جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخاوت حسین از زبان معاویه.

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سخاوت حسین از زبان معاویه.




    عبدالله بن مسلم مروزی معروف به ابن قتیبه نقل می کند که معاویه از مکه به مدینه بر می گشت .

    و برای امام حسن و حسین و عبدالله بن جعفر و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر و عبدالله صفوان ابن امیه هدایایی فرستاد.

    این هدایا شامل لباس و عطر و مقداری پول نقد بود.

    به حاملین هدایا دستور داد دقیقا" متوجه باشید که این اشخاص چه می گویند.و این هدایا را

    به چه نحو مصرف می رسانند. پس از رفتن انان معاویه به حاضرین مجلس گفت: می خواهید من

    بگویم که این قوم هدایا را چگونه به مصرف می رسانند. مثل انکه در پیش انان ایستاده ام ؟

    گفتند : بگو.

    معاویه گفت : حسن بن علی علیه السلام از عطریات مقداری به زنان حرم خود می دهد

    و بقیه را بین حاضرین مجلس خود تقسیم می کند و منتظر غائبین نمی شود.

    امام حسین علیه السلام این هدایا را نخست میان ایتام شهیدان صفین که در حضور پدرش

    به شهادت رسیده بودند تقسیم می کند و اگر چیزی باقی ماند شترها را خریده نحر میکند.

    و گوشت انها را بین فقرا تقسیم می کند و شیر خریده و قسمت می کند.

    اما عبدالله بن جعفر به غلام خود بدیح می گوید که قرض های مرا پرداخت کن و بقیه را

    در احتیاج خودم صرف کن.

    اما عبدالله بن عمر اول به فقرای عدی می دهد و اگر چیزی باقی ماند برای عیال خود ذخیره

    می کند. اما عبدالله بن زبیر قاصد من به خانه او می رود و او را مشغول تسبیح گفتن است.

    و توجهی به قاصد من ندارد .دو باره مراجعه می کند و به بعضی خدمه ها می گوید از قاصد معاویه ان چیزها را بگیرید . خدا به وی جزای خیر دهد.

    او به ظاهر متوجه هدایا نمی شود. در حالی که در نظر او از کوه احد بزرگ تر است.

    سپس وارد خانه می شود هدایا را مورد دقت قرار میدهد و می گوید: بر دارید. اینها بر عهده

    من است و یک روزی باید اعاده کنم اینها را بر پس هند.

    اما عبدالله بن صفوان گوید : این تحفه ناچیز است برگردانید. و اگر دو باره برگشت قبول می کنیم.

    همه فرستادگان برگشتند و عینا" پیش گویی معاویه را گفتند . وی گفت : من پسر هندم و به اخلاق قریش .از خودشان اشنا ترم. "


    بخشش در کلام امام حسین علیه السلام :

    "ای مردم ! در مکارم اخلاق سبقت بگیرید و بدان مبادرت ورزید. بشتابید به سوی

    غنیمت ها. از معروف نشمارید انچه را که در تحصیل ان عجله و شتاب نکرده اید. با شکیبایی

    و نظر صائب و بر اوردن حاجات برای خود مدح و ثنا کسب کنید و با برتر نشینی خود را مذموم

    نسازید. هر وقت کسی به کسی نیکی کند و بعدا" ببیند که در برابر احسان او تشکر نمی کند

    ناراحت نباشد. خداوند جزای نیکی او را عهده دار است و خداوند عطایش بزرگ و پاداشش

    معظم است. بدانید احتیاجات مردم به شما از نعمت های خداوند بر شماست . پس در ادای

    حقوق نعمت خسته و ملول نباشید که بر شما نقمت گردد.

    بدانید عمل به معروف سپاس اور است و پاداش به دنبال دارد. اگر عمل نیک را به صورت یک مرد مشاهده می کردید هر اینه می دیدید ان را خوبرو و زیبا که تماشاگران را دلشاد می کرد.

    و اگر کردار بد را مشاهده می کردید می دیدید ان را زشت و بدنما که دل ها از ان در فرار

    است .و چشم ها از دیدنش پو شیده می شود.

    ای مردم ! هر کس بخشش کند سرور و بزرگ است و هر که بخل ورزد ذلیل و خوار است. و

    دست باز ترین مردم کسی است که عطاء.به کسانی کند که از انها امید نداشته و بخشاینده ترین
    مردم ان است که با وجود قدرت بر انتقام ببخشاید و صله رحم کننده ترین مردم کسی است که با قطع کننده صله رابطه برقرار کند.

    تنه درختان که در جایگاه خود و ریشه ایستاده اند با شاخه هایی که فروعات تنه است بالا می روند.

    هر که به برادرش در خیر رسانیدن پیش قدم شود فردای قیامت ان را باز یابد و هر که در عمل

    نیک به برادر خود خداوند را منظور کند . خداوند در روز نیازمندی به او پاداش میدهد. و

    بلای دنیا و اخرت را از او بر می گرداند. و هر که غصه ای را از برادر دینی زایل کند خداوند

    اندوه دنیا و اخرت را از او بر طرف می سازد. و هر که نیکی کند خداوند بر او نیکی می کند.

    و خداوند نیکو کاران را دوست دارد. " بر گرفته از کتاب فضایل و سیره امام حسین (ع).
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    800 پست
    حضور
    118 روز 17 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست






    سخاوت حسین از زبان معاویه.







    کارشناس بحث: استاد مقداد

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۳:۲۵
    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    سخاوت حسین از زبان معاویه.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و ادب

    در مورد متن بالا چند نکته قابل بیان است:

    1. لازم بود سند و منبع گزارش مربوط به پیشگویی معاویه در مورد چگونگی مصرف هدایای ارسالی از طرف او ذکر می شد.

    2. در متن گزارش در مورد پیشگویی معاویه در مورد مصرف هدایای ارسالی،توسط امام حسن(علیه السلام)مطلبی آمده است که صحت نداشته و در راستای همان تبلیغات سوء امویان بر علیه امام حسن(علیه السلام) می باشد. معاویه با زیرکی اینگونه نقل می کند که :« حسن بن علی علیه السلام از عطریات مقداری به زنان حرم خود می دهد و ... » حال آنکه موضوع همسران متعدد و زیادی که برای امام حسن(علیه السلام) نقل می کنند، بگونه ای که معاویه هم در این متن اینگونه وانمود می کند که آن حضرت حرمسرا داشته اند.موضوعی ساختگی و جعلی و نسبتی دروغ می باشد.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " با سلام و خدا قوت به کارشناس و پاسخگوی تاریخی : من شرمنده ام که این مطلب را نوشتم .

    البته خودم هم در رابطه با موضوعی که در مورد امام حسن علیه السلام نوشته شده بود . شک کردم و به نظرم غیر واقعی امد.

    اما متاسفانه این کتاب که نوشته شده توسط عباس عزیزی و به فرهنگیان در اهواز داده شده بود

    تا مطالعه کنند .و بعد در امتحانات دینی که برای رتبه و کارشان گرفته می شد . سوالاتی از

    این کتاب طرح شود. و لازم است که بگویم چون یادگار خواهر مرحومم بود. از ان استفاده کردم و مطلب نوشتم.

    امیدوارم که خداوند مرا ببخشد. و خود نویسنده کتاب پاسخگو باشد. یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فریده بنده مخلص خدا نمایش پست
    " با سلام و خدا قوت به کارشناس و پاسخگوی تاریخی : من شرمنده ام که این مطلب را نوشتم .

    البته خودم هم در رابطه با موضوعی که در مورد امام حسن علیه السلام نوشته شده بود . شک کردم و به نظرم غیر واقعی امد.

    اما متاسفانه این کتاب که نوشته شده توسط عباس عزیزی و به فرهنگیان در اهواز داده شده بود

    تا مطالعه کنند .و بعد در امتحانات دینی که برای رتبه و کارشان گرفته می شد . سوالاتی از

    این کتاب طرح شود. و لازم است که بگویم چون یادگار خواهر مرحومم بود. از ان استفاده کردم و مطلب نوشتم.

    امیدوارم که خداوند مرا ببخشد. و خود نویسنده کتاب پاسخگو باشد. یا حق.
    با عرض سلام و ادب

    تهیه کنندگان کتاب آنهم برای اینگونه برنامه ها لازم بود بیشتر دقت کنند.شما که سبب خیر شدید تا حداقل یک مورد از اشتباهات این کتاب شناسایی شود.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " با سلام به برادر مقداد عزیز : امیدوارم که سلامت و تندرست باشید. و در کارهایتان موفق باشید.

    راستش از دیروز که برایم نوشتید که این مطلب اشتباه بوده من هم شرمنده شدم. و هم به این فکر افتادم که باید در خواندن کتابها و مطالب دقت بیشتری کنم. چرا که من یک کاربر ساده ای هستم .

    که اطلاعات دینی کمی دارم و باید با دقت بیشتری مطلب بنویسم. و در انتخاب مطالبم دقت بیشتری کنم. از راهنمایی شما ممنونم.

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,318
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,224 پست
    حضور
    122 روز 8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    "مرد اعرابی وارد مدینه شد و از کریم ترین مردم سوال کرد. امام حسین را به او معرفی کردند.

    وارد مسجد شد و ان بزرگوار را در حال نماز یافت. پشت سر ان بزرگوار ایستاد و این شعر را خواند :

    " انکه به تو امیدوار شده نا امید نگشته . و کسی که بر در خانه امده و دق الباب کرده به امید بخشش امده .

    تو بخشنده و مورد اعتمادی .پدرت کشنده فاسقین بود. اگر هدایت جد و پدرت نبود.

    اتش جهنم ما را فرا می گرفت. "

    امام حسین نمازش را سلام داده و به قنبر فرمودند : ایا از مال حجاز چیزی باقی مانده است ؟

    گفت : بله. چهار هزار دینار باقی مانده است. فرمودند : ان را بیاور که نیازمند حقیقی ان امده است.

    قنبر دینارها را اورد. امام دو برد خود را از تن در اورده و دینارها را در ان پیچید و دست مبارکشان را از شکاف در خارج کردند.

    زیرا به خاطر کم بودن دینارها از اعرابی خجالت کشیدند. و این شعر را سرودند :

    بگیر این مقدار دینار را. من به خاطر کمی ان از تو عذر می خواهم و بدانکه من نسبت به تو مهربانم.

    اگر در اینده وسیله فراهم شد ثروت سر شاری بر تو ریزش خواهد کرد. لیکن مردم زمانه بیگانه

    پرستند. و اینک دست ما خالی است.

    (ریب الزمان. یعنی حیله مردم زمان. منظور این است که مردم به جای اینکه خلافت را به خاندان رسالت بسپارند و خمس و زکاتشان را به ایشان برسانند تا به دست مستحق حقیقی برسانند.

    به غیر مراجعه می کنند. اعرابی دینارها را گرفته و های های گریه کرد. !امام فرمودند :

    شاید انچه عطا کردم به تو کم است که گریه می کنی. ؟ !

    اعرابی گفت : نه . ولیکن گریه من برای این است که چرا این دست های با سخاوت زیر خاک خواهد رفت. "

    یا حق.
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است

  9. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود