صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همه چطوری توسط عزرائیل قبض روح میشن؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    37
    تشکر:
    1
    حضور
    9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    همه چطوری توسط عزرائیل قبض روح میشن؟




    سلام
    مثلا قبض روح کسی که با برخورد بمب کشته شده چگونه توسط عزرائیل انجام میشه؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,614
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    790 پست
    حضور
    118 روز 4 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    همه چطوری توسط عزرائیل قبض روح میشن؟







    کارشناس بحث: استاد صدیقین

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    همه چطوری توسط عزرائیل قبض روح میشن؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    پرسش اصلی این موضوع:
    حضرت عزرائیل چگونه افراد زیادی را در یک زمان و با هم، قبض روح می کند؟

    پاسخ:
    سلام به شما پرسشگر گرامی

    ارواح توسط فرشتگانی _که در واقع فرمانبردار حضرت عزرائیل هستند_ قبض و گرفته می شوند.

    آیات قرآن درباره قبض روح سه گونه است: گاهی می فرماید خدای متعال جان ها را قبض می کند، گاهی می فرماید فرشته مرگ قبض روح می کند، گاهی هم می فرماید فرشتگان مرگ قبض روح می کنند؛ به این آیات توجه فرمایید:

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها (زمر/42)
    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏ كند

    قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (سجده/11)
    بگو: «فرشته مرگ كه بر شما مأمور شده، (روح) شما را مى‏ گيرد سپس شما را به سوى پروردگارتان باز مى‏ گردانند

    الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمي‏ أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى‏ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نحل/28)
    همان ها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏ گيرند در حالى كه به خود ظلم كرده بودند! در اين موقع آنها تسليم مى‏ شوند (و به دروغ مى‏ گويند) ما كار بدى انجام نمى‏ داديم! آرى، خداوند به آنچه انجام مى‏ داديد آگاه است

    الَّذينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (نحل/32)
    همان ها كه فرشتگان (مرگ) روحشان را مى‏ گيرند در حالى كه پاک و پاكيزه‏ اند به آنها مى‏ گويند: «سلام بر شما! وارد بهشت شويد به خاطر اعمالى كه انجام مى‏ داديد»

    مجموع این آیات به ما نشان می دهد که فرشتگان مرگ، جان انسان ها را دریافت می کنند و می گیرند، سپس عزرائیل (سلام الله علیه) آن جان ها را از آنها می گیرد، سپس خدای سبحان آن جان ها را از عزرائیل دریافت می کند؛ خدای سبحان به حکمت حکیمه اش چنین اسباب و واسطه هایی را قرار داده است.

    بنابراین فرشتگان مرگ می توانند در یک لحظه هم، جان هزاران نفر را همزمان دریافت نمایند.

    ضمن اینکه فرشتگان، مجرد از ماده هستند و موجودات مجرد، بر ماده احاطه دارند یعنی محدویت مکانی و زمانی ماده را ندارند؛ مانند خورشید تابان که پرتوهای روشنش در هر کوی و برزن و خانه و دشت و بیابانی نورافشانی می کند و همگان به شکلی متفاوت از دیگری، از فروغش بهره‌مند هستند اما خورشید یکی است و بر همه آنها احاطه دارد.

    برای توضیح بیشتر می توانید مطالعه فرمایید:
    http://www.pasokhgoo.ir/node/90430

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۰:۵۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط دهه شصتی نمایش پست
    مثلا قبض روح کسی که با برخورد بمب کشته شده چگونه توسط عزرائیل انجام میشه؟
    از پاسخ پیشین، پاسخ این پرسش هم روشن شد. روح، مجرد است و به محض جدا شدن کامل از بدن، توسط فرشته های مرگ قبض و دریافت می شود. وقتی بدن فرد _توسط مثلا بمبی_ متلاشی می شود، روح بالضروره از بدن جدا شده و قطع علاقه و پیوند می کند و همان لحظه توسط فرشته مرگ دریافت می شود.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۰:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    یک روایت درباره حالت احتضار




    فی الکافی عن الباقر علیه‌السلام حَضَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآلهِ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ وَ کَانَتْ لَهُ حالٌ حسنةٌ عندَ رسولِ الله صلی‌الله‌علیه‌وآله (۱)
    مردی بود که مورد توجه و عنایت حضرت بود و حال خوبی پیش آن بزرگوار داشت.

    فَحَضَرَهُ عِنْدَ موْتِهِ
    در هنگام مرگ، حضرت بالای سر او حاضر شدند.

    فَنَظَرَ إِلَى مَلَکِ الْمَوْتِ عِنْدَ رَأْسِهِ
    حضرت دیدند که ملک الموت آنجا حاضر است و روح این بنده‌ی مؤمن را می‌خواهد قبض کند.

    فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله اَرْفِقْ بِصَاحِبِی
    [حضرت به ملک الموت فرمودند] ملاحظه‌ی رفیق ما را بکن.

    [اینکه قرآن کریم درباره پیامبر می فرماید] عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ (۲) این است. یعنی حضرت برای اینکه جان دادن او آسان بشود نگران بودند و به ملک الموت فرمودند که ملاحظه‌اش را بکن؛ قبض روح او را آسان بکن.

    فَقَالَ لَهُ مَلَکُ الْموْتِ یَا مُحَمَّدُ طِبْ نَفْساً وَ قِرَّ عَیْناً
    [ملک الموت به ایشان عرض کرد که ای محمد!] راحت باش، چشمت روشن باشد، دلت آرام باشد

    فَإِنِّی بِکُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِیقٌ شَفِیقٌ
    این آن مژده‌ای است که برای مؤمنین خیلی مهم است. عرض کرد به پیغمبر که من با مؤمنین رفیقم، یعنی رفق و مدارا می‌کنم با آنها؛ شفیقم، یعنی مهربانم و شفقت دارم با آنها و نمی‌گذارم که خیلی ناراحت بشوند.

    پی نوشت
    ---------------------
    ۱) الشافی، صفحه‌ی ۸۸۷
    ۲) بخشی از آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی توبه
    «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»
    همانا شما را پیامبرى از خودتان آمد که رنج و زیان‌ شما بر او گران است، به [هدایت‌] شما اصرار دارد و به مؤمنان دلسوز و مهربان است.

    به نقل از: http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=30443

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۰۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,314
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,219 پست
    حضور
    122 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " خواب و مرگ از یک جنس هستند :

    " تمام فلاسفه و حکمای بزرگ جهان متحیرند که حقیقت خواب چیست ؟ همانطور که از درک حقیقت مرگ عاجزند.

    و هیچ یک از انها تا بحال نتوانسته است به اسرار خواب پی برد. و از حقیقت ان پرده بردارد.

    کما اینکه هیچ یک از انها نتوانسته است به اسرار مرگ پی برد و به واقعیت ان دست یابد.

    در حال خواب بدن انسان روی زمین است و روح انسان سیر در عوالم دیگر می کند.

    و سپس بر می گردد. و در حال مردن هم بدن روی زمین یا زیر زمین است. و روح به عوالم دیگر

    می رود و دیگر برنمی گردد.

    " الله یتوفی الا نفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها فیمسک التی قضی علیها الموت

    و یرسل الاخری الی اجل مسمی ان فی ذلک لایت لقوم یتفکرون . "

    خداوند متعال در قران کریم می فرماید : " خداست که جانها را می گیرد در وقت مرگشان . و نیز

    ان جانهایی را که در خواب هستند و مرگشان نرسیده است.

    پس ان جانهایی که حکم مرگ را بر انها جاری کرده در نزد خود نگاه می دارد. و دیگر به بدن باز نمی گرداند.

    ولی ان جانهایی که در خواب رفته و هنوز مرگشان نرسیده است. انها را رها نموده تا هنگام بیدار شدن به بدن برگردند.

    و تا اجل مسمی و زمان معین در بدن باقی باشند. و در این امر نشانه هایی از قدرت و توحید اوست.

    برای مردمانی که در ایات و نشانه های او تفکر بنمایند. "

    باید توجه کرد که خداوند متعال گرفتن جان را که مشترک بین خواب و مرگ است به لفظ "توفی"

    بیان کرده است. نه به لفظ "قبض". چون معنای توفی یعنی "گرفتن تمام چیزی به طور کامل "

    ولی معنای قبض "گرفتن و ربودن " است.

    در حال مرگ و خواب خداوند جان را می گیرد به واقعیت و حقیقت گرفتن. ولی در حال مرگ علاوه

    بر ان قبض می کند. یعنی می رباید که دیگر قادر به بازگشت نیست. و در حال خواب به همان توفی اکتفا نموده و سپس جان را رها می کند.

    و نیز در ایه دیگر که در خصوص خواب وارد شده است به لفظ توفی تعبیر شده است :

    " و هو الذی یتوفیکم بالیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضی اجل مسمی ثم

    الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون . "

    " و اوست ان خدایی که شما را در شب توفی می کند و بسوی خود می برد .و از همه کردار

    و افعال شما در روز مطلع است. و بعد از توفی در خواب شما را در روز بر می انگیزد تا زمان

    معینی که وقت عمر به سر اید. سپس به سوی اوست بازگشت شما و سپس اگاه می سازد شما را به انچه انجام داده اید. "

    خواب و مرگ یکی هستند منتهی مرگ قدری عمیق تر و سنگین تر است. و خواب سطحی تر

    و سبکتر . پس میتوان گفت که مرگ خوابی است سنگین. و خواب مرگی است سبک.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تجربه تا دم مرگ رفتن و برگشتن! (1)




    یکی از اساتیدمان می فرمود:

    من دو بار تا دم مرگ رفته ام و برگشته ام و هر دو بار تجربه عجیبی برایم بود!

    بار اول مربوط می شد به خاطره کشتار حجاج در سال 1366 توسط آل سعود! حجاج ایرانی فریاد برائت از مشرکین سر می دادند و من هم در میان راهپیمایان بودم. ناگاه در سرزمین امن الهی که حتی نباید به حشره ای آزار رساند، سعودی ها مردم را به رگبار بستند و حجاج بیچاره همین طور مثل برگ درخت بر زمین می افتادند و با غربت و مظلومیت به شهادت می رسیدند!

    من هم در میان جمعیت متلاطم و وحشت‌زده، به این سو و آن سو می دویدم و حیران بودم!

    در آن غوغا، کسی مرا صدا زد و گفت بیا! من در پی او دوان شدم و از کوچه پس کوچه ها فرار کردیم و جان سالم به در بردم!

    مرگ در کنارم بود و همراهانم را در آغوش می گرفت اما تقدیر من این بود که بمانم...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۲:۱۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تجربه تا دم مرگ رفتن و برگشتن! (2)




    مورد دوم مربوط می شد به سقوط هواپیما!

    استاد ما می فرمود:
    سوار هواپیما بودم. هواپیما هم اوج گرفته بود و در کرانه ناپدید آسمان، همراه با مسافران به سوی مقصد پرواز می کرد. وسط آسمان، یک مرتبه کاپیتان از بلندگوی هواپیما اعلام کرد: «مسافرین عزیز! ناچارم اعلام کنم هواپیما با نقص جدی مواجه شده. در این مدتی که مشکل داشت هر چه تلاش کردیم حل نشد اما دیگه امیدی نیست، و ناچارم اعلام کنم تا لحظاتی دیگه سقوط می کنیم»!

    غوغایی بپا شد! به یکباره حال همه مسافرین خراب شد و جیغ و داد و فریادشان بلند شد!

    همه ضجه می زدند و ناله می کردند و داد می زدند: «الهی العفو، الهی العفو» و با خلوص تمام، از خدا کمک می خواستند. استغفار و توبه، شده بود ورد زبان همه آن بینواها! من هم مثل همه، در آن نومیدی و ناراحتی، شروع کردم از دل و جان، طلب رحمت و استغفار!

    قدری که گذشت، کاپیتان اعلام کرد معجزه ای رخ داده و مشکل حل شده و به لطف الهی، تا دقایقی دیگر فرود می آییم!

    به قدری مسافرین خوشحال شدند، انگار تمام دنیا را به آنها داده اند! بعد از دقایقی هواپیما به سلامت به زمین نشست!

    این بار هم گویی مرگ را با چشمانم می دیدم که می خواهد مرا در آغوش بکشد اما باز تقدیر چیز دیگری بود!

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    هر نفس، یک گام به سوی مرگ!




    وَ قَالَ ع نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ (نهج البلاغه، حکمت 74)
    [امام علی علیه السلام فرمود:] نفس های انسان، گام های او به سوی مرگ است


    _________________________________________

    شرح کوتاهی بر سخن زیبای امیر بیان:

    گمان می کنیم با هر نفس به عمرمان افزوده می شود، اما این ظاهر مطلب است زیرا در واقع با هر نفس از عمرمان کاسته می شود و نفس به نفس و گام به گام _که هر گامی در این تشبیه، به اندازه یک نفس طول دارد_ به مرگ و انتقال به دیار باقی نزدیک تر می شویم.

    اگر پیمانه عمر ما مثلا 60 سال باشد، در هر روز حدود 17280 بار تنفس می کنیم* و در طول عمر 60 ساله، حدود 378432000 بار تنفس داریم.

    مخزن سماوری را در نظر بگیرید که پر از آب است اما شیرش به صورت قطره قطره، چکه می کند! با همین چکه چکه ها، آب مخزن سماور خالی می شود و پیمانه لبریزش تهی می گردد! پیمانه عمر ما هم با چکه های نفس هایمان، کم کم خالی می شود و سرانجام وقت رفتن فرا می رسد! اولش با خود می گوییم: ما خیلی وقت داریم، به اندازه 378 میلیون بار نفس! کو تا تمام شود! حالا حالاها وقت داریم!

    اما خبر نداریم که در همین سن مثلا 25 سالگی جوانی، حدود 157680000 بار از نفس هایمان را خرج کرده ایم؛ یعنی نزدیک به نصف!

    اگر دیده باشید، فردی که در بیمارستان بستری است و دستگاه تنفس به او وصل شده، وقتی می میرد، خط مانیتور با صدای بوقی ممتد، به صورت کشیده نمایش داده می شود و دستگاه تنفس هم از کار می افتد و حتی یک نفس بیشتر هم انجام نمی گیرد!

    آری، با هر نفس، یک قدم به سوی مرگ نزدیک تر می شویم تا این پیمانه لبریز، سرانجام تهی گردد و مرگ را با همه سختی ها و جان کندن‌هایش، با میل و رغبت، یا جبر و اکره، در آغوش بکشیم!

    با عجز و زاری، از خدای سبحان می خواهیم که سختی های مرگ را بر ما و بر همه شیعیان علی (علیه السلام)، آسان نماید و آنان را با دیدن نور ولایت مسرور و شادمان گرداند؛ آمین یا رب العالمین.


    -----------------------------------------
    * در هر دقیقه حدود 12 بار و در هر ساعت حدود 720 بار تنفس می کنیم. در هر سال حدود 6307200 بار.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۲:۵۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,314
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,219 پست
    حضور
    122 روز 5 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " مومن مشتاق مرگ است و کافر گریزان از ان :

    مومن که از راه حق قدمی فراتر ننهاد و کردار و صفاتش را بر مبنای حق و امر حق تطبیق نموده و

    پشت به ظواهر این دنیا نموده و از ان رخت بر بسته .و میل و رغبت خود را به سرای خلود و ابدیت نموده است .

    و عاشق لقای خدا بوده است. این شخص طبیعتا" عاشق مرگ است. عاشق تجرد است.

    چون محب خداست. هر روز ارزو می کند که لباس بدن را ترک کرده و لباس نورانی تجرد را بر تن کند.

    بلکه پیوسته می کوشد تا هر روز یک درجه از وابستگی اش به این دنیا کم گردد. و یک درجه

    به ادراک معانی و حقیقت نزدیک تر شود. تا جایی که تمام امور دنیوی و فانی در نزد او مانند

    سراب بطلان و نیستی مدفون شده می شود .و رسیدن به تجلی عالم انوار و حقیقت را

    در ان جهان می بیند . خداوند عز وجل خطاب به یهود می کند :

    "قل ان کانت لکم الدار الا خره عندالله خالصه من دون الناس فتمنوا الموت ان کنتم صدیقین .

    ولن یتمنوه ابدا بما قدمت ایدیهم و الله علیم بالظالمین. "

    "ای پیغمبر !به قوم یهود (که مدعی اند در نزد خدا مقرب بوده و اخرت و بهشت منحصرا" در

    تملک ایشان است. "

    بگو . اگر در این ادعا که سرای جاودانی و بهشت در نزد خداوند فقط برای شماست و دیگران

    را از ان بهره ای نیست . راست می گویید . تمنی و درخواست مرگ کنید.

    و ابدا" انها چنین تمنایی نخواهند نمود . بواسطه ان اعمال و کردار ستمگرانه ای که به جا اورده

    و زودتر از خود به جلو فرستاده اند . و البته خدا به ستمگران داناست. "

    یعنی ان کسی که عمل صالح انجام داده و به حقوق دیگران تجاوز ننموده و از مقام عبودیت و بندگی خدا منحرف نشده .

    طبعا" با خدا ربط و اشنایی پیدا نموده است. و این ربط و اشنایی موجب گرایش و انس به لقاء

    و دیدار اوست. و چون مرگ تنها راه رسیدن به لقاء و دیدار است پس باید عاشق مرگ باشد.

    چون عاشق محبوب . عاشق راهی است که او را به معشوق می رساند .

    و نیز می فرماید : " قل یا ایها الذین هادوا ان زعمتم انکم اولیا ءلله من دون الناس فتمنوا الموت

    ان کنتم صادقین. ولا یتمنونه ابدا" بما قدمت ایدیهم و الله علیم بالظالمین. "

    "ای پیغمبر بگو. ای مردمانی که یهودی شده اید ! اگر چنین می پندارید که شما فقط اولیای خدا

    هستید نه سایر مردم . پس تمنی و ارزوی مرگ کنید. اگر راست می گویید!

    و ابدا" چنین تمنایی نخواهند نمود بعلت گناهان و تجاوزاتی که نموده اند . و به خود و دیگران ستم نموده اند .

    و خداوند به ظالمین داناست. "

    ان کسی که به عالم غرور دل می بندد و عالم هستی را فقط از دریچه چشم شهوت و غضب و استثمار و تعین و حکومتهای نا روا ملاحظه می کند.

    یعنی در عین جهل فرو رفته و با عالم واقع در همان متن واقعیت فاصله گرفته . از خدا دور شده .

    و سر تسلیم در مقام عبودیت او فرود نیاورده . ابدا " عاشق خدا نیست. و ادعای دروغ دارد.

    او از اولیای خدا نیست. چون ولی .عاشق مولای خود است.

    او محب نیست. چون محب مشتاق زیارت و لقای محبوب است. یهود که مدعی هستند فرزندان

    بر جسته ادمند و انها در قیامت به اتش نمی سوزند مگر ایام مختصری و همان چهل روزی که تمرد حضرت هارون وصی موسی علیه السلام را نموده و گوساله پرست شدند.

    در این دعوی دروغ می گویند. چون اثار محبت در پیکره وجود و سرتاسر عمل ظاهر می شود. و

    کردار معرف صفات و ذات و طرز تفکر است.

    انها عاشق دنیا هستند. مشتاق جمع اوری مال و ثروتند. و لذا عاشق هر راهی هستند که انها

    را به معشوقشان برساند. انها عاشق حیات و زندگی عالم غرورند نه ابدیت و سر مدیت.

    " یافتم من مرگ خود. خود زندگی است

    زندگیم سر بر پایندگی است. " یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود