جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا میتوان مرگ را نادیده گرفت.؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,249 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا میتوان مرگ را نادیده گرفت.؟




    مرگ چیست؟ سوالی بدون جواب. قرنها است که انسانها در پی یافتن چگونگی زندگی پس از مرگ هستند.

    مگر می شود بگوییم موضوع مرگ بسته شده.؟ خیر چرا که این سوال همیشه بدنبال جواب است.

    از دید ادیان الهی تا دید علم و عرفان و منطق. در لحظه مرگ چه احساسی به انسان دست می دهد.؟

    کسانی که مرگ را تجربه کرده اند و دوباره به زندگی برگشته اند چه می گویند. ؟ نه نمی توان این موضوع را بست. باید همیشه باز باشد...

    حضرت علی علیه السلام می فرمایند :"فسابقوا رحمکم الله الی منازلکم التی امرتم ان تعمروها

    والتی رغبتم فیها و دعیتم الیها ."

    " پس به سوی منازل خود پیشی گیرید. (خدا شما را رحمت کند. ) .منازلی که مامور گشتید

    تا انها را اباد کنید. منازلی که میل به ان داشته و به سوی ان دعوت شدید. "

    حضرت در حدیث فوق مرگ را انتقال دهنده از این دنیا خوانده اند و به اندوختن زاد و توشه سفارش نموده اند.

    همچنین امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به یاران خویش فرمودند :

    " مرگ فقط پلی است که شما را از سختی و بلا و فلاکت و بدبختی ها به باغ های وسیع

    و نعمتهای همیشگی سوق می دهد.

    پس کدامیک از شما منتقل شدن از زندان به کاخ را خوش نداشته و از ان کراهت می ورزد ؟

    و این مرگ برای دشمنان شما همانند کسی است که از کاخ به زندان و عذاب منتقل گردد...

    همانا پدرم از رسول خدا (ص)به من خبر داد که دنیا زندان مومن و بهشت کافر است.

    و مرگ برای مومنان مانند پلی است که انها را به بهشت و باغ هایشان می رساند.

    همانطور که برای انان (دشمنان شما نیز )پلی خواهد بود که به جهنم سوقشان می دهد.

    نه من دروغ گفتم و نه پدرم به من دروغ گفته است.

    باز از حضرت علی علیه السلام روایت شده که می فرمایند :

    "لکل دار باب و باب دار الاخره الموت " هر خانه دری دارد و در خانه اخرت مرگ است.

    ادامه دارد...
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,249 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " هر کسی طعم مرگ را خواهد چشید :

    اگر ذائقه کسی سالم باشد.و خللی در قوه چشایی او ایجاد نشده باشد وقتی به او عسل داده

    شود. طعم شیرین و گوارای عسل را می فهمد. اما اگر همین شخص دچار عارضه چشایی شده و

    مثلا" سرما خوردگی شدید کام او را تلخ کرده باشد. عسل هم به او بدهند نه تنها طعم مطلوب ان

    را نمی فهمد احساس نامطلوبی هم نسبت به ان پیدا می کند.

    طبق ایات قران هر کسی طعم مرگ را خواهد چشید. اگر ذائقه اش سالم باشد. و بر اثر گناه و عصیان بیمار نشده باشد.

    وقتی نظر او را نسبت به مرگ جویا شوند. می گوید : " احلی من العسل ." یعنی از عسل شیرین تر است.

    اما اگر ذائقه اش بر اثر مرض های روحی و معنوی بیمار شده باشد. مرگ در نظرش بسیار

    تلخ و سخت خواهد بود. لذا طعم مرگ که به ناچار هر کسی باید بچشد بسته به سلامت

    یا بیماری اشخاص متفاوت است. و برای یکی شیرین و برای دیگری تلخ .

    قران کریم مرگ را یک قانون الهی می داند. و می فرماید : " کل نفس ذائقه الموت. "

    همه کس طعم مرگ را می چشند..."

    اری . زندگی جاوید و حیات بدون مرگ در دنیا ممکن نیست. و مرگ سرنوشت حتمی همه انسانها است.

    غنی و فقیر - پیر و جوان - سالم و مریض- خواهند مرد. با ان که مرگ در قضای خداوند یک سرنوشت حتمی و یک مقدر اجتناب ناپذیر است.

    با این وجود بیشتر مردم بر اثر عشق ورزیدن به زندگی و ارزو های دراز که در سر می پرورانند .

    از ان غافلند و انچنان سرگرم دنیای خود هستند که گویی باور ندارند روزی مرگ سر وقت انان

    می اید و به زندگی شان خاتمه می دهد.

    تمام مخلوقات خدا تا انجا در مرگ مساوی هستند که پیامبر خدا (ص)هم در برابر مرگ بیمه نیست.

    هر مخلوقی یک فرشته دارد. که همه روزه فریاد می زند . برای مردن بزایید. و برای خراب شدن بسازید.

    "مرگ را بهتر بشناسیم:

    رسول اکرم (ص) در روز بدر رو به شهدای بدر کرده و فرمودند :

    " هل وجدتم ما وعد ربکم حقا" ای کشته شدگان ایا انچه را که پروردگارتان به حق و راست به شما وعده داده بود یافتید ؟ "

    بعضی از اصحاب گفتند : یا رسول الله اینها که مرده اند .چگونه با ایشان سخن می گویید در

    حالی که جسدی بیش نیستند ؟

    حضرت فرمودند :"انهم اسمع منکم . " هم اکنون ایشان از شما شنوا ترند. و فهم و ادراک ایشان

    از شما بیشتر است. البته مشخص است که منظور از این حدیث شنیدن و درک با گوش مادی نیست. بلکه منظور شنیدن و ادراک برزخی است.

    که هم مسائل این جهان و هم مسائل برزخ را درک می کنند. همچنین از ان حضرت روایت شده

    که فرمودند :" الناس نیام فاذا ما توا انتبهوا " مردم در خوابند وقتی مردند بیدار می شوند.

    ادامه دارد...
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    4,327
    صلوات
    139000
    تعداد دلنوشته
    82
    مورد تشکر
    1,249 پست
    حضور
    122 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    " شباهت خواب و مرگ و اثبات وجود حقیقتی به نام روح :

    انسان هر شب در عالم رویا صحبت ها و گفتگو هایی دارد. بدون اینکه زبان و یا لب او جنبش و تکانی داشته باشند.

    و کسی که نزدیک این شخص بیدار است صدایش را نمی شنود. و سیر و سفر های او را

    در کوه و صحرا و جاهای دیگر نمی بیند.

    اینها نشان دهنده این است که حقیقتی به جز این جسم مادی در ما وجود دارد.

    خداوند متعال خواب دیدن را در وجود انسان برای این قرار داده تا واقعیت پرواز روح از کالبد جسم

    را به او بفهماند. و این اتفاق از دوران کودکی تا پیری هر چند وقت به وقوع می پیوندد. تا انسان زندگی در عالم برزخ و قیامت را انکار نکند.

    چنانچه از امام کاظم علیه السلام نقل شده است که :" بشر در ابتدای خلقت رویا نداشت.

    و بعد از مرور زمان خداوند به او عطا کرد .و ان بعد از وقتی بود که خداوند متعال پیامبری را برای دعوت و هدایت مردم زمانش فرستاد.

    او مردم را به اطاعت و بندگی پروردگار امر می کرد. ان مردم گفتند : " اگر ما خدا را بپرستیم در برابرش چه داریم. در حالی که دارایی تو از ما بیشتر نیست ؟

    ان پیامبر فرمود : " اگر اطاعت خدا کنید جزای شما بهشت است. و اگر معصیت کرده و حرف مرا

    نشنیده گرفتید جای شما دوزخ است. "

    گفتند : بهشت و دوزخ چیست ؟ برایشان توصیف کرد و توضیح داد. پرسیدند کی به ان می رسیم ؟
    فرمود : " هنگامی که مردید. " گفتند : ما می بینیم که مرده های ما پوسیده و خاک می شوند .و

    برای انها چیزی از انچه وصف کردی نیست ؟و ان پیغمبر را تکذیب کردند.

    خداوند رویا را برای انها قرار داد. در خواب دیدند که می خورند. می اشامند. حرکت می کنند و می گویند و می شنوند...

    و چون بیدار شدند. اثری از انچه دیده بودند ندیدند. نزد پیغمبرشان امدند.و خواب های خود را بیان کردند.

    ان پیغمبر فرمودند : " خداوند خواست حجت را بر شما تمام کند. روح شما هم این چنین است.

    هنگامی که مردید هر چند بدن های شما در خاک پوسیده می شود ولی روح های شما در عذاب و یا در ناز و نعمت می باشد. "
    از حضرت جواد علیه السلام سوال شد : " مرگ چیست ؟ "
    ایشان در جواب پاسخ دادند : " مرگ همان خواب است که هر شب سر وقت شما می اید.

    جز ان که مدت خواب مرگ طولانی است. و ادمی از ان خواب بیدار نمی شود جز روز قیامت. "

    شباهت و همانندی خواب و مرگ به اندازه ای است که رسول گرامی هر وقت از خواب بیدار

    می شدند. خدا را اینگونه حمد و سپاس می نمودند : " الحمد لله الذی احیانا بعد ما اماتنا

    و الیه النشور. " سپاس خداوندی را سزاست که ما را پس از مردن دوباره زنده کرد و حشر و

    برانگیختن مردم در قیامت به سوی او خواهد بود. "

    ادامه دارد...
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
    که چرا عشق به انسان نرسیده است
    چرا آب به گلدان نرسیده است
    چرا لحظه ی باران نرسیده است
    به هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است
    به ایمان نرسیده است وهنوزم که هنوز است
    غم عشق به پایان نرسیده است
    بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید
    بنویسد که هنوزم که هنوز است
    چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
    چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود