره چه چيزى و چه كسى نازل شده است.

    ابوفاخته از على (ع) نقل مى كند كه گفت: براى من زبانى پرسش كننده و قلبى درك كننده بود و هيچ آيه اى نازل نشد، مگر اينكه دانستم درباره چه چيزى و بر چه كسى و با چه چيزى نازل شده است.

    علقمة بن قيس گفت: على(ع) مى گفت: اى اهل كوفه از من بپرسيد پيش از آنكه نتوانيد از من بپرسيد، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست، آيه اى نازل نشد، مگر اينكه من مى دانستم كجا نازل شده و درباره چه كسى نازل شده آيا در بيابان يا كوه يا در راه يا در اقامتگاه نازل شده است.

    سليمان احمسى از پدرش نقل مى كند كه على (ع) گفت: به خدا سوگند آيه اى نازل نشده، مگراينكه من دانستم در چه چيزى نازل شده و در كجا نازل شده و براى چه كسى نازل شده است. همانا پروردگارم بر من قلبى درك كننده و زبانى گويا داده است.

    عباد بن عبدالله گفت: على(ع) مى گفت: در قرآن آيه اى نازل نشده است، مگر اينكه من مى دانم كجا نازل شده و درباره چه كسى نازل شده و درباره چه چيزى نازل شده و در بيابان يا كوه نازل شده است.

    عايشه گفت: على آگاهترين فرد از اصحاب محمد(ص) است نسبت به آنچه بر محمد(ص) نازل شده است.

    سليم بن قيس هلالى گفت: شنيدم كه على (ع) مى گفت: براى پيامبر(ص) آيه اى از قرآن نازل نشد، مگر اينكه مرا به خواندن آن وادار كرد يا آن را املا نمود و من با خط خود آن را نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن را به من ياد داد و از خدا خواست كه فهم و حفظ آن را به من ياد دهد و من يك حرف از آن را فراموش نكردم.

    شعبى گفت: در ميان اين امت كسى آگاهتر از على نسبت به آنچه ميان دو لوح است و آنچه بر محمد(ص) نازل شده، نبود.

    عامر شعبى گفت: پس از پيامبر، كسى آگاهتر از علىّ بن ابى طالب نسبت به كتاب خدا كه ميان دو لوح است، نبود.

    عبدالملك بن ابى سليمان گفت: به عطاء گفتم: آيا در ميان اصحاب محمد(ص) كسى دانشمندتر از على وجود داشت؟
    گفت: نه به خدا سوگند كه كسى را نمى شناسم.

    ابن شبرمه گفت: هيچ كس به منبر نمى رفت كه بگويد از من درباره آنچه ميان دو لوح است بپرسيد، جز علىّ بن ابى طالب.


    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۷:۳۰


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل پنجم: در كثرت آنچه از قرآن به طور كلى درباره على و اولاد و خاندان او (ع) نازل شده است

    ابن عباس گفت: از كتاب خدا آن مقدار كه در حق على نازل شده در حق هيچ كس نازل نشده است.


    مجاهد گفت: درباره على هفتاد آيه نازل شده كه كسى در آن با او شريك نبود.

    مجاهد گفت: خدا در قرآن آيه اى نازل نكرده مگر اينكه على در رأس آن است.

    يزيد بن رومان گفت: آن مقدار از قرآن كه درباره علىّ بن ابى طالب (ع) نازل شده درباره هيچ كس نازل نشده است.

    عبدالرحمان بن ابى ليلى گفت: درباره على هشتاد آيه برگزيده در كتاب خدا نازل شده كه هيچ كس از اين امت در آن با او شريك نيستند.

    علىّ بن حسين(ع) گفت: قرآن بر ما نازل شده و كرامتهاى آن مخصوص ماست.

    ابن عباس گفت: پيامبر(ص) دست من و دست علىّ بن ابى طالب (ع) را گرفت و ما را به منطقه اى به نام «ثبير» برد، آنگاه چند ركعت نماز خواند سپس دستانش را به سوى آسمان بالا برد و گفت: خدايا موسى بن عمران از تو درخواست كرد و من محمد پيامبر تو نيز از تو مى خواهم كه سينه مرا فراخ كنى و كار مرا آسان سازى و گره از زبان من بگشايى تا سخن مرا درك كنند، و براى من وزيرى از خاندانم قرار بده، علىّ بن ابى طالب (ع) برادرم را، به وسيله او پشت مرامحكم كن و او را در كار من شريك گردان.
    ابن عباس مى گويد: شنيدم منادى ندا داد: اى احمد ! آنچه را كه خواستى به تو داده شد، پس پيامبر به على گفت: اى ابوالحسن ! دست خود را به آسمان بلند كن و پروردگارت را بخوان و از او بخواه كه به تو عطا خواهد كرد. پس على دست خود را به آسمان بلند كرد، در حالى كه مى گفت : خدايا براى من نزد خودت پيمانى قرار بده و براى من نزد خودت محبتى قرار بده. در اين حال بود كه خداوند اين آيه را بر پيامبرش نازل كرد: «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمان وُدّا» همانا كسانى كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند، به زودى خداوند براى آنان محبتى قرار مى دهد.»
    پيامبر(ص) اين آيه را بر اصحاب خود تلاوت كرد و همگى از آن به شدت تعجب كردند، پيامبر(ص) فرمود: از چه چيزى تعجب مى كنيد، همانا قرآن چهار قسمت است: يك چهارم آن درباره ما اهل بيت و يك چهارم آن درباره دشمنان ما و يك چهارم آن حلال و حرام و يك چهارم آن واجبات و احكام است و همانا خداوند درباره على، گزيده قرآن را نازل كرده است.


    اصبغ بن نباته گفت: على(ع) مى گفت: قرآن در چهار قسمت نازل شده: يك چهارم درباره ما و يك چهارم درباره دشمنان ما و يك چهارم سنن و امثال و يك چهارم واجبات و احكام، پس گزيده هاى قرآن مخصوص ماست.

    اصبغ بن نباته گفت: از على شنيدم كه مى گفت: قرآن در سه قسمت نازل شده: يك سوم درباره ما و يك سوم درباره دشمنان ما و يك سوم واجبات و احكام و سنن و امثال.

    اصبغ بن نباته از علىّ بن ابى طالب (ع) نقل مى كند كه گفت: قرآن در چهار قسمت نازل شده: يك چهارم درباره ما و يك چهارم درباره دشمنان ما و يك چهارم حلال و حرام و يك چهارم واجبات و احكام و گزيده هاى قرآن مخصوص ماست.

    حبيب بن ابى ثابت گفت: يوسف بن ماهك براى ما حمامى و طعامى آماده كرد و مجاهد و عطاء و طاووس هم با ما بودند، طاووس نوره گذاشت و داخل شد و مجاهد گفت: درباره على هفتاد آيه نازل شده كه هيچ كس در آن با او شريك نبود، پس عطاء گفت: اصحاب او اين مطلب را در حق او نمى دانستند، تا به طاووس ثابت شود پس (طاووس) گفت: اى پسر زن سياه! چنين سخن مى گويى؟ مرا بشوييد تا من و او مايه گفتگو براى اهل مكه باشيم (سخت دعوا كنيم) مى گويد: پيش او نرفتيم تا اينكه خشم او فروكش كرد.

    اين روايت را ابن ابى شيبه، از عبيدالله بن موسى از عبدالعزيز بن سياه هم نقل كرده و گفته است: به طاووس نوره دادند و بقيه با هم صحبت مى كردند، مجاهد گفت: درباره على هفتاد آيه نازل شد، كه هيچ كس در آن با او شريك نبود. پس عطاء گفت: اصحاب او اين را درباره او نمى دانستند پس او (طاووس) گفت: اى صاحب حمام ! آب به روى من بريز كه اگر من و او يعنى عطاء را رها كنند مايه گفتگو در مكه مى شويم.


    اصبغ بن نباته از علىّ بن ابى طالب(ع) نقل مى كند كه گفت: قرآن در چهار قسمت نازل شده، يك چهارم درباره ما و يك چهارم درباره دشمنان ما و يك چهارم حلال و حرام و يك چهارم واجبات و احكام و گزيده هاى قرآن مخصوص ماست.

    زرّ از على(ع) نقل مى كند كه گفت: تيغ اصلاح بر سر مردى از قريش مرور نكرد مگر اينكه درباره او آيه اى از قرآن نازل شد.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۰۷ در ساعت ۲۲:۳۱


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل ششم: دربيان اينكه منظور از «يا ايها الذين آمنوا» در همه جاى قرآن، علىّ بن ابى طالب (ع) است كه در حدود نود مورد از كتاب خدا نازل شده

    حذيفه گفت: گروهى با هم صحبت مى كردند و مى گفتند: آيه اى در قرآن نازل نشده كه در آن «يا ايها الذين آمنوا» باشد مگر اينكه راجع به اصحاب محمد(ص) است.


    حذيفه گفت: در قرآن «يا ايها الذين آمنوا» نازل نشده مگر اينكه چكيده و مغز آن براى علىّ بن ابى طالب(ع) است.


    ابن عباس گفت: خداوند در قرآن آيه «يا ايها الذين آمنوا» نازل نكرده، مگر اينكه على(ع) امير آن و شريف آن بود و خدا اصحاب محمد (ص) را مورد عتاب قرار داده اما على (ع) را جز با نيكى ياد نكرده است.


    ابن عباس گفت: در قرآن آيه «يا ايها الذين آمنوا» نازل نشد، مگر اينكه على(ع) رأس آن و امير آن بود و خدا اصحاب محمد(ص) را در آيات متعددى مورد عتاب قرار داده و على (ع) را جز به نيكى ياد نكرده است.


    مجاهد گفت: هرچه در قرآن «يا ايها الذين آمنوا» آمده سابقه و فضيلت آن براى على است.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آياتى كه درباره اهل بيت پيامبر (ص) نازل شده به تفصيل و به ترتيب سوره ها

    ( 1 ) از سوره فاتحه درباره آنان نازل شده است:

    اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ
    ما را به راه راست هدايت فرما.
    (سوره فاتحه آيه 5)

    ابو بريده درباره سخن خداوند : «اهدنا الصراط المستقيم» گفت: راه محمد و خاندان او.

    ابن عباس درباره سخن خداوند: «اهدنا الصراط المستقيم» گفت: مى گويد: اى بندگان ! بگوييد ما را به محبت پيامبر و اهل بيت او هدايت فرما.

    ابن عباس گفت: پيامبر(ص) به علىّ بن ابى طالب(ع) فرمود: تو راه روشن و تو صراط مستقيم و تو سرور مؤمنان هستى.

    جابربن عبدالله گفت: پيامبر خدا (ص) فرمود: همانا خداوند على و همسر و پسران او را حجت هاى خود بر مردم قرار داده و آنان در ميان امت من دربهاى علم هستند، هر كس به وسيله آنان هدايت شود به صراط مستقيم هدايت شده است.

    ابوجعفر باقر(ع) از پدرش، از جدش پيامبرخدا(ص) نقل مى كند كه فرمود: هركس دوست داشته باشد كه از صراط مانند بادى تند بگذرد و بدون حساب وارد بهشت گردد، ولىّ و وصىّ و دوست و جانشين من براى خاندانم، علىّ بن ابى طالب(ع) را دوست بدارد و هركس مى خواهد وارد آتش شود ولايت او را ترك كند، پس سوگند به عزت و جلال پروردگارم كه او دروازه خداوند است كه جز از طريق او نمى توان وارد شد و او صراط مستقيم است و او كسى است كه در روز قيامت از ولايت او پرسيده خواهد شد.

    جابر بن عبدالله انصارى گفت: پيامبر خدا(ص) فرمود: راه خود را با آفتاب پيدا كنيد و اگر آفتاب نبود با ماه و اگر ماه غايب شد با ستاره زهره و اگر ستاره زهره غايب شد با فرقدين (دو ستاره قطبى) راه خود را بيابيد.
    گفته شد: يا رسول لله (ص) ! منظور از خورشيد و ماه و زهره و فرقدين چيست؟
    فرمود: آفتاب من هستم و ماه على و زهره فاطمه وفرقدين حسن و حسين هستند.


    سلام بن مستنير جعفى گفت: بر ابوجعفر باقر(ع) وارد شدم و گفتم: خدا مرا فداى تو كند من دوست ندارم كه شما را به زحمت اندازم اگر اجازه فرمايى مى پرسم.
    پس گفت: هرچه مى خواهى از من بپرس.
    گفتم: آيا از قرآن بپرسم؟
    فرمود: آرى.
    گفتم: قول خداوند در كتابش «هذا صراط علَىَّ مستقيم، اين راهى است بر من كه مستقيم است».
    گفت: راه علىّ بن ابى طالب.
    گفتم: راه علىّ بن ابى طالب ؟
    گفت: راه علىّ بن ابى طالب.


    عبدالله بن سليمان گفت: از ابوعبدالله اين آيه را پرسيدم: «جاءكم برهان من ربّكم ،براى شما برهانى از سوى پروردگارتان آمده».
    گفت: برهان محمد و نور على و صراط مستقيم نيز على است.

    ابوجعفر گفت: خاندان محمد(ص) همان راهى است كه خدا به آن راهنمايى كرده است.
    ابوبصير از ابوعبدالله (امام صادق (ع)) نقل مى كند كه گفت: آن راهى كه شيطان گفت: «لاقعدنّ لهم صراطك المستقيم، من بر سر راه مستقيم تو در برابر آنان مى نشينم.»، آن على است.
    عبدالله بن ابى جعفر گفت: حديث كرد مرا برادرم كه قول خداوند «هذا صراط علىّ مستقيم» اميرالمؤمنين (ع) است.
    حذيفه گفت: پيامبر خدا(ص) فرمود:... اگر على را والى كنيد شما را به صراط مستقيم استوار مى سازد.

    حذيفه گفت: نزد پيامبر خدا از خلافت و امارت سخن به ميان آمد، پس فرمود:... و اگر على را امير قرار بدهيد، او را هدايت كننده هدايت شده مى يابيد و شما را به سوى راه راست مى برد.
    على(ع) گفت: پيامبر (ص) فرمود:... اگر على را امير قرار دهند ـ و گمان نمى كنم كه چنين كنند ـ آنان را به سوى راه راست مى برد.
    عمر بن خطاب گفت: به نظر شما فردا چه كسى را والى قرار خواهند داد؟
    گفتند: عثمان بن عفان را.
    گفت: آنان از علىّ بن ابى طالب(ع) به كجا مى روند او آنان را به راه راست مى كشاند.

    عبدالرحمان بن زيد بن اسلم از پدرش درباره سخن خداوند: «صراط الذين انعمت عليهم» نقل مى كند كه منظور از آن، پيامبر و همراهان او و علىّ بن ابى طالب و شيعيان اوست.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2 ) از سوره بقره درباره آنان نازل شده است:
    «
    ذلِكَ الْكِتآبُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًى لِلْمُتَّقينَ»
    آن
    كتابى است كه شكى در آن نيست، مايه هدايت براى پرهيزگاران است.
    (سوره بقره آيه2)

    از عبدالله بن عباس درباره سخن خداوند: «ذلك الكتاب لاريب فيه هدى للمتقين» نقل شده كه گفت: يعنى شكى نيست كه آن از جانب خداوند است و به عنوان هدايت نازل شده; يعنى بيان و نور است براى پرهيزگاران، براى علىّ بن ابى طالب (ع) كه يك لحظه به خدا شريك قائل نشد، از شرك و پرستش بتها پرهيز نمود و عبادت را تنها براى خدا انجام داد او و شيعيانش بدون حساب به سوى بهشت فرستاده مى شوند.


    ( 3 ) از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:
    وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
    و آنان همان رستگارانند.
    (سوره بقره آيه 4)

    علىّ بن ابى طالب(ع) گفت: سلمان فارسى به من گفت: اى ابوالحسن ! كمتر اتفاق مى افتاد كه تو خدمت پبامبر مى رسيدى و من با او بودم مگر اينكه پيامبر به كتف من مى زد و مى فرمود: اى سلمان اين (على) و گروه او همان رستگارانند.

    على(ع) فرمود: حديث كرد مرا سلمان خير گفت: اى ابوالحسن ! كمتر مى شد كه من و تو نزد پيامبر خدا بوديم مگر اينكه پيامبر مى فرمود: اى سلمان ! او و گروه او همان رستگاران در روز قيامت هستند.

    ( 4 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:
    «وَ اِذا قيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النّاسُ»
    و زمانى كه به آنان گفته مى شود ايمان بياوريد همانگونه كه مردم ايمان آورده اند.
    (سوره بقره آيه 13)

    ابن عباس درباره سخن خداوند «آمنوا كما آمن الناس» گفت: علىّ بن ابى طالب (ع) و جعفر طيار و حمزه و سلمان و ابوذر و مقداد و حذيفة بن يمان و ديگران.


    ( 5 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:
    «وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا»
    و چون با كسانى كه ايمان آورده اند ملاقات مى كنند، مى گويند: ايمان آورديم.
    (سوره بقره آيه 14)

    محمد بن حنفيه گفت: اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب(ع) از بيرون مدينه مى آمد و سلمان فارسى و عمار و صهيب و مقداد و ابوذر با او بودند، در اين هنگام عبدالله بن ابىّ بن سلول منافق كه همراه با يارانش بود، آنها را ديدند، وقتى اميرالمؤمنين نزديك شد، عبدالله بن ابىّ گفت: مرحبا به سرور بنى هاشم و وصى پيامبر خدا و برادر و داماد او و پدر دو نوه پيامبر كه مال و جانش را در راه پيامبر بذل مى كند.
    على فرمود: واى بر تو اى پسر ابىّ ! تو منافق هستى و من به منافق بودن تو گواهى مى دهم.
    پس ابن ابىّ گفت: درباره من چنين مى گويى؟ سوگند به خدا من نيز مانند تو و ياران تو مؤمن هستم.
    على گفت: مادرت در عزايت نشيند تو جز يك منافق نيستى.
    سپس نزد پيامبر خدا آمد و جريان را به آن حضرت خبر داد، پس اين آيه نازل شد: «واذا لقوا الذين آمنوا» يعنى وقتى ابن سلول (و ياران او) با اميرالمؤمنين كه با قرآن مورد تصديق قرار گرفته، ملاقات مى كنند، مى گويند: ايمان آورديم، يعنى محمد و قرآن را تصديق كرديم و چون با شياطين خود از منافقان خلوت مى كنند، مى گويند ما در كفر و شرك با شما هستيم، همانا ما علىّ بن ابى طالب(ع) و ياران او را مسخره مى كنيم.
    خداوند جهت كوبيدن آنها مى گويد: خداوند آنان را مسخره مى كند، يعنى آنان را در روز آخرت به سزاى اينكه على و اصحاب او را مسخره كرده اند مجازات خواهد نمود.

    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۹:۲۰

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    3,047
    صلوات
    61340
    تعداد دلنوشته
    36
    مورد تشکر
    76 پست
    حضور
    125 روز 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شده، سخن خداوند است:
    «وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ»
    و مژده بده كسانى را كه ايمان آورده اند و عمل شايسته انجام داده اند.
    (سوره بقره آيه 25)

    ابن عباس گفت: از آياتى كه در خصوص پيامبر و على و خاندان او از سوره بقره نازل شده، اين آيه است: «وبشّر الذين آمنوا» كه درباره على و حمزه و جعفر و عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب نازل شده است.

    ( 7 ) و از آياتى كه درباره آنان نازل شد سخن خداوند به فرشتگان است:
    «اِنّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَليفَةً»
    همانا من در روى زمين جانشينى قرار مى دهم.
    (سوره بقره آيه 30)

    عبدالله بن مسعود گفت: خلافت از جانب خدا در قرآن براى سه نفر ذكر شده است:

    جانشین اول آدم (ع) است كه خداوند مى فرمايد: «وهنگامى كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: همانا من در روى زمين جانشينى قرار مى دهم» و منظور، آدم (ع) بود.
    فرشتگان گفتند: «آيا در آن قرار مى دهى يعنى خلق مى كنى كسى را كه در آن فساد كند»؟ يعنى گناهان از او سرزند پس از آنكه با اطاعت اصلاح شده است. مانند اين آيه «وچون به ولايت برسد، در زمين سعى مى كند تا در آن فساد كند» يعنى گناه كند.
    (ادامه سخن فرشتگان): «وما به ستايش تو تو را تسبيح مى گوييم» يعنى تو را ذكر مى گوييم، و تو را پاك مى داريم يعنى زمين را براى تو پاكيزه مى سازيم.
    خداوند گفت: «من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد» يعنى در علم من چنين سبقت گرفته كه آدم و اولاد او ساكنان زمين و شما ساكنان آسمان خواهيد بود.
    جانشين دوم، داود(ع) است كه خداوند مى فرمايد: «اى داود همانا تو را جانشين در زمين قرار داديم» يعنى در سرزمين بيت المقدس.
    جانشين سوم، علىّ بن ابى طالب(ع) است كه خداوند مى فرمايد: «تا آنان را در روى زمين جانشينان قرار دهيم همان گونه كه پيشينيان آنان را جانشين قرار داديم» يعنى علی (ع) و اهل بیت پاک و مطهرش(ع).
    ویرایش توسط شیعه اهل بیت(ع) : ۱۳۹۵/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۹:۳۲

  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود